[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87373090
h-index3617
i10-index25570
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
21 نتیجه برای Hot

دکتر حمید طوفانی، دکتر فاطمه بهدانی،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده

حرکت پریشی (دیسکنزی) یک اختلال عصبی حرکتی است که فقط عارضه جانبی درمان با داروهای ضد روان پریشی (آنتی سایکوتیک ها) نیست بلکه حداقل قسمتی از این حرکات، جزئی از بیماری اسکیزوفرنی و به دلیل اختلال عملکرد قسمت پیشانی مغز (لوب فرونتال) است. در این پژوهش، برای یافتن پاسخ سوالات زیر عملکرد ناحیه پیش پیشانی (پره فرونتال) در بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس، مورد بررسی قرار گرفت. آیا رابطه ای بین دیسکنزی دیررس و اختلال عملکرد لوب فرونتال وجود دارد؟ آیا راهی برای شناسایی افراد مستعد به دیسکنزی دیررس و جلوگیری از ایجاد این معضل وجود دارد؟ برای انجام این پژوهش 100 بیمار اسکیزوفرن بستری در بیمارستان (50 بیمار مبتلا به دیسکنزی دیررس و 50 بیمار غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس) انتخاب شدند و با آزمون ویسکانسین (WCST) که یک تست استاندارد نورسایکالوژیک برای ارزیابی ناحیه پره فرونتال است مورد ارزیابی قرار گرفتند و نتایج حاصله با استفاده از آزمون تی- تست و کای اسکوئر و نرم افزار SPSS مورد مقایسه آماری قرار گرفت. بیماران اسکیزوفرن مبتلا به دیسکنزی دیررس نسبت به بیماران اسکیزوفرن غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس (افزایش تعداد کل خطاها، خطای درجاماندگی و کاهش تعداد طبقات تکمیل شده) به صورت معنی داری (P<0.001) در معیارهای مورد ارزیابی در آزمون ویسکانسین اختلال نشان دادند که حاکی از اختلال عملکرد لوب فرونتال در این بیماران بود. به نظر می رسد با انجام آزمون ویسکانسین در زمان تشخیص بیماری اسکیزوفرنی، می توان بیماران مبتلا به اختلال عملکرد لوب فرونتال و در نتیجه حساس به وقفه سیستم دوپامینرژیک را شناسایی نموده و با مصرف داروهای آنتی سایکوتیک نامعمول (آتیپیک) و کنترل مداوم حرکات غیر طبیعی در این گروه از بیماران، از ایجاد و پیشرفت دیسکنزی دیررس جلوگیری نمائیم.
دکتر حمید طوفانی، دکتر فاطمه بهدانی، دکتر محمدرضا فیاضی بردبار، دکتر علی منطقی،
دوره 4، شماره 2 - ( 7-1381 )
چکیده

با توجه به شیوع بالای تعداد افرادی که با بی قراری روان پریشانه (سایکوتیک) به مراکز فوریت های روان پزشکی مراجعه می کنند یافتن درمانی که موثر و با عارضه کمتر باشد، بسیار مطلوب است. نظر به گزارش هایی که در جهان در مورد اثربخشی داروهای ضد روان پریشی نامعمول (آتیپیک) حتی به صورت خوراکی در کنترل بی قراری روان پریشانه وجود دارد، محققین بر آن شدند که اثر رسپیریدون خوراکی (یک داروی ضد روان پریشی نامعمول) را با هالوپریدون تزریقی (داروی ضد روان پریشی معمول)، همراه با لورازپام در کنترل این بیماری بسنجند. بدین منظور، 60 بیمار مراجعه کننده به مرکز فوریت بیمارستان روان پریشی ابن سینا مشهد که با تابلوی بی قراری روان پریشانه آمده بودند و سابقه بیماری جسمی، تشنج، حاملگی، سو مصرف مواد و اختلال مشخص رشدی نداشتند، به طور تصادفی در دو گروه تقسیم شدند. به یک گروه هالوپریدول تزریقی (5 میلی گرم) به علاوه لورازپام خوراکی (2 میلی گرم) و به گروه دوم رسپیریدون و لورازپام خوراکی هر کدام 2 میلی گرم داده شد. بهبود علائم با توجه به نمره 5 زیر گروه معیار پانس (PANSS) (خصومت، عدم همکاری، رفتار توهمی، کنترل ضعیف تکانه و هیجان زدگی) در بدو مراجعه و دقایق 30 و 60 بعد از دارو سنجیده شد و میزان بهبود هر گروه در موارد فوق با آزمون تی (?=0.05) مقایسه گردید. هر دو گروه در نمره کلی پانس و در هر پنج زیرگروه، به طور معنی دار بهبود نشان دادند(p<0.001) . مقایسه نمره کلی بهبود و نمره هر 5 زیرگروه در دو گروه تحت درمان تفاوت معنی داری نشان نداد. 3 نفر از هر دو گروه به دریافت داروی مجدد بعد از یک ساعت نیاز داشتند. متوسط زمانی که بعد از دریافت دارو تا به خواب رفتن بیماران بود، در گروهی که هالوپریدول عضلانی و لورازپام خوراکی گرفتند 60 دقیقه (با انحراف معیار 33 دقیقه) و در گروهی که رسپیریدون و لورازپام خوراکی گرفتند، 55 دقیقه (با انحراف معیار 34 دقیقه) بود. همانگونه که در تحقیقات دیگر نیز آمده است، درمان خوراکی رسپیریدون به همراه لورازپام تاثیر مساوی با هالوپریدول عضلانی و لورازپام خوراکی در کنترل علائم حاد بی قراری روان پریشانه دارد.
دکتر محمدرضا دارابی، دکتر حسن احمدنیا،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1382 )
چکیده

مقدمه و هدف: ترانس یورترال لیتوتریپسی یکی از روش های مؤثر در درمان سنگ های حالب در اطفال می باشد. این مطالعه به منظور میزان موفقیت روش لیتوتریپسی در اطفال انجام گردید. مواد و روش ها: 38 بیمار 2 تا 13 ساله در طی سال های 1378 تا 1380 که دارای سنگ حالب بودند، در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد پذیرش شدند. سنگ حالب در این بیماران با روش سونوگرافی همراه با KUB و IVP تشخیص داده شد. برای انجام لیتوتریپسی تمامی بیماران تحت G.A قرار گرفتند. پس از سیستوسکپی و گذاشتن گاید وایر، یورتروسکپی انجام شد. به منظور شکستن سنگ از اولتراسوند و یا الکتروهیدولیک و یا پنوماتیک استفاده گردید. یافته ها: سنگ حالب تحتانی در 32 نفر (84 درصد)، سنگ حالب میانی در 4 نفر (10 درصد) و سنگ حالب فوقانی در 2 نفر (6درصد) از بیماران ما وجود داشت. یورترسکپی در 35 بیمار با موفقیت انجام شد و در 3 بیمار امکان ورود به حالب فراهم نگردید. سنگ با موفقیت در 32 بیمار کاملاً خرد یا خارج شد و در 3 بیمار به داخل کلیه مهاجرت نمود. در مجموع 85 درصد بیماران فاقد سنگ شدند. عارضه در 25 درصد از بیماران ایجاد شد که همگی با درمان طبی بهبود یافتند. نتیجه گیری: مطالعه ما میزان موفقیت بالای لیتوتریپسی و یورتروسکپی را در درمان سنگهای حالب اطفال به خصوص یورتروسکوپ با کالیبر کوچک را نشان می دهد و می بایست به عنوان خط اول درمان در سنگ های حالب اطفال خصوصاً سنگ حالب تحتانی مورد توجه واقع شود.
دکتر علی‌اکبر مقدم‌نیا، دکتر لیلا حسینی‎مطلق، دکتر محبوبه جندقی‎جعفری،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

مقدمه و هدف: فلفل سیاه در طب سنتی گاهی به عنوان مسکن درد ( به ویژه دندان درد) مورد استفاده بوده و مطالعاتی برای یافتن مکانیسم آن صورت گرفته است. این مطالعه اثرات ضد دردی پی یرین (ماده موثر فلفل سیاه) را به دو روش Hot-Plate و فرمالین تست مورد مقایسه قرار می دهد. مواد و روش ها: این مطالعه تجربی به صورت randommized controlled trial روی موش های سوری که به صورت گروه های کنترل و مورد تقسیم بندی شدند، انجام گردید. برای بررسی درد از دو روش صفحه داغ (Hot-Plate) و فرمالین تست استفاده شد. در تست فرمالین علاوه بر اثبات بر درد حاد اثرات پی یرین بر درد مزمن (فاز دوم درد) نیز بررسی گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی و ANOVA مورد تجربی و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پی یرین به تنهایی در زمان تحمل حیوان روی صفحه داغ تفاوت معنی داری با گروه سالین نشان نداد. در حالی که پی یرین در دوزهای 25، 50 و 75 mg/kg به همراه مرفین (mg/kg10) سبب افزایش قابل توجه و معنی داری در زمان تحمل حیوانات نسبت به گروه سالین و گروه مرفین به تنهایی شده است. اما در تست فرمالین، پی یرین به تنهایی توانست اثرات قابل توجهی در کاهش آثار دردناک فرمالین در حیوان ایجاد نماید. این اثرات با اثر مرفین تنها قابل مقایسه است. پی یرین سبب کاهش در عوارض تست فرمالین در فاز اول درد گردید. نالوکسان در تمامی موارد، سبب حذف این اثرات شد. در هر دو تست فرمالین و Hot-Plate اثرات پی یرین وابسته به دوز بود. نتیجه گیری: پی یرین از طریق مرکزی عمل می کند و اثرات آن روی سیستم اوپیوئیدی به صورت تقویت اثرات اوپیوئیدها ظاهر می شود و همچنین اثرات آن کاملاً وابسته به دوز است و با آنتاگونیست های اوپیوئیدی حذف می شود.
دکتر محمد یزدانی، دکتر پیمان صالحی،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : لیتوتریپسی یورتروسکوپیک یکی از روش‌های کم‌تهاجمی و رایج برای سنگ‌های حالب می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی بروز عوارض ماژور در 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک و نحوه درمان آنها بود.

 

روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک در مراکز پزشکی نور و حضرت علی اصغر(ع) اصفهان در سال‌های 85-1373 انجام شد. فراوانی عوارض ماژور و نحوه درمان آنها در این بیماران برآورد گردید.

 

یافته‌ها : 29 بیمار دچار عوارض حین عمل یا دوره پس از عمل (تا30 روز) شدند که از این تعداد 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب (41/0 درصد)، 7 بیماردچار Avulsion حالب، 4 بیمار دچار یورینوما و 2 بیمار دچار آبسه پری‌نفریک شدند. از 7 مورد Avulsion ، 2 مورد در محل اتصال حالب به مثانه بود که یورترونئوسیستوستومی انجام شد و در 5 مورد باقی مانده جایگزینی حالب با ایلئوم، Boari flap ، ترانس یورترویورتروستومی، گذاشتن DJ و پیچاندن امنتوم دور ناحیه خالی مانده حالب و گذاشتن DJ به وسیله یورتروسکوپ (هر کدام یک مورد) انجام شد. از 4مورد یورینوما 3مورد به وسیله درناژ پرکوتانئوس ناحیه یورینوما و گذاشتن DJ درمان شدند و در یک مورد نیز عمل جراحی باز برای گذاشتن DJ انجام گردید. 2 مورد آبسه پری‌نفریک با عمل جراحی درناژ آبسه و گذاشتن DJ درون حالب درمان شدند. در 14 مورد از 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب به وسیله یورتروسکوپ DJ عبور داده شد و در 2 مورد که امکان دسترس رتروگرید به حالب فراهم نشد، با عمل جراحی باز DJ درون حالب قرار داده شد.

 

نتیجه‌گیری: لیتوتریپسی یورتروسکوپیک از طریق مجرا (TUL) روشی کم‌تهاجمی عالی برای سنگ‌های حالب بوده و می‌تواند برای سنین مختلف انجام گردد و عوارض اندک آن به کارگیری آن را قابل قبول می‌کند.


سهراب حلالخور، دکتر دردی قوجق، دکتر فرزاد جلالی، دکتر مینا اسلامدوست،
دوره 10، شماره 4 - ( 10-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : گلیکوزآمینوگلیکان‌ها، پلی‌ساکاریدهای‌ بدون‌ شاخه‌ای‌ می‌باشند و نقش‌ کلیدی‌ در ساختمان‌ مولکولی‌ و عملکرد غشاء سیتوپلاسمی دارند. گلیکوزآمینوگلیکان‌ها در مکانیسم برخی‌ بیماری‌ها از جمله‌ پرفشاری‌ خون‌ نیز نقش مهمی برعهده‌ دارند. از آنجایی‌ که‌ افزایش‌ فشارخون‌ شریانی‌ همواره‌ از مهم‌ترین‌ معضلات‌ سلامتی‌ مردم ‌در کشورهای‌ مختلف‌ بوده‌ است‌، اما هنوز شاخص‌ دقیق‌ و قابل‌ اعتمادی‌ برای تشخیص‌ زودرس‌ این‌ بیماری‌ وجود ندارد. این مطالعه به منظور اندازه‌گیری‌ گلیکوزآمینوگلیکان‌های‌ ادرار 24 ساعته‌ و سرم به‌ عنوان شاخص‌ دقیق‌ و زودرس‌ برای ‌بررسی‌ بیماران مبتلا به پرفشاری خون اولیه انجام شد. روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 53 بیمار مبتلا به‌ پرفشاری‌ خون‌ اولیه‌ که‌ برای درمان ‌در بیمارستان‌های‌ آموزشی‌ شهیدبهشتی‌ و شهیدیحیی‌نژاد بابل طی سال‌های 82-1381 بستری‌ شده بودند و 38 فرد سالم انجام شد. نمونه‌ ادرار 24 ساعته‌ و نمونه‌ سرم‌ از افراد شاهد بدون‌ ابتلا به‌ بیماری‌ پرفشاری‌ خون‌ و افراد مبتلا به‌ بیماری‌ پرفشاری‌ خون‌ که‌ از لحاظ‌ سن‌ و جنس‌ همسان بودند، تهیه‌ شد. مقدار گلیکوزآمینوگلیکان‌ در نمونه‌ها به‌ روش (کالریمتریک‌) و ‌با اسپکتروفتومتر اندازه‌گیری شد. یافته‌ها : نتایج این مطالعه نشان‌ داد که‌ بین‌ میزان‌ دفع‌ گلیکوزآمینوگلیکان‌های‌ ادرار 24 ساعته‌ و فشارخون‌ سیستولیک‌ نسبت‌ مستقیمی‌ وجود دارد و با افزایش‌ فشارخون‌ سیستولیک، ‌مقدار دفع‌ ادراری‌ گیلکوزآمینوگلیکان‌ها نیز افزایش‌ می‌یابد. همچنین‌ مقدارگلیکوزآمینوگلیکان‌ها در سرم‌ افراد مبتلا به‌ پرفشاری‌ خون‌ اولیه‌ نیز در مقایسه‌ با گروه‌ شاهد‌ افزایش‌ می‌یابد. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که‌ در بیماران‌ مبتلا به‌ پرفشاری‌ خون‌ اولیه‌ مقدار گلیکوزآمینوگلیکان‌ها در ادرار24 ساعته‌ و سرم‌ نسبت به گروه شاهد افزایش‌ می‌یابد. بنابراین‌ اندازه‌گیری‌ مقدار گلیکوزآمینوگلیکان‌های ‌ادرار 24 ساعته‌ می‌تواند، شاخص‌ مناسبی‌ برای‌ تشخیص‌ زودرس‌ پرفشاری‌ خون‌ باشد.
دکتر لیلی سخاوت، دکتر راضیه دهقانی فیروز آبادی، دکتر محمدعلی کریم زاده میبدی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده

زمینه و هدف : مطالعات نشان داده است که وضعیت قرار گرفتن مادر در مرحله اول زایمان بر طول مدت مرحله دوم مؤثر است. هدف این مطالعه تاثیر قرار گرفتن مادر در وضعیت‌های نشسته و لیتوتومی (خوابیده به پشت) بر طول مدت مرحله دوم و نیز عوارض مادر و نوزاد در زنان نخست‌زا در شهرستان یزد بود.

 

روش بررسی : در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی 110 زن نخست‌زای مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی شهید صدوقی یزد که دارای حاملگی ترم و سیر زایمان طبیعی بودند؛ طی سال 85-1384 بررسی شدند. آزمودنی‌ها به روش تصادفی طی مرحله دوم زایمان در دو وضعیت نشسته و لیتوتومی قرار گرفتند و زایمان نمودند. طول مدت مرحله دوم زایمان محاسبه و بعد از زایمان میزان اپی‌زیوتومی، پارگی و صدمات دیگر پرینه و آپگار 5 دقیقه اول نوزاد هر دو گروه بررسی و با هم مقایسه گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-11.5 و آزمون‌های آماری T student و کای‌اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 معنی دار تلقی شد.

 

یافته‌ها : در گروه نشسته و لیتوتومی میانگین طول مرحله دوم به ترتیب 34 و 42 دقیقه بود (P<0.05). 15 نفر (3/27درصد) از گروه نشسته و 24 نفر (6/43درصد) از گروه لیتوتومی دچار درجاتی از پارگی پرینه شدند (P<0.05). آپگار 5 دقیقه اول نوزاد دو گروه تفاوت معنی‌دار آماری نداشت.

 

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که قرار دادن مادر در وضعیت نشسته در مرحله دوم زایمان باعث سریع‌تر شدن این مرحله و کاهش صدمه به پرینه مادر می‌شود.


دکتر صادقعلی تازیکی، مهناز مدانلو، دکتر هادی سالاری، ناصر بهنام پور، دکتر فواد شریفی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : سوءمصرف مواد مخدر یکی از مشکلات بزرگ پزشکی و اجتماعی جوامع عصر حاضر است که سلامت بشر را تهدید می‌کند. در بین این مواد حشیش به عنوان رایج‌ترین آنها باعث بروز علائم و نشانه‌های روانپزشکی متعدد از قبیل علائم شبه‌سایکوتیک و رفتارهای ضداجتماعی می‌گردد. این مطالعه به منظور مقایسه فروانی تمایلات سایکوتیک (تمایلات روان‌پریشی) و نوروتیک (تمایلات روان‌نژندی) افرادسوء مصرف کننده با افراد غیرمصرف کننده حشیش در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 100 مصرف کننده حشیش که برای تهیه حشیش به پارک‌های شهرهای استان گلستان مراجعه نمودند و 100 فرد که سابقه مصرف حشیش نداشتند و برای گذران اوقات فراغت به همان پارک‌ها مراجعه نموده بودند؛ طی سال 1384 انجام شد. دو گروه مورد و شاهد از نظر سن و میزان تحصیلات همسان بودند. داده‌ها از طریق پرسشنامه آزمون شخصیتی آیزنگ نسخه بالغین، به روش خودگزارش‌دهی جمع‌آوری و توسط نرم‌افزار آماری SPSS-13.5 و آزمون‌های تی ، کای‌دو و من‌ویتنی تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : میانگین نمرات سایکوتیزم در گروه مورد و شاهد به ترتیب 9.37 و 5.75 تعیین گردید (P<0.05). همچنین میانگین نمرات نوروتیزم در گروه مورد و شاهد به ترتیب 15.9 و 12.19 تعیین شد (P<0.05). بین نمره سایکوتیزم و الگوی مصرف حشیش رابطه معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). همچنین بین مصرف حشیش با الگوی سوءمصرف مواد مخدر در خانواده و سوءمصرف هم‌زمان سایر مواد رابطه آماری معنی‌داری یافت شد (P<0.05). نتیجه‌گیری : نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تمایلات سایکوتیک در مصرف‌کنندگان حشیش نسبت به افراد غیرمصرف کننده حشیش بیشتر است که نشان‌دهنده اهمیت اقدامات پیشگیرانه در سوءمصرف مواد برای ارتقاء بهداشت روان می‌باشد.
دکتر محمدرضا دارابی، دکتر محمدمهدی رحمانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : روش‌های بین دنده‌ای و فوق دنده‌ای راه معمول برای روش سنگ‌شکنی کلیه از طریق پوست (PCNL) در سنگ‌های کالیس فوقانی می‌باشند؛ ولی منجر به عوارض جانبی در ریه و پلور می‌شود. این مطالعه به منظور ارزیابی روش سنگ‌شکنی کلیه از طریق پوست در سنگ‌های کالیس فوقانی با دستیابی از طریق زیردنده‌ای انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 17 بیمار با سنگ‌های کالیس فوقانی به تعداد 1 الی 5 عدد به ابعاد 11الی 27 میلی‌متر که کاندیدای PCNL در مرکز ارولوژی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد طی سال‌های 87-1386 شدند؛ انجام گردید. اولتراسونوگرافی و IVP قبل از عمل انجام شد. همچنین عمل PCNL در وضعیت پرون صورت پذیرفت و راهیابی به داخل کالیس فوقانی از طریق زیردنده‌ای در حین دم عمیق طول کشیده ایجاد شده توسط بیهوشی‌دهنده و با راهنمایی فلوروسکوپی انجام شد. سپس با گذاشتن گایدوایر و دیلاتاسیون 28 تا 30 فرنچ، شیت آمپلاتز گذاشته شد و نفروسکوپی انجام گردید. یافته‌ها : 17 بیمار (12 مرد و 5 زن) با سنگ‌های کالیس فوقانی مطالعه شدند. در 2 بیمار یکی به علت غیرطبیعی بودن و چرخش غیرطبیعی و در دیگری به علت سابقه عمل جراحی و عدم تحرک کلیه با تنفس عمیق؛ امکان دستیابی به کالیس فوقانی از طریق زیردنده‌ای فراهم نشد و از روش بین‌دنده‌ای استفاده گردید. در 5 بیمار سنگ‌های کوچک‌تر از یک سانتی‌متر با گراسپ خارج شدند. در 10 بیمار بعد از لیتوتریپسی پنوماتیک قطعات سنگ‌ها خارج گردید. 11 بیمار (73.3%) عاری از سنگ شدند. 4 بیمار باقی‌مانده سنگ بزرگ‌تر از 5 میلی‌متر داشتند که در 2 بیمار بعد از یک نوبت ESWL برطرف شدند. 3 بیمار نیازمند دیلاتاسیون گردن کالیس برای تخلیه کامل سنگ‌ها بودند. هیچ مورد عفونت، خونریزی نیازمند به ترانسفوزیون، هیدروتوراکس, پنوموتوراکس و اختلالات تنفسی در حین و یا پس از عمل دیده نشد. در یک بیمار تجمع مایع در اطراف کلیه با حدود 5سانتی‌متر، روز بعد از عمل مشخص گردید که با درمان نگهدارنده و آنتی‌بیوتیک در طی یک هفته کاهش یافت و پس از سه هفته برطرف شد. نتیجه‌گیری : سنگ‌شکنی کلیه از طریق پوست به روش زیردنده‌ای راه‌کاری سالم و قابل انجام با عوارض کم است و آن را می‌توان جایگزین روش فوق‌دنده‌ای برای درمان سنگ‌های کالیس فوقانی نمود.
دکتر محمدمهدی مطهری، دکتر نیلوفر عبدالهیان، دکتر سیما بشارت،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : مگس‌پران (Floater) نقاط کوچک تیره و مبهمی هستند که در میدان بینایی برخی افراد ظاهر می‌شود. علل ایجادکننده آن در برخی موارد می‌تواند تهدیدکننده بینایی باشد. این مطالعه به منظور تعیین اختلالات چشمی در بیماران مبتلا به فلوتر در کلینیک چشم‌پزشکی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 164 بیمار (105 زن و 59 مرد) مراجعه کننده به کلینیک چشم‌پزشکی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان با شکایت مگس‌پران (فلوتر) یا جرقه‌های نورانی در شش‌ماهه دوم سال 1388 انجام شد. افراد به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. معاینه چشم‌ برای بیماران انجام شد و در پرسشنامه به همراه مشخصات دموگرافیک ثبت گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16 و شاخص‌های مرکزی و پراکندگی توصیف شدند. یافته‌ها : افراد بالاتر از 60 سال شایع‌ترین گروه سنی مبتلا (37.2 درصد) بودند. 34 نفر (20.7 درصد) سابقه مصرف سیگار داشتند. 60نفر (57.2 درصد) از زنان در وضعیت منوپوز بودند. نزدیک‌بینی (32.9 درصد) و کاتاراکت (32.9 درصد) بیشترین بیماری‌های چشمی همراه بودند. در معاینه، جداشدگی خلفی زجاجیه (PVD) در 84.1 درصد و خونریزی شبکیه در 6.1 درصد از بیماران مشاهده گردید. 9.8 درصد بیماران مبتلا به فلوتر، جداشدگی خلفی زجاجیه و خونریزی شبکیه نداشتند. همچنین در هیچ کدام از بیماران پارگی شبکیه مشاهده نشد. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان‌دهنده وقوع درصد بالایی از جداشدگی خلفی زجاجیه بود. افزایش سن، جنس مونث، کاتاراکت و میوپی از عوامل مرتبط با جداشدگی خلفی زجاجیه بود.
حسین نوروزی، علی کاظمی، مسعود تشفام، شهرام تیموریان، پروانه عدیمی، محسن بشاشتی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : اشعه اولتراویوله (UV) به عنوان یک ضدعفونی کننده قوی مطرح است. عفونت ناشی از گونه‌های مختلف مقاوم قارچی در بیماران منجر به برگشت بیماری با شدت بیشتر می‌شود. این مطالعه به منظور ارزیابی تست حساسیت دارویی سویه‌های مختلف قارچ کاندیدا قبل و بعد از تابش اشعه اولتراویوله نسبت به داروهای ایتراکونازول، فلوکونازول و آمفوتریسین B انجام شد. روش بررسی : این مطالعه آزمایشگاهی روی 12 سوش قارچ کاندیدا جدا شده از بیمار طبق روش (NCCLS M27-A) انجام شد. نمونه‌ها با سالین استریل به صورت سوسپانسیون درآمدند و جذب نوری با اسپکتروفوتومتر در طول موج 530 نانومتر خوانده شد. رقت‌های سریالی 16-0.0313 میکروگرم بر میلی‌لیتر برای ایتراکونازول و آمفوتریسین B و 128-0.0313 میکروگرم بر میلی‌لیتر برای فلوکونازول تهیه گردید و حداقل میزان مهارکنندگی (MIC) بعد از 48 ساعت انکوباسیون در دمای 35 درجه سانتی‌گراد تعیین شد. اشعه UV به مدت 1 ، 2 ، 5 ، 10 ، 60 ، 90 ، 120 ثانیه در فاصله یک متری به قارچ‌ها تابانده شد و MIC تعیین گردید. یافته‌ها : بیشترین MIC قبل از تابش UV در استفاده از فلوکونازول با میزان بیش از 128µg/ml مشاهده شد. بعد از تابش UV میزان MIC برای سه داروی مورد مطالعه کاهش یافت؛ به طوری که بعد از 10 ثانیه MIC برای داروهای ایتراکونازول و آمفوتریسین B بیش از 0.0313 µg/ml تعیین شد. MIC فلوکونازول بعد از 60 ثانیه تابش اشعه اولتراویوله بیش از 0.0313 µg/ml بود. با مقایسه MIC قبل و بعد از تابش اشعه اولتراویوله، داروهای مختلف سبب کاهش آماری معنی‌داری نسبت به قبل از تابش UV گردید (P<0.05). نتیجه‌گیری : اشعه UV باعث کاهش MIC سویه‌های قارچی کاندیدا نسبت به داروهای ایتراکونازول، فلوکونازول و آمفوتریسین B می‌گردد.
علی کاظمی، حسین نوروزی، مسعود تشفام، شهرام تیموریان،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : آسپرژیلوزیس شایع‌ترین عامل ایجاد کننده عفونت‌های بیمارستانی قارچی با منشا خارجی است. این مطالعه به منظور ارزیابی حساسیت دارویی سویه‌های بالینی آسپرژیلوس فلاووس و فومیگاتوس نسبت به داروهای ایتراکونازول و آمفوتریسین B انجام شد. روش بررسی : این مطالعه آزمایشگاهی روی 25 سویه آسپرژیلوس فلاووس و 25 سویه آسپرژیلوس فومیگاتوس جدا شده از بیماران دریافت کننده عضو پیوندی انجام شد. تست حساسیت دارویی طبق استاندارد NCCLS M 38-P انجام شد. سوسپانسیون قارچی از قارچ‌های مذکور با محدوده سلولی 0.5-5X104 CFU/ml توسط اسپکتروفوتومتر در 530 نانومتر تهیه گردید. رقت‌های سریالی از داروها از 0.03125 تا 16 میکروگرم بر میلی لیتر تهیه و میزان MIC داروها بعد از 48 ساعت انکوباسیون در دمای 35 درجه سانتی‌گراد تعیین گردید. یافته‌ها : محدوده MIC به دست آمده در مورد سویه آسپرژیلوس فومیگاتوس و آسپرژیلوس فلاووس در برابر ایتراکونازول به ترتیب یک تا 4 میکروگرم بر میلی لیتر و نیم تا 4 میکروگرم بر میلی لیتر بود. در حالی که محدوده MIC برای سویه‌های آسپرژیلوس فومیگاتوس و آسپرژیلوس فلاووس در برابر آمفوتریسین B به ترتیب نیم تا 2 میکروگرم بر میلی لیتر و 0.25 تا 2 میکروگرم بر میلی لیتر تعیین شد. میزان MIC آمفوتریسین B به طور معنی‌داری کمتر از ایتراکونازول بود (P<0.05). نتیجه‌گیری : با توجه به میزان محدوده MIC حاصل از آمفوتریسین B و ایتراکونازول، آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس فومیگاتوس جزء سویه‌های حساس ارزیابی شدند و سویه مقاوم از لحاظ in vitro مشاهده نگردید.
فاطمه نقی‌نسب اردهائی، ابوالفضل کرمی، محمد جوان، محسن سیفی،
دوره 16، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : تکنیک‌های روان‌درمانی بدنی، به افراد نحوه موثر کنار آمدن با عوامل تنش‌زا را می‌آموزد. این مطالعه به منظور تعیین اثر آموزش تکنیک‌های روان‌درمانی بدنی بر سطح کورتیزول بزاقی و میزان استرس دختران دبیرستانی انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 30 دختر دبیرستانی 18-15 ساله شهر گرگان به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. آموزش روان‌درمانی بدنی به صورت گروهی در 9 جلسه طی دو ماه برای گروه مداخله انجام گردید. میزان استرس با مقیاس سنجش استرس کوهن ابتدا و انتهای مطالعه مورد سنجش قرار گرفت. همچنین در ابتدا و انتهای مطالعه نمونه‌های بزاقی آزمودنی‌ها صبح پس از بیدار شدن از خواب (دقیقه صفر) و دقایق 15، 30 و 45 جمع‌آوری شد. میزان کورتیزول با روش ELISA سنجیده شد. یافته‌ها : میانگین میزان استرس گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت (P<0.05). همچنین میانگین غلظت کورتیزول بزاقی گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (P<0.05). نتیجه‌گیری : روان‌درمانی بدنی باعث کاهش استرس و میزان کورتیزول بزاقی دانش‌آموزان دختر شد.
حسین نوروزی، دلارام کاظمی، علی کاظمی، لیلا خاجی،
دوره 16، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : عفونت‌های قارچی بیمارستانی در دهه اخیر در اثر افزایش بیماران دارای نقص ایمنی، افزایش چشمگیری داشته است. این مطالعه به منظور ارزیابی فعالیت ضدقارچی آمفوتریسین B و فلوکونازول علیه قارچ‌های جدا شده از محیط بیمارستان انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 33 نمونه قارچی جدا شده از بخش‌های مختلف بیمارستان امام خمینی (ره) تهران طی 8 ماه در سال 1392 انجام شد. نمونه‌های قارچی با استفاده از سوآپ استریل تهیه شدند و نوع آنها با روش اسلاید کالچر تعیین شد. رقت‌های دارویی از  µg/ml 0.25-128و سوسپانسیون قارچی با محدوده سلولی 0.5-5×105 cfu/ml تهیه شد. میزان MIC داروها طبق استاندارد NCCLS-M38P تعیین گردید.

یافته‌ها : آسپرژیلوس با فراوانی 13 مورد (39.4%) بیشترین و آلترناریا و سیرسینلا هر کدام با فراوانی یک مورد (3 درصد) کمترین قارچ جدا شده بودند. محدوده MIC داروی فلوکونازول 64-128 µg/ml برای تمام سویه‌ها و محدوده MIC آمفوتریسین بی  16-64 µg/ml تعیین شد. محدوده MIC آمفوتریسین B نسبت به فلوکونازول به طور معنی‌داری کاهش نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری : سویه‌های قارچی جدا شده از محیط بیمارستان نسبت به دو داروی آمفوتریسین B و فلوکونازول مقاوم بودند.


سیمین تعاونی، ندا ناظم اکباتانی، اشرف الدین گوشه گیر، حمید حقانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : زنان در دوران یائسگی از نظر جسمانی و روانی دچار تغییرات زیادی می‌شوند که ممکن است اثر منفی بر کیفیت زندگی آنها داشته باشد. لذا اداره این مرحله از زندگی اهمیت به سزایی دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کپسول خوراکی آفرودیت بر نشانه‌های جسمانی زنان یائسه انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی سه سویه کور 63 زن یائسه به طور تصادفی در دو گروه مداخله (31 نفر) و کنترل (32 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله یک ماه کپسول آفرودیت حاوی 40 میلی‌گرم میوه خارخاسک، 27.12 میلی‌گرم زنجبیل، 33 میلی‌گرم زعفران و 11میلی‌گرم دارچین (روزی دو عدد به مدت یک ماه) و گروه کنترل دارونما (کسپول حاوی نشاسته) را مصرف نمودند. نشانه‌های جسمانی یائسگی شامل گرگرفتگی و تعریق شبانه، ناراحتی قلبی شامل تپش قلب، افزایش ضربان قلب، فشردگی قفسه سینه، مشکلات خواب شامل مشکل در به خواب رفتن، مشکل در طول خواب، زود بیدار شدن و ناراحتی عضلانی - مفصلی شامل درد مفاصل و مشکلات روماتیسمی با استفاده از معیار سنجش یائسگی مورد سنجش قرار گرفت. یافته‌ها : پس از اتمام مطالعه در گروه‌های مداخله و کنترل میانگین نمره گرگرفتگی به ترتیب 0.1±1.29 و 0.6±3.1، میانگین نمره مشکلات خواب به ترتیب 0.2±1.81 و 3.1±2.81 و میانگین نمره ناراحتی عضلانی – مفصلی به ترتیب 0.1±1.03 و 1.2±2.81 تعیین شد (P<0.05). نمره ناراحتی قلبی در گروه آفرودیت کاهش آماری معنی‌داری نشان نداد. نتیجه‌گیری : کپسول خوراکی آفرودیت سبب کاهش گرگرفتگی، مشکلات خواب و ناراحتی عضلانی - مفصلی زنان یائسه می‌گردد.
علی کاظمی، حسین نوروزی، مرسا بدیعی مقدم،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : قارچ کاندیدا جزیی از فلور طبیعی بدن انسان و از دسته قارچ‌های فرصت‌طلب محسوب می‌شود. در شرایط ضعف سیستم ایمنی این قارچ می‌تواند سبب بروز کاندیدیازیس گردد. این مطالعه به منظور ارزیابی حساسیت دارویی ایزوله‌های کلینیکی کاندیدا آلبیکنس نسبت به داروهای آمفوتریسینB وکتوکونازول به روش میکرودایلوشن و دیسک آگار دیفیوژن انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی تست حساسیت دارویی 30 سوش کاندیدا آلبیکنس جدا شده از بیماران بستری و سرپایی به دو روش میکرودیلوشن طبق استاندارد M27-A2 CLSI و دیسک آگار دیفیوژن مطابق استاندارد CLSI M44-S2 توسط داروهای آمفوتریسینB و کتوکونازول انجام شد. برای ارزیابی صحت کار از سویه‌های استاندارد کاندیدا آلبیکنس PTCC 5027 و کاندیدا کروزه‌ای PTCC 5295 استفاده شد. حداقل غلظت بازدارندگی رشد (Minimum Inhibitory of Concentration: MIC) تعیین گردید.

یافته‌ها : کمترین و بیشترین میزان MIC (μg/ml-1) نسبت به آمفوتریسینB به ترتیب 0.0625 و 4 تعیین شد. در حالی‌که کمترین و بیشترین میزان MIC نسبت به کتوکونازول به ترتیب 0.5 و 32 حاصل شد. کمترین و بیشترین قطر هاله در روش انتشار روی دیسک برای هردو دارو به ترتیب 6 و 28 میلی‌متر بود. نتایج تست حساسیت دارویی در هر دو روش اختلاف در ارزیابی سوش‌های مقاوم و حساس نشان ندادند. 25 نمونه (83.3%) نسبت به کتوکونازول و 2 نمونه (6.7%) نسبت به آمفوتریسینB مقاوم بودند.

نتیجه‌گیری : علی‌رغم محدودیت‌های مصرف آمفوتریسینB، این دارو انتخاب بهتری در درمان کاندیدیازیس نسبت به کتوکونازول است.


حسین نوروزی، علی کاظمی، مهسا شکری،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قارچی در بیماران دارای نقص سیستم ایمنی رو به افزایش است. از مهم‌ترین بیماری‌های قارچی آسپرژیلوزیس است. در ارتباط با اثر ملاتونین در بیماری‌های قارچی مطالعات اندکی انجام شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی ملاتونین و آمفوتریسین B در موش‌های صحرایی مبتلا به آسپرژیلوزیس انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 40 سر موش صحرایی نژاد ویستار در محدوده وزنی 200 تا 250 گرم انجام شد. حیوانات به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه‌ها شامل گروه کنترل منفی (بدون دارو و عامل قارچی)، کنترل مثبت (ایجاد ضعف سیستم ایمنی با سیکلوفسفامید، سپس تلقیح با اسپور قارچی آسپرژیلوس)، گروه درمان شونده با ملاتونین 200 microgram/kg ، گروه درمان شونده با آمفوتریسین B و گروه دریافت کننده آمفوتریسین B توام با ملاتونین بودند. عامل اینترلوکین – 6 (Interleukin.6: IL.6) و TNFα (Tumor Necrosis Factor Alpha) در روزهای یک و 10 بعد از آلودگی اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: مقادیر IL.6 و TNFα روز اول و دهم هر سه گروه تیمار در مقایسه با گروه کنترل مثبت، کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). مقادیر IL.6 و TNFα روز اول و دهم در گروه تیمار شده با آمفوتریسین B توام با ملاتونین در مقایسه با دو گروه تیمار شده دیگر، به میزان بیشتری کاهش نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: مصرف ملاتونین همراه با آمفوتریسین B باعث افزایش و تقویت سیستم ایمنی در موش‌های مبتلا به آسپرژیلوس می‌گردد.


مایا بهمرام، فریده باباخانی، رحمان شیخ حسینی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: نواقص پاسچر ناشی از کم تحرکی بین دانش آموزان در حال افزایش است. عدم تمایل آنان نسبت به انجام فعالیت‌های سنتی، یافتن روش‌های مناسب برای افزایش فعالیت بدنی را ایجاب می‌کند. این مطالعه به منظور مقایسه اثر بازی‌های منتخب ایکس باکس کینکت با فعالیت‌های بدنی معمولی بر پاسچر استاتیک دانش‌آموزان کم‌تحرک انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی 26 دانش آموز کم تحرک مقطع چهارم و پنجم دبستان به صورت غیرتصادفی در دو گروه 13 نفری قرار گرفتند. طی دوره 6 هفته‌ای، یک گروه، 3 جلسه در هفته بازی‌های منتخب ایکس باکس کینکت را انجام داد و گروه دیگر مشغول فعالیت‌های ورزشی معمولی ساعات تربیت بدنی مدرسه شدند. بررسی زوایای مفاصل در پاسچر استاتیک با روش فتوگرامتری و نرم‌افزار کینوویا صورت گرفت.

یافته‌ها: در پاسچر استاتیک زاویه پوزیشن سر، توراسیک اروو، الاینمنت افقی کتف، الاینمنت افقی لگن و الایمنت بدن در گروه ایکس باکس کینکت در مقایسه با گروه کنترل با فعالیت‌های بدنی معمولی بهبود معنی‌داری حاصل شد (P<0.05). در لومبار اروو، لومبار آنگل، تیلت لگن، پوزیشن زانو، زاویه کوادریسپس و پرونیشن پا تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه یافت نشد.

نتیجه‌گیری: بازی‌های ایکس باکس کینکت روشی مناسب برای اصلاح انحرافات پاسچر در دانش آموزان کم‌تحرک است.


محمد رضا انصاری آستانه، آسیه اسحاقی، الهه کشاورزیان، جواد صادقی، محمدیاسر کیارودی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

افزایش تعداد بیماران مبتلا به بیماری‌های خود ایمنی سیستمیک که خواستار انجام جراحی عیوب انکساری قرنیه با لیزر هستند؛ نیازمند توجه بیشتری به اهمیت بالینی وضعیت این بیماران است. مطالعات اخیر، دانش ما را در شناسایی و ارزیابی اختلالات خود ایمنی و اثرات جانبی بالقوه آنها در نتایج جراحی‌های عیوب انکساری قرنیه با لیزر را گسترش داده‌ است. در این مقاله مروری به طور خلاصه به بررسی عوامل بیماری‌زا، جنبه‌های بالینی و عوارض احتمالی در بیماران مبتلا به اختلالات خود ایمنی سیستمیک که تحت این عمل‌های جراحی قرار می‌گیرند می‌پردازیم. در مجموع از بین مطالعات بررسی شده 132 مقاله برای این مطالعه انتخاب شدند. با توجه به این که آزاد شدن سیتوکین‌های مختلف ناشی از اختلالات خودایمنی سیستمیک، می‌تواند منجر به پیامدهای مخرب قرنیه شود؛ لذا نیاز به تشخیص زودهنگام قبل از هر جراحی لیزری عیوب انکساری ضروری به‌نظر می‌رسد. اگرچه به طور معمول روش‌هایی مانند LASIK و PRK در بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی انجام می‌شود؛ اما ملاحظات اساسی نیز بایستی در نظر گرفته شوند. موارد منع قطعی جراحی لیزری عیوب انکساری برای هر اختلال خود ایمنی هنوز توسط مطالعات تایید نشده است.


حامد ابراهیم‌پور، امیرعلی جعفرنژادگرو، ابراهیم پیری، احسان فخری میرزانق،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

یکی از بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین مفاصل بدن انسان مفصل زانو است. ژنووالگوم (زانوی ضربدری) یکی از ناهنجاری‌های اندام تحتانی در صفحه فورنتال است که می‌تواند با تغییرات بیومکانیک اندام تحتانی همراه باشد. این مرور سیستماتیک به منظور ارزیابی اثر انواع تمرینات ورزشی اصلاحی و ابزارهای حمایتی در مبتلایان به زانوی ضربدری انجام شد. جستجوی مقالات از نوع پژوهشی اصیل، مروری و کارآزمایی بالینی به زبان فارسی و انگلیسی از پایگاه‌های استنادی WOS ، SID ، ISC ، Magiran ، Scopus ، PubMed و Google Scholar منتشر شده طی ژانویه 2008 تا ابتدای مارس 2023 انجام شد. تعداد 76 مقاله مرتبط بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و در نهایت 22 مقاله در ارتباط با اثر انواع تمرینات ورزشی و ابزارهای حمایتی بر عارضه زانوی ضربدری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های یک مطالعه در ارتباط با اثر تمرینات هوازی با اثرگذاری بر شاخص توده بدنی و کاهش شدت ژنووالگوم بود. یافته‌های برخی از مطالعات در زمینه اثر مثبت انجام تمرینات مقاومتی و اصلاحی بر بهبود فعالیت الکتریکی عضلات و ثبات زانو بوده است. بررسی یافته‌های یک مطالعه نشان داد که استفاده از کفی طبی می‌تواند عاملی مهم برای افزایش حمایت از مفصل زانو هنگام فرود از پله‌ها باشد. یافته‌های شش مطالعه نشان‌دهنده اثر مثبت استفاده ارتز، گوه و بریس در مبتلایان زانوی ضربدری بودند. در حالی که تنها در یک مطالعه به اثر منفی استفاده از ابزارهای فوق به دلیل کاهش زاویه محدود کننده بریس مورد استفاده در مفصل زانو، افزایش نیروهای وارده و در نهایت افزایش آسیب اشاره شده است. در نهایت یافته‌های سه مطالعه با اثر مثبت استفاده از کنزیوتیپ در مبتلایان به عارضه زانو ضربدری مرتبط بودند. به‌نظر می‌رسد که انجام تمرینات ورزشی اصلاحی به ویژه تمرینات مقاومتی با تراباند و اصلاحی همراه با ابزارهای حمایتی همچون کفی برای حمایت قوس داخلی پا و کنزیوتیپ می‌تواند برای کاهش درجات والگوس زانو در مبتلایان به عارضه زانو ضربدری مفید واقع شود.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 1.71 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)