|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای Bun
دکتر فرزاد جلالی، دکتر محمدرضا خصوصی نیاکی، دکتر محمود حاج احمدی، دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: طولانی شدن زمان کمپلکس QRS به ویژه در جریان بلوک کامل شاخه چپ (LBBB) با افزایش مرگ و میر در بیماران با بیماری زمینه ای قلبی همراه است. این مطالعه به منظور تعیین رابطه مدت زمان کمپلکس QRS نوار قلبی با میزان کسر جهشی در اکوکاردیوگرافی بیماران دچار بلوک شاخه چپ انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آینده نگر که از اردیبهشت ماه 1378 لغایت آذر 1381 در بخش های CCU، قلب و درمانگاه قلب بیمارستان شهید بهشتی انجام شد، تعداد 150 بیمار با تشخیص بلوک کامل شاخه چپ تحت مطالعه نوار قلبی و اکوکاردیوگرافی 2D ،M-Mode، رنگی و داپلر قرار گرفتند و ارتباط بین زمان کمپلکس QRS، انحراف محور به چپ (LAD) و کسر جهشی بطن چپ قلب (EF) (به روش Simpson) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها در نرم افزار آماری SPSS 11.0 و با استفاده از آزمون های آماری تی و دو طرفه و کایدو و Fisher Exact مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: 131 بیمار (87 درصد) زمان QRS بین 0.16 – 0.12 ثانیه و متوسط کسر جهشی در آنها (0.36 ± 16) بود. 19 بیمار دیگر (13 درصد) QRS مساوی یا بیشتر از 0.16 ثانیه داشتند و متوسط کسر جهشی آنها (0.24 ± 10) بود (P<0.05). متوسط کسر جهشی در موارد QRS مساوی یا بیشتر از 0.16 ثانیه با انحراف محور به سمت چپ ( 25±16درصد) و در موارد بدون همراهی با انحراف محور به سمت چپ 13 ± 23 درصد بود. بین سن، جنس، نوع بیماری قلبی با کسر جهشی در بیماران دچار LBBB ارتباطی دیده نشد.نتیجه گیری: زمان کمپلکس QRS مساوی یا بیشتر از 0.16 ثانیه دارای یک ارتباط معکوس با کسر جهشی بطن چپ بوده و لذا بلوک کامل شاخه چپ در صورت زمان QRS بیشتر یا مساوی 0.16 می تواند معیاری مفید دال بر نارسایی سیستولیک شدید بطن چپ باشد.
دکتر احمدعلی شیرافکن، دکتر بهنوش مرتضوی مقدم، دکتر محمد موجرلو، دکتر زهرا رزقی، ناصر بهنام پور، دکتر محمدمهدی مطهری، دوره 10، شماره 2 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : هایپرتروفی بطن چپ (LVH) عامل خطر مستقل برای مرگ و حوادث قلبی و عروقی میباشد. LVH و اختلال عملکرد کلیوی هر دو علایم آسیب به اندامهای انتهایی میباشند. این مطالعه به منظور تعیین همبستگی هایپرتروفی بطن چپ در اکوکاردیوگرافی با یافتههای کلیوی در بیماران مبتلا به فشارخون اولیه انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 102بیمار مبتلا به پرفشاری خون اولیه بدون بیماری زمینه دیگر که در اکوکاردیوگرافی نیز هایپرتروفی مرکز بطن چپ اثبات شده بود، در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سالهای 85-1384 بررسی شدند. آزمایش تجزیه ادرار، BUN و کراتینین سرم، سونوگرافی کلیهها و مجاری ادرار برای بیماران انجام شد. LVH براساس LVMI> 135 g/m² در مردان و LVMI> 110 g/m² در زنان تعریف شد. اختلال عملکرد کلیوی از طریق اندازهگیری سطح کراتینین سرم و ارزیابی پروتئینوری و یافتههای سونوگرافی کلیهها و مجاری ادراری بررسی شد. یافتهها : میانگین سنی افراد 8/8±60 تعیین شد. 59 نفر نوع خفیف ، 36 نفر نوع متوسط و 7 نفر به نوع شدید LVH مبتلا بودند. انحرافمعیار و میانگین کراتینین و BUN به ترتیب 12/1±09/1 و 76/10±6/20 میلیگرم در دسیلیتر تعیین شد. این مطالعه نشان داد که با افزایش شدت LVH مقدار آسیب کلیوی افزایش یافته است. بین وجود اسکار در سونوگرافی و شدت LVH در اکوکاردیوگرافی رابطه معنیداری وجود داشت (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که درصد بالایی از بیماران مبتلا به فشارخون اولیه به آسیب کلیوی مبتلا هستند و BUN ، کراتینین و وجوداسکار در سونوگرافی میتواند مارکرهای مناسبی برای شناسایی آسیب اندامهای انتهایی ناشی از فشارخون و میزان کنترل آن باشد.
قادر جلیل زاده امین، علیرضا یوسفی، مهدی عبدالهی پیربازاری، دوره 16، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : زیره سیاه در طب سنتی ایرانی برای درمان بسیاری از بیماریها از جمله اختلالات دستگاه گوارشی و بهویژه درمان زخمهای معدی کاربرد دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر اسانس زیره سیاه بر زخم معده القا شده با ایندومتاسین و اتانول در موشهای صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی میزان LD50 موشهای صحرایی بر اساس روش لورک تعیین شد. برای بررسی مسمومیت کوتاهمدت 24 سر موش بهطور تصادفی به 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. در گروههای اول تا سوم به ترتیب غلظتهای 80 ، 125 و 250 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از اسانس زیره سیاه و در گروه چهارم حجم برابری از توین 80 (2درصد) به مدت 14 روز به موشها خورانده شد. برای سنجش فعالیت ضدزخمی اسانس زیره سیاه موشهای صحرایی در گروههای 6 تایی شامل دریافت کننده توین، دریافت کننده سایمتدین 100 mg/kg/bw ، امپرازول 30 mg/kg/bw و اسانس زیره سیاه با دوزهای 20, 40, 80 mg/kg/bw در دو گروه زخم معده القا شده با ایندومتاسین 100 mg/kg/bw و اتانول خالص یک میلیلیتر قرار گرفتند. یافتهها : مقدار LD50 برابر با 375 mg/kg محاسبه شد. دریافت تک دوز و روزانه در دوزهای مورد بررسی بدون این که تغییری در رفتار، وزن بدن و وزن ارگانهای آنها ایجاد نماید؛ توسط موشها تحمل گردید. در پایان دوره تغییر معنیداری در میزان پروتئین تام، آلانین آمینوتراسفراز (ALT) و آسپارتات آمینوتراسفراز (AST) مشاهده نگردید. تیمار با اسانس زیره در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw توانست شاخص زخم در مدل زخم معده ایجاد شده با ایندومتاسین را بهترتیب به میزان 2.8±27.41 درصد و 1.01±18.02 درصد کاهش دهد (P<0.05). در مدل زخم اتانولی نیز در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw میزان مهار زخم بهترتیب 4.3±65.65 درصد و 16±58.42 درصد تعیین شد (P<0.05). شاخص پیشگیری زخم در مدل زخم معده ایجاد شده با ایندومتاسین در تیمار با اسانس زیره در دوزهای 40 و 80 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب 37.98% و 59.21% و در مدل زخم اتانولی در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw به ترتیب 12.4% و 22.05% تعیین شد. نتیجهگیری : اسانس حاصل از زیره سیاه بیخطر و به صورت حفاظتی در دوزهای 40, 80 mg/kg/bw توانست زخم معده ایجاد شده را کاهش دهد و این اثر وابسته به دوز بود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|