42 نتیجه برای مهرداد
مهرداد روغنی، محسن خلیلی، توراندخت بلوچ نژاد مجرد، مصطفی احمدی،
دوره 15، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : دیابت قندی در درازمدت با اختلالاتی در یادگیری، حافظه و شناخت همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی سیلیمارین بر نقص ایجاد شده در حافظه و یادگیری موش صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 300-240gr انجام شد. موشها به صورت تصادفی به پنج گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با سیلیمارین (100 mg/kg)، دیابتی و دو گروه دیابتی تحت درمان با سیلیمارین (50, 100 mg/kg) تقسیم شدند. سیلیمارین 10 روز پس از تزریق استرپتوزوتوسین به مدت 4 هفته (داخل صفاقی و روزانه) تجویز شد. در پایان، تأخیر اولیه (شاخص اکتساب) و تأخیر در حین عبور (شاخص نگهداری و به یادآوری) در آزمون اجتنابی غیرفعال و درصد رفتار تناوب بهعنوان شاخص حافظه فضایی با استفاده از ماز Y تعیین گردید. همچنین میزان مالوندیآلدئید بافت هیپوکامپ مغز حیوانات تعیین شد. دادهها با استفاده از برنامه سیگما استات نسخه 3.5 و آزمونهای آماری ANOVA یکطرفه و دوطرفه، Tukey و کروسکالوالیس تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : کاهش معنیدار تأخیر در حین عبور موشهای دیابتی (P<0.01) و دیابتی تحت تیمار با دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم سیلیمارین (P<0.05) در پایان کار مشاهده گردید و این پارامتر بهطور معنیدار در گروه دیابتی تحت تیمار با دوز بالای سیلیمارین بیشتر از گروه دیابتی بود (P<0.05). بهعلاوه درصد تناوب در حیوانات دیابتی بهطور معنیدار کمتر از گروه کنترل بود (P<0.05) و این پارامتر در گروههای دیابتی تحت تیمار با سیلیمارین تفاوت معنیدار در مقایسه با گروه دیابتی نشان نداد. همچنین موشهای دیابتی افزایش معنیدار در سطح بافتی مالوندیآلدئید نشان دادند (P<0.05) و درمان با سیلیمارین با دوز بالا (100 mg/kg) میزان مالوندیآلدئید را به صورت معنیدار کاهش داد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که هرچند تجویز دراز مدت سیلیمارین با دوز 100 میلیگرم بر کیلوگرم بر توانایی نگهداری اطلاعات در انبار حافظه و به یادآوری آنها در حیوانات دیابتی در آزمون اجتنابی غیرفعال اثر دارد؛ ولی موجب بهبود حافظه فضایی کوتاهمدت در حیوانات دیابتی نمیگردد و احتمالاً سودمند این ماده از طریق کاهش پراکسیداسیون لیپیدی در بافت هیپوکامپ اعمال میشود.
رامین آذرهوش، مهرداد آقایی،
دوره 15، شماره 3 - ( پاییز 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : آرتریت روماتوئید بیماری التهابی منتشر و مزمن است. آنتیبادیهای پپتید آنتیسیکلیک سیترولینه و فاکتور روماتوئید (RF) به عنوان آنتیبادیهای اختصاصی در تشخیص این بیماری مطرح شدهاند و هر دو از اهمیت تشخیصی بالایی برخوردارند. این مطالعه به منظور تعیین ارزش تشخیصی آنتیبادیهای ضدپپتید حلقوی سیترولینه (Anti-CCP) و فاکتور روماتوئید (RF) در تشخیص بیماری آرتریت روماتوئید انجام شد. روش بررسی :این مطالعه تشخیصی روی 238 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید و 152 فرد غیرمبتلا به آرتریت روماتوئید در شهر گرگان انجام شد. بیماری گروه مبتلا به RF با توجه به معیارهای انجمن روماتولوژی آمریکا تشخیص داده شد. تست Anit-CCP به روش الایزا و فاکتور روماتوئید با روش آگلوتیناسیون لاتکس کیفی انجام شد. یافتهها : آزمون Anti-CCP در 196 نفر از گروه مبتلا به RF مثبت بود و حساسیت آن 82 درصد تعیین شد. آزمون Anti-CCP در گروه غیرمبتلا به RF در 5 نفر مثبت بود و ویژگی آن برای آرتریت روماتوئید 96 درصد تعیین شد. تست RF در 206 نفر از گروه مبتلا به RF مثبت بود و حساسیت آن در آرتریت روماتوئید 86 درصد بود. تست RF در 28 نفر از گروه غیرمبتلا به RF مثبت بود و ویژگی آن برای آرتریت روماتوئید 81 درصد تعیین شد. استفاده همزمان از دو تست نشان داد که وجود یک تست مثبت حساسیت تشخیص را برای بیماری آرتریت روماتوئید به 89 درصد رساند. نتیجهگیری : ویژگی تست Anit-CCP از تست RF در تشخیص بیماری آرتریت روماتوئید بالاتر است.
ویدا نثارحسینی، مهرداد تقی پور، رایکا شریفیان، امیر همتا، سعید فیضی،
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماریهای عروق کرونری یکی از مهمترین علل مرگ و میر در جهان و خصوصاً کشور ایران است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی عوامل خطر بیماری عروق کرونر در مراجعین به مرکز آنژیوگرافی بیمارستان فاطمه زهرا (س) ساری به عنوان مرکز قلب استان مازندران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 2540 بیمار آنژیوگرافی شده با تنگی عروق کرونر بیش از 50 درصد (یک تا سهرگ) مراجعه کننده به بیمارستان فاطمه زهرا (س) ساری در سالهای 88-1383 انجام شد. اطلاعات شامل ابتلا به دیابت، پرفشاری خون، هیپرلیپیدمی، مصرف سیگار، سابقه فامیلی بیماریهای عروق کرونر، CRP و نتایج نوار قلب، تعداد و نام عروق مبتلا و شدت تنگی عروق برای هر بیمار ثبت شد. یافتهها : عوامل خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر به ترتیب شامل پرفشاری خون (40.8%)، هیپرلیپیدمی (40.5%)، دیابت (29.1%)، تغییرات غیرطبیعی نوار قلبی (23.8%)، مصرف سیگار (12.5%)، سابقه فامیلی ابتلا به بیماری عروق کرونری (10%) و CRP مثبت (4.3%) تعیین شد. تنگی بیش از 50 درصد در Left Anterior Descending Artery مردان و زنان به ترتیب 75.8% و 80.4% تعیین شد. تنگی در هر سه رگ در 48.3%، دو رگ در 48.3% و یک رگ در 26.5% از بیماران وجود داشت. بین ابتلا به دیابت و ابتلا شریان Left Anterior Descending Artery و Left Coronary Circumflex ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). نتیجهگیری : پرفشاری خون، هیپرلیپیدمی، دیابت، تغییرات غیرطبیعی نوارقلب، مصرف سیگار و سابقه فامیلی از عوامل خطرساز بیماریهای عروق کرونر در این منطقه بودند.
عظیم رضامند، مهرداد اصغری استیار، بهنیا صادقی، ابراهیم سخی نیا،
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : آنمی فانکونی، شایعترین آنمی آپلاستیک ارثی است که احتمال دارد سبب بروز ناهنجاری در هرکدام از اندامهای اصلی بدن گردد. بنابراین تشخیص آن صرفاً براساس علائم بالینی غیرقابل اعتماد است. این مطالعه به منظور تعیین علایم بالینی و شکستگیهای کروموزومی در افراد مشکوک به آنمی فانکونی در آذربایجان شرقی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 20 بیمار مشکوک با احتمال ابتلا به آنمی فانکونی مراجعه کننده به مرکز تشخیص ژنتیک تبریز طی سالهای 91-1390 انجام شد. پس از اخذ نمونه خون و تهیه کشتهای مربوطه، نوع و تعداد ناهنجاریهای کروموزومی تعیین شدند. یافتهها : 9 بیمار دارای آنمی، 8 بیمار با کمبود پلاکت و 9 مورد نیز دارای ناهنجاری انگشتان دست بودند. با انجام آزمون سیتوژنتیک تشخیص آنمی فانکونی در 5 مورد (25 درصد) قطعی شد. درصد میتوزهای دارای ناهنجاری در کشت بدون مایتومایسینC در 5 بیمار مبتلا از 30-5 درصد و در 15 بیمار غیرمبتلا از صفر تا 4 درصد متغیر بود. همچنین درصد میتوزهای دارای ناهنجاری در کشت واجد mitomycin C 30 ng/ml در 5 بیمار مبتلا از 35-78% و در 15 بیمار غیرمبتلا از صفر تا 20 درصد نوسان داشت. نتیجهگیری : استفاده از آزمون سیتوژنتیک سبب تشخیص قطعی آنمی فانکونی در 25 درصد از بیماران مشکوک به این بیماری گردید.
توراندخت بلوچ نژاد مجرد، مهرداد روغنی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده
زمینه و هدف:صرع لوب گیجگاهی شایعترین نوع صرع در انسان است. بیماران مبتلا به این نوع صرع از تشنجات غیرقابل کنترل و اختلال در حافظه رنج میبرند. این مطالعه برای ارزیابی اثر تجویز کوآنزیم Q10 بر تشنج، حافظه فضایی کوتاه مدت و برخی از شاخصهای استرس اکسیداتیو هیپوکامپ در صرع القا شده به وسیله اسیدکاینیک در موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 48 سر موش صحرایی نر به شش گروه شم، گروه شم تحت تیمار با کوآنزیم Q10 10 mg/kg/bw، گروه دریافت کننده اسید کاینیک و گروههای دریافت کننده اسید کاینیک تحت تیمار با کوآنزیم Q10 شامل 2, 5 , 10 mg/kg/bw تقسیم شدند. کوآنزیم Q10 به صورت داخل صفاقی و روزانه از یک هفته قبل از تزریق داخل هیپوکامپی اسید کاینیک (µg 4) تجویز شد. رفتار تشنجی موشهای صحرایی براساس تقسیم بندی Racine و حافظه فضایی کوتاه مدت با استفاده از درصدر فتار تناوبی در ماز Y تعیین گردید. همچنین میزان مالون دی آلدئید، نیتریت و سوپراکسید دیسموتاز در هیپوکامپ نیز اندازهگیری شد. یافتهها :موشهای دریافت کننده اسیدکاینیک تشنجات خودبخودی حاد و مزمن نشان دادند. بهعلاوه تجویز اسیدکاینیک موجب کاهش درصد رفتار تناوبی (ورودهای موفق و پشت سرهم یا سریالی بهداخل تمام بازوها در مجموعههای سه تایی)، افزایش سطح مالون دی الدئید، نیتریت و کاهش فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در موشهای دریافت کننده اسیدکاینیک در مقایسه با گروه شم شد (P<0.05). پیشدرمان موشهای دریافت کننده اسیدکاینیک با کوآنزیم Q10 ، شدت وقوع تشنجات خودبخودی را در آنها کاهش داد (P<0.05). همچنین کوآنزیم Q10 موجب افزایش درصد رفتار تناوب، کاهش میزان مالون دی الدئید و نیتریت شد (P<0.05)؛ ولی در میزان فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز اثر معنیداری نداشت. نتیجهگیری : به نظر می رسد پیشدرمان حیوانات دریافت کننده اسیدکاینیک با کوآنزیم Q10 علاوه بر کاهش وقوع تشنجات موجب بهبود حافظه فضایی کوتاه مدت و برخی از شاخصهای استرس اکسیداتیو در هیپوکامپ موش صحرایی میشود.
محمدحسن قوسیان مقدم، مهرداد روغنی، زهرا گرجی زاده، سپیده صدرائی،
دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف : هیپرلیپیدمی و دیسلیپیدمی یکی از عوامل خطرهای شایع همراه با دیابت است و کاهش سطح آن در بیماران دیابتی با استفاده از گیاهان دارویی از اهمیت زیادی برخوردار است. این مطالعه به منطور تعیین اثر گیاه مریم گلی بر سطح گلوکز، لیپیدهای سرم و سطح بافتی مالوندیآلدئید موشهای صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به چهار گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با گیاه، دیابتی و دیابتی تحت تیمار با گیاه تقسیم شدند. برای القای دیابت به موشها، از داروی استرپتوزوتوسین به صورت تک دوز و داخل صفاقی به میزان 60 میلیگرم بر کیلوگرم حل شده در محلول سالین نرمال سرد استفاده شد. مریمگلی با غذای گروههای تحت تیمار مخلوط شد. سطح گلوکز، تریگلیسیرید، کلسترول توتال، LDL و HDL سرم روز اول و در هفتههای سوم و ششم اندازهگیری شد. در پایان کار میزان مالوندیآلدئید و پروتئین در هموژنه بافت کبد اندازهگیری گردید. یافتهها : در هفته ششم میزان گلوکز سرم در دو گروه دیابتی و دیابتی تحت تیمار با مریمگلی بهطور معنیداری بیش از نتایج روز اول بود (P<0.05) و تیمار گروه دیابتی با مریمگلی، کاهش معنیداری در سطح گلوکز سرم در مقایسه با گروه دیابتی بهوجود نیاورد. میزان تفاوت تریگلیسیرید سرم گروههای دیابتی و دیابتی تحت تیمار با مریمگلی از نظر آماری معنیدار و سطح آن در گروه دیابتی تیمار شده پایینتر بود (P<0.05). مقادیر کلسترول توتال، HDL ، LDL ، مالون دی آلدئید در موشهای دیابتی تیمار شده با مریمگلی تغییر آماری معنیداری با گروه دیابتی نشان نداد. نتیجهگیری : تجویز دراز مدت گیاه مریم گلی به موشهای دیابتی فقط موجب کاهش معنیدار تریگلیسیرید سرم گردید و بر سایر چربیها و گلوکز سرم و بر پراکسیداسیون لیپیدی در بافت کبد اثری ندارد.
مهرداد خاتمی، زهرا عزیزی، شهرام پورسیدی، امید نجاریون،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف : ذرات در علم نانو اندازهای در مقیاس یک تا 100 نانومتر دارند که نانوذرات نامیده میشوند. علاوه بر ترکیب و ساختار، ابعاد مواد نیز یکی از عوامل موثر بر خواص مواد است. با ظهور توسعه نانوتکنولوژی و با توجه به خاصیت ضدمیکروبی نقره و افزایش این خاصیت در مقیاس نانو؛ میتوان از آن در مبارزه با پاتوژنهای مختلف انسانی نیز بهره برد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدباکتریایی نانوذرات نقره سنتز شده به روش سنتز زیستی با استفاده از تراواشهای بذر گیاه کهورک روی دو سویه استاندارد اشریشیاکلی با نامهای K12 و 25922 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آنالیز مشخصات نانوذرات نقره با آنالیز UV visible اسپکتروفتومتری، پراش اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترونی عبوری انجام شد. سپس به منظور بررسی اثر ضدباکتریایی نانوذرات سنتز شده، از روش رقتسازی لولهای براث (ماکرودیلوشن) استفاده گردید. کمترین غلظت مهارکنندگی (MIC) و کمترین غلظت باکتریکشی (MBC) نانوذرات نقره روی دو سویه استاندارد اشریشیاکلی محاسبه شد. یافتهها : عکس الکترونی تشکیل نانوذرات را با قطری در محدوده 5 تا 35 نانومتر با بیشترین فراوانی در محدوده اندازه 25-20 نانومتر نشان داد. نانوذرات نقره سنتز شده در غلظت بسیار پایین از رشد باکتریها جلوگیری کرد. بهطوری که برای K12 و 25922 از باکتری استاندارد اشریشیاکلی کمترین غلظت مهارکنندگی به ترتیب 1.56 و 0.39 میکروگرم بر میلیلیتر (ppm) و کمترین غلظت باکتریکشی به ترتیب 3.12 و 0.78 میکروگرم بر میلیلیتر (ppm) تعیین گردید. نتیجهگیری : سنتز زیستی با استفاده از تراواشهای بذر کهورک روشی بسیار کمهزینه و بدون نیاز به مصرف انرژی است. نانوذرات نقره با توجه به فعالیت شدید ضدباکتریایی میتوانند جایگزین مناسبی برای مواد گندزدا، ضدعفونی کننده و کنترل عوامل بیماریزا باشند.
سمیه رحیمی، محمدجواد ضمیری، مهرداد شریعتی، سعید چنگیزی آشتیانی، داوود مقدم نیا، آزاد رحیمی،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : سم دیازینون یک حشرهکش ارگانوفسفره بوده که از طریق مهار آنزیم استیل کولین استراز اثرات خود را اعمال میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثر سم دیازینون بر محور هیپوفیزی – گنادی و روند اسپرماتوژنز موش صحرایی نر بالغ انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در 5 گروه 8 تایی تقسیم به صورت گروههای تجربی، کنترل و شم تقسیم شدند. دیازینون در مقادیر 50 و 100 و 150 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن روزانه به گروههای تجربی طی مدت 28 روز به صورت خوراکی تجویز شد. حیوانات گروه کنترل تحت تیمار دارویی یا غیردارویی قرار نگرفتند و گروه شم تنها سرم فیزیولوژی دریافت نمود. در پایان 28 روز پس از تجویز آخرین وعده، خونگیری از قلب حیوانات انجام و غلظت پلاسمایی هورمون تستوسترون اندازهگیری شد. از بیضههای حیوانات نیز نمونههای بافتی تهیه و تغییرات بافتی بررسی گردید. یافتهها : سم دیازینون در گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل سبب کاهش آماری معنیداری در غلظت هورمون تستوسترون و میانگین تعداد سلولهای سرتولی، لیدیگ، اسپرماتوسیتهای اولیه و اسپرماتیدها گردید (P<0.05). میانگین وزن بدن و بیضهها نسبت به گروه کنترل اختلاف آماری معنیداری نشان نداد. نتیجهگیری : سم دیازینون سبب کاهش غلظت سرمی تستوسترون و کاهش سلولها در روند اسپرماتوژنز میگردد.
یعقوب فربود، علیرضا سرکاکی، مهرداد شهرانی کرانی، مریم سعادت فرد،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : آلزایمر یک بیماری مرتبط با سن است و با دمانس و کاهش نورونها در مغز مشخص میشود. استرس اکسیداتیو مغز نقش مهمی در پیری و اختلالات نورودژنراتیو دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره دانه انگور بر بهبود اختلالات حافظه و یادگیری ناشی از تزریق درون بطنی استرپتوزوتوسین (STZ) در موش صحرایی نر انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 80 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار بهطور تصادفی به 5 گروه 16 تایی کنترل، شم، دریافت کننده STZ، دریافت کننده عصاره دانه انگور (mg/kg 100، 30 روز، گاواژ) بهعلاوه STZ و دریافت کننده STZ بهعلاوه عصاره دانه انگور تقسیم شدند. حافظه حیوانات بهوسیله تستهای ماز آبی موریس، شاتل باکس و ماز T ارزیابی شد.
یافتهها : تزریق STZ بهصورت داخل بطنی موجب تخریب حافظه حیوانات در تمامی تستها گردید. تجویز عصاره دانه انگور قبل و بعد از تجویز داخل بطنی STZ زمان رسیدن به سکوی مخفی در تست ماز آبی موریس را نسبت به گروه آلزایمری کاهش داد (P<0.05). همچنین زمان تاخیر ورود به محفظه تاریک در تست حافظه اجتنابی غیرفعال نسبت به گروه آلزایمری افزایش معنیداری نشان داد (P<0.05). بهعلاوه درصد انتخاب بازوی صحیح در تست ماز T در حیوانات دریافت کننده عصاره دانه انگور قبل و بعد از تجویز STZ ، نسبت به گروه آلزایمری افزایش معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری : عصاره دانه انگور اثر مهمی در پیشگیری و بهبود اختلال حافظه ناشی از تزریق داخل بطنی STZ دارد.
آرش رحمتی، مهرداد عنبریان،
دوره 19، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : خستگی عضلات پیرامون یک مفصل میتواند باعث تغییر الگوی حرکت، تغییر در هم انقباضی عضلات آن مفصل، تغییر نیروی عکسالعمل زمین و در نتیجه افزایش خطر آسیبدیدگی شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر خستگی موضعی عضلات دورکننده ران بر ویژگیهای فشار کف پایی در مرحله استانس راهرفتن انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 22 پسر در محدوده سنی 21-15 سال انجام شد. برای ایجاد خستگی عضلات دورکننده ران از پروتکل خستگی حرکت ابداکشن ران با بار 50 درصد یک تکرار بیشینه استفاده شد. متغیرهای میانگین فشار، حداکثر فشار، مدت زمان استپ و سطح تماس کف پایی هنگام راهرفتن در هر دو پا قبل و پس از اجرای پروتکل خستگی ثبت شد.
یافتهها : پس از خستگی موضعی عضلات دورکننده ران، با وجود مشاهده کاهش نسبی در متغیرهای میانگین فشار، مدت زمان استپ و سطح تماس و افزایش در ماکزیمم فشار؛ اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری : خستگی موضعی عضلات دورکننده ران ویژگیهای فشار کف پایی را در مرحله استانس راهرفتن تغییر قابل توجهی ایجاد نمیکند.
عطیه امین زاده، مهرداد رمضان پور، عبدالجبار ملاعرازی، فاطمه قاسمی کبریا، غلامرضا روشندل،
دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : استان گلستان بهعنوان یک منطقه با بروز بالای سرطان شناخته شده است. تفاوتهای اقلیمی شامل تفاوت در بارش، دما و رطوبت میتواند بر نوع پوشش گیاهی، نوع تغذیه و سبک زندگی ساکنین منطقه تاثیر بگذارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین میزان بارش و دمای محیط با میزان بروز انواع سرطان در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی دادههای مربوط به خصوصیات اقلیمی استان گلستان طی سالهای 88-1383 از 19 ایستگاه هواشناسی در سراسر استان جمعآوری شد. دادههای مربوط به بروز سرطان از واحد ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت استان گلستان نیز جمعآوری گردید.
یافتهها : میزان بروز در تمام سرطانها در مناطق با اقلیم خشک که بیشتر شرق و ناحیه ترکمن صحرا را شامل میشود؛ بیش از مناطق با اقلیم مرطوب بود (P<0.05). همبستگی معکوس معنیداری بین میزان بارندگی و میزان بروز سرطان مری یافت شد (ضریب همبستگی پیرسون r=-0.64 و P=0.04). میانگین میزان بارندگی در منطقه پرخطر (371.2+-86.7) بروز سرطان مری نسبت به منطقه کمخطر (657.6+-146.1) بهطور معنیداری کمتر بود (P<0.05). میزان بروز سرطان معده (P<0.05) و سرطان مری (غیرمعنیدار) در مناطق با اقلیم خشک بیشتر از مناطق با اقلیم مرطوب بود. میزان بروز سرطان روده در اقلیم خشک (غیرمعنیدار) بیشتر از اقلیم مرطوب و میزان بروز سرطان پستان در اقلیم خشک (غیرمعنیدار) کمتر از مناطق مرطوب بود.
نتیجهگیری : با توجه به نتایج این مطالعه، عوامل محیطی از جمله اقلیم خشک و کم باران میتوانند بهعنوان یکی از علل احتمالی بروز بالای سرطانها در استان گلستان مطرح شوند.
مرتضی اولادنبی، طاهره حدادی، انورسادات کیان مهر، نادر منصور سمائی، مهرداد آقایی،
دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
فیبرودیسپلازی استخوانی شونده پیشرونده بیماری بسیار نادر با توارث اتوزمال غالب، شدت بیان متغیر و نفوذ کامل است. میزان شیوع آن یک در دو میلیون نفر تخمین زده میشود و توسط جهش در ژن ACVR1 که کد کننده رسپتور نوع 1 پروتئین مورفوژنیک استخوانی است؛ ایجاد میگردد. تاکنون 15 جهش در این ژن گزارش شده است. اکثریت موارد این بیماری ناشی از جهشهای جدید است که به صورت اسپورادیک نمایان میشوند. در این مقاله یک دختر 20 ساله که به مدت 11 سال از فیبرودیسپلازی استخوانی شونده پیشرونده رنج میبرد معرفی شده است.
نجمه غفوری، بهدخت جمشیدنژاد، مهرداد شریعتی،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : کبد اندامی مهم با عملکرد ویژه در ارتباط با متابولیسم داروها است. هالوپریدول دارویی برای درمان اسکیزوفرنی، شیدایی در اختلالات دو قطبی و سرگیجه است. این مطالعه به منظور تعیین تغییرات بافت و آنزیمها کبدی نوزادان موش صحرایی نر متولد شده از مادران تحت تیمار با هالوپریدول انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 25 سر نوزاد موش صحرایی نر از نژاد ویستار به 5 گروه 5 تایی تقسیم شدند. گروهها شامل کنترل، شم و سه گروه تجربی اول، دوم و سوم بود که مادران موشها به ترتیب مقادیر
12.5, 25, 50 mg/kg داروی هالوپریدول را طی دوران بارداری بهصورت گاواژ 21 روزه دریافت کردند. در پایان دوره بارداری و دوره 22روزه نوزادی تمام نوزادان وزن شدند. میزان آنزیمهای آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP) و آسپارتات ترانس آمیناز (AST)، آلبومین و پروتئین تام بهوسیله اتوآنالیزور و بافت کبد نوزادان با رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین ارزیابی شد.
یافتهها : میانگین غلظت آلبومین و پروتئین تام در گروههای تجربی دوم و سوم نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیدار و میانگین غلظت AST در گروههای تجربی دوم و سوم در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). میانگین غلظت ALT و ALP در تمام گروههای تجربی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میانگین شاخص کبد در تمام گروههای تجربی در مقایسه با گروه کنترل تغییر آماری معنیداری نشان نداد. در نمونههای بافتی گروههای تجربی، نکروز بیشتر با افزایش دوز دارو مشاهده شد.
نتیجهگیری : داروی هالوپریدول باعث افزایش آنزیمهای کبدی و نکروز کبدی میگردد و میزان نکروز بافت کبد متناسب با دوز دارو افزایش مییابد.
کیوان حجازی، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری ضیاءالدینی، مهدیه زعیمی،
دوره 20، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : سنتز پروتئین جفت نشده نوع یک (Uncoupling Protein 1: UCP-1) در بافت چربی نقش مهمی در ایجاد مقاومت در برابر تجمع چربی، پیشگیری از افزایش وزن و چاقی دارد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین هوازی با شدتهای متوسط و زیاد بر سطح سرمی آیرزین و پروتئین جفت نشده نوع یک بافت (UCP-1) چربی سفید موشهای صحرایی نر چاق انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر چاق نژاد ویستار (وزن 250 الی 300 گرم، نمایه توده بدن بالای30 گرم برسانتیمتر مربع) به سه گروه تمرین هوازی با شدت متوسط، شدت بالا و کنترل تقسیم شدند. تمرین هوازی هشت هفته، 5 جلسه در هفته و هر جلسه 60 دقیقه دویدن بود که به ترتیب گروه های متوسط و بالا آن را با سرعت 28 و 34 متر در دقیقه روی نوار گردان انجام دادند. 48 ساعت پس از دوره تمرین، سطح پروتئین UCP-1 و آیرزین اندازه گیری شد.
یافتهها : سطح پروتئین UCP-1 بافت چربی و آیرزین سرمی هر دو گروه تمرین هوازی در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت و این افزایش تنها در گروه تمرین هوازی با شدت متوسط نسبت به گروه کنترل از نظر آماری معنیدار بود (p<0.05).
نتیجهگیری : 8 هفته تمرین هوازی به ویژه با شدت متوسط منجر به افزایش سطح پروتئین UCP-1 بافت چربی و آیرزین سرمی گردید.
نوید رحیمی، نفیسه عبدالهی، سیما صدیقی، مهرداد آقایی، عاطفه رضاییفر،
دوره 20، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : لوپوس اریتماتوس سیستمیک یک بیماری خودایمن با تغییراتی در ارگانها و سلولهاست که باعث تظاهرات بالینی میگردد. آنتیبادی ضدنوتروفیل سیتوپلاسمی (Anti neutrophil cytoplasmic antibody: ANCA) شایع در واسکولیتها در لوپوس نیز گزارش شده و در مورد ارتباط آن با فعالیت بیماری گزارشات متنوعی وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ANCA در بیماران مبتلا به لوپوس اریتماتوس سیستمیک و ارتباط آن با فعالیت بیماری انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه مقطعی توصیفی 80 بیمار مبتلا به لوپوس ارجاعی به کلینیک روماتولوژی که بیماری آنها از سال 1391 لغایت 1394 براساس کرایتریای کالج روماتولوژی آمریکا (ACR) تشخیص داده شده بود؛ براساس فعالیت بیماری به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم شدند. اطلاعات دموگرافیک بیماران از طریق پرسشنامه تکمیل و نمونه خون برای بررسی میزان سرمی ANCA با روش ELISA گرفته شد.
یافتهها : میانگین سنی بیماران 37.5±12.4 سال تعیین شد. از کل بیماران 7 نفر مرد (8.75%) و مابقی زن بودند. 27 بیمار (33.75%) دارای بیماری فعال و 53 بیمار (66.25%) دارای بیماری غیرفعال لوپوس بودند. تنها یک مورد از بیماران مبتلا به لوپوس ANCA مثبت داشت که بیمار فوق خانمی 45 ساله با سابقه 10 ساله نفریت لوپوسی بود که در زمان مطالعه، بیماری فعال داشت.
نتیجهگیری : در این مطالعه عدم وجود ارتباط بین وجود ANCA با فعالیت بیماری گزارش شد که علت آن میتواند بهخاطر تعداد کم موارد مثبت باشد.
سید علی حقیقت جو، مهرداد شریعتی، مختار مختاری، داوود مقدم نیا،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرهکش دیازینون کنترل کننده قوی استیل کولین استراز در پایانه های عصبی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر دیازینون بر آزمونهای عملکردی و تغییرات بافتی کبد موش صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد ویستار به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروههای تجربی اول، دوم و سوم به ترتیب مقادیر 50 ، 100 و 150 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن دیازینون را به صورت خوراکی به مدت 21 روز دریافت کردند. گروه کنترل هیچ دارویی دریافت نکرد و گروه شاهد حلال دارو را دریافت نمود. در روز 22، نمونه خونی از همه گروهها تهیه و آنزیمهای کبدی شامل آلانین ترانس آمیناز (ALT)، آسپارتات ترانس آمیناز (AST)، آلکالین فسفاتاز (ALP)، پروتئین تام، آلبومین و بیلیروبین اندازهگیری شدند. پس از بیهوشی حیوانات بافت کبد جدا و با رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: سطح آنزیمهای ALT و AST در گروههای تجربی دریافت کننده مقادیر 100 و 150 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن دیازینون نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سطح آنزیم ALP در تمام گروههای دریافت کننده دیازینون نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سطح پروتئین تام در تمام گروههای دریافت کننده دیازینون نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سطح آلبومین در گروه تجربی دریافت کننده مقدار حداکثر دیازینون نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). در گروههای تجربی در نمونههای بافتی تهیه شده با افزایش مقدار دارو نکروز بافتی بیشتری مشاهده شد.
نتیجهگیری:این مطالعه نشان داد که مصرف خوراکی دیازینون باعث افزایش سطح آنزیمهای کبدی و کاهش سطح پروتئین تام، آلبومین و تغییرات نکروتیک در کبد موشهای صحرایی میگردد.
سارا مقدسی، مهرداد عنبریان، سید حسین حسینی مهر، مهردخت مزده،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis: MS) یکی از شایعترین بیماریهای سیستم عصبی بوده و میزان ابتلا در زنان شایعتر است. اختلال در الگوی راهرفتن از شایعترین اختلالات حرکتی در این بیماران است. این مطالعه به منظور مقایسه فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی و سطح حرکتی مرکز فشار پا حین پایان غیرارادی راهرفتن در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 10 زن مبتلا به MS (براساس طبقهبندی EDSS) و 10 سالم همتاسازی شده از نظر قد، سن و وزن انجام شد. فعالیت الکترومایوگرافی عضلات راست رانی (RF)، پهن داخلی (VM)، پهن خارجی (VL)، دوسررانی (BF)، نیمه وتری (SM)، دوقلوی داخلی (GM)، درشت نئی قدامی (TA) و جابجایی مرکز فشار پا (COP) با سیستم اندازهگیری فشار کف پایی حین پایان غیرارادی راهرفتن ثبت شد. آزمودنیها در پاسخ به یک سیگنال صوتی که برای توقف (مرحله انتهایی راهرفتن) در زمان ضربه پاشنه پا ارایه میشد؛ سعی میکردند به سرعت توقف کنند.
یافتهها: فعالیت عضله پهن خارجی گروه شاهد نسبت به گروه مورد بهطور معنیداری بیشتر بود (P<0.05)؛ در حالی که در گروه مورد فعالیت عضله دوقلو داخلی به میزان قابل توجهی افزایش یافت (P<0.05). همچنین، سطح حرکتی مرکز فشار پاها در گروه مورد کاهش آماری معنیداری نسبت به گروه شاهد داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: افزایش فعالیت عضله دوقلو در گروه مبتلا به MS ممکن است ناشی از تلاش آنان برای آهسته کردن حرکت مرکز جرم به منظور پیشگیری از پیشروی استخوان درشت نی به سمت جلو و در نتیجه سعی در کنترل تعادل به عنوان یک استراتژی برای محدود کردن حرکات مرکز فشار پاها برای پیشگیری از سقوط باشد.
مهدیه کلبادی نژاد، جوانشیر اسدی، مهدی پوراصغرعربی، مهرداد آقایی،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم فیبرومیالژیا یک بیماری مزمن همراه با درد گسترده اسکلتی عضلانی است که در درجه اول زنان را مبتلا میکند و بر بسیاری از ابعاد زندگی روانشناختی و اجتماعی فرد تاثیر منفی میگذارد. درمان شناختی رفتاری احساسات ناکارآمد و رفتارها، فرآیندها و مضامین شناختی ناسازگارانه را به روشهای نظاممند بررسی میکند. هیپنوتراپی شناختی رفتاری ترکیب هیپنوتراپی با روشها و مفاهیم درمان شناختی رفتاری است. این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری با هیپنوتراپی شناختی رفتاری بر رضایت جنسی زنان مبتلا به سندروم فیبرومیالژیا انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 9 زن مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا مراجعه کننده به کلینیک جامع فوق تخصصی روماتولوژی در شهر گرگان طی سال 1399 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در 3 گروه 3 نفری شامل گروه درمان شناختی رفتاری، گروه درمان شناختی رفتاری به همراه هیپنوتراپی و گروه کنترل قرار گرفتند. درمانهای مورد استفاده به مدت 8 جلسه به تفکیک برای 2 گروه سه نفره در مرکز جامع پارس توان شهر گرگان اجرا شد. گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. برای ارزیابی رضایت جنسی بیماران از مقیاس چند بعدی رضایت جنسی زنان (Sexual Satisfaction Scale for Women: SSSW) روشن چسلی 1393 استفاده شد. نمره برش شاخصهای پایا 1.96 در نظر گرفته شد.
یافتهها: رضایت جنسی در پس آزمون برای هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، موثر ارزیابی شد (P<0.05)؛ اما درمان شناختی رفتاری به همراه هیپنوتراپی (59.38%) در مقایسه با درمان شناختی رفتاری (43.01%) اثربخشی بیشتری داشت و در پیگیری دو ماهه نیز اثربخشی را حفظ نمود (P<0.05). در تمامی مداخلههای انجام شده شاخصهای پایا در مرحله پیش آزمون و پس آزمون بیشتر از مقدار ملاک (1.96) بود.
نتیجهگیری: درمان هیپنوتراپی شناختی رفتاری بیش از درمان شناختی رفتاری باعث افزایش رضایت جنسی در زنان مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا میگردد.
سیدجواد موسوی، محمدحسین قینی، اشکان سنایی راد، نرگس حدادزاده نیری، مهرداد روغنی،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آکریلآمید مادهای نوروتوکسیک است که با ایجاد عدم تعادل بین تولید و حذف رادیکالهای آزاد، استرس اکسیداتیو را افزایش میدهد و در پاتوژنز بعضی از بیماریهای نورودژنراتیو دخیل است. تیموکینون که از گیاه سیاهدانه استخراج میشود؛ دارای اثرات برجسته آنتیاکسیدانی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تیموکینون بر استرس اکسیداتیو و تعداد نورونهای هیپوکامپ بهدنبال تجویز آکریلآمید در موش صحرایی نر انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 28 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در محدوده سنی 10 تا 12 هفته و وزن 180 تا 200 گرم انجام شد. حیوانات بهطور تصادفی به 4 گروه 7 تایی کنترل، آکریل آمید و دو گروه آکریل آمید تحت تیمار با تیموکینون (1 یا 5 میلیگرم بر کیلوگرم) تقسیم شدند. برای القای آسیب بافتی مغز، آکریلآمید به میزان 50 میلیگرم بر کیلوگرم به فرم داخل صفاقی تزریق شد. موشها دو روز پس از تزریق آکریلآمید، کشته شدند و اندازهگیری مالوندی آلدئید، گلوتاتیون احیا و کاتالاز در نمونه هموژنه هیپوکامپ انجام شد. بررسی تعداد نورونهای ناحیه CA1 هیپوکامپ با رنگآمیزی نیسل صورت گرفت.
یافتهها: تزریق آکریلآمید سبب افزایش آماری معنیدار سطح مالوندیآلدئید و کاهش فعالیت کاتالاز و گلوتاتیون احیا نسبت به گروه کنترل شد (P<0.05). تجویز تیموکینون با دوز 5 میلیگرم بر کیلوگرم سبب کاهش معنیدار سطح مالوندیآلدئید و افزایش فعالیت کاتالاز و گلوتاتیون احیا نسبت به گروه آکریلآمید شد (P<0.05). تعداد نورونهای ناحیه CA1 هیپوکامپ در گروههای مختلف تفاوت معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: تیموکینون به صورت وابسته به دوز میتواند سبب بهبود شاخصهای استرس اکسیداتیو گردد.
ریحانه سادات هاشمی گلپایگانی، رضا صداقت، نرگس حدادزاده نیری، مهرداد روغنی،
دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: صرع لوب گیجگاهی با تحلیل رفتن نورونهای هیپوکمپ و جوانه زدن فیبرهای خزهای ناحیه دندانهای همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی بر تغییرات بافتی هیپوکمپ موش صحرایی در مدل صرع القاء شده با اسید کاینیک انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 28 سر موش صحرایی نر سفید نژاد ویستار در محدوده وزنی 185 تا 225 گرم انجام شد. موشهای صحرایی به 4 گروه 7 تایی شامل گروههای شم، شم تحت تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی، صرعی (اسید کاینیک) و صرعی پیش تیمار شده با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی تقسیم شدند. برای صرعی نمودن حیوانات از تزریق داخل هیپوکمپی و یک طرفه اسید کاینیک به میزان 0.8 میکروگرم به ازای هر موش استفاده شد. موشهای صحرایی، ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی را به میزان 500 میلیگرم بر کیلوگرم از راه داخل صفاقی، روزانه و به مدت یک هفته تا زمان جراحی دریافت کردند. پنج هفته بعد از جراحی، روشهای رنگآمیزی تیونین و تیم در مورد برشهای هیپوکمپ انجام شد.
یافتهها: القای صرع با اسید کاینیک با یک رفتار تشنجی بارز همراه بود و پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب کاهش معنیدار شدت حملات تشنجی گردید (P<0.05). تراکم نورونها در ناحیه CA3 هیپوکمپ در گروه اسید کاینیک کاهش معنیدار در مقایسه با گروه شم نشان داد (P<0.05). پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب افزایش معنیدار نورونهای این ناحیه در مقایسه با گروه اسیدکاینیک گردید (P<0.05). از نظر شدت جوانه زدن فیبرهای خزهای در موشهای صرعی، یک افزایش معنیدار نسبت به گروه شم مشاهده شد (P<0.05) و پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب کاهش معنیدار آن گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: پیش تیمار با عصاره هیدروالکلی ﮔﻞﻣﺤﻤﺪی موجب بهبود رفتار تشنجی و حفاظت نورونهای ناحیه CA3 هیپوکمپ و کاهش شدت جوانه زدن در ناحیه دندانهای هیپوکمپ در مدل تجربی صرع لوب گیجگاهی القا شده با اسید کاینیک گردید.