<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<theses_set>
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>446</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths446</thesis_code>
	<call_no>uni61ths446</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي فراواني مايكوپلاسماهاي ژنيتال در عفونتهاي واژينال در بيماران مراجعه كننده به كلنيك زنان يا درمانگاه بيمارستان دزياني شهر گرگان با روش كشت</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>66</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=446&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مايكوپلاسما ها از جمله ارگانيزمهاي شايعي هستند كه مي توانند در دستگاه تناسلي زنان موجب عفونت و عوارض بعدي آن روي جنين شوند. لذا هدف از اين مطالعه تعيين فراواني اين ازگانيزمها در زنان مبتلا به علائم واژينال به روش كشت بود.&lt;br&gt;مواد و روشها:&lt;br&gt;235 زن كه با علائم زير: ترشح واژينال، بدبو بودن ترشحات واژينال، سوزش، خارش، مقاربت دردناك به پزشك مراجعه كرده بودند و در معاينه باليني وجود عفونت مورد تاييد قرار گرفته بود وارد مطالعه شدند. ترشحات واژينال افراد تهيه شده و بعد از تعيين PH براي انجام كشت به آزمايشگاه ميكروب شناسي دانشكده پزشكي منتقل شدند.&lt;br&gt;نتايج:&lt;br&gt;در كشت 13 نفر (5/5%)از اين افراد مايكوپلاسما جدا گرديد. كه از ميكوپلاسماهاي جدا شده 7 مورد (61/5%) ميكوپلاسما هومينيس و يك مورد (7/6%) اوراپلاسما جدا شدو در 4 مورد هر دو باكتري ايزوله شدند يعني در مجموع 12 مورد م.هومينيس و در 5 مورد اورپلاسما اوراليتيكوم جدا شد. وجود مايكوپلاسما در كشتهاي انجام شده با هيچ كدام از متغير هاي مورد بررسي ارتباط معناداري نشان نداد.&lt;br&gt;نتيجه گيري:&lt;br&gt;شيوع ميكوپلاسماها در روش كشت در اين مطالعه از حد مورد انتظار كمتر بود. استفاده از تكنيكهاي ديگر مثل PCR ممكن است نتايج دقيقتري را بدست دهد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>مايكوپلاسما، كشت، عفونت واژينال، گرگان</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>نجمه حيدري جهان آبادي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سپيده   بخشنده نصرت</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عزت الله قائمي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>447</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths447</thesis_code>
	<call_no>uni61ths447</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي فراواني علل خونريزي دستگاه گوارش فوقاني و اقدامات درماني انجام شده در مراجعين به بيمارستان 5 آذر شهرستان گرگان در نيمه دوم سال 1386 و سه ماهه اول سال 1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>57</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=447&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف:&lt;br&gt;خون‌ريزي دستگاه گوارش فوقاني يك عارضه شايع و شديد بسياري از بيماري‌هاي دستگاه گوارش فوقاني مي‌باشد كه مي‌تواند باعث مورتاليتي و موربيديتي و هزينه‌هاي بالاي درمان گردد. اندوسكوپي دستگاه گوارش فوقاني نقش حياتي و بسيار مهمي را در اين زمينه ايفا مي‌كند، كه نه تنها تشخيص محل خون‌ريزي را در بيش از 90% بيماران مقدور مي‌سازد، همچنين اطلاعات ارزشمندي را زماني كه مداخله جراحي لازم مي‌باشد فراهم مي‌سازد. از اندوسكوپي در پروگنوز بيماران نيز استفاده مي‌گردد. در طي 30 سال اخير اندوسكوپي روش انتخابي در تشخيص علل خون‌ريزي باشد. در اين مطالعه فراواني علل خون‌ريزي دستگاه گوارش فوقاني و اقدامات درماني انجام شده در مراجعين با خون‌ريزي دستگاه فوقاني بررسي گرديد.&lt;br&gt;روش تحقيق:&lt;br&gt;مطالعه از نوع توصيفي تحليلي بوده، و بر روي بيماران مراجعه كننده با خون‌ريزي دستگاه گوارش فوقاني به بيمارستان 5 آذر گرگان در نيمه دوّم سال 1386 و سه ماهه اوّل سال 1387 انجام گرديد. در كليه بيماران اطلاعات دموگرافيك، علّت خون‌ريزي، مقدار خون دريافتي، وضعيت هموديناميك بيمار هنگام مراجعه، روش درماني، سابقه مصرف الكل  و سيگار، مرگ و مير بررسي شد.&lt;br&gt;نتايج:&lt;br&gt;از 100 بيمار مورد بررسي، 64 نفر مرد و 36 نفر زن بودند. ميانگين سني بيماران 18/2±49/57 بود. 31 نفر مصرف سيگار داشتند، و 5 نفر مصرف الكل را ذكر كردند. 14 نفر وضعيت ناپايدار هموديناميكي داشتند. تظاهر باليني كه بيماران با آن مراجعه كرده بودند، در 42 نفر ملنا، 30 هماتمز همراه با ملنا، 27 نفر هماتمز و 1 نفر هماتوشزي بود. 61 بيمار داراي بيماري زمينه‌اي بودند. 38 بيمار مصرف دارو را بيان كردند. 62 نفر دريافت خون داشتند. شايع‌ترين علت زخم دئودنوم بود (28 بيمار). 59 بيمار درمان دارويي، 34 بيمار درمان آندوسكوپيك، 4 بيمار درمان جراحي و 3 بيمار درمان جراحي و آندوسكوپيك را دريافت كردند. 5 بيمار فوت شدند.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري:&lt;br&gt;خون‌ريزي حاد دستگاه فوقاني يك اورژانس شايع و تهديد كننده حيات در تعداد زيادي از پذيرش‌هاي بيمارستاني است. بيماري زخم پپتيك شايع‌ترين يافته در بيماران بود. اين وظيفه ماست كه آندوسكوپي اورژانس را براي بيماران مراجعه كننده با خون‌ريزي دستگاه گوارش فوقاني به منظور و درمان آن در صورت لزوم انجام دهيم.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>خون‌ريزي دستگاه گوارش فوقاني، اندوسكوپي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>بهاره بهزادي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر تقي اميرياني</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>448</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths448</thesis_code>
	<call_no>uni61ths448</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>ارزيابي كيفيت خواب در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن برگشت ناپذير كليه تحت درمان با همودياليز در مركز آموزشي درماني 5 آذر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>83</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=448&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>زمينه و هدف: بسياري از بيماران مبتلا به نارسايي مزمن كليه تحت درمان با همودياليز دچار اختلال كيفيت و كميت خواب مي‌باشند. اين مطالعه با هدف ارزيابي كيفيت خواب در بيماران مبتلا به نارسايي مزمن برگشت ناپذير كليه تحت درمان با همودياليز تحت درمان در مركز آموزشي- درماني 5 آذر گرگان انجام شده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: 109 بيمار مبتلا به نارسايي مزمن برگشت ناپذير كليه تحت درمان با همودياليز در مطالعه شركت كردند. كليه اين بيماران پرسشنامه ارزيابي كيفيت خواب پيترزبورگ را پر نمودند و اطلاعات دموگرافيك، عدد هموگلوبين در ماه گذشته و سابقه بيماري‌هاي مزمن ديگر ثبت و تحليل گرديد. اطلاعات پس از جمع آوري، كد بندي شده و در نرم افزار SPSS 16.0  مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.&lt;br&gt;نتايج: از 109 بيمار كه در مطالعه شركت كردند 51 نفر (46/8%) مرد و 58 نفر (53/2%) زن بودند. 20 نفر (18/3%) كيفيت خواب خوب و 89 نفر (81/7%) كيفيت خواب ضعيف داشتند.&lt;br&gt;كيفيت خواب ضعيف با امتياز كل پرسشنامه پيترزبورگ بيشتر از 5 تعريف شد. ميانگين سني بيماران مورد مطالعه 13/26±47/03 سال بود. جوان ترين بيمار 17 سال و مسن‌ترين آن‌ها 68 سال داشتند. از نظر توزيع سني با افزايش سن، افراد بيشتري در گروه كيفيت خواب ضعيف قرار مي‌گرفتند (P=0/004). از ميان ساير متغيرهاي بررسي شده كيفيت خواب ضعيف با كاهش سطح تحصيلات (P=0/002)، سابقه بيماري ديابت (P=0/015)، استفاده از كاتتر براي دياليز (P=0/003)  ارتباط معني داري نشان داد. همچنين %21/5 بيماران وقفه‌هاي تنفسي طولاني مدّت حين خواب، %39/2 خر خر شبانه و %39/2 حركات دوره‌اي و بي‌قراري پاها داشتند.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان داد كه كيفيت خواب ضعيف در بيماران همودياليزي فراواني بالايي دارد و به عوامل شخصي و محيطي بسياري بستگي دارد. همچنين برخي از بيماران كه كيفيت خواب خود را خوب عنوان مي‌كنند درجاتي از اختلالات خواب را دارا هستند كه بدان واقف نمي‌باشند. اين مسأله لزوم توجه پزشك به اين اختلالات و درمان صحيح و به موقع را مطرح مي‌نمايد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>نارسايي كليوي، همودياليز، اختلال خواب، پيترزبورگ.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>شراره ثقفي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد موجرلو</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر محمد صالحي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>449</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths449</thesis_code>
	<call_no>uni61ths449</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي فراواني نقص لوله عصبي (NTD) در نوزادان متولد شده در مركز آموزشي - درماني بيمارستان دزياني گرگان به مدت 4 سال (1380-1376) .</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1381</edu_date>
	<s_date_year>1381</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>58</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=449&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>سابقه و هدف : نقص لوله عصبي (NTD) يكي از مهمترين و شايعترين ناهنجاريهاي بدو تولد مي باشد. هدف اين مطالعه تعيين فراواني NTD و انواع آن شامل اسپاينا بيفدا، آننسفالوسل و ارتباط آنها با قوميت، جنسيت ، سن مادر ، مصرف دارو و ارتباط فاميلي والدين مي باشد.   روش انجام مطالعه : نوع مطالعه به روش مقطعي بوده كه طي 4 سال (1380-1376) ، بر روي 26280 نوزاد متولد شده در مركز آموزشي - درماني بيمارستان دزياني گرگان صورت پذيرفت . اطلاعات به كمك پرسشنامه و براساس اهداف مطالعه از پرونده ها جمع آوري و پس از دسته بندي وارد رايانه شد. توصيف اطلاعات از طريق جداول و نمودارها صورت گرفت. در تجزيه و تحليل داده ها از آزمون آماري chi-square استفاده گرديد.    نتايج. نتيجه گيري نهايي : از 26280 نوزاد متولد شده ، 81 نوزاد مبتلا به NTD بودند كه شيوع آنها 3/08 در 1000 بوده و شيوع انواع NTD شامل اسپاينا بيفدا ، آننسفالي، آنسفالوسل ، نقص توام اسپاينا بيفدا و آننسفالي ،  نقص توام اسپاينا بيفداوآنسفالوسل به ترتيب 0/07،0/3،0/11،1/18،1/41در 1000 برآورد گرديد. در اين مطالعه شيوع NTD در دخترها (3/3در1000) بيشتر از پسرها (2/7در1000) و نسبت به دختر به پسر 1/21بوده است.  همچنين شيوع NTD در قوميت هاي مورد بررسي با يكديگر تفاوت داشت. به گونه اي كه در قوميت تركمن، سيستاني و فارس به ترتيب 2/41،4/76،6/78در 1000 گزارش گرديده است. احتمالاً به دليل تنوع اكولوژِيكي و اختلاف قوميتي و بالا بودن ميزان ازدواج هاي فاميلي در اين منطقه ، مي تواند از عواملي باشد كه شيوع بالاي NTD را در اين ناحيه توجيه كند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>NTD. اسپاينا بيفدا.آننسفالي. آنسفالوسل. قوميت. جنسيت. سن مادر . نسبت فاميلي والدين.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>فاطمه كلنگي مياندره</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد جعفر گلعلي پور</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس محمد علي وكيلي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>450</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths450</thesis_code>
	<call_no>uni61ths450</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثر عصاره هيدرو الكلي برگ گياه گزنه ( Urtica dioica ) برتغييرات هيستوپاتولوژيك و مورفومتريك بيضه موشهاي صحرايي ديابتي شده با استرپتوزو توسين</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>83</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=450&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>سابقه و هدف: يكي از عوارض ديابت اختلالات سيستم جنسي تناسلي است كه مي‌تواند با دژنراسيون بيضه‌ها، كاهش قطر و تغيير در آرايش و ساختار سلولي در لوله‌هاي سمينيفر همراه باشد. استفاده از گزنه دو پايه (Urtica dioica) به عنوان يك گياه دارويي ضد ديابت كه بومي منطقه آسيا و اروپا است از دير باز در طب سنتي مرسوم بوده است. لذا اين مطالعه با هدف بررسي اثر عصاره هيدروالكلي برگ گياه گزنه بر تغييرات هيستوپاتولوژيك و مورفومتريك بيضه موش‌هاي صحرايي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين طراحي شده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: 18 سر موش صحرايي نر از نژاد ويستار به 3 گروه مساوي شاهد، ديابتي و حفاظتي تقسيم شدند. موش‌هاي گروه حفاظتي در 5 روز اوّل آزمايش روزانه mg/kg 100 عصاره هيدروالكلي برگ گياه گزنه داخل صفاقي دريافت نمودند، و در روز ششم موش‌هاي هر دو گروه حفاظتي و ديابتي با تزريق 80 mg/kg دوز واحد استرپتوزوتوسين داخل صفاقي، ديابتي شدند. براي اطمينان از القاي ديابت تست تحمل گلوكز در شروع مطالعه و همچنين در هفته‌هاي 3 و 5 انجام شد. در پايان هفته پنجم با استفاده از بيهوشي بيضه موش‌ها جدا شده و در محلول بوئن فيكس شد. نمونه بيضه‌هاي چپ با ضخامت 5-4 ميكرومتر برش داده شد و با روش هماتوكسيلين و ائوزين براي مطالعات هيستوپاتولوژيك و مورفومتريك رنگ آميزي شدند و از اسلايدهاي تهيه شده توسط ميكروسكوپ نوري تحقيقاتي Olympus عكس تهيه شد. قطر خارجي، قطر داخلي و ضخامت اپيتليوم لوله‌هاي سمينيفر توسط نرم افزار Olysia Autobioreport اندازه گيري شد و مقادير به دست آمده توسط نرم افزار SPSS اندازه گيري شد و مقادير به دست آمده توسط نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.&lt;br&gt;يافته‌ها: ديابت منجر به كاهش معني دار قطر خارجي، قطر داخلي و ضخامت اپيتليوم لوله‌هاي سمينيفر شد(p&lt;0/05) ، و پيش درماني با عصاره گزنه توانست اين تغييرات ناشي از ديابت را به طور معني داري تعديل نمايد (p&lt;0/05). همچنين ديابت با تغييرات هيستوپاتولوژيك بيضه ( Disintegration سلول‌ها، واكوئليزاسيون سلول‌هاي سرتولي و اسپرماتوژنيك بازال، كاهش اسپرم در لوله‌هاي سمينيفر) همراه بود كه اين تغييرات در گروه‌هاي شاهد و حفاظتي ديده نشد.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري: اين مطالعه نشان داد كه عصاره هيدروالكلي برگ گياه گزنه مي‌تواند يك نقش حفاظتي در برابر تغييرات هيستوپاتولوژيك و مورفومتريك بيضه ناشي از ديابت داشته باشد و مي‌تواند اين تغييرات را در لوله‌هاي سمينيفر موش‌هاي صحرايي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين به طور معناداري تعديل نمايد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>گزنه دو پايه، ديابت، موش صحرايي، بيضه، مورفومتري، استرپتوزوتوسين.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>بابك كبيري بالاجاده</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد جعفر گلعلي پور</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>451</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths451</thesis_code>
	<call_no>uni61ths451</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي ارزش پيشگويي آزمايش شمارش گلبول سفيد در تشخيص پاتولوژي آپانديس بيماران مشكوك به آپانديسيت حاد در بيمارستان 5 آذر گرگان از فروردين 1386تا پايان شهريور 1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>67</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=451&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف: آپانديسيت حاد يكي از اورژانس‌هاي جراحي بوده كه در تشخيص افتراقي شكم حاد قرار مي‌گيرد. ميزان تشخيص اشتباه آپانديسيت در حدود 15% است و اصول تشخيص بر اساس شرح حال، معاينه فيزيكي و يافته‌هاي پاراكلينيكي مثل WBC و PMN است. در اين مطالعه ارزش پيشگويي اين دو پارامتر خوني در تشخيص آپانديسيت مورد بررسي قرار گرفت.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: اين مطالعه، توصيفي- تحليل به روش مقطعي مي‌باشد. در اين مطالعه پرونده 284 بيمار كه از تاريخ فروردين 1386 تا پايان 1387 در اورژانس بيمارستان 5 آذر گرگان بستري و تحت عمل جراحي آپاندكتومي قرار گرفته بودند و حاوي اطلاعات مورد نياز (سن، جنس، شرح حال، آزمايش خون و جواب پاتولوژي) بودند انتخاب و با كمك نرم افزار SPSS  و آزمون  آماري كاي دو و T- Test مورد آناليز قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;br&gt;نتايج: 186 بيمار مرد (65%) و 98 مورد (35%) زن بودند. ميانگين سني در بيماران 27/34 سال بود. ميزان تشخيص اشتباه در آپانديسيت 18% بود. حساسيت آزمايش WBC در تشخيص آپانديسيت، 91% مي‌باشد و ميزان اختصاصي بودن آن در حدود 35% است. ارزش اخباري آپانديسيت، 76% مي‌باشد و ميزان اختصاصي بودن آن در حدود 51% است. ارزش اخباري مثبت 88% و ارزش اخباري منفي 32% مي‌باشد.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري: با توجه به اينكه حساسيت و ارزش اخباري مثبت تست‌هاي WBCو PMN در تشخيص آپانديسيت بالا مي‌باشد، مي‌توان نتيجه گرفت كه مثبت شدن اين آزمايش‌ها براي تاييد تشخيص در موارد مشكوك كمك كننده است و مي‌تواند به تقويت تشخيص باليني كمك كند، ولي چون ارزش اخباري منفي اين تست‌ها نسبتاً پايين است، طبيعي بودن آن‌ها نمي‌تواند براي رد تشخيص آپانديسيت كافي باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>آپانديسيت حاد، PMN، WBC</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>حجت حقيقي منش</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر فرهاد نادعلي</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>452</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths452</thesis_code>
	<call_no>uni61ths452</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>تعيين شيوع بيماري سلياك در افراد با علائم سندرم روده تحريك پذير و مقايسه آن با گروه كنترل</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>51</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=452&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف: سندرم روده تحريك پذير بيماري شايعي در سطح جهان است و بر اساس معيارهاي استاندارد مثل رم تخمين زده مي‌شود كه 20-10% افراد جامعه مبتلا به اين بيماري مي‌باشند. علايم بيماري سلياك مي‌تواند مشابه سندرم روده تحريك پذير باشد و به همين علّت در بسياري از مواقع بيمار سلياكي به عنوان فرد مبتلا به سندرم روده تحريك پذير تلقي و درمان مي‌شود. مطالعاتي كه در سال‌هاي اخير انجام شده است افزايش شيوع بيماري سلياك را در افراد مبتلا به سندرم روده تحريك پذير نسبت به جمعيت نرمال، گزارش كرده‌اند. مطالعه فوق به منظور بررسي شيوع اين بيماري در افراد مبتلا به سندرم روده تحريك پذير انجام شد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: در اين مطالعه بر  روي دو گروه كه يك گروه شامل 160 بيمار با تشخيص قطعي سندرم روده تحريك پذير كه بر اساس معيارهاي استاندارد بين‌المللي رم انتخاب شده بودند و گروه ديگر كه 160 فرد سالم كه سابقه هيچ بيماري خاصي را نداشتند انجام شد و تست‌هاي غربالگري سلياك (ترانس گلوتاميناز بافتي) براي هر دو گروه انجام شد شيوع بيماري سلياك در اين دو گروه با هم مقايسه شد.&lt;br&gt;يافته‌ها: در گروه بيماران مبتلا به سندرم روده تحريك پذير 0/62 درصد افراد مبتلا به بيماري سلياك بودند و در گروه كنترل نيز تنها 0/58 درصد مبتلا به بيماري سلياك بودند كه تمام موارد مثبت جنسيت زن داشتند و از قوميت فارس بودند.&lt;br&gt;نتيجه گيري: ارتباط معناداري بين شيوع بيماري سلياك در افراد مبتلا به سندرم روده تحريك پذير يافت نشد و اضافه كردن تست‌هاي غربالگري سلياك در آزمايشات روتين سندرم روده تحريك پذير توصيه نمي‌شود. امّا پيرامون اين موضوع مطالعات بيشتري با حجم نمونه بالاتر توصيه مي‌شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>سندرم روده تحريك پذير- بيماري سلياك- ترانس گلوتاميناز بافتي</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>عادل شا ليزار</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر تقي اميرياني</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>454</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths454</thesis_code>
	<call_no>uni61ths454</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>مقايسه رژيم تركيبي دسفروكسامين دفريپرون با درمان تك دارويي دسفروكسامين در بيماران مبتلا به بتا تالاسمي ماژور</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>68</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=454&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقايسه رژيم تركيبي دسفروكسامين و دفريپرون با درمان تك دارويي دسفروكسامين در بيماران مبتلا به بتاتالامسي ماژور&lt;br&gt;مقدمه و هدف: دست‌يابي به يك رژيم دارويي موثر و كم عارضه براي كاهش بار آهن ناشي از تزريق خون در بيماران بتا تالاسمي از اهداف محققان بوده است. با توجه به عوارض ناشي از كاربرد تكدارويي دفريپرون، استفاده از رژيم تركيبي دفريپرون و دسفروكسامين به عنوان شلاتور در اين بيماران پيشنهاد شده است. اين مطالعه اثر بخشي رژيم تركيبي را با رژيم تك دارويي دسفروكسامين در كاهش فريتين بيماران بتا تالاسمي ماژور مورد مقايسه قرار داده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: اين مطالعه به صورت كار آزمايي باليني در مركز تحقيقات تالاسمي گرگان بر روي 28 بيمار مبتلا به بتاتالاسمي ماژور انجام شده است. 14 بيمار با عدم كمپليانس نسبت به دسفروكسامين به طور تصادفي انتخاب شدند. اين بيماران دفريپرون با دوز 75mg/kg/day  در سه دوز منقسم به همراه دسفروكسامين با دوز mg/kg 50-40  يك روز در ميان دريافت نمودند. 14 بيمار ديگر كه از لحاظ سن، جنس و فريتين با گروه اوّل مشابه سازي شده بودند، دسفروكسامين با دوز 40mg/kg/day  به صورت انفوزيون زير جلدي به مدّت 12-8 ساعت در روز و 6-5 روز در هفته دريافت نمودند. كليه بيماران به مدت 6 ماه با اندازه گيري فريتين تحت پيگيري قرار گرفتند. آناليز داده‌ها با استفاده از نرم افزار spss 11/5 و تست t زوجي انجام گرديد.&lt;br&gt; نتايج: در بيماران گروه مورد ميزان فريتين سرم از µg/l 98/3434 ± 83/7539 به 26/2706 ± 66/4848 (001/0 &gt; P) و 75/2308± 33/4338 (001/0 &gt; P) پس از سه و شش ماه كاهش يافت. در بيماران گروه كنترل ميانگين فريتين سرم از از µg/l 83/3613 ± 00/5668 به 93/3940 ± 81/6210 (153/0 &lt;= P) و 99/3205± 07/5742 (902/0 &lt;= P)  در پايان ماه سوم و ششم افزايش يافت. شايع‌ترين عوارض درمان تركيبي تهوع (8/25 درصد) و آرتروپاتي (8/25 درصد) بود.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري: درمان تركيبي با دفريپرون و دسفروكسامين باعث كاهش بيشتر فريتين سرم نسبت به درمان تك دارويي با دسفروكسامين بيماران مي‌گردد. استفاده از رژيم درماني تركيبي دفريپرون با دوز 75mg/kg/day در سه دوز منقسم به همراه دسفروكسامين با دوز 50-40mg يك روز در ميان به عنوان رژيم موثر در كاهش فريتين سر بيماران مبتلا به بتا تالاسمي ماژور به عنوان يك رژيم موثر پيشنهاد مي‌شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>دفريپرون، دسفروكسامين، فريتين، بتا تالاسمي ماژور</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>حنيف هاشم نژاد رحيم آبادي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر نرگس بيگم ميربهبهاني</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>455</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths455</thesis_code>
	<call_no>uni61ths455</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه اي تاثير دفريپرون و دسفرو كسامين بر روي فريتين سرم بيماران بتا تالاسمي</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>75</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=455&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: دفريپرون به عنوان يك شلاتور خوراكي به منظور كاهش بار آهن در بيماران مبتلا به تالاسمي ماژور به عنوان جايگزيني براي دسفركسامين كه يك شلاتور تزريقي مي‌باشد پيشنهاد شده است.&lt;br&gt;هدف: اين تحقيق به منظور بررسي مقايسه‌اي تأثير دفريپرون و دسفروكسامين بر روي فريتين سرم بيماران انجام شده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: اين مطالعه به صورت كارآزمايي باليني در مركز تحقيقات تالاسمي بر روي 40 بيمار مبتلا به تالاسمي ماژور انجام شده است. 20 بيمار با عدم كمپليانس نسبت به دسفروكسامين به طور تصادفي انتخاب شده، دفريپرون با ميزان 75 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن روزانه در سه دوز منقسم به شكل خوراكي تجويز شد. 20 بيمار ديگر كه از لحاظ سن، جنس و فريتين با گروه اول مشابه سازي شده بودند، دسفروكسامين با دوز 50-40 ميلي گرم وزن بدن به صورت انفوزيون زير جلدي به مدّت 12-8 ساعت 5 روز در هفته دريافت نمودند. كليه بيماران به مدّت 12 ماه تحت پيگيري قرار گرفتند. آناليز داده‌ها با استفاده از نرم افزار Spss 11.5 و آزمون t  زوجي و ويلكاكسون انجام گرديد.&lt;br&gt;نتايج: ميزان فريتين سرم در گروه مورد از (n=20)49/1398±00/2731 ميكروگرم در ليتر به  (n=15) 62/978 ±46/2788 ميكروگرم در ليتر بعد از 6 ماه و به (n==17) 95/1833 ± 76/3331 ميكروگرم در ليتر بعد از دوازده ماه افزايش يافت. ميانگين فريتين اوّليه در گروه كنترل از (n=20) 11/1598±50/2883ميكروگرم در ليتر به (n=19) 21/1258±26/2935 ميكروگرم در ليتر بعد از شش ماه افزايش و به (n=19) 10/1216±84/2773 ميكروگرم در ليتر بعد از دوازده ماه كاهش يافت (p-value =0/69) و (p-value=0/28). شايع‌ترين عوارض درمان با دفريپرون شامل توتروپني (%10)، آرتريت (%10) و تهوع (%5) بود.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري: علي رغم افزايش مختصر ميانگين فريتين بعد از درمان با دفريپرن، اين افزايش از نظر آماري معني دار نمي‌باشد و مي‌تواند تأثير مناسبي در دفع آهن داشته باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>دفريپرون، دسفروكسامين، بتا تالاسمي ماژور، كار آزمايي باليني گرگان</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>هانيه محسن خواه املشي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر نرگس بيگم ميربهبهاني</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>456</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths456</thesis_code>
	<call_no>uni61ths456</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي الگوي مصرف آنتي بيوتيك در مركز  آموزشي درماني 5 آذر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>80</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=456&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>سابقه و هدف: تجويز غير منطقي آنتي‌بيوتيك‌ها به ويژه مصرف بي رويه آن‌ها باعث افزايش گونه‌هاي مقاوم باكتريايي در عفونت‌هاي بيمارستاني و بروز عوارض خطرناك امّا قابل اجتناب مي‌شود كه پيامد آن‌ها تحميل خسارت مالي و باليني جبران ناپذير بر سيستم بهداشتي مي‌باشد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: اين پژوهش با هدف بررسي الگوي مصرف آنتي بيوتيك‌ها در بخش‌هاي مختلف مركز آموزشي درماني 5 آذر طي سال 1387 به بهره گيري از سيستم استاندارد بين‌المللي (The Anatomical Therapeutic chemical Defined Daily Dose) ATC ، توصيه شده از سوي سازمان بهداشت جهاني (WHO) در قالب يك مطالعه توصيفي ارزيابي مصرف دارو، طرح ريزي گرديده است.&lt;br&gt;نتايج: در طي اين مطالعه 318 پرونده مورد بررسي قرار گرفت كه 69% (220 پرونده) آن‌ها  آنتي بيوتيك دريافت كرده بودند. از كل پرونده‌هايي كه آنتي بيوتيك دريافت كرده بودند 29% تب داشته‌اند و از كل پرونده‌هايي كه آنتي بيوتيك نگرفته‌اند 95% تب نداشته‌اند. ميزان كل آنتي بيوتيك‌هاي مصرفي در طي مدّت مطالعه در مركز آموزشي درماني پنجم آذر گرگان بالغ بر 122/05 بود كه 84/76% آن به اشكال تزريقي مربوط مي‌باشد. بالاترين ميزان مصرف آنتي بيوتيك مربوط به بخش عفوني با 259/62 بود. بيشترين ميزان آنتي بيوتيك مصرفي مربوط به سفترياكسون با 30% سپس كليندامايسين با 21% و سفازولين با 12% و مترونيدازول با 9% از كل آنتي بيوتيك مصرفي را به خود اختصاص دادند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>آنتي بيوتيك، الگوي مصرف دارو، دوز تعيين دارو</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>عنايت الله بيژني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر بهناز خدابخشي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عبدالوهاب مرادي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>457</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths457</thesis_code>
	<call_no>uni61ths457</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه اي كاهش شنوايي در بيماران ديابتي و افراد غير ديابتي در سال 1387 در مركز آموزشي درماني 5آذر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>68</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=457&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>زمينه و هدف: طبق برآوردهايي كه مي‌شود آمار بيماران ديابتي در حال افزايش است و با توجه به اين كه بيماري سير مزمن دارد و باعث بروز عوارضي كه عمدتاً غير قابل برگشت نيز مي‌باشند بر ارگان‌هاي مختلف بدن مي‌شود، مطالعه و كار پژوهشي در چنين بيماراني به نظر مي‌رسد بجا و لازم باشد. كلينيك ديابت شهرستان گرگان كه يكي از مراكز مراجعه بيماران ديابتي و گرفتن راهنمايي و سرويس‌هاي لازم مي‌باشد محلي است كه مي‌توان براي انجام كار پژوهشي مورد استفاده قرار داد و عدم اطلاعات كافي از عوارض گوشي در چنين بيماراني و اينكه تا كنون كار تحقيقي درباره آن انجام نشده است انگيزه انجام اين كار تحقيقي براي من شد تا بتوانم از نتايج بدست آمده در جهت كمك به بيماران و ارائه به مجامع علمي مورد استفاده قرار دهم.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: در اين مطالعه كلاً 100 بيمار شركت داشتند 50 تاي آن‌ها بيماران ديابتي بودند كه تشخيص قطعي ديابت براي آن‌ها داده شده بود و براي كنترل ديابتشان ماهانه به كلينيك ديابت بيمارستان پنجم آذر مراجعه مي‌كردند و 50 تاي ديگر بيماراني بودند كه به دلايل ديگر به كلينيك مراجعه كردند و سابقه‌اي از ديابت نداشتند، به اين گروه غير ديابتي اطلاق شد. اين دو گروه از نظر سني كاملاً يكسان بوده و به چهار گروه تقسيم شدند. پرسشنامه اتولوژيك در اختيارشان قرار گرفت و اطلاعات گوشي پر شد و تك تك اطلاعات بررسي شد و نتيجه گيري انجام گرديد.&lt;br&gt;نتايج: از 100 بيمار، 19 بيمار با مشكل گوشي مراجعه كرده بودند كه 12 تاي آن‌ها ديابتي و 7 تاي آن‌ها غير ديابتي بودند. از 12 تا ديابتي 8 بيمار كاهش شنوايي داشتند و از 7 تا غير ديابتي 3 بيمار كاهش شنوايي داشتند. در ضمن در بيماران ديابتي كه طول مدت ديابتشان بالاي 5 سال بود كاهش شنوايي داشتند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>كاهش شنوايي حسي- عصبي، كاهش  شنوايي انتقالي، ديابت شيرين.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>زهرا احمدي وسمه جاني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر محمد حسين تازيكي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>458</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths458</thesis_code>
	<call_no>uni61ths458</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>مقايسه اثر دگزامتازون با متوكلوپراميد در پيشگيري از تهوع و استفراغ بعد از عمل سزارين</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>82</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=458&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>هدف: هدف از انجام اين مطالعه، بررسي تفاوت تأثير 8 ميلي‌گرم دگزامتازون و 10 ميلي‌گرم متوكلوپراميد، در كاهش تهوع و استفراغ بعد از عمل در بيماراني كه تحت عمل سزارين قرار گرفتند، بود.&lt;br&gt;روش‌ها: در اين مطالعه، 120 بيمار كه تحت عمل غير اورژانس سزارين با بيهوشي اسپاينال قرار گرفتند، به طور تصادفي در دو گروه 8 ميلي‌گرم دگزامتازون (گروه اول، 60 بيمار) و 10 ميلي‌‌گرم متوكلوپراميد (گروه دوم، 60 بيمار) قبل از عمل دريافت كردند. بيماراني كه بيماري زمينه‌اي داشتند و آن‌هايي كه اپيوئيد دريافت كرده بودند، وارد مطالعه نشدند. بروز تهوع و استفراغ در 2 و 6 ساعت اوّل بعد از عمل ثبت شد. بررسي تهوع و استفراغ بعد از عمل توسط يك نفر انجام مي‌شد.&lt;br&gt;نتايج: بروز تهوع در 2 ساعت اوّل بعد از عمل در گروه دگزامتازون 8/3 درصد و در گروه متوكلوپراميد 21/7 درصد بود. بروز تهوع در 6 ساعت اوّل بعد از عمل، دگزامتازون به طور قابل ملاحظه‌اي در كاهش بروز تهوع موثرتر از متوكلوپراميد بود (p&lt;0/05). در گروه اوّل استفراغ رخ نداد. بروز استفراغ در 2 و 6 ساعت اوّل بعد از عمل در گروه دوّم، به ترتيب 3/3 و 5 درصد بود. بروز استفراغ در دو گروه از نظر آماري تفاوت معناداري نداشت (صفر در مقابل 3/3 و 5 درصد در 2 و 6 ساعت اول، p&gt;0/05).&lt;br&gt;بحث: در اين مطالعه، در بيماراني كه تحت عمل سزارين با بيهوشي اسپاينال قرار گرفتند، دگزامتازون به طور قابل ملاحظه‌اي در پيشگيري تهوع و استفراغ بعد از عمل موثرتر از متوكلوپراميد بود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>تهوع و استفراغ بعد از عمل، دگزامتازون، متوكلوپراميد، سزارين</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>شاهين براتي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر اراز بردي قورچايي</last_name> 
				</executor>
				
		
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>459</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths459</thesis_code>
	<call_no>uni61ths459</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>سرواپيدميولوژي هپاتيت E در زنان مراجعه كننده به بيمارستان دزياني گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>53</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=459&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف:&lt;br&gt;هپاتيت E نوعي بيماري ويروسي منتقله از طريق دستگاه گوارش (مدفوعي- دهاني) است كه مي‌تواند منجر به يك هپاتيت خود محدود شونده عمدتاً در بزرگ‌سالان (بيشتر در سنين 45-17 سال) ديده مي‌شود. در اين بيماري منجر به هپاتيت مزمن و يا حالت ناقل مزمن نمي‌شود ولي بر خلاف ساير هپاتيت‌هاي ويروسي در زنان باردار و مخصوصاً در سه ماهه سوّم حاملگي در 20 تا 25 درصد منجر به مرگ مادران مي‌گردد. شيوع هپاتيت E با بررسي سرواپيدميولوژيك در كشورهاي در حال توسعه بين 10 تا 35 درصد گزارش شده است و در مناطق اندميكHEV ، بيش از 50 درصد موارد هپاتيت حاد تك گير با HEV حادث مي‌گردد. ضمناً در بررسي اخير ميزان شيوع هپاتيت E در زنان سنين باروري شهرستان گرگان 5/8% گزارش گرديده است. از آنجايي كه عفونت زنان باردار با اين ويروس احتمال مرگ و مير آنان را بالا مي‌برد و با توجه به اينكه اطلاعات آماري از نظر سرواپيدميولوژيك HEV در زنان باردار منطقه گرگان مشخص نبود، مطالعه‌اي توصيفي- تحليلي مقطعي در اين راستا، انجام داديم تا ضمن تعيين سرواپيدميولوژيك آن، با پيشنهاد اتخاذ تدابير بهداشتي و دقت بيشتر به اين معضل، در حفظ سلامت مادران باردار و نوزادان آن‌ها، كمكي هر چند ناچيز صورت گيرد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: جامعه مورد مطالعه، از ميان زنان باردار مراجعه كننده به بيمارستان دزياني گرگان انتخاب شد. از داوطلبين شركت كننده در اين طرح 5 ميلي ليتر خون گرفته و سرم آن جدا گرديد و جستجوي آنتي بادي عليه اين ويروس در آن‌ها، به روش الايزا انجام شد. در زمان جمع آوري اطلاعات پرسشنامه‌اي كه مربوط به اطلاعات دموگرافيك و متغيرهاي مورد بررسي بود پر گرديد كه نهايتاً نتيجه آزمايشات مربوط به آن فرد نيز در آن قيد شد. جهت بررسي سرم ها از نظر آنتي بادي بر عليه HEV، روش الايزا را انتخاب كرديم و از كيت (Italy) P استفاده كرديم. داده‌ها در نرم افزار SPSS وارد رايانه شده و در مورد بررسي ارتباط آماري در ميان متغيرهاي كمي از تي تست استفاده شد.&lt;br&gt;نتايج:&lt;br&gt;از 394 فرد مورد مطالعه، 29 فرد (7/36%) از نظر بروز آنتي‌بادي عليه هپاتيت E مثبت شدند و متغيرهاي سن، سطح تحصيلات، سن حاملگي (بر حسب تريمستر) و تعداد حاملگي، با بروز آنتي‌بادي عليه هپاتيت E ارتباط معني‌داري داشتند.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري:&lt;br&gt;نتايج حاصله، حاكي از اندميك بودن هپاتيت E در كشور ماست و مطالعات بيشتر بر روي زنان باردار خصوصاً در تريمستر دوّم بارداري توصيه مي‌شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>هپاتيت E، زنان باردار، گرگان</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>دامون رود گري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر سپيده   بخشنده نصرت</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر عليجان تبرائي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>460</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths460</thesis_code>
	<call_no>uni61ths460</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>پلي مورفيسم ژن Nerve Growth Factor در بيماران مبتلا به مالتيپل اسكلروزيس ( MS ) و كنترل تركمن و غير تركمن سالم</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>51</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=460&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف: مولتيپل اسكلروزيس (MS) يك بيماري التهابي سيستم عصبي مركزي چند عاملي (multifacatorial)  است كه اختلال در تنظيم سيستم ايمني نقش مهمي در ايجاد آن دارد. عليرغم مطالعات وسيعي كه در مورد ارتباط ژنتيكي با استعداد ابتلا به MS صورت گرفته، تنها ژن عامل سازگاري نسجي (HLA-II)  بر روي كرموزوم شماره 6 يافت شده است كه داراي ارتباطي مشخص با بيماري است. از آنجايي كه مطالعات متعددي بر روي بيماران مبتلا به MS براي يافتن ژن‌هاي موثر احتمالي ديگر در حال انجام است، امّا با توجه با تفاوت‌هاي ساختاري جمعيت در جوامع و گروه‌هاي قومي و نژادي مختلف، ممكن است پلي‌مورفيسم ديگري در تعيين استعداد به MS يا سير بيماري نقش داشته باشند.&lt;br&gt;با توجه به افزايش شيوع بيماري MS در ايران و فقدان اطلاعات كافي و منسجم در مورد پيشينه ژنتيكي، مطالعه موردي- شاهدي جهت تعيين ساختار ژنتيكي اين بيماران به صورت تعيين تفاوت ژنوتيپها در بيماران MS و كنترل و تأثير پلي‌مورفيسمها بر روي استعداد يا مقاومت به MS انجام گرديد. در اين راستا بررسي پلي‌مورفيسم ژن Factor Nerve Growth در بيماران مبتلا به MS و افراد سالم تركمن و غير تركمن صورت گرفت تا نقش آن در ايجاد MS بررسي نماييم.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: از بيماران مبتلا به MS و افراد سالم كه به لحاظ قومي و جنسي يكسان و فاقد گونه بيماري التهابي و خود ايمني مشخص بودند، پس از اخذ رضايت 20 ميلي خون محيطي گرفته شد و پس از استخراج DNA  به روش تغيير يافته salting out ، با استفاده از روش:Sequence specifical polymorphism-polymerase change reaction يا SSP-PCR ژن مربوطه مورد بررسي قرار گرفت و نتايج با استفاده از نرم افزارهاي آماري  SPSSوSTATA  بر حسب مورد آناليز شد.&lt;br&gt;نتايج: بين ژنوتيپ گروه بيماران مبتلا به MS و افراد كنترل تفاوت معنيداري از نظر مادري مشاهده شد (p=0/036)، كه اين اختلاف با آناليز متناظر بين ژنوتيپ T/T با C/T نيز مشخص گرديد (p=0/022)، امّا بين T/T  با C/C و C/C با C/T اختلاف معنيداري وجود نداشت. از طرفي بين جنسيت، قوميت، سن شروع و شدت بيماري با ژنوتيپ ارتباط معني‌داري يافت نشد.&lt;br&gt;نتيجه گيري: به نظر مي‌رسد ژنوتيپ T/T حداقل در بررسي حاضر يك فاكتور زمينه ساز براي ابتلا به بيماري MS به شمار مي‌رود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>مالتيپل اسكلروزيس، فاكتور رشد عصب، پلي مورفيسم</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>رحيم صفاري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر مجيد شهبازي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر حميد عبادي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>461</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths461</thesis_code>
	<call_no>uni61ths461</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي اثر ليدوكايين در كاهش درد ناشي از تزريق پروپوفول در اتاق عمل جراحي بيمارستان 5 آذر گرگان</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>38</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=461&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: پروپوفول يك داروي هوشبري وريدي است كه با وجود اثرات مفيد فراوان، تعدادي اثر جانبي دارد كه يكي از آن‌ها درد در محل تزريق است.&lt;br&gt;يكي از راه‌هاي كاهش درد استفاده از وريدهاي بزرگ و اجتناب از وريدهاي پشت دست است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: فرضيه ما اين بود كه ليدوكايين شدّت درد ناشي از تزريق پروپوفول را كاهش مي‌دهد.&lt;br&gt;مطالعه حاضر يك كار آزمايي باليني است كه در اتاق عمل جراحي بيمارستان پنجم آذر گرگان وابسته به دانشگاه علوم پزشكي گلستان در 60 بيمار كه از اوّل شهريور‌ماه 1386 تا اوّل بهمن ماه 1387 از پروپوفول استفاده شد، انجام گرديد. بيماران به‌طور تصادفي به دو گروه 30 نفره تقسيم شدند. و گروه اوّل از پروپوفول به تنهايي و گروه دوم از پروپوفول به همراه لييدوكايين استفاده شد. شدّت درد از صفر تا سه، در چهار گروه طبقه بندي شد. در گروه اوّل از پروپوفول به تنهايي و گروه دوّم از پروپوفول به همراه لييدوكايين استفاده شد. شدّت درد از صفر تا سه، در چهار گروه طبقه بندي شد. در گروه اول از پروپوفول 1% با دوز 2mg/kg  به صورت وريدي استفاده كرده و پس از تزريق 2 سي‌سي اوّل از دارو درد را بررسي مي‌كنيم. در گروه دوّم ابتدا 30mg  ليدوكايين 1% را به صورت وريدي تزريق كرده 10 ثانيه بعد پروپوفول 1% را با دوز 2mg/kg  به صورت وريدي استفاده كرده و پس از تزريق 2 سي‌سي اول از داروي درد را بررسي مي‌كنيم.&lt;br&gt;يافته‌ها: در گروه اوّل كه از پروپوفول به تنهايي استفاده شد، 5 بيمار شدّت درد معادل صفر (15/66%)، 7 بيمار شدّت درد معادل يك (23/33%)، 8 بيمار شدّت درد معادل دو (26/66%) و 4 بيمار شدّت درد معادل يك داشتند (13/33%) و هيچ بيماري شدّت درد معادل دو يا سه نداشت. آزمون كاي دو براي فرضيه انجام شد و با P&lt;0/001)  فرضيه تاييد شد.&lt;br&gt;بحث و نتيجه گيري: با توجه به اينكه بروز و شدّت درد تزريق پروپوفول با استفاده از ليدوكايين كاهش آشكاري داشت و ارزان بودن، در دسترس بودن و اثرات جانبي بسيار اندك، مصرف ليدوكايين به همراه پروپوفول توصيه مي‌گردد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>درد، پروپوفول، ليدوكايين</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>سيد مسعود حسيني</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر اراز بردي قورچايي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس محمد رضا قنبري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>462</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths462</thesis_code>
	<call_no>uni61ths462</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي مقايسه اي ميزان رضايت از زندگي زناشويي در دانشجويان متاهل دانشگاه علوم پزشكي گرگان و كاركنان متاهل بيمارستان هاي 5 آذر و دزياني و طالقاني در سال 1387</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1387</edu_date>
	<s_date_year>1387</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>48</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=462&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه و هدف: ازدواج مهم‌ترين تصميم در زندگي محسوب مي‌شود و حدود 95% از افراد در برهه‌اي از زمان ازدواج مي‌كنند. در طول زندگي مشترك متغيرهاي گوناگوني بر نحوه ارتباط زوجين با يكديگر تأثير مي‌گذارد و اشتغال به تحصيل يكي از عوامل موثر بر رضايتمندي از زندگي زناشوئي است. لذا اين مطالعه با هدف مقايسه ميزان رضايتمندي از زندگي زناشويي در افراد متأهل دانشجوي علوم پزشكي گلستان و كاركنان متأهل بيمارستان‌هاي 5 آذر دزياني و طالقاني انجام شده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: اين مطالعه از نوع توصيفي- تحليلي مي‌باشد و جمعيت مورد مطالعه 64 دانشجوي متأهل از دانشگاه علوم پزشكي گلستان و 91 نفر از كاركنان بيمارستان‌هاي 5 آذر، طالقاني و دزياني هستند. افراد مورد بررسي براي مشابهت از نظر سني در محدوده 32-18 سال، حداكثر يك فرزند و حداقل 6 ماه زندگي مشترك زير 1 سقف براي آن‌ها در نظر گرفته شد. ابزار گرد آوري داده‌ها شامل پرسشنامه حاوي مشخصات فردي و پرسشنامه رضايت از زندگي زناشوئي انريج بود كه مستقيماً توسط نمونه‌هاي مورد پژوهش تكميل گرديد. سپس از روش‌هاي آماري كاي دو 2 و ضريب همبستگي اسپيرمن و اماره آزمون من - ويتني براي تحليل داده‌ها استفاده شد.&lt;br&gt;يافته‌ها: از 64 دانشجوي متأهل، 24 نفر (37/5%) دانشجوي مذكر و 40 نفر (62/5%) دانشجوي مونث بودند. در كاركنان بيمارستان نيز از 91 نفر، 45 نفر (49/5%) مذكر و 46 نفر (50/5%) مونث بودند. از مجموع 155 نفر، 138 نفر (89%) رضايت نسبي از زندگي زناشويي داشتند، كه در گروه دانشجويان مذكر با 19 نفر (79/2%) و دانشجويان مونث با 37 (92/5%) و كاركنان مذكر بيمارستان با 40 نفر (88/9%) و مونث ، 42 نفر (91/9%) بيشترين آمار را در زمينه رضايت نسبي از زندگي زناشويي داشتند.&lt;br&gt;نتيجه گيري: ميزان رضايت زناشويي در دانشجويان متأهل در مقايسه با كاركنان متأهل بيمارستان‌هاي 5 آذر- دزياني - طالقاني تفاوت معني داري نداشت. بين جنس و رشته تحصيلي با رضايتمندي زناشويي ارتباط معني داري داشت. سن و مدت زندگي مشترك با رضايتمندي زناشويي رابطه عكس و سطح تحصيلات با رضايتمندي رابطه مستقيم داشت يعني هر چه سن و مدت زندگي مشترك بيشتر و سطح تحصيلات پايين‌تر رضايت زناشويي كمتر بود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>رضايتمندي از زندگي زناشويي، دانشجويان متأهل، كاركنان متأهل</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>صفيه نوشي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر صالحي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>مهندس بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>463</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths463</thesis_code>
	<call_no>uni61ths463</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي الگوي مقاومت آنتي بيوتيكي باكتريهاي گرم منفي جدا شده از نمونه هاي مثبت بيماران بيمارستان 5 آذر گرگان در سال 1387-1385</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>37</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=463&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه:&lt;br&gt;مصرف بي رويه آنتي بيوتيك‌هاي وسيع الطيف زمينه را جهت بروز مقاومت دارويي ميكروب‌ها خصوصاً ارگانيسم‌هاي بيمارستاني آماده مي‌كند، و تشخيص بيماري‌ها را به تأخير مي‌اندازد،  و همچنين موجبات بروز عفونت‌هاي اضافي با ميكروب‌هاي مقاوم به آنتي بيوتيك‌ها را فراهم مي آورد. اين تحقيق با هدف ترسيم نماي كلي مقاومت آنتي بيوتيك‌ها در بيمارستان 5 آذر گرگان در سال‌هاي 1387-1385 روي باكتري‌هاي گرم منفي انجام گرفته است. متغيرهاي مورد مطالعه در اين تحقيق شامل نوع ميكروارگانيسم، نوع كشت، سن، جنس، مقاومت، مقاومت نسبي، حساسيت ميكروارگانيسم ها نسبت به آنتي بيوتيك‌هاي مورد استفاده در آنتي بيوگرام و بخش‌هاي بيمارستاني بوده است.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها:&lt;br&gt;روش انجام تست، روش disk diffusion بوده به اين صورت كه ابتدا نمونه‌ها روي محيط‌هاي پايه كشت داده شده، سپس با استفاده محيط‌هاي كشت افتراقي و اختصاصي و آنتي سرم هاي خاص، نوع باكتري مشخص شده است. در اين روش ابتدا روي محيط مولر هينتون از يك غلظت استاندارد باكتري به روش مك فارلند كشت داده و ديسك حاوي آنتي بيوتيك روي آن قرار داده مي‌شود، و پس از گذشت زمان انكوباسيون به  مدت 24-18 ساعت قطر هاله ممانعتي اندازه‌گيري و به درجات حساس، حساس متوسط و مقاوم گزارش مي‌گردد. مطالعه به صورت گذشته نگر و با استفاده از اطلاعات موجود در بايگاني آزمايشگاه ميكروبيولوژي و بايگاني بيمارستان 5 آذر گرگان انجام گرفته است.&lt;br&gt;يافته‌ها:&lt;br&gt;نتايج بدست آمده در اين تحقيق از جهت سوش‌هاي مقاوم به بعضي آنتي‌بيوتيك‌هاي رايج مثل مقاومت سودوموناها و انتروباكترياسه ها به وانكومايسين 97/1%، كو آموكسي كلاو 83/3%، سفيكسيم 62/9%، بسيار نگران كننده است و نشان دهنده لزوم كنترل بيشتر در مصرف آنتي بيوتيك‌ها مي‌باشد. شايع‌ترين ميكروارگانيسم بدست آمده از كل كشت‌هاي گرم منفي Ecoli بود. مقاومت Ecoli به وانكومايسين 98/8%، پني‌سيلين97/3%، اريترومايسين 85/7%، داكسي سايكيلين 75%، و حساسيت Ecoli به كلوگزاسيلين 100%، كلرامفنيكل 72/7%، نيتروفورانتوئين 74/7% بود. در مورد سودومونا نيز به كليندامايسين، سفيكسيم، استرپتومايسين 100% مقاومت وجود دارد و بيشترين حساسيت به داكسي سايكيلين با 75%، آميكاسين 66/7%، نورفلوكساسين 66/2% سيپروفلوكساسين 65/7% بود. همچنين بيشترين فراواني فقط مربوط به Ecoli بود. همچنين در بخش مراقبت‌هاي ويژه بيشترين مقاومت Ecoli مربوط به كو آموكسي كلاو و اگزاسيلين با 100% مقامت و وانكومايسين با 98/6% مقاومت و كم‌ترين مقاومت نسبت به آميكاسين 20% و نيتروفورانتوئين 26/4% بود.&lt;br&gt;نتيجه گيري:در مجموع با مقايسه حاصل از اين تحقيق با تحقيقات مشابه مي‌توان گفت كه الگوي مقاومت در همه جا يكسان نبوده و دايماً  در حال تغيير مي‌باشد. بنابراين توصيه مي‌شود جهت بدست آوردن الگوي دقيق مقاومت‌هاي ميكروبي نسبت به آنتي بيوتيك‌ها و ارايه رژيم‌هاي درماني مناسب و مؤثرتر تحقيقات مشابهي در ساير نقاط كشور انجام شود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>مقاومت آنتي بيوتيكي، Disk Diffusion ، آنتي بيوتيك وسيع الطيف.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>اكبر برزگري</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر رقيه گلشا</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر وحيده كاظمي نژاد</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>464</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths464</thesis_code>
	<call_no>uni61ths464</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>سطح سرمي اينترلوكين 2 در بيمارن آنژين صدري پايدار و سندرم كرونري حاد</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>94</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=464&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: بيماري قلبي عروقي شايع‌ترين علّت مرگ در دنياست. آترواسكلروزيس به عنوان يك فرآيند التهابي مزمن شناخته مي‌شود و سايتوكاينها نقش مهمي در پاتوژنز آن دارند. اينترلوكين 2 (IL-2) يك سايتوكاين پيش التهابي است كه توسط لنفوسيت  Th1ترشح مي‌شود و عامل فعاليت، رشد و تمايز سلول‌هاي سيستم ايمني مي‌باشد. نقش IL-2 در آترواسكلروز به طور كامل مشخص نشده است. هدف از مطالعه حاضر مقايسه سطح سرمي IL-2 در بيماران مبتلا به آنژين صدري پايدار، آنژين صدري ناپايدار، انفاركتوس ميوكارد و افراد سالم مي‌باشد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: در اين مطالعه 80 نفر به 4 گروه تقسيم شدند. 1- گروه آنژين صدري پايدار (20 نفر) 2- گروه آنژين صدري ناپايدار(20 نفر) 3- گروه انفاركتوس ميوكارد (20 نفر) 4- گروه شاهد (افراد سالم20 نفر). يك نمونه خون در 24 ساعت اوّل بستري در بيماران آنژين صدري ناپايدار و انفاركتوس ميوكارد و زمان مراجعه به بيمارستان در بيماران آنژين صدري پايدار و گروه شاهد گرفته شد. سطح سرمي IL-2 به روش الايزا اندازه‌گيري شد.&lt;br&gt;يافته‌ها: سطح سرمي IL-2 انفاركتوس ميوكارد در مقايسه با آنژين صدري پايدار، آنژين صدري ناپايدار و افراد سالم به طور معناداري بالاتر بود(p value&lt;0/05) . در مقايسه سطح سرمي IL-2 آنژين صدري پايدار و افراد سالم، يا آنژين صدري ناپايدار و افراد سالم از لحاظ آماري تفاوت معناداري مشاهده نشد.&lt;br&gt;نتيجه‌گيري: مطالعه حاضر نشان داد كه IL-2 در بيماران انفاركتوس ميوكارد بالاتر از ساير گروه‌هاست. سطح بالاتر IL-2 در اين بيماران احتمالاً مي‌تواند علّت وضعيت بدون ثبات پلاك آترواسكلروز باشد و منجر به ايكسمي ميوكارد بشود.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>اينترلوكين 2، آنژين صدري پايدار، آنژين صدري ناپايدار، انفاركتوس ميوكارد، سندرم كرونري حاد</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>محمد علي حسيني پيروز</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر عارف صالحي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>دكتر رامين آذرهوش -مهندس ناصر بهنام پور</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>465</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths465</thesis_code>
	<call_no>uni61ths465</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي آثار گازهاي شيميايي بر روي عملكرد كبدي اندكسهاي خوني در مجروحين شيميايي جنگ تحميلي</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>54</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=465&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه: آسيب‌هاي ناشي از مواد شيميايي جنگي يكي از معضلات عمده در بسياري از نظاميان و حتي گروهي از غير نظاميان مواجهه يافته در كشور ما محسوب مي‌شود. در مورد آثار زودرس اين تركيبات شيميايي مطالعاتي صورت گرفته است ولي متأسفانه در حال حاضر اطلاعات ما در خصوص اثرات ديررس اين مواد بسيار كم است. بر اين اساس هدف از انجام اين مطالعه بررسي اثرات كبدي و خوني مواد شيميايي جنگي در جانبازان شيميايي استان گلستان مي‌باشد.&lt;br&gt;مواد و روش‌ها: اين مطالعه از نوع توصيفي بوده و جامعه مورد مطالعه ما شامل 144 نفر از جانبازان شيميايي 30 درصد به بالا تحت پوشش بنياد جانبازان و ايثارگران استان گلستان بوده كه پس از تكميل پرسشنامه براي  آن‌ها تست هاي Serum albumin PT/INR,Bill,HBsA,HBcAb,CBC,HCVAb,CBC,AST,ALT,ALK  انجام شد. اطلاعات بعد از جمع آوري از طريق نرم افزار آماري spss وارد رايانه شد. براي توصيف داده‌ها از جداول و نمودارهاي مناسب استفاده شد. از تست student t-test براي بررسي ارتباط متغيرها استفاده شد.&lt;br&gt;يافته‌ها: در اين مطالعه ميانگين سني جانبازان 44/54 سال بود و به طور ميانگين از تاريخ شيميايي شدن جانبازان 21/6 سال گذشته بود نتايج نشان مي‌دهند كه ميانگين همه اندكس‌هاي خوني و كبدي جانبازان جنگي در محدوده طبيعي قرار دارد. پس از گذشت چندين سال از تماس با گازهاي خوني و كبدي تغيير نداشته است. علاوه بر آن، در مطالعه ما 14/58 درصد از كل جانبازان Hbs Ag مثبت و 1/39 در صد HCV AV مثبت بودند.&lt;br&gt;نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه نشان داد كه هر چند اندكس هاي خوني جانبازان شيميايي استان گلستان در حد طبيعي بوده، ولي ميزان آلودگي آن‌ها به هپاتيت B بيشتر از حد جامعه كلي استان مي‌باشد. بنابراين پيشنهاد مي‌شود كه اولاً به اين گروه از افراد آموزش لازم جهت پيشگيري از انتقال اين بيماري داده شده و ثانياً همه جانبازان شيميايي كشور از نظر ابتلا به HBV چك شوند.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>گازهاي شيميايي، شاخص‌هاي خوني و كبدي، مجروحين جنگ  تحميلي، استان گلستان.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>حميد حق شناس</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر تقي اميرياني</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>خدا بردي كلوي</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
	

	

	<thesis>
	

	<thesis_id>466</thesis_id>
	<thesis_code>UNI34ths466</thesis_code>
	<call_no>uni61ths466</call_no>
	<irandoc_call_no></irandoc_call_no>
	
	<org_id>UNI34</org_id>
	<org_title></org_title>
	<dept></dept>
	<org_ids></org_ids>
	
	<title></title>
	<title_fa>بررسي تاثير روش Acute Normovolemic Hemodilution  در كاهش ميزان ترانسفيوژن خون دگرساخته بر بيماران كانديد عمل جراحي استخوان ران در بيمارستان 5 آذر گرگان طي سال 87-1386</title_fa>
	<language>فارسي</language>

	<date_type>jalali</date_type>
	<edu_date>1388</edu_date>
	<s_date_year>1388</s_date_year>
	<s_date_month>0</s_date_month>
	<s_date_day>0</s_date_day>
	<e_date_year></e_date_year>
	<e_date_month></e_date_month>
	<e_date_day></e_date_day>
	
	<subject></subject>
	<subject_fa></subject_fa>
	
	<field>دكتراي حرفه اي</field>
	<degree></degree>
	<pages>36</pages>
	<description></description>
	<content></content>
	<web_url>http://kordkuyheartcenter.com/rds/rdsm_thesis.php?thesis_id=466&amp;mod=thesis_profile&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>
	<budget></budget>
	<mesh></mesh>
	
	<abstract>مقدمه : تزريق خون يكي از علل مهم مرگ و مير در حين اعمال جراحي و بيهوشي مي باشد. پارامترهاي بسيار مهم آزمايشگاهي و هموديناميكي نيز حين انتقال خون تغيير مي كنند. به طور معمول دو نوع انتقال خون وجود دارد : همولوگ (نوع رايج و متداول) و اتولوگ. خطرات روز افزوني در مورد استفاده از تزريق خون همولوگ گذارش شده است. تزريق خون اتولوگ كه در اينجا يكي از روش هاي آن به نام رقيق سازي حاد خون با حجم طبيعي (ANH) را مورد بررسي قرار داده ايم ، از بسياري جهات با تزريق خون همولوگ تفاوت دارد. اين تفاوت ها خصوصا حين جراحي اهميت زيادي داشته و بر پيامد هاي بيماران تاثير خواهند داشت. در اين مطالعه دو نوع تزريق خون از نظر اين تفاوت ها مقايسه شده اند. مواد و روشها : اين مطالعه به صورت كار آزمايي باليني در بيمارستان آموزشي 5 آذر گرگان از تاريخ فروردين 1386 لغايت اسفند 1387 صورت گرفت. در كل 62 بيمار كانديد عمل جراحي الكتيو شكستگي فمور با I-II ASA به صورت تصادفي در دو گروه مساوي 31 نفره ، كه در يك گروه (الف) روش ANH انجام شد و درگروه ديگر (ب) انتقال خون همولوگ ، مورد بررسي قرار گرفتند. قبل از شروع جراحي و بيهوشي ، تست هاي HR,RR,BP,PTT,PT,PLT,CBC براي تمام بيماران انجام گرفت. سپس يكي از اين دو روش تزريق خون بر روي بيماران صورت پذيرفت . 8 و 24 ساعت بعد از انجام تزريق خون نيز همان تست ها تكرار شد. بعد از 48 ساعت نيز آزمايش كشت ادرار جهت رد عفونت ادراري صورت گرفت . تمامي يافته هاي آزمايشگاهي و هموديناميكي جمع آوري و توسط نرم افزار آماري SPSS آناليز شد.  يافته ها : نياز به تزريق خون دگر ساخته هنگام استفاده از روش ترقيق خون حاد به طور معناداري كاهش پيدا كرد ، به طوريكه هيچ بيماري از گروه ANH نياز به خون دگرساخته پيدانكرده و در مقابل   تمامي بيماران گروه كنترل خون دگرساخته گرفتند(P-Value=0/001). روند ترقيق خون هيچ گونه تغيير معناداري در هموديناميك بيمار به وجود نياورد. آزمايشات PLT,HCT سديم ، پتاسيم و PT در دو گروه كاملاً مشابه بودند. فقط آزمايش PTT به صورت معناداري در گروه كنترل بالاتر بود(P-Value=0/001).   نتيجه گيري : روش ترقيق خون حاد موجب كاهش نياز به تزريق خون دگرساخته شده و هيچ گونه عوارض نامطلوب بيمار ايجاد نكرد. افزايش بيشتر PTT در گروه كنترل نيز نشان دهنده تضعيف بيشتر سيستم انعقادي بدن حين استفاده از خون دگرساخته مي باشد.</abstract>
	<abstract_fa></abstract_fa>
	<keyword></keyword>
	<keyword_fa>واژگان كليدي : انتقال خون اتولوگ ، ترقيق خون حاد ، جراحي فمور.</keyword_fa>
	
	

	<executors>
		<executor>
		  <role>a</role> 
		  <last_name>پريسا صمدي صوفي</last_name>
		</executor>
		
		 
				<executor>
				<role>ds</role> 
				<last_name>دكتر حاج محمد سا تلقي - اراز بردي قورچاي</last_name> 
				</executor>
				
		 
				<executor>
				<role>da</role> 
				<last_name>محمد رضا قنبري</last_name> 
				</executor>
				
			
	</executors>
	  




	

	<study_design></study_design>
	<study_design_fa></study_design_fa>

	
	<thesis_duration></thesis_duration>
	
	<ethic></ethic>
	<status>خاتمه یافته</status>

	

	</thesis>
	

	
</theses_set>