|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
7 نتیجه برای آنتیاکسیدان
سارا رایزن، مهرآسا شادمانی، الهه قره خانی، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد شکرزاده، دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آمیودارون یک داروی ضدآریتمی موثر در آریتمیهای قلبی است که به دلیل وجود ید در ساختار آن تمایل به تجمع در بافتهای چربی دوست از جمله ریهها دارد که منجر به آسیب ریه و سایر عوارض مهم این دارو میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی ویتامین E و عصاره آبی برگ آویشن بر سمیت سلولی ناشی از آمیودارون بر رده سلولی غیرسرطانی ریه (HLF) و رده سلولی سرطانی ریه (A549) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی غیرسرطانی ریه (HLF) و رده سلولی سرطانی ریه (A549) تهیه شده از انستیتو پاستور ایران در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. گروهبندی رده سلولی سرطانی و غیرسرطانی ریه شامل کنترل منفی، کنترل مثبت (آمیودارون در غلظت IC50) و گروههای تیمار شده با تیمین و ویتامین E در غلظتهای 10، 20 و 50 میکرومولار و گروههای تک تیمین و ویتامین E در غلظت 50 میکرومولار به صورت سه تکرار و تعداد سلولها 104 بودند. به منظور بررسی سمیت سلولی آمیودارون (6/5 میکرومولار) سنجش MTT (48 ساعته)، ROS (6 ساعته) و LPO (48 ساعته) انجام شد.
یافتهها: افزودن آمیودارون به سلولهای سرطانی و غیرسرطانی ریه منجر به کاهش معنیدار درصد بقای سلولی در سنجش MTT (در رده نرمال غلظت 50 میکرومولار از تیمین و ویتامین E و در رده سرطانی غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) و افزایش قابل توجه در مقدار ROS (رده نرمال در غلظتهای 20 و 50 میکرومولار تیمین و ویتامین E و رده سرطانی در غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) و MDA در سنجش LPO (رده نرمال در غلظتهای 20 و 50 میکرومولار تیمین و ویتامین E و رده سرطانی در غلظت 20 میکرومولار تیمین و ویتامین E) گردید (P<0.05). افزودن مخلوطی از ویتامین E و عصاره آویشن در سلولهای غیرسرطانی ریه مسموم با آمیودارون منجر به افزایش معنیدار بقای این سلولها باIC50 و کاهش معنیدار ROS و MDA گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: افزودن آمیودارون به سلولهای سرطانی و غیرسرطانی ریه منجر به سمیت در این ردههای سلولی میشود. افزودن ویتامین E و عصاره آویشن به سلولهای تیمار شده با آمیودارون منجر به کاهش آسیب اکسیداتیو وافزایش درصد بقای سلولی بر روی سلولهای غیرسرطانی ریه گردید.
راهله رهباریان، جلال شگفته، دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نفروپاتی دیابتی با هیپرگلیسمی مزمن و بروز تغییرات معنیدار در شاخصهای کلیوی شروع میشود که این مرحله نقطه عطف بین بروز علائم اولیه نفروپاتی دیابتی و آسیبهای کلیوی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره آبی اندامهای هوایی گیاه چرخه (Launaea acanthodes) بر شاخصهای آنتیاکسیدانی و کلیوی موشهای صحرایی نر دیابتی شده با آلوکسان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در چهار گروه هشت تایی شامل گروه شاهد، گروه شاهد دیابتی و دو گروه تحت تیمار با عصاره آبی حاصل از ساقه و برگ گیاه چرخه در غلظتهای 100 و 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن قرار گرفتند. مدل دیابت تجربی در گروههای شاهد دیابتی و تحت تیمار، پس از 16 ساعت ناشتایی، با یکبار تزریق داخل صفاقی آلوکسان مونوهیدرات با دوز 120 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن القاء شد. پس از تائید دیابت تجربی، پروسه تزریق آلوکسان به مدت 30 روز و به صورت یک روز در میان ادامه پیدا کرد. پس از گذشت 30 روز از پروسه دیابتی نمودن، پروسه تیمار به صورت یک روز در میان و به صورت داخل صفاقی با غلظتهای 100 و 300 میلیگرم بر کیلوگرم گیاه چرخه انجام شد. پس از گذشت 12 ساعت از روز سیام، حیوانات بیهوش و پس از خونگیری از بطن چپ قلب، بافت کلیه برداشته شد. پلاسمای خون از نمونههای خون جداسازی و نیتروژن اوره خون، اوره، اوریکاسید و کراتینین اندازهگیری شد. برای تعیین غلظت پروتئین نیز از روش برادفورد استفاده گردید، گلوتاتیون-s-ترانسفراز با استفاده از کیت زل بایو وکاتالاز براساس تجزیه پراکسید هیدروژن مورد سنجش قرار گرفتند. همچنین سوپراکسید دیسموتاز و میزان مالوندیآلدئید ارزیابی شدند.
یافتهها: افزایش معنیداری در میزان قندخون ناشتا و مالوندیآلدئید و کاهش معنیداری در آنزیمهای آنتیاکسیدانی شامل سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون -s-ترانسفراز و کاتالاز در گروه شاهد دیابتی نسبت به شاهد سالم مشاهده شد (P<0.05). تزریق وابسته به دوز عصاره آبی در غلظتهای ۱۰۰ و ۳۰۰ میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن منجر به کاهش معنیدار قندخون ناشتا و مالوندیآلدئید و افزایش معنیدار آنزیمهای آنتیاکسیدانی شامل سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون-s-ترانسفراز و کاتالاز نسبت به شاهد دیابتی بودند (P<0.05). ارزیابیهای بیوشیمیایی حاکی از افزایش معنیدار در گروه شاهد دیابتی نسبت به شاهد سالم در اوره خون، نیتروژن اوره خون، اوریک اسید و کراتینین بود (P<0.05). تزریق وابسته به دوز عصاره در غلطتهای ۱۰۰ و ۳۰۰ میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن منجر به کاهش معنیدار اوره خون، نیتروژن اوره خون، اوریک اسید و کراتینین گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد عصاره آبی اندامهای هوایی گیاه چرخه بهصورت وابسته به دوز، سبب کاهش هیپرگلیسمی، استرس اکسیداتیو و شاخصهای کلیوی در موشهای صحرایی دیابتی شده با آلوکسان میگردد.
مسعود معینی، مجتبی ایزدی، شهرام سهیلی، دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : شواهد علمی به ارتباط ظرفیت آنتیاکسیدانی با عملکرد ریوی و شدت آسم اشاره میکنند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین هوازی بر ظرفیت تام آنتیاکسیدان و عملکرد ریوی مردان مبتلا به آسم ریوی با شدت خفیف تا متوسط انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 30 مرد بزرگسال غیرفعال و دارای اضافه وزن مبتلا به آسم با شدت خفیف تا متوسط به صورت غیرتصادفی در دو گروه کنترل (بدون تمرین) و مداخله (تمرین هوازی) قرار گرفتند. شاخصهای آنتروپومتریک و اسپیرومتری (FVC، FEV1، FEV1/FVC) و سطح ناشتایی ظرفیت تام آنتیاکسیدان در شرایط قبل و پس از یک دوره تمرینات هوازی (12 هفته، 3 جلسه در هفته در دامنه شدت 60 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب) در هر دو گروه اندازهگیری گردید.
یافتهها : ظرفیت تام آنتیاکسیدان در گروه مداخله در مقایسه با پیشآزمون بهمیزان معنیداری بعد از تمرینات هوازی افزایش یافت (P<0.05). تمرینات هوازی در گروه مداخله به افزایش معنیدار FVC، FEV1 و FEV1/FVC در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (P<0.05).
نتیجهگیری : تمرینات هوازی به بهبود ظرفیت تام آنتیاکسیدان و عملکرد ریوی در بیماران آسم منجر میشود. بهبود عملکرد ریوی را میتوان به افزایش ظرفیت آنتیاکسیدان ناشی از مداخله هوازی نسبت داد.
زهره امیرخانی، محمدعلی آذربایجانی، دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : استرس اکسایشی نقش مهمی را در پاتوژنز بسیاری از بیماریها مانند آترواسکلروز دارد و اجرای فعالیت بدنی شدید منجر به افزایش استرس اکسایشی میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین مقاومتی بر شاخصهای پراکسیداسیون لیپیدی، ظرفیت آنتیاکسیدانی تام، آنزیمهای کبدی و نیمرخ لیپیدی زنان دارای اضافه وزن و چاق انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 16 زن دارای اضافه وزن و چاق در دو گروه مداخله (9 نفر) و کنترل (7 نفر) به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. برنامه تمرین مقاومتی شامل تمرینات مقاومتی (با شدت50 تا 80 درصد یک تکرار بیشینه) بود که به مدت هشت هفته، هرهفته سه جلسه یک ساعتی انجام شد. شاخصهای پراکسیداسیون لیپیدی، ظرفیت آنتیاکسیدانی تام، آنزیمهای کبدی و نیمرخ لیپیدی اندازهگیری و در پیشآزمون و پسآزمون مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها : هشت هفته تمرین مقاومتی سبب افزایش آماری معنیدار ظرفیت آنتیاکسیدانی، لیپوپروتئین پرچگال و تریگلیسرید و کاهش آماری معنیدار آلانین آمینو ترانسفراز در مقایسه با گروه کنترل گردید (p<0.05).
نتیجهگیری : هشت هفته تمرین مقاومتی از طریق افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی تام و کاهش مالوندیآلدئید میتواند در کاهش خطر آتروسکلروزیس و بهبود سلامت قلب و عروق موثر باشد.
پریسا راجی، باقر سید علیپور، اکبر حاجی زاده مقدم، دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فنوالریت (Fenvalerate) جزء حشرهکش پیرتیروئیدی است که سبب القاء استرس اکسیداتیو میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی سیر (Garlic Extract:GE) و N-استیلسیستئین (N-acetylcysteine: NAC) بر استرس اکسیداتیو ناشی از القاء فنوالریت بر سرم و بیضه موش صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی بهطور تصادفی در 7 گروه 6 تایی قرار گرفتند. گروهها شامل کنترل، شم (نرمال سالین)، گروه تجربی اول دریافت کننده داخل صفاقی N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw)، گروه تجربی دوم دریافت کننده فنوالریت (10mg/kg/bw)، گروه تجربی سوم دریافت کننده عصاره هیدروالکلی سیر (40mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw)، گروه تجربی چهارم دریافت کننده N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw) و گروه تجربی پنجم دریافت کننده N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw) بهعلاوه عصاره هیدروالکلی سیر (40mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw) بودند. تزریق فن والریت بهصورت داخل صفاقی به مدت 7 روز متوالی برای گروههای تجربی انجام شد. پس از آن برای 10 روز متوالی N-استیل سیستئین و عصاره سیر تزریق شد. در این مطالعه از یکچهلم LD50 فنوالریت استفاده شد. بعد از خونگیری، جداسازی سرم و بیضه، فعالیت آنزیمهای کاتالاز (activity of the catalase: CAT)، گلوتاتیون s-ترانسفراز (Glutathione S-transferase: GST)، سطح مالوندیآلدئید (malondialdehyde: MDA) و آنتیاکسیدان تام (total antioxidant capacity: TAC) اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: سطح MDA سرم و بیضه گروه فنوالریت در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05). تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و نیز عصاره هیدروالکلی سیر در ترکیب با N-استیل سیستئین باعث کاهش آماری معنیدار MDA در مقایسه با گروه فنوالریت در بیضه و سرم شد (P<0.05). سطح TAC سرم در گروه فنوالریت در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). سطح TAC سرم در گروههای تجربی سوم، چهارم و پنجم در مقایسه با گروه فنوالریت افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). فعالیت GST سرم در گروه فنوالریت نسبت به کنترل افزایش یافت (P<0.05). تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و در ترکیب باهم باعث کاهش آماری معنیدار GST سرم در مقایسه با گروه دریافت کننده فن والریت شد (P<0.05).
نتیجهگیری: فنوالریت در دوز پایین (10mg/kg/bw) سبب ایجاد استرس اکسیداتیو میشود. تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و در ترکیب با هم، میتوانند آسیب ناشی از فنوالریت را بهبود دهند.
وحید آقاجانی، مرضیه نظری، رامین شعبانی، دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو بیماری مزمنی است که با افزایش گلوکز سرم و اختلال در عملکرد انسولین همراه است. تمرینات ورزشی و مکمل زعفران به عنوان دو عامل موثر در پیشگیری از عوارض دیابت نوع دو شناخته شدهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرینات هوازی و مقاومتی به همراه مصرف مکمل زعفران برگلوتاتیون پراکسیداز و مالون دی آلدهید مردان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 36 مرد مبتلا به دیابت نوع دو به صورت تصادفی در شش گروه شاهد، دارونما، تمرین هوازی، تمرین هوازی با مصرف مکمل، تمرین مقاومتی، تمرین مقاومتی با مصرف مکمل قرار گرفتند. تمرین هوازی با شدت 50 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه و تمرین مقاومتی با شدت 65 تا 70 درصد یک تکرار بیشینه به مدت هشت هفته انجام شد. مقدار مکمل زعفران روزانه 3 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بود. غلظت مالون دی آلدهید و گلوتاتیون پراکسیداز در پیش و پس از ناشتایی 12 ساعته اندازهگیری شد.
یافتهها: کاهش آماری معنیداری در سطح استراحتی مالون دی آلدهید در گروههای دارونما و تمرینات هوازی با مکمل قبل از مداخله مشاهده شد (P<0.05). پس از مداخله، سطح گلوتاتیون پراکسیداز در گروههای تمرینات هوازی با مکمل، تمرینات مقاومتی و تمرینات مقاومتی با مکمل افزایش آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین هوازی و مقاومتی و ترکیب آن با مصرف زعفران در کاهش تعادل پراکسیدانی و افزایش آنتیاکسیدانی روش موثری باشد.
الهام حاجیان کلاریجانی، مریم مهاجرانی، دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: جلبک اسپیرولینا (Spirulina platensis) دارای ارزش غذایی و درمانی زیادی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر جلبک اسپیرولینا بر تغییرات آنزیمهای کبدی موشهای نر نژاد BALB/c در معرض دوز بالای استامینوفن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی از 42 سر موش نر بالغ نژاد BALB/c در هفت گروه ششتایی و دوز سمی استامینوفن 600 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن استفاده شد. گروه کنترل تنها رژیم غذایی استاندارد و آب دریافت نمود. گروه شم با محلول نمکی گاواژ شدند. گروههای سوم تا هفتم به ترتیب شامل موشهای تیمارشده با استامینوفن 600 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن؛ پودر جلبک 600 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن؛ پودر جلبک 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن؛ پودر جلبک 600 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به اضافه استامینوفن و آخرین گروه با پودر جلبک 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به اضافه استامینوفن بودند. در همه گروهها موشها با دارو و پودر جلبک به روش گاواژ به مدت 14روز متوالی تیمار شدند. تمامی حیوانات 24 ساعت بعد از دریافت آخرین دوز داروها و محرومیت از غذا (دسترسی به آب آزاد بود)؛ بیهوش و از قلب آنها خونگیری انجام شد. فعالیت آنزیمهای کبدی (آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز) به روش اسپکتروفتومتری اندازهگیری شد. غلظت پروتئین به روش لوری تعیین شد. سنجش فعالیت آنزیم کاتالاز با استفاده از آب اکسیژنه انجام شد. میزان مالون دی آلدئید اندازهگیری و ظرفیت آنتیاکسیدانی تام به روش FRAP با احیاء یون Fe3+ (فریک) به یون Fe2+ (فرو) تعیین شدند.
یافتهها: سطح آنزیمهای ترانسآمینازی سرمی (آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز) و همچنین میزان آنتیاکسیدانتام و سطح مالوندیآلدئید در گروه تیمارشده با استامینوفن، نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). همچنین سطح این آنزیمها در گروه تیمار شده با جلبک 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به اضافه استامینوفن، کاهش آماری معنیداری نسبت به گروه تیمار شده با گروه استامینوفن داشت (P<0.05). سطح آنزیم کاتالاز در گروه استامینوفن، کاهش آماری معنیداری نسبت به گروه کنترل نشان داد (P<0.05) و در گروه جلبک 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به اضافه استامینوفن، افزایش آماری معنیداری نسبت به گروه استامینوفن مشاهده شد (P<0.05). نتایج آزمایشات در دو گروه همزمان اسپیرولینا و استامینوفن نشان داد که مواد موثره جلبک در دوز 300 بهتر از 600 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن در پاسخ به استرس اکسیداتیو عمل نمود.
نتیجهگیری: مصرف جلبک اسپیرولینا 300 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به همراه استامینوفن در حدود دوز سمیت آن، با تاثیر بر فعالیت آنزیمها و سیستم دفاعی آنتیاکسیدانی، باعث افزایش مقاومت در برابر استرس اکسیداتیو و صدمات ناشی از مسمومیت دارویی میگردد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|