11 نتیجه برای جلدی
دکتر وحیده کاظمی نژاد، دکتر محمدرضا محمدی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
انواعی از نواحی خارج جمجمه شامل بینی، احشای مختلف ، پوست، حفره چشم، چشم و بافت های خارج نخاع مستعد مننژیوما توصیف کرده اند. مننژیوم جلدی به طور شایع در پوست سر، نواحی پیشانی یا پاراورتبرال رخ می دهد. ما در این مقاله یک مورد مننژیوم جلدی در ناحیه پیشانی را گزارش می کنیم که با توجه به منابع موجود بسیار نادر می باشد. بیمار ما زن میانسالی بود با توده سمت راست پیشانی از دو سال قبل که در عکس برداری از جمجمه و سی تی اسکن به عمل آمده از بیمار، هیچ ضایعه داخل جمجمه ای دیده نمی شد و فقط گرفتاری استخوان پیشانی به صورت ضخیم شدگی آن وجود داشت. بعد از برداشتن توده به وسیله جراحی و در آزمایش میکروسکوپی نمونه ها، تشخیص هیستوپاتولوژیک، مننژیوم نوع مننگوتلیوماتوس بوده و در مطالعه ایمنوهیستوشیمی، برای پادگان غشای اپی تلیکال واکنش نشان داد. در سیر بالینی، مننژیوم های خارج جمجمه ای به آهستگی بزرگ می شوند و معمولا فقط با برداشتن بهبود می یابند و اما برداشت نا کامل آن می تواند به عود منجر شود؛ چیزی که برای بیمار ما نیز اتفاق افتاد.
دکتر رامین آذرهوش، دکتر محمدحسین تازیکی،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1382 )
چکیده
متاستازهای جلدی کارسینوم حنجره بسیار نادر هستند. ما یک مورد کارسینوم متاستاتیک حنجره را که به شکل آبسه پوستی در ناحیه باسن بیمار تظاهر کرده است، شرح داده ایم. این بیمار 75 ساله مذکر دچار تغییر و گرفتگی تدریجی صدا شده بود و پس از بیوپسی با تشخیص کارسینوم سلول سنگفرشی حنجره مورد عمل جراحی لارنژکتومی و دیسکسیون رادیکال گردنی قرار گرفت. حدود 18 ماه بعد، متوجه ایجاد توده ای گرم و حساس در ناحیه باسن خود می شود که تدریجاً رشد کرده و بزرگ تر می شود و در نهایت از نظر بالینی به شکل یک آبسه جلدی تظاهر می نماید. پس از برداشت جدار آبسه و ارسال نمونه به آزمایشگاه پاتولوژی کارسینوم سلول سنگفرشی متاستاتیک تشخیص داده می شود. بیمار سه ماه پس از آن فوت می نماید. علی رغم نادر بودن کارسینوم متاستاتیک جلدی حنجره بایستی در مورد هر بیماری که به ضایعه جلدی متعاقب کانسر حنجره مبتلا گردیده است، مورد توجه قرار گیرد.
دکتر محسن فکرت، دکتر مریم کاشانیان،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
مقدمه و هدف: عفونت زخم پس از جراحی، یکی از عوارضی است که کیفیت زندگی بیماران را شدیداً متاثر می سازد و شایع ترین عفونت بیمارستانی پس از جراحی گزارش و بنابراین برای پیشگیری از آن راهکارهای متفاوتی مطرح شده است. هدف از این مطالعه، بررسی اثر شستشوی زیر جلد با نرمال سالین بر میزان بروز عفونت زخم در جراحی های شکمی زنان و مامایی بوده است. بیماران و روش ها: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی بود که روی دو گروه 100 نفره از بیمارانی که کاندید جراحی مامایی یا ژنیکولوژیک بوده اند، انجام شد. زخم های آلوده در هر دو گروه حذف شدند. بیماران به صورت تصادفی و یک در میان در گروه شاهد و گروه مورد آزمایش قرار گرفتند. در گروه آزمایش پس از ترمیم فاشیا و خون گیری کامل، زیر جلد با استفاده از 1000 سی سی سرم نرمال سالین شستشو و سپس جدار بسته شد. در حالی که در گروه شاهد بدون شستشوی زیر جلد و پس از خونگیری کامل جدار ترمیم گردید. کلیه بیماران دو گروه از نظر عفونت زخم تا زمان ترمیم کامل مورد پیگیری قرار گرفتند. یافته ها: بیماران دو گروه از نظر سن، شاخص توده بدنی (BMI)، مدت جراحی و نوع عمل (ژنیکولوژیک یا مامایی) تفاوت معنی داری نداشتند. میزان عفونت زخم در گروه مورد آزمایش یک درصد و در گروه شاهد 7 درصد بود که تفاوت معنی داری رااز نظر آماری نشان داد(p<0.05)نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شستشوی زیر جلد با نرمال سالین روشی موثر، ارزان ساده و بی خطر است که می تواند عفونت زخم را کاهش دهد. پیشنهاد می شود که از این روش به ویژه در افرادی که خطر بالایی از نظر عفونت زخم دارند، استفاده شود.
دکتر محمدجواد یزدانپناه، دکتر محمد ابراهیمیراد، دکتر سلیمه خزاعینژاد،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: لیشمانیوز جلدی یکی از بیماری های اندمیک در ایران می باشد. درمان های سیستمیک و موضعی مختلفی برای بیماری استفاده می شود. جستجو برای یافتن روش موثر، ارزان و با حداقل عوارض جانبی برای این بیماری ادامه دارد. برای این منظور تصمیم گرفته شد مقایسه ای بین روش تزریق داخل ضایعه گلوکانتیم و روش کرایوتراپی در درمان لیشمانیوز پوستی پاپولر انجام شود.روش بررسی: در این کار آزمایی بالینی47 بیمار مبتلا به سالک پاپولر مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان قائم (عج) مشهد مورد ارزیابی قرار گرفتند. همه بیماران اسمیر مستقیم مثبت از نظر جسم لیشمن داشتند. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با گلوکانیسم به روش تزریق داخل ضایعه به طور هفتگی و گروه دوم تحت درمان با کرایوتراپی هفته ای یک بار قرار گرفتند که در هر دو گروه دوره درمان5 هفته تکرار شد. هر دو گروه 1.5 ماه پس از آخرین نوبت درمان پیگیری شدند.یافته ها: 38 بیمار مطالعه را کامل نمودند که21 بیماربا 35 ضایعه در گروه تزریق داخل ضایعه گلوکانیسم و 17 بیمار با 36 ضایعه در گروه گلوکانیسم با تزریق داخل ضایعه 37.1 درصد ضایعات و در گروه کرایوتراپی 22.2 درصد ضایعات از نظر بالینی، بهبود کامل یافتند (بهبود 100 درصد ضایعه) که با استفاده از آزمون کای اسکوئر اختلاف آماری معنی داری بین دو روش وجود نداشت.نتیجه گیری:کرایوتراپی در مقایسه با روش تزریق داخل ضایعه گلوکانتیم به همان اندازه موثر و در عین حال ارزان تر و با عوارض جانبی کمتر می باشد.
دکتر سید محمد علوی، دکتر لیلا علوی،
دوره 10، شماره 4 - ( 10-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : درمان لیشمانیوز جلدی با داروهای خوراکی، ارزان، بیضرر و با تحمل بالا به شدت مورد توجه قراردارد. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی آزیترومایسین بر درمان لیشمانیوز جلدی در اهواز انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمائی بالینی تصادفی کنترل شده 28 بیمار مبتلا به لیشمانیوز جلدی (گروه درمان) و 26 بیمار به عنوان گروه شاهد در یک کلینیک تخصصی بیماریهای عفونی و گرمسیری شهر اهواز طی اردیبهشت1385 تا مهر 1386 بررسی شدند. آزیترومایسین بهمقدار 500 میلیگرم یکبار در روز بهمدت 28 روز به بیماران گروه درمان داده شد. در گروه شاهد بیماران دارویی دریافت نکردند. هر دو گروه در روزهای 14 و 28 و ماههای 2و5 از نظر وضعیت زخم پیگیری شدند. دادهها در نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون دقیق فیشر و مجذور کای تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : میانگین سنی بیماران 45/8±26/20 سال و نسبت سنی مذکر به مؤنث 5/1 به 1 بود. نیمی از بیماران ساکن مناطق روستائی بودند. در پایان درمان 13نفر (4/46درصد) از گروه درمان و 4نفر (4/15درصد) از گروه شاهد بهبود یافتند(P<0.02). فقط یک مورد عود در گروه درمان دیده شد، ولی عارضه داروئی جدی و قابل توجهی دیده نشد.
نتیجهگیری:این مطالعه نشان داد که آزیترومایسین در درمان بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی اثرات قابل قبولی دارد و از آن میتوان به عنوان داروی جانشین استفاده نمود.
دکتر سیدمحمد علوی، دکتر محمد ندیمی، دکتر شهرام شکری،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : تشخیص سل نهفته به روش آزمون جلدی توبرکولین (TST) با محدودیتهایی همراه است. اطلاعات کمی در مورد انجام آزمایشات سرولوژی برای تشخیص سل نهفته در افراد آلوده به ویروس نقص ایمنی (HIV) وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین شیوع سل نهفته در بیماران HIV مثبت و مقایسه تشخیصی سنجش آنتیبادی ضدآنتیژنهای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با آزمون جلدی توبرکولین انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 62 بیمار HIV مثبت به روش تصادفی از میان مراجعین یک مرکز ترک اعتیاد در اهواز تحت آزمون TST با ماده PPD 5واحدی و سنجش IgM علیه آنتیژنهای باسیل سل طی سال 1387 قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-15 و آزمون آماری کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از میان 62 فرد مطالعه شده 34نفر (54.8%) ،TST مثبت داشتند؛ در حالی که فقط 6نفر (9.7%) تست IgM مثبت داشتند. سل نهفته در 37 نفر (59.7%) با یکی از دو روش فوق تشخیص داده شد. مطابقت کلی دو تست 45.2% بود که از نظر آماری معنیدار نبود. در افرادی که توسط یکی از دو تست مثبت شده بودند؛ فقط در 4.8% موارد هر دو تست مثبت بودند. عدم مطابقت در 54.8% موارد یافت شد. نتایج مثبت برای دو تست در افرادی که در دو گروه از نظر شمارش CD4 (بیشتر از 200 سلول و کمتر از 200 سلول) قرار داشتند؛ تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شیوع عفونت سل نهفته در بین معتادان تزریقی HIV مثبت در منطقه مورد مطالعه از سایر نقاط دنیا بیشتر است. آزمون جلدی توبرکولین تست مفیدی برای تشخیص سل نهفته در افراد HIV مثبت است و بر سنجش IgM علیه آنتیژنهای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس ارجحیت دارد.
صادق محمدی ازنی، دکتر یاور راثی، دکتر محمدعلی عشاقی، دکتر محمدرضا یعقوبی ارشادی، دکتر مهدی محبعلی، محمدرضا عبایی، فاطمه محترمی، زینب نوکنده، سینا رفیع زاده، قربان محمد خجمی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری لیشمانیوز جلدی از بیماریهای بومی کشور بوده که به دو صورت شهری و روستایی در نیمی از استانهای کشور به عنوان مشکل بهداشتی مطرح است. شناسایی گونه انگل و نوع بیماری اهمیت زیادی برای درمان بیماران و نیز کنترل بیماری دارد. معمولیترین روش تشخیص، تهیه نمونه از زخم و بررسی میکروسکوپیک آن است؛ اما با این روش تعیین گونه انگل امکانپذیر نیست و استفاده از روشهای بیوشیمیایی و مولکولی ضرورت دارد. این مطالعه به منظور تعیین گونه انگل عامل بیماری لیشمانیوز جلدی به روش Nested PCR در شهرستان دامغان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 67 بیمار مبتلا ضایعات پوستی مراجعه کننده به آزمایشگاه مرکز بهداشت شهرستان دامغان در سال 1387 انجام شد. اطلاعات مربوط به افراد در فرم اطلاعاتی ثبت و سپس مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. DNA از لامهای بیماران استخراج شد و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی kinetoplast DNA به روش Nested PCR ارزیابی گردید.
یافتهها : وجود انگل لیشمانیا در 57 بیمار با مشاهده میکروسکوپی محرز گردید. 10بیمار دیگر به سایر بیماریهای پوستی مبتلا بودند. نتایج PCR نشان داد که انگل موجود در زخمهای 57 بیمار، از نوع لیشمانیا ماژور بوده و 10 لام دیگر نیز از نظر وجود انگل لیشمانیا منفی گزارش گردید. 54درصد بیماران مذکر و 46درصد مونث بودند. 72درصد بیماران در مناطق روستایی سکونت داشتند. بیشترین فراوانی در گروه سنی بیش از 25 سال به میزان 50.9% مشاهده شد. بیشترین فراوانی زخمها در دستها (44.7%) مشاهده گردید. 47.4% بیماران یک زخم و 52.6% دو زخم یا بیشتر داشتند. بیشترین میزان شیوع بیماری در مهر ماه (31.6%) تعیین شد.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که بیماری لیشمانیوز جلدی از نوع مرطوب در این منطقه شایع است و روش Nested PCR برای تعیین گونه انگل لیشمانیا، روشی حساس و دقیق میباشد.
دکتر عبدالصمد مظلومی گاوگانی، ناصح ملکی راواسان، فاطمه مظلومی گاوگانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : اپیدمیولوژی لیشمانیازیس احشایی انعکاسی از نحوه ترکیب و برهمکنش انگل- ناقل- میزبان و شرایط محیطی میباشد. بنابراین تجزیه و تحلیل توأم عوامل مرتبط با سیکل بیماری، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و عوامل خطر محیطی به فهم بهتر فعل و انفعال بین این عوامل و پیشآگاهی از افزایش خطر عفونت و بیماری و در نهایت به جهتگیری کنترل و درمان بیماری کمک مینماید. این مطالعه به منظور تعیین نقش زندگی عشایری و غیرعشایری در انتقال لیشمانیازیس احشایی در شمال غرب ایران انجام گردید.
روش بررسی : در این مطالعه مورد شاهدی ابتدا میزان شیوع کالاآزار به کمک تست آگلوتیناسیون مستقیم (Direct agglutination tes: DAT) و تست جلدی لیشمانین (Montenegro skin test: MST) در کل افراد روستاهای انتخاب شده در منطقه شمال غرب ایران و در مسیر روستاهای ییلاق- قشلاق عشایر ایل شاهسون و تست آگلوتیناسیون مستقیم در سگهای همان روستاها طی سال 1385 تعیین شد. یکسال بعد، از افراد با DAT منفی خونگیری و مجدداً DAT انجام و میزان سروکانورژن مثبت محاسبه گردید. در نهایت با استفاده از مطالعات سیستم اطلاعات جغرافیایی (Geographical Information System: GIS)، وقوع لیشمانیازیس احشایی در ارتباط با عوامل خطر تراکم و وفور سگها و نیز نوع زندگی عشایری- غیرعشایری با استفاده از آزمون آماری Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها : هر دو تست جلدی لیشمانین و آگلوتیناسیون مستقیم، در روستاهای عشایری نسبت به روستاهای غیرعشایری اختلاف آماری معنیداری داشت (P<0.05). میزانهای شیوع، سروپوزیتیویته و سروکانورژن بیماری کالاآزار در نحوه زندگی عشایری به ترتیب 5.5% ، 2.7% و 2.5% بالاتر از نحوه زندگی غیرعشایری تعیین گردید. مطالعات سیستم اطلاعات جغرافیایی و نقشههای الکترونیکی تهیه شده نیز حاکی از شدت آندمی و میزان بالای عفونت و بیماری در مناطق عشایری نسبت به مناطق غیرعشایری بود. همچنین توزیع عمومی بیماری در ارتباط با عوامل محیطی ارتفاع، درجه حرارت و بارندگی، همبستگی منفی نشان داد.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شیوه زندگی عشایری به علت ارتباط نزدیک عشایر با سگها، ورود عشایر و سگهایشان به سیکل وحشی بیماری و جابجاییهای انجام شده در ییلاق – قشلاق، میتواند عامل خطری در انتقال لیشمانیازیس احشایی باشد.
احمد بقائی، پرویز پرویزی، عارف امیرخانی، محمدرضا هنرور، فرهاد بدیعی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : لیشمانیوز جلدی روستایی یک بیماری انگلی تکیاختهای مشترک بین انسان و حیوان است که به عنوان یک معضل بهداشتی در بسیاری از کشورها و نیز ایران مطرح است. عامل بیماری لیشمانیا میجر، ناقل اصلی آن فلبوتوموس پاپاتاسی و مهمترین مخزن، رومبومیس اپیموس میباشد. انسان مخزن اتفاقی لیشمانیوز جلدی روستایی است. این مطالعه به منظور تعیین هویت انگل لیشمانیا با تشخیص میکروسکوپی و مولکولی و هدف قرار دادن ژن ITS-rDNA در شرق استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 121 فرد مشکوک به بیماری لیشمانیوز جلدی روستایی در شهرستانهای گنبد و مراوهتپه در شرق استان گلستان در سالهای 89-1388 انجام شد. از ضایعات نمونهبرداری مستقیم صورت گرفت و پس از رنگآمیزی با گیمسا مشاهده میکروسکوپی بهعمل آمد. از گسترشها DNA استخراج و ژن ITS-rDNA با استفاده از PCR تکثیر یافت. موارد مثبت لیشمانیا با استفاده از آنزیم BsuRI به روش RFLP تعیین گونه شد و با تعیین توالی و استفاده از نرمافزارهای مولکولی گونه لیشمانیا تایید شد. یافتهها : از کل 121 فرد مشکوک به بیماری لیشمانیوز جلدی روستایی، 113 نفر با مشاهدات میکروسکوپی و 92 نفر با روش مولکولی به انگل لیشمانیا آلوده تشخیص داده شدند. موارد مثبت PCR با استفاده از روش RFLP تعیین گونه و 90 مورد لیشمانیا میجر تشخیص داده شد. برای تأیید نهایی 8 مورد لیشمانیا میجر تعیین توالی گردید و مجدداً مورد تأیید قرار گرفت. در 2مورد از موارد مثبت که توالی نامشخص بود؛ گونه لیشمانیا مشخص نشد. نتیجهگیری : با مقایسه نتایج تعیین توالی انگل لیشمانیا در این مطالعه با موارد ثبت شده در بانک جهانی ژن، لیشمانیا میجر بهطور قطع در انسان در منطقه مورد تایید قرار گرفت. با توجه به گزارشهای مربوط به دیگر گونههای لیشمانیا در ناقلین و مخازن، این گونهها در این مطالعه در انسان یافت نگردید. هرچند دو مورد غیر لیشمانیا میجر میتواند نشانی از آلودگی همزمان بیش از یک گونه لیشمانیا در انسان در منطقه باشد؛ اما با روشهای بهکار رفته در این مطالعه آلودگی همزمان دو لیشمانیا در یک فرد قابل تفکیک نبود.
ایوب صوفیزاده، آقاویلی فرجیفر، مرضیه چرابین، فرهاد بدیعی، منیره چرابین، جلال سارلی، محمود یاپنگ غراوی، احمد مهراوران،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : لیشمانیوز جلدی یکی از بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان است که بهوسیله گونههای مختلف پشهخاکی منتقل شده و یکی از مهمترین معضلات بهداشتی در ایران است. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت اپیدمیولوژیک لیشمانیوز جلدی در شهرستان گنبدکاووس انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشتهنگر روی دو گروه شامل 1799 بیمار (995 نفر مذکر و 804 نفر مؤنث) مبتلا به لیشمانیوز جلدی مراجعه کننده به مراکز بهداشتی - درمانی شهرستان گنبدکاووس در سالهای 89-1388 و 100 خانوار با جمعیتی معادل 549 نفر (278 نفر مذکر و 271 نفر مؤنث) از جمعیت یک روستا به روش تصادفی با انتخاب از یکی از روستاهای شهرستان گنبد کاووس برای بررسی وضعیت زخم حاد و اسکار در بهمن ماه 1389 انجام شد. اطلاعات مربوط به بیماران شامل سن، جنس، محل سکونت، تعداد و محل زخم، ماه و سال بروز و تشخیص بیماری ثبت شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-13 و آزمون Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : از 1799 بیمار مورد مطالعه 55.3% مذکر و 44.7% مؤنث بودند (P<0.05). 85.7% ساکن روستا و 14.3% ساکن شهر بودند (P<0.05). بیشترین فراوانی بیماری در گروه سنی 9-0 سال (41.2%) بود (P<0.05) و بیشترین ضایعات (42.3%) روی دست بود. 37.9% مبتلایان یک زخم داشتند. بالاترین میزان بروز بیماری (45.6%) در ماه مهر اتفاق افتاده بود. در 100 خانوار بررسی شده (50.6% مذکر و 49.4% درصد مؤنث) 22 نفر (4 درصد) زخم حاد و 432 نفر (78.6%) اسکار بیماری لیشمانیوز جلدی داشتند. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده بومی شدن بیماری لیشمانیوز جلدی شهرستان گنبدکاووس در سال 1389 است. همچنین وضعیت اندمیسیته بیماری در این منطقه به حالت هیپواندمیک است.
احسان الله کلته، ایوب صوفی زاده، عبدالحلیم یاپنگ غراوی، قربان محمد ازبکی، حمیدرضا کمالی نیا، علی باقری، جلال سارلی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری لیشمانیوز یکی از مهمترین بیماریهای ناقلزاد است که توسط پشه خاکیها به انسان و دیگر حیوانات منتقل میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر کنترل جوندگان صحرایی در کاهش لیشمانیوز جلدی نوع روستایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی، عملیات کنترل جوندگان با استفاده از سم فسفردوزنگ 2.5% در ماههای اردیبهشت، تیر و شهریور سال 1395 در 45 روستای شهرستان گنبدکاووس استان گلستان انجام گردید. مراحل اجرای عملیات در هر یک از روستاها امتیازبندی شد. به طوری که به هر یک از مراحل لانهکوبی (یک مرحله) و طعمهگذاری (سه مرحله) 25 امتیاز در نظر گرفته شد. بروز بیماری گزارش شده در هر یک از روستاها نیز استخراج شد. در نهایت ارتباط بین امتیاز جوندهکشی در هر یک از روستاها با بروز بیماری مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: لانههای فعال جوندگان در اطراف 45 روستا وجود داشت. پس از اتمام عملیات کنترل جوندگان، هفده روستا امتیاز صفر تا 25، هشت روستا امتیاز 26 تا 50، شانزده روستا امتیاز 51 تا 75 و چهار روستا امتیاز 76 تا 100 را کسب کردند. میانگین میزان بروز بیماری در این روستاها به ترتیب 3466.9±2473.5، 2828±1929.1، 4515.4±3478.4 و 636.3±546.6 تعیین شد. بین اجرای عملیات جوندهکشی و بروز بیماری سالک ارتباط آماری معنیدار یافت شد. بهطوری که بروز بیماری در روستاهای دارای امتیاز جوندهکشی 76 تا 100 نسبت به روستاهای دارای امتیاز 51 تا 75 و 26 تا 50 کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: با توجه به کاهش بروز بیماری لشمانیوز جلدی در روستاهای با امتیاز بالای جوندهکشی در شهرستان گنبدکاووس، اجرای عملیات کنترل جوندگان صحرایی به صورت اصولی ضروری بهنظر میرسد.