12 نتیجه برای روش
دکتر علی رضا خلدبرین، دکتر پریسا سلطانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
جراحی سزارین از شایع ترین جراحی ها در دنیای امروز پزشکی می باشد. کاهش درد پس از عمل سزارین، برای کارآیی هر چه بیشتر و سریع تر مادران، از موارد مهم در بی هوشی این بیماران است. روش های کنترل درد پس از عمل متعدد هستد. یکی از انواع آنها بی دردی به روش پیشگیری (Preemptive analgesia) می باشد؛ به این صورت که با استفاده از داروی بی دردی، قبل از شروع عمل جراحی از حساس شدن مسیرهای درد مرکزی و محیطی جلوگیری می شود. چون در سزارین تا قبل از تولد نوزاد از هیچ دارویی به جز داروی خواب آور و شل کننده عضلانی استفاده نمی شود، در این تحقیق از کتامین که تواما دارای خاص بی دردی و خواب آور است و در مقالات داروی قابل قبولی برای سزارین به حساب می آید، برای القاء بی هوشی استفاده، و اثرات آن را بر درد پس از عمل با تیوپنتال که داروی استاندارد در سزارین هست، مقایسه کردیم به همین منظر بیماران در دو گروه تصادفی قرار گرفتند. برای القاء بی هوشی، در یک گروه از کتامین و در گروه دیگر از تیوپنتال استفاده شد. پس از بیداری بیماران، با استفاده از مقیاس نمره عینی درد (OPS)، در دید بیماران و از آنها به داروی بی دردی در 24 ساعت پس از عمل در گروه کتامین حدود 40 درصد کمتر از گروه تیوپنتال بود (2.92 میلی گرم مورفین در مقابل 4.08 میلی گرم مورفین) آپگار نوزادان در دو گروه یکسان بود. میزان آگاهی حین عمل در گروه کتامین صفر ودر گروه تیوپنتال 12 درصد بود. میزان توهم و رویای ناخوشایند هنگام خروج از بی هوشی در گروه کتامین 12 درصد در گروه تیوپنتال صفر بود. به طور کلی کتامین برخلاف تیوپنتال دارای خواص بی دردی است، حساس شدن مسیرهای درد را کاهش می دهد و موجب تجربه کمتر درد پس از عمل می شود
دکتر کریما.. حاجیان، دکتر نساء اصنافی، دکتر فاطمه ملانیا جلودار،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1382 )
چکیده
مقدمه و هدف: میزان استفاده از روش های پیشگیری از بارداری یکی از معیارهای مهم در ارزشیابی عملکرد زنان واجد شرایط نسبت به برنامه تنظیم خانواده می باشد. این مطالعه با هدف مقایسه الگوی تغییرات هفت ساله در استفاده از روش های پیشگیری از بارداری در جمعیت روستایی بابل می باشد. مواد و روش ها: این مطالعه بر اساس اطلاعات موجود از پرونده و دفاتر تنظیم خانواده طی سال های 79-1373 و با نمونه ای از 400 نفر از هر سال از زنان 49-15 ساله واجد شرایط برنامه تنظیم خانواده در جمعیت روستایی تحت پوشش مرکز بهداشتی - درمانی منطقه پایین گتاب بابل انجام گردید و در کل 2800 پرونده در طی هفت سال مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات مربوط به نوع استفاده از روش های پیشگیری از بارداری از دفاتر و پرونده ها استخراج گردید و با استفاده از آزمون Z و کای دو روند تغییرات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که در طی روند هفت ساله تغییرات قابل ملاحظه ای وجود داشت. طی روند هفت ساله، توپکتومی از 26.2 درصد به 36.7 درصد افزایش بارداری معنی دار داشته و کاندوم از 3 درصد به 7.5 درصد و IUD از 5 درصد به 8.5 درصد افزایش داشته است. در حالی که بدون جلوگیری از 27.5 درصد سال 1373 به 4.7 درصد در سال 1379 کاهش معنی دار داشت ولی تغییرات معنی داری در میزان استفاده از قرص از (17.5 درصد به 18 درصد) و روش منقطع (از 18.5 درصد به 20 درصد) در طی 7 سال مشاهده نشد. نتیجه گیری: میزان استفاده از روش های مطمئن پیشگیری از بارداری در طی روند هفت ساله افزایش معنی دار داشته و کاهش قابل ملاحظه ای در روش بدون جلوگیری رخ داد. با وجود این، هنوز استفاده کنندگان روش منقطع نسبتاً زیاد بوده و به دلیل غیر مطمئن بودن آن، آموزش لازم جهت سوق دادن آنها به روش های مدرن ضروری می باشد.
دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر سیدرضا مجدزاده، دکتر کاظم محمد، دکتر فاطمه رمضان زاده، دکتر صدیقه برنا، دکتر آرش عازمی خواه، فاطمه حسینی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی و پیش بینی موارد پره اکلامپسی شدید با توجه به وخامت پی آمدهای مادری و نوزادی اهمیت زیادی دارد. در این مطالعه نقش برخی عوامل زمینه ای و مراقبتی همراه با پره اکلامپسی شدید با استفاده از مدل طبقه بندی درختی و رگرسیونی مورد ارزیابی قرار گرفت.روش بررسی: این مطالعه روی 1643 زن باردار در 4 بیمارستان منتخب کشور که مبتلا به یکی از شکایت های 53 گانه مرتبط با بارداری در نیمه اول سال 1384 بودند، انجام شد. متغیرهای مرتبط با وضعیت اجتماعی اقتصادی، تاریخچه باروری، سابقه بیماری های زمینه ای، بهره مندی از مراقبت های دوران بارداری، آگاهی از علایم خطر دوران بارداری و تعداد مراقبت ها، ابتلا به برخی مشکلات در بارداری- های قبلی و فعلی و شاخص توده بدنی قبل از بارداری به عنوان متغیرهای پیش بینی کننده و شدت پره اکلامپسی به صورت یک متغیر دو وضعیتی به عنوان متغیر وابسته وارد مدل تجزیه و تحلیل گردیدند. پیش بینی پیامد با استفاده از یک روش ناپارامتری به نام طبقه بندی درختی و رگرسیونی انجام گردید. نتایج تجزیه و تحلیل این مدل با روش رگرسیون لجستیک مقایسه گردید.یافته ها: فراوانی پره اکلامپسی در کل مراجعین 5.2 درصد بود. در مدل 1 متغیرهای ابتلا به سردرد مکرر و درد اپیگاستر در دوران بارداری، تعداد حاملگی های قبلی و میزان بهره مندی از مراقبت های دوران بارداری، پیش بینی کننده در شناسایی موارد پره اکلامپسی شدید بود. در مدل 2 فقط ابتلا مکرر به سردرد و تعداد حاملگی قبلی نقش پیش بینی کننده برای این پیامد وخیم بارداری را داشت. حساسیت در مدل 1 و 2 به ترتیب 47.8 درصد و 39.1 درصد و ویژگی در دو مدل به ترتیب 96.8 درصد و 93.6 درصد بود. در تحلیل رگرسیون لجستیک فقط متغیر ابتلا به سردرد در دوران بارداری با پره اکلامپسی شدید رابطه داشت (نسبت برتری 2.5، فاصله اطمینان 95 درصد 5-1.3).نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که با استفاده از متغیرهای قابل سنجش در دوران بارداری، قادر به پیش بینی پیامد پرخطر پره اکلامپسی شدید می باشد. با توجه به تفسیر ساده مدل های درختی و کاربرد آن در تصمیم گیری بالینی، می توان از آنها در سطوح مختلف نظام ارایه خدمات بهداشتی و درمانی استفاده نمود.
زهره یوسفی، نوریه شریفی، سعید ابراهیم زاده، سکینه انبیائی،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1386 )
چکیده
زمینه و هدف : به منظور تشخیص زودرس موارد اسمیر غیرطبیعی کاذب و یا کاهش موارد منفی کاذب، موارد unsatisfactory و موارد مبهم اخیراً از روشهای نمونهبرداری جدیدتر استفاده شده است. یکی از این روشها، روش Liquid-Based است که باعث بهبود کیفیت و کمیت نمونههای پاپاسمیر شده است. هدف از این مطالعه مقایسه میزان موارد اسمیر unsatisfactory در سیتولوژی سرویکس در دو روش پاپاسمیر مرسوم و Liquid -Based بود.
روش بررسی : این مطالعه مقطعی از سال 1383 لغایت 1384 روی 1500 بیمار مراجعه کننده به بخش و درمانگاه زنان بیمارستان قائم (عج) مشهد و مرکز خصوصی انجام شد. از کلیه بیماران اسمیر با دو روش conventional pap smear (CP) و Liquid-Based (LB) گرفته شد و بررسی سیتولوژیک انجام گردید. شیوع مواردunsatisfactory در دو روش مشخص شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای تی و کایاسکوئر صورت گرفت.
یافتهها : شیوع موارد unsatisfactory در روش CP 3/0درصد و در روش L.B 1درصد بود. شاخص حساسیت در روش CP 8/68درصد و در روش L.B 1/83درصد به دست آمد.
نتیجهگیری : در این مطالعه شیوع موارد unsatisfactory در روش LB بیشتر از روش CP بود.
زهرا شاهواری، لیدا قلیزاده، سیما محمدحسینی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : رضایت جنسی عامل مهمی در پیشگیری از ایجاد اختلالات جنسی در زنان است. عوامل بسیاری بر رضایت جنسی تاثیرگذار هستند. این مطالعه به منظور تعیین برخی عوامل مرتبط با رضایت جنسی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر گچساران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 1014 زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد به روش سرشماری از ابتدای زمستان 1386 تا انتهای بهار 1387 انجام شد. دادهها به روش خودگزارشدهی در پرسشنامه ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کایاسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافتهها : میزان رضایت جنسی 7/41 درصد از جامعه مورد مطالعه کامل بود. همچنین 5/47 و 9/10 درصد رضایت جنسی متوسط و کم داشتند و 4/0 درصد ناراضی بودند. بین میزان رضایت جنسی و سن زنان، تفاوت سنی با همسر، مدت ازدواج، وضعیت اقتصادی و نوع روش پیشگیری از بارداری ارتباط آماری معنیداری دیده شد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که سن زن، تفاوت سنی با همسر، مدت ازدواج، وضعیت اقتصادی و روش پیشگیری از بارداری از دسته عواملی هستند که بر رضایت جنسی زنان مؤثرند و بایستی در مشاورههای جنسی ازدواج و تنظیم خانواده به آنها توجه نمود.
مهدی پریان، سمیرا محمدی یگانه، مهدیه موندنیزاده، بهزاد خوانساری نژاد،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : از جمله مهمترین عوامل عفونی منتقل شونده از طریق خون، ویروسهایHIV-1 و HCV میباشند. بهخصوص در حالت عفونت همزمان که از مشکلات بالینی قابل توجه در بیماران مصرف کننده فراوردههای خونی است. این مطالعه به منظور توسعه روش Multiplex RT-PCR در تشخیص عفونت همزمان ویروسهای HIV-1 و HCV در نمونههای پلاسما انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی به تشخیص همزمان ژنوم دو ویروس HIV-1 و HCV با روش Multiplex RT-PCR با استفاده از ژل آگاروز 3درصد در 70 نمونه پلاسما در سال 1388 پرداخته شد. نمونههای آلوده به ویروسHCV و تمام نمونههای منفی از بیمارستان دی تهران و نمونههای آلوده به ویروسHIV و همچنین نمونههای عفونت همزمان HIV/HCV از بخش هپاتیت و ایدز انستیتو پاستور تهیه شد. قطعات تکثیر شده از ژنوم ویروسها بهواسطه اختلاف اندازه قابل تمایز میباشند. برای تایید حساسیت و اختصاصیت، این آزمون روی 20نمونه از بیمارانی که به صورت عفونت همزمان به این دو ویروس مبتلا بودند و 20 نمونه طبیعی انجام شد. یافتهها : انجام واکنشهای مختلف روی چندین نمونه بالینی مشخص کرد که پرایمرهای مورد استفاده در این روش هیچ واکنش متقاطع با یکدیگر ندارند. همچنین حساسیت و اختصاصیت این روش به ترتیب 95درصد و 100درصد تعیین گردید. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده حساسیت و اختصاصیت بالای روش Multiplex RT-PCR میباشد. لذا پیشنهاد میگردد به عنوان روشی مناسب برای غربالگری دهندگان خون مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر محمدرضا عابدین زاده، کبری نوریان، دکتر صفورا مظفری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : الکتروشوک درمانی یکی از روشهای بسیار مؤثر درمان اختلالات روانپزشکی است. اثر درمانی آن مستلزم ایجاد یک تشنج عمومی حداقل به مدت 25 ثانیه است. دانستن میزان اثر داروهای بیهوشی روی تشنج ناشی از الکتروشوک درمانی و پیشگیری از تغییر وضعیت همودینامیک متعاقب آن بسیار مهم است. این مطالعه به منظور تعیین اثر لیدوکائین وریدی بر طول مدت تشنج و تغییرات همودینامیک بیماران تحت الکتروشوک درمانی انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 72 بیمار غیرمعتاد (45 زن و 27 مرد) 40-20ساله دارای اختلالات روانی با کلاس فیزیکی ASA I, II که توسط متخصص روانپزشکی منتخب الکتروشوک درمانی بودند؛ در بخش روانپزشکی بیمارستان هاجر شهرکرد در سال 1389 انجام شد. پس از وصل کردن پالس اکسیمتری و اندازهگیری فشارخون و نبض، بیماران بهطور تصادفی به دو گروه 36 نفری تقسیم شدند. بیماران گروه اول (مداخله)، دو دقیقه قبل از بیهوشی لیدوکائین به میزان 1.5 mg/kg به صورت وریدی دریافت نمودند. بیماران گروه دوم (دارونما) به میزان همان حجم داروی گروه اول، نرمال سالین دریافت نمودند. برای القای بیهوشی در همه بیماران از تیوپنتال سدیم mg/kg 2 ، آتروپین 0.5 mg و سوکسینیل کولین 1 mg/kg استفاده شد. در دقایق 3 و 5 بعد از انجام الکتروشوک درمانی دوباره فشارخون و نبض بیماران اندازهگیری و ثبت شد. طول مدت تشنج از زمان شروع انقباضات عضلانی ظاهر شده در صورت تا خاتمه کامل انقباضات محاسبه شد. دادهها بااستفاده از نرمافزار آماری SPSS-11.5 و آزمونهای آماری t مستقل و t وابسته تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : میانگین طول مدت تشنج در گروه مداخله 11.33±38.77 ثانیه و در گروه دارونما 6.91±29.86 ثانیه تعیین شد (P<0.0001). تغییرات فشارخون سیستولی گروههای مداخله و دارونما در دقیقه سوم به ترتیب 16.01±146.38 میلیمتر جیوه و 13.04±128.88 میلیمتر جیوه، فشارخون دیاستولی 6.70±79.86 میلیمتر جیوه و 5.79±87.63 میلیمتر جیوه و تعداد ضربان قلب 9.92±91.91 دفعه در دقیقه و 13.06±102.86 دفعه در دقیقه تعیین گردید (P<0.05). همچنین در گروههای مداخله و دارونما در دقیقه پنجم به ترتیب تغییرات فشارخون سیستولی 9.97±113.47 میلیمتر جیوه و 13.01±122.36 میلیمتر جیوه، فشارخون دیاستولی 4.27±73.47 میلیمتر جیوه و 6.26±77.63 میلیمتر جیوه و تعداد ضربان قلب 4.60±84.41 دفعه در دقیقه و 12.53±93.19 دفعه در دقیقه بود (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که تجویز لیدوکائین به میزان 1.5 mg/kg سبب افزایش زمان تشنج میگردد و تعداد نبض و میزان فشارخون را کاهش میدهد.
سمیه کاظمی مجد، زهره امیری، فائزه جهان پور، فروزان رستمی،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : روشهای متعددی برای اندازهگیری تب در کودکان وجود دارد. این مطالعه به منظور مقایسه دقت روشهای مختلف اندازهگیری درجه حرارت بدن کودکان با تعیین نقطه برش تب انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 126 کودک 3 ماهه تا5 ساله بستری در بیمارستان کودکان مفید تبدار (63 نفر) و بدون تب (63 نفر) بر اساس تعیین درجه حرارت بدن به روش رکتال، انجام شد. درجه حرارت بدن کودکان از طریق سه روش اندازهگیری تمپانیک راست، تمپانیک چپ و زیربغلی ثبت، منحنی ROC (receiver operating characteristic) ترسیم و سه روش مقایسه گردید.
یافتهها : نقطه برش تب در روش زیربغلی 37.1 درجه سانتیگراد (حساسیت 92.1%، ویژگی 90.5%)، روش تمپانیک راست 36.9 درجه سانتیگراد (حساسیت 74.6%، ویژگی 84.13%) و روش تمپانیک چپ 37.3 درجه سانتیگراد (حساسیت 93.65%، ویژگی 84.13%) تعیین شد. میانگین درجه حرارت در روش زیر بغلی (0.77 درجه سانتیگراد)، تمپانیک راست (1.02 درجه سانتیگراد) و تمپانیک چپ (0.48 درجه سانتیگراد) پایینتر از میانگین روش رکتال بهدست آمد (P<0.05). همبستگی بین تمپانیک راست و چپ و زیر بغلی با روش رکتال به ترتیب 0.84، 0.894 و 0.925 تعیین شد (P<0.05). همچنین سطح زیر منحنی روشهای تمپانیک چپ و راست و زیربغلی به ترتیب 0.95، 0.87 و 0.965 به دست آمد
نتیجهگیری : روش تمپانیک چپ کمترین تفاوت میانگین را با روش رکتال داشت و از همبستگی مثبت خوبی با روش رکتال برخوردار بود. در نتیجه با توجه به سهولت اندازهگیری تب از طریق پرده تمپان گوش با رعایت نقطه برش تب میتوان از این روش استفاده کرد.
زینب امینی فارسانی، محمدحسین سنگتراش، حسین تیموری، مهدی شمس آرا،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان تخمدان پنجمین سرطان شایع در زنان بوده و تعداد مبتلایان به این بیماری رو به افزایش است. والپروئیک اسید یک مهار کننده هیستون داستیلاز است که بهطور موثر برای درمان صرع و بیماریهای دوقطبی بهکار می رود. اخیراً این ترکیب به عنوان دارویی با عملکردهای ضدسرطانی مورد توجه قرار گرفته است. ژن Bim یکی از مهمترین ژنهای مسیر داخلی (میتوکندریایی) آپوپتوز است که نقش مهمی در بیولوژی سرطان دارد. بیان این ژن در سرطان تخمدان به شدت کاهش مییابد. این مطالعه به منظور تعیین اثر والپروئیک اسید بر زیستپذیری سلولهای سرطان تخمدان، آپوپتوز و نیز بیان ژن Bim در رده A2780 انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی سلولهای سرطان تخمدان (A2780) در محیط کشت RPMI-1640 در شرایط بهینه تکثیر شدند. سپس سلولها با غلظتهای مختلف والپروئیک اسید (30-1میلی مولار) تیمار و به مدت 24، 48 و 72 ساعت انکوبه شدند. پس از پایان زمان انکوباسیون، زیستپذیری سلولها با استفاده از روش MTT ارزیابی شد. آنالیز آپوپتوز در جمعیت سلولی تیمار شده با والپروئیک اسید با استفاده از روش فلوسایتومتری انجام گردید. از آزمون Real time PCR برای تعیین اثر این دارو بر تغییر بیان ژن Bim استفاده شد.
یافتهها : نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که داروی والپروئیک اسید باعث کاهش زیستپذیری سلولهای A2780 میشود و این اثر وابسته به غلظت و زمان بود. بهطوری که در غلظت 30 میلیمولار و 72 ساعت پس از تیمار، کاهش زیستپذیری به بالاترین میزان رسید (P<0.05). درصد قابل توجهی از سلولها در اثر تیمار با والپروئیک اسید دچار آپوپتوز شدند. همچنین والپروئیک اسید میزان بیان ژن Bim را افزایش داد (P<0.05).
نتیجهگیری : داروی والپروئیک اسید سبب کاهش زیستپذیری سلولهای A2780 میشود. همچنین والپروئیک اسید از طریق تغییر بیان ژنهای دخیل در مسیر داخلی آپوپتوز، سبب افزایش مرگ سلولی در سلولهای سرطان تخمدان میشود.
رامین امینی، صادقعلی تازیکی، غلامرضا روشندل، کاظم کاظم نژاد،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: الکتروشوک درمانی (Electro Convulsion Therapy: ECT) از روشهای رایج در درمان اختلالات روانپزشکی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر داروهای پروپوفول و اتومیدات با تیوپنتال سدیم بر مدت زمان تشنج و ریکاوری متعاقب انجام الکتروشوک درمانی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 90 بیمار مبتلا به اختلال روانپزشکی نیازمند ECT با تشخیص روانپزشک در بخش روانپزشکی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. بیماران با تخصیص تصادفی ساده در سه گروه 30 نفری قرار گرفتند. مداخله شامل مانیتورینگ استاندارد و پره اکسیژناسیون با اکسیژن 100 درصد به مدت 3 دقیقه در سه گروه بیهوشی بیماران بود. گروه اول تیوپنتال سدیم (mg/kg/bw 1.5)، گروه دوم اتومیدات (mg/kg/bw 0.1) و گروه سوم پروپوفول (mg/kg/bw 0.6) را دریافت نمودند. داروهای سوکسینیل کولین (mg/kg/bw 0.5) و آتروپین (mg/kg/bw 0.01) به عنوان شل کننده عضلانی و پیشگیری از برادی کاردی برای همه بیماران تجویز شد. مدت تشنج و ریکاوری، تغییرات وضعیت همودینامیک شامل ضربان قلب و متوسط فشار خون شریانی و مقدار شارژ برای هر بیمار اندازهگیری و ثبت گردید.
یافتهها: میانگین مدت تشنج متعاقب ECT در گروه تیوپنتال سدیم 43.72±11.81 ثانیه، گروه اتومیدات 45.81±17.26 ثانیه (P<0.05) و گروه پروپوفول 35.47±10.58 ثانیه (P<0.05) تعیین شد. مقدار شارژ الکتریکی مورد استفاده در سه نوبت درمان و تغییرات ضربان قلب در سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماری معنیداری نداشت. تغییرات متوسط فشار شریانی گروه پروپوفول کمتر از دو گروه دیگر بود (P<0.05). مدت ریکاوری متعاقب ECT در گروه اتومیدات در مقایسه با دو گروه دیگر کمتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: اتومیدات و تیوپنتال سدیم به طور مشابه منجر به افزایش مدت زمان تشنج متعاقب ECT شدند. با توجه به کاهش معنیدار مدت ریکاوری در مقایسه با تیوپنتال سدیم، اتومیدات میتواند به عنوان بهترین گزینه دارویی در نظر گرفته شود.
حسین مهدیان، پروین فرزانگی، امین فرزانه حصاری،
دوره 21، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی (non-alcoholic fatty liver disease: NAFLD) یکی از مهمترین اختلالات مزمن کبدی است که احتمالاً با مشکلات قلبی نیز مرتبط است. این مطالعه به منظور تعیین اثر درمان ترکیبی مکمل رزوراترول و ورزش تناوبی بر میزان آپوپتوز سلولهای بافت قلبی موشهای صحرایی نر دچار کبد چرب غیرالکلی به روش تانل انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 35 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار انجام شد. حیوانات به 5 گروه 7 تایی شامل گروه کنترل (سالم) و چهار گروه NAFLD شامل گروه بیمار، گروه دریافت کننده رزوراترول، گروه ورزش تناوبی و گروه رزوراترول توام با ورزش تناوبی تقسیم شدند. میزان آپوپتوز سلولهای بافت قلبی به روش TUNEL بررسی گردید.
یافتهها: گروه بیمار بهطور معنیداری دارای بیشترین میانگین درصد سلولهای آپوپتوز شده قلبی )0.69±24.38%( در مقایسه با سایر گروهها بود (P<0.05). در حالی که گروههای ترکیبی رزوراتول + ورزش تناوبی )0.49±9.02%( و مکمل رزوراتول )0.83±9.47%( دارای کمترین میانگین درصد سلولهای آپوپتوز شده قلبی در مقایسه با گروههای بیمار و صرفاً ورزش تناوبی بودند (P<0.05). تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه رزوراترول + تمرین ورزشی و مکمل رزوراترول مشاهده نگردید. میانگین درصد سلولهای آپوپتوز قلبی در گروه ورزش تناوبی برابر با 0.28±11.39% درصد تعیین شد.
نتیجهگیری: بیماری کبد چرب غیرالکلی بهطور چشمگیری با آپوپتوز سلولهای قلبی همراه است. تجویز مکمل رزوراترول، بهویژه همراه با ورزش تناوبی، بهطور چشمگیری سبب کاهش میزان آپوپتوز سلولهای بافت قلبی میگردد.
الهه قره خانی، ساجده زیبایی، محبوبه رحمتی کوکنده، رامین عطایی، محمد شکرزاده،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: 5-فلورواوراسیل (5-FU) یک داروی شیمیدرمانی رایج در درمان سرطان کولورکتال است. با این حال، سمیت ژنتیکی آن میتواند منجر به آسیب DNA در سلولهای سالم شود. لیکوپن و کوآنزیم Q10 آنتیاکسیدانهای طبیعی هستند که میتوانند اثرات محافظتی در برابر آسیبهای اکسیداتیو داشته باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی لیکوپن به همراه Q10 بر سمیت ژنتیکی 5- فلورواوراسیل بر رده سلولی SW480 (سرطان کولورکتال) و MSC (سلولهای بنیادی مغز استخوان) به روش Comet انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی ردههای سلولی SW480 و MSC تهیه شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک ایران در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی در سال 1402 انجام شد. ردههای سلولی SW480 و MSC با تراکم کشت سلول 104 در معرض تک دوز 5-FU (یک میکرومولار) و غلظتهای مختلف لیکوپن و Q10 (0، 10، 20 و 30 میکرومولار) قرار گرفتند. گروهبندی برای هر رده سلولی هفت گروه شامل گروه کنترل بدون تیمار؛ گروه 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروههای دریافت کننده Q10 با غلظتهای µM 10، 20 و 30 به همراه لیکوپن به ترتیب با غلظتهای µM 10، 20 و 30 به همراه تیمار شده با 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروه دریافت کننده Q10 (µM 30) و گروه دریافت کننده لیکوپن (µM 30) بودند. سمیت سلولی با استفاده از روش MTT و آسیب DNA با استفاده از روش Comet Assay ارزیابی شد.
یافتهها: 5-FU باعث کاهش معنیدار در زندهمانی سلولی و افزایش آسیب DNA شد (P<0.05). لیکوپن و Q10 به تنهایی سمیت سلولی قابل توجهی نداشتند. ترکیب لیکوپن و Q10 با 5-FU باعث افزایش زندهمانی سلولی و کاهش آسیب DNA در مقایسه با گروه تحت درمان با 5-FU به تنهایی شد.
نتیجهگیری: لیکوپن و Q10 اثرات محافظتی قابل توجهی در برابر سمیت ژنتیکی ناشی از 5-FU در ردههای سلولی SW480 و MSC نشان دادند.