17 نتیجه برای سنگ
دکتر محمدرضا دارابی، دکتر حسن احمدنیا،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1382 )
چکیده
مقدمه و هدف: ترانس یورترال لیتوتریپسی یکی از روش های مؤثر در درمان سنگ های حالب در اطفال می باشد. این مطالعه به منظور میزان موفقیت روش لیتوتریپسی در اطفال انجام گردید. مواد و روش ها: 38 بیمار 2 تا 13 ساله در طی سال های 1378 تا 1380 که دارای سنگ حالب بودند، در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد پذیرش شدند. سنگ حالب در این بیماران با روش سونوگرافی همراه با KUB و IVP تشخیص داده شد. برای انجام لیتوتریپسی تمامی بیماران تحت G.A قرار گرفتند. پس از سیستوسکپی و گذاشتن گاید وایر، یورتروسکپی انجام شد. به منظور شکستن سنگ از اولتراسوند و یا الکتروهیدولیک و یا پنوماتیک استفاده گردید. یافته ها: سنگ حالب تحتانی در 32 نفر (84 درصد)، سنگ حالب میانی در 4 نفر (10 درصد) و سنگ حالب فوقانی در 2 نفر (6درصد) از بیماران ما وجود داشت. یورترسکپی در 35 بیمار با موفقیت انجام شد و در 3 بیمار امکان ورود به حالب فراهم نگردید. سنگ با موفقیت در 32 بیمار کاملاً خرد یا خارج شد و در 3 بیمار به داخل کلیه مهاجرت نمود. در مجموع 85 درصد بیماران فاقد سنگ شدند. عارضه در 25 درصد از بیماران ایجاد شد که همگی با درمان طبی بهبود یافتند. نتیجه گیری: مطالعه ما میزان موفقیت بالای لیتوتریپسی و یورتروسکپی را در درمان سنگهای حالب اطفال به خصوص یورتروسکوپ با کالیبر کوچک را نشان می دهد و می بایست به عنوان خط اول درمان در سنگ های حالب اطفال خصوصاً سنگ حالب تحتانی مورد توجه واقع شود.
فریبا قهرمانی، هاله قائم،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری و مشکلات فردی و اجتماعی ناشی از آن به عنوان یکی از مسایل مهم زوج هاست. حدود نیمی از کل ناباروری ها مربوط به مردان است. برخی از عوامل موثر بر ناباروری مردان وابسته به عوامل محیطی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل خطر شایع در ناباروری مردان، روی مردان مراجعه کننده به کلینیک های ناباروری شیراز انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 108 مرد نابارور مراجعه کننده به کلینیک های ناباروری و 161 مرد بدون مشکل باروری مراجعه کننده و سایر کلینیک ها از بهمن 83 تا خرداد 84 در شیراز انجام گرفت. این دو گروه از نظر بعضی از عوامل خطر از جمله شغل، سابقه بیمار، سابقه عمل جراحی، مصرف دارو و سیگار مقایسه شدند.یافته ها: در این مطالعه سابقه بیماری فتق، سابقه بیماری واریکوسل، مصرف داروی رانیتیدین و شغل با ناباروری مردان از نظر آماری ارتباط معنی داری داشته اند (P<0.05). با انجام رگرسیون خطی مشخص شد با افزایش یک نخ سیگار در روز یک درصد کاهش در تحرک اسپرم (P<0.05) و با افزایش یک سال مصرف سیگار کاهشی به میزان 800000 اسپرم ایجاد می گردد (P<0.05). اختلاف BMI در دو گروه معنی دار بود (P<0.05) و مشاهده شد که افراد نابارور میانگین BMI کمتر از 25 دارند. بین ناباروری مردان با بیماری اوریون در این مطالعه رابطه معنی داری نشان داده نشد.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که کار بدنی سنگین، مصرف سیگار و واریکوسل از عوامل موثر بر ناباروری مردان در شیراز می باشد.
علی شهریاری،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین ناشی از توسعه صنعت و رهاسازی آن در آب ها، در مقابل تجزیه مقاوم بوده و مقدار آن در ماهی به عنوان یکی از زنجیره های غذایی انسان تجمع می یابند. این مطالعه به منظور اندازه گیری مقادیر فلزات سنگین کادمیوم، کروم، سرب و نیکل در بافت خوراکی دو گونه از ماهیان شوریده و سرخو ماهیان خلیج فارس در سال 1382 انجام شد.روش بررسی: 60 نمونه از ماهیان شوریده و سرخو خلیج فارس در بهار 1382 برداشت گردید که پس از آماده سازی و هضم شیمیایی نمونه های ماهی، مقدار فلزات سنگین سرب، کادمیوم، کروم و نیکل به وسیله دستگاه جذب اتمی شعله ای تعیین گردید.یافته ها: میانگین غلظت سرب ، کروم ، کادمیوم و نیکل در بافت خوراکی ماهی سرخو به ترتیب 0.442، 0.333 ،0.063 و 0.322 پی پی ام بر حسب وزن خشک ماهی و در ماهی شوریده به ترتیب 0.48 ، 0.062 ، 0.064 و 0.48 پی پی ام بر حسب وزن خشک ماهی بود.نتیجه گیری: میانگین غلظت فلزات سنگین در ماهیان شوریده و سرخو از حد مجاز سازمان بهداشت جهانی کمتر بود، ولی مقدار سرب، کادمیوم، کروم و نیکل به ترتیب در 27 ، 8 ، 3 و 25 درصد از نمونه های مورد مطالعه از حداکثر مجاز سازمان بهداشت جهانی بیشتر بود.
دکتر محمد یزدانی، دکتر پیمان صالحی،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1386 )
چکیده
زمینه و هدف : لیتوتریپسی یورتروسکوپیک یکی از روشهای کمتهاجمی و رایج برای سنگهای حالب میباشد. هدف از این مطالعه بررسی بروز عوارض ماژور در 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک و نحوه درمان آنها بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک در مراکز پزشکی نور و حضرت علی اصغر(ع) اصفهان در سالهای 85-1373 انجام شد. فراوانی عوارض ماژور و نحوه درمان آنها در این بیماران برآورد گردید.
یافتهها : 29 بیمار دچار عوارض حین عمل یا دوره پس از عمل (تا30 روز) شدند که از این تعداد 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب (41/0 درصد)، 7 بیماردچار Avulsion حالب، 4 بیمار دچار یورینوما و 2 بیمار دچار آبسه پرینفریک شدند. از 7 مورد Avulsion ، 2 مورد در محل اتصال حالب به مثانه بود که یورترونئوسیستوستومی انجام شد و در 5 مورد باقی مانده جایگزینی حالب با ایلئوم، Boari flap ، ترانس یورترویورتروستومی، گذاشتن DJ و پیچاندن امنتوم دور ناحیه خالی مانده حالب و گذاشتن DJ به وسیله یورتروسکوپ (هر کدام یک مورد) انجام شد. از 4مورد یورینوما 3مورد به وسیله درناژ پرکوتانئوس ناحیه یورینوما و گذاشتن DJ درمان شدند و در یک مورد نیز عمل جراحی باز برای گذاشتن DJ انجام گردید. 2 مورد آبسه پرینفریک با عمل جراحی درناژ آبسه و گذاشتن DJ درون حالب درمان شدند. در 14 مورد از 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب به وسیله یورتروسکوپ DJ عبور داده شد و در 2 مورد که امکان دسترس رتروگرید به حالب فراهم نشد، با عمل جراحی باز DJ درون حالب قرار داده شد.
نتیجهگیری: لیتوتریپسی یورتروسکوپیک از طریق مجرا (TUL) روشی کمتهاجمی عالی برای سنگهای حالب بوده و میتواند برای سنین مختلف انجام گردد و عوارض اندک آن به کارگیری آن را قابل قبول میکند.
دکتر ملیحه کشوری، دکتر محمدرضا دارابی، دکتر محمدهادی شکیبی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : حالب تحتانی شایعترین محل توقف سنگ بوده که منجر به کولیک کلیوی و یورتروهیدرونفروز میگردد. در صورت عدم موفقیت درمان طبی، برای درمان سنگهای حالب تحتانی از دو روش ESWL (extracorporeal shock wave lithotripsy) و یا TUL (transurethral lithotripsy) استفاده میشود. این مطالعه به منظور مقایسه دو روش سنگشکنی بروناندامی و درون اندامی در درمان سنگهای حالب تحتانی روی 60 بیماری که به درمان طبی پاسخ ندادند؛ انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه کوهورت آیندهنگر روی 60 بیماری که بیش از 3 هفته دارای سنگ حالب تحتانی با ایجاد انسداد بودند و به درمان طبی پاسخ نداده بودند؛ در مرکز ارولوژی بیمارستان امامرضا (ع) طی اردیبشهت ماه 1383 لغایت خرداد ماه 1385 انجام شد. با توجه به اندیکاسیونهای درمان 30 نفر از بیماران در گروه I (ESWL) و 30 نفر در گروه II (TUL) قرار گرفتند. معیار تشخیص موفقیت سونوگرافی و KUB بود. میزان موفقیت روشها و عوارض ایجاد شده برای هر بیمار در هر گروه ثبت شد.
یافتهها : از تعداد 30 نفر در گروه اول ، سنگ 14 نفر 46.6% شکسته و دفع شد. در 13 نفر 43.3% سنگ شکسته نشد و در 3 نفر 10% سنگ شکسته شد؛ ولی تکههای سنگ دفع نگردید. درد کولیک کلیه در 15 نفر 50% رخ داد که نیازمند تجویز مسکن بودند و تکههای سنگ بدون عارضه خاصی دفع شدند. درد کولیکی 50% تنها عارضه بیماران ESWL بود که با درمان طبی بهبود یافت. در بیمارانی که تحت TUL قرار گرفتند؛ در 93.5% سنگ شکسته و تکههای سنگ یا خارج شدند و یا به تکههای قابل دفع تبدیل شدند. در 6.5% روش موفقیتآمیز نبود که بیماران کاندید ESWL و یا عمل باز شدند. تب و درد کولیکی عارضهای بود که در 10% از بیماران اتفاق افتاد و با درمان طبی بهبود یافت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که روش TUL در درمان سنگ حالب تحتانی با توجه به میزان موفقیت بالا، عارضه کم و هزینه پایین، میزان بالای عاری از سنگ شدن و از طرفی میزان موفقیت کمتر ESWL ، به عنوان روش انتخابی در درمان سنگ حالب تحتانی ارجحیت دارد.
دکتر محمدرضا دارابی، دکتر محمدمهدی رحمانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : روشهای بین دندهای و فوق دندهای راه معمول برای روش سنگشکنی کلیه از طریق پوست (PCNL) در سنگهای کالیس فوقانی میباشند؛ ولی منجر به عوارض جانبی در ریه و پلور میشود. این مطالعه به منظور ارزیابی روش سنگشکنی کلیه از طریق پوست در سنگهای کالیس فوقانی با دستیابی از طریق زیردندهای انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 17 بیمار با سنگهای کالیس فوقانی به تعداد 1 الی 5 عدد به ابعاد 11الی 27 میلیمتر که کاندیدای PCNL در مرکز ارولوژی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد طی سالهای 87-1386 شدند؛ انجام گردید. اولتراسونوگرافی و IVP قبل از عمل انجام شد. همچنین عمل PCNL در وضعیت پرون صورت پذیرفت و راهیابی به داخل کالیس فوقانی از طریق زیردندهای در حین دم عمیق طول کشیده ایجاد شده توسط بیهوشیدهنده و با راهنمایی فلوروسکوپی انجام شد. سپس با گذاشتن گایدوایر و دیلاتاسیون 28 تا 30 فرنچ، شیت آمپلاتز گذاشته شد و نفروسکوپی انجام گردید. یافتهها : 17 بیمار (12 مرد و 5 زن) با سنگهای کالیس فوقانی مطالعه شدند. در 2 بیمار یکی به علت غیرطبیعی بودن و چرخش غیرطبیعی و در دیگری به علت سابقه عمل جراحی و عدم تحرک کلیه با تنفس عمیق؛ امکان دستیابی به کالیس فوقانی از طریق زیردندهای فراهم نشد و از روش بیندندهای استفاده گردید. در 5 بیمار سنگهای کوچکتر از یک سانتیمتر با گراسپ خارج شدند. در 10 بیمار بعد از لیتوتریپسی پنوماتیک قطعات سنگها خارج گردید. 11 بیمار (73.3%) عاری از سنگ شدند. 4 بیمار باقیمانده سنگ بزرگتر از 5 میلیمتر داشتند که در 2 بیمار بعد از یک نوبت ESWL برطرف شدند. 3 بیمار نیازمند دیلاتاسیون گردن کالیس برای تخلیه کامل سنگها بودند. هیچ مورد عفونت، خونریزی نیازمند به ترانسفوزیون، هیدروتوراکس, پنوموتوراکس و اختلالات تنفسی در حین و یا پس از عمل دیده نشد. در یک بیمار تجمع مایع در اطراف کلیه با حدود 5سانتیمتر، روز بعد از عمل مشخص گردید که با درمان نگهدارنده و آنتیبیوتیک در طی یک هفته کاهش یافت و پس از سه هفته برطرف شد. نتیجهگیری : سنگشکنی کلیه از طریق پوست به روش زیردندهای راهکاری سالم و قابل انجام با عوارض کم است و آن را میتوان جایگزین روش فوقدندهای برای درمان سنگهای کالیس فوقانی نمود.
اکبر الصاق،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : اهمیت محصولات و فرآوردههای دریایی، بهویژه ماهیان در رژیم غذایی انسان روز بهروز بارزتر میشود. به موازات افزایش مصرف این منابع، اطمینان از سلامت و بهداشت آن نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. معضل آلودگی منابع آبی به فلزات سنگین، ضروری بودن سنجش فلزات در ماهیان را که در چرخه غذایی به اکوسیستم انسانی میرسد را اثبات میکند. این مطالعه به منظور ارزیابی تراکم فلزات سنگین روی، مس،کبالت و منگنز در بافت خوراکی ماهیان سفید و کپور در جنوب مرکزی دریای خزر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقدار فلزات سنگین دو گونه از ماهیان جنوب مرکزی دریای خزر شامل ماهی سفید (Rutilus frisii kutum) و ماهی کپور (Cyprinus carpio) در نیمه دوم سال 1388 اندازهگیری شد. پس از تعیین ایستگاههای بابلسر، فریدونکنار، محمودآباد، رستمرود نور، پارک جنگلی سیسنگان و نوشهر نمونههایی از ماهیان جمعآوری گردید. پس از آمادهسازی و هضم اسیدی، مقدار فلزات سنگین روی، مس، کبالت و منگنز با روش دستگاهی طیفسنجی جذب اتمی مورد سنجش قرار گرفت و با خط پایه برایان مقایسه شد. یافتهها : میانگین و انحراف معیار غلظت فلزات سنگین روی، مس، کبالت و منگنز در بافت خوراکی ماهی سفید به ترتیب 0.57+-29.97 ، 0.09+-9.45 ، 0.01+-0.30 و 0.01+-0.20 میکروگرم برگرم وزن خشک نمونه تعیین شد. همچنین میانگین و انحراف معیار غلظت فلزات سنگین روی، مس، کبالت و منگنز در بافت خوراکی ماهی کپور به ترتیب 0.14+-30.20 ، 0.07+-9.14 ، 0.03+-1.08 و 0.02+-0.71 میکروگرم برگرم وزن خشک ماهی بود. میانگین میزان فلزات سنگین مس، کبالت و منگنز در ایستگاههای مختلف برای دو گونه ماهی دارای تفاوت آماری معنیدار بود (P<0.05). میانگین میزان روی در ماهیسفید در ایستگاههای مختلف دارای تفاوت آماری معنیداری بود (P<0.05). برای ماهی کپور تنها در دوایستگاه تفاوت آماری معنیداری بین میانگین سطح روی وجود نداشت و در دیگر ایستگاهها دارای تفاوت آماری معنیداری بود (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که غلظت فلزات روی، مس و کبالت در بافت ماهیان سفید و کپور دریای خزر نسبتاً زیاد و بالاتر از خط پایهبرایان میباشد.
دکتر حسن بزم آمون، دکتر ایرج صدیقی، دکتر حسین اصفهانی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : سفتریاکسون به طور نسبتاً گسترده در درمان عفونتهای کودکان بهکار میرود و استفاده از آن ممکن است با عوارضی همراه باشد. این مطالعه به منظور تعیین تغییرات سونوگرافیک کیسه صفرا به دنبال مصرف داروی سفتریاکسون در کودکان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 60 کودک بستری یک ماهه تا 12 ساله (10 پسر و 50 دختر)، در بخش کودکان بیمارستان بعثت همدان طی سال 1386 انجام گرفت. سونوگرافی اولیه قبل از شروع سفتریاکسون و سونوگرافی مجدد پنج روز پس از شروع درمان انجام شد. در صورت وجود یافتههای غیرطبیعی (sludge یا سنگ صفراوی)، سونوگرافیهای مجدد هفتهای 2 بار در 2 هفته اول و سپس هر هفته یک بار تا از بینرفتن این تغییرات انجام شد. یافتهها : از 60 بیمار مورد مطالعه در10 نفر (16.5 درصد) تغییرات کیسه صفرا مشاهده شد. تمام بیماران با تغییرات صفراوی فاقد علائم بالینی بودند. 8 مورد از تغییرات (80 درصد) شامل سنگ و 2 مورد (20 درصد) شامل sludges صفراوی بود. طولانیترین زمان از بینرفتن این عارضه، 16 روز بعد از ایجاد آن بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که میزان بروز سنگ یا sludge صفراوی در جریان درمان با سفتریاکسون حدود 16.5 درصد و تقریباً مشابه سایر مطالعات میباشد.
ابراهیم بنیطالبی، کیهان قطره سامانی، گشتاسب مردانی، علی سهیلی، رویا انصاری سامانی، حسین تیموری،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : اسفنگوزین-1-فسفات (S1P) در تنظیم، تکثیر، تمایز، هایپرتروفی و مقابله با مرگ برنامهریزی شده سلولی و فعالسازی سلولهای ماهوارهای (satellite cell) نقش دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرین مقاومتی بر مقدار اسفنگوزین-1-فسفات، میزان بیان ژن اسفنگوزین-1-فسفات کیناز1 و ایزوفرمهای مختلف زنجیره سنگین میوزینی (MHC I, IIa, IIb, IIx) عضلات اسکلتی تند و کند انقباض موش صحرایی نر انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار 8 هفتهای با وزن تقریبی 250-190 گرم انجام شد. موشها به صورت تصادفی در دو گروه 12 تایی کنترل و تمرینی قرار گرفتند. نردبان مقاومتی یک متری با فاصله میلههای 2 سانتیمتری با شیب 85 درجه بهعنوان وسیله تمرین مقاومتی و وزنههای متصل شده به دم حیوان بهعنوان مقاومت استفاده شد. مقدار S1P در لایه کلروفرم بهوسیله دستگاه HPLC اندازهگیری شد. برای بررسی بیان ژن اسفنگوزین-1-فسفات کیناز1 (SK1) و ایزوفرمهای مختلف زنجیره سنگین میوزینی (MHC I, IIa, IIb, IIx) عضلات اسکلتی تند و کند موشها از روش Real-Time PCR استفاده شد. بیان ژنها در عضلات تاکننده بلند انگشت شست پا (Flexor Hallucis Longus: FHL) به عنوان عضله تندانقباض و عضله نعلی (Soleus: SOL) به عنوان کندانقباض بررسی گردید. دادهها با میانگین و انحراف معیار توصیف گردید و پس از انجام آزمون نرمالیتی Kolmogorov-Smirnov، مقایسه میانگینها با نرمافزار SPSS-17 و independent t-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها : تمرین مقاومتی محتوای S1P در عضله FHL 0.292±1.042 pmol/mg weight و SOL 0.111±0.587 pmol/mg weight را در گروه تمرینی در مقایسه با عضله FHL 0.146±0.608 pmol/mg weight و SOL 0.159±0.427 pmol/mg weight گروه کنترل افزایش داد (P<0.05). بهعلاوه تمرین مقاومتی باعث تغییرات در بیان ژن SK1 در عضله تندانقباض FHL و کندانقباضSOL ، MHC I در عضله تندانقباضFHL و کندانقباضSOL ، MHC IIa در عضله تندانقباض FHL و کندانقباض SOL، MHC IIb در عضله تندانقباض FHL و کندانقباض SOL و MHC IIx در عضله کندانقباضSOL گروهتمرینی نسبت به گروه کنترل شد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که تمرین مقاومتی سبب افزایش میزانS1P عضلانی و بیان MHCs و SK1 میگردد.
هدی آلبوغبیش، دکتر آرزو طهمورث پور، دکتر منیر دودی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : فلزات سنگین از طریق فعالیتهای صنعتی به محیط زیست وارد میگردند و باعث آلودگی اکوسیستمهای طبیعی میشوند. شناسایی باکتریهای مقاوم به فلزات سنگین نقش مهمی در رابطه با آلودگی محیط و در نهایت پاکسازی آن ایفا مینماید. این مطالعه به منظور تعیین مقاومت باکتریهای جدا شده از فاضلاب شهری و پساب کارگاه مسگری شاهینشهر اصفهان به آنتیبیوتیکها و فلزات سنگین سرب، مس، کادمیم و نیکل انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی نمونههای پساب تصفیهخانه فاضلاب شاهینشهر اصفهان و کارگاه مسگری در آزمایشگاه بیوتکنولوژی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان طی سالهای 1390-91 انجام شد. برای جداسازی باکتریهای مقاوم به فلزات سرب، مس، کادمیم و نیکل رقتهای متوالی از نمونه تهیه و 0.5 ml از هر رقت روی محیط حاوی غلظت 0.5 mM از هر فلز در 3 تکرار کشت داده شد و الگوی مقاومت هر کدام از باکتریهای جدا شده براساس تعیین حداقل غلظت ممانعت کننده از رشد (minimum inhibitory concentration:MIC) و مقاومت به آنتیبیوتیکهای پنیسیلین، سولفامتوکسازول، افلوکساسین، نئومایسین، استرپتومایسین، سفتریاکسیون، سفرادین، ونکومایسین، آمپیسیلین، لینکومایسین، کانامایسین و کلیندامایسین تعیین گردید. یافتهها : در بین باکتریهای مقاوم به فلزات جداسازی شده، بیشترین جمعیت مربوط به باکتریهای مقاوم به فلز سرب بود (P<0.05). بالاترین میزان مقاومت در پساب تصفیهخانه نسبت به فلز نیکل (MIC: 24 mM) مربوط به گونهای از کلبسیلا و کمترین میزان مقاومت مربوط به گونهای از اسینتوباکتر (لووفی)، پروویدنسیا و برانهاملا (MIC: 2 mM) بود (P<0.05). در فاضلاب شهری بیشترین میزان مقاومت نسبت به فلز مس (MIC: 2 mM) مربوط به گونهای از کلبسیلا (پنومونیه) مشاهده شد. حداقل میزان مقاومت نسبت به فلز مس (MIC: 1 mM) در پساب کارگاه مسگری و مربوط به گونهای از سودوموناس بود. مقاومترین باکتریهای جدا شده (کلبسیلا، موراکسلا و اشریشیا کلی) به آنتیبیوتیکهای لینکومایسین، کانامایسین، استرپتومایسین، کلیندامایسین، وانکومایسین، سفرادین و نئومایسین نیز مقاوم بودند. نتیجهگیری : افزایش فلزات سنگین در پساب مسگری و فاضلاب شهری منجر به افزایش مقاومت میکروارگانیسمها در محیط میشود.
اصغر پیرزاده، اکبر پیرزاده، علی قویدل،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف:ده تا پانزده درصد بیماران مبتلا به سنگ کیسه صفرا به طور همزمان دچار سنگهای مجاری صفراوی نیز هستند. این مطالعه به منظور مقایسه حساسیت و ویژگی سونوگرافی و سیتی اسکن با ERCP در تشخیص سنگهای مجاری صفراوی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 135 بیمار مشکوک به ابتلای سنگ مجاری صفراوی داوطلب ERCP انجام شد. سونوگرافی از کیسه و مجاری صفراوی و کبد، سیتی اسکن شکم با کنتراست خوراکی و وریدی و ERCP برای هر بیمار انجام گردید. حساسیت و ویژگی سونوگرافی و سیتی اسکن تعیین و میزان موفقیت ERCP درمانی نیز محاسبه شد. یافتهها : 112 بیمار دارای سنگ مجاری صفراوی (ERCP مثبت) و 23 بیمار بدون سنگ بودند. حساسیت و ویژگی سونوگرافی در تشخیص سنگ مجاری صفراوی به ترتیب72.3% و 73.9%و در مورد سیتی اسکن به ترتیب50.8% و 91.3%تعیین شد. میزان موفقیت درمانی ERCP نیز76.9%حاصل گردید. نتیجهگیری : سونوگرافی به عنوان یک مودالیته ارزان، غیرتهاجمی و مفید در اسکرین اولیه بیمار در مقایسه با سیتی اسکن و ERCP توصیه میشود.
حسین عماد ممتاز، مرجان رحیمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف:هماچوری یکی از علل شایع ارجاع کودکان به درمانگاه ارولوژی و نفرولوژی است. علل هماچوری در کودکان طیف وسیعی از بیماریها، از علل خوشخیم تا تهدیدکننده حیات را شامل میشود. این مطالعه به منظور تعیین علل هماچوری در شیرخواران و کودکان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی- مقطعی روی 200 شیرخوار، کودک و نوجوان یک ماهه تا 18 ساله (131 دختر و 69 پسر) با شکایت هماچوری انجام شد. بیماران با انجام آزمایش ادرار، کشت ادرار، بررسی نمونه تصادفی ادرار از نظر میزان کلسیم، کراتینین، اسیداوریک و سونوگرافی شکم ارزیابی شدند. یافتهها : هماچوری میکروسکوپی و آشکار به ترتیب در 79.5% و 20.5% از کودکان مشاهده شد. هماچوری در 74 بیمار (37%) ایدیوپاتیک بود. سنگهای سیستم ادراری (18%)، عفونت ادراری (15.5%)، هایپرکلسیوری (13%)، هایپریوریکوزوری (10%)، ناهنجاریهای سیستم ادراری (5.5%) و گلومرولونفریت (1%) به ترتیب از علل هماچوری شناخته شدند. نتیجهگیری : هماچوری در 56% از بیماران به سه علت شایع سنگ، عفونت ادراری و کریستالوری بود.
محمد ملکوتیان، ذبیح اله یوسفی، زهرا خداشناس لیمونی،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از روشهای موثر برای حذف فلزات سنگین از فاضلاب صنعتی، استفاده از جاذبهای زیستی است. این مطالعه به منظور ارزیابی حذف مس از فاضلاب صنعتی با استفاده از جلبک سبز میکروسکوپی کلرلا ولگاریس انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی 3 نمونه فاضلاب کارخانه مس باهنر کرمان و 63 نمونه سینتتیک توسط جلبک کلرلا ولگاریس تحت pH بهینه 6، دمای 25 درجه سانتیگراد، زمان تماس تعادلی 60 دقیقه و مقدار جاذب g/L 2 تماس داده شدند و میزان باقیمانده جذب مس با دستگاه جذب اتمی اندازهگیری و مقایسه گردید. ایزوترمهای جذب و مدلسازی سینتیکی یونهای فلزی بر روی جاذب بر اساس آزمون مدلهای ایزوترم لانگمیر، فروندلیخ و سینتیکهای شبه درجه اول و دوم تعیین شدند.
یافتهها : کارایی حذف مس در نمونه واقعی و سینتتیک به ترتیب 82.62% و 91.5% تعیین شد و جذب مس از مدل لانگمیر و معادله سینتیک درجه دوم تبعیت نمود (P<0.05).
نتیجهگیری : جلبک کلرلا ولگاریس در جذب مس از فاضلاب صنعتی راندمان بالایی داشت.
علی باسی، علیرضا نیکوفر، حسین اژدرکش، پرویز اردونی اول، زهرا اردونی اول،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : کارسینوم مری یکی از سرطانهای بسیار کشنده بوده و بیشتر از نوع کارسینوم سلول سنگفرشی است. این مطالعه به منظور تعیین میزان بقاء بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی مری انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه همگروهی تاریخی روی 105 بیمار مبتلا به سرطان مری مراجعه کننده به بیمارستان فیروزگر تهران طی سالهای 93-1388 انجام شد. دادههای مربوط به بیماران تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی با و بدون جراحی جمعآوری گردید.
یافتهها : متوسط سن ابتلای بیماران 63 سال بود. در هر دو جنس فراوانی کارسینوم سلول سنگفرشی مری در گروه سنی 60-51 سال از سایر گروههای سنی بیشتر بود. میزان بقاء 5 ساله در بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی مری تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی بدون جراحی 9.5% و در بیماران تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی با جراحی 31.7% تعیین شد (P<0.05). میزان بقاء یک ساله و سه ساله و پنج ساله در بیماران تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی با جراحی به ترتیب 68.5%، 38% و 22.8% تعیین گردید.
نتیجهگیری : میزان بقاء بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی مری بسیار پایین ارزیابی شد؛ ولی انتخاب روش شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی توام با جراحی باعث افزایش بقاء پنج ساله بیماران شد.
پرستو احسانی، فاطمه فراهانی، نگار دایی زاده، ملیکا امیا، معین صالح، مینا ابراهیمی راد، کرم الله طولابی،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مختلف در سیستم مجاری صفراوی و تشکیل سنگ از عوامل انسداد جریان صفرا در آن ارگان استریل است. این مطالعه به منظور شناسایی باکتریهای موجود در صفرای بیماران مبتلا به مشکلات صفراوی و بررسی تولید بیوفیلم در جدایههای شایع انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی 35 نمونه (سنگ و بافت صفرا) جمعآوری شده در شرایط استریل (به روش لاپاراسکوپی) از بخش جراحی بیمارستان امام خمینی تهران طی ششماه اول سال 1395 انجام شد. نوع سنگها بهکمک روشهای شیمیایی و نوع میکروبها با استفاده از آزمایشات بیوشیمیایی و مولکولی تعیین شدند. برای جستجوی باکتریها در نمونههای منفی، DNA از بافت کیسه صفرا تخلیص شد و با استفاده از پرایمرهای 1492R وF 27 برای تکثیر قطعهای از ژن 16SrRNA الگو قرار گرفت. نوع باکتری در نمونههای مثبت بهکمک بانک اطلاعاتی NCBI تعیین شد. شایعترین جدایه از لحاظ شدت تولید بیوفیلم بهکمک روش میکرو تیترپلیت و ژنهای درگیر این فنوتیپ Ag43(Flu) و CsgF بهروش PCR مورد بررسی قرار گرفت. مقاومت آنتیبیوتیکی آنها با استفاده از روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید.
یافتهها: تعداد 13 نمونه دارای انواع باکتری شامل 3 جدایه کلبسیلا، 4 جدایه اشریشیا کلی، یک جدایه انتروباکتر، 2 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس، 2 جدایه انتروکوک و یک جدایه استرپتوکوکوس بودند. از ۲۳ مورد نمونه صفرا، در 65.7% موارد بااستفاده از روش کشت میکروبیولوژیک، باکتری جدا نگردید؛ ولی هفت باکتری شامل شش سویه کلبسیلا و یک انتروکوک با استفاده از تکثیر 16SrRNA و تعیین ترادف شناسایی شدند. بنابراین، در مجموع گونه کلبسیلا (47.36%) بیشترین سهم را در عفونتهای کیسه صفرا نشان داد. ترکیبات کلسترولی و بیلیروبینی در 98درصد نمونههای حاوی سنگ دیده شد. با وجود آن که وفور کلبسیلا در عفونتهای کیسه صفرا (47.36%) بیش از بقیه باکتریها بود. بیشترین باکتری قابل کشت اشریشیا کلی بود. کلیه اشریشیا کلیهای مورد بررسی دارای ژنهای عامل ایجاد بیوفیلم بودند؛ ولی شدت تشکیل بیوفیلم در دو مورد از آنها قوی و در دو مورد دیگر متوسط بود. این باکتریها نسبت به اکثر آنتیبیوتیکها حساس بودند و به تتراسیکلین، سیپروفلوکسازین و سفتی زیدیم مقاومتهای متفاوتی را نشان دادند و به تتراسیکلین مقاومتر بودند.
نتیجهگیری: باکتریهای غیرقابل کشت سهم مهمی در عفونتهای کیسه صفرا دارند. توانایی بالای ایجاد بیوفیلم در باکتریهای شایع جداشده هشداری برای مداقه در تجویز آنتیبیوتیکها برای از بین بردن این بیوفیلمهای عفونی در عفونتهای کیسه صفرا را نشان میدهد.
محمد قلی زاده، بهروز محمدزاده، علی کاظمی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ماهیان از جمله موجوداتی هستند که قابلیت تجمع زیستی فلزات سنگین را دارا هستند. ماهی گمگام (Terapon puta) از راسته سوف ماهیان، گونهای کفزی در آبهای خلیج فارس است. این مطالعه به منظور ارزیابی تجمع زیستی فلزات آهن و نیکل در عضله ماهی گمگام انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 30 قطعه ماهی گمگام صید شده در محدوده اسکله جفره بوشهر (شمال خلیج فارس) طی تابستان 1398 انجام گردید. طول (میلیمتر) و وزن کل (گرم) ماهیها اندازهگیری شد. میزان غلظت عناصر آهن و نیکل در بافت عضله ماهی به منظور مصارف انسانی با استانداردهای جهانی مقایسه و طبق روش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) برای مصرف ماهی، برآورد جذب روزانه (EDI) و شاخص خطر سرطانزایی آلاینده (CR) محاسبه گردید. به طوری که پس از عملیات آمادهسازی، زیستسنجی و هضم عضله ماهی توسط اسید نیتریک غلیظ، اندازهگیری غلظت عناصر آهن و نیکل (میلیگرم بر کیلوگرم) بافت عضله با دستگاه ICP-OES انجام شد.
یافتهها: میانگین غلظت آهن و نیکل در بافت عضله نمونههای ماهی به ترتیب به میزان 15.72±36.08 و 0.13±0.39 میلیگرم بر کیلوگرم تعیین شد. اختلاف آماری معنیداری بین غلظت آهن و نیکل در بافت عضله ماهی گمگام در منطقه نمونهبرداری مشاهده شد (P<0.05) و این مقادیر در مقایسه با استاندارد FDA کمتر از حد استاندارد بود. بیشترین میزان غلظت عناصر در کلاسه طولی 20 تا 25 سانتیمتر و کلاسه وزنی 160 تا 230 گرم مشاهده شد. آنالیز رگرسیون خطی نشان داد که رابطه افزایشی قوی (R2=0.9) بین میزان غلظت عناصر آهن و نیکل با طول و وزن کل ماهیها مشاهده شد. میزان جذب روزانه در هر دو فلز از طریق مصرف بافت عضله ماهی گمگام، برای مصرف کنندگان پایینتر از دوز مرجع USEPA بهدست آمد. میزان غلظت آهن در بافت عضله ماهی گمگام در مقایسه با استانداردهای بینالمللی پایینتر و غلظت نیکل در مقایسه با استانداردها سازمان بهداشت جهانی بیش از حد مجاز تعیین شد. شاخص خطر سرطانزایی آلاینده برای فلز نیکل، در محدوده قابل قبول بود.
نتیجهگیری: غلظت فلزات آهن و نیکل در ماهی گمگام از نظر مسمومیت، برای مصارف انسان قابل قبول ارزیابی شد. شاخص خطر در ماهی گمگام کمتر از یک بود؛ بنابراین مصرف ماهی گمگام سبب بروز عوارض سوء بهداشتی برای مصرفکنندگان نخواهد شد.
محمد قلی زاده، احمد شادی، عمار مریم آبادی، مهناز نعمتی، ونکاترامانان سناپاتی، سیواکومار کارتیکیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد جمعیت و آلودگیهای ناشی از تخلیه انواع فاضلابهای شهری، صنعتی و کشاورزی، شیرابه محلهای دفن زباله و روان آبهای سطحی سبب افزایش آلودگی منابع آب میگردند. ورود فلزات سنگین به محیط زیست به ویژه بومسازگان آبی به علت ورود به زنجیره غذایی و به خطر افتادن سلامت انسان، یکی از نگرانیهای جامعه است. این مطالعه به منظور تعیین میزان فلزات سنگین در عضله ماهیان کفشک زبان گاوی (Cynoglossus arel) و سنگسر معمولی (Pomadasys kaakan) در سواحل بوشهر، شمال خلیج فارس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 20 قطعه ماهی کفشک زبان گاوی و 20 قطعه ماهی سنگسر معمولی از 3 ایستگاه ساحلی استان بوشهر شامل دیر، دیلم و بندر بوشهر طی بهار سال 1401 انجام شد. نمونهها به طور تصادفی از بازار ماهی انتخاب شدند و پس از عملیات آمادهسازی، زیستسنجی و هضم عضله ماهی توسط اسید نیتریک غلیظ، اندازهگیری غلظت فلزات سنگین نیکل، روی، مس، سرب و کادمیوم (میکروگرم در گرم) بافت عضله با دستگاه ICP-OES انجام شد. سپس میزان غلظت عناصر در بافت عضله ماهی به منظور مصارف انسانی با استانداردهای بینالمللی (FAO، WHO، FDA، NHMRC و UKMAFF) مقایسه و طبق روش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا برای مصرف ماهی، برآورد جذب روزانه و شاخصهای خطر فلزات سنگین محاسبه گردید.
یافتهها: شاخص پتانسیل خطر برای هر دو گونه کمتر از یک به دست آمد. جذب روزانه و هفتگی ماهی کفشک زبان گاوی (روی > مس > نیکل> سرب> کادمیوم) و ماهی سنگسر معمولی (مس > روی > نیکل > سرب> کادمیوم) تعیین شد. میانگین غلظت فلزات سنگین نیکل، روی، مس، سرب و کادمیوم در بافت عضله گونههای مورد مطالعه به ترتیب 1.88±0.07 ، 27.16±8.11 ، 11.55±4.12 ، 1.14±0.06 ، 0.19±0.03 میکروگرم در گرم تعیین شدند. بیشترین مقادیر فلزات مورد مطالعه در آبزیان به ترتیب روی > مس > نیکل >سرب> کادمیوم بود. غلظت فلزات در نمونههای آنالیز شده در مقایسه با استانداردهای بینالمللی پایینتر بود.
نتیجهگیری: غلظت فلزات در ماهیان کفشک زبان گاوی و سنگسر معمولی از نظر مسمومیت، برای مصارف انسان قابل قبول ارزیابی شد. همچنین میزان پتانسیل خطرپذیری و شاخص خطر برای بیماریهای غیرسرطانی در بالغین و کودکان در بافت عضله ماهی کمتر از 1 به دست آمد و مصرف این آبزیان هیچ مشکلی برای سلامت انسان ایجاد نمیکند.