58 نتیجه برای Ster
ملیحه خسروی زاد، علی زارعی، محمد علی چوبینه، فرهاد کریمی، زهرا صادق پور، زهرا کریمی، ساره برادران، اعظم شهر آشوب،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : هیپرلیپیدمی به عنوان یکی از مهمترین عوامل خطر دخیل در بروز بیماریهای عروقی و از دلایل عمده مرگ محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی بخشهای هوایی گیاه خوشاریزه بر محور هیپوفیزی - تیروئیدی و میزان پروفایل لیپیدی موشهای صحرایی هیپرکلسترولمیک انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در پنج گروه هشت تایی قرار گرفتند. گروه کنترل رژیم غذایی عادی و گروه هیپرکلسترولمیک رژیم غذای چرب را دریافت نمودند. گروههای تجربی هیپرکلسترولمیک به ترتیب دوز mg/kg/bw 100، 200 و 300 از عصاره هیدروالکلی بخشهای هوایی گیاه خوشاریزه را به صورت گاواژ روزانه طی 42 روز دریافت کردند. در انتهای مطالعه غلظت سرمی کلسترول، تری گلیسیرید، لیپوپروتئین کمچگال، لیپوپروتئین بسیار کمچگال، لیپوپروتئین پرچگال، تیروکسین، تری یدوتیرونین و هورمون محرکه تیروئیدی اندازهگیری شد.
یافتهها : مقادیر سرمی لیپوپروتئین کمچگال، لیپوپروتئین بسیار کمچگال، کلسترول و تری گلیسیرید گروه تجربی دریافت کننده دوز حداقل عصاره (100 mg/kg/bw) نسبت به گروه هیپرلیپیدمی شده کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). مقادیر سرمی لیپوپروتئین پرچگال، هورمون محرکه تیروئیدی و تیروکسین گروه دریافت کننده دوز حداکثر عصاره (300 mg/kg/bw) بهصورت معنیداری نسبت به گروه هیپرکلسترولمیک افزایش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری : عصاره هیدروالکلی گیاه خوشاریزه به صورت وابسته به دوز سبب تغییرات پروفایل لیپیدی و هورمونهای تیروئیدی موشهای هیپرکلسترولمیک میگردد.
مریم طهرانی پور، احمدرضا لگزیان،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : ضایعات اعصاب محیطی ایجاد شده در اثر حوادث، باعث تخریب جسم سلولی نورونهای شاخ قدامی نخاع میشوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره الکلی برگ گیاه زوفا بر تعداد نورونهای حرکتی شاخ قدامی نخاع پس از کمپرسیون عصب سیاتیک در موش های صحرایی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 60 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به 6 گروه 10 تایی کنترل، کمپرسیون عصب سیاتیک و گروههای تجربی اول تا چهارم با کمپرسیون عصب سیاتیک و تیمار با عصاره الکلی برگ گیاه زوفا با دوزهای mg/kg/bw 25، 50 ، 75 و 100 تقسیم شدند. به منظور ایجاد کمپرسیون، عصب سیاتیک با استفاده از قیچی قفلدار به مدت 60 ثانیه در معرض کمپرسیون قرار گرفت. عصاره الکلی برگ گیاه زوفا به صورت درون صفاقی در هفتههای اول و دوم پس از کمپرسیون تزریق شد. بعد از 28 روز از زمان کمپرسیون موشها تحت روش پرفیوژن قرار گرفتند. پس از نمونهبرداری نخاع ناحیه کمری، دانسیته نورونهای حرکتی شاخ قدامی نخاع با ابعاد بین 9 تا 20 میکرون با روش دایسکتور و استریولوژی محاسبه و نتایج گروهها با هم مقایسه گردید.
یافتهها : دانسیته نورونی در گروه کمپرسیون نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). همچنین دانسیته نورونی گروههای تیمار با دوزهای mg/kg/bw 25، 50 ، 75 و 100 در مقایسه با گروه کمپرسیون افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری : عصاره الکلی برگ گیاه زوفا دارای اثر ترمیمی بر روی نورونهای شاخ قدامی نخاع پس از ایجاد ضایعه است که احتمالاً از طریق فعالیت آنتیاکسیدانتی و آنتیالتهابی عمل نموده و وابسته به دوز است.
محمدرضا کردی، محمدعلی برومند، شهرام ربانی، نسیم علیمرادی شیخها، احمد مزرعه، مریم سیوف،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زهرا ضیاء، سیدابراهیم حسینی،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : استفاده روزافزون از تلفن همراه به حدی است که بسیاری از افراد از زمان جنینی تا پایان عمر در معرض تشعشعات آن قرار میگیرند. این مطالعه به منظور تعیین اثر امواج تلفن همراه در دوران بارداری موشهای صحرایی بر سطح سرمی تستوسترون، FSH، LH و سلولهای دودمانی جنسی زادههای 60 روزه نر انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی ماده باردار به 3 گروه 8 تایی کنترل، شم و تجربی تقسیم شدند. گروه کنترل تحت هیچ موجی قرار نگرفت. گروه تجربی از ابتدای بارداری به مدت 14 روز و روزانه به میزان 4 ساعت در معرض امواج تلفن همراه قرار گرفت. گروه شم همین مدت در مجاورت تلفن همراه روشن بدون مکالمه قرار گرفت. پس از زایمان و بعد از بلوغ بهطور تصادفی 10 سر از زادههای نر گروههای مختلف جدا و پس از خونگیری، میزان هورمونهای جنسی مورد سنجش قرار گرفت. پس از بیهوشی و برداشتن بیضه وزن و اندازه آن تعیین گردید و با استفاده از روش هیستولوژیک شمارش سلولهای لایدیگ، سرتولی، اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید انجام شد.
یافتهها : وزن و حجم بیضهها، حجم لولههای اسپرمساز، حجم بافتهای بینابینی لولههای اسپرمساز، تعداد اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیتها، اسپرماتیدها و سروتولی در گروه تجربی در مقایسه با گروههای کنترل و شم کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). کاهش سلولهای لایدیگ، میزان FSH، تستوسترون و افزایش LH در گروه تجربی در مقایسه با گروههای کنترل و شم از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری : امواج تلفن همراه در دوران بارداری باعث کاهش سلولهای دودمانی اسپرم در زادههای نر بالغ میگردد؛ اما اثری بر هورمونهای تستوسترون، FSH و LH ندارد.
علی قاسمی، زهرا بدیعی، حمید فرهنگی، عبدالله بنی هاشم، سیدجواد سیدی، راضیه قدسی، عبدالقاسم مختاری، آرمین عطارزاده،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : ویروس واریسلا زوستر (Varicella zoster virus: VZV) عامل یک بیماری خفیف در کودکان است؛ اما در کودکان با نقص در سیستم ایمنی میتواند یک بیماری تهدیدکننده محسوب شود. این مطالعه به منظور ارزیابی آنتیبادیهای IgG و IgM علیه VZV در سرم کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد (acute lymphoblastic leukemia: ALL) انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 66 کودک مبتلا به بیماری ALL تحت شیمی درمانی در بیمارستان فوق تخصصی دکترشیخ مشهد طی سال 1391 انجام شد. مثبت یا منفی بودن تیتر IgG و IgM علیه VZV با استفاده از روش الایزا ارزیابی شد.
یافتهها : 15 بیمار (21.7%) دارای سرولوژی مثبت برای آنتیبادی IgG بودند و سابقه ابتلاء به VZV را داشته و نسبت به بیماری آبلهمرغان ایمن بودند. 51 بیمار (78.3%) دارای تیتر منفی برای آنتیبادی IgG بودند و در برابر عفونت VZV حساس بودند.
نتیجهگیری : اکثر کودکان مبتلا به بیماری لوسمی لنفوبلاستیک حاد دارای تیتر منفی برای آنتیبادی IgG بوده و در برابر عفونت ناشی از ویروس واریسلا زوستر حساسند.
ملک سلیمانی مهرنجانی، الهام صفری سنجانی، سمیرا نادری نورعینی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : بیسفنلآ (Bisphenol A: BPA) یک ماده تخریب کننده اندوکرینی است و بهعنوان یک آلاینده زیست محیطی از طریق تولید رادیکال آزاد موجب تخریب بافتی میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر روغن سیاه دانه در برابر سمیت ناشی از بیسفنلآ بر بافت کلیه موش نر نژاد NMRI به روش استریولوژیک انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش نر بالغ نژادNMRI با میانگین وزنی ٣±٣٢ گرم بهطور تصادفی به ٤ گروه 6تایی کنترل، بیسفنلآ (200 mg/kg/day)، بیسفنلآ (200 mg/kg/day) توام با روغن سیاهدانه (5 ml/kg/day) و روغن سیاهدانه (5 ml/kg/day) تقسیم و بهمدت 5 هفته بهصورت خوراکی تیمار شدند. در پایان، موشها تشریح، کلیه چپ آنها خارج، فیکس، برشگیری و پاساژ بافتی شد و با استفاده از روش هایدنهانآزان رنگآمیزی گردید. سپس مقاطع بافت کلیه با استفاده از تکنیک استریولوژی بررسی و نیز سطح مالوندیآلدئید سرم ارزیابی شد.
یافتهها : وزن و حجم کل کلیه، حجم کورتکس، حجم لولههای پیچیده نزدیک و دور و حجم لومن آن، حجم بافت بینابینی، حجم گلومرول، حجم تافت و همچنین سطح مالوندیآلدئید سرم در گروه بیسفنلآ نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری نشان داد (P<0.05). متغیرهای فوق در گروه بیسفنلآ بهعلاوه روغن سیاهدانه در مقایسه با میزان آنها در گروه بیسفنلآ بهطور معنیداری کاهش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری : روغن سیاهدانه میتواند موجب کاهش سمیت استرس اکسیداتیو القاء شده توسط بیسفنلآ در بافت کلیه موش شود.
منصوره توکلی، محمد سبحانی شهمیرزادی، حسین زائری، علی ژیانی اصغرزاده، مصطفی زارع، محمدهادی قریب، غلامرضا روشندل،
دوره 19، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : کبدچرب غیرالکلی شایعترین بیماری کبدی سراسر جهان بوده و اختلالی است که با تجمع چربی اضافی در کبد تعریف میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی کبدچرب در کودکان با نمایه توده بدنی طبیعی، اضافه وزن و چاق انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه همگروهی تاریخی بر روی 90 کودک 13-5 ساله در مرکز آموزشی درمانی کودکان طالقانی گرگان در شمال ایران انجام گردید. نمایه توده بدنی طبیعی، دارای اضافه وزن و چاق به ترتیب با مقادیر 85-5 درصد، 95-85 درصد و بیشتر یا مساوی 95 درصد درنظر گرفته شد. کودکان از لحاظ سن و جنس همسانسازی شدند. تستهای آزمایشگاهی شامل آنزیمهای کبدی ALT (Alanine aminotransferase) و AST (Aspartate aminotransferase) و پروفایل چربی شامل تریگلیسرید (Triglyceride: TG)، کلسترول تام، لیپوپروتئین با چگالی بالا (High Density Lipoprotein: HDL) و لیپوپروتئین با چگالی پایین (Low Density Lipoprotein: LDL) انجام شد. کودکان توسط رادیولوژیست غیرمطلع از مقادیر نمایه توده بدنی از لحاظ متغیرهای سونوگرافیک کبدچرب ارزیابی شدند.
یافتهها : فراوانی کبدچرب در کودکان چاق (23.3%) بهطور غیرمعنیداری بیشتر از کودکان دارای اضافه وزن (16.7%) و طبیعی (16.7%) بود. همچنین فراوانی کبدچرب غیرالکلی در میان دو جنس تفاوت آماری معنیداری نداشت. میزان AST کودکان طبیعی بهطور معنیداری (P<0.05) بیشتر از دو گروه دیگر بود. در گروه چاق بیشترین میزان کلسترول و در گروه با BMI طبیعی، کمترین میزان کلسترول مشاهده گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : فراوانی کبدچرب در کودکان چاق در مقایسه با کودکان با وزن طبیعی و دارای اضافهوزن بهطور غیرمعنیداری بالاتر بود.
زهره منشاد، سیدابراهیم حسینی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : از سدیم متابیسولفیت به عنوان عامل نگهدارنده در صنایع غذایی و دارویی استفاده میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ویتامینE در بهبود عوارض ناشی از سدیم متابیسولفیت بر بافت تخمدان و هورمونهای جنسی موشهای صحرایی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 70 سر موش صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار بهطور تصادفی در 7 گروه کنترل، شم، تجربی اول (دریافت کننده سدیم متابیسولفیت mg/kg/bw 520)؛ تجربی دوم (دریافت کننده ویتامینE mg/kg/bw 200)؛ تجربی سوم و چهارم و پنجم (دریافت کننده سدیم متابیسولفیت mg/kg/bw 520 توام با ویتامینE به ترتیب با دوزهای mg/kg/bw 50 ، 100 و 200) تقسیم شدند. تجویزها بهصورت گاواژ طی 30 روز انجام شد. پس از خونگیری از حیوانات برای اندازهگیری هورمونهای LH ، FSH ، استروژن و پروژسترون، تخمدانهای آنها خارج و پس از تهیه مقاطع بافتی فولیکولها شمارش شدند.
یافتهها : غلظت هورمونهای استروژن، پروژسترون و تعداد فولیکولهای پره آنترال، آنترال، گراف و جسم زرد در گروه دریافت کننده سدیم متابیسولفیت و ویتامینE به تنهایی نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیدار یافت (P<0.05)؛ اما در حیوانات تحت تیمار با سدیم متابیسولفیت و ویتامینE با دوزهای mg/kg/bw 100 و 200 نسبت به گروه کنترل اختلاف آماری معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری : مصرف همزمان سدیم متابیسولفیت با دوزهای 50 ، 100 و 200 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از ویتامینE میتواند اثرات سدیم متابیسولفیت بر فولیکولهای تخمدانی و هورمونهای جنسی را کاهش دهد.
زهره مریمی، مهدیه سادات موسوی، مریم مدرس، سیمین تعاونی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : عمل جراحی هیسترکتومی یک عامل استرسزا در زنان است که در بدن با افزایش سطح کاتکولامینها سبب ایجاد پاسخهای فیزیولوژیکی مانند افزایش تنفس، ضربان قلب و فشار خون میگردد. ماساژ درمانی به بهبود سیستم عصبی و قلبی - عروقی کمک کرده و باعث تعدیل پاسخهای فیزیولوژیک میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ماساژ اختصاصی پا بر علایم حیاتی بیماران بعد از هیسترکتومی انجام گردید.
روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 57 بیمار تحت عمل جراحی هیسترکتومی بهطور تصادفی در دو گروه کنترل (29 بیمار) و مداخله (28 بیمار) قرار گرفتند. در گروه مداخله ماساژ اختصاصی پا در روز اول و دوم بعد از عمل به مدت 20 دقیقه در دو جلسه و به فاصله 24 ساعت انجام شد. بیماران گروه کنترل هیچگونه ماساژ اختصاصی دریافت نکردند. علایم حیاتی شامل فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، نبض و تنفس قبل و 30 دقیقه بعد از مداخله در بیماران دو گروه ثبت شد.
یافتهها : در گروه مداخله تمامی موارد علایم حیاتی قبل و بعد از ماساژ در روزهای اول و دوم بعد از عمل، کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). تعداد نبض و میزان فشارخون دیاستولیک روز اول و دوم بعد از عمل و میزان فشارخون سیستولیک روز دوم در گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). در انتهای جلسه روز اول بعد ازعمل گروه مداخله، میزان فشارخون سیستولیک و تعداد تنفس در دقیقه کاهش آماری معنیداری نسبت به گروه کنترل نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری : ماساژ پا باعث بهبود فشارخون سیستولیک و تعداد تنفس در روز اول بعد از عمل جراحی هیسترکتومی میشود که میتواند حاکی از افزایش فعالیت پاراسمپاتیک در آنان باشد.
آیدا بابازاده ناصری، محمدمهدی سلطان دلال،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: لیستریا مونوسیتوژنز یک پاتوژن داخل سلولی منتقله از غذا است که باعث مننژیت، مننگوانسفالیت و سقط جنین میگردد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آلودگی نمونههای غذایی به گونههای لیستریا بهویژه لیستریا مونوسیتوژنز، تعیین سروتایپینگ و الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 150 نمونه غذایی از سوپرمارکتها، فروشگاهها و غذاهای آماده در مناطق مختلف تهران طی فروردین لغایت شهریور 1397 تهیه گردید. همه جدایههای مشکوک از نظر تستهای بیوشیمیایی مورد آزمایش قرار گرفتند. جدایههای لیستریا مونوسیتوژنز با استفاده از آزمونهای حساسیت ضدمیکروبی و سروتایپینگ ارزیابی شدند.
یافتهها: از مجموع 150 نمونه مورد بررسی، 30 نمونه (20درصد) از نظر گونههای لیستریا و 9 نمونه (6درصد) از نظر لیستریا مونوسیتوژنز (سبزی 4جدایه 44.44%، پنیر 2 جدایه 22.22% و گوشت 3 جدایه 33.33%) مثبت بودند. از 9 جدایه لیستریا مونوسیتوژنز، 5 جدایه (55.55%)،3 جدایه (33.33%) و یک جدایه (11.11%) بهترتیب متعلق به سرووارهای 4b، 1/2b و 1/2a بودند. لیستریا مونوسیتوژنزهای جدا شده به آنتیبیوتیکهای تریمتوپریم، سولفامتوکسازول، تتراسایکلین، استرپتومایسین، کلرامفنیکل و سیپروفلوکساسین مقاوم بودند؛ به پنیسیلین G، جنتامایسین، استرپتومایسین و آمپیسیلین حساس بودند و نسبت به سیپروفلوکساسین مقاومت بینابینی داشتند.
نتیجهگیری: میزان آلودگی نمونههای گوشت، بهویژه سبزی و پنیر به لیستریا مونوسیتوژنز به علت مصرف خام حایز اهمیت است. باتوجه به پتانسیل آلودگی نمونههای مورد بررسی به لیستریا ضرورت پایش مستمر و تدوین یک برنامه دقیق برای شناسایی این باکتری در تهران و کل کشور وجود دارد.
بهروز شکری، فاطمه نژاد حبیب وش، فرح فرخی، محمدباقر رضایی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپرلیپیدمی و افزایش کلسترول تام سرمی از مهمترین عوامل خطر دخیل در شیوع و شدت اختلالات قلبی - عروقی مانند بیماری عروق کرونر قلب محسوب میگردد. از آنجایی که گیاهان تیره نعنا به دلیل داشتن ترکیبات فلاونوئیدی و ترپنوئیدی توانایی کاهش چربی خون را دارند؛ لذا این مطالعه به منظور تعیین اثر تغذیه با اسانس آویشن دنایی (Thymus deanensis Celak.) بر پروفایل چربی، اوره و آنزیمهای کبدی سرم خون موشهای صحرایی نر هیپرکلسترولمیک انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 36 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار انجام شد. حیوانات بهطور تصادفی در 6 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروهها شامل کنترل، شم، مداخله اول (هیپرکلسترولمی دریافت کننده آویشن دنایی 200ppm)، مداخله دوم (هیپرکلسترولمی دریافت کننده آویشن دنایی 500ppm)، مداخله سوم (دریافت کننده آویشن دنایی 200ppm) و مداخله چهارم (دریافت کننده آویشن دنایی 500ppm) بودند. هیپرکلسترولمی با خوراندن رژیم غذایی پرچرب حاوی پودر کلسترول (2.5%) و روغن بادام شیرین (97.5%) ایجاد گردید. حیوانات گروههای مداخله روزانه به مدت 32 روز با اسانس آویشن دنایی تحت درمان قرار گرفتند. در پایان دوره آزمایش 32 روزه، خونگیری انجام شد. سطح کلسترول تام، تریگلیسیرید، اوره و آنزیمهای کبدی آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) مورد سنجش قرار گرفتند.
یافتهها: میزان آنزیم آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز در موشهای هیپرکلسترولمی نسبت به گروه شاهد افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). اسانس آویشن دنایی در همه گروههای مداخله موجب کاهش آماری معنیدار تریگلیسیرید و کلسترول سرم شد. اسانس آویشن دنایی با دوز بالا (500ppm) بیشتر از دوز پایین (200ppm) سبب کاهش آماری معنیدار سطح کلسترول و تریگلیسیرید سرم گردید (P<0.05). میزان نیتروژن اوره خون در گروه هیپرکلسترولمی نسبت به گروه شاهد افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). در پی تجویز اسانس با دوز حداقل و حداکثر در موشهای صحرایی هیپرکلسترولمی، میزان اوره خون در مقایسه با گروه هیپرکلسترولمی کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظرمیرسد گیاه آویشن دنایی به صورت وابسته به دوز در بهبود عملکرد کبد، کلیه و درمان چربی خون بالا موثر باشد.
محسن جعفری،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
آتروسکلروز علت اصلی ناتوانی و مرگ و میر در سراسر جهان است. آتروسکلروز که نتیجه رسوب کلسترول در دیواره عروق کرونری است؛ علت اصلی ناتوانی و مرگ و میر در سراسر جهان محسوب میشود. انتقال معکوس کلسترول فرایندی است که طی آن کلسترول اضافی از دیواره عروق برداشت میشود و بدین ترتیب از خطر آتروسکلروز کاسته میشود. پروتئینهای ناقل کاست متصل به ATP (ABC) مانند ناقل کاست A1 متصل به ATP (ABCA1)، ناقل کاست G1 متصل به ATP (ABCG1)، ناقل کاست G4 متصل به ATP (ABCG4)، ناقل کاست G5 متصل به ATP (ABCG5) و ناقل کاست G8 متصل به ATP (ABCG8) در فرایند انتقال معکوس کلسترول نقش مهمی ایفا میکنند. برای جستجوی مقالات بین سالهای 1990 تا 2018 مرتبط با موضوع مقاله، کلیدواژههای تمرین، فعالیت بدنی، انتقال معکوس کلسترول، ناقلان کاست متصل به آدنوزین تری فسفات، ناقل کاست G5 متصل به آدنوزین تری فسفات (ABCG5)، ناقل کاست G8 متصل به آدنوزین تری فسفات (ABCG8)، بیماریهای قلبی - عروقی و آتروسکلروز در پایگاههای اطلاعاتی Google scholar، PubMed، Elsevier، Scopus، پایگاه جهاد دانشگاهی (SID)، science direct و ProQuest مورد استفاده قرار گرفتند. در ابتدا 249 مقاله جستجو شدند که پس از مطالعه دقیق آنها، در نهایت از 84 مقاله در این مقاله مروری استفاده شد. ABCG5 و ABCG8 دو ناقل غشایی کلسترول در هپاتوسایتها و انتروسایتها هستند که موجب دفع کلسترول به درون صفرا و مدفوع میشوند. جهش در ژنهای این دو ماده میتواند منجر به افزایش 200 برابری استرولهای خون شود؛ عارضهای که سیتواسترولمی نام دارد و پیامد آن آتروسکلروز عروق کرونری است. درباره اثر تمرینات ورزشی بر ABCG5 و ABCG8 پژوهشهای محدود و یا متناقضی انجام شده است. با توجه به اهمیت ABCG5 و ABCG8 در انتقال معکوس کلسترول و پیشگیری و درمان آتروسکلروز عروق کرونری، هدف از این مقاله مروری بررسی اثر فعالیت بدنی بر پیشگیری و درمان آتروسکلروز با تمرکز بر فعالیت ژنهای ABCG5 و ABCG8 بود. بهطور کلی با توجه به این که عوامل رونویسی LXR/RXR مسؤول تنظیم ژنهای مربوط به خروج کلسترول (ABCA1, ABCG1)، انتقال کلسترول (لیپوپروتئین لیپاز، CETP)، تبدیل کلسترول به اسیدهای صفراوی (CYP7A) و متابولیسم و دفع کلسترول کلسترول به صفرا یا مجرای رودهای (ABCG5 و ABCG8) هستند؛ لذا تحریک این عوامل و نیز دیگر عوامل رونویسی (PPAR، LRH1، FXR، HNF4α و GATA4) موجب افزایش بیان ژنهای ABCG5 و ABCG8 میشود. اثر ورزش بر این عوامل موضوع جدیدی است که میتواند دانش ما را نسبت به راهکارهای پیشگیری و درمان آتروسکلروز افزایش دهد.
سجاد رجبی، علی نوری، فاطمه شهبازی،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نانوذرات اکسید مس با داشتن خواص منحصر به فرد، دارای کاربردهای بیولوژیک متعدد هستند. به طوری که احتمال ایجاد سمیت توسط آنها وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین سمیت نانوذرات اکسید مس بر محور هیپوفیز-گناد و اسپرماتوژنز در موش صحرایی نر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 40 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به 4 گروه شامل گروه کنترل و گروههای دریافت کننده غلظتهای 10 ، 20 و 30 میلیگرم بر کیلوگرم نانوذرات اکسید مس در 5 مرتبه بهصورت درون صفاقی، تقسیم شدند. خونگیری در دو مرحله (یک و 15 روز بعد از آخرین تزریق) انجام گردید و میزان هورمونهای تستوسترون، FSH و LH با روش الایزا اندازهگیری شدند. پس از بیهوشی و تشریح موشها در هر گروه، مقاطع بافتی بیضه تهیه و به روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگآمیزی شدند. وضعیت مورفولوژیک روند اسپرماتوژنز و شمارش انواع سلولها (اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید) توسط میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافتهها: در مرحله اول خونگیری افزایش آماری معنیدار مقادیر LH و FSH به ترتیب در غلظت 10 و 30 میلیگرم برکیلوگرم مشاهده شد (P<0.05) و میزان تستوسترون و FSH در غلظت 10میلیگرم برکیلوگرم نسبت به گروه کنترل بهطور معنیدار کاهش یافت (P<0.05). در مرحله دوم خونگیری، افزایش آماری معنیدار مقادیر تستوسترون و LH در همه گروههای تیمار و در غلظتهای 10 و 30 میلیگرم برکیلوگرم مشاهده گردید (P<0.05). همچنین مقدار FSH در غلظت 10میلیگرم بر کیلوگرم کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). بررسی مقاطع بافتی بیضه کاهش آماری معنیدار (P<0.05) تراکم و تعداد انواع سلولها (اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید) و ناهنجاری در روند اسپرماتوژنز را بهصورت وابسته به دوز نشان داد. بهطوری که بیشترین اختلالات در غلظت 30 میلیگرم برکیلوگرم مشاهده گردید.
نتیجهگیری: احتمالاً نانوذرات اکسید مس سبب ایجاد اختلال در ترشح گنادوتروپینها و هورمون تستوسترون شده و در نهایت منجر به ایجاد اختلال در روند اسپرماتوژنوزیز میشود.
معصومه جوهری، فاطمه پاچناری، محمدرضا امین، نیما شیخداودی،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سینوس ماگزیلاری با گذشت زمان و طی پنوماتیزاسیون، گسترش جانبی و تحتانی مییابد و ممکن است لامینادورای دندانهای مولر و یا پرهمولر بخشی از کف سینوس گردد. آگاهی از ارتباط این ساختار آناتومیک با دندانها برای پیشگیری از مواردی مانند پرفوراسیون ایاتروژنیک کف سینوس دارای اهمیت است. محدودیتهای کلیشههای رادیوگرافی منجر به کاربرد تصاویر CBCT (Cone-Beam Computed Tomography) برای ارزیابی این ارتباط شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط عمودی و افقی بین ریشههای دندانهای مولر فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری در تصاویر CBCT انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 95 نمونه به شیوه تصادفی ساده از تصاویر CBCT موجود در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی تبریز انجام شد. میانگین سنی بیماران 32.5 سال بود. تصاویر توسط دستگاه VGi cone beam Newtom تهیه و با نرمافزار NNT Viewer Version 2.17 بازسازی شدند و ارتباط عمودی و افقی بین ریشه 139 عدد مولر اول و ریشه 126 عدد مولر دوم فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری ارزیابی گردید.
یافتهها: در هر دو دندان تیپ 2 ارتباط عمودی (دیواره تحتانی سینوس پایینتر از سطح خط واصل اپکس ریشه های باکال و پالاتال ولی بدون نفوذ اپکس در دیواره تحتانی سینوس ماگزیلاری) و تیپ 2 افقی (تورفتگی آلوئولار دیواره تحتانی سینوس بین ریشه های باکال و پالاتال) بیشترین فراوانی را نشان دادند. بین نوع دندان و نوع ارتباط با کف سینوس نیز ارتباط معنیدار وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: اکثر ریشه مولرهای فک فوقانی در رابطه عمودی، در تماس با کف سینوس (بدون نفوذ) بوده و در بعد افقی، کف سینوس بین ریشههای پالاتالی و باکالی پیشروی کرده است. این نتیجه لزوم پیشبینی درگیری کف سینوس را در اقدامات درمانی در ناحیه مولرهای فک فوقانی نشان میدهد.
صونا کلته، سید مهدی اجاق، علیجان تبرائی، مهدی ذوالفقاری،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: لیستریا مونوسیتوژنز (Listeria monocytogenes) یک پاتوژن غذازاد گرم مثبت است که سرما دوست بوده و توانایی تحمل درصد بالای نمک بیش از ده درصد را دارد. این باکتری در بسیاری از محصولات غذایی که مدت زمان نگهداری طولانی دارند رشد میکند. این مطالعه به منظور ارزیابی بیان ژنهای hly و inlA باکتری لیستریا مونوسیتوژنز در وضعیت زنده اما غیر قابل کشت (Viable But non-Culturable state: VBNC) در دمای 4 درجه سانتیگراد انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی 106 باکتری در اواسط رشد لگاریتمی به محیط کشت BHI Agar غنی تلقیح و تا زمان از دست رفتن کشت در دمای یخچال (4 درجه سانتیگراد) بررسی و نگهداری شد. در انتهای دوره ژن 16S rRNA همچنین ژنهای hly و inlA بهعنوان ژنهای بیماریزایی این باکتری مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی بیان این ژنها قبل و بعد از ورود به حالت VBNC، به منظور مقایسه بیان آنها انجام گردید.
یافتهها: باکتری لیستریا پس از 5 ماه نگهداری در دمای یخچال توانایی کشتپذیری خود را از دست داد. نتایج بررسی بیان ژن نشان داد که در انتهای دوره باکتری وارد حالت «زنده اما غیر قابل کشت» شد. همچنین ژنهای بیماریزایی hly و inlA آن در محیط غنی شده نیز بیان نشدند. با افزودن خون به محیط کشت غنی این باکتری ژن بیماریزایی همولایزین O مجدداً روشن گردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که امکان ورود باکتری به حالت VBNC در شرایط یخچال وجود دارد و بیان ژنهای بیماریزایی آن تحت تاثیر قرار میگیرد. خون و فاکتورهای آن به عنوان عامل القا کننده برای ژن hly میتواند عمل کند. از اینرو بازبینی فرایندهای کنترل کیفیت میکروبی فرآوردههای شیلاتی ضروری بهنظر میرسد.
امراله شریفی، علیرضا علاقی، محمدرضا هنرور، علیرضا حیدری،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اقدامات مهم در وقوع بحران و بعد از آن، مدیریت تغذیه مردم آسیب دیده است. بحران سیل و آبگرفتگی شهرها و روستاهای حاشیه گرگانرود استان گلستان در ابتدای سال 1398 اتفاق افتاد. این مطالعه به منظور تبیین چالشهای مدیریت تغذیه در بحران سیل استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کیفی، ۳۱ نفر از مردم سیل زده، مدیران و کارشناسان شهری و استانی دخیل در مدیریت بحران به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. دادهها با استفاده از راهنمای مصاحبه و به روش مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته جمعآوری شد. دادهها پس از ضبط و پیادهسازی، به روش تحلیل محتوی و با استفاده از نرم افزار Atlas.ti 8.3 آنالیز شدند.
یافتهها: چالشهای مدیریتی تغذیه در بحران سیل شامل برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل و ارزیابی بودند. چالشهای اجرایی و عملکردی مدیریت تغذیه در بحران سیل شامل تهیه غذا، توزیع غذا و نظارت تعیین شدند. سایر چالشها شامل چالشهای سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی و زیست محیطی بودند.
نتیجهگیری: اکثر پاسخگویان بر بی نظمی و آشفتگی مدیریت تغذیه در بحران سیل تاکید داشتند و آن را ناشی از چالشهای مدیریتی، اجرایی و عملکردی، سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی میدانستند.
فاطمه ولی محمدی رحمانی، حسین راثی، وجیهه زرین پور،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هایپرکلسترولمی خانوادگی (Familial hypercholesterolemia: FH) یکی از شایعترین بیماریهای ارثی است که با افزایش سطح لیپوپروتئین با دانسیته کم (Low Density Lipoprotein: LDL) پلاسما، باعث تجمع لیپید در تاندونها و رگها میشود. اصلیترین علت ابتلا به این بیماری، جهش در ژن گیرنده لیپوپروتئین با دانسیته کم (Low Density Lipoprotein Receptor: LDLR) است. این مطالعه به منظور ارزیابی مولکولی جهشهای شایع در ژن گیرنده LDL در مبتلایان به هایپرکلسترولمی فامیلی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 100 بیمار مشکوک به هایپرکلسترولمی خانوادگی مراجعه کننده به آزمایشگاه سپهر شهرستان کرج طی سال 1394 بر اساس معیار جهانی Simon Broom انجام شد. پس از پرکردن پرسشنامه و رسم شجره نامه مشخص گردید در 17 نفر سابقه بیماری حداقل در یکی از بستگان درجه یک وجود داشت. با استفاده از روش PCR-SSCP وجود تغییرات مورد بررسی قرار گرفت و پس از شناسایی موارد مشکوک توالی یابی مستقیم DNA انجام گردید.
یافتهها: از 17 بیمار دارای سابقه بیماری هایپرکلسترولمی، در 13 بیمار جهش در ژن LDLR به صورت هتروزیگوت مشاهده شد. جهشها شامل c.97C>T، c.445G>T، c.651-653(DEL3)، c.652-654(DEL3)، c.682G>T، c.925-931(DEL7)، c.936-940(DEL5)، c.986G>T، c.2054C>T,c.2177C>T و G>A c.313+1 بودند. 4 بیمار فاقد جهش در ژن LDLR خود بودند. در 2 بیمار پلی مورفیسم شایع c.1959T>C شناسایی گردید.
نتیجهگیری: ژن LDLR در ایجاد FH در جمعیت مورد مطالعه نقش داشت. با این حال احتمالاً ژن با لوکوس دیگری در شیوع این بیماری در جمعیت مورد مطالعه دخیل است.
سعید کوکلی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
شکستگی دررفتگی خلفی شانه یک صدمه نادر و چالشبرانگیز است. با تشخیص و درمان زودهنگام آن از عوارض جدی و معلولیت حرکتی جلوگیری و احتمال نکروز آواسکولار سر بازو و تخریب مفصل شانه کاهش مییابد. چندین گزینه درمانی بسته به سن بیمار، مدت زمان دررفتگی، نقص استخوانی سر بازو، طول متافیز متصل به سر هومروس، استئوپنی و تقاضای عملکردی و بیماری همراه پیشنهاد شده است. جااندازی باز آناتومیک و فیکساسیون داخلی گزینه مناسب به خصوص در افراد جوان و فعال است. تعویض مفصل هومروس در شکستگی ۴-۳ قطعهای غیرقابل فیکساسیون خصوصاً در افراد مسن با تقاضای کم و استئوپروز پیشنهاد میشود. در این مقاله یک مورد شکستگی دررفتگی خلفی شانه غیرقابل جااندازی بسته که تحت درمان جااندازی باز و فیکساسیون داخلی با پلیت و اپروچ دلتوپکتورال قرار گرفت؛ گزارش شده است.