[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86963064
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
107 نتیجه برای مری

میلاد پیران حمل آبادی، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: کمر درد یک بیماری ارتوپدی شایع است که تا حدود 80 درصد از جمعیت جامعه را در برخی از مراحل زندگی درگیر می‌کند. یکی از ابزارهای مورد استفاده برای کاهش درد بریس است. ارتباط بین استفاده از بریس و پارامترهای راه رفتن در افراد مبتلا به کمردرد به خوبی شناخته نشده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر دو بریس ساده و سنسوردار توراکولامبوساکرال بر سینتیک راه رفتن بیماران مبتلا به کمردرد انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 15 زن و مرد مبتلا به کمردرد در آزمایشگاه بیومکانیک مرکز سلامت و تندرستی دانشگاه محقق اردبیلی طی تابستان 1399 انجام شد. هر یک از شرکت کنندگان راه رفتن در سه شرایط بدون بریس، با بریس سنسوردار و با بریس ساده را انجام دادند. نیروهای واکنش زمینی حین راه رفتن توسط دستگاه صفحه نیرو ثبت و مقایسه شدند.


یافته‌ها: میانگین سرعت راه رفتن در هنگام استفاده از سه حالت بدون بریس، بریس ساده و بریس سنسور دار تفاوت آماری معنی‌داری نداشت. همچنین بریس‌های ساده و دارای سنسور بر دامنه‌های نیروی عکس العمل زمین، زمان اوج گیری و مقادیر گشتاور آزاد اثر قابل توجهی نداشتند.


نتیجه‌گیری: بریس‌های ساده و سنسوردار توراکولومبوساکرال بر روی سینتیک راه رفتن بیماران مبتلا به کمردرد فاقد اثرند.


احمدرضا یوسف پور دهاقانی، فرهاد پاشازاده، مرتضی ناجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: داشتن رژیم غذایی مناسب حائز اهمیت زیادی است. تعداد زیادی از عوامل خطرساز در بروز بیماری‌های قلبی - عروقی موثرند که با تغییر آنها می‌توان از بروز این بیماری کاست. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط میزان دانش تغذیه‌ای و سطح فعالیت بدنی با شیوع سندرم متابولیک و برخی از عوامل خطر قلبی - عروقی در یک واحد نظامی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 97 نظامی ورزشکار و غیرورزشکار انجام شد. پرسشنامه دانش تغذیه‌ای استاندارد Wardle و Parmenter سال 1999 و پرسشنامه فعالیت بدنی Baecke (Baecke Physical Activity Questionnaire) تکمیل شد. نمره آمادگی جسمانی آزمودنی‌ها و شاخص‌های پیکری اندازه‌گیری شد. شیوع سندرم متابولیک بر اساس معیارهای ATP III بازنگری شده و IDF محاسبه شد.


یافته‌ها: میانگین میزان دانش تغذیه‌ای آزمودنی‌ها متوسط به پایین بود. بین میزان دانش تغذیه‌ای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی و مقادیر عوامل خطر قلبی عروقی همبستگی معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). همچنین بین میزان دانش تغذیه‌ای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی با پیشگیری سندرم متابولیک همبستگی معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: با افزایش دانش تغذیه‌ای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی، مقادیر عوامل خطر قلبی - عروقی کاهش و احتمال پیشگیری سندرم متابولیک افزایش می‌یابد.


مینو دادبان شهامت، اسرا عسکری، فاطمه حبیب اللهی اردهایی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: لپتین با اختلالات متابولیکی همراه بوده و ابتلاء استئاتوز کبدی به استئاتو هپاتیتیس را پیشرفت می‌دهد. لپتین به طور انتخابی ترشح سایتوکاین TNF-α را در پاسخ به اسید چرب اشباع شده افزایش می‌دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین تداومی و مصرف عصاره هیدروالکلی گیاه خار مریم بر فاکتور نکروزدهنده تومور-آلفا و لپتین کبدی موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار با مدل کبد چرب انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن سه هفته و میانگین وزنی 3±159 گرم پس از دو هفته سازگاری با محیط به روش تصادفی به 5 گروه 8 تایی شامل جیره معمولی + سالین، جیره پر چرب + سالین (کنترل)، جیره پرچرب + مکمل، جیره پرچرب + تمرین + سالین و جیره پرچرب + تمرین + مکمل تقسیم شدند. تغذیه روزانه حیوانات 10 گرم به ازای هر 100 گرم وزن بدن موش‌های صحرایی (جیره استاندارد 13 درصد چربی و جیره پر چرب 41 درصد چربی) به مدت 8 هفته و مکمل سیلی مارین با دوز 140 میلی‌گرم به ازای هر کیلو وزن بدن در دو هفته آخر تمرین گاواژ شد. پروتکل تمرینی پس از دو هفته سازگاری حیوانات با محیط آزمایشگاه به مدت 8 هفته کامل تمرین هوازی تداومی شامل 30 دقیقه با شدت 70 تا 75 درصد Vo2max روی نوارگردان انجام شد که به تعداد 5 روز در هفته اجرا شد. پس از کشتار، نمونه‌ها برای آنالیز بافتی به آزمایشگاه ارسال و اندازه‌گیری بیان پروتئین‌های لپتین و TNF-α کبدی به روش الایزا و کیت‌های لپتین و تومور نکروز دهنده آلفا انجام گردید.


یافته‌ها: غلظت لپتین کبدی در گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + مکمل سیلی‌مارین (P<0.05) در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنی‌دار بیشتری نشان داد. همچنین میزان غلظت TNF-α کبدی در گروه جیره پرچرب + سالین در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + مکمل سیلی‌مارین (P<0.05) و گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنی‌دار بیشتری نشان داد. وزن موش‌های صحرایی گروه جیره معمولی+سالین نسبت به تمامی گروه‌ها تفاوت آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: تاثیر توام تمرین هوازی تداومی همراه با مصرف مکمل سیلی‌مارین اثر معنی‌داری بر میزان کاهش لپتین و TNF-α در گروه‌های پرچرب داشت؛ اما این تغییرات در گروه‌های مکمل به تنهایی معنی‌دار نبود. بنابراین تمرینات هوازی تداومی می‌تواند به همراه مکمل در جهت اکسیداسیون بیشتر چربی و کاهش التهاب در بدن گردد.


فاطمه حسن زاده دولت آبادی، خسرو جلالی دهکردی، فرزانه تقیان، سیدعلی حسینی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به نقش رژیم غذایی مناسب و استفاده از آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی در کنار فعالیت ورزشی، توجه محققین برای بهره‌گیری بیشتر از اثرات تمرین برای بهبود متابولیسم سلولی جلب شده است. علی‌رغم نقش مطلوب تمرینات ورزشی و استفاده از آنتی‌اکسیدان‌ها بر سلامت قلب، اثر همزمان تمرینات ورزشی و مصرف بره‌موم (تهیه شده توسط زنبور عسل)، هنوز شناخته نشده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی و بره‌موم در برابر استرس اکسایشی و سلولی میوکارد و بیان ژن‌های HSP72 و NF-kB در موش‌های صحرایی اورکتومی دیابتی شده با استروپتوزتوسین انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 36 سر موش صحرایی ماده نژاد اسپراگو-داولی با سن 12 تا 16 هفته و وزن 220 تا 250 گرم انجام شد. تعداد 6 سر موش صحرایی در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. 30 سر موش صحرایی اورکتومی شده با تزریق تک دوز صفاقی استروپتوزتوسین (mg/kg 40) دیابتی شدند. سپس حیوانات اورکتومی دیابتی شده به 5 گروه 6 تایی شامل کنترل اورکتومی دیابتی، شم، بره‌موم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم تقسیم شدند. گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته با 75-55 درصد سرعت بیشینه تمرین کردند. گروه‌های بره‌موم و تمرین استقامتی + بره‌موم ، بره‌موم را mg/kg/day 100 به صورت تزریق صفاقی دریافت کردند. سپس سطح PAB (Pro-oxidant-antioxidant balance) و بیان ژن‌های HSP72 و NF-kB سنجیده شدند.


یافته‌ها: در گروه‌های بره‌موم، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم مقادیر بیان ژنی HSP72 به‌طور معنی‌داری بالاتر و مقادیر NF-kB و MDA به طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی تعیین شد (P<0.05). مقادیر HSP72 در گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به‌طور معنی‌داری بالاتر از گروه بره‌موم و مقادیر NF-kB در گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه بره‌موم تعیین شد (P<0.05). همچنین مقادیر PAB در گروه‌های تمرین استقامتی و تمرین استقامتی + بره‌موم به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل اورکتومی دیابتی بود (P<0.05).


نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرین و مصرف بره‌موم به‌طور سینرژیستی موجب بهبود مسیر محافظتی HSP72 و کاهش استرس اکسیداتیو در بافت قلب متعاقب شرایط نقص عملکرد استروژن و دیابت می‌گردد. هر چند اثر تعاملی این دو به انجام تمرین استقامتی وابسته است.


آرش صادقی، ماندانا غلامی، حسن متین همایی، حسین عابد نطنزی، فرشاد غزالیان،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تمرین ورزشی و آویشن دارای اثرات مثبتی بر سلامتی و تعدیل عوامل خطرزای قلبی - عروقی هستند. عوامل مترشحه از بافت چربی از قبیل ANGPTL8 و مولکول‌های چسبان نقش مهمی در اعمال اثرات پاتولوژیک چاقی دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین ورزشی مقاومتی - استقامتی به همراه مصرف مکمل آویشن بر سطح ANGPTL8، ICAM-1 و VCAM-1 مردان دارای اضافه وزن و چاق غیرفعال انجام شد.


روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 40 مرد غیرفعال دارای اضافه وزن و چاق (میانگین شاخص توده بدنی 1.75±28.41 کیلوگرم بر متر مربع) به صورت تصادفی در 4 گروه 10 نفری قرار گرفتند. گروه‌ها شامل دارونما، آویشن، تمرین و تمرین + آویشن بودند. تمرین ورزشی اجرا شده از نوع ترکیبی و مشتمل بر فعالیت ورزشی مقاومتی - استقامتی بود که طی هشت هفته و سه جلسه در هفته انجام شد. مصرف مکمل آویشن روزانه به میزان 500 میلی‌گرم در نظر گرفته شد. خونگیری در دو مرحله قبل و بعد از اتمام دوره هشت هفته‌ای مداخله اجرا گردید و سطح سطح ANGPTL8، ICAM-1 و VCAM-1 به روش الایزا اندازه‌گیری گردید.


یافته‌ها: کاهش آماری معنی‌داری در سطح سرمی ANGPTL8 گروه‌های تمرین و تمرین+آویشن در مقایسه با گروه‌های دارونما و آویشن مشاهده شد (P<0.05). کاهش سطح سرمی ICAM-1 تنها در گروه تمرین+آویشن در مقایسه با گروه دارونما از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). کاهش آماری معنی‌دار سطح سرمی VCAM-1 در گروه‌های تمرین و تمرین+آویشن در مقایسه با گروه‌های دارونما و آویشن مشاهده شد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: مصرف آویشن به همراه تمرین ترکیبی در کاهش سطح ANGPTL8 ، VCAM-1 و ICAM-1 می‌تواند اثر سینرژیک داشته باشد.


نسرین البرزیان جونقانی، محمد فتحی، رحیم میرنصوری،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: شناخت سازوکارهای پیام‌رسانی سلولی درگیر در فرایند هایپرتروفی عضلانی یکی از چالش‌های علمی به حساب می‌آید. mTOR (Mammalian target of rapamycin) یا «هدف پستانداران راپامایسین» یکی از عوامل تنظیم‌کننده در این فرایند است که از طریق فسفریله شدن سنتز پروتئین در عضله اسکلتی را افزایش می‌دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر پروتئین فسفریله mTOR در عضلات چهارسررانی موش‌های صحرایی نر بالغ نژاد ویستار انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 16 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با سن شش هفته و میانگین وزن 190.93±4.97 گرم انجام شد. حیوانات به صورت تصادفی به دو گروه 8 تایی کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین، شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر روی نوارگردان انجام دادند. به طوری که 5 جلسه در هفته، افزایش بار در طول شش هفته از 6 تکرار اینتروال 30 متر در دقیقه 30 ثانیه‌ای در جلسات اول به یازده تکرار اینتروال 35 متر در دقیقه 30 ثانیه‌ای در پایان هفته ششم با فواصل استراحتی میان تناوب‌ها با سرعت 13 متر بر دقیقه به مدت 60 ثانیه انجام شد. گروه کنترل هیچگونه تمرینی نداشتند. موش‌ها بیهوش شدند و سپس عضله چهارسررانی بخش بیرونی استخراج گردید. سطح پروتئین فسفریله mTOR در عضله چهار سر رانی با روش ایمنوهیستوشیمی سنجیده شد.


یافته‌ها: تمرین تناوبی با شدت بالا موجب افزایش آماری معنی‌دار میزان پروتئینmTOR  فسفریله در عضلات چهارسر رانی گروه تجربی نسبت به گروه کنترل گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: فعالیت اینتروال می‌تواند از طریق mTOR بر روی هایپرتروفی عضلانی اثر مثبتی داشته باشد.


سیده فاطمه فاطمی، سیدعبدالله هاشم ورزی، مینو دادبان شهامت، امین فرزانه حصاری،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت منجر به اختلال خونرسانی به اعصاب محیطی می‌شود. Semaphorin 3A (Sema3A) یک پروتئین دفع‌کننده عصب است که در پاسخ به هایپرگلایسمی ناشی از دیابت افزایش می‌یابد. فعالیت ورزشی و مصرف مکمل آلفالیپوئیک اسید می‌تواند نقش محافظتی را در برابر عصب‌زدایی ناشی از دیابت ایفا کند. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرین تناوبی با شدت بالا و متوسط به همراه مصرف مکمل آلفالیپوئیک اسید لیپوزومال بر بیان پروتئین Sema3A صفحه محرکه عضله نعلی موش‌های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزنی 220-190 گرم و گروه سنی 8-6 هفته به طور تصادفی به 7 گروه 5 تایی تقسیم شدند. گروه‌ها شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین شدید، دیابتی + تمرین متوسط، دیابتی + تمرین شدید + مکمل و دیابتی + تمرین متوسط + مکمل تقسیم شدند. دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین (دوز mg/kg/bw 50) درون صفاقی القاء شد. پروتکل تمرین تناوبی متوسط و شدید به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته بود. آلفالیپوئیک اسید به میزان mg/kg20 در روز به‌صورت گاواژ به موش‌ها داده شد. برای بررسی بیان پروتئین Sema3A عضله نعلی از روش ایمونوهیستوشیمی استفاده شد. انسولین سرم به روش الایزا اندازه‌گیری گردید.


یافته‌ها: دیابت باعث افزایش سطح گلوکز، Sema3A و کاهش معنی‌دار سطح انسولین عضله نعلی در گروه های دیابتی نسبت به گروه سالم شد (P<0.05). تمرین تناوبی شدید و متوسط در ترکیب با مکمل، به طور معنی‌داری مقدار پایین‌تری از بیان پروتئین Sema3A نسبت به گروه دیابتی در ترکیب با مکمل نشان داد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: اگرچه تمرین تناوبی شدید و متوسط می‌تواند بیان پروتئین Sema3A عضله نعلی موش‌های دیابتی را کاهش دهد؛ اما ترکیب مکمل آلفالیپوئیک اسید با تمرین ورزشی در کاهش میزان عصب‌زدایی موثرتر است.


شکوفه صادقی، سیدجواد ضیاءالحق،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی ممکن است با اختلالات غده تیروئید مرتبط باشد. از طرفی برخی درمان‌ها مانند اصلاح رژیم غذایی و فعالیت بدنی ممکن است بر کاهش چاقی اثربخش باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات هوازی و رژیم غذایی مختلف بر سطح هورمونی و تغییرات هیستوپاتولوژیکی بافت تیروئید موش‌های صحرایی نر چاق انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 25 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار سه هفته‌ای انجام شد. در ابتدا برای القاء چاقی 50 سر موش صحرایی به‌مدت 12 هفته در معرض رژیم غذایی پرچرب شامل ۴۰ درصد چربی، ۴۰درصد پروتئین و ۲۰ درصد کربوهیدرات قرار گرفتند. پس از آن بر اساس شاخص لی، 25 موش صحرایی به صورت تصادفی در پنج گروه 5 تایی شامل کنترل سالم، چاق+ رژیم پرچرب، چاق+ رژیم معمولی، چاق+ رژیم پرچرب+هوازی، چاق +رژیم معمولی+ هوازی تقسیم شدند. بعد از القاء چاقی، به 2 گروه رژیم غذایی استاندارد شامل 20 درصد چربی، 10درصد پروتئین و 70 درصد کربوهیدرات داده شد. تمرینات هوازی 30 دقیقه در روز، 8 متر بر دقیقه طی 5 روز در هفته به مدت 8 هفته بر روی تردمیل جوندگان انجام شد. پس از بیهوشی، کالبد شکافی انجام و بافت تیروئید برای مطالعات هیستوپاتولوژیک و 5 میلی‌لیتر خون برای تعیین سطح TSH، T3 و T4 به‌وسیله کیت رادیوایمونواسی به آزمایشگاه‌ ارسال شدند.


یافته‌ها: مقادیر سرمی هورمون TSH در گروه‌های دریافت‌کننده رژیم پرچرب نسبت به گروه کنترل و رژیم معمولی با و بدون فعالیت هوازی افزایش آماری غیرمعنی‌داری داشت. مقادیر هورمون T3 گروه دریافت‌کننده رژیم معمولی به همراه فعالیت هوازی نسب به گروه‌های کنترل، رژیم پرچرب و رژیم پرچرب به همراه فعالیت هوازی به‌صورت معنی‌داری کمتر بود (P<0.05). از طرفی هورمون T4 در همه گروه‌های چاقی نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنی‌دار داشت (P<0.05) و تنها در گروه دریافت‌کننده رژیم معمولی به همراه فعالیت هوازی این مقادیر در سطح گروه کنترل بود. تغییرات زیادی در سلول‌های فولیکولار، پارافولیکولار و فولیکول بافت تیروئید در گروه چاقی ادامه‌دهنده رژیم پرچرب به‌دست آمد. این تغییرات در گروه‌های تغییر رژیم غذایی به سمت رژیم معمولی به تنهایی و همراه با فعالیت هوازی کاهش چشمگیری داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: القاء چاقی موجب تغییرات ساختاری و بیوشیمیایی قابل توجه در تیروئید شد و ترکیب اصلاح رژیم غذایی به همراه فعالیت هوازی برای بهبود این تغییرات، موثرتر بود. 


سمانه برادران سلمانی، کیوان حجازی، وحیدرضا عسکری*، رویا عسکری، سیدمیلاد اسدی فریزی،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سمیت پاراکوات با مکانیسم‌هایی که هنوز به‌طور کامل شناخته شده نیست؛ می‌تواند به ارگانیسم‌ها آسیب برساند. شواهد حاکی از آن است که به‌واسطه انجام تمرینات ورزشی منظم و استفاده از مکمل‌های آنتی‌اکسیدانی مناسب می‌توان به کاهش عوارض ناشی از سمیت پاراکوات کمک کرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین هوازی به همراه مکمل پیپرین بر سطح کبدی فاکتور نکروزدهنده تومورآلفا (TNF-a) و اینترلوکین-10 (IL-10) موش‌های صحرایی القاء شده با پاراکوات انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 5 گروه 8 تایی قرار گرفتند. گروه‌ها شامل: 1) شم، 2) کنترل منفی – پاراکوات، 3) پاراکوات + تمرین، 4) پاراکوات + تمرین + مکمل پیپرین و 5) پاراکوات + مکمل پیپرین بودند. تمرین هوازی به‌مدت 7 هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه به مدت 30 الی 40 دقیقه در روز با سرعت 10 تا 18 متر در دقیقه بود. سم پاراکوات به میزان 5 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن به‌صورت تزریق داخل صفاقی به موش‌های صحرایی القاء شد. مکمل پیپرین با دوز 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن روزانه گاواژ شد. غلظت TNF-a و IL-10 از بافت کبدی اندازه‌گیری شد.


یافته‌ها: بین گروه کنترل منفی - پاراکوات در مقایسه با گروه‌های شم، پاراکوات + تمرین، پاراکوات + پیپرین و پاراکوات + تمرین + پیپرین به‌ترتیب افزایش و کاهش معنی‌داری در غلظت IL-10 و TNF-a دیده شد (P<0.05). میانگین غلظت TNF-a بافت کبد در بین دو گروه کنترل منفی – پاراکوات با پاراکوات + مکمل پیپرین (P<0.05) و بین پاراکوات + تمرین + پیپرین (P<0.05)، پاراکوات + تمرین (P<0.05) و شم (P<0.05) تفاوت آماری معنی‌دار وجود داشت. بین میانگین‌های غلظت IL-10 بافت کبد در بین دو گروه کنترل منفی – پاراکوات با پاراکوات + مکمل پیپرین، پاراکوات + تمرین + پیپرین، پاراکوات + تمرین و شم تفاوت آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: اجرای تمرین هوازی توام با مصرف مکمل پیپرین می‌تواند سبب کاهش التهاب ناشی از پاراکوات گردد.


اسما شاکری، روح الله حق شناس،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی و اضافه وزن که از نشانه‌های آن التهاب مزمن است؛ با تغییر متابولیسم تریپتوفان مرتبط بوده و منجر به بروز بسیاری از بیماری‌ها می‌شود. تمرینات ورزشی از جمله روش‌های کنترل چاقی و اضافه وزن هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین استقامتی بر سطح سرمی اسیدآمینه تریپتوفان و توده بدن زنان دارای اضافه وزن انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 24 زن دارای اضافه وزن در دو گروه 12 نفری کنترل و تجربی انجام شد. میانگین و انحراف استاندارد سنی گروه کنترل و تجربی به ترتیب 41.16±3.45 سال و 41.08±2.93 سال بود. اندازه‌گیری توده بدن با استفاده از دستگاه سنجش بدن و نمونه‌های خونی در دو نوبت پیش از آزمون و پس آزمون و در حالت 12 ساعت ناشتایی انجام گردید. آزمودنی‌های گروه تجربی 8 هفته تمرین استقامتی به مدت 3 جلسه در هفته و با شدت 75-60 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره انجام دادند. سطح سرمی تریپتوفان به روش الایزا اندازه‌گیری شد.


یافته‌ها: هشت هفته تمرین استقامتی سبب افزایش سطح سرمی تریپتوفان، کاهش توده چربی و کاهش شاخص توده بدنی گردید (P<0.05) و نیز سبب افزایش غیرمعنی‌دار آماری توده بدون چربی در زنان دارای اضافه وزن گردید.


نتیجه‌گیری: هشت هفته تمرین استقامتی می‌تواند در بهبود وضعیت فیزیولوژیکی و ترکیب بدنی زنان دارای اضافه وزن موثر باشد.



 


شیرین اله دادی، رویا لاری، مسعود فریدونی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان مری یکی از سرطان‌های رایج در جهان بوده و با توجه به قرارگیری کشور ایران در کمربند آسیایی سرطان مری استفاده از رویکردهای درمانی نوین ضروری است. بتانین یک ترکیب طبیعی بوده و از ریشه چغندر قرمز گونه Beta Vulgaris استخراج می‌شود و خاصیت آنتی‌اکسیدانی و نقش آن در حذف رادیکال‌های آزاد به اثبات رسیده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر سمیت سلولی عصاره آبی چغندر قرمز (Red Beetroot) بر روی رده سلول سرطانی مری (KYSE30) انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی رده سلول سرطانی مری (KYSE30) کشت داده شدند. سپس تحت تیمار با غلظت‌های مختلفی از عصاره آبی چغندر قرمز (3، 30، 300، 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در سه بازه زمانی 24، 48 و 72 ساعت قرار گرفتند. اثر ضدسرطانی سلول‌های تیمار شده با آزمون MTT و اثر زنده‌مانی به روش تریپان بلو ارزیابی شدند.


یافته‌ها: بقای رده سلولی سرطان مری در غلظت‌های 30، 300، 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر عصاره آبی چغندر قرمز طی 24 ساعت در مقایسه با سلول‌های کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). بقای رده سلولی سرطان مری در غلظت‌های 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر عصاره آبی چغندر قرمز طی 48 ساعت در مقایسه با سلول‌های کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). بقای رده سلولی سرطان مری در غلظت‌های 3، 30، 300، 1000 و 3000 میکروگرم بر میلی‌لیتر عصاره آبی چغندر قرمز طی 72 ساعت در مقایسه با سلول‌های کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). نتایج حاصل از آزمون MTT نتایج تریپان بلو را تایید کرد. همچنین آزمون ترایپان بلو نشان داد که غلظت 3000 میکروگرم بر میلی لیتر به‌طور معنی‌داری سبب کاهش بقای سلول‌ها در 72 ساعت (64.14±3.29) نسبت به 24 ساعت (77.22±3.34) و 48 ساعت (66.93±5.57) گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: عصاره آبی چغندر قرمز بر روی رده سلول سرطانی مری (KYSE30) دارای اثر سمیت سلولی است.


فاطمه آقایی، مجید وحیدیان رضازاده، کیوان حجازی*،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: استرس اکسیداتیو می‌تواند به سلول‌ها، پروتئین‌ها و DNA آسیب برساند و در فرایند پیری نقش داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر شش هفته تمرین پیلاتس و مکمل لیسیوم بارباروم بر شاخص‌های استرس اکسیداتیو بزاق و ترکیب بدن زنان سالمند غیرفعال انجام شد.


روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 49 زن سالمند غیرفعال انجام شد. آزمودنی‌ها به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 4 گروه شامل کنترل، مکمل، تمرین و تمرین توام با مکمل تقسیم شدند. پروتکل برنامه تمرین طی شش هفته، هر هفته سه جلسه به مدت45 تا60 دقیقه با شدت 50 تا70 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه اجرا شد. گروه مکمل لیسیوم بارباروم به میزان ۱۴ گرم روزانه مصرف کردند. شاخص‌های استرس اکسیداتیو بزاق و ترکیب بدن مورد مقایسه قرار گرفت. سطح فعالیت جسمانی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی فعالیت جسمانی Kaiser (Kaiser physical activity survey) و وضعیت تندرستی نمونه‌ها با استفاده از پرسشنامه تعیین آمادگی برای فعالیت بدنی (Physical Activity Readiness Questionnaire: PAR-Q) تعیین شد.


یافته‌ها: میزان مالون‌دی‌آلدئید در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل، گروه تمرین و گروه مکمل کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). میزان مالون‌دی‌آلدئید در گروه تمرین و گروه مکمل در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری معنی‌دار نبود. میزان کاتالاز بزاقی در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل، گروه تمرین و گروه مکمل از نظر آماری معنی‌دار نبود. میزان کاتالاز بزاقی در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل و نیز در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میزان گلوتاتیون پراکسیداز در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنی‌داری نداشت؛ اما در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میزان گلوتاتیون پراکسیداز در گروه تمرین در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: تمرین منظم با شدت متوسط و مکمل لیسیوم بارباروم منجربه بهبود عملکرد آنتی‌اکسیدانی و ترکیب بدن زنان سالمند غیرفعال گردید.


 


زهرا محمودآبادی، ملیحه حدادنژاد، رغد معمار، مجید هامون گرد،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: گردن درد مشکل شایعی است که بر سلامتی و کیفیت زندگی افراد اثر منفی دارد. لذا این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات ثبات دهنده گردن و تحرک بخشی توراسیک بر ناتوانی، دامنه حرکتی و استقامت زنان با گردن درد مزمن غیر اختصاصی انجام شد.


روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک سویه کور روی 36 زن مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی در 3 گروه 12 نفری در شهر قم انجام شد. آزمودنی‌های گروه مداخله اول (اجرا کننده تمرینات ثبات دهنده گردن) و گروه مداخله دوم (اجرا کننده تمرینات ثبات دهنده گردن با تحرک بخشی توراسیک) را به مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و 60 دقیقه در باشگاه ورزشی انجام دادند و گروه کنترل یکسری راهنمایی‌های اصلاحی دریافت نمودند. ناتوانی، دامنه حرکتی گردن و استقامت عضلانی به ترتیب توسط پرسشنامه ناتوانی گردن، گونیامتر و آزمون پایل و بیوفیدبک فشارسنج ارزیابی شدند.


یافته‌ها: ناتوانی، دامنه حرکتی و استقامت عضلانی آزمودنی‌های هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود معنی‌داری یافتند (P<0.05). دامنه حرکتی و استقامت عضلانی آزمودنی‌های گروه مداخله دوم در مقایسه با گروه مداخله اول، بهبود معنی‌دار بیشتری نشان داد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: انجام تمرینات ثبات‌دهنده گردن و تحرک‌بخشی توراسیک یک مداخله موثر در بهبود ناتوانی، دامنه حرکتی و استقامت عضلانی زنان با گردن درد مزمن غیراختصاصی ارزیابی شد.


منصور متحدی، طاهره باقرپور، اردشیر ظفری، نعمت الله نعمتی،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیان ایزوفورم‌های تارهای تندانقباض در عضلات در حال رشد و بالغ توسط عوامل عصبی، هورمونی و مکانیکی تنظیم می‌شود. مکانیسم‌های رونویسی مسؤول تنظیم نوع فیبر بیان ژن زنجیره سنگین چندان شناخته شده نیستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک جلسه فعالیت مقاومتی شدید همراه با مکمل یاری گلوتامین بر بیان نسبی ژن ایزوفورم‌های آلفا و IIX زنجیره سنگین میوزین تار تند انقباض موش‌های صحرایی نر انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 30 سر موش نر بالغ نژاد ویستار در سه گروه کنترل، تمرین شدید مقاومتی (گروه تجربی اول) و تمرین شدید مقاومتی توام با مصرف مکمل گلوتامین (گروه تجربی دوم) انجام شد. گروه‌های تمرین در یک جلسه فعالیت مقاومتی صعود از سطح شیب‌دار با 4 ست، 5 تکرار، 30 ثانیه استراحت بین تکرارها و 2 دقیقه استراحت بین ست‌ها شرکت کردند. پودر مکمل گلوتامین در 100 میلی‌لیتر آب مقطر با دوز 0.5 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن حل شد و یک بار در روز به مدت 5 روز به موش‌ها گاواژ شد. بیان ژن ایزوفورم‌های زنجیره سنگین آلفا و IIX، در بافت عضله دراز بازکننده انگشتان بررسی شدند.


یافته‌ها: بیان نسبی ژن زنجیره سنگین مایوزین آلفا تار عضلانی تند انقباض گروه تجربی اول (1.93±0.298) و گروه تجربی دوم (1.65±0.195) در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری یافت (P<0.05). بیان نسبی ژن واحد حرکتی IIX تار عضلانی تند انقباض گروه تجربی اول (1.42±0.239) و گروه تجربی دوم (1.26±0.190) در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری یافت (P<0.05). افزایش بیان نسبی ژن زنجیره سنگین مایوزین آلفا تار عضلانی تند انقباض گروه تجربی اول در مقایسه با گروه تجربی دوم از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افزایش بیان نسبی ژن واحد حرکتی IIX تار عضلانی تند انقباض گروه تجربی اول در مقایسه با گروه تجربی دوم از نظر آماری معنی‌دار نبود.


نتیجه‌گیری: یک جلسه تمرین مقاومتی شدید با و بدون مکمل گلوتامین موجب افزایش معنی‌دار بیان نسبی ژن زنجیره سنگین میوزین آلفا و ژن واحد حرکتی نوع IIX در تار عضلانی تند انقباض عضله دراز بازکننده انگشتان موش‌های صحرایی نر بالغ می‌گردد.


علی شفیع زاده، فرهاد شوری، بهنام قاسمی، سجاد باقریان،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: محدودیت‌های دوران پاندمی COVID-19 سبب کاهش سطح فعالیت بدنی در گروه‌های مختلف سنی به ویژه دانش‌آموزان گردید. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات اصلاحی بر میزان دردهای اسکلتی- عضلانی دانش‌آموزان 15-13 ساله انجام شد.


روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 101 دانش‌آموز (44 دختر و 57 پسر) 13 تا 15 ساله دارای دردهای اسکلتی - عضلانی در اندام‌های مختلف در بندر ماهشهر استان خوزستان طی نیمه دوم سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. نمونه‌ها بر اساس پرسشنامه غربالگری اسکلتی - عضلانی نوردیک نوجوانان انتخاب شدند و فقط پرسش اول این پرسشنامه که مربوط به وجود یا عدم وجود درد در هر یک از 9 ناحیه از بدن (گردن، شانه، آرنج، دست، بالای کمر، پایین کمر، لگن، زانو و مچ پا) طی هفت روز گذشته بود؛ مورد بررسی قرار گرفت. به وجود درد امتیاز یک و به عدم وجود درد امتیاز صفر تعلق گرفت. آزمودنی‌ها به صورت تصادفی در دو گروه 60 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت هشت هفته هر هفته سه جلسه و هر جلسه 40 دقیقه تمرینات اصلاحی را در منزل اجرا کردند و برای گروه کنترل مداخله‌ای صورت نگرفت. سپس میزان درد اسکلتی - عضلانی در نواحی گردن، شانه، بالای کمر، آرنج – بازو، مچ دست، پایین کمر، زانو و مچ پا در پیش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون پیگیری مقایسه گردید.


یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره کلی درد گروه مداخله و کنترل به ترتیب در پیش آزمون 1.32±0.41 و 1.33±0.46 در پس آزمون 1.01±0.08 و 1.34±0.46 و در آزمون پیگیری 1.17±0.36 و 1.11±0.31 تعیین شد. نتایج نشان داد هشت هفته تمرینات اصلاحی بر دردهای اسکلتی – عضلانی نواحی گردن، شانه، بالا و پایین کمر، آرنج، زانو، مچ دست و پا و لگن و ران دانش‌آموزان کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05)؛ اما در آزمون پیگیری این بهبودی ماندگاری نداشت.


نتیجه‌گیری: انجام تمرینات اصلاحی سبب کاهش دردهای اسکلتی – عضلانی نواحی گردن، شانه، بالا و پایین کمر، آرنج، زانو، مچ دست و پا و لگن و ران دانش‌آموزان 15-13 ساله می‌گردد و با توقف تمرینات ماندگار نیست.


زهرا آقاجانی، سمیه رجبی، سیدجواد ضیاءالحق،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مت‌آمفتامین یک داروی بسیار اعتیادآور، با خطرات اجتماعی و روانی شدید است که به‌طور گسترده‌ای مورد سوء مصرف قرار می‌گیرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر چهار هفته تمرین هوازی و مکمل بربرین بر بیان ژن‌های گیرنده دوپامین 5 وPARP  در بافت قلب موش‌های مواجهه یافته با مت‌آمفتامین انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار به‌صورت تصادفی در پنج گروه شش تایی شامل کنترل، مت‌آمفتامین، مت‌آمفتامین+ فعالیت هوازی، مت‌آمفتامین+ بربرین و مت‌آمفتامین+ فعالیت‌هوازی + بربرین تقسیم شدند. تزریق درون صفاقی مت‌آمفتامین به میزان ۱۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم و تمرین هوازی و مصرف بربرین (100 میلی‌گرم بر کیلوگرم) به مدت 4 هفته در دوره ترک در نظر گرفته شد. بیان ژن گیرنده دوپامین 5 وPARP  با استفاده از روش Real time PCR مورد سنجش قرار گرفت.


یافته‌ها: بیان ژن PARP در گروه آمفتامین (1.02±0.65) نسبت به گروه کنترل (1.02±0.24) و بیان ژن گیرنده دوپامین 5 در گروه آمفتامین (5.74±4.94) در مقایسه با گروه کنترل (4.76±2.63) اختلاف آماری معنی‌داری نداشت. بیان ژن‌های PARP و گیرنده دوپامین 5 متعاقب فعالیت ورزشی به ترتیب شامل 1.01±0.55 و 4.30±1.96، مکمل بربرین به ترتیب شامل 0.61±0.25 و 2.97±1.45 و مداخله ترکیبی به ترتیب شامل 0.67±0.30 و 3.43±1.87 بودند که تفاوت آماری معنی‌داری بین گروه‌ها مشاهده نشد.


نتیجه‌گیری: القاء کوتاه مدت مت‌آمفتامین تغییر معنی‌داری در بیان ژن‌های گیرنده دوپامین 5 و PARP در قلب موش‌های مواجهه یافته با مت‌آمفتامین ایجاد نکرد.


معصومه حبیبیان،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده

کمبود ویتامینD بر طیف وسیعی از عوامل مرتبط با سلامتی اثرگذار است. هر دو عامل چاقی و کمبود ویتامینD با توسعه استرس‌اکسایشی و التهاب سیستمیک همراه است. التهاب می‌تواند به‌واسطه القاء استرس اکسایشی منجر به کاهش سطح ویتامینD شود. بر اساس شواهد، تمرینات ورزشی ممکن است منجر به بهبود وضعیت ویتامینD شود. با این وجود اثر مداخلات تمرینی بر التهاب و استرس‌اکسایشی در همزمانی دو وضعیت کمبود ویتامینD و چاقی / اضافه‌وزن به‌خوبی مشخص نیست. لذا این مطالعه مروری به منظور ارزیابی اثر تمرینات ورزشی بر التهاب و استرس اکسایشی در وضعیت کمبود ویتامینD همراه با چاقی / اضافه‌وزن انجام شد. جستجوی مقالات از سال‌های 2006 لغایت 2023 در پایگاه‌های تخصصی PubMed، Scopus و SID انجام شد. مطالعات جستجو شده از نوع مقالات پژوهشی اصیل، مروری و کارآزمایی بالینی بودند که با استفاده از کلید واژه‌های کمبود ویتامینD، التهاب سیستمیک، استرس‌اکسایشی، کموکاین، تمرین ورزشی، چاقی و اضافه وزن انتخاب شدند. براساس مطالعات، تمرینات ورزشی منظم می‌تواند به‌واسطه تنظیم منفی برخی از عوامل التهابی و کموکاین‌ها، کاهش سطح پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش وضعیت آنتی‌اکسیدانی منجر به مهار سیکل معیوب استرس اکسایشی-التهاب در وضعیت کمبود ویتامینD همراه با چاقی / اضافه وزن گردد. همچنین افزایش سطح 25-هیدروکسی ویتامینD حاصل از تمرینات ورزشی هم می‌تواند از مکانیسم‌های دیگر کاهش استرس اکسایشی-التهاب در وضعیت کمبود ویتامینD همراه با چاقی / اضافه وزن محسوب شود.


نیما جوادی، محمدحسین علیزاده، امیرحسین براتی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع ناهنجاری زانو ضربدری و اثرگذاری آن بر تعادل ایستا و پویا در نوجوانان در حال رشد، این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی تمرینات عصبی عضلانی بر تعادل ایستا و پویا پسران نوجوان دارای زانوی ضربدری انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 24 دانش‌آموز غیرورزشکار 12 تا 14 سال دارای زانو ضربدری در کانون حرکات اصلاحی منطقه 1 ولنجک و منطقه 20 شهر ری طی سال 1402 انجام شد. آزمودنی‌ها در دو گروه 12 نفری کنترل و تمرین قرار گرفتند. از آزمون تعادل ایستادن روی یک پا و تعادل Y برای ارزیابی تعادل ایستا و پویا در جهات مختلف استفاده گردید. برنامه تمرینات اصلاحی شامل 12 هفته تمرین عصبی عضلانی بود که در سه مرحله و براساس تکرار، دوره‌ها و شدت‌های مختلف طراحی شد.

یافته‌ها: تعادل ایستا و پویا گروه تمرین در جهات قدامی، خلفی / داخلی و خلفی / خارجی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: برنامه تمرینات اصلاحی عصبی عضلانی موجب بهبود تعادل ایستا و پویا نوجوانان دارای زانوی ضربدری شد.


مرضیه نوشیروانپور کوچکسرایی، حسین عرب زاده، معصومه حبیبیان،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین‌D در افراد چاق بسیار شایع است و مکانیسم‌های مختلفی می‌تواند در آن دخیل باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی تمرین تناوبی شدید و مصرف ویتامین D بر سطح مارکرهای التهابی TGF-β1 و TNF-α در زنان جوان با کمبود ویتامین D انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 39 زن کم‌تحرک با کمبود ویتامین‌D به‌طور تصادفی در سه گروه کنترل، تمرین دویدن تناوبی شدید و ترکیبی (تمرین+ ویتامین‌D) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 12 تکرار یک دقیقه‌ای دویدن با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب حداکثر و یک دقیقه استراحت فعال با شدت 50 درصد ضربان قلب حداکثر و 3 جلسه در هفته بود. ویتامین‌D به صورت هفتگی با دوز 50000 واحد مصرف شد. سطح مارکرهای التهابیTGF-β1  و TNF-α قبل و بعد از مداخله اندازه‌گیری و مقایسه گردید.

یافته‌ها: سطح هر دو مارکر التهابیTGF-β1  و TNF-α پس از 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید با و بدون مصرف ویتامین ‌D در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میانگین درصد تغییرات TGF-β1 و TNF-α گروه ترکیبی در مقایسه با مداخله تمرینی بدون ویتامین D به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: هر دو مارکر التهابی  TGF-β1و TNF-α متعاقب 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید در آزمودنی‌های مورد مطالعه کاهش یافت و این کاهش در گروه دریافت کننده ویتامین D بیشتر بود.


وجیهه ورزنده، یاسر کاظم‌زاده، ساناز میرزایان شانجانی، حسین شیروانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 نقش مهمی در رشد و بازسازی استخوان دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین ترکیبی مقاومتی-هوازی بر مسیر سیگنالینگ Wnt/β-Catenin و بازسازی استخوان در مدل پیری موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 16 سر موش صحرایی نر سالخورده نژاد ویستار (22 ماهه با وزن تقریبی 300 تا 350 گرم) به طور تصادفی در دو گروه 8 تایی کنترل و تمرین تقسیم شدند. همچنین 8 سر موش صحرایی نر جوان (سه ماهه با وزن تقریبی 190 تا 230 گرم) به عنوان گروه کنترل جوان در نظر گرفته شد. برنامه تمرینی به مدت هشت هفته و هر هفته پنج جلسه تمرین مقاومتی-هوازی بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، موش‌ها با تزریق درون صفاقی کتامین و زایلازین بیهوش و سپس قربانی شدند. نمونه‌های بافت استخوان ران در شرایط سترون جدا شد. بیان ژن‌های موردنظر توسط روش RT-PCR ارزیابی شد.

یافته‌ها: در اثر اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی- هوازی در بیان ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 نسبت به گروه سالخورده افزایش آماری معنی‌داری مشاهده شد (P<0.05). میزان بیان ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 در گروه تمرین سالخورده در مقایسه با گروه کنترل سالخورده افزایش آماری معنی داری نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: انجام تمرینات مقاومتی-هوازی به مدت هشت هفته منجر به افزایش معنی‌دار در بیان ژن‌های بتا-کاتنین و TCF1 در بافت استخوان موش‌های سالخورده گردید.



صفحه 5 از 6     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.21 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)