26 نتیجه برای آی
دکتر محمدعلی تخشید، دکتر جعفر آی، دکتر علیرضا توسلی، لیدا ابراهیمی، داریوش مومن زاده،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : کولیت اولسراتیو بیماری مزمن التهابی کولون است که رادیکالهای آزاد نقش مهمی در ایجاد آن دارند. رژیم غذایی حاوی اسیدهای چرب امگا 3- و مواد آنتیاکسیدانت در درمان این بیماری موثر است. عصاره هسته انگور حاوی مواد آنتیاکسیدانت قوی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی رژیم غذایی غنی از روغن ماهی و عصاره هسته انگور بر کولیت القا شده توسط اسیداستیک در موشهای صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 50سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه (F) روغن ماهی 6.1 میلیلیتر روغن ماهی، گروه (G) عصاره هسته انگور 50 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره هسته انگور در یک میلیلیتر آب مقطر و گروه (FG) روغن ماهی + عصاره هسته انگور 1.6 میلیلیتر روغن ماهی و 50 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره هسته انگور به صورت گاواژ به مدت 30 روز دریافت نمودند. موشها در گروههای کنترل (C) و گروه کولیت (Co) حجم یکسانی از آب مقطر دریافت داشتند. پس از 30روز در گروههای آزمایشی ، تیمار با عصاره هسته انگور ، تیمار با روغن ماهی و گروه تیمار با روغن ماهی و عصاره هسته انگور با تزریق درون رکتومی یک میلیلیتر اسیداستیک (4درصد) کولیت ایجاد گردید. گروه کنترل تزریق درون رکتومی سالین دریافت داشتند. دوروز بعد از ایجاد کولیت ، درجه آسیبهای بافتی و التهاب با نمرات آسیب میکروسکوپی و آسیبشناسی بافتی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها : تزریق درونرکتومی اسیداستیک موجب ایجاد زخم ، التهاب و آسیب شدید کریپتها در بافت مخاطی کولون موشها گردید. شدت آسیبهای ماکروسکوپی ، میکروسکوپی و التهاب در گروه تیمار با مصرف توأم روغن ماهی و عصاره هسته انگور در مقایسه با گروه کولیت کاهش معنیداری را نشان داد (P<0.05). در صورتی که تغذیه موشها با عصاره هسته انگور به تنهایی و روغن ماهی موجب بهبودی معنیداری در نمرات آسیبهای میکروسکوپی و ماکروسکوپی نگردید. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که مصرف توأم روغن ماهی و عصاره هسته انگور قبل از ایجاد کولیت القاء شده توسط اسیداستیک دارای نقش محافظتی در برابر آسیبهای ماکروسکوپی ، میکروسکوپی و التهاب کولون موشهای صحراییمی باشد.
فرهاد رضازاده، دکتر رضا رجبی، دکتر نورالدین کریمی، آیدین ولی زاده، اعظم محمودپور، امیر حاتمی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم درد پاتلوفمورال از جمله شرایط متداولی است که ورزشکاران به آن مبتلا میگردند و هدف از روشهای درمانی عمدتاً بهبود عملکرد عضلات ثباتی مفصل پاتلا میباشد. این مطالعه به منظور مقایسه فعالیت الکترومیوگرافی عضله پهن مایل داخلی (VMO) با پهن خارجی طویل (VLL) حین حرکت اسکات با اداکشن ایزومتریک ران ورزشکاران مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال (PFPS) و ورزشکاران سالم انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 16 ورزشکار مرد 30-18 ساله تیمهای ملی والیبال، هندبال و تکواندو مبتلا به PFPS و 16 ورزشکار سالم در آزمایشگاه بیومکانیک دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، از اول دیماه تا آخر بهمنماه 1388 انجام شد. افراد براساس متغیرهای وزن، قد، سن، رشته ورزشی و غالب بودن اندام تحتانی همتاسازی شدند. فعالیت الکترومیوگرافی عضلات VMO و VLL حین اسکات با اداکشن ران در زوایای 15، 30 و 45 درجه فلکشن زانو ثبت گردید. برای مقایسه عضلات در هر گروه از آزمون آماری تی همبسته و برای مقایسه هر یک از عضلات در زوایای مختلف از ANOVA یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده گردید. یافتهها : فعالیت الکتریکی عضلات VMO و VLL ورزشکاران مبتلا به PFPS تنها در زوایه 45 درجه فلکسیون تفاوت آماری معنیداری داشت (P<0.05) و در هیچکدام از زوایای فلکسیون ورزشکاران سالم تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد. همچنین با مقایسه فعالیت هر یک از عضلات در سه زاویه در هر یک از گروهها، فقط در زاویه 45 درجه فلکسیون اختلاف معنیداری در فعالیت VMO و VLL وجود داشت (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که فعالیت الکتریکی عضله VMO حین حرکت اسکات همراه اداکشن ایزومتریک ران در ورزشکاران سالم در زاویه 45درجه فلکشن بیشتر از زوایای دیگر و نیز در ورزشکاران مبتلا به PFPS بیشتر از ورزشکاران سالم میباشد.
بهناز خدابخشی، علی عسلی، ناصر بهنام پور، عبداله عباسی، علیرضا عادل برخوردار، آیدا هاشمی فرد،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : تشخیص سل ریوی در برخی موارد به دلیل در دسترس نبودن روشهای تشخیص کلینیکی و پاراکلینیکی که از دقت و سرعت تشخیصی بالا برخوردار باشند؛ مدتها پس از ابتلا صورت میپذیرد. این مطالعه به منظور تعیین ارزش تشخیصی سیتی اسکن با قدرت تحلیلی بالا در سل فعال ریوی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تشخیصی غربالگری روی 135 بیمار با تشخیص احتمالی سل فعال ریوی بستری شده در مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان که طبق نظر پزشک معالج در روند معالجات به HRCT (high resolution computed tomographic scan) نیاز داشتند؛ در سالهای 89-1388 انجام شد. بیماران با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و از نظر سیر آزمایشات، اسمیر و کشت خلط بررسی شدند. بیمارانی با نتیجه اسمیر و کشت خلط منفی، به عنوان گروه سالم واقعی (64 نفر) در نظر گرفته شدند. نتایج HRCT بین گروه مورد (71 نفر) و سالم واقعی مقایسه شد. درگیری ریوی با تظاهر کاویته و یا ندولهای کوچک با حدود مشخص به عنوان مناسبترین حالت برای تعیین وجود درگیری ریوی مثبت در HRCT در بیماری سل فعال ریوی تعیین شد. پس از گزارش سیتی اسکنهای با قدرت تحلیلی بالا توسط رادیولوژیست، حساسیت و ویژگی آن مشخص گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمون Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و منفی HRCT در سل فعال ریه به ترتیب 97.2%، 71.9% ، 79.3% و 95.8% حاصل شد. درگیری لوب فوقانی و میانی ریه راست و لوب فوقانی ریه چپ در گروه مورد بهطور معنیداری بیشتر از گروه سالم واقعی بود (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که سیتی اسکن با قدرت تحلیلی بالا دارای حساسیت و ویژگی بالایی در تشخیص سل فعال ریوی است و از آن به عنوان یک روش تشخیصی سریع به خصوص در بیماران با شک بالینی قوی و اسمیر منفی میتوان استفاده نمود.
محمدمهدی سلطان دلال، محمد کاظم شریفی یزدی، سوان آوادیس یانس، هدروشا ملاآقامیرزایی، آیلار صباغی،
دوره 15، شماره 3 - ( پاییز 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : کلبسیلاها باکتری گرم منفی VP (وژز پروسکوئر) مثبت هستند که به صورت همسفره در دستگاه گوارش و مجاری تنفسی افراد یافت شده و به عنوان عامل عفونت جدی در بیماران بستری در بیمارستان و مقاوم در برابر آنتیبیوتیکها مطرح هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر سیپروفلوکساسین، سفتیزوکسیم و کاربنیسیلین بر کلبسیلاهای جدا شده از نمونه بیماران انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی 1200 نمونه بالینی مختلف از بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران جمعآوری و برای شناسایی کلبسیلا مورد بررسی قرار گرفتند. برای تعیین حداقل غلظت کشندگی (MIC) گونههای کلبسیلا شناسایی شده، نسبت به آنتیبیوتیکهای کاربنیسیلین، سفتیزوکسیم و سیپروفلوکساسین از روش تهیه رقت در لوله macrodilution broth test استفاده شد. یافتهها : از 1200 نمونه جدا شده 300 نمونه (25درصد) کلبسیلا تشخیص داده شد. بیشترین کلبسیلای تشخیص داده شده از نمونههای ادرار (73 درصد) بود و کلبسیلا پنومونیه (94 درصد) فراوانترین گونه جدا شده بود. نتایج MIC و حداقل غلظت مهارکنندگی (MBC) حاصله با استفاده از رقتهای متوالی، محدوده غلظتهایی که رشد گونههای مختلف کلبسیلا را متوقف ساخت؛ به ترتیب برای کاربنیسیلین 16-1024 μg/ml ، سفتیزوکسیم 4-256 μg/ml و سیپروفلوکساسین 16-0.25 μg/ml به دست آمد. 94 درصد از کل گونههای کلبسیلا نسبت به کاربنیسیلین، 6 درصد به سفتیزوکسیم و یک درصد به سیپروفلوکساسین مقاوم بودند. نتیجهگیری : دو داروی سیپروفلوکساسین و سفتیزوکسیم در درمان عفونتهای ناشی از کلبسیلا مناسب هستند.
محمد صالحی، سیدمسعود هاشمی کروئی، آیت الله نصرالهی عمران، مسعود مبینی، مریم اصغرحیدری،
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : گیاه باریجه دارای خواص دارویی و ضدمیکروبی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصارههای آبی و الکی ریشه گیاه باریجه بر سودوموناس آئروژینوزا انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی گیاه باریجه در سایه خشک و عصارههای آبی و الکلی پودر ریشه باریجه به روش سوکسله تهیه شد. سپس اثر آن در رقت 0.1 با مقادیر مختلف روی سویه سودوموناس آئروژینوزا به روشهای دیسکگذاری، چاهک و تعیین MIC و MBC بررسی گردید. یافتهها : سودوموناس آئروژینوزا به عصارههای آبی کاملاً مقاوم بودند و MIC عصاره متانولی گیاه باریجه 1.25X104 µg/ml و عصاره اتانولی گیاه 6.25X103 µg/ml تعیین شد. نتیجهگیری : عصاره متانولی و اتانولی ریشه باریجه دارای فعالیت ضدمیکروبی بیشتری علیه سودوموناس آئروژینوزا در محیط آزمایشگاه است.
زهرا امیرخانی، محسن نوروزیان، عباس پیریایی، سیدعبدالمجید آیت اللهی، ثریا سارمی، معصومه دادپی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده
زمینه و هدف:Onosma dichroanthum Boiss.متعلق به خانواده بوراژیناسه است و یکی از مهمترین گیاهان دارویی در شمال ایران به شمار میآید.این مطالعه به منظور تعیین اثرپماد عصاره پترولیوم اتری ریشه گیاه Onosma dichroanthum Boiss.بر التیام زخم بازپوستی ایجاد شده به شیوه جراحی در موشهای صحرایی بااستفاده از روش ارزیابی کششپذیری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 18 سر موش صحرایی نر بالغ به سه گروه شاهد، حامل و تجربی تقسیم شدند. در همه موشها زخم برشی با ضخامت کامل پوست در جهت سری-دمی به طول 20 میلیمتر در ناحیه پشت ایجاد شد.موشها در روز 14قربانی شدند.از زخمها نمونهبرداری شد و آزمایش بیومکانیکی از نوع کششپذیری (tensiometery) روی آنها انجام و نیروی حداکثر (N) ،سفتی ارتجاعی(N/mm2)و میزان کار انجام شده(N/mm)محاسبه شد. یافتهها :میانگین دادههای آزمایش بیومکانیک نیروی حداکثر، سفتی ارتجاعی و میزان کار انجام شده در روز 14 در بین گروههای شاهد، حامل و تجربی تفاوت آماری معنیداری را نشان نداد. نتیجهگیری : پماد حاوی عصاره پترولیوم اتری ریشه گیاه Onosma dichroanthum Boiss.اثری بر التیام زخم نداشت.
بهناز خدابخشی، عبداله عباسی، آیدا هاشمی فرد، فاطمه قاسمی کبریا، مینا خسرویان،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : درمان با داروهای ضدسل موثرترین روش کنترل بیماری سل است. با شناسایی عوارض داروهای ضدسل و درمان آنها میتوان از ایجاد مقاومت دارویی جلوگیری نمود. این مطالعه به منظور تعیین عوارض منجر به بستری ناشی از مصرف داروهای ضدسل ثبت شده طی سالهای 90-1386 در مراکز بهداشتی شهری و روستایی شهرستان گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 1550 پرونده بیماران مبتلا به سل در گرگان انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و بالینی در پرسشنامهای ثبت شد. عوارض دارویی در سه دسته کبدی، پوستی و سایر عوارض تقسیم شدند. یافتهها : 44 بیمار مبتلا به سل (2.8%) دارای عوارض دارویی منجر به بستری بودند که 27 نفر (61.4%) از آن زن بودند. بین وقوع عوارض دارویی با سن و جنس ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد. 34 بیمار (77.3%) به سل ریوی و 10 بیمار (22.7%) به سل خارج ریوی مبتلا بودند. 17 نفر (38.6%) از مسلولین مبتلا به دیابت بودند. بین وقوع عارضه دارویی و بیماری زمینهای ارتباط آماری معنیداری مشاهده نگردید. عارضه کبدی در 37 بیمار (84.1%)، عارضه پوستی در 5 بیمار (11.4%) و سایر عوارض در 2 بیمار (4.5%) منجر به بستری شده بود. نتیجهگیری : عارضه کبدی فراوانترین علت بستری ناشی از مصرف داروهای ضدسل در شهرستان گرگان بود.
حامد فتحی، نورالدین محمد شاهی، آیدا لطیفی، آناهیتا زمانی، فاطمه شکی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : گلهای بهار نارنج به طور سنتی در درمان اختلالات عصبی مثل تشنج، صرع و ضعف اعصاب کاربرد دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصارههای متانلی، استونی و آبی بهارنارنج بر میزان تهوع ناشی از اپیکا و سولفات مس در جوجه مرغ انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 جوجه مرغ 5-3 روزه در 23 گروه 6 تایی تقسیم شدند. ایجاد تهوع در حیوانات با استفاده از سولفات مس خوراکی (60 mg/kg) و اپیکا (600 mg/kg) ایجاد شد. عصاره آبی، متانلی و استونی گل بهارنارنج در دوزهای 50, 100, 250 mg/kg به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. همچنین متوکلوپرامید (کنترل مثبت) به صورت داخل صفاقی تزریق شد. میزان تهوع ناشی از سولفات مس و اپیکا به ترتیب پس از 50 و 20 دقیقه ثبت گردید.
یافتهها : هر سه نوع عصاره بهارنارنج در دوزهای 100, 250 mg/kg به صورت معنیداری سبب مهار تهوع ناشی از سولفات مس و اپیکا شدند (P<0.05) که در مقایسه با گروه دریافت کننده متوکلوپرامید اثر بهتری نشان دادند. همچنین مقایسه اثر ضدتهوعی عصارههای مختلف این گیاه نشان داد که به ترتیب عصارههای متانلی، آبی و استونی اثر بهتری در پیشگیری از تهوع به سولفات مس و اپیکا داشتند.
نتیجهگیری : هر سه عصاره متانلی ، استونی و آبی بهارنارنج باعث مهار تهوع ناشی از اپیکا و سولفات مس به صورت وابسته به دوز در مقایسه با متوکلوپرامید در جوجه مرغ میشوند.
فهیمه آزادی، آیلر جمالی، بصیره بائی، مسعود بازوری، فاطمه شاکری، عزت اله قائمی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی بهویژه مقاومت به متیسیلین در باکتریهای پاتوژن مانند استافیلوکوکوس اورئوس موجب تهدید سلامت انسان بهخصوص در بیمارستان شده است. نانوذرات فلزات سنگین مانند Ag برای مهار این باکتری استفاده میشود. این مطالعه به منظور تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی نانو ذره نقره علیه استافیلوکوکوس اورئوس و ارتباط آن با مقاومت به متیسیلین و منشا جداسازی باکتری انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) نانوذره نقره بر روی 183 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس توسط روش میکرودایلوشن ارزیابی شد. 30 ایزوله، براساس وجود ژن mecA بهعنوان MRSA در نظر گرفته شدند. ایزولهها از بیماران، بینی حاملین سالم و مواد غذایی تهیه شد. مقایسه سطح MIC در ایزولهها بر مبنای مقاومت به متیسیلین، منبع جداسازی باکتری و مقاومت به سایر آنتیبیوتیکها انجام گردید.
یافتهها : میانگین MIC نانو ذره نقره بر 183 ایزوله مستقل استافیلوکوکوس اورئوس 1.89±2.9 میکروگرم بر میلیلیتر برآورد شد و از 16-1 میکروگرم بر میلیلیتر متغیر بود. میانگین MIC نانوذره نقره در ایزولههای جدا شده از مواد غذایی 0.7±2 میکروگرم بر میلیلیتر، حاملین سالم 2.4±4.1میکروگرم بر میلیلیتر و بیماران 2.1±3.4 میکروگرم بر میلیلیتر تعیین شد (P<0.05). میانگین MIC نانوذره نقره درایزولههای فاقد ژن mecA 2.3±3.9 میکروگرم بر میلیلیتر و در ایزولههای حاوی این ژن 1.4±2.4 میکروگرم بر میلیلیتر تعیین شد (P<0.05). میانگین MIC نانوذره نقره در ایزولههای مقاوم به جنتامایسین نیز کمتر از ایزولههای حساس به آن بود (P<0.05)؛ ولی بین MIC نانو ذره نقره و مقاومت به سایر آنتیبیوتیکها ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری : ارتباط معنیداری بین MIC نانوذره نقره در ایزولههای استافیلوکوکوس اورئوس با منشا جداسازی نمونه و مقاومت به متیسیلین و جنتامایسین وجود دارد. با توجه به پایین بودن MIC نانو ذره نقره بر ایزولههای مقاوم به متی سیلین، امکان استفاده از آن در کنترل MRSA در عفونت بیمارستانی میتواند مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
آیدا بابازاده ناصری، محمدمهدی سلطان دلال،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: لیستریا مونوسیتوژنز یک پاتوژن داخل سلولی منتقله از غذا است که باعث مننژیت، مننگوانسفالیت و سقط جنین میگردد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آلودگی نمونههای غذایی به گونههای لیستریا بهویژه لیستریا مونوسیتوژنز، تعیین سروتایپینگ و الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 150 نمونه غذایی از سوپرمارکتها، فروشگاهها و غذاهای آماده در مناطق مختلف تهران طی فروردین لغایت شهریور 1397 تهیه گردید. همه جدایههای مشکوک از نظر تستهای بیوشیمیایی مورد آزمایش قرار گرفتند. جدایههای لیستریا مونوسیتوژنز با استفاده از آزمونهای حساسیت ضدمیکروبی و سروتایپینگ ارزیابی شدند.
یافتهها: از مجموع 150 نمونه مورد بررسی، 30 نمونه (20درصد) از نظر گونههای لیستریا و 9 نمونه (6درصد) از نظر لیستریا مونوسیتوژنز (سبزی 4جدایه 44.44%، پنیر 2 جدایه 22.22% و گوشت 3 جدایه 33.33%) مثبت بودند. از 9 جدایه لیستریا مونوسیتوژنز، 5 جدایه (55.55%)،3 جدایه (33.33%) و یک جدایه (11.11%) بهترتیب متعلق به سرووارهای 4b، 1/2b و 1/2a بودند. لیستریا مونوسیتوژنزهای جدا شده به آنتیبیوتیکهای تریمتوپریم، سولفامتوکسازول، تتراسایکلین، استرپتومایسین، کلرامفنیکل و سیپروفلوکساسین مقاوم بودند؛ به پنیسیلین G، جنتامایسین، استرپتومایسین و آمپیسیلین حساس بودند و نسبت به سیپروفلوکساسین مقاومت بینابینی داشتند.
نتیجهگیری: میزان آلودگی نمونههای گوشت، بهویژه سبزی و پنیر به لیستریا مونوسیتوژنز به علت مصرف خام حایز اهمیت است. باتوجه به پتانسیل آلودگی نمونههای مورد بررسی به لیستریا ضرورت پایش مستمر و تدوین یک برنامه دقیق برای شناسایی این باکتری در تهران و کل کشور وجود دارد.
خدیجه عاشورپور، احمد حیدری، آی سن قرنجیک، الهام مبشری، سمیرا عشقی نیا،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: از دیرباز انتخاب جنسیت فرزندان به دلایل متعدد مورد توجه جوامع بشری بوده است. برخی مطالعات، تاثیر رژیم غذایی حوالی بارداری مادر را بر تغییر نسبت جنسیتی نشان میدهند. با توجه این که در طول ماه رمضان، رژیم غذایی زنان دستخوش تغییر اساسی میگردد و پژوهشهای پیرامون ارتباط روزهداری مادر بر جنسیت جنین اندک و نتایج آن ضد و نقیض است؛ این مطالعه به منظور تعیین ارتباط روزهداری مادر در مرحله فولیکولی آخرین قاعدگی با جنسیت نوزاد انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی روی 139 زن باردار مراجعه کننده به درمانگاه مامایی بیمارستان شهید صیاد شیرازی یا مراکز بهداشتی درمانی شهر گرگان به دلیل انجام مراقبتهای دوران بارداری انجام شد که شروع آخرین دوره قاعدگی قبل از بارداری آنها در ماه رمضان سالهای 1395 لغایت 1396 بود. ابزار جمعآوری اطلاعات چک لیستی شامل مشخصات دموگرافیک مادر باردار، تاریخ آخرین قاعدگی، سن بارداری، تعداد بارداری و تعداد روزهای روزهداری بودند.
یافتهها: 86 نفر (62 درصد) از مادران باردار روزهدار و 53 نفر (38 درصد) غیرروزهدار بودند. فراوانی نوزادان متولد شده از مادران باردار روزهدار 43 نوزاد پسر و 43 نوزاد دختر و در مادران غیرروزهدار 35 نوزاد پسر و 18 نوزاد دختر تعیین گردید. فراوانی جنسیت پسر نسبت به جنسیت دختر در مادران غیرروزهدار بیشتر بود؛ ولی این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود. در بررسی اثرات همزمان متغیرها بر جنسیت نوزاد، هیچکدام از متغیرهای مورد بررسی با جنسیت نوزاد ارتباط آماری معنیداری نشان ندادند. متغیرهایی مانند تعداد بارداری (P= 0.051) و روزهداری مادر (P= 0.083) به ترتیب با نسبت شانس 0.706 و 0.705 شانس پسرزایی را حدود 30 درصد کاهش دادند که البته از لحاظ آماری معنیدار نبودند.
نتیجهگیری: جنسیت نوزاد با روزهداری مادر در مرحله فولیکولی آخرین قاعدگی ارتباطی نشان نداد.
یاسمن رهنما، آیلر جمالی، تینا دادگر،
دوره 21، شماره 4 - ( زمستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس شایعترین عامل مهم عفونتهای بیمارستانی است. درمان عفونتهای استافیلوکوکوس اورئوس با حضور گونه مقاوم به آنتیبیوتیک متیسیلین (Methicillin Resistant Staphylococcus aureus: MRSA) پیچیدهتر شده است. mecA ژن کدکننده مقاومت به متیسیلین و blaZ ژن کدکننده مقاومت به آنزیم بتالاکتاماز است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ژنهای blaZ و mecA در ایزولههای استافیلوکوکوس اورئوس جداشده از نمونههای بالینی با استفاده از روش مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز (Polymerase Chain Reaction: PCR) انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی 59 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس از نمونههای بالینی بیمارستانهای شهر گرگان طی مدت ششماه (از بهمن 1395 لغایت تیر 1396) جمعآوری شدند. ایزولهها با استفاده از رنگآمیزی گرم، تستهای کوآگولاز، کاتالاز، Dnase و تخمیر قند مانیتول تعیین هویت شدند و با روش دیسک دیفیوژن مقاومت آنتیبیوتیکی ارزیابی گردید. از روش یدومتری برای تشخیص تولید آنزیم بتالاکتاماز در این باکتری استفاده شد. سپس تشخیص ژنهای mecA و blaZ با استفاده از روش PCR انجام گردید.
یافتهها: همه 59 ایزوله (100 درصد) استافیلوکوکوس اورئوس برای ژن blaZ مثبت و بهدنبال آن، 27 ایزوله (45.8%) دارای ژن mecA بودند که بهطور همزمان ایزولههای دارای ژن mecA از لحاظ حضور ژن blaZ مثبت بودند. میزان 5 درصد از ایزولههای مقاوم به اگزاسیلین و 3 درصد از ایزولههای مقاوم به سفوکسیتین دارای ژن mecA بودند. 79.4% از ایزولههای دارای ژن blaZ، در تست فنوتیپی بتالاکتاماز مثبت بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تمام ایزولههای جدا شده دارای استافیلوکوکوس اورئوس با ژن blaZ بودند و بهطور همزمان ایزولههای دارای ژن mecA از لحاظ حضور ژن blaZ مثبت بودند.
آیدین ولی زاده اورنج، فرشاد قربانلو، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین عارضههای مفصل زانو، زانوی ضربدری (genu valgum) است. این مطالعه به منظور تعیین اثر بریس زانوی مدرج در دو زاویه 30 درجه و 60 درجه بر مؤلفههای نیروهای عکسالعمل زمین طی فرود در پسران دارای زانوی ضربدری انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 20 دانشجوی پسر در محدوده سنی 2.12±21.70 سال دارای زانوی ضربدری انجام شد. بریس زانوی مدرج در دو زاویه فلکشنی 30 درجه و 60 درجه استفاده شد. فرود از سکوی 40 سانتیمتری روی صفحه نیرو در سه شرایط بدون بریس، با بریس در زاویه 30 درجه و با بریس در زاویه 60 درجه انجام شد.
یافتهها: نیرو در راستای عمودی و طی فاز تماس پاشنه کاهش آماری معنیداری را طی شرایط فرود با بریس در زاویه 60 درجه در مقایسه با فرود بدون بریس به اندازه 15.21% نشان داد (P<0.05). همچنین اوج نیرو در راستای داخلی - خارجی طی فاز تماس پاشنه در شرایط فرود با بریس در زاویه فلکشنی 60 درجه بهطور معنیداری بیشتر از فرود با بریس در زاویه فلکشنی 30 درجه به میزان 27.18% بود (P<0.05).
نتیجهگیری: با کاهش زاویه محدود کننده فلکشن زانو نیروهای وارده بر اندام تحتانی افزایش مییابد و این امر باعث افزایش احتمال آسیب در مفصل زانو میشود. از این رو استفاده از بریس زانوی مدرج در افراد دارای زانوی ضربدری در زاویه محدود کننده فلکشنی 60 درجه توصیه میشود.
آیسان فردمهرگان، ملیحه حدادنژاد، امیر لطافت کار،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: قدرت و انعطاف پذیری از عوامل تاثیر گذار بر عملکرد ورزشی محسوب میشوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات اکسنتریک بر قدرت و انعطاف پذیری زنان فعال دارای کوتاهی همسترینگ انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 24 زن فعال دارای کوتاهی همسترینگ در دو گروه 12 نفری مداخله و کنترل انجام شد. برای اندازهگیری قدرت شامل گشتاور اکسنتریک، گشتاور کانسنتریک و زمان رسیدن به حداکثر گشتاور در سرعتهای 60 و180 درجه بر ثانیه از دستگاه دینامومتر ایزوکینتیک و برای اندازهگیری انعطافپذیری همسترینگ از آزمون اکستنشن غیرفعال زانو قبل و بعد از 6 هفته تمرینات اکسنتریک استفاده شد.
یافتهها: پس از شش هفته تمرینات اکسنتریک بهبود معنیداری در امتیازات آزمونهای باز کردن غیرفعال زانو و نیز حداکثر گشتاور و زمان رسیدن به حداکثر گشتاور اکسنتریک فلکسورهای زانو در سرعت زاویهای 60 درجه بر ثانیه در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: تمرینات اکسنتریک سبب افزایش انعطافپذیری و قدرت اکسنتریک عضله همسترینگ زنان فعال گردید.
سعید نوری نسب، امیرعلی جعفرنژادگرو، معرفت سیاهکوهیان، آیدین ولی زاده اورنج،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عارضه زاﻧﻮی ﭘﺮاﻧﺘﺰی ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮات الگوی هم انقباضی عضلات اﻧﺪام ﺗﺤﺘﺎﻧﯽ و اقصاد دویدن همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر استفاده از بریس در سه زاویه مختلف فلکشن زانو بر اقتصاد دویدن و هم انقباضی عضلات اندام تحتانی در افراد دارای زانوی پرانتزی انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی پسران فعال فوتبالیست دانشجو شامل 15 نفر سالم (میانگین سنی 1.55±22.86 سال) و 15 نفر دارای زانوی پرانتزی (میانگین سنی 1.80±22.13 سال) انجام شد. مقادیر فعالیت الکتریکی عضلات (درشت نئی قدامی، دوقلوی داخلی، پهن داخلی، پهن خارجی، راست رانی، دوسررانی، و نیم وتری) با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی طی چهار شرایط با و بدون استفاده از بریس ثبت شد. سپس مقادیر هم انقباضی عمومی و جهتدار طی دویدن محاسبه گردید. زوایای بریس بر روی زوایای 15، 30 و60 درجه تنظیم شد. سپس مقادیر حداکثر اکسیژن مصرفی از طریق دستگاه گازآنالایزر ثبت و برای محاسبه اقتصاد دویدن استفاده گردید.
یافتهها: میزان نسبت تبادل تنفسی در گروه پرانتزی نسبت به گروه سالم به طور معنیداری بیشتر بود (P<0.05). استفاده آنی از بریس بر مقادیر اقتصاد دویدن و نسبت تبادل تنفسی اثرگذار نبود. اثر عامل بریس بر همانقباضی عضلات عمومی زانو طی فاز پاسخ بارگیری به لحاظ آماری معنیدار بود (P<0.05). مقایسه جفتی نشان داد که هنگام استفاده از بریس مقادیر همانقباضی عمومی مفصل زانو به لحاظ آماری در مجموع افزایش پیدا مینماید. با وجود این هنگام استفاده از بریس 15 مقادیر همانقباضی عمومی مفصل زانو طی فاز پاسخ بارگیری کاهش پیدا نمود. اثر عامل بریس بر همانقباضی عضلات عمومی مچ پا طی فاز هل دادن به لحاظ آماری معنیدار بود (P<0.05). مقایسه جفتی نشان داد که مقادیر همانقباضی عمومی مچ پا طی فاز هل دادن در مجموع هنگام استفاده از بریس افزایش پیدا کرده است.
نتیجهگیری: استفاده از بریس 15 همانقباضی عمومی در مفصل زانو را طی فاز پاسخ بارگیری بهبود میبخشد.
امیرعلی جعفرنژادگرو، احسان فخری، آیدین ولی زاده اورنج، راضیه علیزاده،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پرونیشن پا میتواند منجر به افزایش رخداد آسیب هنگام دویدن شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر کفش با میخهای دارای دو سفتی مختلف بر طیف فرکانس فعالیت عضلات هنگام دویدن در بیماران با پای پرونیت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 15 دونده مرد با میانگین سنی 6.4±27.2 سال دارای پای پرونیت انجام شد. آزمودنیها در دو شرایط با کفش میخی معمولی و کفش میخی دبل دنسیتی دویدند. فعالیت الکتریکی 8 عضله اندام تحتانی پس از 5 دقیقه دویدن با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی 8 کاناله بایومتریک (ساخت انگلیس) با الکترودهای سطحی دو قطبی ثبت شدند. محل قرار دادن الکترودها بر روی عضلات درشتنئی قدامی، دوقلوی داخلی، پهن داخلی، راست رانی، پهن خارجی، دوسررانی، نیموتری و سرینی میانی بر طبق پروتکل اروپایی سنیام بود.
یافتهها: میزان فرکانس دو عضله درشتنئی قدامی و سرینی میانی طی فاز پاسخ بارگیری در هنگام دویدن با کفش میخی دبل دنسیتی نسبت به کفش میخی معمولی به لحاظ آماری بزرگتر بود (P<0.05). میزان فرکانس عضلات طی دو فاز میانه اتکا و هل دادن بین دو شرایط دویدن با کفش میخی معمولی و کفش میخی دبل دنسیتی اختلاف آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: کفش میخی دبل دنسیتی طی فاز پاسخ بارگیری دویدن فرکانس دو عضله سرینی میانی و درشت نئی قدامی را افزایش داد که میتواند در جذب شوک مفید باشد.
میلاد نیک نام عضدی، فاطمه استوار، ابوالفضل امجدی پور، سیما بشارت، بهفر تازیکی، فهیمه عبدالهی، سید آیدین ساجدی،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی دارای شیوع و مرگ و میر زودرس بالایی است؛ لذا شناسایی عوامل موثر در افزایش بروز سکته مغزی دارای اهمیت بسیاری است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عوامل جوی و نوسان میدانهای مغناطیسی زمین بر رخداد سکته مغزی در گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی گذشته نگر روی 3639 بیمار شامل سکته مغزی ایسکمیک (3102 بیمار)، خونریزی داخل مغزی (472 بیمار) و خونریزی زیرعنکبوتیه (65 بیمار) بستری در سالهای 1394 لغایت 1398 در مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی طی سال 1399 انجام شد. پس از ثبت متغیرهای محیطی شامل دما، فشار، رطوبت و نوسان میدان مغناطیسی زمین، دادههای بیماران سکته مغزی از سیستم اطلاعات بیمارستان استخراج و ارزیابی گردید.
یافتهها: بیشترین موارد خونریزی داخل مغزی در فصل زمستان و کمترین موارد در فصل تابستان رخ داده بود. بروز خونریزی داخل مغزی ارتباط مستقیم و معنیداری با فشار هوا (r=0.452, P=0.001) و رابطه معکوس معنیداری با دما (r=-0.457, P=0.001) داشت. خونریزی زیرعنکبوتیه و سکتههای ایسکمیک ارتباطی با فصل و ماه نداشتند. بروز سکتههای ایسکمیک ارتباط مستقیم و معنیداری با نوسانات میدان مغناطیسی زمین داشت (r=0.359, P=0.007). خونریزی زیرعنکبوتیه ارتباطی با هیچیک از متغیرها نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که دمای پایین، فشار هوای بالا و نوسانات زیاد میدان مغناطیسی، با بروز بیشتر سکته مغزی در ارتباط است.
زهرا سادات دامرودی، نرگس زاده راشکی، زهرا شاه محمدی، سهراب بوذرپور، نازنین منصور مشتاقی، شعبان قلندرآیشی، آرزو نگهداری، مهدی وکیلی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان شایعترین سرطان در بین زنان سراسر جهان بوده و از نظر میزان مرگ و میر در رده دوم قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگیهای فردی، بالینی و آزمایشگاهی زنان مبتلا به ضایعات پستان در مراجعین به بیمارستان دکتر بسکی گنبدکاووس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 130 زن دارای ضایعات پستان (خوشخیم و بدخیم) جراحی شده در بیمارستان دکتر بسکی گنبد کاووس طی فروردین 1398 لغایت اسفند 1399 انجام شد. دادههای دموگرافیک (سن، سابقه خانوادگی و قومیت) و نتایج آسیبشناسی (درجهبندی، نوع ضایعه، نوع جراحی، مکان، اندازه تومور) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: ضایعات پستان در 51.53% بدخیم و در 48.46% خوشخیم بودند. بیشترین نوع توده بدخیم داکتال کارسینومای تهاجمی (71.64%) و بیشترین نوع توده خوشخیم فیبروآدنوما (69.84%) بودند. بیشتر موارد بدخیم در بیماران گروه سنی 41 تا 50 سال (43.28%) مشاهده شد. تقریباً نیمی از جمعیت مورد مطالعه (49.15%) فاقد سابقه خانوادگی مثبت و حدود یک چهارم بیماران حداقل یکی از بستگان درجه اول یا دوم مبتلا به سرطان پستان داشتند. اکثر مبتلایان (44.78%) تومورهای بدخیم درجه II داشتند. 78.51% درصد زنان قبل از جراحیهای پستان تحت شیمیدرمانی قرار نگرفته بودند. همچنین حدود نیمی از بیماران (58 بیمار، 49.57%)، پس از جراحی تحت هیچگونه درمان کمکی قرار نگرفتند؛ با این وجود شیمیدرمانی بیشترین نوع درمان کمکی (16 مورد، 13.86%) بعد از عمل بود. درمان همزمان شیمیدرمانی و رادیودرمانی در 24.78% بیماران پس از جراحی انجام گردید. ارتباط آماری معنیداری بین سن با نوع ضایعه، درمانهای کمکی بعد از عمل و درگیری گرههای لنفاوی مشاهده گردید (P<0.05). بین سن با اندازه تومور و بین سابقه خانوادگی با درجه بدخیمی تومور ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). همبستگی معنیداری بین سن و درجه بدخیمی تومور (P=0.02, F(2.48)=4.19) یافت شد. به طوری که در سن ابتلا پایینتر، درجه بدخیمی بیشتر است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده سن پایین ابتلا به ضایعات بدخیم پستان در شهرستان گنبدکاووس در شرق استان گلستان بود. بیشتر ضایعات بدخیم از نوع داکتال کارسینومای تهاجمی و درجه II بودند. ارتباط مثبت سابقه خانوادگی سرطان بر درجهبندی تومورهای پستان بهدست آمد.
آی ناز آق، گلبهار آخوندزاده،
دوره 26، شماره 1 - ( بهار 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع یک یکی از متداولترین بیماریهای مزمن دوران کودکی بهشمار میرود. تشخیص و وجود بیماری مزمن در کودک برای والدین به خصوص مادر که مسؤولیت نگهداری از کودک را برعهده دارد؛ تنیدگی، نگرانی و مشکلاتی را بهوجود میآورد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش تابآوری بر عزتنفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 60 مادر دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک مراجعه کننده به کلینیکهای دیابت شهرستانهای گنبدکاووس و گرگان در استان گلستان طی سالهای 1402-1401 انجام شد. مادران به روش در دسترس انتخاب و با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه 30 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. پروتکل آموزش تابآوری برای گروه مداخله به صورت گروههای 5 نفری به مدت 9 جلسه 90 دقیقهای طی 2 ماه اجرا شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه عزتنفس Coopersmith (Coopersmith Self-Esteem Inventory: SEI) بود که در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون تکمیل شد. امتیازدهی عزت نفس ضعیف، متوسط و قوی به ترتیب با کسب نمرات 26 و کمتر، نمرات 43-27 و نمرات بیش از 44 لحاظ شدند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار ابعاد عزتنفس عمومی (22.73±3.26)، اجتماعی (7.32±0.79)، شغلی / اجتماعی (7±1.46) و عزتنفس کلی (44.73±5.03) مادران گروه مداخله در مقایسه با مادران گروه کنترل در پسآزمون افزایش آماری معنیداری یافتند (P<0.05). میانگین و انحراف معیار نمرات عزتنفس مادران گروه مداخله در ابتدای مطالعه متوسط و در پس آزمون قوی ارزیابی شد (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش تاب آوری سبب افزایش عزتنفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک گردید.
متین ظفر شکورزاده، ابراهیم کوهساری*، تقی امیریانی، علی اصغر آیت اللهی،
دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت همزمان سل (Tuberculosis) و COVID-19 یک چالش بهداشتی قابل توجه در سطح جهانی است. استان گلستان بهعنوان یکی از مهمترین کانونهای بیماری سل مطرح است. این مطالعه به منظور ارزیابی همزمان اپیدمیولوژی بالینی بیماری سل و COVID-19 در مراجعین به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشتهنگر روی 22 بیمار (12 مرد و 10 زن) مبتلا به COVID-19 و سل فعال یا قدیمی بستری در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سالهای 1399 تا 1401 انجام شد. از پروندههای موجود در بیمارستان اطلاعات بالینی و استفاده از RT-PCR نمونههای سواب گلو و بینی از دستگاه تنفسی فوقانی و نمونه ترشحات لوله تراشه استخراج و بهصورت چک لیست تهیه شد.
یافتهها: از تعداد 22 بیمار 13 نفر متوفی و 9 نفر بهبود یافته بودند. بخش بستری بیماران شامل بخش مراقبتهای ویژه (ICU) (36 درصد)، ایزوله تنفسی (36%) ، جراحی (4.5%) و عفونی (23%) بود که 100 درصد بیماران ICU در گروه متوفی قرار گرفتند (P<0.05). علائم بالینی همه 13 بیمار متوفی تنگی نفس بود (P<0.05). در نتایج آزمایشگاهی ALT و BUN گروه متوفی به طور قابل توجهی بیش از گروه بهبود یافته بود (P<0.05). مقادیر ایندکسهای هماتولوژی WBC، Hb، Hct و MCHC گروه بهبودیافته بهطور معنیداری بیشتر از گروه متوفی بود (P<0.05).
نتیجهگیری: احتمال بروز مرگ در بیماران مبتلا به عفونت همزمان سل و COVID-19 دچار تنگی نفس و بستری در بخش مراقبتهای ویژه دارای افزایش مقادیر آزمایشگاهی ALT و BUN ، بیشتر است.