|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
4 نتیجه برای پاتولوژی
جواد صادقی نژاد، فاطمه محمودی کردی، حسین لیمویی، سعدی رستمی، دوره 17، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : اثر گیاه لیسیوم بارباروم (Lycium barbarum L.) در افزایش قدرت ایمنی گزارش شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره آبی میوه گیاه لیسیوم روسنیکوم (Lycium ruthenicum L.) بر شاخصهای مورفومتریک و هیستوپاتولوژیک اندامهای لنفاوی موش سوری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 36 سر موش سوری از نژاد BALB/c به صورت تصادفی در شش گروه 6 تایی کنترل و تیمار قرار گرفتند. عصاره آبی میوه گیاه لیسیوم روسنیکوم در دوزهای 50، 100، 200، 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن طی 21 روز برای گروههای تیمار گاواژ گردید. گروه کنترل 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن سرم فیزیولوژی را به روش گاواژ دریافت نمودند. پس از مدت تیمار، افزایش نسبی وزن بدن، تغییرات مورفومتری، هیستومورفومتری و هیستوپاتولوژی تیموس، عقده لنفاوی و طحال بررسی شد. یافتهها : تجویز این عصاره در دوزهای 50 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن اثری بر وزن موشها نداشت؛ اما در دوزهای بالاتر سبب کاهش وزن بدن گردید (P<0.05). ایندکس تیموس در دوز 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). نتایج هیستومورفومتریک تیموس نشان داد ضخامت بخش مرکزی در دوزهای پایین بهصورت معنیداری افزایش یافت (P<0.05)؛ اما در دوزهای بالاتر تفاوتی با گروه کنترل مشاهده نگردید. ضخامت کپسول در عقده لنفاوی و طحال در دوز800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری نشان داد (P<0.05). با توجه به یافتههای هیستوپاتولوژیکی، دوزهای 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عصاره این گیاه بر اندامهای لنفاوی باعث تحریک و ارتشاح سلولهای ایمنی و افزایش خونسازی شد؛ اما در دوزهای 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن سبب فیبروز کپسول، دژنراسیون فولیکولها و آپوپتوز در سلولهای داربست سلولی و نیز آسیب در اندامهای لنفاوی این گروهها گردید. نتیجهگیری : دوزهای 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از عصاره آبی میوه گیاه لیسیوم روسنیکوم باعث تغییرات هیستوپاتولوژیک اندامهای لنفاوی موش آزمایشگاهی میگردد.
زهرا سادات دامرودی، نرگس زاده راشکی، زهرا شاه محمدی، سهراب بوذرپور، نازنین منصور مشتاقی، شعبان قلندرآیشی، آرزو نگهداری، مهدی وکیلی نژاد، دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان شایعترین سرطان در بین زنان سراسر جهان بوده و از نظر میزان مرگ و میر در رده دوم قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگیهای فردی، بالینی و آزمایشگاهی زنان مبتلا به ضایعات پستان در مراجعین به بیمارستان دکتر بسکی گنبدکاووس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 130 زن دارای ضایعات پستان (خوشخیم و بدخیم) جراحی شده در بیمارستان دکتر بسکی گنبد کاووس طی فروردین 1398 لغایت اسفند 1399 انجام شد. دادههای دموگرافیک (سن، سابقه خانوادگی و قومیت) و نتایج آسیبشناسی (درجهبندی، نوع ضایعه، نوع جراحی، مکان، اندازه تومور) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: ضایعات پستان در 51.53% بدخیم و در 48.46% خوشخیم بودند. بیشترین نوع توده بدخیم داکتال کارسینومای تهاجمی (71.64%) و بیشترین نوع توده خوشخیم فیبروآدنوما (69.84%) بودند. بیشتر موارد بدخیم در بیماران گروه سنی 41 تا 50 سال (43.28%) مشاهده شد. تقریباً نیمی از جمعیت مورد مطالعه (49.15%) فاقد سابقه خانوادگی مثبت و حدود یک چهارم بیماران حداقل یکی از بستگان درجه اول یا دوم مبتلا به سرطان پستان داشتند. اکثر مبتلایان (44.78%) تومورهای بدخیم درجه II داشتند. 78.51% درصد زنان قبل از جراحیهای پستان تحت شیمیدرمانی قرار نگرفته بودند. همچنین حدود نیمی از بیماران (58 بیمار، 49.57%)، پس از جراحی تحت هیچگونه درمان کمکی قرار نگرفتند؛ با این وجود شیمیدرمانی بیشترین نوع درمان کمکی (16 مورد، 13.86%) بعد از عمل بود. درمان همزمان شیمیدرمانی و رادیودرمانی در 24.78% بیماران پس از جراحی انجام گردید. ارتباط آماری معنیداری بین سن با نوع ضایعه، درمانهای کمکی بعد از عمل و درگیری گرههای لنفاوی مشاهده گردید (P<0.05). بین سن با اندازه تومور و بین سابقه خانوادگی با درجه بدخیمی تومور ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). همبستگی معنیداری بین سن و درجه بدخیمی تومور (P=0.02, F(2.48)=4.19) یافت شد. به طوری که در سن ابتلا پایینتر، درجه بدخیمی بیشتر است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده سن پایین ابتلا به ضایعات بدخیم پستان در شهرستان گنبدکاووس در شرق استان گلستان بود. بیشتر ضایعات بدخیم از نوع داکتال کارسینومای تهاجمی و درجه II بودند. ارتباط مثبت سابقه خانوادگی سرطان بر درجهبندی تومورهای پستان بهدست آمد.
محمدهادی قریب، سیامک رجایی، کیهان فلاح، مهین طاطاری، ذلیخا کرم الهی، الهه گلعلی پور، سیده سپیده حسینی، رضا افغانی، دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تودههای تیروئیدی از شایعترین دلایل مراجعه بیماران به درمانگاههای غدد هستند. تخلیه سوزنی ظریف (Fine Needle Aspiration: FNA) بهعنوان راهکاری برای کاهش جراحی تیروئید برای ضایعات خوشخیم استفاده میشود. این مطالعه به منظور تعیین صحت تشخیصی تخلیه سوزنی ظریف تودههای تیروئیدی در مقایسه با نتایج بافتشناسی در مراکز آموزشی درمانی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 102 بیمار (12 مرد و 90 زن) در محدوده سنی 41.60±12.25 سال با تشخیص تودههای تیروئیدی ارجاع شده برای انجام عمل جراحی به مراکز آموزشی درمانی شهر گرگان طی سالهای ١٤٠٠-١٣٩٩ انجام شد. تخلیه سوزنی ظریف انجام و نمونهها برای بررسی به بخش پاتولوژی ارسال شدند. نتیجه سیتولوژی در چک لیست ثبت شد. برحسب نتایج سیتولوژی بخشی از بیماران برای جراحی ارجاع شدند. سپس نتایج پاتولوژی جراحی نیز با یافتههای سیتولوژی مقایسه شدند. حساسیت و ویژگی نتایج سیتولوژی تودههای تیروئیدی در مقایسه با نتایج پاتولوژی نیز محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج FNA، اندازه توده و شکایت اصلی بیمار با نتایج بافتشناسی ارتباط آماری معنی داری نشان داد (P<0.05). با توجه به یافتههای FNA در مقایسه با آسیبشناسی، حساسیت 74% ، ویژگی 88.1% ، ارزش اخباری مثبت 88.1% ، ارزش اخباری منفی 74% ، میزان مثبت کاذب 12% ، میزان منفی کاذب 26% و دقت تشخیصی 80.4% تعیین گردید.
نتیجهگیری: تخلیه سوزنی ظریف همچنان یک ابزار کلیدی در بررسی تودههای تیروئید است و برای افزایش دقت FNA نیاز به ارتقاء تکنیکهای انجام آن است.
عبدالرضا فاضل، سیدرضا خاندوزی، غلامرضا روشندل، فرزاد باقریان، دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در جهان و ایران شیوع بالایی داشته و با مرگ و میر بالایی همراه است. شیمیدرمانی نئوادجوانت (Neoadjuvant Chemotherapy: NAC) یکی از روشهای درمانی برای بهبود بقاء بیماران است. این مطالعه به منظور تعیین میزان پاسخ به NAC در مبتلایان به سرطان پستان پیشرفته موضعی براساس رسپتورهای شایع مولکولی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 بیمار مبتلا به سرطان پستان (میانگین سنی 41.14±10.06 سال) مراجعه کننده به درمانگاه جراحی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سالهای 1392 لغایت 1397 انجام شد. بیماران بدون متاستاز دوردست تحت رژیم درمانی NAC قرار گرفته و سپس جراحی شدند. مشخصات دموگرافیک، نوع داروها، مشخصات رسپتورهای مولکولی پاسخ به درمان آنها در چک لیستی ثبت شد. پاسخ به درمان و میزان بقاء کلی بیماران ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین اندازه تومور قبل از کموتراپی NAC 3.01±2.47 سانتیمتر (با دامنه 0-8 و میانه 2) بود و 16 درصد گرید 1، 52 درصد گرید 2 و 32 درصد گرید 3 تعیین شد.36 درصد از بیماران سابقه فامیلی مثبت داشتند. 46 درصد ER مثبت، 40 درصد PR مثبت، 22 درصد Her-2 مثبت و 78 درصد Her-2 منفی بودند. 36 درصد شاخص Ki-67 بیش از 30 درصد داشتند. 18 درصد بیماران پاسخ کامل پاتولوژیک داشتند و 82 درصد پاسخ ناکامل و یا منفی داشتند. از لحاظ سابقه فامیلی سرطان پستان وضعیت رسپتورهای Her2، ER، PR، Ki67، گرید هیستولوژیک، اندازه تومور و لنفودای آگزیلاری تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه با و بدون پاسخ پاتولوژیک کامل وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: میزان پاسخ کامل پاتولوژیک به کموتراپی نئوادجوانت در بیماران مبتلا به سرطان پستان پیشرفته موضعی در 18 درصد بیماران دیده شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|