[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86953066
h-index3617
i10-index25469
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
6 نتیجه برای عوارض

دکتر ساسان بهشتی، دکتر سیداکبر شریفیان، دکتر رامین مهرداد، دکتر شهرزاد حسینی‎نیا،
دوره 4، شماره 2 - ( 7-1381 )
چکیده

افرادی که در محیط کار با حلال های آلی در تماس باشند مستعد بروز عوارض و بیماری های مختلف در قسمت های متفاوت بدن هستند. یکی از مهم ترین این عوارض، علایم عصبی - رفتاری مانند اختلالات خلقی، خستگی و فراموشی است. این مطالعه به منظور مقایسه فراوانی عوارض عصبی - رفتاری کارگران سالن های رنگ در مقایسه با کارگران سایر بخش های یک کارخانه خودروسازی در تهران طراحی شده است. در این مطالعه همه کارگرانی که در سالن های رنگ کار می کردند (78 نفر) به عنوان گروه مورد، و 83 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده از سایر بخش های کارخانه به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. سپس عوارض عصبی - رفتاری این افراد به وسیله یک پرسشنامه 16 سوالی استاندارد، به عنوان یک ابزار غربالگری اولیه و حساس برای یافتن اختلالات عصبی - رفتاری ایجاد شده بین کارگرانی که در تماس مداوم با حلال های هستند، ارزیابی شدند. نتایج مطالعه نشان می دهد که فراوانی عوارض عصبی - رفتاری، در گروه مورد، 46 درصد و در گروه شاهد، 36 درصد بوده است. تنها، تفاوت مشاهده شده در عصبی شدن و عرق کردن بی دلیل بین دو گروه مورد و شاهد معنی دار بوده است (p < 0.05) به طور کلی طبق نتایج به دست آمده از این مطالعه، بین دو گروه از نظر فراوانی عوارض عصبی - رفتاری تفاوت معنی داری مشاهده نشد گرچه فراوانی بیماری عصبی - رفتاری در هر دو گروه بالاتر از حد انتظار بود.
دکتر سکینه محمدیان، دکتر حمیدرضا بذرافشان، دکتر عبدا.. صادقی‎نژاد،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1382 )
چکیده

امروزه هورمون رشد سنتتیک در مقادیر قابل توجه در دسترس می باشد و به دلیل اثرات محرک رشد و آنابولیک آن در اختلالات متنوعی در اطفال و بالغین استفاده می گردد. اثرات مفید هورمون رشد در درصد کمی از بیماران با کوتاهی قد در بچه ها و در بالغین با کمبود شدید هورمون رشد و یا سندرم اکتسابی نقص ایمنی (AIDS) به اثبات رسیده است. استفاده از هورمون به صورت تجربی دربرخی علل کوتاهی قد و شرایط کاتابولیسمی متعدد صورت می گیرد. به نظر می رسد که با گذشت زمان موارد استفاده درمانی با این هورمون افزایش خواهد یافت.
دکتر افسانه تابنده، دکتر الهام کاشانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : نمایه توده بدنی مادر و میزان افزایش وزن دوران بارداری نقش مهمی در نتیجه بارداری دارد. در مطالعات مختلف ارتباط بین شاخص توده بدنی اولیه و افزایش وزن دوران بارداری مادر با عوارض نوزادی مانند وزن پائین تولد، نوزاد نارس و عوارض مادری مانند پره‌اکلامپسی مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط میان نمایه توده بدنی و وزن‌گیری طول بارداری با عوارض مادری و جنینی در بیماران بستری شده در مرکز آموزشی - درمانی دزیانی گرگان انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی مقطعی که طی یک‌سال در مرکز آموزشی - درمانی دزیانی گرگان انجام شد، 350 زن باردار وارد مطالعه شدند. متغیرهایی مانند سن مادر، شاخص توده بدنی در ابتدای بارداری، افزایش وزن دوران بارداری و عوارض مادری-جنینی (پره‌اکلامپسی، پارگی زودرس کیسه آب، زایمان زودرس، ماکروزومی) در فرم ثبت اطلاعات درج شد. داده‌ها پس از کدبندی به وسیله نرم افزار آماری SPSS وارد رایانه شده و برای تعیین ارتباط بین داده‌ها از آزمون کای‌اسکوئر استفاده شد. یافته‌ها: بیشترین میزان افزایش وزن کمتر از حد طبیعی در BMI کمتر و مساوی kg/m28/19 و بیشترین میزان افزایش وزن بیش از حد طبیعی در BMI بیشتر از kg/m229 مشاهده شد. وقوع زایمان زودرس با BMI مادر ارتباط آماری معناداری داشت (05/0P<)، اما ارتباطی بین افزایش وزن طی دوران بارداری و زایمان زودرس دیده نشد. میزان وقوع پارگی زودرس کیسه آب و وزن هنگام تولد نوزادان با BMI مادر و نیز افزایش وزن دوران بارداری ارتباط معناداری نشان داد (05/0P<). میزان وقوع پره‌اکلامپسی با BMI اولیه مادر ارتباط معناداری نشان نداد، اما با افزایش وزن دوران بارداری به طور معناداری ارتباط داشت (05/0P<). نتیجه‌گیری : غیرطبیعی بودن شاخص توده بدنی مادر در ابتدای بارداری و میزان وزن‌گیری در دوران بارداری می‌توانند منجر به عوارضی در مادر و جنین گردند. وزن‌گیری بیش از حد و کمتر از حد استاندارد، با توجه به شاخص توده بدنی اولیه مادر، هر دو می‌توانند یک بارداری طبیعی را عارضه‌دار نمایند.
دکتر محمد یزدانی، دکتر پیمان صالحی،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : لیتوتریپسی یورتروسکوپیک یکی از روش‌های کم‌تهاجمی و رایج برای سنگ‌های حالب می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی بروز عوارض ماژور در 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک و نحوه درمان آنها بود.

 

روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک در مراکز پزشکی نور و حضرت علی اصغر(ع) اصفهان در سال‌های 85-1373 انجام شد. فراوانی عوارض ماژور و نحوه درمان آنها در این بیماران برآورد گردید.

 

یافته‌ها : 29 بیمار دچار عوارض حین عمل یا دوره پس از عمل (تا30 روز) شدند که از این تعداد 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب (41/0 درصد)، 7 بیماردچار Avulsion حالب، 4 بیمار دچار یورینوما و 2 بیمار دچار آبسه پری‌نفریک شدند. از 7 مورد Avulsion ، 2 مورد در محل اتصال حالب به مثانه بود که یورترونئوسیستوستومی انجام شد و در 5 مورد باقی مانده جایگزینی حالب با ایلئوم، Boari flap ، ترانس یورترویورتروستومی، گذاشتن DJ و پیچاندن امنتوم دور ناحیه خالی مانده حالب و گذاشتن DJ به وسیله یورتروسکوپ (هر کدام یک مورد) انجام شد. از 4مورد یورینوما 3مورد به وسیله درناژ پرکوتانئوس ناحیه یورینوما و گذاشتن DJ درمان شدند و در یک مورد نیز عمل جراحی باز برای گذاشتن DJ انجام گردید. 2 مورد آبسه پری‌نفریک با عمل جراحی درناژ آبسه و گذاشتن DJ درون حالب درمان شدند. در 14 مورد از 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب به وسیله یورتروسکوپ DJ عبور داده شد و در 2 مورد که امکان دسترس رتروگرید به حالب فراهم نشد، با عمل جراحی باز DJ درون حالب قرار داده شد.

 

نتیجه‌گیری: لیتوتریپسی یورتروسکوپیک از طریق مجرا (TUL) روشی کم‌تهاجمی عالی برای سنگ‌های حالب بوده و می‌تواند برای سنین مختلف انجام گردد و عوارض اندک آن به کارگیری آن را قابل قبول می‌کند.


کبری صالحی، سهیلا احسان پور، بهزاد ذوالفقاری، زهرا صالحی، منصوره هنرجو،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : علایم یائسگی سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به دلیل عوارض نامطلوب هورمون‌درمانی جایگزین، تمایل به سایر درمان‌های جایگزین در تسکین این علایم افزایش یافته و استفاده از گیاهان دارویی نظیر فیتواستروژن‌ها مطلوب به‌نظر می‌رسند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره ایزوفلاون شبدرقرمز بر علایم یائسگی انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی شده سه‌سوکور روی 72 زن یائسه مراجعه کننده به مرکز بهداشتی - درمانی شهید نواب صفوی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از آبان ماه 1389 لغایت فروردین ماه 1390 انجام شد. زنان پس از 2 هفته مشاهده و تعیین نمره اولیه علایم یائسگی با استفاده از شاخص یائسگی کوپرمن (گرگرفتگی و تعریق، احساس گزگز یا بی‌حسی اندام‌ها، بی‌خوابی، عصبانیت، افسردگی، سرگیجه، ضعف و خستگی، دردهای مفصلی و عضلانی، سردرد، تپش قلب و احساس مورمور شدن)؛ به صورت تصادفی در دو گروه 36 نفری دارونما و مداخله (مصرف کننده کپسول حاوی 45 میلی‌گرم عصاره ایزوفلاون شبدرقرمز) قرار گرفتند. آزمودنی‌ها به مدت 8 هفته روزانه یک کپسول مصرف نمودند و علایم یائسگی را به صورت هفتگی ثبت نمودند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزاری آماری SPSS-18 ، independent t-test ، ANOVA ، chi-square و Mann–Whitney test تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : 55 نفر از زنان (27 نفر از گروه دارونما و 28 نفر از گروه مداخله) مطالعه را به اتمام رساندند. میانگین سنی گروه‌های دارونما 3.21±53.92 سال و مداخله 3.07±52.96 سال بود. میانگین سن هنگام یائسگی در گروه‌های دارونما و مداخله به ترتیب 2.63±51.38 و 1.17±50.05 سال بود. میانگین مدت زمان سپری شده از یائسگی در گروه‌های دارونما 1.47±2.69 سال و گروه مداخله 1.65±2.66 سال تعیین شد. میانگین عوارض یائسگی در پایان هفته دهم در گروه مداخله 7.22±13.87 و در گروه دارونما 11.59±16.44 تعیین گردید که این کاهش از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که مصرف کپسول‌های حاوی عصاره ایزوفلاون شبدرقرمز به مدت 8 هفته سبب کاهش عوارض یائسگی زنان یائسه می‌شود.
غلامرضا شاه حسینی، بابک برید فاتحی، علی یگانه،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : شکستگی‌های کلاویکل 4درصد از کل شکستگی‌های بدن را شامل می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین نتایج درمان جراحی شکستگی ثلث میانی کلاویکل به روش superior reconstruction plating انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 31 بیمار (26 مرد و 5 زن) مبتلا به شکستگی تازه یک سوم میانی کلاویکل با جابجایی شدید بیمارستان‌های حضرت رسول اکرم (ص)، شفا یحیائیان و فیروزگر تهران در سال‌های 91-1388 انجام شد. بیماران پس از عمل جراحی و ترخیص از بیمارستان تحت پیگیری‌های مستمر از نظر constant shoulder score و زمان جوش خوردن و عوارض شکستگی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها : بیشترین علت شکستگی (65 درصد) در اثر تصادف بود. میانگین constant shoulder score با مقدار عددی 87.61 با افزایش سن کاهش پیدا ‌کرد. عدم جوش خوردگی تنها در 3.2% از بیماران مؤنث مشاهده گردید. عفونت محل عمل در 6.5% از بیماران مشاهده شد که با آنتی‌بیوتیک خوراکی درمان شد. زمان جوش خوردگی و درد اطراف اسکاپولا با افزایش سن افزایش یافت. نتیجه‌گیری : در درمان شکستگی ثلث میانی کلاویکل، روش superior reconstruction plating به خاطر عوارض کم، constant shoulder score بالا و هزینه پایین درمانی ارجح است.

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.93 seconds with 30 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)