[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87043068
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
28 نتیجه برای فرزاد

فاطمه ربیعی، کیانوش زهراکار، ولی اله فرزاد،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: فرسودگی زناشویی یکی از پدیده‌هایی است که زوج‌های بسیاری درگیر آن هستند و از دلایل اصلی طلاق عاطفی بوده و در صورت عدم چاره‌اندیشی و درمان آن، زمینه را برای طلاق رسمی زوجین فراهم می‌کند. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش ایمن‌سازی در برابر استرس برکاهش فرسودگی زناشویی زنان متاهل انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 30 زن متاهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی آرام در شهر گرگان طی سال 1395 انجام شد. آزمودنی‌ها به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 15 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوردی داده‌ها مقیاس فرسودگی زناشویی Pines سال 1996 بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه توسط آزمودنی‌های هر دو گروه تکمیل گردید. گروه مداخله،آموزش ایمن‌سازی در برابر استرس را در 8 جلسه 2 ساعته به شیوه گروهی و هفتگی دریافت نمود. برای آزمودنی‌های گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری مداخله‌ای ارایه نگردید. در گروه‌های مورد مطالعه، فرسودگی زناشویی و مولفه‌های آن (خستگی جسمانی، روانی و عاطفی) مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت.

یافته‌ها: آموزش ایمن سازی در برابر استرس در کاهش فرسودگی زناشویی و مولفه‌های آن (خستگی جسمانی، روانی و عاطفی) در آزمودنی‌های گروه مداخله در پایان درمان و بعد از پیگیری یک ‌ماهه مؤثر واقع شد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: آموزش ایمن‌سازی در برابر استرس باعث کاهش فرسودگی زناشویی در زنان متاهل می‌گردد. لذا می‌تواند گزینه مداخله‌ای مناسبی در جهت کاهش مشکلات زناشویی و بهبود روابط زوجی محسوب گردد.


سعید کوکلی، فرزاد عموزاده عمرانی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

شکستگی گردن ران کودکان نادر و کمتر از یک درصد‏ کل شکستگی‌های آنان را شامل می‌شود. به‌خاطر پریوست قوی و جنس استخوان سخت با ترابکولای کمتر نسبت به بزرگسالان، ٩٠-٨٠ درصد‏ این نوع شکستگی‌ها به‌دنبال صدمات با انرژی بالا و به‌دنبال نیروی محوری همراه چرخش و بازشدن مفصل ران و یا به‌دنبال ضربه مستقیم به مفصل هیپ رخ می‌دهد. در این مقاله روش فیکساسیون شکستگی خردشده گردن ران چپ در دختر هشت ساله سرنشین اتومبیل به دنبال تصادف گزارش شده است. حین عمل جراحی متوجه خردشدگی شدید گردن ران شدیم که با وسایل موجود (پین، پیچ، انواع پلیت و DHS کودک) غیرقابل بازسازی بود که به ناچار با روش ترانس اوسئوس با نخ فایبروایر #2 که در شکستگی‌های پروگزیمال بازو استفاده می‌شود؛ تا حد امکان و با هدف اولیه جوش خوردن ثبات برقرار گردید. سپس با پین دیستال ران و قراردادن آن در گچ اسپایکا دو طرفه نتیجه نسبتاً قابل قبولی به‌دست آوردیم. گرچه این نوع شکستگی نادر است؛ اما با معاینه کلینیکی، تشخیص زودرس و درمان صحیح و به‌موقع و آشنایی با تکنیک‌های جراحی و فیکساسیون از عوارض بیماری کاسته و در به‌دست آوردن نتیجه مطلوب اثرگذار است.


فاطمه ربیعی، کیانوش زهراکار، ولی اله فرزاد،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اثرات نامطلوب و مخرب استرس در زندگی بسیاری از زوجین زمینه‌ساز فرسودگی زناشویی است و به دنبال آن کیفیت رابطه زناشویی زوجین تحت تاثیر قرار می‌گیرد. این مطالعه به منظور اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر فرسودگی زناشویی زنان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 30 زن متاهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی با نمرات پرسشنامه تکمیل شده فرسودگی زناشویی بالای 75 امتیاز، طی سال 1395 انجام شد. آزمودنی‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 15 نفری روش پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری (گروه مداخله) و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله در دوره 8 جلسه‌ای آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند. برای آزمودنی‌های گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری مداخله‌ای ارایه نشد. ابزار گردآوردی داده‌ها مقیاس فرسودگی زناشویی Pines سال 1996 بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه توسط آزمودنی‌های هر دو گروه تکمیل گردید. در گروه‌های مورد مطالعه، مؤلفه‌های فرسودگی زناشویی شامل خستگی جسمانی، خستگی روانی و خستگی عاطفی مقایسه و ارزیابی شد.

یافته‌ها: آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی سبب کاهش معنی‌دار فرسودگی زناشویی و مؤلفه‌های آن (خستگی جسمانی، خستگی روانی و خستگی عاطفی) در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در پایان مداخله و نیز و بعد از پیگیری یک ‌ماهه گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی روش مداخله‌ای مناسبی برای کاهش سطح فرسودگی زناشویی زنان است.

 


مجتبی قره محمودلو، مصطفی رقیمی، مریم صیادی، فرزاد احمدی، مریم رمضانی مجاوری،
دوره 22، شماره 4 - ( زمستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه در اکثر کشورهای جهان و از جمله ایران، استفاده از آب آشامیدنی بسته‌بندی شده روند صعودی داشته است. به طوری که در حال حاضر بیش از 100 برند مختلف آب آشامیدنی بسته‌بندی شده در ایران تولید و توزیع می‌گردد. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت آب‌های بسته‌بندی شده ایرانی و خارجی در مقایسه با آب شرب شهری گرگان و گنبدکاووس انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی آب‌های آشامیدنی بسته‌بندی شده از 56 برند مختلف ایرانی و خارجی، 8 برند تولید شده در استان گلستان در مقایسه با تعدادی نمونه‌ آب شرب از شهرهای گرگان و گنبدکاووس انجام شد. برای بررسی کیفی نمونه‌ها، پارامترهای فیزیکوشیمیایی با استانداردهای ملی آب ایران 1053 و WHO مقایسه گردید. نمودارهای استیف و پایپر برای تعیین تیپ و رخساره هیدروشیمیایی نمونه‌های آب ترسیم شد. از دیاگرام‌های گیبس و شولر به‌ترتیب برای تعیین عوامل کنترل کننده شیمی نمونه‌های آبی و همچنین کیفیت آب برای شرب استفاده شد.

یافته‌ها: غلظت پارامترهای فیزیکوشیمیایی (بجز بی‌کربنات) در محدوده استاندارهای ملی آب شرب 1053 و WHO قرار داشتند. میانگین غلظت نیترات در تمام آب‌های آشامیدنی بسته‌بندی شده و شرب در محدوده استاندارد قرار داشتند. غلظت فلوراید تمام آب‌های آشامیدنی بسته‌بندی شده و شرب در محدوده استاندارد WHO قرار داشتند. تنها 14 نمونه از کل نمونه‌های آب آشامیدنی بسته‌بندی شده و شرب در محدوده استاندارد ملی آب ایران 1053 بودند. غلظت کل جامدات محلول و سختی کل آب‌های آشامیدنی بسته‌بندی شده و شرب در محدوده استاندارد ملی آب 1053 قرار داشتند. همچنین بین پارامترهای شیمیایی منیزیم، سدیم، کلراید و نیترات اندازه‌گیری‌شده در آب‌های آشامیدنی تولید شده در استان گلستان با نمونه‌های آب‌های شرب شهرهای گرگان و گنبدکاووس اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده شد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: میزان فلوراید آب‌های آشامیدنی بسته‌بندی شده و شرب مورد بررسی در شهرهای گرگان و گنبدکاووس کمتر از حد مطلوب ارزیابی شد که نیاز به فلوئورزنی است. کیفیت آب‌های آشامیدنی بسته‌بندی شده استان گلستان در مقایسه با آ‌ب‌های شرب شهرهای گرگان و گنبدکاووس وضعیت مطلوب‌تری داشتند.


فرزاد شریف نژاد، سمیرا عشقی نیا، حمیده اکبری،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت از شایع‌ترین بیماری‌های غیرواگیر در جهان با عوارض ناتوان کنننده و میزان مرگ و میربالاست که به دنبال کمبود انسولین، مقاومت به آن یا هر دو به وجود می‌آید. نقش تغذیه و برخی ریزمغذی‌ها در ایجاد و پیشرفت بیماری بررسی شده و مطالعات نشان داده کمبود منیزیم می‌تواند باعث کاهش ترشح انسولین و مقاومت سلول به آن ‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط سطح سرمی منیزیوم با وضعیت کنترل گلوکز خون، لیپیدهای سرم و عملکرد کلیه در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و پیش دیابت انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 70 بیمار مبتلا به دیابت تیپ 2 و پره دیابت و 35 فرد سالم انجام شد. میزان گلوکز خون ناشتا، HbA1c، پروفایل چربی، کراتیینن و منیزیوم اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: سطح سرمی منیزیوم در بیماران دیابتی و پره دیابتی به طور معنی‌داری کمتر از گروه شاهد بود (P<0.05). سطح سرمی منیزیوم رابطه معکوس و معنی‌داری با میزان HbA1c در گروه بیماران دیابتی داشت (P<0.05). در گروه شاهد سطح سرمی منیزیوم رابطه معکوس و معنی‌داری با شاخص‌های گلیسمیک (FBS, 2hpp) و کراتینین داشت (P<0.05). بین شاخص‌های عملکرد کلیه ((Cr, eGFR و شاخص‌های کنترل گلوکز خون (FBS, HbA1c, 2hpp)، همبستگی معنی‌داری وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: سطح سرمی منیزیوم در بیماران دیابتی ارتباط معکوسی با میزان HbA1c دارد.


پرندوش هاشمی زاده، رضا حبیبی تیرتاشی، فرزاد حدائق، سعید گل فیروزی، محمدهادی قریب، سعید امیرخانلو، مریم کبوتری،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با در نظر داشتن پرفشاری خون به عنوان شایع‌ترین هم‌ابتلایی در بیماران COVID-19؛ این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های بالینی و عوامل خطر مرتبط با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی بیماران مبتلا به COVID-19 با سابقه پرفشاری خون انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 527 بیمار (277 مرد و 250 زن) با میانگین سنی 64.73±13.13 سال مبتلا به پرفشاری خون آلوده به COVID-19 بستری در مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی از اسفند 1398 لغایت شهریور 1399 انجام شد. داده‌ها با استفاده از سیستم اطلاعاتی بیمارستان استخراج و با اطلاعات ثبت شده در پرونده بیماران و طی تماس تلفنی با آنان تکمیل شد. ارتباط بین عوامل خطر و مرگ‌ومیر درون بیمارستانی COVID-19 با تحلیل رگرسیون لجستیک در سه مدل شامل مدل 1 (اطلاعات دموگرافیک و شرح حال بیماران)، مدل 2 (مدل1 به همراه علایم حیاتی و درصد اشباع اکسیژن هنگام بستری) و مدل 3 (مدل 2 به همراه یافته‌های آزمایشگاهی هنگام بستری) سنجیده شد. در هر مدل، نسبت شانس و فاصله اطمینان 95 درصد برای هر یک از عوامل مرتبط با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی گزارش شده و قدرت تمایز نتایج در مدل‌ها با محاسبه سطح زیرمنحنی تصحیح شده نمودار مشخصه عملکرد، آزموده شد.


یافته‌ها: از تعداد کل 527 بیمار بستری، 88 بیمار (16.6%) طی 6.48 روز بستری فوت کردند که 47 بیمار مرد بودند. در مدل1، مصرف تریاک (CI95%=1.16-3.85, OR=2.11) و اختلال شناختی (CI95%=0.98-5.40, OR=2.30) با خطر بالاتر مرگ‌ومیر ارتباط داشتند (سطح زیر منحنی=0.65). در مدل2، با اضافه شدن علایم حیاتی و درصد اشباع اکسیژن، اختلال شناختی ارتباط معنی‌دار خود را از دست داده و تنها مصرف تریاک (CI95%=1.09-3.19, OR=1.87)  و درصد اشباع اکسیژن (CI95%=0.90-0.95, OR=0.93) با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی مرتبط بودند (سطح زیر منحنی=0.73). در مدل3 پس از اضافه شدن یافته‌های آزمایشگاهی، با سطح زیر منحنی 0.79 (CI95%=0.70-0.90) هر درصد اشباع اکسیژن بالاتر هنگام بستری با کاهش 7 درصد مرگ ‌و میر درون بیمارستانی همراه بود (CI95%=0.88-1.00, OR=0.93). همچنین مصرف تریاک و کراتینین بالا نیز منجر به افزایش مرگ‌ومیر گردید که از نظر آماری معنی‌دار نبودند.


نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط درصد اشباع اکسیژن در هنگام بستری با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی بیماران مبتلا به پرفشاری خون و COVID-19، داده‌های پالس اکسیمتری هنگام بستری اهمیت ویژه‌ای در ارزیابی این بیماران دارد.


عبدالرضا فاضل، سیدرضا خاندوزی، غلامرضا روشندل، فرزاد باقریان،
دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان در جهان و ایران شیوع بالایی داشته و با مرگ و میر بالایی همراه است. شیمی‌درمانی نئوادجوانت (Neoadjuvant Chemotherapy: NAC) یکی از روش‌های درمانی برای بهبود بقاء بیماران است. این مطالعه به منظور تعیین میزان پاسخ به NAC در مبتلایان به سرطان پستان پیشرفته موضعی براساس رسپتورهای شایع مولکولی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 بیمار مبتلا به سرطان پستان (میانگین سنی 41.14±10.06 سال) مراجعه کننده به درمانگاه جراحی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال‌های 1392 لغایت 1397 انجام شد. بیماران بدون متاستاز دوردست تحت رژیم درمانی NAC قرار گرفته و سپس جراحی شدند. مشخصات دموگرافیک، نوع داروها، مشخصات رسپتورهای مولکولی پاسخ به درمان آنها در چک لیستی ثبت شد. پاسخ به درمان و میزان بقاء کلی بیماران ارزیابی شد.


یافته‌ها: میانگین اندازه تومور قبل از کموتراپی NAC 3.01±2.47 سانتی‌متر (با دامنه 0-8 و میانه 2) بود و 16 درصد گرید 1، 52 درصد گرید 2 و 32 درصد گرید 3 تعیین شد.36 درصد از بیماران سابقه فامیلی مثبت داشتند. 46 درصد ER مثبت، 40 درصد PR مثبت، 22 درصد Her-2 مثبت و 78 درصد Her-2 منفی بودند. 36 درصد شاخص Ki-67 بیش از 30 درصد داشتند. 18 درصد بیماران پاسخ کامل پاتولوژیک داشتند و 82 درصد پاسخ ناکامل و یا منفی داشتند. از لحاظ سابقه فامیلی سرطان پستان وضعیت رسپتورهای Her2، ER، PR، Ki67، گرید هیستولوژیک، اندازه تومور و لنفودای آگزیلاری تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه با و بدون پاسخ پاتولوژیک کامل وجود داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: میزان پاسخ کامل پاتولوژیک به کموتراپی نئوادجوانت در بیماران مبتلا به سرطان پستان پیشرفته موضعی در 18 درصد بیماران دیده شد.


فهیمه ساجدی فر، پروین احتشام زاده، علیرضا حیدری، سحر صفرزاده،
دوره 27، شماره 1 - ( بهار 1404 )
چکیده

اوتیسم یک اختلال عصب تحولی است که نقص در مهارت‌های ارتباطی از بارزترین ملاک‌های آن است و شروع زودهنگام مداخلات فشرده یکی از عوامل تعیین کننده در پیش‌آگهی این اختلال و کاهش شدت آن است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مداخلات زودهنگام مدل دنور - والدین بر بهبود مهارت‌های ارتباطی و کاهش شدت علائم کودکان مبتلا به اوتیسم انجام شد. این گزارش مورد از نوع آزمایشی با طرح A-B روی 4 کودک (3 پسر و 1 دختر) مبتلا به اختلال اوتیسم با سن کمتر از 60 ماه مراجعه کننده به مرکز اوتیسم شکوفه‌ها شهرستان ماهشهر در سال 1400 انجام شد. در ابتدا والدین آنها در 12 جلسه انفرادی و یک‌ساعته در هفته مداخلات زودهنگام مدل دنور- والدین را آموزش دیدند. برای سنجش مهارت‌های ارتباطی از Autism Treatment Evaluation Checklist و برای سنجش شدت اوتیسم از Gilliam autism rating scale-2 استفاده شد. ارزیابی‌ها در 7 مرحله (2 ارزیابی پایه، 3 ارزیابی حین مداخله و 2 ارزیابی پیگیری) انجام گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی، تحلیل درون‌موقعیتی و بین‌موقعیتی با محاسبه درصد داده‌های ناهمپوش و همپوش انجام شد. استفاده از مداخلات زود هنگام مدل دنور- والدین باعث کاهش میانگین نمرات و بهبود چالش‌های ارتباطی و بهبود و کاهش نمرات شدت اوتیسم در هر 4 آزمودنی گردید. همچنین در تحلیل درون موقعیتی، نمرات چالش‌های ارتباطی و شدت اوتیسم آزمودنی‌ها روندی کاهشی و با ثبات داشت و در تحلیل بین موقعیتی، میزان ناهمپوشی بین داده‌ها در مراحل پایه و مداخله در بیشترین مقدار (100 درصد) و میزان همپوشی بین داده‌ها در کمترین میزان خود (صفر درصد) قرار داشت. همچنین تغییرات به‌دست آمده تا مرحله پیگیری پایدار بود. نتایج این مطالعه نشان داد که اجرای مداخلات زود هنگام مدل دنور- والدین می‌تواند باعث بهبود و کاهش چالش‌های ارتباطی و شدت علائم در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم شود.



صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.29 seconds with 33 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)