|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای قند خون
دکتر ولی الله حسنی، دکتر محمد پوراسلامی، دکتر محمد نیاکان لاهیجی، دکتر صدیقه صحت، دوره 1، شماره 3 - ( 7-1378 )
چکیده
به دنبال تحریکات دردناکی که پس از القاء بیهوشی و در طی اعمال جراحی بر بیمار وارد می شود، پاسخ های استرس فرد برانگیخته می گردد. این می تواند در بیماران با مشکلات زمینه ای مانند بیماری ایسکمی قلب و دیابت، مشکل آفرین باشد. بنابراین انتخاب روشی که نوسانات هورمونی ناشی از پاسخ های استرس را به حداقل برساند، مطلوب خواهد بود. به این منظور 100 بیمار کاندیدای عمل جراحی آب مروارید (کاتاراکت) که همگی در محدوده سنی بیشتر از 18 سال بودند و همچنین وضعیت سالم و یا قابل کنترل داشتند، بطور تصادفی انتخاب شدند. نیمی از بیماران (50 نفر) در گروه اول (بیهوشی عمومی داخل وریدی) قرار گرفته و برای القاء و نگهداری بیهوشی آنان از پروپوفول استفاده شد. در گروه دوم (بیهوشی متعادل) از تیوپنتال سدیم برای القاء و هالوتان و نیتروس اکساید برای نگهداری بیهوشی استفاده گردید. هیچکدام از بیماران، شب قبل از عمل یا صبح روز عمل، داروی آرام بخش دریافت نکرده و برای القاء بیهوشی آنان و تداوم آنها تنها از فنتانیل و آتراکتوریوم استفاده شد. قند خون کلیه بیماران در دو گروه و در بدو ورود به اتاق عمل توسط گلوکومتر اندازه گیری می شد و سپس در فواصل زمانی معین، بعد از القاء، بعد از برش جراحی و 30 دقیقه بعد از شروع عمل، قند خون مجددا اندازه گیری و تفاوت بین قند خون پایه با قند خون های بعدی محاسبه شد. نتیجه برحسب درصد تقسیم بندی گردید (کمتر از 10%، بین 20-10%، بیشتر از 20%). مطالعه فوق از نوع شبه تجربی بوده و نتایج حاصل از تغییرات قند خون که به روش کای-اسکوئر تجزیه و تحلیل شد نشان داد که بین دو گروه فوق تفاوت معنی دار وجود دارد (P<0.001)، بطوری که در هر سه مرحله، افزایش قند خون بیماران در گروه دوم بیشتر از گروه اول بود، یعنی در گروه دوم اکثر بیماران بخصوص بعد از برش جراحی، بیش از 20% افزایش قند خون نشان می دادند. بنابراین، به نظر می رسد که در روش بیهوشی عمومی داخل وریدی، کنترل قند خون بیماران بهتر از روش بیهوشی متعادل انجام می پذیرد.
دکتر زهرا رضوی، دکتر ایرج رمضانی، دوره 5، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
زمینه و هدف: استرس هیپرگلیسمی، در بزرگسالان در شرایط بالینی نظیر سوختگی، سکته های مغزی و قلبی و بیمارانی که به هر دلیلی در بخش مراقبتهای ویژه بستری می شوند و در کودکان در مواردی ماند بیماریهای تب دار و گاستروانتریتهای شدید به کرات گزارش شده است. آشنایی پزشکان با چنین پدیده ای از به کارگیری روشهای درمانی غیر ضروری و در برخی موارد خطرناک جلوگیری می کند؛ با وجود این، بیمارانی که در جریان یک وضعیت بالینی حاد دچار استرس هیپرگلیسمی می شوند، در آینده ممکن است دچار دیابت شوند. به همین علت پیگیری این بیماران دارای اهمیت خاصی است. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی استرس هیپرگلیسمی در کودکان بستری در بیمارستن کودکان همدان صورت پذیرفت.مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- مقطعی با روش نمونه گیری آسان روی 334 بیماری که از تاریخ 1/12/79 لغایت 31/2/80 در بیمارستان کودکان قائم(عج) همدان بستری شده، جهت اقدامات تشخیصی نیاز به نمونه گیری از خون داشتند، به صورت آینده نگر انجام گرفت. بیماران شناخته شده دیابتی یا کسانی که قبل از بستری، سرم قندی دریافت کردند با داروهایی مثل کورتیکواستروئید و بتاآگونیست مصرف نمودند، از مطالعه حذف شدند. جهت سنجش قند خون از روش آنزیمی گلوکزاکسیداز استفاده شد و آزمایش بر روی نمونه سرم، ظرف نیم تا یک ساعت اول نمونه گیری، انجام شد معیار هیپرگلیسمی قند خون بالای 150 میلی گرم، تب درجه حرارت بالای 37.5 درجه آگزیلاری و معیار کم آبی براساس تقسیم بندی سازمان بهداشت جهانی، در نظر گرفته شد.یافته ها: در کل 334 بیمار دارای شرایط ورود به مطالعه بررسی شدند. محدوده سنی بیماران بین 2 روز تا 14 سال بود 59.6 درصد بیماران پسر و 40.4 درصد دختر بودند. دامنه قند خون بین 38 تا 325 میلی گرم در دسی لیتر به دست آمد و 26.3 درصد کل بیماران درجات متفاوتی از کم آبی داشتند.23.7 درصد بیماران درجه حرارت بالای 38.5 تا 40 درجه سانتی گراد نشان دادند. استرس هیپرگلیسمی در 17 نفر(51.1 درصد) بیماران وجود داشت. استرس هیپرگلیسمی واضحا در کسانی که درجه حرارت بالاتر یا کم آبی شدیدتر یا وضعیت بالینی وخیم تر داشتند بیشتر بود. همچنین در پیگیری یک ساله هیچ موردی از بروز دیابت در بیماران فوق مشاهده نشد.نتیجه گیری: استرس هیپرگلیسمی رویداد بالینی نسبتا شایعی در بیماران بستری در بخشهای بیمارستانی نوزادان و کودکان است. ارتباطی بین استرس هیپرگلیسمی و تشخیص نهایی بیماری وجود ندارد؛ اما هر چه وضعیت بالینی بیمار وخیمتر با درجه حرارت بیمار بالاتر باشد یا درصد کم آبی بیمار شدیدتر باشد، احتمال بروز استرس هیپرگلیسمی بیشتر است.
صبا بشارت، دکتر سیما بشارت، دکتر رسول صلاحی، دوره 9، شماره 3 - ( 7-1386 )
چکیده
زمینه و هدف : دیابت شامل گروهی از اختلالات متابولیک شایع است که مشکلات بهداشتی فراوانی را برای فرد مبتلا و جامعه به همراه میآورد. میزان وقوع جهانی دیابت به دلیل افزایش شیوع چاقی و کاهش میزان فعالیت بدنی در حال افزایش است. هدف از انجام این مطالعه، تعیین شیوع و بروز دیابت و عوامل دخیل در آن در شهرستان کلاله (واقع در شرق استان گلستان) بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی و مقطعی روی کلیه افراد بالای 30 سال روستایی مبتلا به دیابت که قبل از سال 1384 به دلیل علایم دیابت شناخته شده بودند و یا در غربالگری عمومی سال 1384 مراکز بهداشتی درمانی روستایی جمعیت بالای 30 سال (با بررسی قند پلاسما ناشتا در دو نوبت) کشف شدند، انجام شد. برای نمونهها پرسشنامهای حاوی مشخصات فردی تکمیل شد. سپس دادهها به وسیله نرمافزار آماری SPSS-13 وارد رایانه گردید. شاخصهای مرکزی و پراکندگی و بروز و شیوع دیابت با توجه به کل جمعیت مورد مطالعه به دست آمد.
یافتهها : در این بررسی 394 فرد مبتلا به دیابت شناسایی شدند. بروز دیابت در جمعیت مورد مطالعه 6/0 درصد و شیوع آن 13/1 درصد بود. میانگین سنی افراد مورد بررسی 61/51 سال و نسبت مرد به زن 4/0 بود. میانگین BMI در افراد مورد مطالعه Kg/m²43/29 بود و در دو جنس تفاوت آماری معناداری وجود داشت (05/0P<). در بررسی قومیت افراد، اکثریت (8/72 درصد) ترکمن بودند. اکثریت افراد (2/77 درصد) بیسواد بوده و 8/1درصد سواد درحد دیپلم و بالاتر داشتند.
نتیجهگیری: شیوع و بروز دیابت در این منطقه در مقایسه با مطالعات انجام شده در سایر مناطق ایران، بسیار کمتر بود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|