107 نتیجه برای مری
عبدالحمید حاجی حسنی، رزیتا هدایتی، فاطمه احسانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : کمردرد یک اختلال عضلانی اسکلتی با شیوع بالا است که 85 درصد افراد جامعه ممکن است آن را تجربه کنند. ورزشهای ثبات دهنده مرکزی برای تقویت توانایی سیستمهای عصبی عضلانی و اسکلتی برای حفاظت ستون فقرات توصیه شدهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات ثبات دهنده مرکزی و ورزشهای عمومی بر فعالیتهای عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی انجام شد.
روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 60 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بهطور تصادفی در دو گروه 30 نفری ورزشهای عمومی و ورزشهای ثبات دهنده مرکزی قرار گرفتند. شاخص فعالیتهای عملکردی توسط آزمونهای Bilateral squat test، Timed single hop test، Distance single hop test و Star excursion test برای همه افراد در ابتدا و پس از دوره مداخله مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. در گروه ورزشهای ثبات دهنده مرکزی هشت تمرین اختصاصی تقویتی استفاده گردید و در گروه ورزشهای عمومی، تمرینات تقویتی روتین فیزیوتراپی برای بیماران در نظر گرفته شد. کلیه تمرینات در هر دو گروه بهمدت 4 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام گردید.
یافتهها : تمرینات ثبات دهنده مرکزی موجب افزایش معنیدار شاخصهای فعالیت عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی نسبت به تمرینات عمومی گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : تمرینات ثبات دهنده مرکزی نسبت به تمرینات عمومی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی ارجح است.
نادر شوندی، عباس صارمی، شهناز شهرجردی، لیلا پوریامنش،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : مکمل دانه کتان نقش مهمی در درمان و پیشگیری دیس لیپیدمی و التهاب دارد و ممکن است مزایای تمرین ورزشی را افزایش دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین هوازی به همراه مکمل دانه کتان بر لیپیدها و پروتئین واکنشگر C سرم زنان چاق انجام شد.
روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 45 زن چاق در دامنه سنی 30 تا 45 سال به صورت در دسترس و بهطور تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. برنامه تمرین هوازی 50 تا 60 دقیقه در روز، سه روز در هفته، با شدت 50 تا 85 درصد ضربان قلب بیشینه برای 10هفته اجرا شد. گروه تمرین هوازی به علاوه مکمل و گروه مکمل به مدت 10 هفته پودر دانه کتان را به مقدار 6 تا 9 گرم در روز مصرف نمودند. ترکیب بدنی و شاخصهای متابولیکی قبل و بعد از دوره تمرینی ارزیابی شد.
یافتهها : مصرف دانه کتان موجب کاهش آماری معنیداری در مقادیر تریگلیسیرید، HDL-c، TC-HDL، وزن بدن، نمایه توده بدن، دور کمر و توده چربی گردید (P<0.05). از طرفی مصرف دانه کتان همراه با تمرین هوازی منجر به کاهش در شاخصهای آدیپوسیتی وزن، نمایه توده بدن، دور کمر، توده چربی، تریگلیسیرید، HDL-c، LDL-c، LDL/HDL و TC-HDL شد (P<0.05).
نتیجهگیری : مصرف دانه کتان برای بهبود سلامت قلبی - متابولیکی زنان یک روش ایمن و موثر است و ترکیب کردن دانهکتان با تمرین هوازی میتواند برخی اثرات مفید آن را طی یک دوره 10 هفتهای افزایش دهد.
مهدی مدیر، فرهاد دریانوش، هنگامه فیروزمند، حمزه یوسفی،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : فعالیتهای جسمانی متفاوت بر روی سیستم ضداکسایشی موثرند. انتخاب مناسب نوع، زمان و شدت تمرین در جهت ارتقاء سطح سلامت جامعه ضروری بهنظر میرسد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین بیهوازی فزاینده میان مدت بر سطح سرمی آنزیمهای سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) و کاتالاز (CAT) موشهای صحرایی ماده انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی ماده به طور تصادفی در دو گروه کنترل و بیهوازی تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 8 هفته، کنترل (بدون فعالیت)، تمرین بیهوازی (هفته ای 3 جلسه با سرعت 24 تا 30 متر در دقیقه، شیب 5 تا 15 درجه و مدت 30 ثانیه) اجرا شد. سطح سرمی آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز و کاتالاز با استفاده از روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها : سطح سرمی آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز (U/ml) در گروه کنترل و بیهوازی فزاینده به ترتیب 98.8±12.8 و 17.3±109.1 تعیین شد (P<0.05). همچنین سطح سرمی آنزیم کاتالاز (U/ml) در گروه کنترل و بیهوازی فزاینده به ترتیب 7.2±51.2 و 4.2±48.4 تعیین شد که از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری : تمرین بیهوازی فزاینده در میان مدت، سبب افزایش اثرگذاری در سطح سرمی آنزیم ضداکسایشی SOD میشود.
معصومه سرمدیان، داود خورشیدی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماریهای قلبی و عروقی عامل اصلی 50 درصد از مرگ و میر زنان بعد از یائسگی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین ترکیبی استقامتی و مقاومتی بر سطح سیستاتین c ، پروتئین واکنشی C با حساسیت بالا و برخی عوامل خطرزای قلبی - عروقی زنان یائسه غیرفعال انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 24 زن یائسه غیرفعال در محدوده سنی 50 تا 65 سال به صورت غیرتصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله تمرینات ورزشی ترکیبی شامل تمرینات هوازی با شدت 65 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه و تمرینات مقاومتی با شدت 55 تا 65 درصد یک تکرار بیشینه را چهار روز در هفته به مدت 10 هفته انجام دادند. گروه کنترل در هیچ فعالیت بدنی شرکت ننمودند. در ابتدا و انتهای دوره مطالعه سطح سیستاتین c، پروتئین واکنشی C، تری گلیسیرید، HDL-c، LDL-c، وزن، درصد چربی بدن، فشارخون و نمایه توده بدن زنان ثبت گردید.
یافتهها : تمرینات ورزشی اثر معنیدار آماری بر سطح سرمی سیستاتین c، پروتئین واکنشی C با حساسیت بالا و عوامل خطرزای قلبی - عروقی نظیر HDL ، LDL ، تریگلیسیرید و فشارخون زنان یائسه نشان نداد.
نتیجهگیری : تمرینات ترکیبی کوتاهمدت با شدت متوسط بر سطح سیستاتین c و دیگر عوامل خطرزای قلبی - عروقی زنان یائسه غیرفعال اثری نداشت.
مهدی قهرمانی مقدم، کیوان حجازی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : افزایش سطح اندوتلین-1 و مالوندیآلدئید سرمی با افزایش خطر بروز بیماری عروق کرونر همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی بر سطح سرمی اندوتلین-1 و مالوندیآلدئید زنان بالای 60 سال غیرفعال انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 21 زن بالای 60 سال غیرفعال به صورت غیرتصادفی در دو گروه کنترل (10 نفر) و مداخله (11 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین هوازی شامل هشت هفته تمرین هوازی (با شدت 50 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره)، هر هفته سه جلسه یک ساعته اجرا شد. سطح اندوتلین-1 و مالوندیآلدئید سرمی پیش از شروع و پس از پایان مداخله تمرینی تعیین شد.
یافتهها : اندوتلین-1 سرمی گروه مداخله پس از هشت هفته تمرین هوازی (3.42 در مقابل 2.19 پیکوگرم بر میلیلیتر) به میزان 35.96% کاهش یافت (P<0.05). این میزان در گروه کنترل نیز با کاهش 41.09% (4.38 در مقابل 2.58 پیکوگرم بر میلیلیتر) از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05)؛ اما تغییرات میانگین اندوتلین-1 سرمی زنان در مقایسه بینگروهی تفاوت آماری معنیداری نداشت. در انتهای مطالعه کاهش میزان مالوندیآلدئید سرمی گروه مداخله (12.47 در مقابل 12.27 میکرومول بر لیتر) در مقایسه با گروه کنترل (22.09 در مقابل 15.97 میکرومول بر لیتر) از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری : سطح سرمی اندوتلین-1 در هر دو گروه مداخله و کنترل در انتهای مطالعه کاهش یافت؛ لذا تمرین هوازی منظم با شدت متوسط اثرگذار نبود.
محمدرضا کردی، محمدعلی برومند، شهرام ربانی، نسیم علیمرادی شیخها، احمد مزرعه، مریم سیوف،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
معصومه حبیبیان، ناصرالدین صبحی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : پیری با آنژیوژنز آسیبدیده، گلومرواسکلروز و افزایش ابتلا به آسیب نفروتوکسیک همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مستقل و ترکیبی تمرین هوازی شنا و عصاره سیر بر سطح کلیوی عامل رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) و عامل رشد تبدیل بتا -1 (TGF-β1) در موشهای صحرایی پیر انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 35 سر موش صحرایی نر پیر (50-48 هفتهای) از نژاد ویستار به صورت تصادفی در گروههای کنترل، شم، تمرین هوازی، عصاره سیر (2.5 g/kg/bw) و تمرین هوازی + عصاره سیر (2.5 g/kg/bw) قرار داده شدند. حیوانات با تمرین شنا به مدت 60 دقیقه، 3 روز در هفته به مدت 8 هفته ورزش داده شدند. سطح کلیوی VEGF و TGF-β1 به روش الایزا تعیین شد.
یافتهها : 8 هفته تمرین شنا، مصرف مکمل سیر و ترکیبی از دو مداخله با افزایش معنیدار سطح VEGF و کاهش معنیدار TGF-β1 در بافت کلیه موشهای پیر همراه بود (P<0.05). بین اثر مستقل و ترکیبی این مداخلهها بر سطح TGF-β1 و VEGF کلیوی موشهای پیر تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری : بهنظر میرسد بخشی از اثر حفاظتی تمرین منظم شنا، مصرف مکمل سیر و ترکیبی از دو مداخله بر فرایند پیری کلیه به توانایی این مداخلهها در کاهش TGF-β1 و تنظیم مثبتVEGF مربوط است.
علی باسی، علیرضا نیکوفر، حسین اژدرکش، پرویز اردونی اول، زهرا اردونی اول،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : کارسینوم مری یکی از سرطانهای بسیار کشنده بوده و بیشتر از نوع کارسینوم سلول سنگفرشی است. این مطالعه به منظور تعیین میزان بقاء بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی مری انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه همگروهی تاریخی روی 105 بیمار مبتلا به سرطان مری مراجعه کننده به بیمارستان فیروزگر تهران طی سالهای 93-1388 انجام شد. دادههای مربوط به بیماران تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی با و بدون جراحی جمعآوری گردید.
یافتهها : متوسط سن ابتلای بیماران 63 سال بود. در هر دو جنس فراوانی کارسینوم سلول سنگفرشی مری در گروه سنی 60-51 سال از سایر گروههای سنی بیشتر بود. میزان بقاء 5 ساله در بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی مری تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی بدون جراحی 9.5% و در بیماران تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی با جراحی 31.7% تعیین شد (P<0.05). میزان بقاء یک ساله و سه ساله و پنج ساله در بیماران تحت شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی با جراحی به ترتیب 68.5%، 38% و 22.8% تعیین گردید.
نتیجهگیری : میزان بقاء بیماران مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی مری بسیار پایین ارزیابی شد؛ ولی انتخاب روش شیمیدرمانی بههمراه پرتودرمانی توام با جراحی باعث افزایش بقاء پنج ساله بیماران شد.
علی شرفی، محمدحسین تازیکی، سیامک رجایی،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : بلع جسم خارجی یکی از شایعترین اورژانسهای پزشکی است. سن بیمار، نوع جسم خارجی و علایم بالینی در درمان بیماران کمککننده است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی جسم خارجی در مری و عوارض آن در بیماران بستری در مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی گذشتهنگر با استفاده از اطلاعات پرونده 145 بیمار (61 مرد و 84 زن) با تشخیص بلع جسم خارجی بستری در مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان طی سالهای 1383 لغایت 1393 انجام گردید. سن بیمار، نوع جسم خارجی و علایم بالینی برای هر بیمار از پرونده استخراج و در یک فرم ثبت گردید.
یافتهها : شایعترین شکایت اصلی دیسفاژی (42.75%) و شایعترین جسم خارجی استخوان مرغ (25.51%) بود. در گروه سنی زیر 15 سال شایعترین جسم خارجی سکه (15.86%) بود. در 56 مورد (38.62%) وجود جسم خارجی در مری بدون عارضه بود. عوارض ناشی از بلع جسم خارجی به ترتیب شامل اروزیون (24.82%)، زخم (21.37%)، پارگی مخاطی (6.2%)، مراجعه مجدد (4.82%)، پارگی مری (3.44%) و آبسه (0.68%) تعیین گردید. با توجه به نتایج اندوسکوپی، شایعترین محل گیرافتادن جسم خارجی در یکسوم فوقانی مری (62.63%) تعیین شد.
نتیجهگیری : دیسفاژی شایعترین شکایت و سکه شایعترین جسم خارجی در مری کودکان بود. اروزیون و زخم شایعترین عارضه و ناحیه یکسوم فوقانی مری شایعترین محل گیرافتادن جسم خارجی مری تعیین شد.
آمنه محمودی، مریم کوشکی جهرمی، جواد نعمتی، صدیقه طهماسبی، محمود ضمیریان،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان پستان و درمان آن عوارض مختلف جسمانی در پی داشته و تمرینات ورزشی در خصوص رفع یا کاهش این عوارض پیشنهاد شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات پیلاتس بر برخی شاخصهای آمادگی جسمانی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 30 زن مبتلا به سرطان پستان با دامنه سنی 30 تا 57 سال در دو گروه 15 نفری کنترل و مداخله در بیمارستان مطهری شیراز طی سال 1395 انجام شد. گروه مداخله هشت هفته تمرینات پیلاتس را به مدت سه جلسه یک ساعته در هفته انجام دادند. گروه کنترل در هیچ فعالیت منظم ورزشی شرکت ننمودند. میزان انعطاف پذیری، هماهنگی، تعادل، قدرت عضلات پشت، قدرت دست و استقامت عضلات شکمی آزمودنیها به ترتیب با آزمونهای ولز، آزمون پرتاب پیدرپی توپ تنیس، آزمون ایستادن تک پا، نیروسنج کمری و دستی و حرکت دراز و نشست تعیین گردید.
یافتهها : تمرینات پیلاتس در زنان گروه مداخله موجب افزایش انعطافپذیری، تعادل، هماهنگی، قدرت عضلات کمر و پشت، قدرت دست و استقامت عضلات در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : تمرینات پیلاتس سبب بهبود شاخصهای آمادگی جسمانی زنان مبتلا به سرطان پستان میشود.
راحله کرمانی زاده، امیرحسین حقیقی، رویا عسکری،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : چاقی و اضافه وزن روی بسیاری از شاخصهای فیزیولوژیکی تنفس شامل انطباق و مقاومت حجم ریه، عملکرد اسپیرومتری، عملکرد مکانیکی راههای هوایی، قدرت عصبی - عضلانی، ظرفیت انتشار و تبادلات گازی اثر گذاشته و افراد چاق مستعد ابتلا به سندرم کاهش حجم هوای تنفسی هستند. این مطالعه به منظور مقایسه اثر سه برنامه تمرین مقاومتی با شدتهای متفاوت بر عملکرد ریوی، عملکرد جسمانی و ترکیب بدن در دختران دارای اضافه وزن انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 30 دانشجوی دختر غیرفعال دارای اضافه وزن بهصورت غیرتصادفی در سه گروه دهنفری تمرین مقاومتی با شدتهای سبک (55-65%)، متوسط (65-75%) و سنگین (75-85% 1RM) قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 9 هفته (3 جلسه در هفته) انجام شد. هر جلسه تمرین شامل انجام 5 حرکت ایستگاهی به تعداد 3 ست در هر ایستگاه و فاصله استراحت 60 تا 90 ثانیه بین تکرارها و 90 تا 120 ثانیه بین ایستگاهها بود. قبل و بعد از پایان دوره تمرینی، آزمونهای اسپیرومتری، ترکیب بدن، قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه و VO2max از آزمودنیها گرفته شد.
یافتهها : 9 هفته تمرین مقاومتی با شدتهای سبک، متوسط و سنگین اثر معنیداری بر شاخصهای اسپیرومتری، وزن بدن، نمایه توده بدن، استقامت عضلانی بالاتنه و VO2max نداشت. درصد چربی در گروه تمرینی سبک نسبت به گروههای تمرینی متوسط و شدید کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). همچنین قدرت عضلانی بالاتنه در گروه تمرینی شدید نسبت به گروههای تمرینی سبک و متوسط افزایش بیشتری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری : دختران دارای اضافه وزن میتوانند برای کاهش درصدچربی بدن از تمرینات مقاومتی با شدت سبک استفاده کنند و برای بهبود قدرت بالاتنه از تمرینات با شدت سنگین سود ببرند. در رابطه با شاخصهای عملکرد ریوی و سایر شاخصهای عملکرد جسمانی و ترکیب بدنی، هیچ گونه برتری در استفاده از سه برنامه تمرینی وجود ندارد.
زهره امیرخانی، محمدعلی آذربایجانی،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : استرس اکسایشی نقش مهمی را در پاتوژنز بسیاری از بیماریها مانند آترواسکلروز دارد و اجرای فعالیت بدنی شدید منجر به افزایش استرس اکسایشی میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین مقاومتی بر شاخصهای پراکسیداسیون لیپیدی، ظرفیت آنتیاکسیدانی تام، آنزیمهای کبدی و نیمرخ لیپیدی زنان دارای اضافه وزن و چاق انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 16 زن دارای اضافه وزن و چاق در دو گروه مداخله (9 نفر) و کنترل (7 نفر) به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. برنامه تمرین مقاومتی شامل تمرینات مقاومتی (با شدت50 تا 80 درصد یک تکرار بیشینه) بود که به مدت هشت هفته، هرهفته سه جلسه یک ساعتی انجام شد. شاخصهای پراکسیداسیون لیپیدی، ظرفیت آنتیاکسیدانی تام، آنزیمهای کبدی و نیمرخ لیپیدی اندازهگیری و در پیشآزمون و پسآزمون مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها : هشت هفته تمرین مقاومتی سبب افزایش آماری معنیدار ظرفیت آنتیاکسیدانی، لیپوپروتئین پرچگال و تریگلیسرید و کاهش آماری معنیدار آلانین آمینو ترانسفراز در مقایسه با گروه کنترل گردید (p<0.05).
نتیجهگیری : هشت هفته تمرین مقاومتی از طریق افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی تام و کاهش مالوندیآلدئید میتواند در کاهش خطر آتروسکلروزیس و بهبود سلامت قلب و عروق موثر باشد.
الهام شهاب پور، مریم کوشکی جهرمی، محسن ثالثی، غلامحسین تمدن،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : آنژیوژنز و بیان عوامل آنژیوژنیک تومور با افزایش خطر متاستاز و کاهش نتایج درمان همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین استقامتی بر عامل رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) و گیرنده عامل رشد اندوتلیال عروقی-2 (VEGFR-2) بافت توده سرطان پستان موشهای کوچک آزمایشگاهی ماده انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 20 سر موش کوچک آزمایشگاهی ماده نژاد BALB/c پس از القای سرطان پستان بهطور تصادفی در دو گروه 10 تایی کنترل و تجربی قرار گرفتند. سرطان پستان با تزریق سلول MC4-L2 ایجاد گردید. گروه تجربی به مدت 6 هفته و 5 روز در هفته تمرینات استقامتی را با افزایش تدریجی شدت 12 متر به 20 متر در دقیقه و مدت زمان 25 دقیقه تا 55 دقیقه انجام دادند. حجم توده به صورت هفتگی با کولیس دیجیتالی اندازهگیری شد. برای ارزیابی اثر تمرین استقامتی بر فنوتیپ متابولیکی و آنژیوژنز تومور بیان دو پروتئین آنژیوژنیک VEGFR-2 و VEGF با روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها : تمرین استقامتی موجب کاهش آماری معنیدار پروتئین VEGFR-2 در گروه تجربی (1.524±0.324 ng ml-1) در مقایسه با گروه کنترل (2.686±0.815 ng ml-1) گردید (p<0.05). درحالی که در میزان پروتئین VEGF گروه تجربی (734.633±110.131 ng ml-1) در مقایسه با گروه کنترل (756.31772.3272.32 ng ml-1) اختلاف آماری معنیداری مشاهده نشد. حجم توده در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (p<0.05).
نتیجهگیری : تمرین استقامتی منظم، اثر آنتیآنژیوژنیک بر بافت توده سرطان پستان موشهای آزمایشگاهی دارد.
کیوان حجازی، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری ضیاءالدینی، مهدیه زعیمی،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : سنتز پروتئین جفت نشده نوع یک (Uncoupling Protein 1: UCP-1) در بافت چربی نقش مهمی در ایجاد مقاومت در برابر تجمع چربی، پیشگیری از افزایش وزن و چاقی دارد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین هوازی با شدتهای متوسط و زیاد بر سطح سرمی آیرزین و پروتئین جفت نشده نوع یک بافت (UCP-1) چربی سفید موشهای صحرایی نر چاق انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر چاق نژاد ویستار (وزن 250 الی 300 گرم، نمایه توده بدن بالای30 گرم برسانتیمتر مربع) به سه گروه تمرین هوازی با شدت متوسط، شدت بالا و کنترل تقسیم شدند. تمرین هوازی هشت هفته، 5 جلسه در هفته و هر جلسه 60 دقیقه دویدن بود که به ترتیب گروه های متوسط و بالا آن را با سرعت 28 و 34 متر در دقیقه روی نوار گردان انجام دادند. 48 ساعت پس از دوره تمرین، سطح پروتئین UCP-1 و آیرزین اندازه گیری شد.
یافتهها : سطح پروتئین UCP-1 بافت چربی و آیرزین سرمی هر دو گروه تمرین هوازی در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت و این افزایش تنها در گروه تمرین هوازی با شدت متوسط نسبت به گروه کنترل از نظر آماری معنیدار بود (p<0.05).
نتیجهگیری : 8 هفته تمرین هوازی به ویژه با شدت متوسط منجر به افزایش سطح پروتئین UCP-1 بافت چربی و آیرزین سرمی گردید.
صدیقه اسدی آهنگر، معصومه حبیبیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : همزمانی دو بیماری دیابت نوع دو و پرفشاری خون ممکن است؛ التهاب مزمن را تشدید نماید و فعالیت ورزشی منظم به عنوان یک راهکار درمانی مهم برای این بیماران محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی منظم بر سطح آپلین و عامل نکروزدهنده تومور آلفا در زنان یائسه با ابتلا به پرفشاری خون و دیابت نوع دو انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 20 زن یائسه با ابتلا به پرفشاری خون و دیابت نوع دو در دو گروه 10 نفری مداخله و کنترل انجام شد. برنامه تمرینی شامل 25 تا 40 دقیقه تمرین هوازی با شدت 50 تا 70 حداکثر ضربان قلب، 3 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته بود. سپس سطح آپلین، عامل نکروزدهنده تومور آلفا و گلوگز پلاسما گروهها اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها : هشت هفته تمرین هوازی منجر به کاهش معنیدار سطح آپلین، عامل نکروزدهنده تومور و گلوگز زنان یائسه با پرفشاری خون و ابتلا به دیابت نوع دو در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل گردید (p<0.05).
نتیجهگیری : فعالیت ورزشی هوازی منظم میتواند برخی از اثرات مطلوب خود را در شرایط پاتولوژیکی پرفشاری خون همراه با دیابت نوع دو، بهواسطه کاهش سطح پلاسمایی آپلین و عامل نکروزدهنده تومور آلفا میانجیگری کند.
سیدعلی اصغر حسینی، امیرحسین حقیقی، سیدعلیرضا حسینی کاخک،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : مصرف مواد مخدر و اعتیاد به آنها میتواند بر عملکرد ریوی و جسمانی افراد اثرات منفی داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرین ترکیبی با شدتهای مختلف بر عملکرد ریوی و جسمانی مردان معتاد مرکز بازپروری شهر سبزوار انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 30 مرد معتاد با میانگین سنی 37.56±7.1 سال تحت مراقبت و مداوا در مرکز بازپروری شهر سبزوار در پاییز 1394 انجام شد. آزمودنیها به صورت غیرتصادفی در گروههای 10 نفری کنترل و مداخله اول و مداخله دوم قرار گرفتند. گروه کنترل در هیچ برنامه تمرینی شرکت نداشت. دو گروه مداخله در یک برنامه تمرینات هوازی و مقاومتی برای مدت شش هفته (چهار بار در هفته) شرکت کردند. تمرینات گروههای مداخله اول و مداخله دوم به ترتیب با شدت 50-65% و 65-80% یک تکرار بیشینه یا حداکثر ضربان قلب انجام شد. قبل و بعد از دوره تمرینی، آزمونهای اسپیرومتری، توان هوازی بیشینه، قدرت و استقامت عضلات بالاتنه و قدرت ویژه عضلات تنفسی از همه آزمودنیها گرفته شد.
یافتهها : در دو گروه مداخله بهبود شاخص اوج جریان بازدمی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (p<0.05). همچنین این متغیر در گروه مداخله دوم در مقایسه با گروه مداخله اول افزایش آماری معنیداری داشت (p<0.05). شاخصهای قدرت ویژه عضلات تنفسی، توان هوازی بیشینه و حداکثر تهویه ارادی بین سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماری معنیداری نشان ندادند. استقامت و قدرت عضلات بالاتنه، حجم بازدمی با فشار در ثانیه اول و ظرفیت حیاتی با فشار، فقط در گروه مداخله دوم در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری یافت (p<0.05). شاخص نسبت حجم بازدمی با فشار در ثانیه اول به ظرفیت حیاتی با فشار، بین دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (p<0.05) و این متغیر بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری : اجرای تمرینات هوازی و مقاومتی با شدت بیشتر سبب بهبود شاخصهای ظرفیت حیاتی با فشار، حجم بازدمی با فشار در ثانیه اول، قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه میشود.
ادریس باوردی مقدم، سیدصدرالدین شجاعالدین، حسین رادفر،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : سالمندی به عنوان یکی از مراحل تکاملی زندگانی بوده و یک مرحله اجتنابناپذیر جامعه بشری است که میتواند سبب ضعف تعادل و در پی آن آسیب، کاهش استقلال و مرگ زودرس شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرینات پیلاتس (آمادگی جسمانی روحی) بر تعادل عملکردی مردان سالمند انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 28 مرد سالمند با میانگین سنی 60 سال به بالا با تخصیص غیرتصادفی در دو گروه 14 نفری مداخله و کنترل انجام شد. گروه مداخله به مدت شش هفته سه جلسه در هفته برنامه تمرین پیلاتس را اجرا نمودند. تمرینات پیلاتس شامل حرکات کششی و قدرتی است که در طول دامنه حرکتی مفصل با یک سرعت کنترل شده همراه با تمرکز و تنفسهای عمیق انجام میشود. تعادل عملکردی با استفاده از آزمون رفت و برگشت اندازهگیری شد.
یافتهها : در انتهای مطالعه، نتایج آزمون تعادل عملکردی گروه مداخله (10.11±0.53 sec) در مقایسه با گروه کنترل (12.61±1.14 sec) کاهش آماری معنیداری نشان داد (p<0.05).
نتیجهگیری : بهکارگیری تمرینات پیلاتس میتواند بر بهبود تعادل عملکردی مردان سالمند اثرگذار باشد.
حلیمه وحدت پور، سعید شاکریان، علی اکبر علی زاده، سیدرضا فاطمی طباطبائی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوه زندگی کم تحرک و افزایش وزن، خطر توسعه بیماریهای قلبی و عروقی را افزایش میدهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف مکمل زنجبیل بر تغییرات لاکتات دهیدرژناز (Lactate dehydrogenase: LDH) و کوفتگی عضلانی تاخیری دختران دارای اضافه وزن به دنبال فعالیت برونگرای وامانده ساز انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 22 دانشجوی دختر دارای اضافه وزن در دانشگاه شهید چمران اهواز بهطور تصادفی در گروههای کنترل (10 نفر) و مداخله (12 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله روزانه 2 گرم پودر زنجبیل، هر وعده یک کپسول، حاوی یک گرم پودر زنجبیل، و گروه کنترل (دارونما) روزانه دو کپسول حاوی نشاسته، به مدت دو هفته مصرف نمودند. فعالیت بدنی شامل دو جلسه فعالیت برونگرا وامانده ساز (شیب منفی بر روی تردمیل، یک جلسه قبل از مکملدهی و یک جلسه بعد از دو هفته مکملدهی) اجرا شد. نمونههای خونی طی 4 مرحله به منظور سنجش تغییرات LDH اخذ و نیز از پرسشنامه درد (Visual Analogue Scale: VAS) برای سنجش کوفتگی تاخیری در دو دوره قبل و بعد از مصرف مکمل زنجبیل استفاده گردید.
یافتهها: تمرین برونگرا باعث افزایش میزان LDH و کوفتگی عضلانی تاخیری بعد از فعالیت گردید (P<0.05). مصرف دو هفته مکمل زنجبیل باعث کاهش آماری معنیدار میزان LDH و کوفتگی عضلانی تاخیری گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: مصرف زنجبیل میتواند بر کاهش آسب عضلانی و کوفتگی عضلانی تاخیری ناشی از فعالیت برونگرا در دختران با اضافه وزن موثر باشد.
محمدرضا حامدی نیا، زینب فیروزه، امیرحسین حقیقی، سعید رمضانی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش هزینه انرژی در پیشگیری و درمان چاقی و کاهش عوارض آن میتواند از طریق تحریک عوامل مرتبط با قهوهای شدن بافت چربی سفید صورت گیرد که آیریزین و FGF21 ازجمله این عوامل هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر 12 هفته تمرینات تناوبی سنگین و سبک بر سطح آیریزین و عامل رشد فیبروبلاست 21 (FGF21) زنان چاق و دارای اضافه وزن انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 35 زن دارای اضافه وزن و چاق (سن 3.58±39.8 سال و شاخص توده بدن 3.37±27.1 کیلوگرم بر متر مربع) از بین شرکت کنندگان در فراخوان انجام شد. شرکتکنندگان بهطور تصادفی ساده در سه گروه تمرین تناوبی سنگین (12نفر)، تمرین تناوبی سبک (12نفر) و گروه کنترل (11نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 12 هفته تمرینات تناوبی سنگین و سبک به مدت 25 تا 60 دقیقه در هر جلسه و سه جلسه در هفته بود. قبل و بعد از دوره تمرینی برای اندازهگیری شاخصهای آیریزین و FGF21 سرمی از همه آزمودنیها درحالت ناشتا خونگیری شد.
یافتهها: ﺳﻄح FGF21 ﺳﺮﻣﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺲ از 12ﻫﻔﺘﻪ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﺗﻨﺎوﺑﻲ ﺳﻨﮕﻴﻦ در مقایسه با گروه کنترل اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺖ (P<0.05). در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮی در ﺳﻄح آﻳریزین ﺳﺮﻣﻲ ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﺗﻤﺮﻳﻦ ﺗﻨﺎوﺑﻲ ﺳﻨﮕﻴﻦ و سبک در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد. همچنین درﺻﺪ ﭼﺮﺑﻲ ﺑﺪن، ﻧﺴﺒﺖ دور ﻛﻤﺮ ﺑﻪ دور ﻟﮕﻦ و BMI آزﻣﻮدﻧﻲﻫﺎی ﮔﺮوهﻫﺎی ﺗﻤﺮﻳﻦ ﺗﻨﺎوﺑﻲ ﺳﺒﻚ و ﺳﻨﮕﻴﻦ در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﮔﺮوه ﻛﻨﺘﺮل ﻛﺎﻫﺶ آماری ﻣﻌﻨﻲداری یافتند (P<0.05). VO2max دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: 12هفته تمرین تناوبی سبک و سنگین بدون تغییر در سطح سرمی آیریزین، تاثیر مطلوبی بر افزایش VO2max و بهبود ترکیب بدن داشت. همچنین تمرین تناوبی سنگین باعث افزایش معنیدار FGF21 میشود که میتواند از طریق قهوهای کردن بافت چربی سفید در کاهش وزن موثر باشد.
آرزو اسکندری، محمد فشی، امیر بهادر دخیلی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سن بزرگترین عامل خطر بیماریهای قلبی - عروقی است که با کوتاه شدن طول تلومر همراه میشود و این در حالی است که فعالیتهای ورزشی میتوانند نقش مفیدی را در حفظ طول تلومر ایفا کنند. TRF2 و TERT به عنوان ژنهای درگیر در مجموعه تلومریک در قلب نیز از پیری تاثیر میپذیرند و با کاهش بیان همراه میشوند که در نتیجه طول تلومر کاهش مییابد. کاهش طول تلومر نیز با افزایش مرگ سلولهای قلب و بیماریهای قلبی همراه میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین تناوبی شدید و تداومی استقامتی بر بیان ژنهای TRF2 و TERT بافت قلب موشهای صحرایی نر پیر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن 88 تا 96 هفتهای و میانگین وزنی 12±363گرم به مدت 6 هفته در گروههای کنترل، تمرین تداومی استقامتی (5 جلسه در هفته، شدت 60 تا 70 درصد بیشینه) و تمرین تناوبی شدید (5 جلسه در هفته، تکرار اینتروال با شدت بالا 80 درصد بیشینه در هفته اول و دوم و 90 درصد در هفته سوم و سپس 100 درصد سرعت بیشینه تا پایان تمرین) تقسیم شدند. بیان ژنهای TRF2 و TERT بهوسیله تکنیک Real time – PCR سنجش و پس از کمی سازی مقادیر بیان ژن با استفاده از فرمول پافل مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیان ژن TRF2 گروههای تناوبی شدید و تداومی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). همچنین در بیان ژن TERT گروههای مورد مطالعه در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت و این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد شش هفته تمرین تناوبی شدید و تداومی استقامتی بتواند رشد و طول عمر سلولهای قلبی را بهوسیله حفظ طول تلوم از طریق افزایش ژن TRF2 تنظیم کند.