[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87043068
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
26 نتیجه برای آی

سعید نوری نسب، امیرعلی جعفرنژادگرو، معرفت سیاهکوهیان، آیدین ولی زاده اورنج،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: عارضه زاﻧﻮی ﭘﺮاﻧﺘﺰی ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮات الگوی هم انقباضی عضلات اﻧﺪام ﺗﺤﺘﺎﻧﯽ و اقصاد دویدن همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر استفاده از بریس در سه زاویه مختلف فلکشن زانو بر اقتصاد دویدن و هم انقباضی عضلات اندام تحتانی در افراد دارای زانوی پرانتزی انجام گردید.

روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی پسران فعال فوتبالیست دانشجو شامل 15 نفر سالم (میانگین سنی 1.55±22.86 سال) و 15 نفر دارای زانوی پرانتزی (میانگین سنی 1.80±22.13 سال) انجام شد. مقادیر فعالیت الکتریکی عضلات (درشت نئی قدامی، دوقلوی داخلی، پهن داخلی، پهن خارجی، راست رانی، دوسررانی، و نیم وتری) با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی طی چهار شرایط با و بدون استفاده از بریس ثبت شد. سپس مقادیر هم انقباضی عمومی و جهت‌دار طی دویدن محاسبه گردید. زوایای بریس بر روی زوایای 15، 30 و60 درجه تنظیم شد. سپس مقادیر حداکثر اکسیژن مصرفی از طریق دستگاه گازآنالایزر ثبت و برای محاسبه اقتصاد دویدن استفاده گردید.

یافته‌ها: میزان نسبت تبادل تنفسی در گروه پرانتزی نسبت به گروه سالم به طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05). استفاده آنی از بریس بر مقادیر اقتصاد دویدن و نسبت تبادل تنفسی اثرگذار نبود. اثر عامل بریس بر هم‌انقباضی عضلات عمومی زانو طی فاز پاسخ بارگیری به لحاظ آماری معنی‌دار بود (P<0.05). مقایسه جفتی نشان داد که هنگام استفاده از بریس مقادیر هم‌انقباضی عمومی مفصل زانو به لحاظ آماری در مجموع افزایش پیدا می‌نماید. با وجود این هنگام استفاده از بریس 15 مقادیر هم‌انقباضی عمومی مفصل زانو طی فاز پاسخ بارگیری کاهش پیدا نمود. اثر عامل بریس بر هم‌انقباضی عضلات عمومی مچ پا طی فاز هل دادن به لحاظ آماری معنی‌دار بود (P<0.05). مقایسه جفتی نشان داد که مقادیر هم‌انقباضی عمومی مچ پا طی فاز هل دادن در مجموع هنگام استفاده از بریس افزایش پیدا کرده است.

نتیجه‌گیری: استفاده از بریس 15 هم‌انقباضی عمومی در مفصل زانو را طی فاز پاسخ بارگیری بهبود می‌بخشد.


امیرعلی جعفرنژادگرو، احسان فخری، آیدین ولی زاده اورنج، راضیه علیزاده،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: پرونیشن پا می‌تواند منجر به افزایش رخداد آسیب هنگام دویدن شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر کفش با میخ‌های دارای دو سفتی مختلف بر طیف فرکانس فعالیت عضلات هنگام دویدن در بیماران با پای پرونیت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 15 دونده مرد با میانگین سنی 6.4±27.2 سال دارای پای پرونیت انجام شد. آزمودنی‌ها در دو شرایط با کفش میخی معمولی و کفش میخی دبل دنسیتی دویدند. فعالیت الکتریکی 8 عضله اندام تحتانی پس از 5 دقیقه دویدن با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی 8 کاناله بایومتریک (ساخت انگلیس) با الکترودهای سطحی دو قطبی ثبت شدند. محل قرار دادن الکترودها بر روی عضلات درشت‌نئی قدامی، دوقلوی داخلی، پهن داخلی، راست رانی، پهن خارجی، دوسررانی، نیم‌وتری و سرینی میانی بر طبق پروتکل اروپایی سنیام بود.
یافته‌ها: میزان فرکانس دو عضله درشت‌نئی قدامی و سرینی میانی طی فاز پاسخ بارگیری در هنگام دویدن با کفش میخی دبل دنسیتی نسبت به کفش میخی معمولی به لحاظ آماری بزرگ‌تر بود (P<0.05). میزان فرکانس عضلات طی دو فاز میانه اتکا و هل دادن بین دو شرایط دویدن با کفش میخی معمولی و کفش میخی دبل دنسیتی اختلاف آماری معنی‌داری نداشتند.
نتیجه‌گیری: کفش میخی دبل دنسیتی طی فاز پاسخ بارگیری دویدن فرکانس دو عضله سرینی میانی و درشت نئی قدامی را افزایش داد که می‌تواند در جذب شوک مفید باشد.


میلاد نیک نام عضدی، فاطمه استوار، ابوالفضل امجدی پور، سیما بشارت، بهفر تازیکی، فهیمه عبدالهی، سید آیدین ساجدی،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سکته‌ مغزی دارای شیوع و مرگ و میر زودرس بالایی است؛ لذا شناسایی عوامل موثر در افزایش بروز سکته مغزی دارای اهمیت بسیاری است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عوامل جوی و نوسان میدان‌های مغناطیسی زمین بر رخداد سکته مغزی در گرگان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی گذشته نگر روی 3639 بیمار شامل سکته مغزی ایسکمیک (3102 بیمار)، خونریزی داخل مغزی (472 بیمار) و خونریزی زیرعنکبوتیه (65 بیمار) بستری در سال‌های 1394 لغایت 1398 در مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی طی سال 1399 انجام شد. پس از ثبت متغیرهای محیطی شامل دما، فشار، رطوبت و نوسان میدان مغناطیسی زمین، داده‌های بیماران سکته مغزی از سیستم اطلاعات بیمارستان استخراج و ارزیابی گردید.


یافته‌ها: بیشترین موارد خونریزی داخل مغزی در فصل زمستان و کمترین موارد در فصل تابستان رخ داده بود. بروز خونریزی داخل مغزی ارتباط مستقیم و معنی‌داری با فشار هوا (r=0.452, P=0.001) و رابطه معکوس معنی‌داری با دما (r=-0.457, P=0.001) داشت. خونریزی زیرعنکبوتیه و سکته‌های ایسکمیک ارتباطی با فصل و ماه نداشتند. بروز سکته‌های ایسکمیک ارتباط مستقیم و معنی‌داری با نوسانات میدان مغناطیسی زمین داشت (r=0.359, P=0.007). خونریزی زیرعنکبوتیه ارتباطی با هیچیک از متغیرها نداشت.


نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که دمای پایین، فشار هوای بالا و نوسانات زیاد میدان مغناطیسی، با بروز بیشتر سکته مغزی در ارتباط است.


زهرا سادات دامرودی، نرگس زاده راشکی، زهرا شاه محمدی، سهراب بوذرپور، نازنین منصور مشتاقی، شعبان قلندرآیشی، آرزو نگهداری، مهدی وکیلی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان شایع‌ترین سرطان در بین زنان سراسر جهان بوده و از نظر میزان مرگ و میر در رده دوم قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های فردی، بالینی و آزمایشگاهی زنان مبتلا به ضایعات پستان در مراجعین به بیمارستان دکتر بسکی گنبدکاووس انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 130 زن دارای ضایعات پستان (خوش‌خیم و بدخیم) جراحی شده در بیمارستان دکتر بسکی گنبد کاووس طی فروردین 1398 لغایت اسفند 1399 انجام شد. داده‌های دموگرافیک (سن، سابقه خانوادگی و قومیت) و نتایج آسیب‌شناسی (درجه‌بندی، نوع ضایعه، نوع جراحی، مکان، اندازه تومور) مورد ارزیابی قرار گرفتند.


یافته‌ها: ضایعات پستان در 51.53% بدخیم و در 48.46% خوش‌خیم بودند. بیشترین نوع توده بدخیم داکتال کارسینومای تهاجمی (71.64%) و بیشترین نوع توده خوش‌خیم فیبروآدنوما (69.84%) بودند. بیشتر موارد بدخیم در بیماران گروه سنی 41 تا 50 سال (43.28%) مشاهده شد. تقریباً نیمی از جمعیت مورد مطالعه (49.15%) فاقد سابقه خانوادگی مثبت و حدود یک چهارم بیماران حداقل یکی از بستگان درجه اول یا دوم مبتلا به سرطان پستان داشتند. اکثر مبتلایان (44.78%) تومورهای بدخیم درجه II داشتند. 78.51% درصد زنان قبل از جراحی‌های پستان تحت شیمی‌درمانی قرار نگرفته بودند. همچنین حدود نیمی از بیماران (58 بیمار، 49.57%)، پس از جراحی تحت هیچگونه درمان کمکی قرار نگرفتند؛ با این وجود شیمی‌درمانی بیشترین نوع درمان کمکی (16 مورد، 13.86%) بعد از عمل بود. درمان همزمان شیمی‌درمانی و رادیودرمانی در 24.78% بیماران پس از جراحی انجام گردید. ارتباط آماری معنی‌داری بین سن با نوع ضایعه، درمان‌های کمکی بعد از عمل و درگیری گره‌های لنفاوی مشاهده گردید (P<0.05). بین سن با اندازه تومور و بین سابقه خانوادگی با درجه بدخیمی تومور ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). همبستگی معنی‌داری بین سن و درجه بدخیمی تومور (P=0.02, F(2.48)=4.19) یافت شد. به طوری که در سن ابتلا پایین‌تر، درجه بدخیمی بیشتر است.


نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده سن پایین ابتلا به ضایعات بدخیم پستان در شهرستان گنبدکاووس در شرق استان گلستان بود. بیشتر ضایعات بدخیم از نوع داکتال کارسینومای تهاجمی و درجه II بودند. ارتباط مثبت سابقه خانوادگی سرطان بر درجه‌بندی تومورهای پستان به‌دست آمد.


آی ناز آق، گلبهار آخوندزاده،
دوره 26، شماره 1 - ( بهار 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت نوع یک یکی از متداول‌ترین بیماری‌های مزمن دوران کودکی به‌شمار می‌رود. تشخیص و وجود بیماری مزمن در کودک برای والدین به خصوص مادر که مسؤولیت نگهداری از کودک را برعهده دارد؛ تنیدگی، نگرانی و مشکلاتی را به‌وجود می‌آورد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش تاب‌آوری بر عزت‌نفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.


روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 60 مادر دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک مراجعه کننده به کلینیک‌های دیابت شهرستان‌های گنبدکاووس و گرگان در استان گلستان طی سال‌های 1402-1401 انجام شد. مادران به روش در دسترس انتخاب و با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه 30 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. پروتکل آموزش تاب‌آوری برای گروه مداخله به صورت گروه‌های 5 نفری به مدت 9 جلسه 90 دقیقه‌ای طی 2 ماه اجرا شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه جمعیت‌شناختی و پرسشنامه عزت‌نفس Coopersmith (Coopersmith Self-Esteem Inventory: SEI) بود که در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون تکمیل شد. امتیازدهی عزت نفس ضعیف، متوسط و قوی به ترتیب با کسب نمرات 26 و کمتر، نمرات 43-27 و نمرات بیش از 44 لحاظ شدند.


یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار ابعاد عزت‌نفس عمومی (22.73±3.26)، اجتماعی (7.32±0.79)، شغلی / اجتماعی (7±1.46) و عزت‌نفس کلی (44.73±5.03) مادران گروه مداخله در مقایسه با مادران گروه کنترل در پس‌آزمون افزایش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). میانگین و انحراف معیار نمرات عزت‌نفس مادران گروه مداخله در ابتدای مطالعه متوسط و در پس آزمون قوی ارزیابی شد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: آموزش تاب آوری سبب افزایش عزت‌نفس مادران دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک گردید.


 


متین ظفر شکورزاده، ابراهیم کوهساری*، تقی امیریانی، علی اصغر آیت اللهی،
دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت همزمان سل (Tuberculosis) و COVID-19 یک چالش بهداشتی قابل توجه در سطح جهانی است. استان گلستان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های بیماری سل مطرح است. این مطالعه به منظور ارزیابی همزمان اپیدمیولوژی بالینی بیماری سل و COVID-19 در مراجعین به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشته‌نگر روی 22 بیمار (12 مرد و 10 زن) مبتلا به COVID-19 و سل فعال یا قدیمی بستری در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال‌های 1399 تا 1401 انجام شد. از پرونده‌های موجود در بیمارستان اطلاعات بالینی و استفاده از RT-PCR  نمونه‌های سواب گلو و بینی از دستگاه تنفسی فوقانی و نمونه ترشحات لوله تراشه استخراج و به‌صورت چک لیست تهیه شد.

یافته‌ها: از تعداد 22 بیمار 13 نفر متوفی و 9 نفر بهبود یافته بودند. بخش بستری بیماران شامل بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) (36 درصد)، ایزوله تنفسی (36%) ، جراحی (4.5%) و عفونی (23%) بود که 100 درصد بیماران ICU در گروه متوفی قرار گرفتند (P<0.05). علائم بالینی همه 13 بیمار متوفی تنگی نفس بود (P<0.05). در نتایج آزمایشگاهی ALT و BUN گروه متوفی به طور قابل توجهی بیش از گروه بهبود یافته بود (P<0.05). مقادیر ایندکس‌های هماتولوژی WBC، Hb، Hct و MCHC گروه بهبودیافته به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه متوفی بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: احتمال بروز مرگ در بیماران مبتلا به عفونت همزمان سل و COVID-19 دچار تنگی نفس و بستری در بخش مراقبت‌های ویژه دارای افزایش مقادیر آزمایشگاهی ALT و BUN ، بیشتر است.

 



صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 1.29 seconds with 31 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)