[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87203079
h-index3617
i10-index25670
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
5 نتیجه برای فشارخون

دکتر احمدعلی شیرافکن، دکتر بهنوش مرتضوی مقدم، دکتر محمد موجرلو، دکتر زهرا رزقی، ناصر بهنام پور، دکتر محمدمهدی مطهری،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : هایپرتروفی بطن چپ (LVH) عامل خطر مستقل برای مرگ و حوادث قلبی و عروقی می‌باشد. LVH و اختلال عملکرد کلیوی هر دو علایم آسیب به اندام‌های انتهایی می‌باشند. این مطالعه به منظور تعیین همبستگی هایپرتروفی بطن چپ در اکوکاردیوگرافی با یافته‌های کلیوی در بیماران مبتلا به فشارخون اولیه انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 102بیمار مبتلا به پرفشاری خون اولیه بدون بیماری زمینه دیگر که در اکوکاردیوگرافی نیز هایپرتروفی مرکز بطن چپ اثبات شده بود، در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال‌های 85-1384 بررسی شدند. آزمایش تجزیه ادرار، BUN و کراتی‌نین سرم، سونوگرافی کلیه‌ها و مجاری ادرار برای بیماران انجام شد. LVH براساس LVMI> 135 g/m² در مردان و LVMI> 110 g/m² در زنان تعریف شد. اختلال عملکرد کلیوی از طریق اندازه‌گیری سطح کراتی‌نین سرم و ارزیابی پروتئینوری و یافته‌های سونوگرافی کلیه‌ها و مجاری ادراری بررسی شد. یافته‌ها : میانگین سنی افراد 8/8±60 تعیین شد. 59 نفر نوع خفیف ، 36 نفر نوع متوسط و 7 نفر به نوع شدید LVH مبتلا بودند. انحراف‌معیار و میانگین کراتی‌نین و BUN به ترتیب 12/1±09/1 و 76/10±6/20 میلی‌گرم در دسی‌لیتر تعیین شد. این مطالعه نشان داد که با افزایش شدت LVH مقدار آسیب کلیوی افزایش یافته است. بین وجود اسکار در سونوگرافی و شدت LVH در اکوکاردیوگرافی رابطه معنی‌داری وجود داشت (05/0P<). نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که درصد بالایی از بیماران مبتلا به فشارخون اولیه به آسیب کلیوی مبتلا هستند و BUN ، کراتی‌نین و وجوداسکار در سونوگرافی می‌تواند مارکرهای مناسبی برای شناسایی آسیب اندام‌های انتهایی ناشی از فشارخون و میزان کنترل آن باشد.
دکتر محمدرضا عابدین زاده، کبری نوریان، دکتر صفورا مظفری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : الکتروشوک درمانی یکی از روش‌های بسیار مؤثر درمان اختلالات روانپزشکی است. اثر درمانی آن مستلزم ایجاد یک تشنج عمومی حداقل به مدت 25 ثانیه است. دانستن میزان اثر داروهای بیهوشی روی تشنج ناشی از الکتروشوک درمانی و پیشگیری از تغییر وضعیت همودینامیک متعاقب آن بسیار مهم است. این مطالعه به منظور تعیین اثر لیدوکائین وریدی بر طول مدت تشنج و تغییرات همودینامیک بیماران تحت الکتروشوک درمانی انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 72 بیمار غیرمعتاد (45 زن و 27 مرد) 40-20ساله دارای اختلالات روانی با کلاس فیزیکی ASA I, II که توسط متخصص روانپزشکی منتخب الکتروشوک درمانی بودند؛ در بخش روانپزشکی بیمارستان هاجر شهرکرد در سال 1389 انجام شد. پس از وصل کردن پالس اکسی‌متری و اندازه‌گیری فشارخون و نبض، بیماران به‌طور تصادفی به دو گروه 36 نفری تقسیم شدند. بیماران گروه اول (مداخله)، دو دقیقه قبل از بیهوشی لیدوکائین به میزان 1.5 mg/kg به صورت وریدی دریافت نمودند. بیماران گروه دوم (دارونما) به میزان همان حجم داروی گروه اول، نرمال سالین دریافت نمودند. برای القای بیهوشی در همه بیماران از تیوپنتال سدیم mg/kg 2 ، آتروپین 0.5 mg و سوکسینیل کولین 1 mg/kg استفاده شد. در دقایق 3 و 5 بعد از انجام الکتروشوک درمانی دوباره فشارخون و نبض بیماران اندازه‌گیری و ثبت شد. طول مدت تشنج از زمان شروع انقباضات عضلانی ظاهر شده در صورت تا خاتمه کامل انقباضات محاسبه شد. داده‌ها بااستفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-11.5 و آزمون‌های آماری t مستقل و t وابسته تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : میانگین طول مدت تشنج در گروه مداخله 11.33±38.77 ثانیه و در گروه دارونما 6.91±29.86 ثانیه تعیین شد (P<0.0001). تغییرات فشارخون سیستولی گروه‌های مداخله و دارونما در دقیقه سوم به ترتیب 16.01±146.38 میلی‌متر جیوه و 13.04±128.88 میلی‌متر جیوه، فشارخون دیاستولی 6.70±79.86 میلی‌متر جیوه و 5.79±87.63 میلی‌متر جیوه و تعداد ضربان قلب 9.92±91.91 دفعه در دقیقه و 13.06±102.86 دفعه در دقیقه تعیین گردید (P<0.05). همچنین در گروه‌های مداخله و دارونما در دقیقه پنجم به ترتیب تغییرات فشارخون سیستولی 9.97±113.47 میلی‌متر جیوه و 13.01±122.36 میلی‌متر جیوه، فشارخون دیاستولی 4.27±73.47 میلی‌متر جیوه و 6.26±77.63 میلی‌متر جیوه و تعداد ضربان قلب 4.60±84.41 دفعه در دقیقه و 12.53±93.19 دفعه در دقیقه بود (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که تجویز لیدوکائین به میزان 1.5 mg/kg سبب افزایش زمان تشنج می‌گردد و تعداد نبض و میزان فشارخون را کاهش می‌دهد.
علی رجبی، علی اکبرنژاد، معرفت سیاه‌کوهیان، مرتضی یاری،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: کاهش حجم ریه، انسداد راه‌های هوایی، محدودیت جریان هوا، و افزایش فشارخون از عوامل خطرزای مرگ‌ومیر در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تجویز مکمل زعفران و تمرین هوازی بر تغییرات فشارخون، عملکرد ریوی و شاخص‌های اسپیرومتری زنان دارای اضافه وزن و چاق مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه شبه‌تجربی 48 زن دارای اضافه وزن و چاق مبتلا به دیابت نوع دو به‌صورت غیرتصادفی در 4 گروه 12 نفری دارونما، زعفران، دارونما + تمرین هوازی و زعفران + تمرین هوازی قرار گرفتند. گروه‌های تمرین+زعفران و تمرین+دارونما تمرین هوازی را با شدت 60 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه (سه جلسه در هفته) به مدت هشت هفته اجرا کردند. دوز روزانه 400 میلی‌گرم پودر سرگل زعفران (یک‌بار در روز) به مدت دو ماه استفاده شد. اندازه‌گیری‌ متغیرها در مرحله پیش‎آزمون، 48 ساعت و دو هفته پس از آخرین جلسه تمرینی انجام شد. متغیرهای مورد بررسی شامل عملکرد ریوی (VO2max، FVC، FEV1، FVC/FEV1، PEF، MVV)، فشارخون، تعداد نبض و تنفس در دقیقه و شاخص‌های آنتروپومتری (وزن، نمایه توده بدنی و درصد چربی) بودند.

یافته‌ها: نتایج درون‌گروهی نشان‌دهنده افزایش آماری معنی‌دار متغیرهای عملکرد ریوی و نیز کاهش آماری معنی‌دار فشارخون سیستولی و شاخص‌های آنتروپومتری در هر سه گروه زعفران به تنهایی، دارونما + تمرین هوازی و زعفران + تمرین هوازی بودند (P<0.05). بااین‌حال نتایج بین‌گروهی نشان‌دهنده اختلاف آماری معنی‌دار در متغیرهای فوق بین گروه زعفران + تمرین هوازی با هریک از گروه‌های زعفران به تنهایی و دارونما + تمرین هوازی بودند (P<0.05). همچنین بیشترین اندازه اثر در گروه زعفران + تمرین هوازی مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: ترکیب تمرین هوازی توأم با مصرف زعفران باعث بهبود مؤثرتری در افزایش حجم‌ها و ظرفیت‌های ریوی و نیز کاهش فشارخون در مقایسه با اثر هر یک به‌تنهایی می‌گردد.


سجاد کریمی پور، شیلا نایبی فر، محمود فاضل بخششی،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: تمرینات ورزشی و تغذیه می‌توانند اثرات متفاوتی بر روی سطوح عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (Brain Derived Neurotrophic Factor: BDNF) سرمی و فشارخون استراحتی افراد جوان غیرفعال بگذارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرینات تناوبی شدید و مصرف مکمل امگا-3 بر سطوح فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز سرمی و فشارخون استراحتی دانشجویان پسر غیر فعال انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 32 نفر از دانشجویان پسر غیر ورزشکار با میانگین سنی 1.20±21.81 سال به‌صورت تصادفی در 4 گروه مساوی 8 نفری کنترل، مکمل، تمرین و تمرین + مکمل قرار گرفتند. گروه‌های مصرف کننده مکمل، روزانه 2000 میلی‌گرم امگا-3 به صورت کپسول رژیمی - غذایی دریافت کردند. گروه‌های تمرینی نیز تحت تمرینات تناوبی شدید (High-Intensity Interval Training: HIIT) به مدت 6 هفته قرار گرفتند. گروه تمرین+ مکمل نیز ترکیبی از همان برنامه تمرینی به همراه مصرف مکمل امگا-3 قرار گرفتند. مقادیر BDNF با روش الایزا به ترتیب 24 و 48 ساعت پیش از شروع پروتکل تمرینی و پس از آخرین جلسه تمرینی سنجیده شد. فشار خون استراحتی نیز در همین زمان‌ها و قبل از خونگیری بر طبق توصیه‌های انجمن قلب بریتانیا مورد ارزیابی قرار گرفت.

یافته‌ها:  مقادیر سرمی BDNF درون گروهی پس از 6 هفته، در گروه تمرین+ مکمل و گروه تمرین، در مقایسه با مقادیر پیش‌آزمون افزایش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). همچنین نتایج بین گروهی افزایش آماری معنی‌داری بین گروه تمرین+ مکمل نسبت به گروه‌های تمرین، مکمل و کنترل نشان داد (P<0.05). نتایج درون گروهی فشار خون سیستولی و فشار خون دیاستولی، در گروه‌های تمرین+ مکمل، تمرین و مکمل در مقایسه با مقادیر پیش‌آزمون کاهش معنی‌داری داشت (P<0.05)؛ اما نتایج بین گروهی کاهش معنی‌دار فشار خون سیستولی در گروه تمرین+ مکمل نسبت به گروه‌های مکمل و کنترل نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: تمرین ورزشی تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل امگا-3 بهبود بیشتری در سطوح سرمی BDNF دانشجویان و کاهش فشارخون استراحتی پسر غیرفعال نسبت به اثر منفرد هر کدام بر جای گذاشت.


مریم علی محمدی، کمال عزیزبیگی، ظاهر اعتماد،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی از طریق رهاسازی عوامل التهابی از جمله اینترلوکین-6 (IL-6) باعث ابتلا به آترواسکلروزیس و بیماری‌های قلبی- عروقی می‌شود. همچنین مکمل ال-کارنیتین باعث کاهش عوامل التهابی نظیر IL-6 می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات استقامتی به‌همراه مکمل یاری ال-کارنیتین بر IL-6 ، نیتریک اکساید (NO)، فشارخون و ترکیب بدنی زنان جوان چاق انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، 40 زن داوطلب جوان چاق (با میانگین سنی 2.3±23.3 سال و شاخص توده بدنی 1.4±31.1 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت تصادفی در 4 گروه 10 نفری تمرین استقامتی همراه ال-کارنیتین (E+S)، تمرین استقامتی همراه دارونما (E+P)، ال-کارنیتین (S) و کنترل (C) قرار گرفتند. پروتکل تمرینی شامل 8 هفته تمرین استقامتی با شدت و مدت فزاینده (25 دقیقه با شدت 50 درصد از حداکثر ضربان قلب و افزایش تا 45 دقیقه با شدت 70 درصد از حداکثر ضربان قلب) بود که 3 جلسه در هفته اجرا گردید. گروه‌های مکمل روزانه به میزان 3 گرم مکمل ال-کارنیتین و گروه دارونما به‌همان میزان مالتودکسترین مصرف نمودند. فشارخون و نمونه‌های خونی ناشتا قبل و 36 ساعت پس از پروتکل تمرینی گرفته شد و سطح سرمی IL-6 و NO به روش الایزا اندازه‌گیری گردید.

یافته‌ها: شاخص IL-6، وزن، توده چربی و درصد چربی به‌طور معنی‌داری در گروه‌های E+S و E+P در مقایسه با گروه‌های S و C کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05) و میزان کاهش در گروه E+S نسبت به گروه E+P به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05). همچنین NO نیز تنها در گروه‌های E+S و E+P در مقایسه با گروه کنترل و گروه ال-کارنتین افزایش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: اگرچه اجرای 8 هفته تمرین استقامتی با و بدون مکمل یاری ال-کارنیتین باعث کاهش IL-6، افزایش NO و بهبود ترکیب بدنی گردید؛ اما اثرگذاری تمرین استقامتی به همراه مصرف ال-کارنیتین بر میزان کاهش IL-6، وزن و توده چربی به شکل محسوسی بهتر بود.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 31 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)