28 نتیجه برای اضطراب
محمد صالحی، نرگس بیگم میربهبهانی، اعظم جهازی، یاسین عاقبتی املشی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تالاسمیها شایعترین اختلال ژنتیکی در جهان است. این مطالعه به منظور بررسی وضعیت سلامت عمومی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور در گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 163 بیمار مبتلا به بتاتالاسمی ماژور مراجعه کننده به مرکز آموزشی - درمانی طالقانی گرگان انجام شد. وضعیت روانی - اجتماعی بیماران با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی (GHQ-28) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها:44.2% بیماران از نظر وضعیت روانی - اجتماعی طبیعی، 46% دارای علایم مشکوک به اختلال روانی و 9.8% مبتلا به اختلالات روانی-اجتماعی بودند. بیشترین مشکل مربوط به اختلال کارکرد اجتماعی (12.9%) و افسردگی (10.4%) و کمترین مشکل مربوط به اضطراب (4.9%) بود. بین وضعیت روانی-اجتماعی بیماربا شغل مادر، سطح تحصیلات بیمار و سابقه ابتلا به بیماریهای دیگر ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). نتیجهگیری : از نظر سلامت عمومی اختلال کارکرد اجتماعی و افسردگی دو مشکل اصلی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور است.
سمیرا وحیدی، محسن خلیلی، زهرا کیاسالاری، عصمت یاقوت پور،
دوره 16، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماران وابسته به اپیوئیدها پس از قطع، حالات ناخوشایندی نظیر اضطراب و افسردگی را تجربه میکنند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تجویز داروی ترکیبی متادون و والپروات بر اضطراب و افسردگی ناشی از ترک مرفین در موشهای سوری نر انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 98 سر موش سوری نر انتخاب و در دو دسته تجویز حاد و مزمن قرار گرفتند. هر دسته به 7 گروه 7تایی شامل نرمال سالین (شم)، مرفین سولفات (کنترل)، متادون (10mg/kg/bw)، والپروات (150mg/kg/bw)، والپروات+متادون بهترتیب با نسبتهای 1به1، 2به1 و 1به2 تقسیم شدند. بهجز موشهای گروه سالین بقیه گروهها دوزهای افزایشی مرفین را بهمدت 8روز پیاپی دریافت کردند. در مرحله تجویز مزمن، گروههای درمانی 30 دقیقه قبل از تزریق مرفین، طی 8 روز تیمار شدند و در مرحله تجویز حاد، تیمار گروهها فقط در روز آزمایش (روز 8) انجام شد. به منظور بررسی اضطراب و افسردگی 2 ساعت بعد از تزریق نالوکسان، مشاهده رفتاری در تستهای مازبهعلاوهای مرتفع، معلق ماندن و جعبه باز انجام گردید. یافتهها : در مرحله تجویز مزمن داروها، در تست مازبهعلاوهای مرتفع گروه درمانی ترکیبی والپروات2+متادون1 منجر به افزایش معنیداری در درصد ورود به بازوی باز (1.9±53.86) و درصد زمان حضور در بازوی باز (4.15±58.58) نسبت به گروه مرفین با میانگین درصد ورود (2.03±28.12) و درصد زمان حضور (1.77±17.88) شد. در تست جعبه باز نیز در گروههای درمانی ترکیبی متادون+والپروات (2±27)، والپروات1+متادون2 (2±26) و والپروات2+متادون1 (3±23) نسبت به گروه مرفین (3±7) افزایش آماری معنیداری در نسبت تعداد ورود به مرکز به مدت زمان حضور در مربع مرکزی مشاهده شد (P<0.05) که نشاندهنده کاهش اضطراب در گروههای مذکور بود. در تست معلق ماندن نیز مدت زمان بیحرکتی بهعنوان شاخص افسردگی، در گروه درمانی والپروات2+متادون1 کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). نتیجهگیری : ترکیب دو داروی والپروات و متادون، به خصوص با نسبت 2 به 1 دارای اثربخشی بیشتری نسبت به تجویز داروها به تنهایی در کاهش اضطراب و افسردگی ناشی از ترک مرفین بود.
مریم نیک سخن، نسرین حیدریه، مریم نجفی فرد، معصومه نجفی فرد،
دوره 16، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : اضطراب شایعترین اختلالات روحی روانی است که موجب اختلال در زندگی روزانه و رنج انسان میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی دانه گیاه انیسون (Pimpinella anisum) بر اضطراب موش صحرایی نر انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به 6 گروه 7 تایی شامل کنترل منفی (بدون تزریق)، کنترل مثبت (دریافت کننده سالین) و آزمایش (دریافت کننده دوزهای mg/kg/bw 100، 200، 250 و 300 عصاره هیدروالکلی دانه گیاه انیسون) تقسیم شدند. تزریقات یکبار و به صورت داخل صفاقی انجام گردید. 30 دقیقه بعد از تزریق با استفاده از مازبهعلاوهای مرتفع و به مدت 5 دقیقه شاخصهای ارزیابی اضطراب شامل مدت زمان حضور و تعداد ورود به بازوی باز مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها : عصاره هیدروالکلی دانه گیاه انیسون با دوزهای mg/kg/bw 250 و 300 بهطور معنیداری سبب افزایش مدت زمان حضور در بازوی باز و کاهش مدت زمان حضور در بازوی بسته در ماز بهعلاوهای مرتفع در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05). همچنین عصاره با دوز mg/kg/bw 300 سبب افزایش تعداد ورود به بازوی باز و کاهش تعداد ورود به بازوی بسته در ماز بهعلاوهای مرتفع در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05). هیچیک از دوزهای عصاره اثر معنیداری بر میزان فعالیتهای حرکتی نداشت. نتیجهگیری : عصاره هیدروالکلی دانه گیاه انیسون با مقادیر mg/kg/bw 250 و300 اضطراب را در موشهای صحرایی کاهش میدهد.
فریبا عربگل، فیروزه درخشانپور، لیلی پناغی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : کودکآزاری پدیدهای شایع است که عوامل متعددی در بروز آن دخیل هستند. یکی از مهمترین عوامل شناخته شده، اختلالات روانپزشکی مادر است. مداخلات همزمان در سیستم خانواده میتواند باعث بهبود مادر و کاهش کودکآزاری گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر آموزش مهارت فرزندپروری بر سلامت عمومی مادران کودکآزار انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 57 مادر کودکان ارجاع شده با تشخیص کودکآزاری به واحد سلامت روان کودکان در معرض آسیب واقع در بخش روانپزشکی کودک و نوجوان بیمارستان امامحسین (ع) از آبان 1387 تا فروردین 1388 مورد مطالعه قرار گرفتند. کودکان و خانواده آنها توسط روانپزشک ویزیت شده و مداخلهها و درمانهای دارویی و غیردارویی، بسته به نیاز کودک و خانواده برای آنها انجام شد. تمام مادران تحت آموزش مهارت فرزندپروری در 8 جلسه قرار گرفتند. برای تعیین میزان اثر مداخلههای درمانی، پرسشنامه سلامت عمومی پیش از مداخله و در ماه سوم و ششم پس از مداخله بهوسیله مادران تکمیل شد. یافتهها : نتایج نشاندهنده بهبود قابل توجه مادران در نمره کلی سلامت عمومی، خردهمقیاسهای افسردگی و اضطراب شش ماه بعد از مداخله به ترتیب با مقادیر 1.90±31.3 و 0.66±5.26 و 0.46±8.10 در مقایسه با قبل از شروع مداخله به ترتیب با مقادیر 2.34±37.3 و 0.72±7.48 و 0.58±10.44 بود (P<0.05). نتیجهگیری : مداخله مناسب و به موقع و آموزش مهارتهای فرزندپروری برای مادران کودکآزار میتواند باعث بهبود سلامت عمومی آنان گردد و این ممکن است منجر به کاهش موارد کودکآزاری گردد.
حسینعلی نیک بخت، نیره امینی ثانی، سیدرضا حسینی، محمد اصغری جعفرآبادی، خدیجه آهویی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان کولورکتال بهطور قابل توجهی باعث ایجاد مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی است. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اضطراب و افسردگی و عوامل تعیین کننده آن در مبتلایان به سرطان کولورکتال انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی، 120 نفر (75 مرد و 45 زن) از مبتلایان به سرطان کولورکتال شناسایی شده در نظام ثبت سرطان بین سالهای 1391-1386 در بابل بررسی شدند. برای دستیابی به اطلاعات این مطالعه پرسشنامهای حاوی مشخصات دموگرافیک و بیماری بههمراه پرسشنامه HADS برای سنجش اضطراب و افسردگی در سال 1392 به صورت مصاحبه حضوری با بیماران در منازلشان تکمیل گردید. یافتهها : میزان افسردگی و اضطراب در بیماران به ترتیب 23.4% و 30.8% تعیین شد. جنسیت زن، ساکن روستا بودن و داشتن بیماری همراه با ابتلا به افسردگی مرتبط بود و در این میان مکان زندگی بهعنوان پیشبینی کننده مستقل شناسایی شد. شیوع افسردگی در ساکنین شهرها نسبت به ساکنین روستاها 79درصد کمتر بود (CI 95%: 0.06-0.67, OR= 0.21, P=0.009). همچنین جنسیت زن، ساکن روستا بودن، شاغل نبودن، داشتن بیماریهای همراه، درآمد پایین و نداشتن تحصیلات با اضطراب مرتبط بود که در این میان فقط تحصیلات بهعنوان پیشبینی کننده مستقل شناسایی شد (CI 95%: 1.32-13.81, OR= 4.27, P=0.015). نتیجهگیری : شیوع اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال نسبتاً بالاست. بنابراین مداخلات در جهت افزایش آگاهیهای لازم، توجه بیشتر به زنان و روستاییان و کنترل بیماریهای دیگر توصیه میگردد.
مینا باغبان بوساری، سید ولی اله موسوی، شادمان نعمتی، سجاد رضائی،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : جراحی زیبایی بینی مشکلترین و پیچیدهترین جراحی زیبایی کل صورت است. اگرچه اکثر افراد متقاضی روشهای جراحی زیبایی، در ظاهر از نظر روانشناختی سالم به نظر میرسند؛ اما در خصوص برخی از بیماران این امر صدق نمیکند. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت ﺳﻼﻣﺖ روان ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ از ﻋﻤﻞ ﺟﺮاﺣﯽ زیﺒﺎیﯽ ﺑﯿﻨﯽ انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 100 نفر از زنان و مردان متقاضی جراحی زیبایی بینی انجام شد. افراد مورد مطالعه به پرسشنامه تجدیدنظر شده علایم اختلالات روانی (SCL-90-R) قبل از عمل جراحی، سه ماه و شش ماه پس از عمل جراحی پاسخ دادند.
یافتهها : در مقایسه با مردان، زنان بهطور معنیداری علایم افسردگی (7.24 در برابر 10.79)، جسمانی کردن (4.64 در برابر 7.35)، وسواس فکری-عملی (5.67 در برابر 8.51)، حساسیت در روابط متقابل (5.48 در برابر 7.52)، اضطراب (5.26 در برابر 8.07) و شدت کلی ناراحتی روانی (0.58 در برابر 0.79) بیشتری داشتند (P<0.05) . اثر اصلی عامل زمان نشان داد تفاوت معنیداری بین علایم اختلالات روانی در سنجشهای خط پایه و 6-3 ماه بعد وجود نداشت. همچنین اثرات تعاملی جنسیت و زمان در هیچیک از علایم اختلالات روانی معنیدار نبود.
نتیجهگیری : خط سیر علایم اختلالات روانی در 3 تا 6 ماه پس از جراحی انحراف قابلملاحظهای نسبتبه قبل از جراحی نداشت. این یافته میتواند نشاندهنده وجود علایم روانی دیرین پیش از عمل زیبایی باشد.
فرزانه گل آقایی، داود حکمت پو، ملیحه وفایی، محمد رفیعی، فاطمه رفیعی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : بستری شدن بیماران در بخش مراقبتهای ویژه اغلب به اضطراب اعضای خانواده منجر میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مداخله بالینی خانواده - محور بر اضطراب اعضای خانواده بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه انجام شد.
روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 80 عضو خانواده بیماران بستری در بخشهای مراقبت ویژه در دو گروه کنترل و مداخله انجام شد. سطح اضطراب افراد در روزهای دوم و ششم بستری با پرسشنامه افسردگی و اضطراب بیمارستانی سنجیده شد. در گروه مداخله، اعضای خانواده از روز دوم تاششم اجازه داشتند روزانه حداکثر دو ساعت در نوبت عصر بر بالین بیمار حضور یابند. اطلاعات شفاهی درباره تجهیزات و مقررات بخش و کارت اطلاعات روزانه حاوی اقدامات درمانی مراقبتی، علایم حیاتی و سطح هوشیاری توسط یک پرستار در اختیار اعضای خانواده قرار گرفت و به پرسشهای آنان پاسخ داده شد.
یافتهها : بین میانگین نمرات اضطراب روز ششم در گروه مداخله (3.22±11.1) و گروه کنترل (3.44±7.05) اختلاف آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). همچنین فراوانی نسبی اضطراب بالا در گروه مداخله (65درصد) بیش از گروه کنترل (15درصد) تعیین شد (P<0.05). شانس اضطراب در روز ششم برای فرزندان کمتر از سایراعضای خانواده بود (P<0.05).
نتیجهگیری : انتقال اطلاعات بالینی، حضور بر بالین و شرکت اعضای خانواده در مراقبت از بیمار در هفته اول بستری شدن بیمار در بخش مراقبت ویژه به افزایش اضطراب اعضای خانواده منجر میشود.
مجید محمودعلیلو، تورج هاشمی نصرت آباد، فائزه سهرابی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال اضطراب فراگیر به عنوان یکی از اختلالات اضطرابی مزمن شیوع بالایی در جمعیت عمومی و بالینی دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی کارایی درمان تلفیقی مبتنی بر پذیرش و تعهد در درمان زنان مبتلا به اضطراب فراگیر انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه از نوع مداخلهای با خط پایه چندگانه همزمان و به شیوه تک آزمودنی بود. چهار زن مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با روش نمونهگیری هدفمند از طریق مصاحبه تشخیصی و بالینی ساختاریافته براساس معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-V از میان مراجعین به مرکز مشاوره دانشگاه تبریز و مرکز خدمات روانپزشکی شهر مهاباد انتخاب شدند. بیماران پس از احراز شرایط درمان وارد فرایند درمان شدند. کارایی پروتکل درمانی طی 3 مرحله (خط پایه، درمان 12 جلسهای و پیگیری 6 هفتهای) با استفاده از پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7)، پرسشنامه نگرانی ایالت پن (PSWQ) و مقیاس کلی شدت و آسیب اضطراب (OASIS) مورد بررسی قرار گرفت. دادهها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند.
یافتهها : اثر درمان تلفیقی مبتنی بر پذیرش و تعهد همراه با فنون رویارویی بر کاهش علایم اختلال اضطراب فراگیر، نگرانی، شدت اضطراب و آسیب عملکرد در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر از نظر آماری و بالینی معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری : درمان تلفیقی مبتنی بر پذیرش و تعهد و فنون رویارویی برای درمان اختلال اضطراب فراگیر زنان مناسب است.
معصومه رحیمی، اکرم ثناگو، زینب السادات فتاح، ناصر بهنام پور، لیلا جویباری،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : تنگینفس علت اصلی بستری شدن بیماران دچار نارسایی قلبی و اغلب در ارتباط با علامتی چون اضطراب است. این مطالعه به منظور تعیین اثر چای بابونه بر شدت تنگینفس و اضطراب بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلبی انجام شد.
روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی روی 60 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن قلبی در درمانگاه سرپایی مرکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی جهرم در سال 1393 انجام شد. بیماران به روش تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مداخله مصرف چهارهفته چای بابونه بود. از مقیاس تنگینفس Oxygen Cost Diagram (OCD) و پرسشنامه اضطراب بک برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد.
یافتهها : میانگین شدت تنگینفس در دو گروه مداخله و کنترل به ترتیب 5.76±16.76 در مقابل 13.1±29.43 و میانگین شدت اضطراب به ترتیب 1.1±12.07 در مقابل 6.2±20.07 تعیین شد که این تفاوتها از نظر آماری معنیدار بودند (P<0.05).
نتیجهگیری : چای بابونه می تواند شدت تنگینفس و اضطراب را در بیماران با نارسایی قلبی کاهش دهد.
محسن جلالی، محمدرضا شعیری، رسول روشن چسلی، غلامرضا چلبیانلو،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال اضطرابی از جمله شایعترین نوع اختلالات در کودکان است. در دو دهه اخیر برای شناخت مکانیسم زیربنایی اختلال اضطرابی در کودکان مطالعات متعدد نوروبیولوژیکی انجام شده؛ اما الکتروفیزیولوژی اختلال اضطراب بالاخص در زمینه الکتروآنسفالوگرافی کمی (Quantitative Electroencephalography: QEEG) کمتر مطالعه شده است. این مطالعه به منظور مقایسه الکتروانسفالوگرافی کمی کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی با کودکان بهنجار انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد – شاهدی به روش نمونهگیری در دسترس روی کودکان 7-6 ساله مبتلا به اختلال اضطرابی (30 نفر) و بهنجار (30 نفر) انجام شد. ثبت الکتروانسفالوگرافی برای تمام کودکان در مرکز تخصصی علوم اعصاب انجام شد. توان مطلق QEEG برای 19 کانال و 5 باند فرکانسی دلتا، تتا، آلفا، بتا و بتای بلند و در 3 ناحیه پیشین، میانی و پسین استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها : بین دو گروه مورد و شاهد در امواج دلتا در ناحیه پیشین مغز، تتا و بتا 2 در ناحیه مرکزی مغز و در نهایت بتای بلند در ناحیه پسین مغز، از نظر آماری تفاوت معنیداری یافت شد (P<0.05). به عبارت دیگر توان مطلق بتای بلند در منطقه پسین مغز کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم بیشتر بود. همچنین توان مطلق امواج دلتا در منطقه پیشانی مغز و تتا و بتا 2 در منطقه مرکزی مغز کودکان دارای اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم کمتر بود.
نتیجهگیری : الکتروآنسفالوگرافی کمی ثبت شده در شرایط استراحت شاخص خوبی از فعالیت متابولیک قشر مغز بود. پایین بودن فعالیت متابولیک در مناطق خاص مغز، با افزایش توان امواج کند (دلتا و تتا) و کاهش توان امواج تند (آلفا و بتا) مشخص میشود.
سوده عباس نیا، علیرضا سنگانی، رضا دنیوی، نسیبه عباس نیا، الهه رضایی فرد، سیدمحمد موسوی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تمامی ارگانیسمها برای مدیریت رفتارها، نیازمند بهرهبرداری از الگوهای شناختی دستگاه عصبی مرکز و پیرامونی هستند. این مطالعه به منظور مقایسه باورهای فراشناختی و تحمل ابهام مبتلایان به افسردگی و اضطراب با افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی تمامی مراجعین مبتلا به افسردگی و اضطراب به درمانگاه روانپزشکی بیمارستان زارع شهر ساری طی بهار 1396 در مقایسه با افراد سالم انجام شد. تعداد 120 نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند که از این تعداد 40 نفر مبتلا به افسردگی و 40 نفر مبتلا به اضطراب و 40 نفر سالم بودند. از پرسشنامه تحمل ابهام لین، فراشناخت ولز، اضطراب بک و افسردگی بک استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار تحمل ابهام در گروههای مبتلا به افسردگی و اضطراب در مقایسه با گروه شاهد افزایش آماری معنیدار نشان داد (P<0.05). میانگین و انحراف معیار باورهای نگرانی مثبت در گروه مبتلا به افسردگی در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). میانگین و انحراف معیار باورهای فراشناخت منفی در مورد افکار و معیار خود آگاهی شناختی در گروه مبتلا به افسردگی در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که اختلال اضطراب و افسردگی میتواند سبب کاهش تحمل روانشناختی در افراد گردد.
مجید زمانی، محسن جلالی، الناز پوراحمدی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بسیاری از کودکان دارای مشکلات عاطفی و رفتاری در سالهای نخستین کودکی، نه تنها به سادگی از آن عبور نمیکنند؛ بلکه ممکن است این امر تا دوران بلوغ و حتی بزرگسالی نیز تداوم یابد. این مطالعه به منظور تعیین نقش همراهی خانوادگی با علایم کودک، شیوههای فرزندپروری و استرس والدگری در پیشبینی شدت اختلالات اضطرابی کودکان در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 300 نفر از کودکان 12-6 ساله و مادران آنان طی سالهای 96-1395 در استان گلستان انجام شد. مقیاس همراهی خانوادگی - اضطراب FAS-A)، لیبویتز و همکاران سال 2013)، شاخص استرس والدین - فرم کوتاه (PSI-SF، ابدین سال 2000)، پرسشنامه فرزندپروری Baumrind سال 1973 و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (SCAS سال 1998) توسط مادران تکمیل شد.
یافتهها: با افزایش همراهی خانوادگی و استرس والدگری در والدین، اضطراب در کودکان بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05). شیوه فرزندپروری مقتدرانه از سوی والدین با کاهش آماری معنیدار اضطراب در کودکان همراه بود (P<0.05)؛ اما شیوههای فرزندپروری سهلگیرانه و مستبدانه از سوی والدین با افزایش آماری معنیدار اضطراب در کودکان ارتباط داشت (P<0.05). سبک فرزندپروری مستبدانه به همراه سبک فرزندپروری مقتدرانه، استرس والدگری و همراهی خانوادگی توانست 49 درصد از اضطراب کودکان را پیشبینی نماید (F=97.21, P<0.0001).
نتیجهگیری: شیوههای فرزندپروری، استرس والدگری و همراهی خانوادگی نقش موثری در پیشبینی اضطراب کودکان نشان داد.
تهمینه میری سرگزی، احمد منصوری،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال اضطراب فراگیر یکی از اختلالات شایع، مزمن و ناتوان کننده است. این مطالعه به منظور مقایسه درمان ذهنآگاهی مبتنی بر کاهش استرس و آموزش نوروفیدبک بر نشانگان بالینی اختلال اضطراب فراگیر انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 20 فرد مبتلا به نشانگان بالینی اختلال اضطراب فراگیر مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر نیشابور به روش نمونهگیری در دسترس در سال 1395 انجام شد. آزمودنیها بهصورت تصادفی در دو گروه درمان ذهنآگاهی مبتنی بر کاهش استرس و آموزش نوروفیدبک قرار گرفتند. جلسات درمانی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس برای افراد گروه اول به صورت گروهی طی 8 جلسه اجرا گردید. گروه دوم نیز آموزش نوروفیدبک را دریافت کردند. مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر، نگرانی ایالت پنسیلوانیا، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و فراشناخت در مورد شرکتکنندگان اجرا شد.
یافتهها: هر دو روش درمان ذهنآگاهی مبتنی بر کاهش استرس و آموزش نوروفیدبک سبب کاهش نشانههای اختلال اضطراب فراگیر، نگرانی، باورهای منفی درباره نگرانی و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی شدند (P<0.05)؛ اما در مقایسه بین دو گروه مورد مطالعه در خصوص کاهش نشانههای اختلال اضطراب فراگیر، نگرانی، باورهای منفی درباره نگرانی و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: درمانهای ذهنآگاهی مبتنی بر کاهش استرس و آموزش نوروفیدبک، هر دو در کاهش نشانگان بالینی اختلال اضطراب فراگیر موثر بودند و ارجحیتی بین آنها نبود.
نگین عرفانیان خدیوی، فیروزه درخشان پور، عفیفه خسروی، لیلا کاشانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اضطرابی یکی از متداولترین اختلالات روانپزشکی دوره کودکی بهشمار میرود. برخی مطالعات بعد خانوار را عامل مهمی در ایجاد این اختلالات دانستهاند. با این حال به نتایج قانع کنندهای در این زمینه نرسیدهاند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلالات اضطرابی کودکان 8 تا 12 ساله خانوادههای تک فرزند و چند فرزند شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 732 کودک (343 پسر و 389 دختر) مراجعه کننده به درمانگاهها بیمارستان طالقانی (بغیر از درمانگاه روانپزشکی) و مطبهای متخصصین اطفال در شهر گرگان طی سال 1396 انجام شد. افراد با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه مقیاس اضطراب کودکان اسپنس(Spence Children’s Anxiety Scale: SCAS) تکمیل گردید. متغیرهایی مشتمل بر اضطراب جدایی، ترس اجتماعی، اضطراب فراگیر، حملات هراس و ترس از فضای باز، وسواس فکری و عملی و ترس از آسیب فیزیکی ارزیابی شدند.
یافتهها: در تمام زیر گروههای اضطرابی به غیر از اضطراب عمومی، میانگین نمرات بهطور معنیداری در کودکان خانوادههای چندفرزند نسبت به خانوادههای تک فرزند بالاتر و از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر شیوع بالای اختلالات اضطرابی در خانوادههای چند فرزندی در مقایسه با خانوادههای تک فرزندی است.
حسین باقرزاده شش پل، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: نوشتن در مـورد هیجانها و نگرانیها، سبب بهبود در عملکرد سیستم خودمختار، سیستم ایمنی و سـلامت جسمی و روانی میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر روایت نویسی بر شدت استرس همراهان بیماران بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک سوکور روی 106 همراه بیمار بزرگسال بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. همراهان بیمار در دو گروه 53 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه سنجش استرس (DASS21) جمعآوری شدند. مداخله در این مطالعه شامل مکتوب نمودن احساسات، افکار و تجربیات در خصوص مسایل مرتبط با بیمار بستری و بخش مراقبت ویژه به صورت روزانه به مدت هفت روز در دفترچه برای گروه مداخله بود.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار شدت استرس کلی به دنبال مداخله، به صورت معنیداری در گروه مداخله (7.89±22.64 در مقابل 8.2±17.15) کاهش یافت (P<0.05). در سه حیطه استرس، اضطراب و افسردگی بین دو گروه مطالعه، ارتباط آماری معنیدار دیده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: روایت نویسی باعث کاهش شدت استرس در همراهان بیماران بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه میگردد.
لیلا کاشانی، فیروزه درخشانپور، مهسا الیاسی، نجمه شاهینی، سیده مریم هاشمی نسب،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری التهابی روده (Inflammatory Bowel Disease: IBD) یکی از اختلالات شایع گوارشی است که با عوامل روانی – اجتماعی در ارتباط است. IBD یک بیماری دستگاه گوارش با عود مزمن و با علت پاسخ ایمنی غیرکنترل شده است. درمانی قطعی برای IBD وجود نداشته و درمان بر اساس مدیریت پاسخ التهابی در طول عودها و حفظ بهبودی انجام میشود. این مطالعه به منظور ارزیابی اختلالات اضطرابی و افسردگی بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 117 بیمار (67 زن و 50 مرد) در محدوده سنی 17 تا 75 مبتلا به IBD ثبت شده در بانک IBD مرکز تحقیقات بالینی گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی گرگان در سال 1396 انجام شد. تشخیص بیماری به روش آندوسکوپی معمولی، رادیولوژی و معیارهای بافتی انجام گردید. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، قومیت و وضعیت تاهل، زمان تشخیص و مدت زمان شروع درمان ثبت شد. از مقیاس بیمارستانی اضطراب و افسردگی (Hospital Anxiety and Depression Scale: HADS) برای تعیین میزان افسردگی و اضطراب بیماران استفاده گردید.
یافتهها: کولیت اولسراتیو در 80.3% و کرون در 19.7% از بیماران مشاهده شد. میانگین نمره کل اضطراب در گروه کرون (نمره 9.43) به طور غیرمعنیداری بیشتر از گروه کولیت اولسراتیو (نمره 8.90) بود. نمره کل افسردگی در دو گروه تقریباً مشابه (نمره 7.65) و غیرمعنیدار بود. تنها بین تاهل و وضعیت اضطراب در بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو ارتباط آماری معنیداری دیده شد (P<0.05). به طوری که وضعیت مرزی و مشکوک اضطراب در بیماران متاهل 42.4% و در بیماران مجرد 33.3% تعیین شد. وضعیت غیرنرمال اضطراب در متاهلین 31.8% بود و در بیماران مجرد دیده نشد. بین نمره کل اضطراب با نمره کل افسردگی در بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو (ضریب همبستگی: 0.657، P<0.0001) و بیماران مبتلا به کرون (ضریب همبستگی: 0.644، P<0.001) همبستگی مثبت و معنیداری دیده شد. به طوری که در این بیماران با افزایش افسردگی، اضطراب بیشتر شده است. 29.8% از بیماران مبتلا به کولیت و 26.1% از بیماران مبتلا به کرون دچار اضطراب بودند. 18.1% از بیماران مبتلا به کولیت و 8.7% از بیماران مبتلا به کرون دچار افسردگی واضح بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که میزان اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده بسیار بالا است.
فیروزه درخشانپور، لیلا کاشانی، شیوا رضائیان دلوئی، نجمه شاهینی، سیده مریم هاشمی نسب،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: نزدیک به 30 درصد زنان، انواعی از اختلال اضطرابی را در زندگی خود تجربه میکنند که این اضطراب به میزان بیشتری در دوران بارداری و بعد از تولد بروز میکند. اضطراب مادر موجب کاهش ترشح اکسی توسین و کاهش شیردهی میگردد. از طرفی سطح استرس و اضطراب مادر به طور فزایندهای بروز افسردگی پس از زایمان را افزایش میدهد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اضطراب پس از زایمان و عوامل مرتبط با آن در زنان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش نمونه گیری در دسترس روی 154 نفر از زنان 15 تا 45 ساله با میانگین سنی 5.94±27.72 سال مراجعه کننده به درمانگاه مامایی بیمارستان شهید صیاد شیرازی طی سال 1397 انجام شد. حداقل یک هفته و حداکثر 6 هفته از زایمان آنها گذشته بود. مشخصات فردی با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک جمعآوری شد. برای سنجش اضطراب از مقیاس اضطراب اسپیل برگ استفاده شد.
یافتهها: اختلالات اضطرابی پس از زایمان به میزان 41.99% تعیین شد. نمره اضطراب آشکار زنان پس از زایمان در وضعیتهای شدید، متوسط، خفیف و اندک یا هیچ به ترتیب 8.4% ، 44.2% ، 27.9% و 19.5% تعیین شد. نمره اضطراب پنهان زنان پس از زایمان در وضعیتهای شدید، متوسط، خفیف و اندک یا هیچ به ترتیب 9.7% ، 48.1% ، 24.7% و 17.5% تعیین شد. نمره اضطراب آشکار در مادران شاغل به طور معنیداری بیشتر از مادران خانهدار بود (P<0.05). نمره اضطراب آشکار زنان متاهل دارای اختلاف زناشویی با همسر در مقایسه با گروه زنان متاهل بدون اختلاف زناشویی با همسر به طور معنیداری بیشتر بود (P<0.05). نمره اضطراب آشکار و پنهان ارتباط معنیداری با نوع زایمان، تحصیلات مادران، محل زندگی مادران و درآمد خانواده نداشت.
نتیجهگیری: اختلالات اضطرابی پس از زایمان از شیوع بالایی برخوردار بود که با شاغل بودن مادران و دارابودن اختلاف زناشویی با همسر ارتباط داشت.
مهلا منصوری، افسانه خواجوند خوشلی، محمد سبحانی شهمیرزادی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات دفعی از جمله شب ادراری، بی اختیاری ادرار در روز و بی اختیاری مدفوع مشکلات رایج دوران کودکی هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش مادران با رویکرد آدلری – درایکورس بر اضطراب کودکان مبتلا به اختلالات دفعی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی مادران 20 کودک مبتلا به اختلالات دفعی مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی گوارش کودکان شهر گرگان با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در سال 1399 انجام شد. بیاختیاری ادرار و بیاختیاری مدفوع کودکان بر اساس تشخیص پزشک از نوع اختلالات آناتومیک نبود و صرفاً با علایم روانشناختی و اختلالات دفعی کارکردی شناسایی شده بودند. مادران در دو گروه 10 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، برنامه آموزشی به روش آدلری – درایکورس را در 12 جلسه 90 دقیقهای دریافت کردند. برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. ابزار پژوهش مقیاس اضطراب کودکان اسپنس فرم والد سال 2001 (SCAS-P) بود که توسط مادران در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری طی دوماه اجرا گردید و خرده مؤلفههای اضطراب شامل اضطراب فراگیر، هراس اجتماعی، وسواس-بی اختیاری، فوبی خاص و اضطراب جدایی مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره اضطراب کلی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش به ترتیب 4.04±69.1، 6.1±45.8 و 5.94±47.8 و در گروه کنترل به ترتیب 6.58±69 ، 4.89±67.8 و 5.59±67.6 به دست آمدند. نمرات پسآزمون تمامی زیرمقیاسهای اضطراب کودکان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنیداری داشتند (P<0.05) و این تفاوت در طول دوره پیگیری به جز زیرمقیاس وسواس –بیاختیاری پایدار بودند (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش مادران به روش آدلری –درایکورس باعث کاهش اضطراب کودکان مبتلا به اختلالات دفعی میگردد.
روزیتا کاویانی، نفیسه حکمتی پور،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان در سن مدرسه بهدلیل دور شدن از خانواده با اختلال اضطراب جدایی روبرو میشوند. از روشهای درمان، بازیدرمانی به روش تراپلی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر بازی درمانی تراپلی بر اضطراب جدایی دانشآموزان دختر دبستانی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 60 دانشآموز دختر دبستانی شهرستان علیآباد کتول در دو گروه 30 نفری کنترل (میانگین سنی 8.69±0.71 سال) و مداخله (میانگین سنی 8.9±0.85 سال) در سال 1402 انجام شد. در پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه اضطراب جدایی Hahn و همکاران (نسخه والدین، 2003) برای سنجش اضطراب جدایی استفاده شد. مداخلهای روی گروه کنترل صورت نگرفت. در گروه مداخله 10 جلسه 45 دقیقهای به مدت 10 روز بازی درمانی به روش تراپلی همراه با مادر اجرا شد.
یافتهها: میانگین نمره کل اضطراب جدایی پیشآزمون در گروه مداخله 82.2±9.27 و در گروه کنترل 83.53±8.8 تعیین شد که این تفاوت از نظر آماری معنیداری نبود. همچنین نمرات ابعاد اضطراب جدایی پیشآزمون دو گروه کنترل و مداخله تفاوت آماری معنیداری نداشتند. میانگین نمره کل اضطراب جدایی پسآزمون در گروه مداخله 78.36±7.87 و در گروه کنترل 84.03±9.01 تعیین شد که این اختلاف از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). قبل و بعد از مداخله در گروه مداخله اختلاف آماری معنیداری در همه ابعاد اضطراب جدایی (P<0.05) بهجز فراوانی حوادث مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بازی درمانی تراپلی در دختران دبستانی باعث بهبود اضطراب جدایی میگردد.
محمد خواجه نوری، مسعود فریدونی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی یکی از عوامل اصلی مرگومیر و ناتوانی در سطح جهانی بهشمار میرود. مسمومیت ناشی از تحریک، التهاب عصبی، استرس اکسیداتیو و نیتروزاتیو ناشی از ایسکمی / رپرفیوژن مغزی منجر به مرگ سلولی، ادم مغزی و اختلالات شناختی-رفتاری مانند اختلال در حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مینوسایکلین بر اختلالات رفتاری-شناختی القا شده توسط ایسکمی سرتاسری مغزی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 56 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار 220-280 گرمی در دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. حیوانات بهطور تصادفی در گروه کنترل، گروه حلال، گروه جراحی، گروه جراحی + حلال + ایسکمی/ریپرفیوژن، گروه جراحی + ایسکمی/ریپرفیوژن و گروههای دریافت کننده مینوسایکلین (تجویز داخل صفاقی) در دوزهای 45 ، 22.50 و 11.25 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن تقسیم شدند. در زمانهای مشخص پس از جراحی القا ایسکمی / رپرفیوژن، به منظور القا ایسکمی/ ریپرفیوژن مغزی سرتاسری از روش جراحی و مسدودسازی شریانهای کاروتید به مدت زمان 20 دقیقه استفاده شد. سی دقیقه پس از اتمام این روش، تزریق داخل صفاقی دارو یا حلال در روز صفر انجام شد. این تزریقها به مدت هفت روز متوالی در یک ساعت خاص انجام شد. در روز هفتم، رفتار اضطراب با استفاده از Open-field سنجش شد. Y-Maze برای ارزیابی حافظه کوتاه مدت و Morris water maze برای ارزیابی حافظه بلند مدت فضایی و نیز ارزیابی حافظه معکوس در روزهای بعد استفاده شد.
یافتهها: در آزمون Y-maze، ایسکمی موجب کاهش 33 درصد عملکرد حافظه کوتاهمدت شد (P<0.05). مینوسایکلین با دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب باعث بهبود 20 درصد و 25 درصد حافظه کوتاه مدت نسبت به گروه ایسکمی شد (P<0.05). در آزمون فضای باز، ایسکمی موجب کاهش 66 درصد حضور در مرکز میدان و افزایش اضطراب شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین اضطراب را ۳۲درصد نسبت به گروه ایسکمی کاهش داد (P<0.05). در آزمون Morris Water Maze، ایسکمی موجب افزایش زمان یافتن سکو در روزهای ۲ تا ۴ شد (P<0.05).مینوسایکلین در دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، زمان یافتن سکو را بهطور معنیداری کاهش داد (P<0.05). در فاز معکوس آزمون Morris، ایسکمی موجب افت عملکرد حافظه بلندمدت شد (P<0.05). مینوسایکلین در دوزهای 11.25 ، 22.5 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عملکرد را بهطور معنیداری بهبود داد (P<0.05). در آزمونهای پروب، ایسکمی موجب کاهش حضور در ربع هدف به میزان 54 درصد در پروب 1 و 47 درصد در پروب ۲ شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین حضور در ربع هدف را در پروب ۱ به میزان 45 درصد و در پروب 2 به میزان 34 درصد افزایش داد (P<0.05). هیچگونه تغییر آماری معنیدار در فعالیتهای حرکتی بین گروهها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مینوسایکلین، بهویژه در دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم میتواند عملکرد شناختی، حافظه و اضطراب را بدون ایجاد اختلال در فعالیتهای حرکتی پس از ایسکمی مغزی بهبود بخشد.