17 نتیجه برای تغذیه
غلامرضا وقاری،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1378 )
چکیده
این بررسی با هدف تعیین الگوی رشد جسمی کودکان فارسی زبان (بومی) روستاهای شهرستان گرگان و روی 491 کودک در 20 روستا که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند، صورت پذیرفته است. برای مقایسه، از اندازه های قد و وزن استاندارد NCHS استفاده شده است. نتایج بررسی نشان داد که در تمامی گروه های سنی، قد و وزن کودکان تحت بررسی پایین تر از استاندارد NCHS می باشد. تاخیر رشد قدی بیشتر از تاخیر رشد وزنی به چشم می خورد. تاخیر رشد قدی در تمامی سنین بطور یکنواخت دیده می شود ولی تاخیر رشد وزنی در سال های اولیه زندگی اندک و با افزایش سن بیشتر می شود. در مجموع بعد از دوره شیرخوارگی میزان شیوع سوء تغذیه افزایش می یابد.
دکتر محمد حسن ترابی نژاد، دکتر علی اصغر وحیدی، دکتر علیرضا رئیس زاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
اسهال و سوء تغذیه از مشکلات بهداشتی اصلی جوامع بشری علی الخصوص کشورهای در حال توسعه به شمار می آیند. مطالعات متعددی پیرامون رابطه سوء تغذیه به عنوان یک عامل مساعد کننده و افزایش شیوع اسهال حاد انجام شده ولی به نتیجه واحدی نرسیده اند. در این پژوهش ما در یک مطالعه مقطعی با گروه شاهد، 398 شیرخوار سنین 24-1 ماه را که به علت اسهال حاد به واحد آموزش بیماران اسهالی (DTU) بیمارستان شماره یک شهر کرمان مراجعه کرده بودند مورد بررسی قرار دادیم. بعد از اصلاح کم آبی این شیرخواران، وزن و قد آنها اندازه گیری و پس از تجزیه و تحلیل آماری، شاخص های رشدی قد و وزن آنها با گروه های شاهد همسن خودشان مقایسه شد. این مطالعه نشان داد که از بیماران مبتلا به اسهال حاد بر اساس معیار گومز، 3.2 درصد، به سو تغذیه شدید، 14.8 درصد به سوء تغذیه متوسط، 48.8 درصد به سوء تغذیه خفیف مبتلا و 33.2 درصد نیز فاقد سوء تغذیه بودند. در گروه شاهد نیز 0.5 درصد واجد سوء تغذیه شدید، 2.2 درصد دارای سو تغذیه متوسط، 32.4 درصد مبتلا به سوء تغذیه خفیف و 64.8 درصد نیز طبیعی بودند. با توجه به میانگین نسبت «وزن به سن» و «وزن به قد»، اسهال حاد در بیماران مبتلا به سو تغذیه از شیوع بیشتری برخوردار است. برای شیرخواران مبتلا به اسهال حاد در مقایسه با شیرخواران سالم، «شیر مادر» درصد کمتری از غذای اصلی را تشکیل می داد و مدت زمان کمتری با شیر مادر تغذیه شده بودند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که سو تغذیه و کاهش شاخص های رشد وزنی احتمالا یکی از عوامل مهم مساعد کننده اسهال حاد می باشند و این توجه بیشتر پزشکان به تشخیص هر چه زودتر سوء تغذیه (به خصوص موارد متوسط و خفیف) و اقدام برای برطرف کردن آن را می طلبد تا بدین وسیله بتوان گام موثری در جهت کاهش اسهال و عوارض حاصل از آن برداشت.
کبری خاجوی شجاعی، دکتر سوسن پارسای، نادر فلاح،
دوره 3، شماره 2 - ( 7-1380 )
چکیده
بزرگ ترین فشار فیزیولوژیکی در طول زندگی زنان، هنگام بارداری ایجاد می شود که مهم ترین تغییر را در وضعیت زیستی آنان پدید می آورد. این فشار فیزیولوژی ناشی از نیاز جنین است. به همین علت نیاز زن حامله به انرژی و مواد مغذی در مقاسه با زنان معمولی افزایش می یابد. امروزه، ثابت شده است آموزش مداوم تغذیه و بالا بردن آگاهی زنان در کنار دادن غذاهای اضافی برای مادرهای فقیر به بهبود سلامت مادر و بچه کمک می کند. این پژوهش به منظور تعیین میزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان باردار شهر تهران در مورد تغذیه دوران بارداری انجام شده است. تعداد نمونه ها با توجه به میزان کم وزنی هنگام تولد و همچنین مطالعه راهنما، 315 نفر برآورد شد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و با مراجعه به 10 بیمارستان واقع در 5 نقطه شهر تهران انتخاب شدند. اطلاعات به وسیله پژوهشگر و با مصاحبه در پرسشنامه جمع آوری شد. این پژوهش نشان داد که 60 درصد از زنان مورد بررسی نسبت به تغذیه دوران بارداری آگاهی پایین داشتند و 10.5 درصد زنان از آگاهی خوبی نسبت به تغذیه دوران بارداری برخوردار بودند. در بخش نگرش این پژوهش، نشان داده شد که اکثر زنان باردار به تغییر رژیم غذایی در دوران بارداری اعتقاد داشتند(71.4 درصد). همچنین 87.6 درصد زنان به خوردن لبنیات در دوران بارداری اعتقاد داشتند ولی 69.8 درصد به خوردن قرص آهن اعتقاد نداشتند و خوردن غذاهای آهن دار را کافی می دانستند. به علاوه بین میزان تحصیلات زنان در مورد مطالعه و نگرش آنها درباره لزوم مصرف قرص آهن در زمان بارداری رابطه معنی داری نشان داده شده است(0.0001 ?P ). با توجه به یافته های پژوهش به نظر می رسد آگاهی زنان باردار در مورد تغذیه دوران باردای کافی نیست و در نتیجه عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار داده است .بنابراین نیاز به آموزش تغذیه در دوران بارداری به وسیله کادر پزشکی لازم و ضروری است.
محمدجواد کبیر، دکتر عباسعلی کشتکار، فرهاد لشکربلوکی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی برآورد می کند که حدود 27 درصد از کودکان کمتر از 5 سال کم وزن هستند. این مطالعه با هدف ارزیابی شاخص های تن سنجی (کم وزنی، لاغری و کوتاه قدی) کودکان کمتر از 2 سال استان گلستان و ارتباط این شاخص ها با برخی از متغیرهای زمینه ای خانوارها انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 82 روی 1473 کودک صفر تا 24 ماهه ساکن مناطق شهری و روستایی استان گلستان به روش نمونه گیری خوشه ای انجام شد. علاوه بر اندازه گیری وزن و قد کودکان مورد بررسی، اطلاعات زمینه ای مادران آنها نیز از طریق پرسشنامه ساختار یافته ای جمع آوری گردید. به منظور تحلیل داده های مطالعه از آزمون های کای دو معمولی و کای دو روند و رگرسیون لجستیک استفاده گردید.یافته ها: شیوع کم وزنی (خفیف تا شدید) در کودکان مورد بررسی 21.4 درصد (23.6-19.3)، لاغری 16.5 درصد (18.5-14.7) و کوتاه قدی 31.4 درصد (33.8-29.1) بود. بیشترین شکاف بین شیوع سوءتغذیه در دو جنس در کوتاه قدی دیده می شود (پسران 14.3 درصد و دختران 7.2 درصد)، که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (0.05>P). شیوع کم وزنی، لاغری و کوتاه قدی با بالا رفتن سن کودکان افزایش نشان داد. مادران بی سواد 2.8 برابر مادران دیپلم و بالاتر دارای کودک زیر دو سال کم وزن بودند (فاصله اطمینان 95 درصد، نسبت شانس تطبیق داده شده 7-1.1). مادران بی سواد نیز حدود 1.5 برابر مادران دیپلمه یا بالاتر از دیپلم کودک لاغر داشتند که این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (فاصله اطمینان 95درصد، نسبت شانس 4.3-0.5).نتیجه گیری: هر چند شیوع کم وزنی و لاغری متوسط و شدید در کودکان کمتر از دو سال استان نسبت به مطالعه ANIS در سال 1377 افزایش پیدا نموده است، لیکن در مورد کوتاه قدی این افزایش دیده نشد. به نظر می رسد بی سوادی و کم سوادی مادران به عنوان عوامل خطر عمده کم وزنی و کوتاه قدی مطرح می باشد.
دکتر شاهرخ یوسف زاده چابک، سکینه شب بیدار، دکتر انوش دهنادی مقدم، دکتر معصومه احمدی دافچاهی،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1386 )
چکیده
زمینه و هدف : حمایت تغذیهای فرایندی حیاتی برای بیماران دچار ترومای سر است. هدف این مطالعه بررسی عملکرد روزانه تغذیه از راه روده و ورید در بیماران دچار آسیب سر بستری در بخش ICU جراحی اعصاب بیمارستان پورسینا رشت بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی روی 115 بیمار دچار آسیب سر بستری در بخش ICU جراحی اعصاب بیمارستان پورسینا رشت طی سال 1384 که حداقل 48 ساعت تغذیه از راه روده میگرفتند، انجام شد. اطلاعات تغذیهای شامل شمار بیمارانی که تغذیه از راه روده میگرفتند، زمان آغاز حمایت تغذیهای و مقدار شروع تغذیه از راه روده بود. پیامدهای کلینیکی شامل مدت زمان بستری در بخش ICU و بیمارستان، تعداد روزهای وابستگی به تغذیه مکانیکی و میزان مرگ و میر بیماران بود. دادهها به صورت درصد و یا انحراف معیار±میانگین نشان داده شد. آزمون تی زوج برای آنالیز و مقایسه انرژی و درشت مغذیهای دریافتی و مورد نیاز بیماران استفاده شد.
یافتهها : میانگین سنی بیماران 7/5±22/41 بود. 84درصد بیماران تغذیه از راه روده داشتند. زمان و مقدار شروع تغذیه از راه روده به ترتیب 1±6/4 روز و 83/27±79/52 میلیلیتر در ساعت بود. مدت زمان وابستگی به تهویه مکانیکی 4/13±12 روز، مدت زمان بستری در ICU 3/18±96/18 روز، مدت زمان بستری در بیمارستان 84/19±47/24 روز بود. میزان مرگ و میر در 6 ماه 48 درصد بود. میزان انرژی، درشت مغذیهای دریافتی کربوهیدرات، چربی و پروتئین بیماران در مقایسه با میزان مورد نیاز تفاوتهای مشخص آماری داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: فرایند اجرای حمایت تغذیهای در بیماران دچار آسیب سر نامطلوب میباشد. پیامدهای کلینیکی میبایست با اجرای پروتکلهای استاندارد در بخش ICU بهبود یابد.
دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر شهریار سمنانی، دکتر غلامرضا روشندل، دکتر مریم ابومردانی، دکتر نفیسه عبدالهی، دکتر سیما بشارت، دکتر عبدالوهاب مرادی، خدابردی کلوی، صبا بشارت، هانیه سادات میرکریمی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان کولورکتال سومین بدخیمی شایع در دنیا محسوب میشود. امروزه ارتباط نزدیکی بین سرطان کولورکتال و بعضی عادات فردی نظیر شیوه زندگی و رفتارهای تغذیهای مشخص شده است. این مطالعه به منظور تعیین رابطه شاخصهای تغذیهای و ابتلاء به سرطان کولورکتال در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 47 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال که بیماری آنان در سالهای 84-1383 تشخیص داده شده بود و 47 فرد سالم در استان گلستان در سال 1385 انجام شد. برای هر یک از افراد مورد مطالعه پرسشنامهای حاوی اطلاعات دموگرافیک و تغذیهای (FFQ) تکمیل شد. برای مقایسه نسبتها از آزمون کایاسکوئر استفاده شد.
یافتهها : در هر یک از دو گروه 4/40درصد افراد زن و 6/59درصد مرد بودند. انحراف معیار و میانگین سن گروه مورد و شاهد به ترتیب 52.4±13.4 و 52.1±13.1 سال بود. میزان انرژی مصرفی تام بیشتر از 5/1837 کیلوکالری در روز با بروز سرطان کولورکتال ارتباط معنیداری داشت (OR=3.8 95% CI: 1.2-11.3) . میزان ابتلاء به سرطان کولورکتال در افرادی که روش پخت غذا در اغلب آنها سرخ کردن بود؛ بیش از سایر گروهها دیده شد (OR=3 95% CI: 0.8-11.1). مصرف چربی در مقادیر بالاتر از 5/118 گرم در روز خطر ابتلاء به سرطان کولورکتال را 5/6 برابر نسبت به سایر الگوهای مصرف چربی افزایش داد (95% CI: 1.5-28.8). بین مصرف سبزیجات و ابتلاء به سرطان کولورکتال ارتباط معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که افزایش انرژی مصرفی تام، چربی بالا و پخت به روش سرخ کردن، نقش موثری را در ابتلاء به سرطان کولورکتال در این منطقه دارد.
سمیه حسینپور نیازی، زهرا نادری، نسرین حسینپور نیازی، مریم دلشاد، دکتر پروین میرمیران، دکتر فریدون عزیزی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : سوءتغذیه شامل طیف گستردهای از شرایط تغذیهای مختلف نظیر اضافه وزن یا کاهش وزن، کمبود مواد مغذی خاص مانند پروتئین، ویتامین و مواد معدنی است. سوءتغذیه در بیمارستان سبب افزایش مرگ و میر میشود. این مطالعه به منظور تعیین شیوع سوءتغذیه در بیماران بستری در بیمارستان آیت اله طالقانی تهران انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 446 بیمار (217 مرد و 229 زن) بستری از نظر شاخصهای تنسنجی در بیمارستان آیتالهطالقانی تهران از مرداد تا پایان دی ماه سال 1384 ارزیابی شدند. شاخص توده بدنی (BMI) یا ضخامت چربی زیرپوستی (TSF) یا محیط عضله وسط بازو (MAMC) در شش ماه گذشته تعیین و افراد براساس این معیارها در سه گروه سوء تغذیه خفیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-15 و آزمونهای آماری کایاسکوئر و t-test تجزیه و تحلیل شدند. نسبت شانس با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک تعیین شد. یافتهها : شیوع سوءتغذیه در این مطالعه به طور کلی 52 درصد تعیین گردید. شیوع سوءتغذیه به صورت خفیف، متوسط و شدید به ترتیب 14 درصد، 10 درصد و 28درصد تعیین شد. بیشترین شیوع سوءتغذیه کل در بخش گوارش (64 درصد)، بیماران مرد (52.2 درصد)، گروه سنی 29-18سال (71.4 درصد) و افراد با تحصیلات راهنمایی و دبیرستان (67.4 درصد) بود. شیوع TSF، MAC و MAMC کمتر از صدک 5 درصد در گروه سوءتغذیه بهطور معنیداری بیش از گروه تغذیه مناسب بود (P<0.005). افزایش هر واحد نمایه توده بدن احتمال سوءتغذیه را 17 درصد کاهش داد. نسبت شانس سوءتغذیه در بیماران با یک یا بیش از یک مشکل گوارشی 64 درصد بیشتر از بیماران بدون مشکل گوارشی بود. همچنین نسبت شانس سوءتغذیه در بیماران با دو یا بیش از دو بار بستری در بیمارستان طی 6 ماه گذشته، 2.1 برابر نسبت به عدم بستری در بیمارستان تعیین شد. نسبت شانس تعداد دفعات بستری بیش از یک بار در افراد با MAC کمتر از صدک 5 درصد، 1.64 برابر در مقایسه با صدک 50-7 درصد حاصل شد. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که سوءتغذیه در بیماران بستری در بیمارستان آیت اله طالقانی تهران (52 درصد) در مقایسه با بیمارستانهای دیگر و یا سایر کشورها در سال 1384 بالاتر بود. نمایه توده بدن، مشکلات گوارشی و تعداد دفعات بستری در بیمارستان با سوءتغذیه ارتباط داشت.
فرانک صفدری ده چشمه، تهمینه صالحیان، مهدی صفری، نسرین اکبری، فاطمه دریس، محبوبه نوربخشیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : اعمال جراحی شکمی و از جمله جراحیهای ژنیکولوژیک در بیماران سبب اختلال در حرکات معدی رودهای میشود. تغذیه زودرس و حرکت بیمار از مداخلات غیردارویی هستند که ممکن است در برگشت حرکات روده مفید واقع گردند. شروع زودرس تغذیه پس از سزارین هنوز بهطور روتین در بیمارستانها اجرا نمیشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مایع درمانی خوراکی زودرس بر بازگشت عملکرد روده و رضایتمندی زنان نخستزا پس از عمل سزارین انتخابی تحت بیهوشی عمومی انجام شد. روش بررسی : این کار آزمایی بالینی روی 120 زن نخستزا پس از سزارین انتخابی تحت بیهوشی عمومی در بیمارستان هاجر شهرکرد طی ششماه اول سال 1387 انجام شد. زنان به صورت تصادفی در دو گروه 60 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله تغذیه زودرس با مایعات شفاف 4 ساعت بعد از عمل، بدون در نظر گرفتن صدای روده و تغذیه جامد پس از سمع صدای روده انجام شد. تغذیه گروه کنترل 12 ساعت بعد از عمل با مایعات آغاز و در صورت تحمل، رژیم نرم و در وعده بعدی غذای معمولی دریافت نمودند. برگشت حرکات روده، زمان شروع حرکت بیمار، رضایتمندی و ترخیص از بیمارستان و عوارض در دو گروه با هم مقایسه گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-15 و آزمونهای آماری کایاسکوئر، تی تست، آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : میانگین فاصله زمانی سمع صدای روده (1.38±9.5 ساعت در برابر 2.5±12.5)، دفع گاز (3.61±15.7 در برابر 4.1±22.4 ساعت)، زمان احساس حرکات روده (1.99±10.8 در برابر 3.4±15.7 ساعت) و دفع مدفوع (3.65±18.9 در برابر 4.8±23.4 ساعت) در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به صورت معنیداری کوتاهتر بود (P<0.05). راهرفتن و پایین آمدن از تخت در گروه مداخله (14.1 ساعت) زودتر از گروه کنترل (18.8ساعت) بود (P<0.05). رضایتمندی گروه مداخله به طور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که تغذیه زودرس مایعات بعد از عمل سزارین انتخابی در مقایسه با روش معمول با برگشت سریعتر حرکات رودهای، تحرک سریعتر فرد و افزایش رضایتمندی همراه است.
صفا آریان نژاد، سکینه محمدیان، حمیرا خدام، کاوه یثربی،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : سوءتغذیه از جدیترین اختلالات تغذیهای در دوران کودکی به حساب میآید. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی سوءتغذیه و ارتباط آن با سطح سرمی آهن، روی، منیزیم و کلسیم در کودکان 6 الی 36 ماهه انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد – شاهدی براساس چارت CDC 166 کودک در گروه شاهد (بدون سوءتغذیه) و 151 کودک در گروه مورد (دارای سوءتغذیه) قرار گرفتند. سپس سطح سرمی آهن، روی، منیزیم، کلسیم و شاخص توده بدنی برای هر کودک تعیین گردید. یافتهها : از 151 کودک دارای سوءتغذیه، 128 نفر (84.76%) دچار سوءتغذیه خفیف و 23 نفر (15.23%) دچار سوءتغذیه متوسط بودند و هیچ موردی از سوءتغذیه شدید مشاهده نشد. میزان منیزیم و روی سرم در گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد بهطور غیرمعنیداری پایین و میزان کلسیم و آهن سرم بهطور غیرمعنیداری بالاتر بود. شاخص توده بدنی در گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری نشان داد و با سوءتغذیه ارتباط داشت (CI 95%: 0.38-0.59, OR: 0.47, P<0.0001). نتیجهگیری : سوءتغذیه در کودکان 6 الی 36 ماهه با مقادیر سرمی روی، منیزیم، آهن و کلسیم مرتبط نبود؛ ولی کودکان دارای سوءتغذیه شاخص توده بدنی کمتری داشتند.
سعید امیرخانلو، رامین مقصودلو نژاد، سمیرا عشقی نیا،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : سوءتغذیه، مشکل عمده سلامت در بیماران مبتلا به مراحل انتهایی نارسایی کلیه است که سبب افزایش عوارض و مرگ و میر میشود. تشخیص زودهنگام سوءتغذیه برای شروع حمایتهای تغذیهای نقش مهمی در بقای این بیماران دارد. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت تغذیهای بیماران همودیالیزی به روش ارزیابی جامع ذهنی (Modified Subject Global Assessmen: mSGA) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 116 بیمار همودیالیزی مراجعه کننده به بخش دیالیز مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان در سال 1392 با توجه به امتیاز کسب شده در روش ارزیابی جامع ذهنی در سه گروه طبیعی، سوءتغذیه خفیف تا متوسط و سوءتغذیه شدید ارزیابی شدند. مقادیر آنتروپومتریک و بیوشیمیایی بیماران تعیین و ارتباط آن با وضعیت تغذیه تعیین گردید. یافتهها : 29.66% بیماران دارای وضعیت تغذیهای طبیعی، 68.82% دارای سوءتغذیه خفیف تا متوسط و 0.9% دارای سوءتغذیه شدید بودند. شاخصهای آلبومین سرم، وزن، نمایه توده بدن و دور بازو رابطه آماری معنیدار معکوس و شاخصهای سن و تعداد ماههای انجام دیالیز رابطه آماری معنیدار مستقیمی با سوءتغذیه نشان دادند (P<0.05). میزان اوره، کراتینین و تعداد گلبولهای سفید با وضعیت تغذیهای بیماران ارتباط آماری معنیداری نداشت. نتیجهگیری: گرچه در جامعه مورد مطالعه ما شیوع سوء تغذیه نسبت به برخی مطالعات داخل و یا خارج از کشور کمتر مشاهده شد؛ ولی شیوع بالای سوء تغذیه، لزوم ارزیابیهای دورهای و مداخلات تغذیهای را در این بیماران کاملاً توجیه میکند.
نویسا سادات سیدقاسمی، مینا دازی، بهاره نیکراد، حسن خورشا، محمدرضا هنرور،
دوره 23، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان بروز سل در گلستان 26.7 و در گنبد 24 در صد هزار نفر است. کمبود دریافت انرژی و مواد مغذی از دلایل افزایش خطر سل هستند. سوء تغذیه یک عامل مهم مرگ و میر بالا در جمعیت مسلول است. با کاهش سطح پروتئینهای احشایی، شاخصهای تن سنجی و ریز مغذیها، خطر مرگ و میر افزایش مییابد. این مطالعه به منظور ارزیابی وضعیت تغذیه بیماران مسلول شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 48 بیمار با میانگین سنی 20±57 سال مبتلا به سل شهرستان گنبد کاووس در سال 1393 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سابقه ابتلا به بیماری سل، نمایه توده بدنی، آلبومین، هموگلوبین، پروتئین توتال، شمارش سلولهای خونی و مقدار دریافت مواد غذایی ثبت گردید.
یافتهها: زنان 58 درصد و روستاییان 52 درصد را شامل شدند. بین نمایه توده بدنی و سابقه قبلی ابتلا به سل در بیماران با شدتهای متفاوت بیماری اختلاف آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). تفاوت توزیع شدت کمخونی در بین بیماران با شدتهای مختلف بیماری، از لحاظ آماری معنیدار نبود. بین دو گروه جنسی، اختلاف معنیدار آماری از لحاظ توزیع شدت بیماری مشاهده نشد. متغیر سن حتی در حضور سایر متغیرها، اثر معنیداری بر شدت بیماری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: با افزایش سن شدت بیماری افزایش مییابد. با افزایش شدت بیماری، نمایه توده بدنی بیماران کاهش و شدت سوءتغذیه و کمخونی افزایش مییابد. لذا بیماران مسلول به حمایت تغذیهای نیاز دارند.
امراله شریفی، علیرضا علاقی، محمدرضا هنرور، علیرضا حیدری،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اقدامات مهم در وقوع بحران و بعد از آن، مدیریت تغذیه مردم آسیب دیده است. بحران سیل و آبگرفتگی شهرها و روستاهای حاشیه گرگانرود استان گلستان در ابتدای سال 1398 اتفاق افتاد. این مطالعه به منظور تبیین چالشهای مدیریت تغذیه در بحران سیل استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کیفی، ۳۱ نفر از مردم سیل زده، مدیران و کارشناسان شهری و استانی دخیل در مدیریت بحران به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. دادهها با استفاده از راهنمای مصاحبه و به روش مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته جمعآوری شد. دادهها پس از ضبط و پیادهسازی، به روش تحلیل محتوی و با استفاده از نرم افزار Atlas.ti 8.3 آنالیز شدند.
یافتهها: چالشهای مدیریتی تغذیه در بحران سیل شامل برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل و ارزیابی بودند. چالشهای اجرایی و عملکردی مدیریت تغذیه در بحران سیل شامل تهیه غذا، توزیع غذا و نظارت تعیین شدند. سایر چالشها شامل چالشهای سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی و زیست محیطی بودند.
نتیجهگیری: اکثر پاسخگویان بر بی نظمی و آشفتگی مدیریت تغذیه در بحران سیل تاکید داشتند و آن را ناشی از چالشهای مدیریتی، اجرایی و عملکردی، سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی میدانستند.
احمدرضا یوسف پور دهاقانی، فرهاد پاشازاده، مرتضی ناجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: داشتن رژیم غذایی مناسب حائز اهمیت زیادی است. تعداد زیادی از عوامل خطرساز در بروز بیماریهای قلبی - عروقی موثرند که با تغییر آنها میتوان از بروز این بیماری کاست. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط میزان دانش تغذیهای و سطح فعالیت بدنی با شیوع سندرم متابولیک و برخی از عوامل خطر قلبی - عروقی در یک واحد نظامی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 97 نظامی ورزشکار و غیرورزشکار انجام شد. پرسشنامه دانش تغذیهای استاندارد Wardle و Parmenter سال 1999 و پرسشنامه فعالیت بدنی Baecke (Baecke Physical Activity Questionnaire) تکمیل شد. نمره آمادگی جسمانی آزمودنیها و شاخصهای پیکری اندازهگیری شد. شیوع سندرم متابولیک بر اساس معیارهای ATP III بازنگری شده و IDF محاسبه شد.
یافتهها: میانگین میزان دانش تغذیهای آزمودنیها متوسط به پایین بود. بین میزان دانش تغذیهای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی و مقادیر عوامل خطر قلبی عروقی همبستگی معنیداری وجود داشت (P<0.05). همچنین بین میزان دانش تغذیهای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی با پیشگیری سندرم متابولیک همبستگی معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: با افزایش دانش تغذیهای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی، مقادیر عوامل خطر قلبی - عروقی کاهش و احتمال پیشگیری سندرم متابولیک افزایش مییابد.
مرضیه گرزین، انسیه گرزین، حسن خورشا، علی آرین نیا،
دوره 24، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان، شایعترین نوع سرطان در زنان است و شناخت عوامل خطرساز ابتلا، بسیار ضروری است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط وضعیت تغذیه با سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 210 زن (105 بیمار مبتلا به سرطان پستان و 105 فرد سالم) در محدوده سنی 20 تا 89 سال در شهرستان آزادشهر طی سال 1398 انجام شد. اطلاعات مربوط به وضعیت تغذیه با استفاده از چک لیست محقق ساخته به روش مصاحبه جمعآوری شد.
یافتهها: گروه سنی بیشتر بیماران (49.5%) در محدوده 45 تا 54 سال قرار داشت. در گروه مورد و شاهد از نظر مصرف روغن جامد (49.5% در مقابل 31.4%) ، دمای داغ غذا (19% در مقابل 9.5%) ، مصرف نوشابههای گازدار بیش از دو بار در ماه (29.5% در مقابل 21%) و میانگین تعداد وعدههای مصرف غذاهای سرخ شده در هفته (1.79±3.2 در مقابل 1.73±2.3) تفاوت آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). بین دو گروه مورد و شاهد از نظر عواملی مانند سبزیجات، نوع و میزان گوشت، روغن حیوانی، حبوبات، نمک و چای رابطه آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: الگوی تغذیه زنان مبتلا به سرطان پستان در مقایسه با زنان سالم متفاوت ارزیابی گردید. به طوری که مصرف روغن جامد، دمای غذا، مصرف نوشابههای گازدار و غذاهای سرخ شده بیشتر بود.
خدیجه سرایلو، زهرا وفایی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شیرمادر مزایای بارزی برای مادر و کودک دارد. مشاوره با مادر یک روش مفید در تداوم تغذیه انحصاری با شیر مادر است. در حال حاضر روشهای مشاوره از راه دور در حال گسترش است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مشاوره تلفنی بر تداوم و طول مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر در مادران سزارین شده انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 154 زن سزارین شده به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله 7 جلسه مشاوره تلفنی طی ماه اول تا سوم پس از زایمان علاوه بر برنامه آموزشی رایج شیر مادر و گروه کنترل فقط برنامه آموزشی رایج شیر مادر را دریافت کردند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و چک لیست بررسی شیردهی بود.
یافتهها: میانگین طول مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر در انتهای ماه چهارم در گروه مداخله 0.88±15.51 هفته بیشتر از گروه کنترل 5.33±10.74 بود (P<0.05). در انتهای ماه سوم پس از زایمان، شانس تغذیه انحصاری با شیر مادر در گروه مداخله 10.45 برابر بیشتر از گروه کنترل تعیین شد (OR=10.455, CI=2.547-42.912, P<0.001).
نتیجهگیری: مشاوره تلفنی در افزایش تداوم و طول مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر در مادران سزارین شده موثر بود.
هنگامه احمدی، آرمان اسلامی، محمدرضا هنرور، امراله شریفی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دانش تغذیهای میتواند بر انتخاب مواد غذایی و در نتیجه عملکرد ورزشی افراد تاثیر بگذارد. مطالعه دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای می تواند در انتخاب نوع آموزش و ایجاد هماهنگی بین ورزشکاران در تطبیق رفتارهای تغذیهای نقش اساسی ایفا نماید. این مطالعه به منظور ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای ورزشکاران مرد رشته بدنسازی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 104 ورزشکار مرد بالای 18 سال رشته بدنسازی با سابقه حداقل 3 ماه پیوسته ورزش بدنسازی در 13 باشگاه بدنسازی فعال شهر گرگان طی سال 1399 انجام شد. برای سنجش دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای ورزشکاران از پرسشنامه استاندارد Parmenter و Wardle استفاده شد. تکمیل پرسشنامه توسط ورزشکاران و با راهنمایی محقق انجام شد. اطلاعات آنتروپومتری و ترکیبات بدن با استفاده از دستگاه Omron BF511 و توسط کارشناس تغذیه آموزش دیده گردآوری شد.
یافتهها: دانش تغذیهای ضعیف در 70 نفر (67.3%) ، نگرش تغذیهای ضعیف در 35 نفر (33.65%) و عملکرد تغذیهای ضعیف در 81 نفر (77.88%) از ورزشکاران تعیین شد. بین دانش تغذیهای با وزن (r=0.23, P=0.02)، نمایه توده بدنی (r=0.27, P=0.01) و درصد چربی بدن (r=0.22, P=0.02) و نیز بین عملکرد تغذیهای با وزن بدن (r=0.31, P<0.001)، نمایه توده بدنی (r=0.27, P<0.001)، ساعات ورزش هفتگی (r=0.22, P=0.02) و سابقه بدنسازی (r=0.32, P<0.001) همبستگی آماری معنیدار مشاهده شد.
نتیجهگیری: سطح دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای ورزشکاران بدنسازی شهر گرگان ضعیف ارزیابی گردید.
ناصر بهنام پور، زهرا رشیدیان، فرهاد لشکربلوکی، حمیده صادق زاده، مهناز شیخی، محمدرضا هنرور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده