31 نتیجه برای صالح
فرانک صفدری ده چشمه، تهمینه صالحیان، مهدی صفری، نسرین اکبری، فاطمه دریس، محبوبه نوربخشیان،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : اعمال جراحی شکمی و از جمله جراحیهای ژنیکولوژیک در بیماران سبب اختلال در حرکات معدی رودهای میشود. تغذیه زودرس و حرکت بیمار از مداخلات غیردارویی هستند که ممکن است در برگشت حرکات روده مفید واقع گردند. شروع زودرس تغذیه پس از سزارین هنوز بهطور روتین در بیمارستانها اجرا نمیشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مایع درمانی خوراکی زودرس بر بازگشت عملکرد روده و رضایتمندی زنان نخستزا پس از عمل سزارین انتخابی تحت بیهوشی عمومی انجام شد. روش بررسی : این کار آزمایی بالینی روی 120 زن نخستزا پس از سزارین انتخابی تحت بیهوشی عمومی در بیمارستان هاجر شهرکرد طی ششماه اول سال 1387 انجام شد. زنان به صورت تصادفی در دو گروه 60 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله تغذیه زودرس با مایعات شفاف 4 ساعت بعد از عمل، بدون در نظر گرفتن صدای روده و تغذیه جامد پس از سمع صدای روده انجام شد. تغذیه گروه کنترل 12 ساعت بعد از عمل با مایعات آغاز و در صورت تحمل، رژیم نرم و در وعده بعدی غذای معمولی دریافت نمودند. برگشت حرکات روده، زمان شروع حرکت بیمار، رضایتمندی و ترخیص از بیمارستان و عوارض در دو گروه با هم مقایسه گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-15 و آزمونهای آماری کایاسکوئر، تی تست، آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : میانگین فاصله زمانی سمع صدای روده (1.38±9.5 ساعت در برابر 2.5±12.5)، دفع گاز (3.61±15.7 در برابر 4.1±22.4 ساعت)، زمان احساس حرکات روده (1.99±10.8 در برابر 3.4±15.7 ساعت) و دفع مدفوع (3.65±18.9 در برابر 4.8±23.4 ساعت) در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به صورت معنیداری کوتاهتر بود (P<0.05). راهرفتن و پایین آمدن از تخت در گروه مداخله (14.1 ساعت) زودتر از گروه کنترل (18.8ساعت) بود (P<0.05). رضایتمندی گروه مداخله به طور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که تغذیه زودرس مایعات بعد از عمل سزارین انتخابی در مقایسه با روش معمول با برگشت سریعتر حرکات رودهای، تحرک سریعتر فرد و افزایش رضایتمندی همراه است.
مریم مدرس، صبا بشارت، فاطمه رحیمی کیان، دکتر سیما بشارت، دکتر محمود محمودی، دکتر حسین صالحی سورمقی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده
زمینه و هدف : تهوع و استفراغ از شکایتهای شایع زنان در نیمه اول حاملگی بوده و از جمله درمانهای سنتی، استفاده از گیاهان دارویی از جمله زنجبیل و بابونه میباشد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر زنجبیل و بابونه در کاهش تهوع و استفراغ دوران بارداری انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی سهسوکور روی 105 زن بارداری که طی هفتههای 16-6 بارداری به درمانگاه مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان و مراکز بهداشتی منتخب سطح استان گلستان طی سالهای 89-1388 مراجعه نمودند؛ انجام شد. زنان به صورت تصادفی در گروههای کنترل A (پلاسبو 35 نفر) ، مداخله B (زنجبیل 35 نفر) و مداخله C (بابونه 35 نفر) قرار گرفتند. گروههای A ، B و C به مدت یک هفته به ترتیب کپسولهای خوراکی پلاسبو (نشاسته ذرت) ، زنجبیل و بابونه را به میزان 500 میلیگرم دو بار در روز به مدت یک هفته مصرف نمودند. چک لیست شاخص تهوع و استفراغ رودز هفته اول قبل از انجام مداخله و هفته دوم طی انجام مداخله، هر شب قبل از خواب توسط زنان باردار تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای آنالیز واریانس، تست دقیق فیشر و بنفرونی تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : میانگین امتیاز کلی شاخص رودز قبل از انجام مداخله در گروههای A ، B و C به ترتیب 5.88±12.71 ، 0.76±10.42 و 5.51±11.19 تعیین گردید و اختلاف آماری معنیداری مشاهده نشد. میانگین امتیاز کلی شاخص رودز بعد از انجام مداخله در گروههای A، B و C به ترتیب 6.43±11.47 ، 3.74±7.28 و 4.32±5.73 تعیین شد (P<0.05). تفاضل میانگین امتیازها قبل و بعد از مداخله در گروه بابونه بیشترین مقدار را با میزان 4.84±5.45 نشان داد (P<0.05). اثر مداخلات سهگانه بر گروههای مورد بررسی با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه اختلاف آماری معنیداری را نشان داد (P<0.05). بااستفاده از آزمون بن فرونی، این اختلاف بین گروه زنجبیل و بابونه و نیز زنجبیل و پلاسبو از نظر آماری معنیدار نبود؛ اما اختلاف آماری بین گروه بابونه و پلاسبو معنیدار بود (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که کپسولهای خوراکی بابونه در مقایسه با زنجبیل و پلاسبو در کاهش علایم تهوع و استفراغ ناشی از بارداری موثرتر است.
دکتر فرهاد ایرانمنش، دکتر محمد صالحی، حمید بخشی، دکتر رعنا عرب،
دوره 15، شماره 1 - ( بهار 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : سکته مغزی خاموش در افرادی که برای اولین بار دچار سکته مغزی میشوند؛ شایع است. برخی از مطالعات بر نقش احتمالی ضایعات خاموش در موارد سکته مغزی ایسکمیک تاکید میکنند. این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر سکته مغزی خاموش در مبتلایان به سکته مغزی ایسکمیک انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 203 بیمار (94 مرد و 109 زن) مبتلا به سکته مغزی ایسکمیک بستری (اولین دفعه)، در بیمارستان شفا کرمان طی سال 1390 انجام شد. تشخیص بیماری با معاینه بالینی و سیتیاسکن و MRI مغزی انجام شد. برای هر بیمار پرسشنامهای حاوی اطلاعات دموگرافیک و عوامل خطری نظیر پرفشاری خون، دیابت، هیپرلیپیدمی، مصرف سیگار، بیماریهای ایسکمیک و غیرایسکمیک قلبی و نیز وجود سکته مغزی خاموش تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمون رگرسیون لجستیک تک متغیره و چندمتغیره مدل رو به جلو تجزیه تحلیل شدند. یافتهها : میانگین سنی بیماران 17.35±62.56 سال با دامنه سنی 22-99 سال بود. 66 بیمار (32.5%) سابقه پرفشاری خون، 26بیمار (12.8%) سابقه هیپرلیپدمی، 40 بیمار (19.7%) سابقه بیماری دیابت، 27 بیمار (13.3%) سابقه ایسکمی قلبی و 16بیمار (7.9%) سابقه بیماری قلبی داشتند. همچنین 16 بیمار (7.9%) سیگاری بودند و 31 بیمار (15.3%) سکته مغزی خاموش داشتند. احتمال ابتلا به سکته مغزی خاموش در بیماران مبتلا به هیپرلیپدمی 3.7 برابر افرادی بدون عارضه هیپرلیپدمی بود (CI 95% 1.556-12.780 , P<0.05). بین سکته مغزی خاموش و عوامل خطرساز سکته مغزی رابطه آماری معنی داری یافت نشد. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که سکته مغزی خاموش در 15.3% از بیماران مبتلا به سکته ایسکمیک مغزی وجود دارد. کنترل هیپرلیپیدمی میتواند نقش موثری در پیشگیری از بروز سکته مغزی خاموش داشته باشد.
کبری صالحی، سهیلا احسان پور، بهزاد ذوالفقاری، زهرا صالحی، منصوره هنرجو،
دوره 15، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : علایم یائسگی سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد. به دلیل عوارض نامطلوب هورموندرمانی جایگزین، تمایل به سایر درمانهای جایگزین در تسکین این علایم افزایش یافته و استفاده از گیاهان دارویی نظیر فیتواستروژنها مطلوب بهنظر میرسند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره ایزوفلاون شبدرقرمز بر علایم یائسگی انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی شده سهسوکور روی 72 زن یائسه مراجعه کننده به مرکز بهداشتی - درمانی شهید نواب صفوی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از آبان ماه 1389 لغایت فروردین ماه 1390 انجام شد. زنان پس از 2 هفته مشاهده و تعیین نمره اولیه علایم یائسگی با استفاده از شاخص یائسگی کوپرمن (گرگرفتگی و تعریق، احساس گزگز یا بیحسی اندامها، بیخوابی، عصبانیت، افسردگی، سرگیجه، ضعف و خستگی، دردهای مفصلی و عضلانی، سردرد، تپش قلب و احساس مورمور شدن)؛ به صورت تصادفی در دو گروه 36 نفری دارونما و مداخله (مصرف کننده کپسول حاوی 45 میلیگرم عصاره ایزوفلاون شبدرقرمز) قرار گرفتند. آزمودنیها به مدت 8 هفته روزانه یک کپسول مصرف نمودند و علایم یائسگی را به صورت هفتگی ثبت نمودند. دادهها با استفاده از نرمافزاری آماری SPSS-18 ، independent t-test ، ANOVA ، chi-square و Mann–Whitney test تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : 55 نفر از زنان (27 نفر از گروه دارونما و 28 نفر از گروه مداخله) مطالعه را به اتمام رساندند. میانگین سنی گروههای دارونما 3.21±53.92 سال و مداخله 3.07±52.96 سال بود. میانگین سن هنگام یائسگی در گروههای دارونما و مداخله به ترتیب 2.63±51.38 و 1.17±50.05 سال بود. میانگین مدت زمان سپری شده از یائسگی در گروههای دارونما 1.47±2.69 سال و گروه مداخله 1.65±2.66 سال تعیین شد. میانگین عوارض یائسگی در پایان هفته دهم در گروه مداخله 7.22±13.87 و در گروه دارونما 11.59±16.44 تعیین گردید که این کاهش از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که مصرف کپسولهای حاوی عصاره ایزوفلاون شبدرقرمز به مدت 8 هفته سبب کاهش عوارض یائسگی زنان یائسه میشود.
محمد صالحی، سیدمسعود هاشمی کروئی، آیت الله نصرالهی عمران، مسعود مبینی، مریم اصغرحیدری،
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : گیاه باریجه دارای خواص دارویی و ضدمیکروبی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصارههای آبی و الکی ریشه گیاه باریجه بر سودوموناس آئروژینوزا انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی گیاه باریجه در سایه خشک و عصارههای آبی و الکلی پودر ریشه باریجه به روش سوکسله تهیه شد. سپس اثر آن در رقت 0.1 با مقادیر مختلف روی سویه سودوموناس آئروژینوزا به روشهای دیسکگذاری، چاهک و تعیین MIC و MBC بررسی گردید. یافتهها : سودوموناس آئروژینوزا به عصارههای آبی کاملاً مقاوم بودند و MIC عصاره متانولی گیاه باریجه 1.25X104 µg/ml و عصاره اتانولی گیاه 6.25X103 µg/ml تعیین شد. نتیجهگیری : عصاره متانولی و اتانولی ریشه باریجه دارای فعالیت ضدمیکروبی بیشتری علیه سودوموناس آئروژینوزا در محیط آزمایشگاه است.
فرشاد نقش وار، ژیلا ترابی زاده، ندا شجاعی، فاطمه صالحی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده
زمینه و هدف:اخیراً بیان گلیکودلین در بافت طبیعی و سرطانی پستان انسان و رابطه آن با سن، نوع تومور، درجه میکروسکوپی و متاستاز به غدد لنفاوی زیربغل مورد توجه واقع شده است. این مطالعه به منظور تعیین میزان بیان گلیکودلین در مبتلایان به سرطان مهاجم پستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 96 نمونه بلوک پارافینی سرطان پستان بررسی و بیان مارکر گلیکودلین به روش ایمونوهیستوشیمی صورت گرفت. اطلاعات مربوط به سن بیمار، اندازه تومور و تعداد غدد لنفاوی درگیر زیربغل از پرونده بیماران استخراج گردید. یافتهها :مارکر گلیکودلین به طور غیرمعنیداری در 30.45%از تومورهای پستان با متاستاز لنفاوی بیان گردید و این مارکر در 72.7%از تومورهای بدون متاستاز بیان شد (P<0.05). بین بیان مارکر گلیکودلین و درجه میکروسکوپی یک تومور و متاستاز به تعداد کمتر از 4 غده لنفاوی ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). نتیجهگیری : بیان مارکر گلیکودلین میتواند نشانگر عدم تهاجم به غدد لنفاوی در سرطان پستان باشد.
محمد صالحی، نرگس بیگم میربهبهانی، اعظم جهازی، یاسین عاقبتی املشی،
دوره 16، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تالاسمیها شایعترین اختلال ژنتیکی در جهان است. این مطالعه به منظور بررسی وضعیت سلامت عمومی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور در گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 163 بیمار مبتلا به بتاتالاسمی ماژور مراجعه کننده به مرکز آموزشی - درمانی طالقانی گرگان انجام شد. وضعیت روانی - اجتماعی بیماران با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی (GHQ-28) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها:44.2% بیماران از نظر وضعیت روانی - اجتماعی طبیعی، 46% دارای علایم مشکوک به اختلال روانی و 9.8% مبتلا به اختلالات روانی-اجتماعی بودند. بیشترین مشکل مربوط به اختلال کارکرد اجتماعی (12.9%) و افسردگی (10.4%) و کمترین مشکل مربوط به اضطراب (4.9%) بود. بین وضعیت روانی-اجتماعی بیماربا شغل مادر، سطح تحصیلات بیمار و سابقه ابتلا به بیماریهای دیگر ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). نتیجهگیری : از نظر سلامت عمومی اختلال کارکرد اجتماعی و افسردگی دو مشکل اصلی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور است.
حمیدرضا شکوری، محمدجواد زره ساز، سمیه فرجی پور، عارف صالحی، مرحوم هادی سالاری، مریم محمدخانی،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : متادون یک اپیوئید سنتتیک با قدرت اتصال بالا به گیرندههای اپیوئیدی است که به عنوان یک مداخله دارویی موفق در درمان وابستگی به اپیوئیدها و تسکین دردهای حاد و مزمن بهکار میرود. از آنجایی که در مصرف متادون عوارض خطرناک قلبی نظیر تورساد دپوینت و افزایش فاصله QTc گزارش شده؛ این مطالعه به منظور تعیین اثر درمان با متادون بر فاصله QTc الکتروکاردیوگرام داوطلبان ترک اعتیاد ترکیبات اپیوئیدی و ارتباط آن با طول دوره درمان و دوز درمانی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کوهورت روی 60 داوطلب (57 مرد و 3 زن) مراجعه کننده به مرکز متادونتراپی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان به منظور شروع متادون درمانی در سالهای 89-1388 انجام شد. مصرفکنندگان ترکیبات اپیوئیدی براساس میزان متادون روزانه دریافتی به سه گروه 35-0 و 55-35 و 120-55 میلی گرم تقسیم شدند. فاصله QTc الکتروکاردیوگرام ابتدای مطالعه، یک ماه و پنج ماه بعد هر فرد محاسبه گردید. یافتهها : میانگین فاصله QTc الکتروکاردیوگرام در گروه تحت درمان با متادون در بدو ورود، یک ماه بعد و پنج ماه بعد به ترتیب 0.027±0.42 ثانیه ، 0.029±0.43 ثانیه و 0.041±0.43 ثانیه تعیین شد. بین نتایج فاصله QTc بدو ورود و یک ماه بعد افزایش آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05) و این اختلاف در یک ماه بعد و پنج ماه بعد از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین در فاصله QTc سه گروه تفاوت آماری معنیداری مشاهده نگردید. نتیجهگیری : متادوندرمانی باعث افزایش فاصله QTc الکتروکاردیوگرام بیماران گردید؛ اما ارتباطی با دوز متادون و طول دوره درمان یافت نشد.
سپیده بخشنده نصرت، محمد صالحی، الهام مبشری، زینب اصغری، مریم محمدخانی،
دوره 16، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : باتوجه به فراوانی بالای سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی و اثرات آن بر فعالیتها و رفتارهای خانوادگی، تحصیلی و شغلی؛ این مطالعه به منظور تعیین فراوانی علایم بالینی سندرم پیش از قاعدگی (PMS) و سندرم ملال پیش از قاعدگی (PMDD) در دانشجویان رشته پزشکی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 162 دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سال 1389 انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه طراحی شده براساس کرایتریای انجمن متخصصین زنان و مامایی آمریکا برای تشخیص سندرم پیش از قاعدگی و کرایتریای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی برای تشخیص سندرم ملال پیش از قاعدگی استفاده شد. یافتهها : میانگین سنی دانشجویان 2.5±22.2 سال و سن منارک 1.2±13.3 سال بود. 17 نفر (10.5%) متاهل و 145 نفر (89.5%) مجرد بودند. 93 نفر (57.4%) مبتلا به PMS و 37 نفر (22.8%) مبتلا به PMDD بودند. شایعترین علامت جسمی و خلقی به ترتیب شامل احساس نفخ و افزایش وزن (45.7%) و احساس کاهش انرژی خفیف و خستگیپذیری سریع (57.4%) بود. احساس خفگی و تنگی نفس (8%) از علایم جسمی و کاهش شدید خواب (1.2%) از علایم خلقی کمترین فراوانی را نشان دادند. ارتباط آماری معنیداری بین شیوع PMDD با سن و سن منارک یافت شد (P<0.05). نتیجهگیری : سندرم پیش از قاعدگی در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان از شیوع بالایی برخوردار است.
اشرف صالحی، حمید مؤمنی، اعظم کرامی، نسیم نعیمی،
دوره 16، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه استفاده از فرآوردههای گیاهی در جهان برای درمان بیماریها رو به افزایش است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر گلمغربی، ویتاگنوس و ویتامین E بر سندرم پیش از قاعدگی انجام گردید. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 210 زن به صورت تصادفی در سه گروه 70 نفری دریافت کننده قرص گیاهی ویتاگنوس به میزان 40 میلیگرم روزانه یک قرص بعد از غذا (گروه اول)، کپسول روغن گلمغربی به میزان 500 میلیگرم روزانه سه عدد (گروه دوم) و کپسول ویتامین E به میزان 400IU روزانه یک عدد (گروه سوم) قرار گرفتند. داروها به مدت دو ماه مصرف گردید. شدت علایم سندرم پیش از قاعدگی بهوسیله فرم ثبت وضعیت روزانه آیندهنگر Dickerson قبل و بعد از مداخله، تکمیل گردید. یافتهها : میانگین شدت کلی علایم بعد از مداخله بهطور معنیداری در گروه گل مغربی در مقایسه با ویتامین E، گروه ویتاگنوس در مقایسه با ویتامین E و نیز گروه گلمغربی در مقایسه با ویتاگنوس کاهش نشان داد (P<0.05). این کاهش در گروه ویتاگنوس نسبت به گروه گلمغربی در مقایسه با ویتامین E بارزتر بود. نتیجهگیری : هر سه داروی ویتاگنوس، گلمغربی و ویتامین E علایم سندرم پیش از قاعدگی را کاهش دادند؛ اما ویتاگنوس نسبت به دو داروی دیگر مؤثرتر بود.
مصطفی یوسفی، زیور صالحی، فرهاد مشایخی، محمدهادی بهادری،
دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف : علیرغم پیشرفتهای حاصله در شناخت فیزیولوژی تولیدمثل انسان؛ دلایل اصلی ناباروری مردان در 50 درصد موارد ناشناخته باقی مانده که به آن ناباروری ایدیوپاتیک اطلاق میگردد و در حدود 5-7% از جمعیت مردان را تحت تاثیر قرار میدهد. محصول ژن ApE1 یک پروتئین چند عملکردی است که در مسیر ترمیم با برداشت باز (BER) نقش مهمی دارد. پلیمورفیسم تک نوکلئوتیدی T>G در اگزون شماره 5 منجر به جانشینی Asp>Glu در کدون 148 (Asp148Glu) میگردد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط پلیمورفیسم Asp148Glu ژن ApE1 و ناباروری ایدیوپاتیک در مردان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد- شاهدی نمونههای خون 90 مرد مبتلا به ناباروری ایدیوپاتیک و 90 مرد سالم جمعآوری و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی طراحی شده، با روش Allele-Specific PCR مورد بررسی قرار گرفتند و ارتباط بین فراوانی ژنوتیپی و اللی در گروههای مورد و شاهد تعیین گردید. یافتهها : بین پلیمورفیسم کدون 148 ژن ApE1 و ناباروری ایدیوپاتیک مردان در گروههای مورد مطالعه ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد. نتیجهگیری : نتایج حاکی از عدم ارتباط بین پلیمورفیسم Asp148Glu با ناباروری ایدیوپاتیک مردان بود.
روح الله فلاح مشکانی، امین صالحی ابرقویی، احمد اسماعیل زاده، لیلا آزادبخت، عمار حسن زاده کشتلی، آوات فیضی، پیمان ادیبی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات اندکی الگوهای اصلی موادمغذی را با بیماریهای مزمن ارتباط دادهاند. این مطالعه به منظور شناسایی الگوهای اصلی موادمغذی در بزرگسالان اصفهانی و بررسی ارتباط آنها با چاقی عمومی و چاقی شکمی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی از یک پرسشنامه بسامد خوراکی نیمه کمی ارایه شده به 8691 فرد 18 تا 55 ساله برای جمعآوری اطلاعات غذایی استفاده شد. 6724 و 5203 بزرگسال به ترتیب برای چاقی عمومی و چاقی شکمی داده کامل داشتند. دریافتهای روزانه مربوط به 38 ماده مغذی و بیواکتیو برای شرکت کنندگان محاسبه شد. از تحلیل عاملی برای استخراج الگوهای موادمغذی استفاده گردید.
یافتهها : سه الگوی عمده موادمغذی شناسایی شد. اول مقادیر بالا از اسیدهای چرب، کلسترول، کوبالامین، ویتامین E، پیرودوکسین، پانتوتنیک اسید، روی، کولین، پروتئین و فسفر؛ دوم مقادیر بالا از تیامین، بتائین، نشاسته، فولات، آهن، سلنیوم، نیاسین، کلسیم و منگنز و سوم افزایش گلوکز، فروکتوز، سوکروز، ویتامینC، پتاسیم، کل فیبر غذایی، مس و ویتامین K. مردان واقع در بالاترین پنجک الگوی دوم دارای شانس کمتری برای ابتلا به چاقی عمومی بودند (95% CI: 0.76-0.20 , OR=0.39, P<0.05). همچنین در مردان ارتباط مثبت معنیداری بین الگوی سوم و چاقی عمومی مشاهده شد (95% CI: 1.04-3.04 , OR=1.77, P<0.05) و در زنان این ارتباط دیده نشد (95% CI: 0.74-1.88 , OR=1.18, P<0.05).
نتیجهگیری : الگوی های غذایی با چاقی عمومی و نه چاقی شکمی در مردان شرکت کننده در مطالعه سپاهان ارتباط داشتند.
ماندانا صالحی، سهیل فتاحیان، کهین شاهانی پور،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : نانوذرات اکسیدآهن به عنوان عنصر ایجاد کننده تضاد در رزونانس مغناطیسی هستهای و نیز در دارورسانی هدفمند دارای استفادههای گستردهای است. با این وجود اثر سمی این نانوذرات بر سلامتی انسان هنوز بهطور کامل بررسی نشده است. کیتین بعد از سلولز یکی از فراوانترین مواد آلی موجود در طبیعت است که کاربردهای زیادی در صنایع غذایی، آرایشی، کشاورزی، پزشکی و محیط دارد. این پلیمر، ساختار اسکلتی سخت پوستان، حشرات و دیواره سلولی برخی از باکتریها و قارچها را تشکیل میدهد. مشتق داستیله کیتین، کیتوزان نامیده میشود که قابلیت انحلال آن از کیتین بیشتر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده شده با کیتوزان بر شاخصهای عملکردی کلیه موشهای صحرایی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 60 سر موش صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار به 10 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان شم سرم فیزیولوژی دریافت نمود. غلظتهای 50، 100 و 150 میلیگرم بر کیلوگرم وزن موش از کیتوزان، نانوذرات اکسیدآهن بدون پوشش و نانوذرات با پوشش کیتوزان به صورت درون صفاقی به 9 گروه از موشها تزریق گردید. در فواصل زمانی ١٥ و ٣٠ روز پس از تزریق نمونههای خونی مستقیماً از قلب حیوانات جمعآوری گردید و شاخصهای عملکردی کلیه شامل اوره، کراتینین، اسیداوریک، سدیم، پتاسیم و پروتئین تام اندازهگیری شد.
یافتهها : تزریق نانوذرات اکسیدآهن با پوشش کیتوزان اختلاف آماری معنیداری بر میزان متوسط اوره، کراتینین، اسیداوریک، سدیم، پتاسیم و پروتئین تام نسبت به گروه شم و گروههای دریافت کننده نانوذرات بدون پوشش و گروههای دریافت کننده کیتوزان ایجاد ننمود. در طول مدت آزمایش مرگ و میری در حیوانات مشاهده نشد.
نتیجهگیری : بهنظر میرسد کاربرد کوتاهمدت نانوذرات اکسیدآهن با پوشش کیتوزان در موارد بیولوژیک و پزشکی سمیت خاصی در کلیه ایجاد نمیکند.
آزاده صالحی، محبوبه سترکی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از اهداف تحقیقات بیولوژیکی یافتن موادی برای کاهش و تسکین درد ناشی از بیماریهای مختلف است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضددردی و ضدالتهابی عصاره اتانولی گیاه زوفا بر موش کوچک آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 100سر موش سوری نر بالغ در شش گروه آزمایشی انجام شد. گروهها شامل گروه کنترل (دریافت کننده نرمال سالین)، گروه تجربی اول، دوم و سوم به ترتیب دریافت کننده عصاره اتانولی گیاه زوفا با دوزهای 25 و 50 و 75 میلیگرم بر کیلوگرم و گروه کنترل مثبت اول (دریافت کننده مورفین در تست فرمالین در فاز حاد و مزمن) و گروه کنترل مثبت دوم (دریافت کننده دگزامتازون در تست ضدالتهابی) بودند. از تست لیسیدن پای ناشی از فرمالین بهمنظور تعیین اثر ضددردی عصاره اتانولی گیاه زوفا استفاده شد. فعالیت ضدالتهابی عصاره توسط تست گزیلن مشخص شد.
یافتهها : در مرحله درد حاد (پنج دقیقه اول) عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروههای تجربی دوم (23.75±2.1) و تجربی سوم (7.75±2.8) سبب کاهش معنیدار تعداد بالا بردن پنجه پا گردید (P<0.05). همچنین در مرحله درد مزمن (20 دقیقه دوم) در گروههای تجربی اول (17.25±2.3)، تجربی دوم (11.75±2.9)، تجربی سوم (10.75±2.7) و کنترل مثبت اول کاهش معنیدار مدت زمان بالا بردن پا مشاهده شد (P<0.05). عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروههای تجربی اول، دوم و سوم فعالیت ضدالتهابی بالایی در برابر ادم ناشی از گزیلن در گوش موشها داشت (P<0.05).
نتیجهگیری : عصاره اتانولی گیاه زوفا میتواند سبب مهار درد و التهاب در موشهای کوچک آزمایشگاهی گردد.
محمد صالحی، محمد سبحانی شهمیرزادی، لیلا براتی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: درد راجعه و مزمن شکم در 7 تا 20 درصد از کودکان دیده میشود و علت 2 تا 4 درصد از مراجعات پزشکی کودکان است. عفونت هلیکوباکترپیلوری در کودکان یکی از علل مشکلات گوارشی است که عدم درمان آن موجب عوارض جدی میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آنتیژن مدفوعی هلیکوباکترپیلوری در کودکان با درد شکم مزمن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی تعداد 33 کودک با تشخیص درد شکم مزمن و 30 کودک بدون شکایت مورد بررسی قرار گرفتند. مدفوع به روش ELISA برای ارزیابی آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری مورد آزمایش قرار گرفت.
یافتهها: در گروه مورد 9 پسر (27.3%) و 24 دختر (72.7%) بودند. 5 کودک (15.2%) از کودکان گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند و در گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد. این تفاوت از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: 15.2% کودکان در گروه مورد تست مدفوعی هلیکوباکترپیلوری مثبت داشتند. در میان گروه شاهد هیچ مورد مثبتی یافت نشد.
پرستو احسانی، فاطمه فراهانی، نگار دایی زاده، ملیکا امیا، معین صالح، مینا ابراهیمی راد، کرم الله طولابی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مختلف در سیستم مجاری صفراوی و تشکیل سنگ از عوامل انسداد جریان صفرا در آن ارگان استریل است. این مطالعه به منظور شناسایی باکتریهای موجود در صفرای بیماران مبتلا به مشکلات صفراوی و بررسی تولید بیوفیلم در جدایههای شایع انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی 35 نمونه (سنگ و بافت صفرا) جمعآوری شده در شرایط استریل (به روش لاپاراسکوپی) از بخش جراحی بیمارستان امام خمینی تهران طی ششماه اول سال 1395 انجام شد. نوع سنگها بهکمک روشهای شیمیایی و نوع میکروبها با استفاده از آزمایشات بیوشیمیایی و مولکولی تعیین شدند. برای جستجوی باکتریها در نمونههای منفی، DNA از بافت کیسه صفرا تخلیص شد و با استفاده از پرایمرهای 1492R وF 27 برای تکثیر قطعهای از ژن 16SrRNA الگو قرار گرفت. نوع باکتری در نمونههای مثبت بهکمک بانک اطلاعاتی NCBI تعیین شد. شایعترین جدایه از لحاظ شدت تولید بیوفیلم بهکمک روش میکرو تیترپلیت و ژنهای درگیر این فنوتیپ Ag43(Flu) و CsgF بهروش PCR مورد بررسی قرار گرفت. مقاومت آنتیبیوتیکی آنها با استفاده از روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید.
یافتهها: تعداد 13 نمونه دارای انواع باکتری شامل 3 جدایه کلبسیلا، 4 جدایه اشریشیا کلی، یک جدایه انتروباکتر، 2 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس، 2 جدایه انتروکوک و یک جدایه استرپتوکوکوس بودند. از ۲۳ مورد نمونه صفرا، در 65.7% موارد بااستفاده از روش کشت میکروبیولوژیک، باکتری جدا نگردید؛ ولی هفت باکتری شامل شش سویه کلبسیلا و یک انتروکوک با استفاده از تکثیر 16SrRNA و تعیین ترادف شناسایی شدند. بنابراین، در مجموع گونه کلبسیلا (47.36%) بیشترین سهم را در عفونتهای کیسه صفرا نشان داد. ترکیبات کلسترولی و بیلیروبینی در 98درصد نمونههای حاوی سنگ دیده شد. با وجود آن که وفور کلبسیلا در عفونتهای کیسه صفرا (47.36%) بیش از بقیه باکتریها بود. بیشترین باکتری قابل کشت اشریشیا کلی بود. کلیه اشریشیا کلیهای مورد بررسی دارای ژنهای عامل ایجاد بیوفیلم بودند؛ ولی شدت تشکیل بیوفیلم در دو مورد از آنها قوی و در دو مورد دیگر متوسط بود. این باکتریها نسبت به اکثر آنتیبیوتیکها حساس بودند و به تتراسیکلین، سیپروفلوکسازین و سفتی زیدیم مقاومتهای متفاوتی را نشان دادند و به تتراسیکلین مقاومتر بودند.
نتیجهگیری: باکتریهای غیرقابل کشت سهم مهمی در عفونتهای کیسه صفرا دارند. توانایی بالای ایجاد بیوفیلم در باکتریهای شایع جداشده هشداری برای مداقه در تجویز آنتیبیوتیکها برای از بین بردن این بیوفیلمهای عفونی در عفونتهای کیسه صفرا را نشان میدهد.
صالحه آخوندی، فاطمه مهرآور، فرانک رختابناک، امید مومن، سید بابک مجاور عقیلی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل درد بعد از جراحی یکی از مهمترین مراحل ریکاوری بیماران پس از جراحی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیب اندانسترون با آپوتل در کنترل درد بعد از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی تحت بیهوشی عمومی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 50 بیمار (41 مرد و 9 زن) مراجعه کننده به دلیل شکستگی اندام فوقانی به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان که تحت بیهوشی عمومی مورد عمل جراحی ارتوپدی قرار گرفتند؛ طی سال 1396 انجام گردید. بیماران به روش بلوکسازی تصادفی در دو گروه 25 نفری قرار گرفتند. بعد از پایان عمل جراحی و در مرحله ریکاوری برای هر دو گروه پمپ درد (Patient Controlled Analgesia) تعبیه شد. در گروه کنترل، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل و در گروه مداخله، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل به همراه 8 میلیگرم اندانسترون بود. مقیاس دیداری درد (VAS) برای هر دو گروه طی 24 ساعت بعد از عمل جراحی ارزیابی گردید. متغیر نمره درد بیماران در دو گروه طی سه مقطع زمانی پس از اعمال جراحی مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین درد 4 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.707±3.20) در مقایسه با گروه کنترل (0.569±3.64) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میانگین درد 12 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.927±1.88) در مقایسه با گروه کنترل (1.186±2.64) کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). میانگین درد 24 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.645±1.40) در مقایسه با گروه کنترل (0.997±2.08) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: تجویز آپوتل و اندانسترون در کنترل درد پس از اعمال جراحی شکستگیهای اندام فوقانی موثرتر از تجویز آپوتل به تنهایی است.
مسلم دهمرده، جواد صادقی نژاد، زهرا طوطیان، مژده صالح نیا،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اگزالی پلاتین درمان اصلی سرطانهای کولورکتال بوده و با مهار تکثیر و نسخه برداری DNA ،سبب آپوپتوز و نکروز در سلولهای سرطانی و رده سلولهای با تکثیر بالا میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر داروی شیمی درمانی اگزالی پلاتین بر پارامترهای اسپرم موالید 60 روزه در دوره پیرازایشی (قبل بارداری، بارداری و شیرواری) موشهای سوری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی تعداد 32 سر موش بالغ ماده نژاد NMRI بهصورت تصادفی در 4 گروه 8 تایی تقسیم شدند. موشهای گروه کنترل 0.2ml نرمال سالین را بهصورت داخل صفاقی طی 21روز قبل بارداری، بارداری و شیرواری دریافت کردند. گروههای تجربی شامل گروههای قبل بارداری، بارداری و شیرواری داروی اگزالی پلاتین را به میزان 3 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 3 بار در هفته به صورت داخل صفاقی طی 21 روز بهترتیب قبل از جفتگیری، طی بارداری و بعد از زایمان دریافت کردند. در روز 60 بعد از تولد همه موالید در آزمایشگاه جنینشناسی آسان کشی شده و نمونههای اسپرم دریافت گردید. ارزیابی پارامترهای اسپرم شامل تعداد، تحرک، زنده مانی، بلوغ و کیفیت کروماتین انجام شد.
یافتهها: تعداد، تحرک و یکپارچگی DNA اسپرم در هر سه گروه تجربی، قبل بارداری، بارداری و شیرواری در مقایسه با گروه کنترل بهطور چشمگیری کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). علاوه بر این، درصد اسپرمهای نابالغ و مرده در گروههای دریافت کننده اگزالی پلاتین بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: استفاده از داروی اگزالی پلاتین منجر به القای اثرات نامطلوب بر روی کیفیت اسپرم در دوره پیرازایشی میشود. بیشترین تاثیر این دارو در دوره شیرواری بود. همچنین با افزایش فاصله زمانی تجویز داروی اگزالی پلاتین در موشهای مادر تا بلوغ موالید نر، اثرات سوء ناشی از استفاده از این دارو بر کیفیت پارامترهای اسپرم کاهش مییابد.
ماندانا صالحی، کهین شاهانی پور، رامش منجمی، پریسا محمدی نژاد،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات زیادی در مورد اثرات عصاره گیاهان جینسینگ و چای سبز بر فاکتورهای التهابی و آنزیمهای کبدی انجام شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره گیاهان جینسینگ و چای سبز در مقایسه با داروی پومئول برولر بر پروتئین واکنشی C
(C-reactive protein: CRP) و آنزیمهای آلکالین ترانسفراز و آسپارتات ترانسفراز موشهای تغذیه شده با رژیم غذایی پرچرب انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به 7 گروه 6 تایی شامل گروه کنترل دارای رژیم غذایی معمولی و شش گروه تجربی هایپرلیپیدمیک شده به مدت یک ماه توسط رژیم غذایی پرچرب تقسیم شدند. تیمار گروهها به مدت 8 هفته و از طریق تزریق درون صفاقی انجام شد. گروه 1 و2 دریافت کننده mg/kg/day 5/77 و mg/kg/day 155 عصاره چای سبز؛ گروه 3 و 4 دریافت کننده mg/kg/day 103.3 و mg/kg/day 206.6 عصاره جینسینگ؛ گروه 5 دریافت کننده g/kg/day 0.16 داروی پومئول برولر و گروه 6 دریافت کننده غلظتهای توأم چای سبز mg/kg/day 155 و جینسینگ mg/kg/day 206.6 بودند. در انتهای تیماردهی پارامترهای CRP و آنزیمهای کبدی سنجش شد.
یافتهها: میانگین CRP در گروههای تیمار شده با عصاره چای سبز، عصاره جینسینگ و داروی پومئول برولرو در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). میزان آنزیمهای AST و ALT گروههای تیمار شده در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از عصاره گیاهان جینسینگ و چای سبز همانند داروی پومئول برولر به مدت هشت هفته موجب کاهش پروتئین واکنشی C میگردد.
فاطمه السادات امجدی، انسیه صالحی، زهرا زندیه،
دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرندههای شبه تال در سلولهای اپیتلیال لوله رحمی در واکنشهای ایمنی با اسپرم و پاتوژنها نقش دارند. این مطالعه به منظور مقایسه عملکرد و پاسخ گیرندههای شبه تال TLR3, 4,5در شرایط فیزیولوژیک و پاتولوژیک در حضور اسپرم در شرایط in vitro انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی سلولهای OE-E6/E7 همراه با نمونه اسپرم تازه بهدست آمده از افراد نورموزواسپرمی (N=10) و لیگاندهای اختصاصی گیرندههای شبه تال TLR3, 4,5 در سه گروه اسپرم، لیگاندهای اختصاصی و اسپرم + لیگاندهای اختصاصی کشت داده شدند. رده سلولی بدون افزودن اسپرم و لیگاند به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. غلظت سایتوکاینهای IL-6 و IL-8 ترشح شده از سلولهای OE-E6/E7 در هر چهار گروه با کمک الایزا تعیین گردید.
یافتهها: مواجهه اسپرم و لیگاندهای اختصاصی با گیرندههای شبه تالTLR3, 4,5 در سلولهای اپیتلیال لوله رحمی منجر به افزایش آماری معنیداری در سطح سایتوکاینهای IL-6 و IL-8 گردید. بین دو گروه لیگاند و لیگاند+اسپرم تفاوت آماری معنیداری در میزان تولید این سایتوکاینها از سلولهای OE-E6 / E7 مشاهده نشد.
نتیجهگیری: سلولهای اپیتلیال لوله رحمی در مواجهه با اسپرم از طریق گیرندههای شبه تال پاسخ میدهند که این پاسخ به صورت افزایش ترشح سایتوکاینها دیده میشود. از آنجا که مواجهه همزمان آنها با اسپرم و لیگاندهای اختصاصی گیرندههای شبه تال باعث افزایش تجمعی در ترشح سایتوکاینها نمیشود؛ بنابراین احتمالاً مسیر TLRs توسط فاکتورهای دیگری دچار تنظیم منفی میشود. برای روشن شدن این موضوع نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه وجود دارد.