[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86963064
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
31 نتیجه برای صالح

اشرف صالحی، حمید مؤمنی، اعظم کرامی، نسیم نعیمی،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

زمینه و هدف : امروزه استفاده از فرآورده‌های گیاهی در جهان برای درمان بیماری‌ها رو به افزایش است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر گل‌مغربی، ویتاگنوس و ویتامین E بر سندرم پیش از قاعدگی انجام گردید. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 210 زن به صورت تصادفی در سه گروه 70 نفری دریافت کننده قرص گیاهی ویتاگنوس به میزان 40 میلی‌گرم روزانه یک قرص بعد از غذا (گروه اول)، کپسول روغن گل‌مغربی به میزان 500 میلی‌گرم روزانه سه عدد (گروه دوم) و کپسول ویتامین E به میزان 400IU روزانه یک عدد (گروه سوم) قرار گرفتند. داروها به مدت دو ماه مصرف گردید. شدت علایم سندرم پیش از قاعدگی به‌وسیله فرم ثبت وضعیت روزانه آینده‌نگر Dickerson قبل و بعد از مداخله، تکمیل گردید. یافته‌ها : میانگین شدت کلی علایم بعد از مداخله به‌طور معنی‌داری در گروه گل مغربی در مقایسه با ویتامین E، گروه ویتاگنوس در مقایسه با ویتامین E و نیز گروه گل‌مغربی در مقایسه با ویتاگنوس کاهش نشان داد (P<0.05). این کاهش در گروه ویتاگنوس نسبت به گروه گل‌مغربی در مقایسه با ویتامین E بارزتر بود. نتیجه‌گیری : هر سه داروی ویتاگنوس، گل‌مغربی و ویتامین E علایم سندرم پیش از قاعدگی را کاهش دادند؛ اما ویتاگنوس نسبت به دو داروی دیگر مؤثرتر بود.


مصطفی یوسفی، زیور صالحی، فرهاد مشایخی، محمدهادی بهادری،
دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : علی‌رغم پیشرفت‌های حاصله در شناخت فیزیولوژی تولیدمثل انسان؛ دلایل اصلی ناباروری مردان در 50 درصد موارد ناشناخته باقی مانده که به آن ناباروری ایدیوپاتیک اطلاق می‌گردد و در حدود 5-7% از جمعیت مردان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. محصول ژن ApE1 یک پروتئین چند عملکردی است که در مسیر ترمیم با برداشت باز (BER) نقش مهمی دارد. پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدی T>G در اگزون شماره 5 منجر به جانشینی Asp>Glu در کدون 148 (Asp148Glu) می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط پلی‌مورفیسم Asp148Glu ژن ApE1 و ناباروری ایدیوپاتیک در مردان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد- شاهدی نمونه‌های خون 90 مرد مبتلا به ناباروری ایدیوپاتیک و 90 مرد سالم جمع‌آوری و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی طراحی شده، با روش Allele-Specific PCR مورد بررسی قرار گرفتند و ارتباط بین فراوانی ژنوتیپی و اللی در گروه‌های مورد و شاهد تعیین گردید. یافته‌ها : بین پلی‌مورفیسم کدون 148 ژن ApE1 و ناباروری ایدیوپاتیک مردان در گروه‌های مورد مطالعه ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده نشد. نتیجه‌گیری : نتایج حاکی از عدم ارتباط بین پلی‌مورفیسم Asp148Glu با ناباروری ایدیوپاتیک مردان بود.
روح الله فلاح مشکانی، امین صالحی ابرقویی، احمد اسماعیل زاده، لیلا آزادبخت، عمار حسن زاده کشتلی، آوات فیضی، پیمان ادیبی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : مطالعات اندکی الگوهای اصلی موادمغذی را با بیماری‌های مزمن ارتباط داده‌اند. این مطالعه به منظور شناسایی الگوهای اصلی موادمغذی در بزرگسالان اصفهانی و بررسی ارتباط آنها با چاقی عمومی و چاقی شکمی انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی از یک پرسشنامه بسامد خوراکی نیمه کمی ارایه شده به 8691 فرد 18 تا 55 ساله برای جمع‌آوری اطلاعات غذایی استفاده شد. 6724 و 5203 بزرگسال به ترتیب برای چاقی عمومی و چاقی شکمی داده کامل داشتند. دریافت‌های روزانه مربوط به 38 ماده مغذی و بیواکتیو برای شرکت کنندگان محاسبه شد. از تحلیل عاملی برای استخراج الگوهای موادمغذی استفاده گردید.

یافته‌ها : سه الگوی عمده موادمغذی شناسایی شد. اول مقادیر بالا از اسیدهای چرب، کلسترول، کوبالامین، ویتامین E، پیرودوکسین، پانتوتنیک اسید، روی، کولین، پروتئین و فسفر؛ دوم مقادیر بالا از تیامین، بتائین، نشاسته، فولات، آهن، سلنیوم، نیاسین، کلسیم و منگنز و سوم افزایش گلوکز، فروکتوز، سوکروز، ویتامینC، پتاسیم، کل فیبر غذایی، مس و ویتامین K. مردان واقع در بالاترین پنجک الگوی دوم دارای شانس کمتری برای ابتلا به چاقی عمومی بودند (95% CI: 0.76-0.20 , OR=0.39, P<0.05). همچنین در مردان ارتباط مثبت معنی‌داری بین الگوی سوم و چاقی عمومی مشاهده شد (95% CI: 1.04-3.04 , OR=1.77, P<0.05) و در زنان این ارتباط دیده نشد (95% CI: 0.74-1.88 , OR=1.18, P<0.05).

نتیجه‌گیری : الگوی های غذایی با چاقی عمومی و نه چاقی شکمی در مردان شرکت کننده در مطالعه سپاهان ارتباط داشتند.


ماندانا صالحی، سهیل فتاحیان، کهین شاهانی پور،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : نانوذرات اکسیدآهن به عنوان عنصر ایجاد کننده تضاد در رزونانس مغناطیسی هسته‌ای و نیز در دارورسانی هدفمند دارای استفاده‌های گسترده‌ای است. با این وجود اثر سمی این نانوذرات بر سلامتی انسان هنوز به‌طور کامل بررسی نشده است. کیتین بعد از سلولز یکی از فراوان‌ترین مواد آلی موجود در طبیعت است که کاربردهای زیادی در صنایع غذایی، آرایشی، کشاورزی، پزشکی و محیط دارد. این پلیمر، ساختار اسکلتی سخت پوستان، حشرات و دیواره سلولی برخی از باکتری‌ها و قارچ‌ها را تشکیل می‌دهد. مشتق داستیله کیتین، کیتوزان نامیده می‌شود که قابلیت انحلال آن از کیتین بیشتر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده شده با کیتوزان بر شاخص‌های عملکردی کلیه موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 60 سر موش صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار به 10 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان شم سرم فیزیولوژی دریافت نمود. غلظت‌های 50، 100 و 150 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن موش از کیتوزان، نانوذرات اکسیدآهن بدون پوشش و نانوذرات با پوشش کیتوزان به صورت درون صفاقی به 9 گروه از موش‌ها تزریق گردید. در فواصل زمانی ١٥ و ٣٠ روز پس از تزریق نمونه‌های خونی مستقیماً از قلب حیوانات جمع‌آوری گردید و شاخص‌های عملکردی کلیه شامل اوره، کراتینین، اسیداوریک، سدیم، پتاسیم و پروتئین تام اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها : تزریق نانوذرات اکسیدآهن با پوشش کیتوزان اختلاف آماری معنی‌داری بر میزان متوسط اوره، کراتینین، اسیداوریک، سدیم، پتاسیم و پروتئین تام نسبت به گروه شم و گروه‌های دریافت کننده نانوذرات بدون پوشش و گروه‌های دریافت کننده کیتوزان ایجاد ننمود. در طول مدت آزمایش مرگ و میری در حیوانات مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری : به‌نظر می‌رسد کاربرد کوتاه‌مدت نانوذرات اکسیدآهن با پوشش کیتوزان در موارد بیولوژیک و پزشکی سمیت خاصی در کلیه ایجاد نمی‌کند.


آزاده صالحی، محبوبه سترکی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف : یکی از اهداف تحقیقات بیولوژیکی یافتن موادی برای کاهش و تسکین درد ناشی از بیماری‌های مختلف است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضددردی و ضدالتهابی عصاره اتانولی گیاه زوفا بر موش کوچک آزمایشگاهی انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 100سر موش سوری نر بالغ در شش گروه آزمایشی انجام شد. گروه‌ها شامل گروه کنترل (دریافت کننده نرمال سالین)، گروه تجربی اول، دوم و سوم به ترتیب دریافت کننده عصاره اتانولی گیاه زوفا با دوزهای 25 و 50 و 75 میلی‌گرم بر کیلوگرم و گروه کنترل مثبت اول (دریافت کننده مورفین در تست فرمالین در فاز حاد و مزمن) و گروه کنترل مثبت دوم (دریافت کننده دگزامتازون در تست ضدالتهابی) بودند. از تست لیسیدن پای ناشی از فرمالین به‌منظور تعیین اثر ضددردی عصاره اتانولی گیاه زوفا استفاده شد. فعالیت ضدالتهابی عصاره توسط تست گزیلن مشخص شد.

یافته‌ها : در مرحله درد حاد (پنج دقیقه اول) عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروه‌های تجربی دوم (23.75±2.1) و تجربی سوم (7.75±2.8) سبب کاهش معنی‌دار تعداد بالا بردن پنجه پا گردید (P<0.05). همچنین در مرحله درد مزمن (20 دقیقه دوم) در گروه‌های تجربی اول (17.25±2.3)، تجربی دوم (11.75±2.9)، تجربی سوم (10.75±2.7) و کنترل مثبت اول کاهش معنی‌دار مدت زمان بالا بردن پا مشاهده شد (P<0.05). عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروه‌های تجربی اول، دوم و سوم فعالیت ضدالتهابی بالایی در برابر ادم ناشی از گزیلن در گوش موش‌ها داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری : عصاره اتانولی گیاه زوفا می‌تواند سبب مهار درد و التهاب در موش‌های کوچک آزمایشگاهی گردد.


محمد صالحی، محمد سبحانی شهمیرزادی، لیلا براتی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: درد راجعه و مزمن شکم در 7 تا 20 درصد از کودکان دیده می‌شود و علت 2 تا 4 درصد از مراجعات پزشکی کودکان است. عفونت هلیکوباکترپیلوری در کودکان یکی از علل مشکلات گوارشی است که عدم درمان آن موجب عوارض جدی می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آنتی‌ژن مدفوعی هلیکوباکترپیلوری در کودکان با درد شکم مزمن انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی تعداد 33 کودک با تشخیص درد شکم مزمن و 30 کودک بدون شکایت مورد بررسی قرار گرفتند. مدفوع به روش ELISA برای ارزیابی آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری مورد آزمایش قرار گرفت.

یافته‌ها: در گروه مورد 9 پسر (27.3%) و 24 دختر (72.7%) بودند. 5 کودک (15.2%) از کودکان گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند و در گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد. این تفاوت از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: 15.2% کودکان در گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند. در میان گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد.


پرستو احسانی، فاطمه فراهانی، نگار دایی زاده، ملیکا امیا، معین صالح، مینا ابراهیمی راد، کرم الله طولابی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت‌های مختلف در سیستم مجاری صفراوی و تشکیل سنگ از عوامل انسداد جریان صفرا در آن ارگان استریل است. این مطالعه به منظور شناسایی باکتری‌های موجود در صفرای بیماران مبتلا به مشکلات صفراوی و بررسی تولید بیوفیلم در جدایه‌های شایع انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی 35 نمونه (سنگ و بافت صفرا) جمع‌آوری شده در شرایط استریل (به روش لاپاراسکوپی) از بخش جراحی بیمارستان امام‌ خمینی تهران طی شش‌ماه اول سال 1395 انجام شد. نوع سنگ‌ها به‌کمک روش‌های شیمیایی و نوع میکروب‌ها با استفاده از آزمایشات بیوشیمیایی و مولکولی تعیین شدند. برای جستجوی باکتری‌ها در نمونه‌های منفی، DNA از بافت کیسه صفرا تخلیص شد و با استفاده از پرایمرهای 1492R وF 27 برای تکثیر قطعه‌ای از ژن 16SrRNA الگو قرار گرفت. نوع باکتری در نمونه‌های مثبت به‌کمک بانک اطلاعاتی NCBI تعیین شد. شایع‌ترین جدایه از لحاظ شدت تولید بیوفیلم به‌کمک روش میکرو تیترپلیت و ژن‌های درگیر این فنوتیپ Ag43(Flu) و CsgF به‌روش PCR مورد بررسی قرار گرفت. مقاومت آنتی‌بیوتیکی آنها با استفاده از روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید.

یافته‌ها: تعداد 13 نمونه دارای انواع باکتری شامل 3 جدایه کلبسیلا، 4 جدایه اشریشیا کلی، یک جدایه انتروباکتر، 2 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس، 2 جدایه انتروکوک و یک جدایه استرپتوکوکوس بودند. از ۲۳ مورد نمونه صفرا، در 65.7% موارد بااستفاده از روش کشت میکروبیولوژیک، باکتری جدا نگردید؛ ولی هفت باکتری شامل شش سویه کلبسیلا و یک انتروکوک با استفاده از تکثیر 16SrRNA و تعیین ترادف شناسایی شدند. بنابراین، در مجموع گونه کلبسیلا (47.36%) بیشترین سهم را در عفونت‌های کیسه صفرا نشان داد. ترکیبات کلسترولی و بیلی‌روبینی در 98درصد نمونه‌های حاوی سنگ دیده شد. با وجود آن که وفور کلبسیلا در عفونت‌های کیسه صفرا (47.36%) بیش از بقیه باکتری‌ها بود. بیشترین باکتری قابل کشت اشریشیا کلی بود. کلیه اشریشیا کلی‌های مورد بررسی دارای ژن‌های عامل ایجاد بیوفیلم بودند؛ ولی شدت تشکیل بیوفیلم در دو مورد از آنها قوی و در دو مورد دیگر متوسط بود. این باکتری‌ها نسبت به اکثر آنتی‌بیوتیک‌ها حساس بودند و به تتراسیکلین، سیپروفلوکسازین و سفتی زیدیم مقاومت‌های متفاوتی را نشان دادند و به تتراسیکلین مقاوم‌تر بودند.

نتیجه‌گیری: باکتری‌های غیرقابل کشت سهم مهمی در عفونت‌های کیسه صفرا دارند. توانایی بالای ایجاد بیوفیلم در باکتری‌های شایع جداشده هشداری برای مداقه در تجویز آنتی‌بیوتیک‌ها برای از بین بردن این بیوفیلم‌های عفونی در عفونت‌های کیسه صفرا را نشان می‌دهد.


صالحه آخوندی، فاطمه مهرآور، فرانک رختابناک، امید مومن، سید بابک مجاور عقیلی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل درد بعد از جراحی یکی از مهم‌ترین مراحل ریکاوری بیماران پس از جراحی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیب اندانسترون با آپوتل در کنترل درد بعد از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی تحت بیهوشی عمومی انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 50 بیمار (41 مرد و 9 زن) مراجعه کننده به دلیل شکستگی اندام فوقانی به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان که تحت بیهوشی عمومی مورد عمل جراحی ارتوپدی قرار گرفتند؛ طی سال 1396 انجام گردید. بیماران به روش بلوک‌سازی تصادفی در دو گروه 25 نفری قرار گرفتند. بعد از پایان عمل جراحی و در مرحله ریکاوری برای هر دو گروه پمپ درد (Patient Controlled Analgesia) تعبیه شد. در گروه کنترل، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل و در گروه مداخله، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل به همراه 8 میلی‌گرم اندانسترون بود. مقیاس دیداری درد (VAS) برای هر دو گروه طی 24 ساعت بعد از عمل جراحی ارزیابی گردید. متغیر نمره درد بیماران در دو گروه طی سه مقطع زمانی پس از اعمال جراحی مقایسه گردید.

یافته‌ها: میانگین درد 4 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.707±3.20) در مقایسه با گروه کنترل (0.569±3.64) کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میانگین درد 12 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.927±1.88) در مقایسه با گروه کنترل (1.186±2.64) کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). میانگین درد 24 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.645±1.40) در مقایسه با گروه کنترل (0.997±2.08) کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: تجویز آپوتل و اندانسترون در کنترل درد پس از اعمال جراحی شکستگی‌های اندام فوقانی موثرتر از تجویز آپوتل به تنهایی است.


مسلم دهمرده، جواد صادقی نژاد، زهرا طوطیان، مژده صالح نیا،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اگزالی پلاتین درمان اصلی سرطان‌های کولورکتال بوده و با مهار تکثیر و نسخه برداری DNA ،سبب آپوپتوز و نکروز در سلول‌های سرطانی و رده سلول‌های با تکثیر بالا می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروی شیمی درمانی اگزالی پلاتین بر پارامترهای اسپرم موالید 60 روزه در دوره پیرازایشی (قبل بارداری، بارداری و شیرواری) موش‌های سوری انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی تعداد 32 سر موش بالغ ماده نژاد NMRI به‌صورت تصادفی در 4 گروه 8 تایی تقسیم شدند. موش‌های گروه کنترل 0.2ml نرمال سالین را به‌صورت داخل صفاقی طی 21روز قبل بارداری، بارداری و شیرواری دریافت کردند. گروه‌های تجربی شامل گروه‌های قبل بارداری، بارداری و شیرواری داروی اگزالی پلاتین را به میزان 3 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 3 بار در هفته به صورت داخل صفاقی طی 21 روز به‌ترتیب قبل از جفت‌گیری، طی بارداری و بعد از زایمان دریافت کردند. در روز 60 بعد از تولد همه موالید در آزمایشگاه جنین‌شناسی آسان کشی شده و نمونه‌های اسپرم دریافت گردید. ارزیابی پارامترهای اسپرم شامل تعداد، تحرک، زنده مانی، بلوغ و کیفیت کروماتین انجام شد.

یافته‌ها: تعداد، تحرک و یکپارچگی DNA اسپرم در هر سه گروه تجربی، قبل بارداری، بارداری و شیرواری در مقایسه با گروه کنترل به‌طور چشمگیری کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). علاوه بر این، درصد اسپرم‌های نابالغ و مرده در گروه‌های دریافت کننده اگزالی پلاتین به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: استفاده از داروی اگزالی پلاتین منجر به القای اثرات نامطلوب بر روی کیفیت اسپرم در دوره پیرازایشی می‌شود. بیشترین تاثیر این دارو در دوره شیرواری بود. همچنین با افزایش فاصله زمانی تجویز داروی اگزالی پلاتین در موش‌های مادر تا بلوغ موالید نر، اثرات سوء ناشی از استفاده از این دارو بر کیفیت پارامترهای اسپرم کاهش می‌یابد.


ماندانا صالحی، کهین شاهانی پور، رامش منجمی، پریسا محمدی نژاد،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات زیادی در مورد اثرات عصاره گیاهان جینسینگ و چای سبز بر فاکتورهای التهابی و آنزیم‌های کبدی انجام شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره گیاهان جینسینگ و چای سبز در مقایسه با داروی پومئول برولر بر پروتئین واکنشی C
(C-reactive protein: CRP) و آنزیم‌های آلکالین ترانسفراز و آسپارتات ترانسفراز موش‌های تغذیه شده با رژیم غذایی پرچرب انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به 7 گروه 6 تایی شامل گروه کنترل دارای رژیم غذایی معمولی و شش گروه تجربی هایپرلیپیدمیک شده به مدت یک ماه توسط رژیم غذایی پرچرب تقسیم شدند. تیمار گروه‌ها به مدت 8 هفته و از طریق تزریق درون صفاقی انجام شد. گروه 1 و2 دریافت کننده mg/kg/day 5/77 و mg/kg/day 155 عصاره چای سبز؛ گروه 3 و 4 دریافت کننده mg/kg/day 103.3 و mg/kg/day 206.6 عصاره جینسینگ؛ گروه 5 دریافت کننده g/kg/day 0.16 داروی پومئول برولر و گروه 6 دریافت کننده غلظت‌های توأم چای سبز mg/kg/day 155 و جینسینگ  mg/kg/day 206.6 بودند. در انتهای تیماردهی پارامترهای CRP و آنزیم‌های کبدی سنجش شد.


یافته‌ها: میانگین CRP در گروه‌های تیمار شده با عصاره چای سبز، عصاره جینسینگ و داروی پومئول برولرو در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). میزان آنزیم‌های AST و ALT گروه‌های تیمار شده در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنی‌داری نداشت.


نتیجه‌گیری: استفاده از عصاره گیاهان جینسینگ و چای سبز همانند داروی پومئول برولر به مدت هشت هفته موجب کاهش پروتئین واکنشی C می‌گردد.


فاطمه السادات امجدی، انسیه صالحی، زهرا زندیه،
دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: گیرنده‌های شبه تال در سلول‌های اپیتلیال لوله رحمی در واکنش‌های ایمنی با اسپرم و پاتوژن‌ها نقش دارند. این مطالعه به منظور مقایسه عملکرد و پاسخ گیرنده‌های شبه تال  TLR3, 4,5در شرایط فیزیولوژیک و پاتولوژیک در حضور اسپرم در شرایط in vitro انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی سلول‌های OE-E6/E7 همراه با نمونه اسپرم تازه به‌دست آمده از افراد نورموزواسپرمی (N=10) و لیگاندهای اختصاصی گیرنده‌های شبه تال TLR3, 4,5 در سه گروه اسپرم، لیگاندهای اختصاصی و اسپرم + لیگاندهای اختصاصی کشت داده شدند. رده سلولی بدون افزودن اسپرم و لیگاند به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. غلظت سایتوکاین‌های IL-6 و IL-8 ترشح شده از سلول‌های OE-E6/E7 در هر چهار گروه با کمک الایزا تعیین گردید.


یافته‌ها: مواجهه اسپرم و لیگاندهای اختصاصی با گیرنده‌های شبه تالTLR3, 4,5 در سلول‌های اپیتلیال لوله رحمی منجر به افزایش آماری معنی‌داری در سطح سایتوکاین‌های IL-6 و IL-8 گردید. بین دو گروه لیگاند و لیگاند+اسپرم تفاوت آماری معنی‌داری در میزان تولید این سایتوکاین‌ها از سلول‌های OE-E6 / E7 مشاهده نشد.


نتیجه‌گیری: سلول‌های اپیتلیال لوله رحمی در مواجهه با اسپرم از طریق گیرنده‌های شبه تال پاسخ می‌دهند که این پاسخ به صورت افزایش ترشح سایتوکاین‌ها دیده می‌شود. از آنجا که مواجهه همزمان آنها با اسپرم و لیگاندهای اختصاصی گیرنده‌های شبه تال باعث افزایش تجمعی در ترشح سایتوکاین‌ها نمی‌شود؛ بنابراین احتمالاً مسیر TLRs توسط فاکتورهای دیگری دچار تنظیم منفی می‌شود. برای روشن شدن این موضوع نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه وجود دارد.



صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.96 seconds with 34 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)