[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87023071
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
25 نتیجه برای جلالی

دکتر علی شبستانی منفرد، دکتر سیدفرزاد جلالی، دکتر حسین مزدارانی، دکتر محمود حاجی‎احمدی،
دوره 6، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1383 )
چکیده

مقدمه و هدف: رامسر در شمال ایران، بالاترین میزان پرتوزایی زمینه را در سطح جهان داراست. این پرتوزایی عمدتاً به دلیل وجود عنصر رادیواکتیو رادیوم و فرآورده های استحاله آن است که توسط چشمه های آب گرم به سطح زمین آورده می شوند. آثار دزهای کم پرتو بر سلامت انسان همچنان در هاله ای از ابهام قرار داشته و هنوز تحت بررسی های متعدد قرار دارد. هدف از این تحقیق بررسی وضعیت سلامت ساکنین مناطق با پرتوزایی زمینه بالا در رامسر در مقایسه با وضعیت سلامت ساکنین مناطق با پرتوزایی معمولی است. مواد و روش ها: این مطالعه در سال 1383 و به روش تحلیلی- مقطعی روی 101 خانوار (402 نفر) از ساکنین منطقه طالش محله رامسر با پرتوزایی زمینه بالا و 98 خانوار (374 نفر) از ساکنین منطقه چپرسر رامسر که در محدوده پرتوزایی معمولی زندگی می کردند، صورت گرفت. پس از مصاحبه با ساکنین این مناطق و کسب رضایت آنان و همچنین با استفاده از اطلاعات موجود در خانه بهداشت منطقه، پرسشنامه حاوی برخی شاخص های اقتصادی- اجتماعی و بهداشتی تکمیل گردید و اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج به دست آمده در این مرحله تفاوت معنی داری را در رابطه با میزان مرگ و میر و معلولیت های مادرزادی در ساکنین دو منطقه نشان نمی دهد. همچنین تفاوت در فراوانی برخی بیماری های خاص و سقط جنین و نیز فراوانی افسردگی در میان ساکنین دو منطقه در گروه های سنی معین معنی دار نبود. اما بیماری های قلبی و بدخیمی ها در ساکنین مناطق با پرتوزایی زمینه بالا در مقایسه با مناطق دارای پرتوزایی زمینه عادی به طریقه معنی داری کمتر بود (P<0.05)نتیجه گیری: نتایج به دست آمده، نشان دهنده عدم تاثیر پرتوهای زمینه در سطوح بالا بر برخی شاخص های بیان کننده سلامت و تاثیر مثبت پرتوهای زمینه بالا بر برخی دیگر می باشد. اگر چه نتایج مطالعه حاضر به لحاظ استفاده از روش سرشماری در انتخاب نمونه ها، از پشتوانه آماری قوی برخوردار است، اما مطالعات رادیواپیدمیولوژیک دیگر به ویژه به شکل پایش شاخص های سلامت از نوع آینده نگر می تواند به اطلاعات موجود در زمینه بیولوژی دزهای کم پرتو بیافزاید.
دکتر فرزاد جلالی، دکتر محمدرضا خصوصی نیاکی، دکتر محمود حاج احمدی،
دوره 7، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1384 )
چکیده

زمینه و هدف: طولانی شدن زمان کمپلکس QRS به ویژه در جریان بلوک کامل شاخه چپ (LBBB) با افزایش مرگ و میر در بیماران با بیماری زمینه ای قلبی همراه است. این مطالعه به منظور تعیین رابطه مدت زمان کمپلکس QRS نوار قلبی با میزان کسر جهشی در اکوکاردیوگرافی بیماران دچار بلوک شاخه چپ انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آینده نگر که از اردیبهشت ماه 1378 لغایت آذر 1381 در بخش های CCU، قلب و درمانگاه قلب بیمارستان شهید بهشتی انجام شد، تعداد 150 بیمار با تشخیص بلوک کامل شاخه چپ تحت مطالعه نوار قلبی و اکوکاردیوگرافی 2D ،M-Mode، رنگی و داپلر قرار گرفتند و ارتباط بین زمان کمپلکس QRS، انحراف محور به چپ (LAD) و کسر جهشی بطن چپ قلب (EF) (به روش Simpson) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها در نرم افزار آماری SPSS 11.0 و با استفاده از آزمون های آماری تی و دو طرفه و کایدو و Fisher Exact مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: 131 بیمار (87 درصد) زمان QRS بین 0.16 – 0.12 ثانیه و متوسط کسر جهشی در آنها (0.36 ± 16) بود. 19 بیمار دیگر (13 درصد) QRS مساوی یا بیشتر از 0.16 ثانیه داشتند و متوسط کسر جهشی آنها (0.24 ± 10) بود (P<0.05). متوسط کسر جهشی در موارد QRS مساوی یا بیشتر از 0.16 ثانیه با انحراف محور به سمت چپ ( 25±16درصد) و در موارد بدون همراهی با انحراف محور به سمت چپ 13 ± 23 درصد بود. بین سن، جنس، نوع بیماری قلبی با کسر جهشی در بیماران دچار LBBB ارتباطی دیده نشد.نتیجه گیری: زمان کمپلکس QRS مساوی یا بیشتر از 0.16 ثانیه دارای یک ارتباط معکوس با کسر جهشی بطن چپ بوده و لذا بلوک کامل شاخه چپ در صورت زمان QRS بیشتر یا مساوی 0.16 می تواند معیاری مفید دال بر نارسایی سیستولیک شدید بطن چپ باشد.
دکتر محمدرضا جلالی ندوشن، دکتر مهدیه مرادی، دکتر حسن محمد حسینی اکبری، نادر فلاح،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده

زمینه و هدف : آپاندیسیت شایع‌ترین جراحی شکم حاد است که در حال حاضر پاتوژنز آن به درستی مشخص نیست. شواهد فزاینده‌ای مبنی بر درگیری سیستم عصبی در تنظیم ایمنی و پاسخ‌های التهابی وجود دارد. در این مطالعه وضعیت سیستم عصبی و ماست سل‌های روده‌ای در آپاندیس‌های طبیعی و ملتهب ارزیابی گردید.

 

روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 45 نمونه آپاندیس بیمارانی که طی سال‌های 79 لغایت پایان اسفند ماه 80 در مرکز پزشکی آموزشی درمانی شهید مصطفی خمینی تهران تحت عمل آپاندکتومی قرار گرفته بودند، انجام شد. بیماران به سه گروه 15 نفره آپاندیسیت حاد با علائم بالینی و پاتولوژی، آپاندیسیت حاد از نظر بالینی بدون یافته‌های هیستولوژی و آپاندیس طبیعی به عنوان گروه کنترل تقسیم شدند. نمونه‌ها با روش ایمونوهیستوشیمی برای مارکرهای سیناپتوفیزین به منظور مشاهده فیبرهای عصبی، S100 برای بررسی سلول‌های شوان و نیز به روش هیستوشیمی رنگ‌آمیزی تولوئیدن بلو برای مشاهده ماست‌سل‌ها بررسی شدند. سپس تعداد فیبرهای عصبی، سلول‌های شوان در زیر مخاط و لایه عضلانی و تعداد ماست سل‌ها در زیر مخاط در 20 میدان میکروسکوپی شمارش و میانگین تعداد در هر میدان با بزرگ‌نمایی 400 تعیین گردید. دادهها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل گردید.

 

یافته‌ها : در مطالعه انجام شده اختلاف معنی‌داری از نظر وجود سلول‌های عصبی شوان، فیبر عصبی و سلول ایمنی ماست سل بین سه گروه وجود داشت. بدین ترتیب که در گروه اول در مقایسه با دو گروه بعدی خصوصاً گروه کنترل افزایش داشت (05/0P<). آزمون تکمیلی دانکن نشان داد که در مورد متوسط سلول‌های شوان در زیر مخاط و لایه عضلانی و همچنین تعداد ماست سل‌ها در زیر مخاط از لحاظ آماری در سه سطح جداگانه قرار داشتند. اما در مورد متوسط تعداد فیبرهای عصبی در زیرمخاط و لایه عضلانی گروه اول در یک سطح و گروه دوم و سوم در یک سطح قرار داشتند.

 

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که افزایش واضح در اجزاء عصبی و ماست سل‌ها در آپاندیسیت حاد بیانگر این مطلب است که ارتباطی عملکردی بین سیستم عصبی روده ، ماست سل‌ها و پاتوژنز آپاندیسیت حاد وجود دارد. اگر چه مکانیسم واقعی هنوز مشخص نمی‌باشد.


دکتر محمد افشار، دکتر سیدعادل معلم، دکتر عبدالحسین شیروی، دکتر سیدمجید جلالیان حسینی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف : نقایص لوله عصبی و هایپوپلازی ناخن‌ها از ناهنجاری‌های شناخته شده کاربامازپین می‌باشد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر داروی کاربامازپین بر القاء ناهنجاری‌های چشمی موش انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش باردار از نژاد Balb/c به دو گروه تجربی و دو گروه کنترل تقسیم شدند و به ترتیب دوزهای 15 و 30 میلی‌گرم بر کیلوگرم روزانه از داروی کاربامازپین (در گروه تجربی Iو(II و نرمال سالین و تویین20 در نرمال سالین (در گروه‌های کنترل) از روز ششم دوره‌ بارداری لغایت روز پانزدهم و به صورت داخل صفاقی دریافت نمودند. در روز هجدهم بارداری جنین‌ها از رحم خارج شدند و پس از توزین و اندازه‌گیری طول بدن، جنین‌های دارای ناهنجاری مورد رنگ‌آمیزی اسکلتی و بافتی قرارگرفتند. یافته‌ها : میانگین وزن بدن و طول سری دمی در گروه‌های تجربی به صورت معنی‌داری در مقایسه با کنترل کاهش یافته بود (05/0P<). در گروه آزمایشی با دوز 15 و 30 میلی‌گرم بر کیلوگرم به ترتیب بدشکلی جمجمه در 7 و 8/10 درصد، کوتاهی انگشتان در 3/13 و 6/16 درصد، کوچکی ماندیبول در 8/7 و 7/11 درصد و کوتاهی دم در 2/10 و 2/9 درصد از جنین‌ها مشاهد شد. نقایص چشمی به ترتیب در 6/8 درصد و 5/7 درصد از جنین‌های گروه آزمایشی یک و دو مشاهده شد. نقایص چشمی به صورت باز بودن یک یا دو چشم، اگزوفتالمی، تغییراتی در شکل اپی‌تلیوم عدسی، چین‌خوردگی شبکیه و قرنیه مشاهده گردید. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که مصرف داروی کاربامازپین در طی مراحل اروگانوژنز موش می‌تواند، ناهنجاری چشمی را در جنین القاء نماید.
دکتر محمدرضا جلالی ندوشن، دکتر علی دواتی، دکتر شهاب باقرزاده شهیدی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف : سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در زنان می‌باشد. اخیراً عوامل شناخته شده‌ در ‌پیش‌آگهی سرطان پستان افزایش یافته است که یکی از این عوامل حضور ژن MDM2 در بعضی کارسینوم‌ها، سارکوم‌ها و لوکمی‌ها می‌باشد. هدف از این مطالعه تعیین حضور ژنMDM2 در بیماران ‌با سرطان‌ ‌اولیه پستان ‌و ارتباط ‌آن با درجه بدخیمی، مرحله پیشرفت و درگیری گره لنفاوی زیربغل بود. روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 75 نمونه از بیماران با سرطان پستان اولیه در طی سال‌های 1379 تا 1384 مراجعه کننده به بیمارستان مصطفی خمینی تهران صورت گرفت. در این مطالعه از بلوک‌های پارافینی بایگانی شده دو برش بافتی از هر نمونه تهیه گردید که لام اول با روش هماتوکسیلین و ائوزین رنگ‌آمیزی شد و در لام دوم MDM2 با روش آنتی‌بادی پلی‌کلونال با روش ایمونوهیستوشیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با کمک آزمون کای‌دو، من‌ویتنی و به وسیله نرم‌افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته‌ها :میانگین و انحراف معیار سنی بیماران 5/1254 تعیین شد. 7/58 درصد از تومور بیماران از نظر پیشرفت تومور در مرحله II و 7/42 درصد تومور بیماران از نظر درجه بدخیمی در مرحله III قرار داشت. بین درجه بدخیمی تومور بیماران و ژن MDM2 ارتباطی وجود نداشت، ولی از طرف دیگر 3/69درصد بیماران دارای درگیری گره‌لنفاوی و 32درصد آنها MDM2 مثبت بودند. بین ظهور ژن MDM2 با مرحله تومور و درگیری گره لنفاوی ارتباط معنی‌داری وجود داشت (05/0P<). نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که ژن MDM2 می‌تواند به عنوان عامل مؤثری در پیش‌آگهی سرطان پستان در نظر گرفته شود.
سهراب حلالخور، دکتر دردی قوجق، دکتر فرزاد جلالی، دکتر مینا اسلامدوست،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف : گلیکوزآمینوگلیکان‌ها، پلی‌ساکاریدهای‌ بدون‌ شاخه‌ای‌ می‌باشند و نقش‌ کلیدی‌ در ساختمان‌ مولکولی‌ و عملکرد غشاء سیتوپلاسمی دارند. گلیکوزآمینوگلیکان‌ها در مکانیسم برخی‌ بیماری‌ها از جمله‌ پرفشاری‌ خون‌ نیز نقش مهمی برعهده‌ دارند. از آنجایی‌ که‌ افزایش‌ فشارخون‌ شریانی‌ همواره‌ از مهم‌ترین‌ معضلات‌ سلامتی‌ مردم ‌در کشورهای‌ مختلف‌ بوده‌ است‌، اما هنوز شاخص‌ دقیق‌ و قابل‌ اعتمادی‌ برای تشخیص‌ زودرس‌ این‌ بیماری‌ وجود ندارد. این مطالعه به منظور اندازه‌گیری‌ گلیکوزآمینوگلیکان‌های‌ ادرار 24 ساعته‌ و سرم به‌ عنوان شاخص‌ دقیق‌ و زودرس‌ برای ‌بررسی‌ بیماران مبتلا به پرفشاری خون اولیه انجام شد. روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 53 بیمار مبتلا به‌ پرفشاری‌ خون‌ اولیه‌ که‌ برای درمان ‌در بیمارستان‌های‌ آموزشی‌ شهیدبهشتی‌ و شهیدیحیی‌نژاد بابل طی سال‌های 82-1381 بستری‌ شده بودند و 38 فرد سالم انجام شد. نمونه‌ ادرار 24 ساعته‌ و نمونه‌ سرم‌ از افراد شاهد بدون‌ ابتلا به‌ بیماری‌ پرفشاری‌ خون‌ و افراد مبتلا به‌ بیماری‌ پرفشاری‌ خون‌ که‌ از لحاظ‌ سن‌ و جنس‌ همسان بودند، تهیه‌ شد. مقدار گلیکوزآمینوگلیکان‌ در نمونه‌ها به‌ روش (کالریمتریک‌) و ‌با اسپکتروفتومتر اندازه‌گیری شد. یافته‌ها : نتایج این مطالعه نشان‌ داد که‌ بین‌ میزان‌ دفع‌ گلیکوزآمینوگلیکان‌های‌ ادرار 24 ساعته‌ و فشارخون‌ سیستولیک‌ نسبت‌ مستقیمی‌ وجود دارد و با افزایش‌ فشارخون‌ سیستولیک، ‌مقدار دفع‌ ادراری‌ گیلکوزآمینوگلیکان‌ها نیز افزایش‌ می‌یابد. همچنین‌ مقدارگلیکوزآمینوگلیکان‌ها در سرم‌ افراد مبتلا به‌ پرفشاری‌ خون‌ اولیه‌ نیز در مقایسه‌ با گروه‌ شاهد‌ افزایش‌ می‌یابد. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که‌ در بیماران‌ مبتلا به‌ پرفشاری‌ خون‌ اولیه‌ مقدار گلیکوزآمینوگلیکان‌ها در ادرار24 ساعته‌ و سرم‌ نسبت به گروه شاهد افزایش‌ می‌یابد. بنابراین‌ اندازه‌گیری‌ مقدار گلیکوزآمینوگلیکان‌های ‌ادرار 24 ساعته‌ می‌تواند، شاخص‌ مناسبی‌ برای‌ تشخیص‌ زودرس‌ پرفشاری‌ خون‌ باشد.
کتایون جلالی آریا، فاطمه ناهیدی، صدیقه امیر علی اکبری، دکتر سید حمید علوی مجد،
دوره 12، شماره 3 - ( پاييز 1389 )
چکیده

زمینه و هدف : نوجوانی دوره پرتلاطمی است که تغییرات جسمانی، جنسی و روانی زیادی را در بردارد .لذا محققین معتقدند که نوجوانان در دوران بلوغ باید از آگاهی‌های لازم این دوره بحرانی مطلع گردند؛ زیرا ناآگاهی و بی‌اطلاعی آنان امکان بروز انحرافات و لغزش‌های جنسی را بیشتر می‌کند. این مطالعه به منظور تعیین زمان و روش مناسب آموزش بهداشت باروری به دختران از دیدگاه والدین و معلمان شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 400 والد (200 زوج) و 50 معلم دانش‌آموزان دبیرستان‌های دخترانه شهرگرگان طی سال 1382 به روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه مشتمل بر دو بخش خصوصیات دموگرافیک و نظرسنجی که خود شامل سه مبحث لقاح و حاملگی، تنظیم خانواده و ایدز و بیماری‌های مقاربتی بود؛ داده‌ها جمع‌آوری شدند. برای تعیین فراوانی و درصد داده‌ها از آمار توصیفی با استفاده از نرم‌افزار SPSS-9 استفاده شد. یافته‌ها : 43.5% از مادران و 38.5% پدران بهترین زمان آموزش لقاح و حاملگی را هنگام ازدواج و 46درصد از معلمان بهترین زمان را سال سوم و پیش‌دانشگاهی ذکر کردند. 55 درصد والدین و 56 درصد معلمان زمان مناسب برای آموزش تنظیم خانواده را هنگام ازدواج مناسب دانستند. 32 درصد معلمان بهترین زمان را برای آموزش ایدز و بیماری‌های مقاربتی سال سوم دبیرستان و دوره پیش‌دانشگاهی ذکر نمودند. همچنین 30.7% پدران و 38درصد معلمان، سال اول و دوم دبیرستان را زمان مناسب برای آموزش عنوان نمودند. 45 درصد مادران و 44 درصد معلمان مناسب‌ترین روش آموزش را مراجعه نوجوان به مامای حاضر در مدرسه بیان کردند. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که بیشتر والدین و معلمان با آموزش بهداشت باروری در دوران دبیرستان و هنگام ازدواج موافق بوده و مناسب‌ترین روش اطلاع‌رسانی را تدریس در مدرسه و حضور ماما در مدارس به عنوان مشاور ذکر کردند.
مژگان جلالی، مریم طهرانی پور، ناصر مهدوی شهری،
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده

زمینه و هدف : کمپرسیون یا قطع عصب سیاتیک سبب القای مرگ نورونی در آلفا موتونورون‌های نخاع می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره الکلی دانه گیاه سیاه دانه بر دانسیته نورون‌های حرکتی آلفای شاخ قدامی نخاع پس از کمپرسیون عصب سیاتیک در موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در چهار گروه کنترل، کمپرسیون، کمپرسیون+تیمار عصاره الکلی دانه سیاه‌دانه دوز 75 mg/kg و کمپرسیون+تیمارعصاره الکلی دانه سیاه‌دانه دوز mg/kg50 قرار داده شدند. در گروه کنترل عضله در محل عصب سیاتیک بدون آسیب شکافته شد. در گروه‌های کمپرسیون و تیمار، عصب سیاتیک پای راست تحت کمپرسیون (60 ثانیه) قرار گرفت. پس از 28 روز با نمونه‌برداری از قطعات نخاعی L2-L4 و S1 ، S2 و S3 و برش‌های 7میکرونی سریال و رنگ‌آمیزی با آبی تولوئیدین، نورون‌های حرکتی شاخ قدامی نخاع به روش دایسکتور شمارش شدند. یافته‌ها : دانسیته نورونی در گروه کمپرسیون (32±650) نسبت به گروه کنترل (24±1803) کاهش معنی‌داری داشت و در گروه‌های سوم (47±1581) و چهارم (49±1543) دانسیته نورونی نسبت به گروه کمپرسیون افزایش معنی‌داری نشان داد (P<0.001). نتیجه‌گیری : عصاره الکلی دانه سیاه دانه باعث افزایش دانسیته نورون‌های حرکتی آلفا شاخ قدامی نخاع موش صحرایی پس از کمپرسیون عصب سیاتیک گردید.
خسرو جلالی دهکردی، غلامرضا شریفی، سجاد ارشدی،
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1393 )
چکیده

زمینه و هدف : افزایش گلوکز و اکسیداسیون آن یکی از دلایل افزایش تولید رادیکال‌های آزاد و ایجاد استرس اکسیداتیو است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی شنا و عصاره آبی بذر شنبلیله بر سطح گلوکز سرم و آنتی‌اکسیدان‌های بافت قلب موش‌های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین (STZ) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 50 سر موش صحرایی نر بالغ به صورت تصادفی در پنج گروه ده تایی کنترل دیابتی (DC)، کنترل سالم (دارونما، HC)، تمرین استقامتی شنا (S)، تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز بالا (SF1) (1.74 g/kg/bw) و تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز متوسط (SF2) (0.87 g/kg/bw) قرار گرفتند. در ابتدا دیابت در حیوانات گروه‌های دیابتیک، تمرین استقامتی، SF1 و SF2 با تزریق استرپتوزوتوسین به میزان 60 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن القاء شد. پس از شش هفته، سطح گلوکز سرم و فعالیت آنزیم‌های سوپراکسید دسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز بافت قلب موش‌های صحرایی اندازه‌گیری شد. یافته‌ها : کاهش وزن بدن در همه گروه‌ها به‌غیر از گروه دارونما مشاهده شد (P<0.05). سطح گلوکز سرم به‌طور معنی‌داری در گروه‌های تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز بالا و دارونما در مقایسه با گروه کنترل دیابتی کاهش نشان داد (P<0.05). افزایش معنی‌داری در میزان آنتی‌اکسیدان‌های بافت قلبی در گروه‌های تمرین شنا توأم با عصاره آبی بذر شنبلیله با دوز بالا و متوسط، تمرین استقامتی شنا و دارونما در مقایسه با گروه کنترل دیابتی مشاهده شد (P<0.05). نتیجه‌گیری : ترکیب تمرین استقامتی شنا و عصاره بذر شنبلیله سبب افزایش آنتی‌اکسیدان‌های بافت قلب و کاهش سطح گلوکز سرم می‌گردد.
مریم ربیعی، عباس رحیمی، احسان کاظم نژاد لیلی، بهنوش جلالیان، صبا مسعودی راد،
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1393 )
چکیده

زمینه و هدف : رادیوتراپی به عنوان یکی از روش‌های اصلی در درمان سرطان‌های سروگردن، علاوه بر از بین بردن سلول‌های سرطانی به سلول‌های طبیعی نیز آسیب رسانده که به‌دنبال آن عوارض سابژکتیو (ذهنی) و ابژکتیو (عینی) حادث می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی در بیماران مبتلا به سرطان‌های سروگردن انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 45 بیمار (28 مرد و 17 زن) مبتلا به سرطان‌های سر و گردن کاندید دریافت رادیوتراپی، قبل، حین و یک تا سه ماه پس از درمان بررسی شدند. پرسشنامه LENT-SOMA فارسی شده برای بررسی عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی از قبیل درد، خشکی دهان، دیسفاژی، تریسموس و اختلال چشایی استفاده شد. یافته‌ها : 80 درصد بیماران در تمامی زمان‌های مورد بررسی تجربه درد داشتند. در تمامی زمان‌های مورد بررسی، بالاترین رتبه‌های شدت درد، دفعات ابتلا به آن و دفعات مصرف مسکن به ترتیب مربوط به گلودرد و دردگوش بود. شدت و دفعات درد و در پی آن دفعات مصرف مسکن در نواحی گلو، گوش، فک، دهان (P<0.05) و دندان (P<0.05) در فاصله یک ماه پس از درمان بیش از سه ماه پس از درمان بود. زروستومیا، دیسفاژی و اختلال چشایی در فاصله یک ماه پس از درمان به طور معنی‌داری بیش از سه ماه پس از درمان بود (P<0.05). درد در ناحیه گوش و فک با دوز اشعه ارتباط داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : شدت عوارض سابژکتیو ناشی از رادیوتراپی در مبتلایان به سرطان‌های سر و گردن پس از گذشت یک ماه از پایان درمان به اوج خود رسید و از آن پس تا پایان ماه سوم پس از درمان به سمت بهبودی پیش رفت تا جایی که به نقطه قبل از آغاز درمان نزدیک گردید؛ هرچند بر آن منطبق نشد.
معصومه احمدی جلالی مقدم، حمیدرضا هنرمند، صادق فلاح دلاور، امین سعیدی نیا،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده

زمینه و هدف : گیاه سداب (Ruta graveolens) از کهن‌ترین گیاهان مورد استفاده در طب سنتی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدباکتریایی عصاره‌های آبی و هیدروالکلی برگ و ساقه گیاه سداب بر هشت سویه باکتری بیماری‌زا انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی سویه‌های استاندارد باکتری‌های پاتوژن شایع انسانی شامل انتروکوک فکالیس، استافیلوکوک اورئوس، استافیلوکوک اپیدرمیس، استرپتوکوک پنومونیا، اشریشیا کولی، کلبسیلا پنومونیه، سالمونلا تیفی و انتروباکترکلواکه که به صورت لیوفیلیزه شده از مرکز کلکسیون باکتری و قارچ سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی خریداری شده بودند؛ انجام شد. اثر عصاره‌های آبی و هیدروالکلی گیاه سداب بر رشد سویه‌های باکتری‌های بیماری‌زا به‌طور جداگانه و با روش دیسک دیفوزیون و ماکرو دیلوشن و تعیین حداقل غلظت کشندگی (MIC) بررسی گردید. نتایج با اثر ضدمیکروبی هشت آنتی‌بیوتیک رایج شامل کوتریموکسازول، اکسی‌سیکلین، ونکومایسین، اریترومایسین، فورازولیدون، تتراسیکلین، آموکسی‌سیلین / کلاولانیک اسید و آمپی‌سیلین / سولباکتام مقایسه شد. یافته‌ها : عصاره‌های آبی، اتانولی و متانولی گیاه سداب حتی با غلظت بالا (3 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر) اثر ممانعت‌کنندگی رشد علیه باکتری‌های مورد مطالعه نداشتند. نتیجه‌گیری : عصاره‌های آبی، اتانولی و متانولی اندام‌های هوایی گیاه سداب فاقد اثر بازدارندگی بر باکتری‌های بیماری‌زا است.
فرهنگ بابامحمودی، محمدرضا مهدوی، بیتا طالبی، حسین جلالی، پیام روشن، مهراد مهدوی،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

زمینه و هدف : پیدایش مقاومت دارویی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، به‌خصوص سویه‌های مقاوم به چند دارو، درمان و کنترل شیوع بیماری سل را با مشکل مواجه کرده است. این مطالعه به منظور شناسایی جهش‌های شایع منجر به مقاومت دارویی ایزوله‌های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با استفاده از روش Line Probe Assay در استان مازندران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی نمونه‌های خلط مثبت 54 مسلول ریوی مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی استان مازندران انجام شد. نمونه خلط بیماران روی محیط لوین اشتاین – جانسون کشت داده شد. نمونه‌ها از نظر وجود ژن‌های مقاوم و حساس به داروهای خط اول و دوم درمان بیماری سل (ایزونیازید، ریفامپین، استرپتومایسین، آمیکاسین / کانامایسین و کینولون) با روش LPA ارزیابی شدند. یافته‌ها : از 54 نمونه خلط، 3 نمونه مقاوم به کینولون (5.5%)، 3 نمونه مقاوم به کانامایسین / آمیکاسین (5.5%) و 4 نمونه مقاوم به استرپتومایسین (7.4%) بودند. در 2 نمونه (3.7%) جهش در کدون katG مشاهده شد که مربوط به مقاومت به ایزونیازید بود. 3 مورد (5.5%) مقاومت به ریفامپین با جهش ژنی rpoB 516 مشاهده شد. در مجموع 4 نمونه (7.4%) به دو دارو مقاوم بودند. به‌طوری که 3 نمونه به دو داروی استرپتومایسین و کینولون و یک نمونه به دو داروی ریفامپین و کانامایسین مقاوم بودند. نتیجه‌گیری : 7.4% از نمونه‌ها به دو داروی درمان کننده بیماری سل مقاوم بودند. همچنین روش Line Probe Assay در شناسایی مقاومت به چندین داروی ضدسل، روشی سریع و مناسب ارزیابی شد.
حسین جلالی، محمدرضا مهدوی، مهرنوش کوثریان، حسین کرمی، پیام روشن، فاطمه مداحیان،
دوره 17، شماره 1 - ( بهار 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : هموگلوبین D پنجاب یکی از انواع هموگلوبینوپاتی‌ها است که در آن جهش در موقعیت 121 بر روی زنجیره بتا رخ داده است. این اختلال هموگلوبینی در هندوستان، پاکستان و ایران شایع است. اغلب افراد هتروزیگوت مبتلا به این بیماری بدون علامت بالینی خاصی هستند. در حالی که در حالت هتروزیگوت مرکب با هموگلوبین S افراد مبتلا بیماری کم‌خونی داسی شکل را بروز می‌دهند. این مطالعه به منظور شناسایی انواع هاپلوتیپ‌های همراه هموگلوبینD در مجموعه ژنی بتاگلوبین در ساری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 18 نفر از خانواده‌های افرادی با هموگلوبینD پنجاب انجام شد. DNA ژنومی از تمامی افراد با استفاده از روش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج گردید. سپس نوع هاپلوتیپ همراه هموگلوبینD پنجاب با استفاده از روش PCR-RFLP و آنالیز پیوستگی در خانواده مشخص شد. یافته‌ها : در 17 خانواده آلل هموگلوبینD با هاپلوتیپ [+ + - - - - +] پیوستگی داشت. تنها در یک خانواده آلل دارای هموگلوبینD به همراه هاپلوتیپ [+ + + - + + -] مشاهده شد. نتیجه‌گیری : بخش عمده واریانت هموگلوبین D پنجاب در ساری دارای منشاء یگانه است. احتمالاً هاپلوتیپ نادر مشاهده شده یا منشاء ژنتیکی متفاوتی داشته و یا در اثر مکانیسم‌هایی از قبیل نوترکیبی ژنی به وجود آمده است.
مهرنوش کوثریان، محمدرضا مهدوی، حسین جلالی، پیام روشن،
دوره 17، شماره 3 - ( پاییز 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : برنامه غربالگری کشوری برای شناسایی نوزادان مبتلا به نقص در عملکرد آنزیمی گلوکز-6- فسفات دهیدروژناز (G6PD) قادر نیست تمامی مبتلایان را شناسایی کند. این مطالعه به منظور مقایسه روش‌های فلورسانت نقطه‌ای، دکولوراسیون و اندازه‌گیری کمی آنزیمی در تشخیص نقص عملکردی G6PD نوزادان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی نمونه‌های خون بندناف 365 نوزاد بلافاصله پس از تولد جمع‌آوری و تست دکولوراسیون، اندازه‌گیری کمی آنزیمی و تست DNA انجام گردید. نوزادان مورد مطالعه وارد برنامه غربالگری کشوری G6PD شدند که در آن تست فلورسانت نقطه‌ای روی نمونه‌های پاشنه پا و در روز سوم الی پنجم پس از تولد صورت می‌پذیرد. در تمامی نوزادان تست اندازه‌گیری کمی به‌عنوان استاندارد طلایی در نظر گرفته شد. براساس نتایج تست اندازه‌گیری کمی آنزیمی، نوزادان با فعالیت آنزیمی کمتر از 20درصد میانگین فعالیت آنزیمی به‌عنوان بیمار کامل و نوزادان با فعالیت آنزیمی 20 تا 60 درصد میانگین فعالیت آنزیمی به‌عنوان بیمار جزیی تقسیم‌بندی شدند. یافته‌ها : تست فلورسانت نقطه‌ای 13 مورد را شناسایی کرد که همگی آنها پسر بودند. تست دکولوراسیون 18 پسر و یک دختر را به‌عنوان بیمار شناسایی کرد. تست اندازه‌گیری کمی آنزیمی نیز موفق به شناسایی 19 بیمار پسر و 28 بیمار دختر (26 نفر با نقص آنزیمی جزیی و 2 نفر با نقص آنزیمی کامل) شد. آنالیز DNA نیز 14 نوزاد پسر را در حالت همی‌زیگوت و 34 دختر را به صورت هتروزیگوت شناسایی کرد. نتیجه‌گیری : تست فلورسانت نقطه‌ای دارای حساسیت لازم برای شناسایی تمامی نوزادان نیست. لذا توصیه می‌گردد تا از روش اندازه‌گیری کمی به‌عنوان روش جایگزین استفاده گردد.
محمدرضا مهدوی، مهرنوش کوثریان، حسین کرمی، مهراد مهدوی، حسین جلالی، پیام روشن،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : بیماری تالاسمی آلفا شایع‌ترین نوع هموگلوبینوپاتی در جهان است و ممکن است بیمار مبتلا علایم بالینی متنوعی را از کم‌خونی بدون علامت گرفته تا کم‌خونی شدید منجر به مرگ تجربه کند. این مطالعه به منظور ارزیابی فراوانی ناقلین جهش‌های شایع ژن آلفاگلوبین در نوزادان متولد ساری انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 412 نمونه خون بند ناف نوزادان متولد بیمارستان امیر مازندرانی شهر ساری در سال 1391 به‌طور تصادفی انتخاب گردید. سپس DNA ژنومی از خون آنان به روش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج گردید. با استفاده از تکنیک‌های Multiplex Gap- PCR و PCR-RFLP وجود سه جهش حذفی، یک تریپلیکیشن و یک جهش نقطه‌ای ارزیابی شد. یافته‌ها : فراوانی آللی مجموع کروموزوم‌های بررسی شده برابر 0.0825 به‌دست آمد. جهش حذفی –α3.7 با فراوانی آللی 0.0485 دارای بیشترین فراوانی آللی در 824 کروموزوم مورد بررسی بود. فراوانی آللی جهش‌های –α4.2 ، αααanti3.7 تریپلیکیشن و α-5nt به ترتیب 0.0206 ، 0.0109 و 0.0024 تعیین شد. هیچیک از نوزادان حامل جهش دو حذفی –Med نداشتند. نتیجه‌گیری : در اکثر نوزادان مبتلا تنها یک نسخه از ژن آلفاگلوبین حذف شده و یا دارای نقص بود که این افراد بدون مشکل قادر به ادامه زندگی هستند. جهش دو حذفی –Med در هیچیک از نوزادان یافت نشد که نشان می‌دهد احتمال تولد نوزاد مبتلا به بیماری Hb H در منطقه پایین است.
جواد جلالی، لطفعلی بلبلی، علی رجبی، معرفت سیاه‌کوهیان،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : نتایج متفاوتی در خصوص مصرف ال - کارنیتین بر درصد چربی و نیم رخ لیپیدی گزارش شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف مکمل ال-کارنیتین طی شش هفته بر درصد چربی و نیمرخ لیپوپروتئین پسران غیرورزشکار انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 20 دانشجوی پسر غیرورزشکار به طور غیرتصادفی در دو گروه ده نفری تجربی و کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه به مدت شش هفته به تمرینات هوازی بر مبنای اصل اضافه بار پرداختند. در این مدت گروه تجربی روزانه 13 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن خود مکمل ال-کارنیتین و گروه کنترل روزانه 3 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن خود نشاسته مصرف کردند. قبل و بعد از دوره تمرین خونگیری انجام شد و سطح تری‌گلیسیرید، کلسترول تام، HDL-c و VLDL اندازه‌گیری شد. همچنین درصد چربی بدن و نمایه توده بدن تعیین گردید. یافته‌ها : تمرین هوازی و مکمل ال-کارنیتین موجب افزایش HDL-c و کاهش آماری معنی‌دار کلسترول تام، VLDL و درصد چربی بدن گردید (P<0.05)؛ ولی بر نمایه توده بدن، LDLو TG اثری نداشت. نتیجه‌گیری : مصرف مکمل ال-کارنیتین همراه با تمرینات هوازی سبب کاهش درصدچربی و کاهش نیم‌رخ لیپوپروتئین پسران گردید.
محسن جلالی، محمدرضا شعیری، رسول روشن چسلی، غلامرضا چلبیانلو،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف : اختلال اضطرابی از جمله شایع‌ترین نوع اختلالات در کودکان است. در دو دهه اخیر برای شناخت مکانیسم زیربنایی اختلال اضطرابی در کودکان مطالعات متعدد نوروبیولوژیکی انجام شده؛ اما الکتروفیزیولوژی اختلال اضطراب بالاخص در زمینه الکتروآنسفالوگرافی کمی (Quantitative Electroencephalography: QEEG) کمتر مطالعه شده است. این مطالعه به منظور مقایسه الکتروانسفالوگرافی کمی کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی با کودکان بهنجار انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه مورد – شاهدی به روش نمونه‌گیری در دسترس روی کودکان 7-6 ساله مبتلا به اختلال اضطرابی (30 نفر) و بهنجار (30 نفر) انجام شد. ثبت الکتروانسفالوگرافی برای تمام کودکان در مرکز تخصصی علوم اعصاب انجام شد. توان مطلق QEEG برای 19 کانال و 5 باند فرکانسی دلتا، تتا، آلفا، بتا و بتای بلند و در 3 ناحیه پیشین، میانی و پسین استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها : بین دو گروه مورد و شاهد در امواج دلتا در ناحیه پیشین مغز، تتا و بتا 2 در ناحیه مرکزی مغز و در نهایت بتای بلند در ناحیه پسین مغز، از نظر آماری تفاوت معنی‌داری یافت شد (P<0.05). به عبارت دیگر توان مطلق بتای بلند در منطقه پسین مغز کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم بیشتر بود. همچنین توان مطلق امواج دلتا در منطقه پیشانی مغز و تتا و بتا 2 در منطقه مرکزی مغز کودکان دارای اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم کمتر بود.

نتیجه‌گیری : الکتروآنسفالوگرافی کمی ثبت شده در شرایط استراحت شاخص خوبی از فعالیت متابولیک قشر مغز بود. پایین بودن فعالیت متابولیک در مناطق خاص مغز، با افزایش توان امواج کند (دلتا و تتا) و کاهش توان امواج تند (آلفا و بتا) مشخص می‌شود.


مجید زمانی، محسن جلالی، الناز پوراحمدی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بسیاری از کودکان دارای مشکلات عاطفی و رفتاری در سال‌های نخستین کودکی، نه تنها به سادگی از آن عبور نمی‌کنند؛ بلکه ممکن است این امر تا دوران بلوغ و حتی بزرگسالی نیز تداوم یابد. این مطالعه به منظور تعیین نقش همراهی خانوادگی با علایم کودک، شیوه‌های فرزندپروری و استرس والدگری در پیش‌بینی شدت اختلالات اضطرابی کودکان در استان گلستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 300 نفر از کودکان 12-6 ساله و مادران آنان طی سال‌های 96-1395 در استان گلستان انجام شد. مقیاس همراهی خانوادگی - اضطراب FAS-A)، لیبویتز و همکاران سال 2013)، شاخص استرس والدین - فرم کوتاه (PSI-SF، ابدین سال 2000)، پرسشنامه فرزندپروری Baumrind سال 1973 و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (SCAS سال 1998) توسط مادران تکمیل شد.

یافته‌ها: با افزایش همراهی خانوادگی و استرس والدگری در والدین، اضطراب در کودکان به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (P<0.05). شیوه فرزندپروری مقتدرانه از سوی والدین با کاهش آماری معنی‌دار اضطراب در کودکان همراه بود (P<0.05)؛ اما شیوه‌های فرزندپروری سهل‌گیرانه و مستبدانه از سوی والدین با افزایش آماری معنی‌دار اضطراب در کودکان ارتباط داشت (P<0.05). سبک فرزندپروری مستبدانه به همراه سبک فرزندپروری مقتدرانه، استرس والدگری و همراهی خانوادگی توانست 49 درصد از اضطراب کودکان را پیش‌بینی نماید (F=97.21, P<0.0001).

نتیجه‌گیری: شیوه‌های فرزندپروری، استرس والدگری و همراهی خانوادگی نقش موثری در پیش‌بینی اضطراب کودکان نشان داد.


فاطمه حسن زاده دولت آبادی، خسرو جلالی دهکردی، فرزانه تقیان، سیدعلی حسینی،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به نقش رژیم غذایی مناسب و استفاده از آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی در کنار فعالیت ورزشی، توجه محققین برای بهره‌گیری بیشتر از اثرات تمرین برای بهبود متابولیسم سلولی جلب شده است. علی‌رغم نقش مطلوب تمرینات ورزشی و استفاده از آنتی‌اکسیدان‌ها بر سلامت قلب، اثر همزمان تمرینات ورزشی و مصرف بره‌موم (تهیه شده توسط زنبور عسل)، هنوز شناخته نشده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی و بره‌موم در برابر استرس اکسایشی و سلولی میوکارد و بیان ژن‌های HSP72 و NF-kB در موش‌های صحرایی اورکتومی دیابتی شده با استروپتوزتوسین انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 36 سر موش صحرایی ماده نژاد اسپراگو-داولی با سن 12 تا 16 هفته و وزن 220 تا 250 گرم انجام شد. تعداد 6 سر موش صحرایی در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. 30 سر موش صحرایی اورکتومی شده با تزریق تک دوز صفاقی استروپتوزتوسین (mg/kg 40) دیابتی شدند. سپس حیوانات اورکتومی دیابتی شده به 5 گروه 6 تایی شامل کنترل اورکتومی دیابتی، شم، بره‌موم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم تقسیم شدند. گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته با 75-55 درصد سرعت بیشینه تمرین کردند. گروه‌های بره‌موم و تمرین استقامتی + بره‌موم ، بره‌موم را mg/kg/day 100 به صورت تزریق صفاقی دریافت کردند. سپس سطح PAB (Pro-oxidant-antioxidant balance) و بیان ژن‌های HSP72 و NF-kB سنجیده شدند.


یافته‌ها: در گروه‌های بره‌موم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم مقادیر بیان ژنی HSP72 به‌طور معنی‌داری بالاتر و مقادیر NF-kB و MDA به طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی تعیین شد (P<0.05). مقادیر HSP72 در گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به‌طور معنی‌داری بالاتر از گروه بره‌موم و مقادیر NF-kB در گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه بره‌موم تعیین شد (P<0.05). همچنین مقادیر PAB در گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی بود (P<0.05).


نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرین و مصرف بره‌موم به‌طور سینرژیستی موجب بهبود مسیر محافظتی HSP72 و کاهش استرس اکسیداتیو در بافت قلب متعاقب شرایط نقص عملکرد استروژن و دیابت می‌گردد. هر چند اثر تعاملی این دو به انجام تمرین استقامتی وابسته است.


زهرا جعفری، محمدحسین راضی جلالی، سارا لرکی، محمد خسروی،
دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان کولورکتال سومین سرطان شایع در مردان و دومین سرطان شایع در زنان است. استفاده از انگل‌ها یا آنتی‌ژن‌های انگل یکی از نوین‌ترین روش‌های درمانی برای سرطان است که هنوز در فاز انسانی مورد استفاده و تایید قرار نگرفته است. این مطالعه به منظور تعیین اثر سمیت سلولی کربوهیدرات‌های تخلیص شده از لایه هیالن، مایع و پروتواسکولکس کیست هیداتید بر رده سلولی سرطان کولورکتال انسانی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی دو کبد گوسفند و دو کبد گاو آلوده به کیست هیداتید و رده سلولی آدنوکارسینومای کولورکتال انسانی (LS174T) خریداری شده از انستیتو پاستور ایران در دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز طی سال 1401 انجام شد. مایع کیست، پروتواسکولکس‌ها و نیز لایه هیالن از کبدهای آلوده به کیست هیداتید جدا شدند و گلیکوپروتئین‌ها و گلیکولیپیدهای بخش‌های مختلف کیست به روش کلروفرم - متانول استخراج شدند. با روش بتا الیمینیشن کربوهیدرات‌ها تخلیص شدند و حضور آنها با روش اسیدسولفوریک فنول تایید شد. سمیت سلولی کربوهیدرات‌های تخلیص شده بر رده سلولی LS174T با استفاده از روش MTT به مدت 24 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت.


یافته‌ها: رقت‌های 0.5 و 0.25 کربوهیدرات‌های تخلیص شده از گلیکوپروتئین‌ها و گلیکولیپیدهای کیست هیداتید به‌طور معنی‌داری باعث مهار رشد سلول‌های LS174T شد (P<0.05). ارزیابی سمیت سلولی در مرحله اول نشان داد که کربوهیدرات‌های تخلیص شده از گلیکوپروتئین مایع کیست گوسفند (38.60±1.33%)، گلیکوپروتئین لایه هیالن کیست گاو (36.61±1.76%)، گلیکولیپید لایه هیالن کیست گاو (38.94±2.99%)، گلیکوپروتئین پروتواسکولکس کیست گاو (40.27±3.66%) و گلیکولیپید پروتواسکولکس کیست گوسفند (37.94±1.99%) به‌طور معنی‌داری اثرات مهاری بارزتری دارند (P<0.05). غربالگری بعدی با روش MTT نشان داد که کربوهیدرات‌های تخلیص شده از گلیکوپروتئین‌های جداشده از مایع کیست هیداتید گوسفند (52.35±10.24%) و گلیکولیپید جدا شده از لایه هیالن کیست هیداتید گاو (53.40±7.88%) و گلیکولیپید جدا شده از پروتواسکولکس کیست هیداتید گوسفند (53.05±5.06%) به‌طور معنی‌داری دارای اثرات مهاری بارزتری بر رشد سلول‌های سرطانی LS174T بودند (P<0.05).


نتیجه‌گیری: کربوهیدرات‌های جدا شده از گلیکوپروتئین‌ها و گلیکولیپیدهای لایه هیالن و پروتواسکولکس مایع کیست هیداتید اثر ضدسرطانی قابل توجهی بر رده سلولی سرطان کولورکتال LS174T دارند.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.41 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)