[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87193079
h-index3617
i10-index25570
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
10 نتیجه برای ماهی

دکتر مهرانگیز زمانی، دکتر ملیحه عرب، دکتر شهلا نصراللهی، مهندس خسرو مانی کاشانی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: دیسمنوره اولیه یکی از عوامل شایع غیبت از محل کار و کاهش کیفیت زندگی زنان است. طبق مطالعات مصرف روغن ماهی باعث تولید پروستاگلاندین (PG) ضعیف تری از رده پروستاسیکلین ها می گردد و شدت دیسمنوره را می کاهد. هدف این مطالعه آن است که میزان کارایی روغن ماهی را در دیسمنوره اولیه در دختران دبیرستان را تعیین نماید.روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 44 نفر از دانش آموزان دبیرستانی شهرستان همدان انجام شد. به صورت تصادفی دو گروه 22 نفره از بین دانش آموزان مبتلا به دیسمنوره انتخاب و به مدت 2 ماه به یک گروه کپسول روغن ماهی و به یک گروه دیگر پلاسبو تجویز شد. قبل از تجویز دارو، در انتهای 2 ماه درمان و نیز 2 ماه بعداز خاتمه درمان افراد مورد مطالعه، ویزیت شدند. در این 3 مرحله، شدت درد براساس معیار VAS و مدت درد براساس سیستم COX، در هر گروه ثبت شد. داده‌ها با استفاده از SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: بعد از 2 ماه از شروع درمان میانگین شدت درد (VAS) در گروه روغن ماهی به طور معنی داری از گروه پلاسبو کمتر بود (0.05 P<). میانگین مدت درد نیز در این زمان، در گروه روغن ماهی با اختلاف معنی داری کمتر از گروه پلاسبو بود (0.05 P<). شاخص آزمون (2.72= t)2 ماه بعد از خاتمه تجویز کپسول ها و گذشت 2 ماه از اتمام درمان نیز میانگین شدت درد (VAS) در گروه روغن ماهی با گروه پلاسبو اختلاف معنی داری داشت و کمتر بود. میانگین مدت درد (ساعت) در گروه روغن ماهی اختلاف معنی داری با گروه پلاسبو داشت (0.05 P<).نتیجه گیری: کپسول روغن ماهی بعد از دو ماه مصرف نسبت به پلاسبو، اثر قابل توجهی در کاهش شدت و مدت درد دیسمنوره اولیه داشت و تا دو ماه پس از خاتمه درمان نیز اثر آن از پلاسبو بیشتر بود.
علی شهریاری،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین ناشی از توسعه صنعت و رهاسازی آن در آب ها، در مقابل تجزیه مقاوم بوده و مقدار آن در ماهی به عنوان یکی از زنجیره های غذایی انسان تجمع می یابند. این مطالعه به منظور اندازه گیری مقادیر فلزات سنگین کادمیوم، کروم، سرب و نیکل در بافت خوراکی دو گونه از ماهیان شوریده و سرخو ماهیان خلیج فارس در سال 1382 انجام شد.روش بررسی: 60 نمونه از ماهیان شوریده و سرخو خلیج فارس در بهار 1382 برداشت گردید که پس از آماده سازی و هضم شیمیایی نمونه های ماهی، مقدار فلزات سنگین سرب، کادمیوم، کروم و نیکل به وسیله دستگاه جذب اتمی شعله ای تعیین گردید.یافته ها: میانگین غلظت سرب ، کروم ، کادمیوم و نیکل در بافت خوراکی ماهی سرخو به ترتیب 0.442، 0.333 ،0.063 و 0.322 پی پی ام بر حسب وزن خشک ماهی و در ماهی شوریده به ترتیب 0.48 ، 0.062 ، 0.064 و 0.48 پی پی ام بر حسب وزن خشک ماهی بود.نتیجه گیری: میانگین غلظت فلزات سنگین در ماهیان شوریده و سرخو از حد مجاز سازمان بهداشت جهانی کمتر بود، ولی مقدار سرب، کادمیوم، کروم و نیکل به ترتیب در 27 ، 8 ، 3 و 25 درصد از نمونه های مورد مطالعه از حداکثر مجاز سازمان بهداشت جهانی بیشتر بود.
دکتر کیومرث قاضی سعیدی، رقیه هاشم‌زاده، مریم محمدی، دکتر فرحدخت فاطمی‌نسب، دکتر عزت‌الله قائمی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: مایکوباکتریوم مارینوم عامل سل یا مایکوباکتریوزیس ماهی می باشد. زیستگاه طبیعی آن آب بوده و قادر است از طریق خراش پوستی در بدن انسان وارد شده و ضایعات گرانولومای استخر شنا یا تانک ماهی را ایجاد نماید. این بیماری شغلی است و در کارکنان مراکز صید از شیوع بالاتری برخوردار است. این مطالعه به منظور بررسی فراوانی این باکتری در ماهی ها و نیز ضایعه گرانولوم استخر شنا در کارکنان شیلات در آشوراده انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، معاینه بالینی از 387 نفر از کارکنان شیلات آشوراده که با ماهی تماس داشتند، از نظر وجود زخم- های جلدی انجام گرفت و در صورت وجود زخم نمونه های بیوپسی از آنها تهیه شد. همچنین 113 نمونه آبشش ماهیان خاویاری طی دوره زمانی اردیبهشت تا بهمن 1382 تهیه گردید. رنگ آمیزی زیل نلسون و کشت نمونه ها در محیط لوون اشتاین بعد از تیمار با سود انجام شد.یافته ها: از 2 مورد (1.76 درصد) از ماهی های مورد بررسی میکوباکتریوم مارینوم جدا شد. تنها یک بیمار ضایعات جلدی مشکوک داشت که در کشت آن میکوباکتریوم مارینوم ایزوله نشد.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که میکوباکتریوم مارینوم در ماهیان خاویاری ناحیه بندرترکمن از شیوع پایینی برخوردار است و انتقال آن نیز به صیادان در این منطقه مشاهده نشده است. مطالعات وسیع تر و در طول زمان برای رد کامل اهمیت مارینوم در ایجاد بیماری در منطقه ضروری است.
دکتر اصغر اکبری، دکتر محمد افشار، حسام مودی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده

سردرد سرویکوژنیک (Cervicogenic Headache) سندرم درد مزمن نیمه سر است که منشاء آن ستون فقرات گردن یا بافت نرم اطراف آن می‌باشد. این نوع سردرد اختلال نسبتاً شایعی است که از آن چشم‌پوشی می‌شود. دلیل کافی برای این اختلال وجود داشته و علائم تشخیصی موجود کافی هستند. هدف از گزارش این مورد تشریح نگرش مداخله‌ای شامل روش‌های ریلیز (Release) و انرژی ماهیچه‌ای برای بیماری با سردرد سرویکوژنیک بود. معاینه‌های بالینی وجود نقاط ماشه‌ای میوفاشیال (Myofascial trigger point) را در عضلات تراپزیوس، استرنوکلایدوماستوئید و ارکتورهای (Erectors) فوقانی ستون فقرات گردن نشان داد. کاهش دامنه حرکات روتیشن (Rotation) و فلکشن (Flexion) مشهود بود. بعد از سه جلسه درمان درد بیمار کاملاً از بین رفت. نتایج حاکی از تشخیص و درمان صحیح سردرد سرویکوژنیک بود.


دکتر محمدعلی تخشید، دکتر جعفر آی، دکتر علیرضا توسلی، لیدا ابراهیمی، داریوش مومن زاده،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : کولیت اولسراتیو بیماری مزمن التهابی کولون است که رادیکال‌های آزاد نقش مهمی در ایجاد آن دارند. رژیم غذایی حاوی اسیدهای چرب امگا 3- و مواد آنتی‌اکسیدانت در درمان این بیماری موثر است. عصاره هسته انگور حاوی مواد آنتی‌اکسیدانت قوی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی رژیم غذایی غنی از روغن ماهی و عصاره هسته انگور بر کولیت القا شده توسط اسیداستیک در موش‌های صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 50سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه (F) روغن ماهی 6.1 میلی‌لیتر روغن ماهی، گروه (G) عصاره هسته انگور 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم عصاره هسته انگور در یک میلی‌لیتر آب مقطر و گروه (FG) روغن ماهی + عصاره هسته انگور 1.6 میلی‌لیتر روغن ماهی و 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم عصاره هسته انگور به صورت گاواژ به مدت 30 روز دریافت نمودند. موش‌ها در گروه‌های کنترل (C) و گروه کولیت (Co) حجم یکسانی از آب مقطر دریافت داشتند. پس از 30روز در گروه‌های آزمایشی ، تیمار با عصاره هسته انگور ، تیمار با روغن ماهی و گروه تیمار با روغن ماهی و عصاره هسته انگور با تزریق درون رکتومی یک میلی‌لیتر اسیداستیک (4درصد) کولیت ایجاد گردید. گروه کنترل تزریق درون رکتومی سالین دریافت داشتند. دوروز بعد از ایجاد کولیت ، درجه آسیب‌های بافتی و التهاب با نمرات آسیب میکروسکوپی و آسیب‌شناسی بافتی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها : تزریق درون‌رکتومی اسیداستیک موجب ایجاد زخم ، التهاب و آسیب شدید کریپت‌ها در بافت مخاطی کولون موش‌ها گردید. شدت آسیب‌های ماکروسکوپی ، میکروسکوپی و التهاب در گروه تیمار با مصرف توأم روغن ماهی و عصاره هسته انگور در مقایسه با گروه کولیت کاهش معنی‌داری را نشان داد (P<0.05). در صورتی که تغذیه موش‌ها با عصاره هسته انگور به تنهایی و روغن ماهی موجب بهبودی معنی‌داری در نمرات آسیب‌های میکروسکوپی و ماکروسکوپی نگردید. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که مصرف توأم روغن ماهی و عصاره هسته انگور قبل از ایجاد کولیت القاء شده توسط اسیداستیک دارای نقش محافظتی در برابر آسیب‌های ماکروسکوپی ، میکروسکوپی و التهاب کولون موش‌های صحرایی‌می باشد.
دکتر حمیدرضا توکلی، دکتر عباسعلی ایمانی فولادی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : کلستریدیوم بوتولینوم به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد کننده‌ مسمومیت غذایی شناخته شده است. اسپور باکتری به‌طور گسترده‌ای در خاک، رسوبات دریاها، محیط‌های آبی و آبزیان پراکنده است. این مطالعه به منظور تعیین آلودگی به کلستریدیم بوتولینوم در دو گونه از ماهیان فرآوری شده و فرآوری نشده انجام گردید.

روش بررسی : این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی 146 نمونه ماهی فرآوری شده و نشده از دو گونه کفال طلایی و آزادماهی دریای خزر از صیدگاه شهید چمران دریاچه خزر در استان گیلان طی سال 1387 انجام شد. تعداد 45نمونه فرآوری شده و 28 نمونه فرآوری نشده ماهی کفال طلایی (Liza auratus) و نیز تعداد 39 نمونه فرآوری شده و 34 نمونه فرآوری نشده آزاد ماهی (Salmo Trutta caspius) مطالعه شدند. نمونه‌ها با روش‌های استاندارد ارائه شده (2001 APHA و 2003 FDA) از نظر آلودگی به کلستریدیوم بوتولینوم مورد آزمایش قرار گرفتند. سپس با استفاده از آنتی‌توکسین‌های مونووالان استاندارد، تعیین تیپ گردیدند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-13 و آزمون کای‌اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها : در 16 نمونه (10.95%) آلودگی به سم کلستریدیوم بوتولینوم مورد تأیید قرار گرفت. میزان آلودگی ماهیان فرآوری شده حدود 1.8 برابر ماهیان فرآوری نشده تعیین گردید. به‌طوری که از مجموع 84 نمونه ماهی فرآوری شده در 11 نمونه (13.09%) و از مجموع 62 نمونه ماهی فرآوری نشده در 5 نمونه (7.57%) وجود توکسین بوتولینوم ثابت گردید. همچنین تیپ E به عنوان شایع‌ترین تیپ توکسین شناخته شد. به‌طوری که از 11 نمونه مثبت ماهیان فرآوری شده 6 مورد (54.5%) و از 5 نمونه مثبت ماهیان فرآوری نشده 2 مورد (40%) را به خود اختصاص داد و پس از آن تیپ‌های A و B قرار گرفتند. میزان آلودگی ماهی کفال طلایی در هر دو نوع فرآوری شده و نشده بیش از آلودگی آزاد ماهی بود؛ ولی این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان‌دهنده آلودگی انواع ماهیان به تیپ‌های مختلف کلستریدیوم بوتولینوم به‌ویژه تیپE می‌باشد. باتوجه به آلودگی بیشتر ماهیان فرآوری شده به این باکتری، مصرف این فرآورده در طبخ به صورت نیم‌پز و شکم‌پر می‌تواند به بروز مسمومیت غذایی منجر گردد.


اکبر الصاق،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : اهمیت محصولات و فرآورده‌های دریایی، به‌ویژه ماهیان در رژیم غذایی انسان روز به‌روز بارزتر می‌شود. به موازات افزایش مصرف این منابع، اطمینان از سلامت و بهداشت آن نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. معضل آلودگی منابع آبی به فلزات سنگین، ضروری بودن سنجش فلزات در ماهیان را که در چرخه غذایی به اکوسیستم انسانی می‌رسد را اثبات می‌کند. این مطالعه به منظور ارزیابی تراکم فلزات سنگین روی، مس،کبالت و منگنز در بافت خوراکی ماهیان سفید و کپور در جنوب مرکزی دریای خزر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقدار فلزات سنگین دو گونه از ماهیان جنوب مرکزی دریای خزر شامل ماهی سفید (Rutilus frisii kutum) و ماهی کپور (Cyprinus carpio) در نیمه دوم سال 1388 اندازه‌گیری شد. پس از تعیین ایستگاه‌های بابلسر، فریدون‌کنار، محمودآباد، رستم‌رود نور، پارک جنگلی سی‌سنگان و نوشهر نمونه‌هایی از ماهیان جمع‌آوری گردید. پس از آماده‌سازی و هضم اسیدی، مقدار فلزات سنگین روی، مس، کبالت و منگنز با روش دستگاهی طیف‌سنجی جذب اتمی مورد سنجش قرار گرفت و با خط پایه برایان مقایسه شد. یافته‌ها : میانگین و انحراف معیار غلظت فلزات سنگین روی، مس، کبالت و منگنز در بافت خوراکی ماهی سفید به ترتیب 0.57+-29.97 ، 0.09+-9.45 ، 0.01+-0.30 و 0.01+-0.20 میکروگرم برگرم وزن خشک نمونه تعیین شد. همچنین میانگین و انحراف معیار غلظت فلزات سنگین روی، مس، کبالت و منگنز در بافت خوراکی ماهی کپور به ترتیب 0.14+-30.20 ، 0.07+-9.14 ، 0.03+-1.08 و 0.02+-0.71 میکروگرم برگرم وزن خشک ماهی بود. میانگین میزان فلزات سنگین مس، کبالت و منگنز در ایستگاه‌های مختلف برای دو گونه ماهی دارای تفاوت آماری معنی‌‌دار بود (P<0.05). میانگین میزان روی در ماهی‌سفید در ایستگاه‌های مختلف دارای تفاوت آماری معنی‌داری بود (P<0.05). برای ماهی کپور تنها در دوایستگاه تفاوت آماری معنی‌داری بین میانگین سطح روی وجود نداشت و در دیگر ایستگاه‌ها دارای تفاوت آماری معنی‌داری بود (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که غلظت فلزات روی، مس و کبالت در بافت ماهیان سفید و کپور دریای خزر نسبتاً زیاد و بالاتر از خط پایه‌برایان می‌باشد.
محمد قلی زاده، بهروز محمدزاده، علی کاظمی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: ماهیان از جمله موجوداتی هستند که قابلیت تجمع زیستی فلزات سنگین را دارا هستند. ماهی گمگام (Terapon puta) از راسته سوف ماهیان، گونه‌ای کفزی در آب‌های خلیج فارس است. این مطالعه به منظور ارزیابی تجمع زیستی فلزات آهن و نیکل در عضله ماهی گمگام انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 30 قطعه ماهی گمگام صید شده در محدوده اسکله جفره بوشهر (شمال خلیج فارس) طی تابستان 1398 انجام گردید. طول (میلی‌متر) و وزن کل (گرم) ماهی‌ها اندازه‌گیری شد. میزان غلظت عناصر آهن و نیکل در بافت عضله ماهی به منظور مصارف انسانی با استانداردهای جهانی مقایسه و طبق روش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) برای مصرف ماهی، برآورد جذب روزانه (EDI) و شاخص خطر سرطان‌زایی آلاینده (CR) محاسبه گردید. به طوری که پس از عملیات آماده‌سازی، زیست‌سنجی و هضم عضله ماهی توسط اسید نیتریک غلیظ، اندازه‌گیری غلظت عناصر آهن و نیکل (میلی‌گرم بر کیلوگرم) بافت عضله با دستگاه ICP-OES انجام شد.

یافته‌ها: میانگین غلظت آهن و نیکل در بافت عضله نمونه‌های ماهی به ترتیب به میزان 15.72±36.08 و 0.13±0.39 میلی‌گرم بر کیلوگرم تعیین شد. اختلاف آماری معنی‌داری بین غلظت آهن و نیکل در بافت عضله ماهی گمگام در منطقه نمونه‌برداری مشاهده شد (P<0.05) و این مقادیر در مقایسه با استاندارد FDA کمتر از حد استاندارد بود. بیشترین میزان غلظت عناصر در کلاسه طولی 20 تا 25 سانتی‌متر و کلاسه وزنی 160 تا 230 گرم مشاهده شد. آنالیز رگرسیون خطی نشان داد که رابطه افزایشی قوی (R2=0.9) بین میزان غلظت عناصر آهن و نیکل با طول و وزن کل ماهی‌ها مشاهده شد. میزان جذب روزانه در هر دو فلز از طریق مصرف بافت عضله ماهی گمگام، برای مصرف کنندگان پایین‌تر از دوز مرجع USEPA به‌دست آمد. میزان غلظت آهن در بافت عضله ماهی گمگام در مقایسه با استانداردهای بین‌المللی پایین‌تر و غلظت نیکل در مقایسه با استانداردها سازمان بهداشت جهانی بیش از حد مجاز تعیین شد. شاخص خطر سرطان‌زایی آلاینده برای فلز نیکل، در محدوده قابل قبول بود.

نتیجه‌گیری: غلظت فلزات آهن و نیکل در ماهی گمگام از نظر مسمومیت، برای مصارف انسان قابل قبول ارزیابی شد. شاخص خطر در ماهی گمگام کمتر از یک بود؛ بنابراین مصرف ماهی گمگام سبب بروز عوارض سوء بهداشتی برای مصرف‌کنندگان نخواهد شد.


کاوه خزائیل، عباس صادقی، زهره قطب الدین، هوشیار یعقوبی،
دوره 24، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هیپوکسی به عنوان یکی از رایج‌ترین استرس‌های بالینی در دوران بارداری اثرات مخربی بر تکامل جنین دارد. روغن ماهی با خاصیت آنتی‌اکسیدانی خود از اختلالات جنین در طول بارداری جلوگیری می‌کند. این مطالعه به منظور تعیین اثر روغن ماهی بر ناهنجاری‌های مادرزادی ظاهری و ابعاد بدن جنین ناشی از هیپوکسی دوران بارداری در موش صحرایی انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 36 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار باردار به 6 گروه شش تایی کنترل، هیپوکسی، روغن ماهی 0.5 ml ، روغن ماهی 1 ml ، هیپوکسی+روغن ماهی 0.5 ml و هیپوکسی+روغن ماهی 1 ml تقسیم شدند. تجویز روغن ماهی به صورت خوراکی (گاواژ) و ایجاد مدل هیپوکسی بین روزهای 6 تا 15 بارداری به صورت قرار گرفتن روزانه به مدت 3 ساعت در معرض هوایی با شدت 10 درصد اکسیژن و 90 درصد نیتروژن انجام شد. در روز 20 بارداری برای نمونه‌گیری جنین‌ها از رحم خارج شدند. ابتدا تعداد جنین‌های حاصله از هر گروه شمارش شد. سپس از نظر ناهنجاری‌های ظاهری، تعداد جنین‌های زنده و جذب شده ارزیابی شدند. در نهایت طول و وزن جنین‌ها اندازه‌گیری گردید.


یافته‌ها: میزان جنین‌های دارای ناهنجاری ظاهری در گروه‌های هیپوکسی و کنترل به ترتیب 18.18% و 0% (P<0.05) و میزان جنین‌های جذب شده در گروه‌های هیپوکسی و کنترل به ترتیب 27.27% و 1.92% بودند (P<0.05). همچنین میانگین وزن و طول جنین‌ها در گروه هیپوکسی نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). در حالی که میانگین وزن و طول جنین‌ها در گروه‌های هیپوکسی دریافت کننده روغن ماهی افزایش آماری معنی‌داری نسبت به گروه هیپوکسی نشان دادند (P<0.05).


نتیجه‌گیری: هیپوکسی طی دوران بارداری در موش‌های صحرایی سبب کاهش ابعاد جنین و افزایش ناهنجاری‌های جنینی گردید. با این حال روغن ماهی توانست اثرات مضر ناشی از هپوکسی در دوران بارداری بر ناهنجاری‌های مادرزادی ظاهری و ابعاد بدن جنین را کاهش دهد.


محمد قلی زاده، احمد شادی، عمار مریم آبادی، مهناز نعمتی، ونکاترامانان سناپاتی، سیواکومار کارتیکیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد جمعیت و آلودگی‌های ناشی از تخلیه انواع فاضلاب‌های شهری، صنعتی و کشاورزی، شیرابه محل‌های دفن زباله و روان آب‌های سطحی سبب افزایش آلودگی منابع آب می‌گردند. ورود فلزات سنگین به محیط زیست به ویژه بوم‌سازگان آبی به علت ورود به زنجیره غذایی و به خطر افتادن سلامت انسان، یکی از نگرانی‌های جامعه است. این مطالعه به منظور تعیین میزان فلزات سنگین در عضله ماهیان کفشک زبان گاوی (Cynoglossus arel) و سنگسر معمولی (Pomadasys kaakan) در سواحل بوشهر، شمال خلیج فارس انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 20 قطعه ماهی کفشک زبان گاوی و 20 قطعه ماهی سنگسر معمولی از 3 ایستگاه ساحلی استان بوشهر شامل دیر، دیلم و بندر بوشهر طی بهار سال 1401 انجام شد. نمونه‌ها به طور تصادفی از بازار ماهی انتخاب شدند و پس از عملیات آماده‌سازی، زیست‌سنجی و هضم عضله ماهی توسط اسید نیتریک غلیظ، اندازه‌گیری غلظت فلزات سنگین نیکل، روی، مس، سرب و کادمیوم (میکروگرم در گرم) بافت عضله با دستگاه ICP-OES انجام شد. سپس میزان غلظت عناصر در بافت عضله ماهی به منظور مصارف انسانی با استانداردهای بین‌المللی (FAO، WHO، FDA، NHMRC و UKMAFF) مقایسه و طبق روش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا برای مصرف ماهی، برآورد جذب روزانه و شاخص‌های خطر فلزات سنگین محاسبه گردید.


یافته‌ها: شاخص پتانسیل خطر برای هر دو گونه کمتر از یک به دست آمد. جذب روزانه و هفتگی ماهی کفشک زبان گاوی (روی > مس > نیکل> سرب> کادمیوم) و ماهی سنگسر معمولی (مس > روی > نیکل > سرب> کادمیوم) تعیین شد. میانگین غلظت فلزات سنگین نیکل، روی، مس، سرب و کادمیوم در بافت عضله گونه‌های مورد مطالعه به ترتیب 1.88±0.07 ، 27.16±8.11 ، 11.55±4.12 ، 1.14±0.06 ، 0.19±0.03 میکروگرم در گرم تعیین شدند. بیشترین مقادیر فلزات مورد مطالعه در آبزیان به ترتیب روی > مس > نیکل >سرب> کادمیوم بود. غلظت فلزات در نمونه‌های آنالیز شده در مقایسه با استانداردهای بین‌المللی پایین‌تر بود.


نتیجه‌گیری: غلظت فلزات در ماهیان کفشک زبان گاوی و سنگسر معمولی از نظر مسمومیت، برای مصارف انسان قابل قبول ارزیابی شد. همچنین میزان پتانسیل خطرپذیری و شاخص خطر برای بیماری‌های غیرسرطانی در بالغین و کودکان در بافت عضله ماهی کمتر از 1 به دست آمد و مصرف این آبزیان هیچ مشکلی برای سلامت انسان ایجاد نمی‌کند.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 36 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)