33 نتیجه برای سیل
دکتر حاجی محمد ساتلقی، دکتر سولماز جنتی عطائی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : آسیبهای استخوانی و مفصلی ناشی از ترومای عضلانی اسکلتی یک علت مهم ناتوانی جسمی به ویژه در میان جوانان است. این مطالعه به منظور تعیین علل آسیبهای استخوانی و مفصلی در مصدومین جوان ارجاع شده به مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 600 مصدوم در محدوده سنی 40-17 سال با آسیبهای استخوانی و مفصلی پذیرش شده در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال 1388 انجام شد. بیماران از نظر عوامل دموگرافیک، چگونگی ایجاد آسیب و یافتههای بالینی، توزیع آسیب در بدن و اقدامات درمانی بررسی شدند. نمونهگیری در یک ماه از هر فصل سال به صورت تصادفی انجام شد. جمعآوری اطلاعات از طریق مصاحبه و انجام معاینه فیزیکی صورت گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای کایاسکوئر و t تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : میانگین سنی افراد 7+-25 سال بود. 83 درصد از آسیبها در مردان رخ داده بود. 37 درصد از حوادث بین ساعات 12تا 18 اتفاق افتاده بود. شایعترین علل آسیب به تصادفات (49.6%)، آسیبهای شغلی (15.3%) و سقوط از بلندی (10.3%) اختصاص داشت. گذرگاههای شهری (43.5%) و جادهها (17.1%) بیشترین مکانهای حادثه بودند. شایعترین آسیبها، شکستگیها (71.7%)، آسیب نسج نرم (48.3%) و دررفتگی (8.7%) بود. اندام فوقانی شایعترین عضو صدمه دیده و اندام تحتانی شایعترین عضو شکسته بود. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده آسیبپذیری بیشتر مردان جوان در اثر تصادفات و آسیبهای شغلی است.
دکتر حمیدرضا خضرایی، دکتر بهمن خلیلی، دکتر فروزان گنجی، دکتر حسن مقیم،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : شناسایی آلرژنهای شایع در هر منطقه برای پیشگیری و درمان بیماریهای آلرژیک ضروری است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی عوامل قارچی در افراد مبتلا به رینیت آلرژیک در شهرکرد انجام شد. روش بررسی : این مطالعه موردی - شاهدی روی 62 بیمار مبتلا به رینیت آلرژیک و 62 بیمار با علل غیررینولوژی در دامنه سنی 5-60 سال مراجعه کننده به کلینیک آموزشی گوش، حلق و بینی بیمارستان آیتاله کاشانی شهرکرد در سال 1388 انجام شد. از بیماران نمونههای خون و ترشحات بینی گرفته شد. سپس میزان IgE نمونههای خون با روش ELISA اندازهگیری شد. اسمیر مستقیم و کشت از ترشح بینی در محیط کشت سابوره برای وجود و یا عدم وجود قارچ انجام شد. سپس خصوصیات ظاهری کلنی و نیز خصوصیات بیوشیمیایی نوع قارچ مشخص گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای کایاسکوئر و تی مستقل تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : از مجموع 62 بیمار گروه مورد 30 نفر مرد (48.3%) و 32 زن (51.7%) و از مجموع 62 بیمار گروه شاهد 27 مرد (43.6%) و 35 نفر زن (56.4%) بودند. از گروه مورد در 15 نفر (24%) و از گروه شاهد در 5 نفر (8%) پس از کشت ترشحات بینی، قارچ جدا گردید (P<0.05). بیشترین قارچ جدا شده از گروه مبتلا به رینیت آلرژیک 5 مورد (8%) آسپرژیلوس و پس از آن 4 مورد (6.5%) پنیسیلیوم بود. در اسمیر مستقیم بررسی قارچ، در 14 نفر (23%) از گروه مورد (6 مرد و 8 زن) و 5 نفر (8%) از گروه شاهد (2 مرد و 3زن) عناصر قارچی دیده شد (P<0.05). بین جنس و درصد رشد قارچ نمونههای کشت داده شده در دو گروه مورد و شاهد اختلاف آماری معنیداری یافت نشد. میزان IgE در 19نفر (31%) از افراد مبتلا به رینیت آلرژیک بالاتر از 100 IU/mLit بود و این میزان در 3 نفر (4.8%) از گروه شاهد مشاهده شد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که قارچها میتوانند از عوامل ایجاد کننده رینیت آلرژیک باشند.
مهرداد روغنی، محسن خلیلی، توراندخت بلوچ نژاد مجرد، مصطفی احمدی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : دیابت قندی در درازمدت با اختلالاتی در یادگیری، حافظه و شناخت همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی سیلیمارین بر نقص ایجاد شده در حافظه و یادگیری موش صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 300-240gr انجام شد. موشها به صورت تصادفی به پنج گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با سیلیمارین (100 mg/kg)، دیابتی و دو گروه دیابتی تحت درمان با سیلیمارین (50, 100 mg/kg) تقسیم شدند. سیلیمارین 10 روز پس از تزریق استرپتوزوتوسین به مدت 4 هفته (داخل صفاقی و روزانه) تجویز شد. در پایان، تأخیر اولیه (شاخص اکتساب) و تأخیر در حین عبور (شاخص نگهداری و به یادآوری) در آزمون اجتنابی غیرفعال و درصد رفتار تناوب بهعنوان شاخص حافظه فضایی با استفاده از ماز Y تعیین گردید. همچنین میزان مالوندیآلدئید بافت هیپوکامپ مغز حیوانات تعیین شد. دادهها با استفاده از برنامه سیگما استات نسخه 3.5 و آزمونهای آماری ANOVA یکطرفه و دوطرفه، Tukey و کروسکالوالیس تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : کاهش معنیدار تأخیر در حین عبور موشهای دیابتی (P<0.01) و دیابتی تحت تیمار با دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم سیلیمارین (P<0.05) در پایان کار مشاهده گردید و این پارامتر بهطور معنیدار در گروه دیابتی تحت تیمار با دوز بالای سیلیمارین بیشتر از گروه دیابتی بود (P<0.05). بهعلاوه درصد تناوب در حیوانات دیابتی بهطور معنیدار کمتر از گروه کنترل بود (P<0.05) و این پارامتر در گروههای دیابتی تحت تیمار با سیلیمارین تفاوت معنیدار در مقایسه با گروه دیابتی نشان نداد. همچنین موشهای دیابتی افزایش معنیدار در سطح بافتی مالوندیآلدئید نشان دادند (P<0.05) و درمان با سیلیمارین با دوز بالا (100 mg/kg) میزان مالوندیآلدئید را به صورت معنیدار کاهش داد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که هرچند تجویز دراز مدت سیلیمارین با دوز 100 میلیگرم بر کیلوگرم بر توانایی نگهداری اطلاعات در انبار حافظه و به یادآوری آنها در حیوانات دیابتی در آزمون اجتنابی غیرفعال اثر دارد؛ ولی موجب بهبود حافظه فضایی کوتاهمدت در حیوانات دیابتی نمیگردد و احتمالاً سودمند این ماده از طریق کاهش پراکسیداسیون لیپیدی در بافت هیپوکامپ اعمال میشود.
محمدمهدی سلطان دلال، محمد کاظم شریفی یزدی، سوان آوادیس یانس، هدروشا ملاآقامیرزایی، آیلار صباغی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : کلبسیلاها باکتری گرم منفی VP (وژز پروسکوئر) مثبت هستند که به صورت همسفره در دستگاه گوارش و مجاری تنفسی افراد یافت شده و به عنوان عامل عفونت جدی در بیماران بستری در بیمارستان و مقاوم در برابر آنتیبیوتیکها مطرح هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر سیپروفلوکساسین، سفتیزوکسیم و کاربنیسیلین بر کلبسیلاهای جدا شده از نمونه بیماران انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی 1200 نمونه بالینی مختلف از بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران جمعآوری و برای شناسایی کلبسیلا مورد بررسی قرار گرفتند. برای تعیین حداقل غلظت کشندگی (MIC) گونههای کلبسیلا شناسایی شده، نسبت به آنتیبیوتیکهای کاربنیسیلین، سفتیزوکسیم و سیپروفلوکساسین از روش تهیه رقت در لوله macrodilution broth test استفاده شد. یافتهها : از 1200 نمونه جدا شده 300 نمونه (25درصد) کلبسیلا تشخیص داده شد. بیشترین کلبسیلای تشخیص داده شده از نمونههای ادرار (73 درصد) بود و کلبسیلا پنومونیه (94 درصد) فراوانترین گونه جدا شده بود. نتایج MIC و حداقل غلظت مهارکنندگی (MBC) حاصله با استفاده از رقتهای متوالی، محدوده غلظتهایی که رشد گونههای مختلف کلبسیلا را متوقف ساخت؛ به ترتیب برای کاربنیسیلین 16-1024 μg/ml ، سفتیزوکسیم 4-256 μg/ml و سیپروفلوکساسین 16-0.25 μg/ml به دست آمد. 94 درصد از کل گونههای کلبسیلا نسبت به کاربنیسیلین، 6 درصد به سفتیزوکسیم و یک درصد به سیپروفلوکساسین مقاوم بودند. نتیجهگیری : دو داروی سیپروفلوکساسین و سفتیزوکسیم در درمان عفونتهای ناشی از کلبسیلا مناسب هستند.
سالار حافظ قرآن، حسین میقانی، پونه ابراهیمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف:با توجه به تنوع ژنتیکی ایجاد شده در عوامل بیماریزای میکروبی و پیدایش سویههای مقاوم و همچنین عوارض جانبی ناشی از مصرف داروهای شیمیایی، جایگزین کردن آنها با داروهای ضدباکتریایی با منشاء گیاهی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصارههای کلروفرمی، اتیلاستاتی و هیدروالکلی پیاز گیاه سنبل کوهی بر روی دو باکتری گرم مثبت و یک باکتری گرم منفی به روش دیسک دیفیوژن و روش رقت لولهای انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی عصاره کلروفرومی، اتیلاستاتی و هیدروالکلی پیاز گیاه سنبل کوهی تهیه و خواص ضدمیکروبی و نیز حداقل غلظت مهارکنندگی باکتری (MIC) و میکروبکشی (MBC)، با روش دیسک دیفیوژن (تعیین هاله عدم رشد) و نیز رقت لولهای (Macro-dilution)، بر باکتریهای اشریشیاکلی (گرم منفی)، باسیلوس سرئوس و استافیلوکوکوس اورئوس (گرم مثبت) مورد سنجش قرار گرفت. از دیمتیلسولفوکسید بهعنوان شاهد منفی و از آمپیسیلین و نالیدیکسیکاسید بهعنوان شاهدهای مثبت استفاده شد. یافتهها : هاله عدم رشد عصاره اتیلاستاتی به ترتیب روی استافیلوکوکوس 0.1±26.3 mm ، اشریشیاکلی 0.3±23.7 mm و باسیلوس 0.4±19.5 mm تعیین شد. هاله عدم رشد عصاره کلروفرمی بهترتیب روی استافیلوکوکوس 0.2±16.4 mm و باسیلوس 0.3±14.9 mm مشاهده گردید. نتیجهگیری : اثر ضدمیکروبی عصارههای کلروفرمی و اتیلاستاتی پیاز گیاه سنبل کوهی بر روی اشریشیاکلی، استافیلوکوکوس و باسیلوس بیشتر از نالیدیکسیکاسید و مشابه آمپیسیلین در شرایط آزمایشگاهی بود.
محمد آهنجان، سارا عبدالهی، حبیبه عبدلیان، فاطمه زهرا محمدنژاد،
دوره 16، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین از پاتوژنهای مهم بیمارستانی است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده مقاوم به متیسیلین از دست و بینی کارکنان مراکز آموزشی - درمانی شهر ساری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 148 نفر از کارکنان درمانی بخشهای مختلف بیمارستانهای آموزشی شهرستان ساری در سال 1391 انجام شد. از انگشتان دست و ناحیه قدامی بینی افراد نمونهبرداری انجام شد. نمونهها بلافاصله در محیط مانیتول سالت آگار کشت داده شدند. کلنیهای مشکوک با رنگآمیزی گرم و تستهای کاتالاز و کواگولاز مورد شناسایی قرار گرفتند. تست حساسیت به آنتیبیوتیکها به روش دیسک دیفیوژن انجام شد. برای تعیین مقاومت استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده به متیسیلین از روش میکرودایلوشن براث و مشخص شدن حداقل غلظت ممانعتکنندگی از رشد باکتری استفاده شد. یافتهها : فراوانی حاملین استافیلوکوکوس اورئوس و استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین بهترتیب 16.2% و 9.5% تعیین شد. بیشترین درصد حاملین استافیلوکوکوس اورئوس در کارکنان بخش اتاق عمل - آنژیوگرافی و داخلی اطفال بود. بیشترین فراوانی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین در کارکنان بخشهای اتاق عمل و آنژیوگرافی بود. تمام سویهها نسبت به پنیسیلین و آموکسیسیلین مقاوم و نسبت به ونکومایسین و کلرامفنیکل حساس بودند. نتیجهگیری : فراوانی استافیلوکوکوس اورئوس در کارکنان بیمارستانهای آموزشی ساری، نسبت به مطالعات مشابه در کشور پایینتر و فراوانی سویههای مقاوم به متیسیلین در مقایسه با مطالعات مشابه ایران بالاتر بود.
نازیله فانی، مهدی شفیعی اردستانی، پریچهر یغمائی، آرتین اسدی، امیر برزگر بهروز،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری ویلسون یک بیماری ارثی متابولیسم مس است و با رسوب بیش از حد مس در کبد و مغز مشخص میشود. D- پنی سیل آمین یکی از معروفترین شلاتورهای مورد استفاده در درمان بیماری ویلسون است؛ اما نقص اصلی این دارو ناتوانی آن در ورود به فضای درون سلولی است. این مطالعه به منظور ساخت و ارزیابی خواص ضد مس درون سلولی نانوکونژوگه D-پنی سیل آمین – دندریمر در سلولهای مدل ویلسون (HepG2) انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی دوزهای مختلفی از داروهای دندریمر، D-پنی سیل آمین و نانوکونژوگه D-پنی سیل آمین-دندریمر به سلولهای مدل ویلسون تزریق شد. سپس میزان غلظت مس درون سلولی هر یک از گروههای سلولی دریافت کننده دارو بهطور جداگانه با دستگاه جذب اتمی بررسی و به روش مقایسهای ارزیابی گردید. غلظت مس درون سلولی با استفاده از نرمافزار Pharm و براساس معادله خطی محاسبه شد. سمیت نانوکونژوگه D-پنی سیل آمین-دندریمر با روش MTT Assay سنجیده شد. یافتهها : گروههای سلولی دریافت کننده داروی نانوکونژوگه D-پنی سیل آمین-دندریمر بیشترین کاهش غلظت مس درون سلولی (18 ppm) را در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند (P<0.05). غلظت مس درون سلولی 46.61 تعیین شد. دوز بهکار رفته برای داروی نانوکونژوگه D-پنی سیل آمین-دندریمر سمیتی از خود نشان نداد و اثری بر سلولهای زنده نداشت. نتیجهگیری : نانوکونژوگه کردن D-پنی سیل آمین بهوسیله دندریمر میتواند سبب کاهش مس درون سلولی گردد.
مسعود بهشاد، حسن سعیدی، زهرا صفاییپور،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم خارپاشنه از جمله بیماریهای متداول پاشنه پا در افراد میانسال بوده که با درد در ناحیه پاشنه همراه است. از روشهای کاهش درد در این سندرم تجویز کفی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کفی سیلیکونی بر توزیع فشار کف پایی افراد دارای خارپاشنه انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 15 فرد مبتلا به خارپاشنه با روش نمونهگیری غیرتصادفی انتخاب شدند. از کفی سیلیکونی تمام طول فشار کفپایی به همراه ساپورت قوس طولی و پدمتاتارس که در نواحی پاشنه و سر انگشتان از سیلیکونی با چگالی متفاوت ساخته شده بود؛ استفاده گردید. با استفاده از دستگاه پدار در پنج منطقه آناتومیکی کف پا فشارهای کفپایی در حالت با کفی و بدون کفی، پس از طی یک مسیر 9 متری اندازهگیری شد.
یافتهها : کفی سیلیکونی موجب کاهش آماری معنیدار 7.5% فشار در ناحیه قدامی-داخلی پا در مقایسه با کفش بدون کفی گردید (P<0.05). همچنین استفاده از کفی سبب کاهش غیرمعنیدار 19.49% فشار در پاشنه شد. کفی سیلیکونی سبب افزایش معنیدار سه متغیر نیرو، سطح در تماس و انتگرال فشار - زمان در ناحیه میانی - داخلی پا (P<0.05) و کاهش معنیدار متغیر انتگرال فشار - زمان در ناحیه قدامی - داخلی پا گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : کفی سیلیکونی موجب کاهش فشار در نواحی قدامی-داخلی و کاهش میانگین و انحراف معیار میانگین حداکثر فشار در مناطق پنجگانه کف پا میگردد.
سیدمجتبی موسویان، اعظم رضوانی راد،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از مکانیسمهای مهم مقاومت در مقابل آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در خانواده انتروباکتریاسه، تولید بتالاکتامازهای وسیعالطیف است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی بتالاکتامازهای وسیع الطیف در ایزولههای بالینی متعلق به خانواده انتروباکتریاسه با استفاده از روش فنوتیپی دیسک ترکیبی و تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی انجام گردید.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تعداد 240 ایزوله جداسازی شده متعلق به خانواده انتروباکتریاسه از نمونههای بالینی مختلف بیمارستانهای شهر خرمآباد از فروردین لغایت تیرماه 1393 بهوسیله تستهای بیوشیمیایی استاندارد تعیین هویت شدند. الگوی حساسیت آنتیبیوتیکی در ایزولهها بهوسیله روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید. ایزولههای تولید کننده آنزیمهای بتالاکتامازی وسیعالطیف به وسیله روش دیسک ترکیبی شناسایی شدند.
یافتهها : از 240 ایزوله مورد مطالعه به ترتیب بیشترین فراوانی متعلق به اشریشیاکلی (76%)، کلبسیلا پنومونیه (16.2%)، سیتروباکتر فروندی (5.4%)، پروتئوس میرابیلیس (1.6%)، و انتروباکتر (0.83%) بود. بیشترین مقاومت آنتیبیوتیکی ایزولههای مختلف مربوط به آنتیبیوتیکهای آمپیسیلین (88%) و سفوتاکسیم (43%) بود. در حالی که کمترین مقاومت آنتیبیوتیکی ایزولهها مربوط به آنتیبیوتیک آمیکاسین (2.5%) تعیین شد. از 240 ایزوله انتروباکتریاسه، 141 ایزوله (59%) مولد بتالاکتامازهای وسیعالطیف بودند.
نتیجهگیری : آنزیم بتالاکتامازهای وسیع الطیف و مقاومت آنتیبیوتیکی نسبت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام وسیعالطیف در میان ایزولههای انتروباکتریاسه جدا شده از نمونههای بالینی فراوانی بالایی داشت.
ستار ارشدی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : سد خونی- مغزی مانع اصلی در انتقال دارو به سیستم اعصاب مرکزی است. در این مطالعه توانایی کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی (BMC) با استفاده از سیستم مایسلی مرکب (Brij-35/SDS, 85:15 mol/mol) در پیشبینی متغیر فارماکوسینتیکی (توانایی نفوذ از سد خونی-مغزی) 14 داروی بازی مطالعه شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی توانایی کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی با استفاده از سیستم مایسلی مرکب (Brij-35/SDS, 85:15 mol/mol) با غلظت 0.04 مولار در pH فیزیولوژیکی خون معادل 7.4 در پیشبینی متغیر فارماکوسینتیکی (توانایی نفوذ از سد خونی-مغزی) 14 داروی بازی ارزیابی شد. مدل رگرسیونی به منظور پیشبینی ضریب توزیع خونی-مغزی از آنالیز رگرسیون خطی چندتایی با استفاده از سری آموزشی در فاز متحرک مایسلی مرکب بهدست آمده و توانایی پیشبینی مدل با روشهای کمومتریکس (ارزیابی داخلی و خارجی) تعیین شد. توانایی پیشبینی مدل برای یکسری پیشبینی شامل 5 ترکیب (کلرپرومازین، میانسرین، پروپرانولول، سایمتیدین و تیوریدازین) ارزیابی شد. R2 مناسب نشانگر پایداری و توانایی پیشبینی خوب مدل توسعه یافته برای داروهایی که در مدل قرار نداشتند؛ است.
یافتهها : ارتباط بین دادههای بازداری 14 داروی بازی در سیستم کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی و متغیر ضریب توزیع خونی-مغزی مربوطه در فاز متحرک، مدل خوبی به لحاظ آماری نشان داد (R2=0.822, F=25.42, SE=0.225, R2CV=0.781).
نتیجهگیری : محلول مایسلی مرکب در کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی به عنوان ابزار غربالگری مقدماتی کارا قادر است اطلاعات کلیدی درباره توزیع خونی - مغزی داروهای بازی به صورت ساده و اقتصادی فراهم نماید.
علی قاسمی، زهرا بدیعی، حمید فرهنگی، عبدالله بنی هاشم، سیدجواد سیدی، راضیه قدسی، عبدالقاسم مختاری، آرمین عطارزاده،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : ویروس واریسلا زوستر (Varicella zoster virus: VZV) عامل یک بیماری خفیف در کودکان است؛ اما در کودکان با نقص در سیستم ایمنی میتواند یک بیماری تهدیدکننده محسوب شود. این مطالعه به منظور ارزیابی آنتیبادیهای IgG و IgM علیه VZV در سرم کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد (acute lymphoblastic leukemia: ALL) انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 66 کودک مبتلا به بیماری ALL تحت شیمی درمانی در بیمارستان فوق تخصصی دکترشیخ مشهد طی سال 1391 انجام شد. مثبت یا منفی بودن تیتر IgG و IgM علیه VZV با استفاده از روش الایزا ارزیابی شد.
یافتهها : 15 بیمار (21.7%) دارای سرولوژی مثبت برای آنتیبادی IgG بودند و سابقه ابتلاء به VZV را داشته و نسبت به بیماری آبلهمرغان ایمن بودند. 51 بیمار (78.3%) دارای تیتر منفی برای آنتیبادی IgG بودند و در برابر عفونت VZV حساس بودند.
نتیجهگیری : اکثر کودکان مبتلا به بیماری لوسمی لنفوبلاستیک حاد دارای تیتر منفی برای آنتیبادی IgG بوده و در برابر عفونت ناشی از ویروس واریسلا زوستر حساسند.
آریا افشاری، مهدیه رئیس زاده، لقمان اکرادی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : سوختگی یکی از علل عمده مرگ و میر در دنیا است. این مطالعه به منظور تعیین اثر اسانس اسطوخودوس در روغن کنجد و سیلورسولفادیازین بر ترمیم زخم سوختگی موش سوری انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 30 سر موش سوری بهطور تصادفی در 5 گروه 6 تایی گروهها شامل کنترل منفی (سرم فیزیولوژی)، کنترل مثبت (پماد سیلورسولفادیازین)، تجربی اول (اسانس اسطوخودوس)، تجربی دوم (ترکیب اسانس اسطوخودوس در روغن کنجد) و تجربی سوم (روغن کنجد) قرار داده شدند. بعد از اعمال سوختگی با صفحه داغ به قطر 2 سانتیمتر، تیمار زخمها انجام شد. در روزهای 1 ، 3 ، 6 ، 9 ، 18 و 21 قطر زخم و درصد بهبودی محاسبه گردید. در روز 21 نمونهبرداری بافتی از محل زخم در هر گروه انجام شد.
یافتهها : درصد بهبودی به ترتیب در گروههای کنترل مثبت، تجربی دوم، تجربی اول و تجربی سوم نسبت به گروه کنترل منفی افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). درصد بهبودی گروه کنترل مثبت و گروه تجربی دوم در بسیاری از روزهای ترمیم یکسان و دارای اختلاف آماری معنیدار با گروه کنترل منفی بود (P<0.05). میزان ترمیم بافتی براساس انباشتگی کلاژن، فیبروبلاستها و یکپارچگی اپیدرم بهترتیب در گروه کنترل مثبت، گروه تجربی دوم، گروه تجربی اول و گروه تجربی سوم بیشتر بود.
نتیجهگیری : ترکیب اسانس اسطوخودوس در روغن کنجد همانند پماد سیلورسولفادیازین بهعنوان ترکیب گیاهی دارای اثرات ترمیمی بر زخم سوختگی در موش سوری بود.
زهرا آل خمیس، مهدیه مصطفوی، لیلا حسنی، فخری السادات محمدی، خسرو محمدی،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : کورکومین، ترکیب پلیفنول فعال از گیاه کورکومالانگا است که فعالیتهای زیستی گستردهای از جمله اثرات ضدالتهابی، ضدباکتریایی و سمیت سلولی برای سلولهای سرطانی متعدد را نشان میدهد. بربرین ایزوکینولین آلکالوئیدی است که در زرشک وجود دارد و باعث سرکوب رشد بسیاری از سلولهای توموری میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدباکتریایی بربرین و کمپلکسهای ایندیوم کورکومین و ایندیوم دیاستیل کورکومین علیه باکتریهای اشریشیاکلی و باسیلوس پامیلوس و مقایسه سمیت سلولی آنها بر رده سلولهای سرطانی مثانه و معده انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی اثر ضدباکتریایی و اثر سمیت سلولی بربرین و کمپلکسهای ایندیمکورکومین (In(cur)3) و ایندیم دی استیل کورکومین (In(DAC)3) به ترتیب با استفاده از روش MTT (متیل تیازول تترازولیوم) و آزمون رقت ارزیابی شد. باکتری اشریشیاکلی (BL21(DE3))، باکتری باسیلوس پامیلوس (PTCC 1529)، رده سلولی مثانه (5637) و رده سلولی سرطانی معده (AGS) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها : حداقل غلظت بازدارندگی بربرین برای باکتری اشریشیا کولی 5 میلیمولار تعیین شد. در غلظت 100 ماکرومولار بربرین تقریباً 100 درصد سلولهای سرطانی مثانه از بین رفتند. اثر سمیت سلولی کمپلکسهای کورکومین بر دو رده سلولی سرطانی مثانه و معده نشان داد که هر دو کمپلکس به میزان مختلف اثر بازدارندگی بر حیات ردههای سلولی دارند. سمیت سلولی 20 میکرو مولار ایندیوم کورمومین و ایندیوم دی استیل کورکومین برای سلولهای سرطانی مثانه به ترتیب 58 درصد و 55 درصد و برای سلولهای سرطانی معده 61 درصد و 34 درصد بهدست آمد. فعالیت ضدباکتریایی کمپلکسها در برابر باکتریهای باسیلوس پامیلوس و اشریشیاکلی نشان داد که هیچیک از کمپلکسها، اثر ضدباکتریایی در برابر باسیلوس پامیلوس ندارند؛ ولی هر دو کمپلکس مانع رشد باکتری اشریشیاکلی شدند. جمعیت باکتری در حضور ایندیوم کورمومین و ایندیوم دی استیل کورکومین به ترتیب 40 درصد و 24 درصد کاهش یافت.
نتیجهگیری : کمپلکسهای ایندیوم کورکومین و ایندیوم دی استیل کورکومین بهصورت بالقوه ویژگی درمانی ضدسرطانی و ضدباکتریایی دارند. علاوه بر این بربرین دارای اثر ضدباکتریایی و ضدسرطانی است.
شیما ندافی، محمد مهدی سلطان دلال، علیرضا پرتوآذر، زهرا درگاهی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پیدایش گونههای باکتری گرم مثبت و گرم منفی که در برابر آنتیبیوتیکها مقاوم هستند؛ در سرتاسر جهان یک تهدید برای عموم بهشمار میرود. این مطالعه به منظور تعیین فعالیت ضدباکتریایی نانو ذره اکسید روی بر سویههای استاندارد، جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سرئوس از مواد غذایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی، نانو ذره اکسید روی از زئولیت تهیه گردید و مقدار آن با استفاده از XRF تعیین شد. حداقل غلظت مهارکنندگی رشد (Minimum Inhibitory Concentration: MIC) و حداقل غلظت باکتری کشی (Minimum Bactericidal Concentration: MBC) با استفاده از روش انتشار دیسک تعیین شدند.
یافتهها: مقدار MIC نانو ذره اکسید روی برای همه باکتریهای مورد آزمایش 4 میلیگرم بر میلیلیتر و مقادیر MBC این ماده برای سویه استاندارد و جدایه سالمونلا اینتریتیدیس به ترتیب برابر با 16 و 8 میلیگرم بر میلیلیتر و برای سویه استاندارد و جدایه باسیلوس سرئوس 16 میلیگرم بر میلیلیتر محاسبه گردید.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که میتوان از نانو ذره اکسید روی برای مهار جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سرئوس از مواد غذایی استفاده نمود و پتانسیل مناسبی برای جایگزینی مواد نگهدارنده برای جلوگیری از فساد مواد غذایی است.
کیمیا خندستان، بهاره پاکپور، مریم تاج آبادی ابراهیمی،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی است که به علت از بین رفتن نورونهای دوپامینرژیک در بخش متراکم جسم سیاه ایجاد میشود. مهمترین علایم این بیماری شامل کندی حرکت، عدم حرکت، لرزش و عدم تعادل است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف خوراکی پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی بر موشهای صحرایی نر در مدل حیوانی بیماری پارکینسون انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی از 48 راس موش صحرایی نر در 6 گروه استفاده شد. برای ایجاد مدل حیوانی بیماری پارکینسون، بخش متراکم جسم سیاه در حیوانات با تزریق 6هیدروکسی دوپامین (6-OHDA) (0.5 میلیگرم بر کیلوگرم وزن موش) بهطور یکطرفه توسط دستگاه استریوتاکس تخریب شد. پس از 3 هفته ریکاوری موشها بهمنظور ارزیابی میزان تخریب، موشهای صحرایی به صورت درون صفاقی آپومورفین دریافت کردند. تست چرخشی آپومورفین به منظور سنجش پارکینسون انجام گردید. در آزمایش اول موشهای صحرایـی بهصورت تصادفی به دو گـروه Sham و گـروه پـارکیـنسونـی شـده (آسیبدیده) تقسـیم شـدند. گـروه Sham فقط آب و غذا و گـروه آسیبدیده 6 هیدروکسی دوپـامیـن دریـافـت کردند. در آزمایش دوم موشهای صحرایـی به 4 گـروه 8 تایـی تقسـیم شـدند، هر 4 گروه تحت تاثیر 6-هیدروکسی دوپامین قرار گرفتند و 21 روز بعد تحت آزمایش سنجش آپومورفین قرار گرفتند و نتایج ثبت گردید. سپس به مدت 28 روز گروه اول به عنوان شاهد در نظر گرفته شد و تحت تیمار قرار نگرفت. گـروه دوم سالیـن، گـروه سوم شیـر و گـروه چهـارم شیر به همراه پـروبیوتیـک به صورت گاواژ دریـافـت کردند. در انتهای روز 28 دوباره هر گروه تحت آزمون چرخش آپومورفین قرار گرفتند و میزان چرخشها ثبت شدند.
یافتهها: آزمونهای رفـتاری به تـرتیـب در گروههای سالیـن، شیـر، شیـر + پـروبیوتیـک نشان داد کـه گـروه دریافت کننده شیـر همـراه پـروبیوتیـک لاکتوباسیلوس پاراکائی بهصورت معنیداری چرخش آپومـورفیـن کـمتـری نسبت به گـروه دریافت کننده سالیـن داشتند (P<0.05).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی منجر به بهبود بیماری پارکینسون میشود.
محمود گنجی فرد، مسعود مدیحی، محمدرضا مفتح، بی بی فاطمه شخص امام پور،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: درد متعاقب جراحی تونسیلکتومی یکی از شایعترین عوارض این جراحی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو در کاهش درد پس از عمل جراحی تونسیلکتومی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی سه سویه کور روی 104 بیمار 15-7 ساله کاندیدای عمل تونسیلکتومی در بیمارستان ولی عصر بیرجند انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه 52 نفری گاباپنتین و پرومتازین تقسیم شدند. یک ساعت قبل از بیهوشی، به گروه اول گاباپنتین خوراکی 20 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن و به گروه دوم شربت پرومتازین 0.5 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن تجویز شد. نمره درد براساس شاخص MOPS طی ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار شدت درد در گروه مورد مداخله با پرومتازین در 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت پس از عمل به ترتیب 0.84±1.35 ، 0.87±0.9 ، 0.52±0.25 و 0.19±0.04 و در گروه گاباپنتین به ترتیب 0.98±1.58 ، 0.91±1.13 ، 2.7±0.69 و 0.24±0.06 به دست آمد. بین میزان درد دو گروه در ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل تفاوت آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو دارای اثر کاهنده درد مشابهی در بیماران با جراحی تونسیلکتومی بودند.
فیروزه درخشان پور، معصومه اسلامی، لیلا کاشانی، مهدی آسانی،
دوره 23، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپرتروفی مزمن لوزههای آدنوئید، شایعترین علت آپنه خواب در کودکان است و میتواند زمینهساز اختلالات رفتاری متعدد در کودکان باشد. اختلال بیش فعالی و نقص توجه (attention deficit hyperactivity disorder: ADHD) نوعی اختلال هتروژن است و نتیجه شرایط بیولوژیکی، اجتماعی و روانی متعدد است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ادنوتانسیلکتومی بر علایم کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه قبل و شش ماه پس از جراحی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 37 کودک دچار هایپرتروفی آدنویید مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان در سال 1397 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای دو قسمتی در بخش اول شامل اطلاعات شخصی (سن، جنس) و در بخش دوم شامل فهرست مهارتها و مشکلات بود. بیماران در سه حوزه بیش فعالی، بی توجهی و تکانشگری بر اساس 18 معیار DSM (diagnostic and statistical manual of mental disorders) قرار داده شدند. پس از دریافت رضایت کتبی از والدین و رعایت ضوابط، پرسشنامه به طور مستقیم توسط مجری پروژه (کارورزان) تکمیل و اطلاعات توسط والدین فرزندان جمعآوری شد. از پرسشنامه تواناییها و مشکلات (Strengths and Difficulties Questionnaire: SDQ) برای ارزیابی کودکان قبل و ششماه بعد از انجام جراحی آدنوتونسیلکتومی استفاده شد.
یافتهها: در ارزیابی تغییرات نمرات آزمون SDQ پیش و پس از انجام آدنوتونسیلکتومی مشاهده شد که میانگین و انحراف معیار نمرات زیر واحدهای اختلالات احساسی، اختلال سلوک، بیش فعالی، اختلال توجه و اختلال اجتماعی میانگین نمره آزمون بهبود یافته و از نظر آماری اختلاف معنیداری قبل و بعد از آدنوتانسیلکتومی مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: آدنوتونسیلکتومی میتواند نمره SDQ را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. بنابراین در کودکان مبتلا به بیش فعالی، یک اختلال پزشکی از جمله هیپرتروفی آدنوئید میتواند باعث بروز، تشدید و تداوم بیماری شود و درمان مناسب میتواند عامل اصلی در کنترل شدت علایم و حتی بهبود نسبی بیماری باشد.
امراله شریفی، علیرضا علاقی، محمدرضا هنرور، علیرضا حیدری،
دوره 23، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اقدامات مهم در وقوع بحران و بعد از آن، مدیریت تغذیه مردم آسیب دیده است. بحران سیل و آبگرفتگی شهرها و روستاهای حاشیه گرگانرود استان گلستان در ابتدای سال 1398 اتفاق افتاد. این مطالعه به منظور تبیین چالشهای مدیریت تغذیه در بحران سیل استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کیفی، ۳۱ نفر از مردم سیل زده، مدیران و کارشناسان شهری و استانی دخیل در مدیریت بحران به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. دادهها با استفاده از راهنمای مصاحبه و به روش مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته جمعآوری شد. دادهها پس از ضبط و پیادهسازی، به روش تحلیل محتوی و با استفاده از نرم افزار Atlas.ti 8.3 آنالیز شدند.
یافتهها: چالشهای مدیریتی تغذیه در بحران سیل شامل برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل و ارزیابی بودند. چالشهای اجرایی و عملکردی مدیریت تغذیه در بحران سیل شامل تهیه غذا، توزیع غذا و نظارت تعیین شدند. سایر چالشها شامل چالشهای سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی و زیست محیطی بودند.
نتیجهگیری: اکثر پاسخگویان بر بی نظمی و آشفتگی مدیریت تغذیه در بحران سیل تاکید داشتند و آن را ناشی از چالشهای مدیریتی، اجرایی و عملکردی، سیاستی، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیکی میدانستند.
مینو دادبان شهامت، اسرا عسکری، فاطمه حبیب اللهی اردهایی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لپتین با اختلالات متابولیکی همراه بوده و ابتلاء استئاتوز کبدی به استئاتو هپاتیتیس را پیشرفت میدهد. لپتین به طور انتخابی ترشح سایتوکاین TNF-α را در پاسخ به اسید چرب اشباع شده افزایش میدهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین تداومی و مصرف عصاره هیدروالکلی گیاه خار مریم بر فاکتور نکروزدهنده تومور-آلفا و لپتین کبدی موشهای صحرایی نر نژاد ویستار با مدل کبد چرب انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن سه هفته و میانگین وزنی 3±159 گرم پس از دو هفته سازگاری با محیط به روش تصادفی به 5 گروه 8 تایی شامل جیره معمولی + سالین، جیره پر چرب + سالین (کنترل)، جیره پرچرب + مکمل، جیره پرچرب + تمرین + سالین و جیره پرچرب + تمرین + مکمل تقسیم شدند. تغذیه روزانه حیوانات 10 گرم به ازای هر 100 گرم وزن بدن موشهای صحرایی (جیره استاندارد 13 درصد چربی و جیره پر چرب 41 درصد چربی) به مدت 8 هفته و مکمل سیلی مارین با دوز 140 میلیگرم به ازای هر کیلو وزن بدن در دو هفته آخر تمرین گاواژ شد. پروتکل تمرینی پس از دو هفته سازگاری حیوانات با محیط آزمایشگاه به مدت 8 هفته کامل تمرین هوازی تداومی شامل 30 دقیقه با شدت 70 تا 75 درصد Vo2max روی نوارگردان انجام شد که به تعداد 5 روز در هفته اجرا شد. پس از کشتار، نمونهها برای آنالیز بافتی به آزمایشگاه ارسال و اندازهگیری بیان پروتئینهای لپتین و TNF-α کبدی به روش الایزا و کیتهای لپتین و تومور نکروز دهنده آلفا انجام گردید.
یافتهها: غلظت لپتین کبدی در گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + مکمل سیلیمارین (P<0.05) در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنیدار بیشتری نشان داد. همچنین میزان غلظت TNF-α کبدی در گروه جیره پرچرب + سالین در مقایسه با گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + مکمل سیلیمارین (P<0.05) و گروه تجربی دریافت کننده جیره پرچرب + تمرین هوازی تداومی + سالین (P<0.05) کاهش آماری معنیدار بیشتری نشان داد. وزن موشهای صحرایی گروه جیره معمولی+سالین نسبت به تمامی گروهها تفاوت آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: تاثیر توام تمرین هوازی تداومی همراه با مصرف مکمل سیلیمارین اثر معنیداری بر میزان کاهش لپتین و TNF-α در گروههای پرچرب داشت؛ اما این تغییرات در گروههای مکمل به تنهایی معنیدار نبود. بنابراین تمرینات هوازی تداومی میتواند به همراه مکمل در جهت اکسیداسیون بیشتر چربی و کاهش التهاب در بدن گردد.
الهه قره خانی، ساجده زیبایی، محبوبه رحمتی کوکنده، رامین عطایی، محمد شکرزاده،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: 5-فلورواوراسیل (5-FU) یک داروی شیمیدرمانی رایج در درمان سرطان کولورکتال است. با این حال، سمیت ژنتیکی آن میتواند منجر به آسیب DNA در سلولهای سالم شود. لیکوپن و کوآنزیم Q10 آنتیاکسیدانهای طبیعی هستند که میتوانند اثرات محافظتی در برابر آسیبهای اکسیداتیو داشته باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی لیکوپن به همراه Q10 بر سمیت ژنتیکی 5- فلورواوراسیل بر رده سلولی SW480 (سرطان کولورکتال) و MSC (سلولهای بنیادی مغز استخوان) به روش Comet انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی ردههای سلولی SW480 و MSC تهیه شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک ایران در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی در سال 1402 انجام شد. ردههای سلولی SW480 و MSC با تراکم کشت سلول 104 در معرض تک دوز 5-FU (یک میکرومولار) و غلظتهای مختلف لیکوپن و Q10 (0، 10، 20 و 30 میکرومولار) قرار گرفتند. گروهبندی برای هر رده سلولی هفت گروه شامل گروه کنترل بدون تیمار؛ گروه 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروههای دریافت کننده Q10 با غلظتهای µM 10، 20 و 30 به همراه لیکوپن به ترتیب با غلظتهای µM 10، 20 و 30 به همراه تیمار شده با 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروه دریافت کننده Q10 (µM 30) و گروه دریافت کننده لیکوپن (µM 30) بودند. سمیت سلولی با استفاده از روش MTT و آسیب DNA با استفاده از روش Comet Assay ارزیابی شد.
یافتهها: 5-FU باعث کاهش معنیدار در زندهمانی سلولی و افزایش آسیب DNA شد (P<0.05). لیکوپن و Q10 به تنهایی سمیت سلولی قابل توجهی نداشتند. ترکیب لیکوپن و Q10 با 5-FU باعث افزایش زندهمانی سلولی و کاهش آسیب DNA در مقایسه با گروه تحت درمان با 5-FU به تنهایی شد.
نتیجهگیری: لیکوپن و Q10 اثرات محافظتی قابل توجهی در برابر سمیت ژنتیکی ناشی از 5-FU در ردههای سلولی SW480 و MSC نشان دادند.