[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86963064
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
33 نتیجه برای سیل

مسعود بهشاد، حسن سعیدی، زهرا صفایی‌پور،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : سندرم خارپاشنه از جمله بیماری‌های متداول پاشنه پا در افراد میان‌سال بوده که با درد در ناحیه پاشنه همراه است. از روش‌های کاهش درد در این سندرم تجویز کفی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کفی سیلیکونی بر توزیع فشار کف پایی افراد دارای خارپاشنه انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 15 فرد مبتلا به خارپاشنه با روش نمونه‌گیری غیرتصادفی انتخاب شدند. از کفی سیلیکونی تمام طول فشار کف‌پایی به همراه ساپورت قوس طولی و پدمتاتارس که در نواحی پاشنه و سر انگشتان از سیلیکونی با چگالی متفاوت ساخته شده بود؛ استفاده گردید. با استفاده از دستگاه پدار در پنج منطقه آناتومیکی کف پا فشارهای کف‌پایی در حالت با کفی و بدون کفی، پس از طی یک مسیر 9 متری اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها : کفی سیلیکونی موجب کاهش آماری معنی‌دار 7.5% فشار در ناحیه قدامی-داخلی پا در مقایسه با کفش بدون کفی گردید (P<0.05). همچنین استفاده از کفی سبب کاهش غیرمعنی‌دار 19.49% فشار در پاشنه شد. کفی سیلیکونی سبب افزایش معنی‌دار سه متغیر نیرو، سطح در تماس و انتگرال فشار - زمان در ناحیه میانی - داخلی پا (P<0.05) و کاهش معنی‌دار متغیر انتگرال فشار - زمان در ناحیه قدامی - داخلی پا گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری : کفی سیلیکونی موجب کاهش فشار در نواحی قدامی-داخلی و کاهش میانگین و انحراف معیار میانگین حداکثر فشار در مناطق پنج‌گانه کف پا می‌گردد.


سیدمجتبی موسویان، اعظم رضوانی راد،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : یکی از مکانیسم‌های مهم مقاومت در مقابل آنتی‌بیوتیک‌های بتالاکتام در خانواده انتروباکتریاسه، تولید بتالاکتامازهای وسیع‌الطیف است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی بتالاکتامازهای وسیع الطیف در ایزوله‌های بالینی متعلق به خانواده انتروباکتریاسه با استفاده از روش فنوتیپی دیسک ترکیبی و تعیین الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی انجام گردید.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تعداد 240 ایزوله جداسازی شده متعلق به خانواده انتروباکتریاسه از نمونه‌های بالینی مختلف بیمارستان‌های شهر خرم‌آباد از فروردین لغایت تیرماه 1393 به‌وسیله تست‌های بیوشیمیایی استاندارد تعیین هویت شدند. الگوی حساسیت آنتی‌بیوتیکی در ایزوله‌ها به‌وسیله روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید. ایزوله‌های تولید کننده آنزیم‌های بتالاکتامازی وسیع‌الطیف به وسیله روش دیسک ترکیبی شناسایی شدند.

یافته‌ها : از 240 ایزوله مورد مطالعه به ترتیب بیشترین فراوانی متعلق به اشریشیاکلی (76%)، کلبسیلا پنومونیه (16.2%)، سیتروباکتر فروندی (5.4%)، پروتئوس میرابیلیس (1.6%)، و انتروباکتر (0.83%) بود. بیشترین مقاومت آنتی‌بیوتیکی ایزوله‌های مختلف مربوط به آنتی‌بیوتیک‌های آمپی‌سیلین (88%) و سفوتاکسیم (43%) بود. در حالی که کمترین مقاومت آنتی‌بیوتیکی ایزوله‌ها مربوط به آنتی‌بیوتیک آمیکاسین (2.5%) تعیین شد. از 240 ایزوله انتروباکتریاسه، 141 ایزوله (59%) مولد بتالاکتامازهای وسیع‌الطیف بودند.

نتیجه‌گیری : آنزیم بتالاکتامازهای وسیع الطیف و مقاومت آنتی‌بیوتیکی نسبت به آنتی‌بیوتیک‌های بتالاکتام وسیع‌الطیف در میان ایزوله‌های انتروباکتریاسه جدا شده از نمونه‌های بالینی فراوانی بالایی داشت.


ستار ارشدی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : سد خونی- مغزی مانع اصلی در انتقال دارو به سیستم اعصاب مرکزی است. در این مطالعه توانایی کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی (BMC) با استفاده از سیستم مایسلی مرکب (Brij-35/SDS, 85:15 mol/mol) در پیش‌بینی متغیر فارماکوسینتیکی (توانایی نفوذ از سد خونی-مغزی) 14 داروی بازی مطالعه شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی توانایی کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی با استفاده از سیستم مایسلی مرکب (Brij-35/SDS, 85:15 mol/mol) با غلظت 0.04 مولار در pH فیزیولوژیکی خون معادل 7.4 در پیش‌بینی متغیر فارماکوسینتیکی (توانایی نفوذ از سد خونی-مغزی) 14 داروی بازی ارزیابی شد. مدل رگرسیونی به منظور پیش‌بینی ضریب توزیع خونی-مغزی از آنالیز رگرسیون خطی چندتایی با استفاده از سری آموزشی در فاز متحرک مایسلی مرکب به‌دست آمده و توانایی پیش‌بینی مدل با روش‌های کمومتریکس (ارزیابی داخلی و خارجی) تعیین شد. توانایی پیش‌بینی مدل برای یک‌سری پیش‌بینی شامل 5 ترکیب (کلرپرومازین، میانسرین، پروپرانولول، سایمتیدین و تیوریدازین) ارزیابی شد. R2 مناسب نشانگر پایداری و توانایی پیش‌بینی خوب مدل توسعه یافته برای داروهایی که در مدل قرار نداشتند؛ است.

یافته‌ها : ارتباط بین داده‌های بازداری 14 داروی بازی در سیستم کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی و متغیر ضریب توزیع خونی-مغزی مربوطه در فاز متحرک، مدل خوبی به لحاظ آماری نشان داد (R2=0.822, F=25.42, SE=0.225, R2CV=0.781).

نتیجه‌گیری : محلول مایسلی مرکب در کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی به عنوان ابزار غربالگری مقدماتی کارا قادر است اطلاعات کلیدی درباره توزیع خونی - مغزی داروهای بازی به صورت ساده و اقتصادی فراهم نماید.


علی قاسمی، زهرا بدیعی، حمید فرهنگی، عبدالله بنی هاشم، سیدجواد سیدی، راضیه قدسی، عبدالقاسم مختاری، آرمین عطارزاده،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : ویروس واریسلا زوستر (Varicella zoster virus: VZV) عامل یک بیماری خفیف در کودکان است؛ اما در کودکان با نقص در سیستم ایمنی می‌تواند یک بیماری تهدیدکننده محسوب شود. این مطالعه به منظور ارزیابی آنتی‌بادی‌های IgG و IgM علیه VZV در سرم کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد (acute lymphoblastic leukemia: ALL) انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 66 کودک مبتلا به بیماری ALL تحت شیمی درمانی در بیمارستان فوق تخصصی دکترشیخ مشهد طی سال 1391 انجام شد. مثبت یا منفی بودن تیتر IgG و IgM علیه VZV با استفاده از روش الایزا ارزیابی شد.

یافته‌ها : 15 بیمار (21.7%) دارای سرولوژی مثبت برای آنتی‌بادی IgG بودند و سابقه ابتلاء به VZV را داشته و نسبت به بیماری آبله‌مرغان ایمن بودند. 51 بیمار (78.3%) دارای تیتر منفی برای آنتی‌بادی IgG بودند و در برابر عفونت VZV حساس بودند.

نتیجه‌گیری : اکثر کودکان مبتلا به بیماری لوسمی لنفوبلاستیک حاد دارای تیتر منفی برای آنتی‌بادی IgG بوده و در برابر عفونت ناشی از ویروس واریسلا زوستر حساسند.


آریا افشاری، مهدیه رئیس زاده، لقمان اکرادی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : سوختگی یکی از علل عمده مرگ و میر در دنیا است. این مطالعه به منظور تعیین اثر اسانس اسطوخودوس در روغن کنجد و سیلورسولفادیازین بر ترمیم زخم سوختگی موش سوری انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 سر موش سوری به‌طور تصادفی در 5 گروه 6 تایی گروه‌ها شامل کنترل منفی (سرم فیزیولوژی)، کنترل مثبت (پماد سیلورسولفادیازین)، تجربی اول (اسانس اسطوخودوس)، تجربی دوم (ترکیب اسانس اسطوخودوس در روغن کنجد) و تجربی سوم (روغن کنجد) قرار داده شدند. بعد از اعمال سوختگی با صفحه داغ به قطر 2 سانتی‌متر، تیمار زخم‌ها انجام شد. در روزهای 1 ، 3 ، 6 ، 9 ، 18 و 21 قطر زخم و درصد بهبودی محاسبه گردید. در روز 21 نمونه‌برداری بافتی از محل زخم در هر گروه انجام شد.

یافته‌ها : درصد بهبودی به ترتیب در گروه‌های کنترل مثبت، تجربی دوم، تجربی اول و تجربی سوم نسبت به گروه کنترل منفی افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). درصد بهبودی گروه کنترل مثبت و گروه تجربی دوم در بسیاری از روزهای ترمیم یکسان و دارای اختلاف آماری معنی‌دار با گروه کنترل منفی بود (P<0.05). میزان ترمیم بافتی براساس انباشتگی کلاژن، فیبروبلاست‌ها و یکپارچگی اپیدرم به‌ترتیب در گروه کنترل مثبت، گروه تجربی دوم، گروه تجربی اول و گروه تجربی سوم بیشتر بود.

نتیجه‌گیری : ترکیب اسانس اسطوخودوس در روغن کنجد همانند پماد سیلورسولفادیازین به‌عنوان ترکیب گیاهی دارای اثرات ترمیمی بر زخم سوختگی در موش سوری بود.


زهرا آل خمیس، مهدیه مصطفوی، لیلا حسنی، فخری السادات محمدی، خسرو محمدی،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : کورکومین، ترکیب پلی‌فنول فعال از گیاه کورکوما‌لانگا است که فعالیت‌های زیستی گسترده‌ای از جمله اثرات ضدالتهابی، ضدباکتریایی و سمیت سلولی برای سلول‌های سرطانی متعدد را نشان می‌دهد. بربرین ایزوکینولین آلکالوئیدی است که در زرشک وجود دارد و باعث سرکوب رشد بسیاری از سلول‌های توموری می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدباکتریایی بربرین و کمپلکس‌های ایندیوم کورکومین و ایندیوم دی‌استیل کورکومین علیه باکتری‌های اشریشیاکلی و باسیلوس پامیلوس و مقایسه سمیت سلولی آنها بر رده سلول‌های سرطانی مثانه و معده انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی اثر ضدباکتریایی و اثر سمیت سلولی بربرین و کمپلکس‌های ایندیم‌کورکومین (In(cur)3) و ایندیم ‌دی‌ استیل ‌کورکومین (In(DAC)3) به ترتیب با استفاده از روش MTT (متیل‌ تیازول ‌تترازولیوم) و آزمون رقت ارزیابی شد. باکتری اشریشیاکلی (BL21(DE3))، باکتری باسیلوس پامیلوس (PTCC 1529)، رده سلولی مثانه (5637) و رده سلولی سرطانی معده (AGS) مورد ارزیابی قرار گرفتند.

یافته‌ها : حداقل غلظت بازدارندگی بربرین برای باکتری اشریشیا کولی 5 میلی‌مولار تعیین شد. در غلظت 100 ماکرومولار بربرین تقریباً 100 درصد سلول‌های سرطانی مثانه از بین رفتند. اثر سمیت سلولی کمپلکس‌های کورکومین بر دو رده سلولی سرطانی مثانه و معده نشان داد که هر دو کمپلکس‌ به میزان مختلف اثر بازدارندگی بر حیات رده‌های سلولی دارند. سمیت سلولی 20 میکرو مولار ایندیوم کورمومین و ایندیوم دی استیل کورکومین برای سلول‌های سرطانی مثانه به ترتیب 58 درصد و 55 درصد و برای سلول‌های سرطانی معده 61 درصد و 34 درصد به‌دست آمد. فعالیت ضدباکتریایی کمپلکس‌ها در برابر باکتری‌های باسیلوس پامیلوس و اشریشیاکلی نشان داد که هیچیک از کمپلکس‌ها، اثر ضدباکتریایی در برابر باسیلوس پامیلوس ندارند؛ ولی هر دو کمپلکس‌ مانع رشد باکتری اشریشیاکلی شدند. جمعیت باکتری در حضور ایندیوم کورمومین و ایندیوم دی استیل کورکومین به ترتیب 40 درصد و 24 درصد کاهش یافت.

نتیجه‌گیری : کمپلکس‌های ایندیوم کورکومین و ایندیوم دی استیل کورکومین به‌صورت بالقوه ویژگی درمانی ضدسرطانی و ضدباکتریایی دارند. علاوه بر این بربرین دارای اثر ضدباکتریایی و ضدسرطانی است.


شیما ندافی، محمد مهدی سلطان دلال، علیرضا پرتوآذر، زهرا درگاهی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پیدایش گونه‌های باکتری گرم مثبت و گرم منفی که در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم هستند؛ در سرتاسر جهان یک تهدید برای عموم به‌شمار می‌رود. این مطالعه به منظور تعیین فعالیت ضدباکتریایی نانو ذره اکسید روی بر سویه‌های استاندارد، جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سرئوس از مواد غذایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی، نانو ذره اکسید روی از زئولیت تهیه گردید و مقدار آن با استفاده از XRF تعیین شد. حداقل غلظت مهارکنندگی رشد (Minimum Inhibitory Concentration: MIC) و حداقل غلظت باکتری کشی (Minimum Bactericidal Concentration: MBC) با استفاده از روش انتشار دیسک تعیین شدند.

یافته‌ها: مقدار MIC نانو ذره اکسید روی برای همه باکتری‌های مورد آزمایش 4 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و مقادیر MBC این ماده برای سویه استاندارد و جدایه سالمونلا اینتریتیدیس به ترتیب برابر با 16 و 8 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و برای سویه استاندارد و جدایه باسیلوس سرئوس 16 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر محاسبه گردید.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که می‌توان از نانو ذره اکسید روی برای مهار جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سرئوس از مواد غذایی استفاده نمود و پتانسیل مناسبی برای جایگزینی مواد نگهدارنده برای جلوگیری از فساد مواد غذایی است.


کیمیا خندستان، بهاره پاکپور، مریم تاج آبادی ابراهیمی،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی است که به علت از بین رفتن نورون‌های دوپامینرژیک در بخش متراکم جسم سیاه ایجاد می‌شود. مهم‌ترین علایم این بیماری شامل کندی حرکت، عدم حرکت، لرزش و عدم تعادل است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف خوراکی پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی بر موش‌های صحرایی نر در مدل حیوانی بیماری پارکینسون انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی از 48 راس موش صحرایی نر در 6 گروه استفاده شد. برای ایجاد مدل حیوانی بیماری پارکینسون، بخش متراکم جسم سیاه در حیوانات با تزریق 6هیدروکسی دوپامین (6-OHDA) (0.5 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن موش) به‌طور یک‌طرفه توسط دستگاه استریوتاکس تخریب شد. پس از 3 هفته ریکاوری موش‌ها به‌منظور ارزیابی میزان تخریب، موش‌های صحرایی به صورت درون صفاقی آپومورفین دریافت کردند. تست چرخشی آپومورفین به منظور سنجش پارکینسون انجام گردید. در آزمایش اول موش‌های صحرایـی به‌صورت تصادفی به دو گـروه Sham و گـروه پـارکیـنسونـی شـده (آسیب‌دیده) تقسـیم شـدند. گـروه Sham فقط آب و غذا و گـروه آسیب‌دیده 6 هیدروکسی دوپـامیـن دریـافـت کردند. در آزمایش دوم موش‌های صحرایـی به 4 گـروه 8 تایـی تقسـیم شـدند، هر 4 گروه تحت تاثیر 6-هیدروکسی دوپامین قرار گرفتند و 21 روز بعد تحت آزمایش سنجش آپومورفین قرار گرفتند و نتایج ثبت گردید. سپس به مدت 28 روز گروه اول به عنوان شاهد در نظر گرفته شد و تحت تیمار قرار نگرفت. گـروه دوم سالیـن، گـروه سوم شیـر و گـروه چهـارم شیر به همراه پـروبیوتیـک به صورت گاواژ دریـافـت کردند. در انتهای روز 28 دوباره هر گروه تحت آزمون چرخش آپومورفین قرار گرفتند و میزان چرخش‌ها ثبت شدند.

یافته‌ها: آزمون‌های رفـتاری به تـرتیـب در گروه‌های سالیـن، شیـر، شیـر + پـروبیوتیـک نشان داد کـه گـروه دریافت کننده شیـر همـراه پـروبیوتیـک لاکتوباسیلوس پاراکائی به‌صورت معنی‌داری چرخش آپومـورفیـن کـمتـری نسبت به گـروه دریافت کننده سالیـن داشتند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی منجر به بهبود بیماری پارکینسون می‌شود.


محمود گنجی فرد، مسعود مدیحی، محمدرضا مفتح، بی بی فاطمه شخص امام پور،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: درد متعاقب جراحی تونسیلکتومی یکی از شایع‌ترین عوارض این جراحی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو در کاهش درد پس از عمل جراحی تونسیلکتومی انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی سه سویه کور روی 104 بیمار 15-7 ساله کاندیدای عمل تونسیلکتومی در بیمارستان ولی عصر بیرجند انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه 52 نفری گاباپنتین و پرومتازین تقسیم شدند. یک ساعت قبل از بیهوشی، به گروه اول گاباپنتین خوراکی 20 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن و به گروه دوم شربت پرومتازین 0.5 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن تجویز شد. نمره درد براساس شاخص MOPS طی ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار شدت درد در گروه مورد مداخله با پرومتازین در 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت پس از عمل به ترتیب 0.84±1.35 ، 0.87±0.9 ، 0.52±0.25 و 0.19±0.04 و در گروه گاباپنتین به ترتیب 0.98±1.58 ، 0.91±1.13 ، 2.7±0.69 و 0.24±0.06 به دست آمد. بین میزان درد دو گروه در ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل تفاوت آماری معنی‌داری یافت نشد.

نتیجه‌گیری: داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو دارای اثر کاهنده درد مشابهی در بیماران با جراحی تونسیلکتومی بودند.


فیروزه درخشان پور، معصومه اسلامی، لیلا کاشانی، مهدی آسانی،
دوره 23، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: هیپرتروفی مزمن لوزه‌های آدنوئید، شایع‌ترین علت آپنه خواب در کودکان است و می‌تواند زمینه‌ساز اختلالات رفتاری متعدد در کودکان باشد. اختلال بیش فعالی و نقص توجه (attention deficit hyperactivity disorder: ADHD) نوعی اختلال هتروژن است و نتیجه شرایط بیولوژیکی، اجتماعی و روانی متعدد است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ادنوتانسیلکتومی بر علایم کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه قبل و شش ماه پس از جراحی انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 37 کودک دچار هایپرتروفی آدنویید مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان در سال 1397 انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای دو قسمتی در بخش اول شامل اطلاعات شخصی (سن، جنس) و در بخش دوم شامل فهرست مهارت‌ها و مشکلات بود. بیماران در سه حوزه بیش فعالی، بی توجهی و تکانشگری بر اساس 18 معیار DSM (diagnostic and statistical manual of mental disorders) قرار داده شدند. پس از دریافت رضایت کتبی از والدین و رعایت ضوابط، پرسشنامه به طور مستقیم توسط مجری پروژه (کارورزان) تکمیل و اطلاعات توسط والدین فرزندان جمع‌آوری شد. از پرسشنامه توانایی‌ها و مشکلات (Strengths and Difficulties Questionnaire: SDQ) برای ارزیابی کودکان قبل و ششماه بعد از انجام جراحی آدنوتونسیلکتومی استفاده شد.

یافته‌ها: در ارزیابی تغییرات نمرات آزمون SDQ پیش و پس از انجام آدنوتونسیلکتومی مشاهده شد که میانگین و انحراف معیار نمرات زیر واحدهای اختلالات احساسی، اختلال سلوک، بیش فعالی، اختلال توجه و اختلال اجتماعی میانگین نمره آزمون بهبود یافته و از نظر آماری اختلاف معنی‌داری قبل و بعد از آدنوتانسیلکتومی مشاهده شد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: آدنوتونسیلکتومی می‌تواند نمره SDQ را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. بنابراین در کودکان مبتلا به بیش فعالی، یک اختلال پزشکی از جمله هیپرتروفی آدنوئید می‌تواند باعث بروز، تشدید و تداوم بیماری شود و درمان مناسب می‌تواند عامل اصلی در کنترل شدت علایم و حتی بهبود نسبی بیماری باشد.



امراله شریفی، علیرضا علاقی، محمدرضا هنرور، علیرضا حیدری،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اقدامات مهم در وقوع بحران و بعد از آن، مدیریت تغذیه مردم آسیب دیده است. بحران سیل و آب‌گرفتگی شهرها و روستاهای حاشیه گرگانرود استان گلستان در ابتدای سال 1398 اتفاق افتاد. این مطالعه به منظور تبیین چالش‌های مدیریت تغذیه در بحران سیل استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کیفی، ۳۱ نفر از مردم سیل زده، مدیران و کارشناسان شهری و استانی دخیل در مدیریت بحران به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از راهنمای مصاحبه و به روش مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته جمع‌آوری شد. داده‌ها پس از ضبط و پیاده‌سازی، به روش تحلیل محتوی و با استفاده از نرم افزار Atlas.ti 8.3 آنالیز شدند.
یافته‌ها: چالش‌های مدیریتی تغذیه در بحران سیل شامل برنامه‌ریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل و ارزیابی بودند. چالش‌های اجرایی و عملکردی مدیریت تغذیه در بحران سیل شامل تهیه غذا، توزیع غذا و نظارت تعیین شدند. سایر چالش‌ها شامل چالش‌های سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی و زیست محیطی بودند.
نتیجه‌گیری: اکثر پاسخگویان بر بی نظمی و آشفتگی مدیریت تغذیه در بحران سیل تاکید داشتند و آن را ناشی از چالش‌های مدیریتی، اجرایی و عملکردی، سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی می‌دانستند.


مینو دادبان شهامت، اسرا عسکری، فاطمه حبیب اللهی اردهایی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: لپتین با اختلالات متابولیکی همراه بوده و ابتلاء استئاتوز کبدی به استئاتو هپاتیتیس را پیشرفت می‌دهد. لپتین به طور انتخابی ترشح سایتوکاین TNF-α را در پاسخ به اسید چرب اشباع شده افزایش می‌دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین تداومی و مصرف عصاره هیدروالکلی گیاه خار مریم بر فاکتور نکروزدهنده تومور-آلفا و لپتین کبدی موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار با مدل کبد چرب انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن سه هفته و میانگین وزنی 3±159 گرم پس از دو هفته سازگاری با محیط به روش تصادفی به 5 گروه 8 تایی شامل جیره معمولی + سالین، جیره پر چرب + سالین (کنترل)، جیره پرچرب + مکمل، جیره پرچرب + تمرین + سالین و جیره پرچرب + تمرین + مکمل تقسیم شدند. تغذیه روزانه حیوانات 10 گرم به ازای هر 100 گرم وزن بدن موش‌های صحرایی (جیره استاندارد 13 درصد چربی و جیره پر چرب 41 درصد چربی) به مدت 8 هفته و مکمل سیلی مارین با دوز 140 میلی‌گرم به ازای هر کیلو وزن بدن در دو هفته آخر تمرین گاواژ شد. پروتکل تمرینی پس از دو هفته سازگاری حیوانات با محیط آزمایشگاه به مدت 8 هفته کامل تمرین هوازی تداومی شامل 30 دقیقه با شدت 70 تا 75 درصد Vo2max روی نوارگردان انجام شد که به تعداد 5 روز در هفته اجرا شد. پس از کشتار، نمونه‌ها برای آنالیز بافتی به آزمایشگاه ارسال و اندازه‌گیری بیان پروتئین‌های لپتین و TNF-α کبدی به روش الایزا و کیت‌های لپتین و تومور نکروز دهنده آلفا انجام گردید.


یافته‌ها: غلظت لپتین کبدی در گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + مکمل سیلی‌مارین (P<0.05) در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنی‌دار بیشتری نشان داد. همچنین میزان غلظت TNF-α کبدی در گروه جیره پرچرب + سالین در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + مکمل سیلی‌مارین (P<0.05) و گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنی‌دار بیشتری نشان داد. وزن موش‌های صحرایی گروه جیره معمولی+سالین نسبت به تمامی گروه‌ها تفاوت آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: تاثیر توام تمرین هوازی تداومی همراه با مصرف مکمل سیلی‌مارین اثر معنی‌داری بر میزان کاهش لپتین و TNF-α در گروه‌های پرچرب داشت؛ اما این تغییرات در گروه‌های مکمل به تنهایی معنی‌دار نبود. بنابراین تمرینات هوازی تداومی می‌تواند به همراه مکمل در جهت اکسیداسیون بیشتر چربی و کاهش التهاب در بدن گردد.


الهه قره خانی، ساجده زیبایی، محبوبه رحمتی کوکنده، رامین عطایی، محمد شکرزاده،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: 5-فلورواوراسیل (5-FU) یک داروی شیمی‌درمانی رایج در درمان سرطان کولورکتال است. با این حال، سمیت ژنتیکی آن می‌تواند منجر به آسیب DNA در سلول‌های سالم شود. لیکوپن و کوآنزیم Q10 آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی هستند که می‌توانند اثرات محافظتی در برابر آسیب‌های اکسیداتیو داشته باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی لیکوپن به همراه Q10 بر سمیت ژنتیکی 5- فلورواوراسیل بر رده سلولی SW480 (سرطان کولورکتال) و MSC (سلول‌های بنیادی مغز استخوان) به روش Comet انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده‌های سلولی SW480 و MSC تهیه شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک ایران در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی در سال 1402 انجام شد. رده‌های سلولی SW480 و MSC با تراکم کشت سلول 104 در معرض تک دوز 5-FU (یک میکرومولار) و غلظت‌های مختلف لیکوپن و Q10 (0، 10، 20 و 30 میکرومولار) قرار گرفتند. گروه‌بندی برای هر رده سلولی هفت گروه شامل گروه کنترل بدون تیمار؛ گروه 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروه‌های دریافت کننده Q10 با غلظت‌های µM 10، 20 و 30 به همراه لیکوپن به ترتیب با غلظت‌های µM 10، 20 و 30 به همراه تیمار شده با 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروه دریافت کننده Q10 (µM 30) و گروه دریافت کننده لیکوپن (µM 30) بودند. سمیت سلولی با استفاده از روش MTT و آسیب DNA با استفاده از روش Comet Assay ارزیابی شد.

یافته‌ها: 5-FU باعث کاهش معنی‌دار در زنده‌مانی سلولی و افزایش آسیب DNA شد (P<0.05). لیکوپن و Q10 به تنهایی سمیت سلولی قابل توجهی نداشتند. ترکیب لیکوپن و Q10 با 5-FU باعث افزایش زنده‌مانی سلولی و کاهش آسیب DNA در مقایسه با گروه تحت درمان با 5-FU به تنهایی شد.

نتیجه‌گیری: لیکوپن و Q10 اثرات محافظتی قابل توجهی در برابر سمیت ژنتیکی ناشی از 5-FU در رده‌های سلولی SW480 و MSC نشان دادند.



صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 36 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)