79 نتیجه برای امین
سیده نرجس مظفری چنیجانی، رامین آذرهوش، تقی امیریانی، غلامرضا روشندل،
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : بهترین روش در برخورد با بیماران مبتلا به هماتوشزی یا خونریزی از رکتوم، کولونوسکوپی است. این مطالعه به منظور تعیین یافتههای کولونوسکوپیک و هیستوپاتولوژیک در بیماران مبتلا به هماتوشزی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 117 بیمار (50 مرد و 67 زن) مبتلا به هماتوشزی مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان در سال 1389 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سابقه پزشکی، نتایج کولونوسکوپیک و هیستوپاتولوژیک همه بیماران ثبت گردید. یافتهها : شایعترین یافته کولونوسکوپیک، هموروئید بود. شایعترین یافته در افراد زیر 43 سال بیماریهای التهابی روده و افراد بالای 43 سال آدنوکارسینوم بود (P<0.05). در بررسی هیستوپاتولوژیک شایعترین یافته کولیت اولسراتیو (22.2%) بود. شایعترین محل آناتومیک در افراد مبتلا به بیماری های التهابی روده رکتوسیگموئید بود. تمام موارد بیماریهای التهابی روده و سرطان در سمت چپ کولون یافت شد. نتیجهگیری : برای بررسی علل هماتوشری در افراد با سن کمتر از 42 سال سیگموئیدوسکوپی توصیه میشود و در افراد 43 ساله و بالاتر، انجام سیگموئیدوسکوپی یا کولونوسکوپی بایستی براساس شرایط بیمار صورت گیرد.
بهناز خدابخشی، مونا تفرشی، سروش امین الشریعه نجفی،
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1393 )
چکیده
بورلیوزیس یا تب راجعه از دسته بیماریهای اسپیروکتی است که توسط گونههای محتلف بورلیا ایجاد میشود. این بیماری با حملات راجعه تب و لرز واسپیروکتمی مشخص میگردد و میتواند باعث انتشار و درگیری ارگانهای متعدد و حتی مرگ گردد. بیمار معرفی شده در این مقاله مردی 23 ساله با اسفروسیتوز ارثی است که با تب و لرز تکاندهنده و درد شکم از یک هفته قبل از بستری مراجعه نمود. در اسمیر خون محیطی بیمار در نوبت سوم اسپیروکت مشاهده شد و تشخیص بورلیوز داده شد و بعد از یک هفته درمان با داکسیسیکلین خوراکی با حال عمومی خوب ترخیص گردید. همراهی بورلیوزیس با همولیز زمینهای در این بیمار منجر به ایجاد تظاهرات بالینی گمراه کننده گردید.
سروس امین الشریعه نجفی، فاطمه محمدزاده، الهام مبشری، محمدعلی وکیلی،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : قومیت، چاقی و افزایش وزن دوران بارداری از جمله عوامل موثر بر عوارض بارداری هستند. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط شاخص توده بدنی (BMI) سه ماهه سوم زنان باردار قومیتهای مختلف با عوارض مادری و نوزادی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 551 زن باردار در 3 ماهه سوم با قومیتهای فارس، سیستانی و ترکمن در مرکز آموزشی درمانی صیاد شیرازی گرگان در سال 1391 انجام شد. بر اساس BMI زمان پذیرش، زنان باردار در سه گروه لاغر و طبیعی، دارای اضافه وزن و چاق قرار گرفتند. یافتهها : میانگین سن مادران با قومیتهای فارس، سیستانی و ترکمن به ترتیب شامل 5.5±26.5 سال، 5.3±24.6 سال و 5.2±26.2 سال و میانگین سن بارداری به ترتیب شامل 2.3±38.4 هفته، 2.3±38.6 هفته و 3.2±37.4 هفته بود. بین BMI مادر با زایمان سزارین و زایمان سخت در گروههای قومیتی فارس و سیستانی ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). در حالی که ارتباط آماری معنیداری بین BMI مادر و عوارض نوزادی در گروههای قومیتی یافت نشد. نتیجهگیری : زنان دارای اضافه وزن و چاق با قومیت فارس در معرض خطر زایمان سزارین و با قومیت سیستانی در معرض خطر زایمان سخت هستند.
معصومه احمدی جلالی مقدم، حمیدرضا هنرمند، صادق فلاح دلاور، امین سعیدی نیا،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : گیاه سداب (Ruta graveolens) از کهنترین گیاهان مورد استفاده در طب سنتی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدباکتریایی عصارههای آبی و هیدروالکلی برگ و ساقه گیاه سداب بر هشت سویه باکتری بیماریزا انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی سویههای استاندارد باکتریهای پاتوژن شایع انسانی شامل انتروکوک فکالیس، استافیلوکوک اورئوس، استافیلوکوک اپیدرمیس، استرپتوکوک پنومونیا، اشریشیا کولی، کلبسیلا پنومونیه، سالمونلا تیفی و انتروباکترکلواکه که به صورت لیوفیلیزه شده از مرکز کلکسیون باکتری و قارچ سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی خریداری شده بودند؛ انجام شد. اثر عصارههای آبی و هیدروالکلی گیاه سداب بر رشد سویههای باکتریهای بیماریزا بهطور جداگانه و با روش دیسک دیفوزیون و ماکرو دیلوشن و تعیین حداقل غلظت کشندگی (MIC) بررسی گردید. نتایج با اثر ضدمیکروبی هشت آنتیبیوتیک رایج شامل کوتریموکسازول، اکسیسیکلین، ونکومایسین، اریترومایسین، فورازولیدون، تتراسیکلین، آموکسیسیلین / کلاولانیک اسید و آمپیسیلین / سولباکتام مقایسه شد. یافتهها : عصارههای آبی، اتانولی و متانولی گیاه سداب حتی با غلظت بالا (3 میلیگرم بر میلیلیتر) اثر ممانعتکنندگی رشد علیه باکتریهای مورد مطالعه نداشتند. نتیجهگیری : عصارههای آبی، اتانولی و متانولی اندامهای هوایی گیاه سداب فاقد اثر بازدارندگی بر باکتریهای بیماریزا است.
رامین محرمی، صدالدین شجاع الدین، حیدر صادقی،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : شایعترین علت دردهای مزمن شانه، سندرم گیرافتادگی شانه است. ثبات عملکردی شانه حاصل ارتباط متقابل بین ثباتدهندههای استاتیک و دینامیک است و این ارتباط با واسطه سیستم حسی- حرکتی (حس عمقی) ایجاد میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر شش هفته تمرین مقاومتی با کش بر حس عمقی مردان ورزشکار مبتلا به سندرم گیرافتادگی مفصل شانه انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 30 مرد با سندرم گیرافتادگی مفصل شانه به صورت غیرتصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. آزمودنیها، حرکات ورزشی نیازمند استفاده مکرر بازو در بالای سر را انجام داده بودند و در رشته ورزشی خاصی فعالیت نداشتند. گروه مداخله تمرینات مقاومتی را با استفاده از کش تمرینی به مدت شش هفته انجام دادند. حس عمقی مفصل آزمودنیها در ابتدا و انتهای مطالعه با زوایای صفر، 45 و 90 درجه با استفاده از دستگاه ایزوکنتیک مدل بایودکس سیستم-3 ، اندازهگیری و مقایسه گردید. یافتهها : حس عمقی مفصل شانه در همه زوایای اندازهگیری شده گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در انتهای مطالعه بهبودی نشان داد (P<0.05). همچنین میزان بهبودی در مقایسه بین دو گروه کنترل و مداخله تفاوت آماری معنیداری داشت (P<0.05). نتیجهگیری : شش هفته تمرین مقاومتی با کش منجر به بهبودی حس عمقی در مبتلایان به سندرم گیرافتادگی مفصل شانه میگردد.
خاتون حیدری، رامین آذرهوش، مهدی فرقاتی فر،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : هلیکوباکترپیلوری از مهمترین پاتوژنهای معده در انسان است. حضور ژنهای babA2 و hsp در اتصال به سلولهای اپیتلیال معده و بیماریزایی باکتری نقش دارد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ژنهای babA2 و hsp در سویههای هلیکوباکترپیلوری جدا شده از بیماران مبتلا به اختلالات گوارشی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 80 بیمار با اختلالات گوارشی مراجعه کننده به مرکز آموزشی - درمانی پنجم آذر گرگان انجام شد. بیماران با نظر متخصص گوارش آندوسکوپی شده و از معده آنان نمونهبرداری گردید. تست اورهآز و هیستوپاتولوژی برای اثبات وجود هلیکوباکترپیلوری و سپس استخراج DNA انجام شد. فراوانی ژنهای babA2 وhsp با استفاده از پرایمرهای اختصاصی و روش مولکولی PCR تعیین شدند. یافتهها : از بین 80 بیمار آلوده به هلیکوباکترپیلوری، 36 بیمار دچار گاستریت، 18 بیمار دچار سرطان معده و 26 بیمار دچار زخم معده بودند. 51 نمونه (63 درصد) از نظر حضور ژن babA2 و 49نمونه (61درصد) از نظر حضور ژن hsp مثبت بودند. بین حضور ژنها و نوع اختلال گوارشی ارتباط آماری معنیداری یافت نشد. نتیجهگیری : علیرغم مثبت بودن حضور ژنهای babA2 و hsp در سویههای هلیکوباکترپیلوری جدا شده از بیماران دچار گاستریت، زخم معده و سرطان معده، این یافته با نوع اختلال گوارشی مرتبط نبود.
نعمت الله امینی سرتشنیزی، حسین تیموری، صابر زهری، محسن مبینی دهکردی، سمیه خسروی، رقیه امینی سرتشنیزی،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : کرایزین یک ترکیب طبیعی و فعال از لحاظ بیولوژیکی است که از بسیاری از درختان، عسل و پروپولیس استخراج میگردد. کرایزین دارای چندین فعالیت فارماکولوژیکی از جمله خصوصیات ضدالتهابی، ضدسرطانی و آنتیاکسیدانی قوی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کرایزین بر AGS human gastric epithelial cell line سرطان معده انسان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی کرایزین در دیمتیل سولفوکساید (DMSO) حل و اثرات سایتوتوکسیسیتی غلظتهای 10، 15، 20، 30، 40، 50، 60، 80 و 100 میکرومولار بر میلیلیتر کرایزین بر سلولهای AGS بررسی شد. زیستایی سلولها با استفاده از آزمایش سنجش MTT بعد از 24، 48 و 72 ساعت تیمار اندازهگیری و با زیستایی نمونههای کنترل مقایسه گردید. یافتهها : کرایزین از رشد و تکثیر رده سلولی AGS سرطان معده انسان ممانعت نمود. این اثرات وابسته به غلظت کرایزین و زمان تیمار بود. IC50 تقریباً برابر با 60 و 30 و 20 میکرومولار بر میلیلیتر به ترتیب در زمانهای 24 و 48 و 72 ساعت بهدست آمد (P<0.05). نتیجهگیری : کرایزین در محیط آزمایشگاهی، فعالیت ضدتکثیری بر روی سلولهای سرطانی معده انسان نشان داد.
سعید امیرخانلو، رامین مقصودلو نژاد، سمیرا عشقی نیا،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف : سوءتغذیه، مشکل عمده سلامت در بیماران مبتلا به مراحل انتهایی نارسایی کلیه است که سبب افزایش عوارض و مرگ و میر میشود. تشخیص زودهنگام سوءتغذیه برای شروع حمایتهای تغذیهای نقش مهمی در بقای این بیماران دارد. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت تغذیهای بیماران همودیالیزی به روش ارزیابی جامع ذهنی (Modified Subject Global Assessmen: mSGA) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 116 بیمار همودیالیزی مراجعه کننده به بخش دیالیز مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان در سال 1392 با توجه به امتیاز کسب شده در روش ارزیابی جامع ذهنی در سه گروه طبیعی، سوءتغذیه خفیف تا متوسط و سوءتغذیه شدید ارزیابی شدند. مقادیر آنتروپومتریک و بیوشیمیایی بیماران تعیین و ارتباط آن با وضعیت تغذیه تعیین گردید. یافتهها : 29.66% بیماران دارای وضعیت تغذیهای طبیعی، 68.82% دارای سوءتغذیه خفیف تا متوسط و 0.9% دارای سوءتغذیه شدید بودند. شاخصهای آلبومین سرم، وزن، نمایه توده بدن و دور بازو رابطه آماری معنیدار معکوس و شاخصهای سن و تعداد ماههای انجام دیالیز رابطه آماری معنیدار مستقیمی با سوءتغذیه نشان دادند (P<0.05). میزان اوره، کراتینین و تعداد گلبولهای سفید با وضعیت تغذیهای بیماران ارتباط آماری معنیداری نداشت. نتیجهگیری: گرچه در جامعه مورد مطالعه ما شیوع سوء تغذیه نسبت به برخی مطالعات داخل و یا خارج از کشور کمتر مشاهده شد؛ ولی شیوع بالای سوء تغذیه، لزوم ارزیابیهای دورهای و مداخلات تغذیهای را در این بیماران کاملاً توجیه میکند.
حسینعلی نیک بخت، نیره امینی ثانی، سیدرضا حسینی، محمد اصغری جعفرآبادی، خدیجه آهویی،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان کولورکتال بهطور قابل توجهی باعث ایجاد مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی است. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اضطراب و افسردگی و عوامل تعیین کننده آن در مبتلایان به سرطان کولورکتال انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی، 120 نفر (75 مرد و 45 زن) از مبتلایان به سرطان کولورکتال شناسایی شده در نظام ثبت سرطان بین سالهای 1391-1386 در بابل بررسی شدند. برای دستیابی به اطلاعات این مطالعه پرسشنامهای حاوی مشخصات دموگرافیک و بیماری بههمراه پرسشنامه HADS برای سنجش اضطراب و افسردگی در سال 1392 به صورت مصاحبه حضوری با بیماران در منازلشان تکمیل گردید. یافتهها : میزان افسردگی و اضطراب در بیماران به ترتیب 23.4% و 30.8% تعیین شد. جنسیت زن، ساکن روستا بودن و داشتن بیماری همراه با ابتلا به افسردگی مرتبط بود و در این میان مکان زندگی بهعنوان پیشبینی کننده مستقل شناسایی شد. شیوع افسردگی در ساکنین شهرها نسبت به ساکنین روستاها 79درصد کمتر بود (CI 95%: 0.06-0.67, OR= 0.21, P=0.009). همچنین جنسیت زن، ساکن روستا بودن، شاغل نبودن، داشتن بیماریهای همراه، درآمد پایین و نداشتن تحصیلات با اضطراب مرتبط بود که در این میان فقط تحصیلات بهعنوان پیشبینی کننده مستقل شناسایی شد (CI 95%: 1.32-13.81, OR= 4.27, P=0.015). نتیجهگیری : شیوع اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال نسبتاً بالاست. بنابراین مداخلات در جهت افزایش آگاهیهای لازم، توجه بیشتر به زنان و روستاییان و کنترل بیماریهای دیگر توصیه میگردد.
رامین عطایی، امیرحسین گیتی نورد، امین عطایی، یزدان نوریان، محمد شاطرپور،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : رزوراترول ترکیبی گیاهی فنلی با خواص آنتیاکسیدانت در بسیاری از بیماریها از جمله سرطان، دیابت و بیماریهای نورودژنراتیو به عنوان درمان کمکی مطرح شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تجمعی ترانس رزوراترول و ایمیپرامین در کاهش نشانههای افسردگی موش سوری به روش تست شنای اجباری انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 56 سر موش سفید نر نژاد Swiss Webster انجام شد. حیوانات در 7 گروه 8 تایی تقسیم شدند. به یک گروه بهعنوان کنترل منفی نرمال سالین و به یک گروه بهعنوان کنترل مثبت ایمیپرامین (5mg/kg) تجویز شد. ایمیپرامین (10mg/kg)، ترانس رزوراترول (5, 10 mg/kg) و مخلوط رزوراترول با ایمیپرامین با نسبت 1:1 (2.5, 5, 10 mg/kg) به هر گروه از موشها به صورت تزریق داخل صفاقی تجویز گردید. سپس تست شنای اجباری انجام شد. طی آزمون حیوانات در آب شناور شدند و زمان بیحرکتی حیوان که نشانگر حالات افسردگی است؛ ثبت شد.
یافتهها : اثر ایمیپرامین 10mg/kg زمان بیحرکتی را در مقایسه با گروه شاهد (دریافت کننده نرمال سالین) بهشدت کاهش داد (P<0.05). میانگین زمان بیحرکتی پس از تجویز غلظت ترکیبی رزوراترول 10mg/kg توام با ایمیپرامین 10mg/kg به صفر رسید که در مقایسه با تجویز ایمیپرامین به تنهایی موثرتر بود (P<0.05). اثر ضدافسردگی تزریق رزوراترول 5mg/kg کاملاً مشابه تزریق رزوراترول 2.5mg/kg توام با ایمیپرامین 2.5mg/kg بهدست آمد.
نتیجهگیری : با توجه به اثر تجمعی حاصله از ترکیب رزوراترول و ایمیپرامین میتوان ترکیب رزوراترول را با داروهای ضدافسردگی برای کاهش دوز و عوارض داروهای شیمیایی پیشنهاد نمود.
روح الله فلاح مشکانی، امین صالحی ابرقویی، احمد اسماعیل زاده، لیلا آزادبخت، عمار حسن زاده کشتلی، آوات فیضی، پیمان ادیبی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات اندکی الگوهای اصلی موادمغذی را با بیماریهای مزمن ارتباط دادهاند. این مطالعه به منظور شناسایی الگوهای اصلی موادمغذی در بزرگسالان اصفهانی و بررسی ارتباط آنها با چاقی عمومی و چاقی شکمی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی از یک پرسشنامه بسامد خوراکی نیمه کمی ارایه شده به 8691 فرد 18 تا 55 ساله برای جمعآوری اطلاعات غذایی استفاده شد. 6724 و 5203 بزرگسال به ترتیب برای چاقی عمومی و چاقی شکمی داده کامل داشتند. دریافتهای روزانه مربوط به 38 ماده مغذی و بیواکتیو برای شرکت کنندگان محاسبه شد. از تحلیل عاملی برای استخراج الگوهای موادمغذی استفاده گردید.
یافتهها : سه الگوی عمده موادمغذی شناسایی شد. اول مقادیر بالا از اسیدهای چرب، کلسترول، کوبالامین، ویتامین E، پیرودوکسین، پانتوتنیک اسید، روی، کولین، پروتئین و فسفر؛ دوم مقادیر بالا از تیامین، بتائین، نشاسته، فولات، آهن، سلنیوم، نیاسین، کلسیم و منگنز و سوم افزایش گلوکز، فروکتوز، سوکروز، ویتامینC، پتاسیم، کل فیبر غذایی، مس و ویتامین K. مردان واقع در بالاترین پنجک الگوی دوم دارای شانس کمتری برای ابتلا به چاقی عمومی بودند (95% CI: 0.76-0.20 , OR=0.39, P<0.05). همچنین در مردان ارتباط مثبت معنیداری بین الگوی سوم و چاقی عمومی مشاهده شد (95% CI: 1.04-3.04 , OR=1.77, P<0.05) و در زنان این ارتباط دیده نشد (95% CI: 0.74-1.88 , OR=1.18, P<0.05).
نتیجهگیری : الگوی های غذایی با چاقی عمومی و نه چاقی شکمی در مردان شرکت کننده در مطالعه سپاهان ارتباط داشتند.
قادر جلیل زاده امین، علیرضا یوسفی، صدیقه عباسی پور دلیوند،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : گیاه آنغوزه (Ferula assa-foetida) یک گیاه بومی در ایران است و در طب سنتی از آن برای درمان اختلالات معدی – رودهای استفاده میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضد اسهالی عصاره هیدروالکلی گیاه آنغوزه بر موشهای صحرایی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی موشهای صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در گروههای کنترل منفی، کنترل مثبت و گروههای تجربی دریافت کننده خوراکی عصاره هیدروالکلی گیاه آنغوزه به صورت تصادفی قرار داده شدند. گروه کنترل منفی نرمال سالین دریافت نمودند. در گروه کنترل مثبت برای ارزیابی عبور رودهای مواد از آتروپین (0.1 mg/kg/bw) و برای ارزیابی اسهال از لوپرامید (3 mg/kg/bw) استفاده شد. گروههای تجربی اول تا سوم به ترتیب مقادیر 100، 200 و 400 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از عصاره را دریافت نمودند. یک ساعت بعد از تجویز داروها و دوزهای مختلف عصاره تمامی حیوانات 2 میلیلیتر روغن کرچک بهصورت خوراکی دریافت کردند. اثر عصاره هیدروالکلی گیاه آنغوزه روی حرکات جلو برنده روده، اسهال القا شده به صورت تجربی و میزان تجمع مایعات ارزیابی شد.
یافتهها : گاواژ عصاره به مقدار 5g/kg هیچ گونه اثر سمی در حیوانات ایجاد ننمود. میانگین شاخص پریستالتیک در روش خوراکی برای غلظتهای 100 ، 200 و 400 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، گروه کنترل و گروه دریافت کننده آتروپین به ترتیب 97% ، 65.88% ، 62.23% ، 86.19% و 52.86% تعیین شد. با پایینترین غلظت عصاره در همراهی با آتروپین اثر مهاری بیشتر (P<0.05) در مقایسه با استفاده تنها از آتروپین مشاهده شد. عصاره به شکل غیرمعنیداری منجر به کاهش حجم مایعات تجمع یافته در داخل روده و نیز مهار حرکات جلوبرنده القا شده در اثر تجویز روغن کرچک در موشها گردید. عصاره آنغوزه بهصورت وابسته به دوز باعث تاخیر در شروع اسهال گردید. لوپرامید و عصاره با بالاترین غلظت باعث کاهش معنیدار در تکرر دفع مدفوع و شدت اسهال گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : ﻋﺼﺎره هیدروالکلی گیاه آنغوزه اﺛﺮ ﺿﺪاﺳﻬﺎﻟﻲ داشته و اﺛﺮ خود را از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﻬﺎر ﺗﺮﺷﺤﺎت روده اعمال میکند.
رزا دولو، حامی کابوسی، خاتون حیدری، رامین آذرهوش، اسماعیل نعیمی طبیعی، وحیده کاظمینژاد،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : باکتری هلیکوباکترپیلوری یکی از شایعترین عفونتهای گوارشی است. این مطالعه به منظور مقایسه تست اورهآز و رنگآمیزی گیمسا در تشخیص ابتلا به هلیکوباکترپیلوری مبتلایان به زخم معده و گاستریت انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 601 بیمار با تشخیص زخم معده و گاستریت آندوسکوپی شده در مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان طی سالهای 1387 تا 1391 انجام شد. حین آندوسکوپی تست اورهآز انجام شد. علاوه بر رنگآمیزی هماتوکسیلین – ائوزین، رنگآمیزی اختصاصی گیمسا روی بلوکهای پارافینی انجام گردید. سپس وجود یا عدم وجود هلیکوباکترپیلوری ارزیابی شد.
یافتهها : با توجه به نتایج بیوپسی، گاستریت به میزان 80.69% و زخم معده به میزان 19.3% تشخیص داده شد. مقایسه نتایج تست اورهآز و رنگآمیزی گیمسا با بیوپسی معده نشان داد که در مبتلایان به گاستریت و زخم معده، تست اورهآز (به ترتیب 91.5% و 90%) در مقایسه با رنگآمیزی گیمسا (به ترتیب 54.4% و 53.44%) از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری : در تشخیص اولیه و غربالگری مبتلایان به گاستریت و زخم معده ناشی از هلیکوباکترپیلوری، انجام تست اورهآز به رنگآمیزی گیمسا ارجحیت دارد.
زینب امینی فارسانی، محمدحسین سنگتراش، حسین تیموری، مهدی شمس آرا،
دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان تخمدان پنجمین سرطان شایع در زنان بوده و تعداد مبتلایان به این بیماری رو به افزایش است. والپروئیک اسید یک مهار کننده هیستون داستیلاز است که بهطور موثر برای درمان صرع و بیماریهای دوقطبی بهکار می رود. اخیراً این ترکیب به عنوان دارویی با عملکردهای ضدسرطانی مورد توجه قرار گرفته است. ژن Bim یکی از مهمترین ژنهای مسیر داخلی (میتوکندریایی) آپوپتوز است که نقش مهمی در بیولوژی سرطان دارد. بیان این ژن در سرطان تخمدان به شدت کاهش مییابد. این مطالعه به منظور تعیین اثر والپروئیک اسید بر زیستپذیری سلولهای سرطان تخمدان، آپوپتوز و نیز بیان ژن Bim در رده A2780 انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی سلولهای سرطان تخمدان (A2780) در محیط کشت RPMI-1640 در شرایط بهینه تکثیر شدند. سپس سلولها با غلظتهای مختلف والپروئیک اسید (30-1میلی مولار) تیمار و به مدت 24، 48 و 72 ساعت انکوبه شدند. پس از پایان زمان انکوباسیون، زیستپذیری سلولها با استفاده از روش MTT ارزیابی شد. آنالیز آپوپتوز در جمعیت سلولی تیمار شده با والپروئیک اسید با استفاده از روش فلوسایتومتری انجام گردید. از آزمون Real time PCR برای تعیین اثر این دارو بر تغییر بیان ژن Bim استفاده شد.
یافتهها : نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که داروی والپروئیک اسید باعث کاهش زیستپذیری سلولهای A2780 میشود و این اثر وابسته به غلظت و زمان بود. بهطوری که در غلظت 30 میلیمولار و 72 ساعت پس از تیمار، کاهش زیستپذیری به بالاترین میزان رسید (P<0.05). درصد قابل توجهی از سلولها در اثر تیمار با والپروئیک اسید دچار آپوپتوز شدند. همچنین والپروئیک اسید میزان بیان ژن Bim را افزایش داد (P<0.05).
نتیجهگیری : داروی والپروئیک اسید سبب کاهش زیستپذیری سلولهای A2780 میشود. همچنین والپروئیک اسید از طریق تغییر بیان ژنهای دخیل در مسیر داخلی آپوپتوز، سبب افزایش مرگ سلولی در سلولهای سرطان تخمدان میشود.
عطیه امین زاده، مهرداد رمضان پور، عبدالجبار ملاعرازی، فاطمه قاسمی کبریا، غلامرضا روشندل،
دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : استان گلستان بهعنوان یک منطقه با بروز بالای سرطان شناخته شده است. تفاوتهای اقلیمی شامل تفاوت در بارش، دما و رطوبت میتواند بر نوع پوشش گیاهی، نوع تغذیه و سبک زندگی ساکنین منطقه تاثیر بگذارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین میزان بارش و دمای محیط با میزان بروز انواع سرطان در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی دادههای مربوط به خصوصیات اقلیمی استان گلستان طی سالهای 88-1383 از 19 ایستگاه هواشناسی در سراسر استان جمعآوری شد. دادههای مربوط به بروز سرطان از واحد ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت استان گلستان نیز جمعآوری گردید.
یافتهها : میزان بروز در تمام سرطانها در مناطق با اقلیم خشک که بیشتر شرق و ناحیه ترکمن صحرا را شامل میشود؛ بیش از مناطق با اقلیم مرطوب بود (P<0.05). همبستگی معکوس معنیداری بین میزان بارندگی و میزان بروز سرطان مری یافت شد (ضریب همبستگی پیرسون r=-0.64 و P=0.04). میانگین میزان بارندگی در منطقه پرخطر (371.2+-86.7) بروز سرطان مری نسبت به منطقه کمخطر (657.6+-146.1) بهطور معنیداری کمتر بود (P<0.05). میزان بروز سرطان معده (P<0.05) و سرطان مری (غیرمعنیدار) در مناطق با اقلیم خشک بیشتر از مناطق با اقلیم مرطوب بود. میزان بروز سرطان روده در اقلیم خشک (غیرمعنیدار) بیشتر از اقلیم مرطوب و میزان بروز سرطان پستان در اقلیم خشک (غیرمعنیدار) کمتر از مناطق مرطوب بود.
نتیجهگیری : با توجه به نتایج این مطالعه، عوامل محیطی از جمله اقلیم خشک و کم باران میتوانند بهعنوان یکی از علل احتمالی بروز بالای سرطانها در استان گلستان مطرح شوند.
نسترن امین طاهری، مریم طهرانی پور، سعیده ظفربالانژاد،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : مغز قادر به تولید سلولهای عصبی جدید از طریق نوروژنز در دوران پس از بلوغ است. دو منطقه هیپوکامپ و ساب ونتریکولار در مغز شواهد نوروژنز پس از بلوغ را نشان میدهند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره الکلی میوه گیاه نسترن کوهی بر دانسیته نورونی هیپوکامپ موش سفید آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 24 سر موش سوری نر بالغ انجام شد. در ابتدا از میوه گیاه نسترن کوهی توسط روش سوکسله عصاره الکلی تهیه شد. سپس موشها بهطور تصادفی به چهار گروه ششتایی شامل کنترل و گروههای تیمار با عصاره با دوز 25, 50, 75 mg/kg/bw تقسیم شدند. در گروههای تیمار عصاره به روش داخل صفاقی به مدت 21 روز بهطور پیوسته با فاصله زمانی 24 ساعت تزریق شد. به گروه کنترل نرمال سالین تزریق گردید. بعد از گذشت یک ماه از اولین تزریق حیوانات بیهوش و مغز به آرامی از جمجه خارج گردید. پس از مراحل پاساژ بافتی برشهای سریال 7 میکرونی با رنگ آبی تولوئیدین و اریتروزین رنگآمیزی شدند. سپس از مناطق مختلف هیپوکامپ عکسبرداری شد و توسط روشهای استریولوژی و دایسکتور، دانسیته نورونی مناطق مختلف هیپوکامپ در گروههای مختلف ارزیابی و با گروه کنترل مقایسه گردید.
یافتهها : میانگین دانسیته نورونی هیپوکامپ در ناحیه CA1 گروههای کنترل و تجربی دریافتکننده دوزهای 25, 50, 75 mg/kg/bw از عصاره به ترتیب 2±55 ، 3±70 ، 3±65 و 2±61 تعیین شد که فقط گروه دریافت کننده دوز 25 mg/kg/bw در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری نشان داد (P<0.05). مقایسه میانگین دانسیته نورونی هیپوکامپ در نواحی CA2 و CA3 گروههای تجربی در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد.
نتیجهگیری : عصاره الکلی میوه گیاه نسترن کوهی در دوز حداقل سبب افزایش دانسیته نورونهای هیپوکامپ موش آزمایشگاهی شد.
رامین امینی، صادقعلی تازیکی، غلامرضا روشندل، کاظم کاظم نژاد،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: الکتروشوک درمانی (Electro Convulsion Therapy: ECT) از روشهای رایج در درمان اختلالات روانپزشکی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر داروهای پروپوفول و اتومیدات با تیوپنتال سدیم بر مدت زمان تشنج و ریکاوری متعاقب انجام الکتروشوک درمانی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 90 بیمار مبتلا به اختلال روانپزشکی نیازمند ECT با تشخیص روانپزشک در بخش روانپزشکی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. بیماران با تخصیص تصادفی ساده در سه گروه 30 نفری قرار گرفتند. مداخله شامل مانیتورینگ استاندارد و پره اکسیژناسیون با اکسیژن 100 درصد به مدت 3 دقیقه در سه گروه بیهوشی بیماران بود. گروه اول تیوپنتال سدیم (mg/kg/bw 1.5)، گروه دوم اتومیدات (mg/kg/bw 0.1) و گروه سوم پروپوفول (mg/kg/bw 0.6) را دریافت نمودند. داروهای سوکسینیل کولین (mg/kg/bw 0.5) و آتروپین (mg/kg/bw 0.01) به عنوان شل کننده عضلانی و پیشگیری از برادی کاردی برای همه بیماران تجویز شد. مدت تشنج و ریکاوری، تغییرات وضعیت همودینامیک شامل ضربان قلب و متوسط فشار خون شریانی و مقدار شارژ برای هر بیمار اندازهگیری و ثبت گردید.
یافتهها: میانگین مدت تشنج متعاقب ECT در گروه تیوپنتال سدیم 43.72±11.81 ثانیه، گروه اتومیدات 45.81±17.26 ثانیه (P<0.05) و گروه پروپوفول 35.47±10.58 ثانیه (P<0.05) تعیین شد. مقدار شارژ الکتریکی مورد استفاده در سه نوبت درمان و تغییرات ضربان قلب در سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماری معنیداری نداشت. تغییرات متوسط فشار شریانی گروه پروپوفول کمتر از دو گروه دیگر بود (P<0.05). مدت ریکاوری متعاقب ECT در گروه اتومیدات در مقایسه با دو گروه دیگر کمتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: اتومیدات و تیوپنتال سدیم به طور مشابه منجر به افزایش مدت زمان تشنج متعاقب ECT شدند. با توجه به کاهش معنیدار مدت ریکاوری در مقایسه با تیوپنتال سدیم، اتومیدات میتواند به عنوان بهترین گزینه دارویی در نظر گرفته شود.
مسعود معتبر رودی، مریم طهرانی پور، نسترن امین طاهری،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: حافظه حفظ و انبار کردن دانش بهدست آمده و یادگیری فرایند تغییرات سازشی در رفتار فرد است که بر اثر کسب تجربه صورت میگیرد. گیاه ارزن حاوی پروتئینها، مواد معدنی، ویتامینها و آنتیاکسیدانهای مورد نیاز برای حفظ حیات و سلامت سلولهای بدن پستانداران است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصارههای الکلی دانه گیاه ارزن پروسو (Panicum miliaceum L.) بر حافظه فضایی موش سفید آزمایشگاهی نر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 سر موش سوری نر به 4 گروه 6 تایی در گروههای کنترل و سه گروه تیمار تقسیم شدند. عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو به روش سوکسله تهیه شده و به سه گروه تیمار بهترتیب با دوزهای 25، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن بهروش داخل صفاقی، بهمدت 21 روز تزریق شد. گروه کنترل نرمال سالین دریافت نمود. پس از سپری شدن یک ماه از اولین تزریق، رفتارهای یادگیری و تستهای حافظه روی موشها اجرا شد. برای بررسی حافظه فضایی از ماز آبی موریس و برای یادگیری اجتنابی غیرفعال از شاتل باکس استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از مقایسه حافظه احترازی غیرفعال بین گروههای مورد مطالعه با استفاده از دستگاه شاتل باکس نشان داد که زمان تأخیر در هر سه گروه تیمار شده با عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو در دوزهای 25 ، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن افزایش آماری معنیداری نسبت به گروه کنترل داشتند (P<0.05). میانگین زمان پیدا کردن سکو در ماز آبی موریس در گروه تیمار شده با عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو در دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: عصاره الکلی دانه گیاه ارزن پروسو در دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن سبب بهبود یادگیری و افزایش حافظه فضایی در موش سفید آزمایشگاهی گردید.
مهرگان جمشیدی، سیدابراهیم حسینی، داود مهربانی، مسعود امینی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ترشحات رزینی گیاه کانابیس، حشیش نام دارد و دارای خواص دارویی و روانگردانی فراوان است. مهمترین ترکیب روانگردان این گیاه THC (دلتا-9- تتراهیدروکانابینول) است که قادر به تحریک گیرندههای کانابینوئیدی در بدن است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی گیاه کانابیس بر بقاء سلولی و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی انسان به سلولهای شبهاستئوبلاستی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی سلولهای بنیادی مزانشیمی بهدست آمده از بافت چربی ناحیه شکمی انسان با غلظت 100ng/ml از عصاره هیدروالکلی گیاه کانابیس تیمار شدند. تایید هویت سلولها با استفاده از تکنیکهای فلوسایتومتری و RT-PCR انجام شد. اثر سیتوتوکسیک عصاره کانابیس به روش MTT و قابلیت تمایز استئوبلاستی سلولها با کمک رنگآمیزی آلیزارینرد بررسی شد. بهکمک تهیه گسترش متافازی کروموزوم سلولی، آنالیز کاریوتیپ انجام گردید.
یافتهها: هویت سلولهای بنیادی مزانشیمی چربی با بیان مارکرهای مزانشیمی غیرهماتوپویتیک (CD90، CD44 و CD73) و عدم بیان مارکر هماتوپویتیک (CD34 و CD45) تایید شد. رنگآمیزی آلیزارینرد نشان داد که تیمار با کانابیس اثری بر تمایز استئوبلاستی این سلولها ندارد و سلولهای تیمار شده مانند سلولهای گروه کنترل به سلولهای استخوانی تمایز یافتند. همچنین عصاره کانابیس اثری بر ساختار، وضعیت مورفولوژیکی و تعداد کروموزومهای این سلولها نداشت.
نتیجهگیری: سلولهای مزانشیمی چربی انسان در حضور عصاره هیدروالکلی گیاه کانابیس قابلیت تمایز استئوبلاستی خود را حفظ مینمایند. همچنین این عصاره اثری بر کاریوتیپ کروموزومی سلولها ندارد.
معصومه ملاباقری، امین معظمی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای بیمارستانی چالش بزرگ سیستم بهداشتی و درمانی است و بهعنوان یکی از عوامل مخاطرهانگیز در بیماران بستری شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدمیکروبی لباسهای نانوذرات نقره کارکنان پرستار بر باکتریهای گرم مثبت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی به روش مقطعی روی روپوش 200 پرستار در دو بیمارستان شهرستان سیرجان در استان کرمان انجام شد. ابتدا فعالیت ضدمیکروبی پارچههای نانوذرات نقره روی باکتری استافیلوکوک اورئوس با بررسی OD (برابر 0.325) محیط کشت تایید گردید. نمونهگیری از روپوش پرستاران در هر بخش در دو حالت قبل و بعد از استفاده از روپوشهای نانوذرات نقره با استفاده از سواب استریل مرطوب بهعمل آمد. نمونههای حاصله کشت داده شدند و کلنیهای تشکیل شده بررسی شدند. از تست بیوشیمیایی برای شناسایی باکتریهای جدا شده استفاده گردید.
یافتهها: بیشترین نوع پاتوژن گرم مثبت جدا شده از روپوشهای معمولی مربوط به استافیلوکوک اپیدرمیس (43درصد) و کمترین نوع پاتوژن جدا شده مربوط به استرپتوکوک (یک درصد) بود. بعد از استفاده از روپوشهای نانوذرات نقره میزان بار میکروبی لباسها به صفر رسید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد باکتریهای گرم مثبت روپوش کارکنان پرستار بعد از تماس با نانوذرات نقره از بین میروند.