58 نتیجه برای Ster
وحید کاظمی، سیدمحمدحسین نوری موگهی، پارمیدا سراج، فاطمه محمدی، عطاردالسادات مصطفوی نیا،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
دکتر محمدحسین تازیکی، دکتر بابک سلطانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 7-1379 )
چکیده
پری کوندریت و کوندریت عفونی از بیماریهای نادر ناحیه اوریکول می باشند که ممکن است به دنبال سوختگی ها و یا اعمال جراحی و آسیب ها اتفاق افتند و باعث علائمی از جمله درد شدید و تورم و سرخ شدگی (اریتم) شوند. همچنین هرپس زوستر نیز که به علت فعال شدن مجدد ویروس های نهفته در ریشه های عصبی ایجاد می شود، می تواند ضمن ایجاد ضایعات وزیکولرگروهی در زمینه اریتماتو، در امتداد ریشه ها اعصاب کرانیال و یا نخاعی، باعث درد و سوزش شدید گردد، و بعضی از عوامل از جمله استرس و یا شیمی درمانی، و ندرتاً اعمال جراحی می تواند در ایجاد آن نقش داشته باشد. در این مقاله وضعیت یک بیمار مبتلا به پری کوندریت و کوندریت عفونی که همراه با هرپس زوستر بود، و به نخ جراحی نیز واکنش نشان می داد گزارش می شود. در نهایت، بیمار، با انجام درمان طبی و دبریدمان وسیع بهبود یافت و سکل کمی به جای گذاشت. با توجه به توام شدن چند آسیب شناسی با همدیگر و اشتباهی که همراه آنها برای درمانگر ایجاد می کند، تصمیم به معرفی این مورد گرفته شد.
دکتر دردی قوجق،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
آنزیم 3- بتا- هیدروکسی استروئید دهیدروژناز یکی از آنزیم های شرکت کننده در مسیر بیوسنتز هورمون های استروئیدی است. این آنزیم در تبدیل پرگننولون به پروژسترون در مسیر بیوسنتز هورمون های جنسی شرکت می کند. هدف این پژوهش بررسی خصوصیات کنتیکی آنزیم 3- بتا- هیدروکسی استروئید دهیدروژناز بیضه موش صحرایی است. برای انجام تحقیق مقادیر معین سوبسترا و غلظت های متفاوت هموژنه بافت بیضه موش صحرایی در گرم خانه گذاشته (انکوبه) شد. مخلوط واکنش، شامل پرگننولون، کوآنزیم نیکوتین آمید دی نوکلئوتید و ایزونیتر و ترازولیم در 0.150 مولار بافر تریس و با 7.7=PH همچنین آنزیم استخراج شده از بیضه موش صحرایی بود که در زمان های مختلف و دماهای مختلف انکوبه شد. جذب نوری به وسیله اسپکتروفتومتر اندازه گیری شد. یافته ها نشان دادند مقدار PH بهینه و زمان انکوباسیون به ترتیب برابر با 7.9 و 1.5 ساعت بود. مقدار Kmax برابر با 6-10×5.3 مولار و Vmax برابر با 6-10×3.11 نانومول در میلی گرم در دقیقه بود. روش به کار گرفته شده در این مطالعه حساسیت کافی برای اندازه گیری فعالیت آنزیم استروئید دهیدروژناز بیضه موش را داشت. نتیجه این که خصوصیات کنتیکی آنزیم 3- بتا- هیدروکسی استروئید دهیدروژناز حاصل از این پژوهش قابل مقایسه با نتایج سایر محققان است و برای بررسی فعالیت این آنزیم در بافت ها کاربرد دارد.
دکتر الهام کاشانی، نرجس السادات برقعی،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
تعیین محل جفت از نظر بالینی حائز اهمیت است، مخصوصا اگر یک روش تهاجمی مانند سزارین مدنظر باشد. آسان ترین، دقیق ترین و مطمئن ترین راه تشخیص محل چسبیدن جفت، استفاده از سونوگرافی شکمی است. با نظر به اهمیت جفت، این مطالعه به صورت توصیفی و مقطعی به منظور تعیین محل جایگزینی جفت های مادران باردار در سه ماهه سوم بارداری انجام گردید. جامعه مورد مطالعه تعداد 1585 مورد زن باردار بود که در سه ماهه سوم حاملگی به مرکز آموزشی- درمانی دزیانی گرگان در سال 81-1380 مراجعه کرده بودند. نمونه گیری به مدت 9 ماه و به روش نمونه گیری آسان انجام شد. روش گردآوری داده ها، مشاهده و مصاحبه بوده، همه افراد به وسیله یک نفر سونوگرافیست و یک دستگاه سونوگرافی از نوع هیتاچی 405 با پروپ 3.5 میلی هرتز مورد بررسی قرار گرفته بودند. نتایج مطالعه حاکی از این مطلب بود که بیش از نیمی از جفت های مورد بررسی در موقعیت فوندال قدامی (51.79 درصد)، 31.23 درصد در موقعیت فوندال خلفی، 12.11 درصد خلفی و بقیه در موقعیت لترال قرار داشتند. ضمنا میزان جفت سرراهی 0.18 درصد محاسبه شد. فراوانی موقعیت فوندال قدامی جفت در این مطالعه که با برخی مطالعات مطابقت ندارد بررسی های بیشتری را در این خصوص می طلبد.
دکتر سیما کدخدایان، دکتر فاطمه وحید رودسری،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: پروژسترون مترشحه از تخمدان تا هفته هفتم حاملگی برای حفظ بارداری لازم است. در سیکل های با روش های کمک باروری تجویز آگونیست های GnRH و همچنین برداشت اووست و سلول های گرانولوزای همراه آن باعث نارسایی جسم زرد می شود و پروژسترون مترشحه از تخمدان کافی برای حفاظت حاملگی نخواهد بود. امروزه بهترین راه حمایت فازلوتئال تجویز پروژسترون است. این مطالعه به منظور ررسی و مقایسه اثرات فرم تزریقی و شیافپروژسترون برای حفاظت حاملگی انجام شد.روش بررسی: مطالعه مقطعی آینده نگر روی 192 بیمار که در بیمارستان منتصریه مشهد تحت درمان (Invitro fertilization) IVF و یا(Intra Cyoplasmic Sperm Injection)ICSIقرار گرفته اند، صورت گرفته است. به 138 بیمار برای حمایت جسم زرد و حاملگی آمپول پروژسترون و به 54 نفر شیاف پروژسترون تجویز شده است. پس از جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر و تی استودنت این دوگروه از نظر درصد مثبت شدن تست حاملگی، سقط با تولد نوزاد زنده مقایسه شدند.یافته ها: دو گروه از نظر متغیرهای سن، عامل نازایی، تعداد آمپول HMG تجویز شده، میزان FSH، تعداد اووسیت، گرید و تعداد آمبریوی ترانسفر شده همگن بودند. به طور اتفاقی بعد از تجویز HCG تا پایان هفته هفتم حاملگی به 138 نفر آمپول پروژسترون 50 میلی گرم دوبار در روز به 54 نفر شیاف پروژسترون 400 میلی گرم دو بار در روز تجویز شد. میزان مثبت شدن تست حاملگی، حاملگی منجر به سقط، حاملگی منجر به تولد جنین زنده در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.نتیجه گیری: نتایج درمان با پروژسترون تزریقی و یا شیاف واژینال پروژسترون به منظور کمک به حفظ و ادامه موفقیت آمیز حاملگی در سیکل های به دنبال IVF و یا ICSI یکسان است و می توان نوع برآورده را برحسب مورد انتخاب کرد. از نظر اقتصادی آمپول پروژسترون توصیه می شود.
علی ظفرزاده،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: جمع آوری و ذخیره آب باران برای مصارف مختلف از دیرباز در ایران و سایر کشورهای جهان معمول بوده است. در استان گلستان هم تعدادی از ساکنین واقع در شمال و شمال شرق استان (ترکمن صحرا) با این روش، بخشی از آب شرب و مصارف خانگی مورد نیازشان را تامین می کنند. هدف از این پژوهش تعیین کیفیت شیمیایی آب های جمع آوری شده در آب انبارها و شناسایی منابع احتمالی آلودگی در مناطق ترکمن نشین استان گلستان بود.روش بررسی: تعداد 140 نمونه آب از آب انبارهای مورد مطالعه جمع آوری و از نظر پارامترهای شیمیایی در طی مدت سه فصل مورد ارزیابی قرار گرفت. مقدار قلیائیت به روش تیتراسیون با اسید سولفوریک، سختی به روش E.D.T.A، کلرور به روش مور، نیترات و فسفات با استفاده از اسپکتروفتومتر DR-2000 HACH و فلزات سنگین به روش جذب اتمی با دستگاه مدل 2380 Perkins-Elmer تعیین شد. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: پارامترهای شیمیایی شامل: اسیدیته، هدایت الکتریکی، قلیائیت، سختی، کلرور، نیترات و منگنز در مقایسه با استانداردهای آب آشامیدنی در حد مطلوب بودند، اما غلظت بعضی از پارامترهای شیمیایی از جمله فسفات در 15 درصد نمونه ها، غلظت آهن در 12 درصد نمونه ها، غلظت سرب در 51 درصد نمونه ها و غلظت کروم در 6 درصد نمونه های جمع آوری شده از حد مجاز بیشتر بوده است. نتیجه گیری: کیفیت آب تعداد قابل توجهی از آب انبارها از نظر بعضی از پارامترهای شیمیایی به خصوص فلزات سنگین به علت بیش از حد مجاز بودن، برای شرب مناسب نمی باشند. علل احتمالی آلودگی های شیمیایی می تواند ناشی از نفوذ آب های سطحی، کشاورزی، انتقال و ذخیره آب گرگان رود در آب انبارها و آلودگی هوا و ریزش آنها هنگام نزولات جوی روی سطوح آبگیر باشد.
دکتر زهره مظلوم، سکینه شب بیدار، دکتر کامران آقا صادقی، دکتر عبدالرضا رجایی فرد،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپرکلسترولمی عامل خطری برای آتروسکلروز است که به تغییرات چربی و کلسترول رژیم جواب متفاوتی می دهد. مطالعات قبلی اثرات متناقضی را از تاثیر لسیتین بر کلسترول و تری گلیسرید پلاسما گزارش نموده اند. این مطالعه به منظور بررسی ویژگی های هیپوکلسترولمیک لسیتین در بیماران مبتلا به هیپرکلسترولمی انجام شد.روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 61 بیمار (27 مرد و 34 زن) با میانگین سنی 14±44 سال، مبتلا به هیپرکلسترولمی مراجعه کننده به درمانگاه مطهری شیراز به طور تصادفی به 2 گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. گروه مورد روزانه 3 عدد کپسول لسیتین (1200 میلی گرم) حاوی 420 میلی گرم فسفاتیدیل کولین، به مدت 6 هفته دریافت کرد. وزن، شاخص توده بدن (BMI) و غلظت چربی های خون در ابتدا و انتهای 6 هفته اندازه گیری شد.یافته ها: مقایسه وزن بدن و نیز شاخص توده بدنی بین گروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری را بین دو گروه نشان نداد. میانگین غلظت کلسترول تام، کلسترول LDL و تری گلیسیرید پایین تر و کلسترول HDL بالاتر در گروه مورد در مقایسه با قبل از مطالعه به دست آمد. علاوه بر آن مقایسه میانگین کلسترول تام، کلسترول LDL و تری گلیسرید بین دو گروه کاهش مشخصی را در غلظت کلسترول تام، کلسترول LDL و تری گلیسرید همراه با افزایش مشخص در غلظت کلسترول HDL در گروه مورد نشان داد (0.05>P).نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که لسیتین می تواند نقش مهمی در بهبود هیپرکلسترولمی داشته باشد و از ویژگی هیپوکلسترولمیک آن می توان در درمان هیپرکلسترولمی استفاده نمود.
محمدجواد هادیان فرد، محمود حصاریان،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تونل کارپال شایع ترین گیرافتادگی اعصاب محیطی می باشد. یکی از درمان های متداول این عارضه تزریق کورتیکواستروئید در داخل تونل است. این تحقیق به منظور مقایسه تاثیر تزریق متیل پردنیزولون از طریق کف دست (روش جدید) نسبت به تزریق از پروگزیمال مچ (روش متداول) در درمان سندرم تونل کارپال انجام شد.روش بررسی: این مطالعه آینده نگر و دوسوکور روی 56 مچ دست بیمارانی که بر اساس معیارهای الکترودیاگنوستیک دارای سندرم تونل کارپال خفیف تا متوسط بودند، انجام شد. بیماران به صورت تصادفی دو گروه تقسیم شدند. در روش متداول تزریق از سطح قدامی و پروگزیمال مچ و از بین تاندون عضلات فلکسور کارپی رادیالیس و پالماریس لونگوس انجام می شود. در روش دیگر (روش نوین) سوزن از قسمت کف دست وارد می شود. انجام بررسی های الکترودیاگنوستیک به وسیله یک پزشک و تزریق ها به وسیله پزشک دیگر انجام گرفت، به نحوی که پزشک اول از نوع تزریق اطلاعی نداشت. هر دو گروه قبل از تزریق نمودارهای امتیاز بینایی را تکمیل کردند. گروه اول (کنترل) را با روش متداول و گروه دوم (مطالعه) را با روش جدید مورد تزریق قرار دادیم. بعد از یک ماه بیماران مجددا از نظر نمودارهای امتیاز بینایی و الکترودیاگنوستیک مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه کنترل (متداول) به طور متوسط 4.00 متر بر ثانیه بود. میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه مطالعه (روش نوین) به طور متوسط 12.03 متر بر ثانیه بود. میزان بهبودی درد بر اساس نمودار امتیاز بینایی در هر دو گروه تقریبا یکسان و دو واحد کاهش داشت.نتیجه گیری: در روش تزریق جدید میزان بهبودی بیماران از نظر مطالعات الکترودیاگنوستیک سه برابر روش تزریق متداول بود. بنابراین به نظر می رسد که روش تزریق نوین بتواند جایگزین مناسبی نسبت به روش تزریق متداول در درمان سندرم تونل کارپال باشد.
حمیدرضا جوشقانی، علیرضا احمدی، ناصر بهنام پور،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: برخی از ترکیبات شیمیایی از گروه آفت کش ها مانند ارگانوفسفره ها و کربامات ها با فعالیت کولین استراز تداخل کرده و یا آن را مهار می سازند. اندازه گیری فعالیت کولین استراز کاربرد زیادی در تشخیص آسیب کبد به وسیله حشره کش ها دارد. یکی از گروه هایی که در معرض خطر مسمومیت با آفت کش ها قرار دارند، کارکنان شاغل در کارخانجات تولید سموم هستند. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر کار در مجاورت سموم روی سطح کولین استراز گلبول های قرمز بود.روش بررسی: این تحقیق در سال 1384 روی کارکنان یک کارخانه تولید سموم گیاهی انجام پذیرفت. در این مطالعه از 58 نفر طی دو مرحله قبل از شروع کار و پس از سه ماه نمونه گیری به عمل آمد. آزمایش کولین استراز به روش اصلاح شده المن و آزمایش های آنزیمی به روش کینتیک انجام شدند.یافته ها : میانگین سطح کولین استراز گلبول های قرمز در مرحله اول 48.5±11.2 IU/gHb و در مرحله دوم 37.9±17.3IU/gHb بود 95 CI=-43.30-14.77, P<0.05) درصد، (paired t test, mean=-29.03. سطح AST در مرحله دوم نسبت به مرحله اول افزایش داشت، اما از نظر آماری اختلاف معنی داری مشاهده نشد. افزایش معنی داری در سطح ALT دیده شد (P<0.05). همچنین در غلظت آلبومین سرم کاهش معنی داری مشاهده شد (P<0.05). در مجموع 15 نفر (25.9 درصد) کاهش بیش از 35 درصد در سطح کولین استراز گلبول های قرمز داشتند.نتیجه گیری: با توجه به کاهش شدید سطح کولین استراز گلبول های قرمز در 26 درصد کارکنان کارخانه، سنجش روتین کولین استراز در کارکنان شاغل در این گونه مشاغل و افرادی که با سموم گیاهی در ارتباط هستند، الزامی به نظر می رسد.
فرشاد نقش وار، ژیلا ترابی زاده، امید عمادیان، امین زارع، مهران قهرمانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایع ترین سرطان در زنان می باشد. رشد و تمایز بافت طبیعی و بدخیم پستان به وسیله هورمون های استروئیدی و عوامل رشد از قبیل HER-2/neu تنظیم می گردد. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی بیان گیرنده استروژن، گیرنده پروژسترون و HER-2/neu در یک جمعیت ایرانی مبتلا به سرطان پستان مهاجم بود.روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی- توصیفی روی 50 نمونه بیماران مبتلا به سرطان پستان مهاجم در بیمارستان امام خمینی طی سال های 85-1384 انجام گرفت. ابتدا برش هایی از بلوک پارافینی نمونه هر یک از بیماران تهیه و سپس یکی از برش ها با روش هماتوکسیلین- ائوزین و مابقی با روش ایمونوهیستوشیمی و با استفاده از کیت های استروژن، پروژسترون و HER-2/neu شرکت Dako رنگ آمیزی و نمونه های مثبت و منفی مشخص گردید. بخش توصیفی داده ها به وسیله نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: طیف سنی افراد مورد مطالعه 88-28 سال و میانگین سنی مبتلایان 52.6 سال بود. گیرنده استروژن در 80 درصد، گیرنده پروژسترون در 72 درصد و HER-2/neu در 57.1 درصد موارد مثبت بودند. بیان توام گیرنده استروژن و پروژسترون در 70 درصد موارد بود که 62.9 درصد آنها از نظر HER-2/neu مثبت بودند. در 8 درصد بیماران گیرنده استروژن مثبت و گیرنده پروژسترون منفی بود. در 20 درصد بیماران هر دو گیرنده استروژن و پروژسترون منفی بودند که 83.4 درصد آنها از نظر HER-2/neu منفی بودند.نتیجه گیری: آمار به دست آمده در این مطالعه شامل بروز نسبی بالای HER-2/neu و بروز بالای گیرنده هورمونی در این منطقه نسبت به تحقیقات صورت گرفته در مناطق دیگر احتمال دخالت مساله نژاد و شرایط آب و هوایی را مطرح می نماید.
دکتر مهدی مهدی زاده، دکتر آرزو نهاوندی، خانم بتول عبادی، دکتر تابنده شریعتی، خانم معصومه ثقهالاسلام،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده
زمینه و هدف : نیتریکاکساید مولکول کوچک ناپایداری است که دربسیاری از فرایندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک بدن نقش دارد. قشر پرهفرونتال مغز نقش بسیار مهمی در شخصیت و وضعیت روحی دارد و بعد از تولد به تکامل خود ادامه داده و تحت تأثیر عوامل محیطی و جسمی نظیر استرس قرار میگیرد. در این تحقیق اثر نیتریک اکساید روی کورتکس پرهفرونتال مغز موش صحرایی متأثر از استرس مورد بررسی قرار گرفت تا تأثیر همزمان استرس و نیتریکاکساید روی تکامل پس از تولد کورتکس پرهفرونتال موش صحرایی مشخص گردد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 48 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به وزن 80 تا 100 گرم انجام شد. 48 موش به دو گروه 24 تایی تحت استرس و فاقد استرس تقسیمبندی شدند. هر گروه 24 تایی به 4 گروه 6تایی تقسیم شدند. به هر گروه 6 تایی به مدت 30 روز (یکماه) به ترتیب ماده L-arginine 200 میلیگرم بر کیلوگرم حل شده در 2سیسی نرمال سالین و L-NAME 20 میلیگرم بر کیلوگرم حل شده در 2سیسی نرمال سالین به صورت داخل صفاقی و (mg/g25) 7-nitroinazole به صورت زیرجلدی تزریق شد. پس از یکماه مغز موشها خارج گردید و به دو قسمت شامل نیمه قدامی برای بررسی بافتشناسی و نیمه خلفی برای تعیین میزان نیتریک اکساید تقسیم شد. بررسیهای بافتشناسی با تهیه مقاطع سریال 10 میکرونی و رنگآمیزی (H&E) انجام شد. برای تعیین میزان نیتریکاکساید، نمونهها هموژنیزه و با محلول Solch مخلوط شده و به وسیله روش اسپکتوفتومتری با طول موج 540 نانومتر مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها : نتایج این مطالعه نشان داد که ضخامت کورتکس پرهفرونتال و تعداد سلولهای بتز و میزان تولید نیتریکاکساید به نحو معنیداری در موشهای صحرایی تحت استرس دریافت کننده L-NAME و 7-nitroindazole در مقایسه با گروه فاقد استرس کاهش یافته است. به نحوی که این دو ماده سبب تشدید آسیب ناشی از استرس میگردند و برعکس L-arginine با تولید نیتریکاکساید بیشتر سبب کاهش آسیب ناشی از استرس میگردد. نتیجهگیری : استرس از نوع بیحرکتی سبب آسیب به کورتکس پرهفرونتال شده و مهار کنندههای سنتز نیتریکاکساید سبب تشدید آن و پیشساز نیتریکاکساید سبب کاهش این آسیب میشود و از طرفی در موشهای بدون استرس L-arginine L-NAME, و 7-nitroindazole همگی باعث آسیب کورتکس پرهفرونتال خواهند شد.
دکتر منصور مقیمی، حمیدرضا سلطانی، احسان فتوحی، دکتر محسن تقوی شوازی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
ظهور استروما در لوله رحمی با شیوعی بسیار کمتر از استرومای تخمدان رخ میدهد. در این مقاله زنی 63 ساله معرفی شده است که با تورم شکم در ناحیه دور ناف و سوپراپوبیک همراه با کاهش وزن و یبوست مکرر در طی پنج سال گذشته به بیمارستان شهیدصدوقی یزد در سال 1386 مراجعه نمود. در سونوگرافی توده بزرگ (122×177 میلیمتر) و در سیتیاسکن توده بیضی و حجیم به ابعاد 15×21×21 سانتیمتر در شکم و در محاذات خط وسط دیده شد. بیمار لاپاراتومی شد و در بررسی آسیبشناسی توده مذکور استرومای تخمدان با تراتوم کیستیک بالغ به همراه استرومای لوله و استروموز صفاق گزارش شد. تظاهرات ویژه استرومای لوله در این نمونه همراهی آن با استرومای تخمدان و وژتاسیونهای متعدد وزیکولی در کلدوساک، پریتوئن و ناحیه مثانه بود. این گزارش از موارد بسیار نادر همراهی این دوگونه از استروما تخمدان و لوله رحمی با استروموزیس میباشد.
دکتر مهرداد مدرسی، دکتر منوچهر مصریپور، دکتر مجید طغیانی، رجبعلی رجائی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه استفاده از فرآوردههای گیاهی به عنوان جانشین یا مکمل داروهای شیمیایی مطرح است. یکی از گیاهان ارزشمند که از دیرباز در درمان بیماریهای مختلف کاربرد داشته؛ دارچین (Cinnamomum zeylanicum) میباشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی تهیه شده از پوست ساقه دارچین بر میزان هورمونهای مؤثر بر سیستم هورمونی تولیدمثل موشهای سوری نر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 48 سر موش سوری نر ضمن دسترسی به آب و غذای یکسان در 6 گروه تقسیمبندی شدند. چهار گروه از نمونهها گروههای تیماری بودند که در مدت 20 روز غلظتهای مختلف عصاره هیدروالکلی پوست ساقه دارچین 50 ، 100 ، 200 و 400 میلیگرم بر کیلوگرم را به روش درون صفاقی یک روز در میان دریافت کردند. به یک گروه به عنوان گروه پلاسبو تنها نرمالسالین تزریق شد و از گروه کنترل نیز به عنوان شاهد استفاده گردید. تمام آزمایشهای تشخیص هورمونی برای تعیین سطح سرمی هورمونهای FSH، LH و تستوسترون با روش ایمونورادیومتری (RIA) انجام گرفت. یافتهها : با افزایش دوز تزریقی عصاره ، غلظت دو هورمون LH و FSH افزایش یافت و بیشترین افزایش در دوزهای 200 و 400 میلیگرم بر کیلوگرم بود. سطح سرمی تستوسترون نیز در گروههای تیماری که دوزهای 50 و 100 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره را دریافت کرده بودند؛ نسبت به گروه کنترل افزایش معنیدار داشت (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج به دست آمده نشاندهنده اثر عصاره هیدروالکلی پوست ساقه دارچین بر افزایش هورمونهای محور هیپوفیز – بیضه میباشد.
دکتر مجید منصوری، دکتر فریبا سیدالشهدایی، دکتر فرزاد کمپانی، دکتر شهرام ستاره، سرور مظهری،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم زجر تنفسی نوزادان مهمترین مشکل ریوی نوزادان است. هرچند مطالعات مختلفی اثربخشی کورتیکواستروئید در سنین حاملگی کمتر از 34 هفته را نشان دادهاند؛ ولی تاثیر این مداخلات در بارداریهای بالاتر از هفته 34، هنوز مورد بحث است. این مطالعه به منظور تعیین اثر بتامتازون تزریقی قبل از زایمان در پیشگیری از سندرم زجر تنفسی نوزادان متولد شده در هفتههای 35 و 36 بارداری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور روی 200 زن در معرض خطر زایمان پرهترم با سن بارداری 35 تا 36 هفته مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی بعثت سنندج طی سالهای 87-1386 انجام شد. 100 نفر از افراد به صورت تصادفی در گروه درمان با بتامتازون به مقدار 12 میلیگرم در 2 دوز داخل عضله به فاصله 24 ساعت و 100 نفر نیز به صورت تصادفی نرمالسالین به مقدار یکسیسی دریافت کردند. اطلاعات مورد نیاز شامل سن مادر، جنس و وزن نوزاد و ابتلا به سندرم زجر تنفسی و نیاز به بستری نوزادان جمعآوری گردید. از آزمونهای کایاسکوئر، فیشر، تی مستقل و منویتنی برای تحلیل دادهها استفاده شد. یافتهها : تفاوت معنیداری در سن مادر، وزن و جنس نوزادان در دو گروه مشاهده نشد. تعداد موارد سندرم زجر تنفسی در گروه مداخله 8 مورد (8درصد) و در گروه دارونما 20 مورد (20درصد) بود (P=0.01). نیاز به بستری در گروه مداخله و گروه دارونما به ترتیب 16 (16درصد) و 28 (28درصد) تعیین شد (P=0.04). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که تزریق بتامتازون به مقدار 12 میلیگرم در 2 دوز به فاصله 24 ساعت در هفتههای 36-35 بارداری به طور معنیداری موارد سندرم زجر تنفسی در نوزادان را کاهش میدهد.
دکتر سیدمحمد علوی، دکتر کریم مولا،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : بروز عفونت یکی از مشکلات موجود در درمان بیماران مبتلا به لوپس اریتماتوسیتمیک (SLE) میباشد. این مطالعه به منظور تعیین مشخصات بیماری سل در بیماران تبدار مبتلا به لوپوس اریتماتوسیستمیک (SLE) تحت درمان کورتیکوستروئید انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آیندهنگر 103 بیمار مبتلا به لوپوس اریتماتوسیستمیک تحت درمان کورتیکواستروئید ارجاع شده به منظور بررسی علت تب به متخصص بیماریهای عفونی در شهرستان اهواز طی سالهای 85-1379 بررسی شدند. ملاک تشخیصی SLE براساس کرایتریای 11گانه انجمن روماتولوژی امریکا و ملاک تشخیص بیماری سل معیارهای برنامه کشوری سل بود. تمامی بیماران قبل از شروع کورتیکواستروئید از نظر عفونتهای نهفته نظیر سل بررسی شدند و در صورت منفی بودن، دارو دریافت کردند. یافتهها : از 103 بیمار ارجاع شده 83 نفر مطالعه را به پایان رساندند. میانگین سن 10+-22.2 سال، نسبت زن به مرد 9.2 به 1، میانگین زمان مصرف پردنیزولون 3.2+-12 ماه و میانگین دوز مصرفی این دارو 13+-28.2 میلیگرم در روز بود. از بین 83 بیمار مبتلا به لوپس اریتماتوسیتمیک 8 نفر (9.6%) مبتلا به سل بودند که از بین آنها 5نفر سل ریوی، یک نفر پلورال افیوزن، یک نفر سل ستون مهرهای و یک نفر نیز سل ارزنی داشتند و میزان مرگ ناشی از سل و SLE یک نفر بود. نتیجهگیری : سل یکی از علل تب در بیماران مبتلا بهSLE تحت درمان با کورتیکواستروئید میباشد. در برخورد با بیمارانی که علیرغم دریافت داروهای کورتیکواستروئید، تب دارند؛ بایستی به بیماری سل توجه کرد.
روناک شعبانی، دکتر مهرداد جهانشاهی، دکتر محسن نوروزیان، دکتر یوسف صادقی، دکتر نسرین سادات اعظمی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : تغییرات مورفولوژیک در نقاط مختلف مغز از جمله هیپوکامپ و شکنج دندانهای که دارای تغییرات شکلپذیر (پلاستیسیتی) زیادی هستند؛ به دنبال تزریق داروهای اعتیادآور در مطالعات انسانی و حیوانی مشاهده شده است. ازسوی دیگر، شواهد نشان دادهاند که آستروسیتها به طور فعال در شکلپذیری سیناپسی شرکت دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر پدیده ترجیح مکانی شرطی شده (CPP) بر ساختار سلولی (تعداد آستروسیتهای) شکنج دندانهای موش صحرایی نر و استفاده از روش ایمونوهیستوشیمی برای ردیابی آستروسیتها انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی از 48 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزنی 250-220 گرم استفاده شد. برای آزمایشات رفتاری، موشها به 8 گروه کنترل، کنترل - سالین، شم 1 ، شم 2 و شم 3 (به ترتیب مورفین 2.5 ، 5 و 7.5 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن)، آزمایشی CPP1 ، آزمایشی CPP2 و آزمایشی CPP3 (به ترتیب مورفین 2.5 ، 5 و 7.5 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن + CPP) تقسیمبندی شدند. گروههای آزمایشی روزانه به مدت سه روز تزریقهای زیرجلدی مورفین با دوزهای مختلف (mg/kg 2.5 ، 5 و 7.5) و گروههای شم سالین با دوز mg/kg 1 دریافت کردند و آزمایش ترجیح مکان شرطی شده در آنها مورد بررسی قرار گرفت. 48 ساعت بعد از تست رفتاری، حیوانات با کلروفرم بیهوش شدند و مغز آنها فیکس شد. پس از انجام پردازش بافتی، برشهای 10 میکرونی تهیه شده با روش ایمونوهیستوشیمی رنگآمیزی شدند. به منظور بررسی مورفومتریک آستروسیتهای شکنج دندانهای، از رنگآمیزی اختصاصی آستروسیتها (PTAH) و رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی GFAP استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS16 و آزمون آماری One-way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سطح معنیداری کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد.
یافتهها : بیشترین پاسخ مورفین در دوز 7.5 mg/kg مشاهده شد. تعداد آستروسیتها در گروه کنترل با میانگین 6.129±20.627 با تعداد آن در گروه کنترل - سالین با میانگین 4.71±17.339 تفاوت آماری معنیداری نداشت. در حالی که تفاوت تعداد آستروسیتهای گروه کنترل با سایر گروهها از نظر آماری معنیدار بود (P<0.001).
نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که پدیده ترجیح مکانی شرطی شده ناشی از مورفین میتواند موجب افزایش قابل ملاحظهای در تعداد آستروسیتهای گروههای شم و گروههای آزمایشی نسبت به گروه کنترل شود.
نجمه کبیری، دکتر صدیقه عسگری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : افزایش شاخصهای التهابی شامل گلبولهای سفید خون، فیبرینوژن، پلاکت و C-reactive protein (CRP) از مشخصههای بیماری عروق کرونر میباشد و از محلهایی غیر از عروق تولید میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی تاجخروس در کاهش شاخصهای التهابی خرگوشهای هایپرکلسترولمیک انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 20 سر خرگوش نر نژاد نیوزیلندی با وزن 2000-1700 گرم در دانشکده علوم دانشگاه اصفهان در سال 1388 انجام شد. حیوانات به طور تصادفی در 4 گروه 5 تایی تقسیم شدند. گروه اول رژیم غذایی معمولی به مدت 75 روز و گروه دوم رژیم پرکلسترول به مدت 75 روز دریافت نمودند. خرگوشها در گروه 3 و 4 برای 45 روز رژیم پرکلسترول دریافت نمودند و پس از آن بهترتیب در گروه سوم رژیم معمولی و گروه چهارم عصاره هیدروالکی تاجخروس (mg/kg.bw150) به مدت 30 روز دریافت نمودند. نمونه خون حیوانات در گروههای مورد مطالعه در ابتدا، 45 روز بعد و در انتهای مطالعه (75 روز بعد) جمعآوری گردید. سطح شاخصهای التهابی سرم شامل گلبولهای سفید خون، فیبرینوژن، پلاکت و CRP بررسی گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-13 و آزمونهای ANOVA و دانکن تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : میزان CRP در گروه دریافت کننده عصاره (4.56+-8.14 mg/l) در مقایسه با خرگوشهای با کلسترول بالا (گروه دوم) (4.6458+-17.8333 mg/l) کاهش معنیداری نشان داد (P<0.05). تعداد گلبولهای سفید در گروه دریافت کننده عصاره (8692.35+-20820 microliter) در مقایسه با خرگوشهای با کلسترول بالا (گروه دوم) (17048.39+-42366.67 microliter) کاهش معنیداری نشان داد (P<0.05). تعداد پلاکتها و غلظت فیبرینوژن در گروه چهارم به ترتیب 35725.34+-502600 microliter و24.86+-208 mg/dl تعیین شد که در مقایسه با گروه دوم به ترتیب به میزان 59774.58+-638000 microliter و 46.52+-299.33 mg/dl کاهش معنیداری نشان داد (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره هیدروالکی تاجخروس موجب کاهش سطح شاخصهای التهابی شده و احتمالاً در کاهش آترواسکلروز نقش دارد.
دکتر محمدمهدی مطهری، دکتر نیلوفر عبدالهیان، دکتر سیما بشارت،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : مگسپران (Floater) نقاط کوچک تیره و مبهمی هستند که در میدان بینایی برخی افراد ظاهر میشود. علل ایجادکننده آن در برخی موارد میتواند تهدیدکننده بینایی باشد. این مطالعه به منظور تعیین اختلالات چشمی در بیماران مبتلا به فلوتر در کلینیک چشمپزشکی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 164 بیمار (105 زن و 59 مرد) مراجعه کننده به کلینیک چشمپزشکی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان با شکایت مگسپران (فلوتر) یا جرقههای نورانی در ششماهه دوم سال 1388 انجام شد. افراد به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. معاینه چشم برای بیماران انجام شد و در پرسشنامه به همراه مشخصات دموگرافیک ثبت گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و شاخصهای مرکزی و پراکندگی توصیف شدند. یافتهها : افراد بالاتر از 60 سال شایعترین گروه سنی مبتلا (37.2 درصد) بودند. 34 نفر (20.7 درصد) سابقه مصرف سیگار داشتند. 60نفر (57.2 درصد) از زنان در وضعیت منوپوز بودند. نزدیکبینی (32.9 درصد) و کاتاراکت (32.9 درصد) بیشترین بیماریهای چشمی همراه بودند. در معاینه، جداشدگی خلفی زجاجیه (PVD) در 84.1 درصد و خونریزی شبکیه در 6.1 درصد از بیماران مشاهده گردید. 9.8 درصد بیماران مبتلا به فلوتر، جداشدگی خلفی زجاجیه و خونریزی شبکیه نداشتند. همچنین در هیچ کدام از بیماران پارگی شبکیه مشاهده نشد. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده وقوع درصد بالایی از جداشدگی خلفی زجاجیه بود. افزایش سن، جنس مونث، کاتاراکت و میوپی از عوامل مرتبط با جداشدگی خلفی زجاجیه بود.
لیلا جمشیدپور، دکتر محسن فروزان فر، دکتر وحید حمایت خواه جهرمی، حسین کارگر جهرمی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : در سالیان اخیر مصرف 3و4متیلندیاکسیمتآمفتامین (3,4-methylenedioxymethamphetamine: MDMA) معروف به اکستازی در بین نوجوانان و جوانان رواج یافته است. این ماده اثرات مخربی روی سیستم عصبی مرکزی و سایر اندامهای بدن دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر 3و4متیلندیاکسیمتآمفتامین روی محور هورمونی هیپوفیز - گناد موش صحرایی نر نابالغ انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 35 سر موش صحرایی نر نابالغ از نژاد ویستار با وزن تقریبی 90+-10 گرم و محدوده سنی 7-6 هفتهای انجام شد. موشها به 5 گروه 7 تایی تجربی، کنترل و شم تقسیم شدند. گروههای تجربی 0.1 ml محلول حاوی 2 ، 4 و 8 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن MDMA و گروه شم 0.1 ml سرم فیزیولوژی به صورت داخل صفاقی به مدت 14 روز متوالی دریافت نمودند. گروه کنترل هیچ دارویی دریافت نکرد. پس از اتمام تزریقات، نمونههای خونی جمعآوری شد و بافت بیضه از بدن حیوانات خارج و توزین شدند. غلظتهای سرمی هورمونهای LH ، FSH و تستوسترون اندازهگیری شد. دادههای حاصل از سنجش هورمونی و توزین بیضهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای آنالیز واریانس یکطرفه و تست مقایسهای توکی تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : غلظت سرمی هورمون تستوسترون در گروههای تجربی دریافت کننده دوز 4 و 8 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروههای شم و کنترل، افزایش معنیداری نشان داد (P<0.05). غلظت سرمی هورمونهای FSH و LH گروههای تجربی دریافت کننده دوز 2 و 4 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروههای کنترل و شم کاهش معنیداری داشت (P<0.05). وزن بیضه در گروههای تجربی دریافت کننده دوز 4 و 8 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروههای کنترل و شم کاهش یافت (P<0.05).
محمدجواد دیلم، محمدعلی قرائت، دکتر محمدعلی آذربایجانی، حسینعلی اسلانی کتولی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : افزایش شدت تمرین یکی از راهکارهای توسعه عملکرد ورزشکاران میباشد. کارآمدی برنامه تمرین از طریق سنجش نشانگران بیوشیمیایی و روانشناختی تعیین میگردد. از آنجایی که پاسخ این متغیرها به افزایش شدت تمرین وابسته به سطح آمادگی افراد مورد مطالعه و نوع برنامه تمرینی میباشد؛ نتایج مطالعات موجود متناقض است. لذا این مطالعه به منظور تعیین اثر افزایش شدت تمرین بر کورتیزول، تستوسترون، آلفاآمیلازبزاقی و وضعیت خلق و خوی کشتیگیران حرفهای نوجوان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 15 کشتیگیر نوجوان دعوت شده به اردوی تیم ملی در سال 1388 به مدت سه هفته تمرینات فزاینده را انجام دادند. نمونه بزاق قبل از انجام تمرینات، پایان هفتههای اول، دوم و سوم برای سنجش غلظت کورتیزول، تستوسترون وآلفاآمیلاز جمعآوری گردید. برای سنجش خلق و خوی افراد مورد مطالعه قبل و پس از پایان دوره تمرینی، از آزمون 24 سوالی نیمرخ وضعیت خلق و خو برامس استفاده گردید. با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-14 ، برای تعیین اثر یک دوره تمرین شدید بر عوامل آمادگی جسمانی و نیمرخ وضعیت خلقی از مدل آماری t و برای تغییرات متغیرهای بزاق از مدل آماری تحلیل واریانس استفاده شد. یافتهها : پس از افزایش شدت تمرین سههفتهای، غلظت کورتیزول (0.75+-7.69 ng/ml در مقابل 0.93+-8.1 ng/ml)، تستوسترون (0.89+-82.3 ng/ml در مقابل 1.7+-64.2 ng/ml)، آلفاآمیلازبزاقی (1.35+-98.81 U/ml در مقابل 1.5+-84.2 U/ml) و خلق و خو (3.28+-16.4 در مقابل 2.91+-20.08)تفاوت آماری معنیداری نشان نداد. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش شدت تمرین بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و آلفاآمیلازبزاقی و نیز خلق و خوی کشتیگیران حرفهای نوجوان اثری ندارد.