230 نتیجه برای میر
عین اله سکینه پور، امیر لطافت کار، عین اله نادری، امیر حسین هاشمیان، زهرا نوروزی، محمد علیمرادی،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین تظاهرات افراد مبتلا به اختلال شناخت خفیف، افزایش در نوسان پاسچر و افتادن است. این مطالعه به منظور کنترل پاسچر در سالمندان مبتلا به اختلال شناخت خفیف بعد از تمرینات پیلاتس انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 30 زن مبتلا به اختلال شناخت خفیف مراجعه کننده به مرکز تحقیقات سالمندان استان کرمانشاه در سال 1398 انجام شد. آزمودنیها به روش نمونه گیری در دسترس شرکت کردند و به شیوه تصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و تمرینات پیلاتس قرار گرفتند. گروه تمرین پیلاتس به مدت هشت هفته و سه جلسه در هر هفته به مدت یک ساعت تمرین انجام دادند. کنترل پاسچر آزمودنیها قبل و پس از انجام تمرینات منتخب مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در گروه مداخله تفاوت معنیداری در امتیازات کسب شده بین گروه پیش آزمون و پس آزمون در مساحت و مسافت محدوده نوسان مرکز فشار بدن در حالت چشم باز و بسته وجود داشت (P<0.05). میانگین نوسان پاسچر (مساحت و مسافت محدوده نوسان مرکز فشار بدن در حالت چشم باز و چشم بسته)، بعد از 8 هفته تمرینات پیلاتس در گروه مداخله کاهش معنیداری در مقایسه با گروه کنترل یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد که تمرینات پیلاتس در بهبود کنترل پاسچر در سالمندان مبتلا به اختلال شناخت خفیف موثر است.
امیرحسین جانی، حمید طباطبایی، نجمه الصباح علوی زاده،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis: MS) یکی از شایعترین بیماریهای نورولوژیک پیشرونده است که مسیرهای حرکتی را تحت تاثیر قرار داده و به ضعف خستگی عضلانی منجر میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی هشت هفته تمرین در آب بر خستگی، تعادل و عملکرد حرکتی مردان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 15 مرد مبتلا به MS ساکن شهرستان زاهدان انجام شد. بیماران به روش نمونهگیری انتخابی در دسترس و هدفدار در این مطالعه شرکت نمودند. پس از غربالگری اولیه و شناسایی افراد واجد شرایط، آزمودنیها به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (8 نفر) ﺑﺎ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ سنی 6.67±42.62 سال، ﻗﺪ 2.47±171.87 سانتیمتر، وزن 12.39±69.62 کیلوگرم و گروه کنترل (7نفر) ﺑﺎ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ سنی 7.11±30.28 سال، ﻗﺪ 8.05±171.57 سانتیمتر، وزن 17.26±66.68 کیلوگرم قرار گرفتند. بیماران در گروه مداخله هشت هفته تمرین در آب را انجام دادند. تمرین در آب شامل هشت هفته و سه جلسه در هفته بود. بیماران داروهای تجویز شده را طبق دستور پزشک در طول دوره تحقیق مصرف نمودند. ﻣﻴﺰانﺧﺴﺘﮕﻲ، ﺗﻌﺎدل و ﻋﻤﻠﻜﺮدﺣﺮﻛﺘﻲ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻘﻴﺎس ارزﻳﺎﺑﻲ ﺟﺎﻣﻊ ﺧﺴﺘﮕﻲ، ﺗﻌﺎدل Y و ﭘﺮش ﺟﺎﻧﺒﻲ ﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮار گرفتند.
یافتهها: میانگین نمره عملکرد حرکتی در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری داشت (P<0.05). میزان خستگی بیماران گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: هشت هفته تمرین در آب باعث بهبود عملکرد حرکتی و کاهش خستگی در مردان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس میشود.
حبیب اله یاری زاده، لیلا ستایش، سیدعلی کشاورز، خدیجه میرزایی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: چاقی نقش مهمی در پیشرفت بیماریهای مزمن از جمله دیابت، چربی خون بالا و بیماریهای قلبی عروقی دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین سن شروع چاقی و انرژی متابولیسم استراحت در بزرگسالی در زنان دارای اضافه وزن و چاق انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 295 زن دارای اضافه وزن و چاق ساکن شهر تهران در رده سنی ۱۸ تا ۵۰ سال انجام شد. دریافتهای غذایی در یک سال گذشته و میزان انرژی دریافتی روزانه با پرسشنامه نیمه کمی بسامد خوراک حاوی ۱۴۷ آیتم گردآوری شد. به منظور بررسی سطح متابولیسم استراحت از دستگاه کالریمتری غیرمستقیم استفاده شد.
یافتهها: بین افراد با سن شروع چاقی زیر 18 سال و افراد با سن شروع چاقی بالای 18 سال تفاوت آماری معنیداری در انرژی متابولیسم استراحت به ازای کیلوگرم وزن بدن وجود داشت (Beta=0.16, 95% CI=0.11 to 0.00, P=0.03). همچنین ارتباط معکوس و معنیداری بین سن شروع چاقی با وزن بین سن شروع چاقی با وزن (Beta=-0.11, 95% CI= -0.30 to 0.00, P=0.005) و میزان بافت چربی (Beta=-0.13, 95% CI= -0.23 to -0.01, P=0.02) یافت شد که بعد از تعدیل عوامل مخدوشگر سن، فعالیت بدنی و انرژی دریافتی، این معنیداری همچنان ثابت ماند.
نتیجهگیری: سن شروع چاقی با افزایش وزن، چربی و کاهش انرژی متابولیسم استراحت در بزرگسالی مرتبط است. در واقع افراد با سن شروع چاقی کمتر از 18 سال، دارای وزن و چربی بالاتر و انرژی متابولیسم استراحت کمتری در بزرگسالی هستند.
امیرعلی جعفرنژادگرو، احسان فخری، آیدین ولی زاده اورنج، راضیه علیزاده،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پرونیشن پا میتواند منجر به افزایش رخداد آسیب هنگام دویدن شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر کفش با میخهای دارای دو سفتی مختلف بر طیف فرکانس فعالیت عضلات هنگام دویدن در بیماران با پای پرونیت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 15 دونده مرد با میانگین سنی 6.4±27.2 سال دارای پای پرونیت انجام شد. آزمودنیها در دو شرایط با کفش میخی معمولی و کفش میخی دبل دنسیتی دویدند. فعالیت الکتریکی 8 عضله اندام تحتانی پس از 5 دقیقه دویدن با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی 8 کاناله بایومتریک (ساخت انگلیس) با الکترودهای سطحی دو قطبی ثبت شدند. محل قرار دادن الکترودها بر روی عضلات درشتنئی قدامی، دوقلوی داخلی، پهن داخلی، راست رانی، پهن خارجی، دوسررانی، نیموتری و سرینی میانی بر طبق پروتکل اروپایی سنیام بود.
یافتهها: میزان فرکانس دو عضله درشتنئی قدامی و سرینی میانی طی فاز پاسخ بارگیری در هنگام دویدن با کفش میخی دبل دنسیتی نسبت به کفش میخی معمولی به لحاظ آماری بزرگتر بود (P<0.05). میزان فرکانس عضلات طی دو فاز میانه اتکا و هل دادن بین دو شرایط دویدن با کفش میخی معمولی و کفش میخی دبل دنسیتی اختلاف آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: کفش میخی دبل دنسیتی طی فاز پاسخ بارگیری دویدن فرکانس دو عضله سرینی میانی و درشت نئی قدامی را افزایش داد که میتواند در جذب شوک مفید باشد.
زهرا اسلامی، زینب محمدی، شهره شریفیان، معصومه رضائی قمی، سیده وفا موسوی، محبوبه فرهادی، نجمه شیخ رباطی، زینب فغفوری، سید جواد میرغنی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی به عنوان یکی از پیامدهای ایسکمی مغزی، دومین علت مرگ و میر در جهان است. با این وجود، مداخلات درمانی محدودی برای بیماران ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی در دسترس است. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی تمرین هوازی و آدنوزین بر تغییرات واسطههای التهابی پس از ایسکمی گذرا شریانهای مشترک کاروتید مغز موشهای صحرایی نر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 50 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی در 5 گروه شامل کنترل، کنترل ایسکمی، ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین، ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + تمرین هوازی و ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین + تمرین هوازی تقسیم شدند. ایسکمی با انسداد شریان کاروتید مشترک پس از یک دوره تمرین هوازی و تزریق ادنوزین به مدت 45 دقیقه انجام شد. بررسی ساختاری نورونها به روش رنگآمیزی بافت نیسل صورت گرفت. مقادیر بیان ژن NGF و Glutamate در ناحیه CA1 نمونههای بافت هیپوکمپ از طریق روش RT-qPCR اندازهگیری شدند.
یافتهها: مرگ سلولی در نورونهای ناحیه CA1 هیپوکمپ در گروه ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی افزایش داشت. مرگ سلولی در گروههای ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین و ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + تمرین هوازی، کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). بیان ژنهای NGF و Glutamate در گروه ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی + آدنوزین و در گروه ایسکمِی مغزی با آدنوزین + تمرین هوازی نسبت به گروه کنترل ایسکمی به ترتیب افزایش و کاهش آماری معنیداری نشان دادند (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تجویز همزمان داروی آدنوزین به همراه تمرین هوازی در موشهای صحرایی منجر به بهبود ترمیم آسیب ناشی از تجمع گلوتامات به دنبال ایسکمی / ریپرفیوژن مغزی، از طریق افزایش بیان mRNA NGF میگردد.
فرشاد قربانلو، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عارضه زانوی ضربدری (Genu valgum) یکی از شایعترین ناهنجاریهای اندام تحتانی است که مکانیک راه رفتن را تحت تاثیر قرار میدهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین اصلاحی بر هم انقباضی عضلات اندام تحتانی مردان با زانوی ضربدری طی راه رفتن انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 24 دانشجوی پسر دارای زانوی ضربدری در محدوده سنی 20 تا 30 سال به طور تصادفی در دو گروه 12 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. با استفاده از کالیپر شدت زانوی ضربدری با اندازهگیری فاصله قوزکهای داخلی آزمودنیها به دست آمد. تمرینات اصلاحی به مدت 8 هفته با استفاده از تراباند برای گروه مداخله انجام شد. برای ثبت فعالیت الکتریکی عضلات از دستگاه الکترومایوگرافی (biometrics ltd, UK) استفاده شد.
یافتهها: همانقباضی جهتدار فلکسوری / اکستنسوری زانو طی فاز تماس پاشنه در گروه مداخله در پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). همچنین همانقباضی عمومی مفصل زانو طی فاز جدا شدن پاشنه افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). همانقباضی جهت دار پهن خارجی / پهن داخلی مفصل زانو طی فاز نوسان راه رفتن در گروه مداخله افزایش آماری معنیداری را طی پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون نشان داد (P<0.05). در پس آزمون هم انقباضی جهتدار فلکسوری اکستنسوری زانو طی فاز تماس پاشنه، هم انقباضی عمومی زانو طی فاز جدا شدن پاشنه و هم انقباضی جهت دار پهن داخلی و پهن خارجی مفصل زانو طی فاز نوسان در گروه مداخله بزرگتر از گروه کنترل بود (P<0.05).
نتیجهگیری: افزایش همانقباضی عمومی در مفصل زانو طی فاز جدا شدن پاشنه نشاندهنده فعالیت عضلات حمایتکننده مفصل زانو پس از اعمال تمرینات اصلاحی است و باعث حفظ تعادل و ثبات در مفصل زانو میشود. همچنین افزایش هم انقباضی جهتدار فلکسوری / اکستنسوری در مفصل زانو مشاهده شد که باعث توزیع مساوی بار و فشار بین استخوان ران و درشتنی در مفصل زانو میشود.
فرزاد شریف نژاد، سمیرا عشقی نیا، حمیده اکبری،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت از شایعترین بیماریهای غیرواگیر در جهان با عوارض ناتوان کنننده و میزان مرگ و میربالاست که به دنبال کمبود انسولین، مقاومت به آن یا هر دو به وجود میآید. نقش تغذیه و برخی ریزمغذیها در ایجاد و پیشرفت بیماری بررسی شده و مطالعات نشان داده کمبود منیزیم میتواند باعث کاهش ترشح انسولین و مقاومت سلول به آن گردد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط سطح سرمی منیزیوم با وضعیت کنترل گلوکز خون، لیپیدهای سرم و عملکرد کلیه در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و پیش دیابت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی روی 70 بیمار مبتلا به دیابت تیپ 2 و پره دیابت و 35 فرد سالم انجام شد. میزان گلوکز خون ناشتا، HbA1c، پروفایل چربی، کراتیینن و منیزیوم اندازهگیری شد.
یافتهها: سطح سرمی منیزیوم در بیماران دیابتی و پره دیابتی به طور معنیداری کمتر از گروه شاهد بود (P<0.05). سطح سرمی منیزیوم رابطه معکوس و معنیداری با میزان HbA1c در گروه بیماران دیابتی داشت (P<0.05). در گروه شاهد سطح سرمی منیزیوم رابطه معکوس و معنیداری با شاخصهای گلیسمیک (FBS, 2hpp) و کراتینین داشت (P<0.05). بین شاخصهای عملکرد کلیه ((Cr, eGFR و شاخصهای کنترل گلوکز خون (FBS, HbA1c, 2hpp)، همبستگی معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: سطح سرمی منیزیوم در بیماران دیابتی ارتباط معکوسی با میزان HbA1c دارد.
میلاد پیران حمل آبادی، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده
افشین اروجی، سیدصدرالدین شجاع الدین، امیر لطافت کار، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد علمی مربوط به اثربخشی توانبخشی بر فعالیت الکترومیوگرافی عضلات تنه محدود است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات الگوی حرکتی بر فرکانس عضلات منتخب تنه در افراد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی حین فرود تک پا انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 28 بیمار با کمردرد مزمن غیراختصاصی به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه کنترل هیچگونه درمانی را دریافت نکرد. گروه مداخله درمان را به صورت انجام تمرینات الگوی حرکتی اجرا نمودند. آزمودنیها فرود آمدن از ارتفاع 30 سانتیمتری را انجام دادند. فعالیت عضلانی تنه با استفاده از سیستم الکترومایوگرافی 8 کاناله بررسی شد. ارزیابیها در پیش آزمون و بعد از شش هفته به انجام رسید.
یافتهها: طیف فرکانس عضلات رکتوس ابدومینس راست و ارکتور اسپاین کمری راست در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل پایینتر بود (P<0.05). در سایر عضلات تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: احتمالاً تمرینات الگوی حرکتی میتواند به بهبود طیف فرکانس عضلات منتخب تنه حین فرود تک پا منجر گردد.
محمدمهدی سلطان دلال، محمدکاظم شریفی یزدی، علیرضا منادی سفیدان، غلامرضا حسن پور، سارا شریفی یزدی، شبنم حقیقت خواجوی، سعید واحدی، سیده معصومه ابریشمچیان لنگرودی، مهدیه پورمرادیان، هدروشا ملا آقامیرزایی،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یرسینیا یک عامل مهم بیماریهای منتقله از آب و غذا است که باعث گاستروآنتریت کودکان میشود. این مطالعه به منظور تعیین بیوتایپینگ جدایههای یرسینیاانتروکلی تیکا از کودکان مبتلا به اسهال و گوشت مرغ در شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی روی 250 نمونه اسهال کودکان مراجعه کننده به مرکز طبی کودکان در تهران و 250 نمونه مرغ جمعآوری شده طی تیر ماه 1399 لغایت اسفند 1399 انجام شد. نمونه ها از نظر آلودگی به یرسینیاانتروکلی تیکا با روش سرما گذاری و محیط CIN آگار بررسی شدند. روش جداسازی بر اساس غنی سازی اولیه در بافر فسفات به مدت 3 هفته در یخچال (سرماگذاری در 4 درجه سانتیگراد) و سپس استفاده از KOH به عنوان غنی سازی ثانویه و کشت بر روی محیط CIN آگار انجام گردید. برای تعیین سویههای بیماریزا از روش بیوتایپیگ استفاده شد.
یافتهها: 5 جدایه (2 درصد) از نمونههای اسهال کودکان و 20 جدایه (8 درصد) از نمونههای گوشت مرغ به یرسینیا اینتروکلی تیکا بدست آمد. بیوتایپینگ جدایههای یرسینیاانتروکلی تیکای انسانی سبب شناسایی 3 مورد بیو تایپ 1A، یک مورد بیوتایپ 1B ، یک مورد بیوتایپ 2 و از جدایههای گوشت مرغ، 16 جدایه متعلق به بیوتیپ 1A و 4 جدایه متعلق به بیوتایپ 1B گردید.
نتیجهگیری: وجود بیوتایپهای مشترک بیماریزای 1B و غیربیماریزای 1A در نمونههای اسهال کودکان و گوشت مرغ میتواند بیانگر علت اسهال در کودکان باشد.
سیده ماهرخ علینقی مداح، پیمان اصغری، امیرحسین محمدشفیعی، فاطمه مهرآور، محمد آریایی،
دوره 24، شماره 1 - ( بهار 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پروپوفول یکی از رایجترین داروهای مورد استفاده در بیهوشی بوده و درد هنگام تزریق از عوارض جانبی این دارو است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر لیدوکائین، منیزیوم سولفات و کتامین در کاهش درد ناشی از تزریق وریدی پروپوفول در بیماران تحت عمل جراحی انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دوسویه کور 80 بیمار 18 تا 65 ساله به صورت تصادفی در 4 گروه 20 نفری لیدوکائین، کتامین، منیزیوم سولفات و نرمال سالین قرار گرفتند. برای ارزیابی درد از معیارAmbesh Score استفاده شد. تغییرات همودینامیک گروههای مورد مطالعه در دقایق 1 و 3 و 5 ارزیابی شد.
یافتهها: بیماران در گروههای لیدوکائین، کتامین و منیزیم سولفات به ترتیب با مقادیر 75 درصد، 70 درصد و 55 درصد در مقایسه با گروه نرمال سالین (25 درصد) پس از تزریق پروپوفول، احساس درد نداشتند (P<0.05). میانگین روند زمانی فشار خون سیستولیک، فشار خون دیاستولیک و متوسط فشار خون شریانی بین گروههای مورد مطالعه از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری: استفاده از داروهای لیدوکایین یا کتامین در زمان تزریق پروپوفول میتواند در کاهش درد هنگام تزریق پروپوفول موثر باشد.
امیرعلی جعفرنژادگرو، میلاد پیران حمل آبادی،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از بریس کمری بر روی کینماتیک و کینتیک اثرگذار است. این مطالعه به منظور تعیین اثر دو نوع بریس ساده و سنسوردار توراکولومبوساکرال بر فعالیت الکترومایوگرافی عضلات منتخب در مردان مبتلا به کایفوز در هنگام دویدن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 15 مرد مبتلا به کایفوز انجام شد. آزمودنیها تکلیف دویدن را در سه شرایط بدون بریس، بریس ساده و بریس دارای سنسور انجام دادند. یک سیستم الکترومایوگرافی 8 کاناله بیسیم برای ثبت فعالیت عضلات ناحیه کمر و اندام تحتانی طی دویدن استفاده شد.
یافتهها: در فازهای پاسخ بارگیری، میانه اتکا و نوسان تفاوت آماری معنیداری بین شرایط مختلف وجود نداشت؛ ولی در فاز هل دادن میانه فرکانس عضله دوقلو در حالت استفاده از بریس ساده نسبت به حالت بدون بریس بزرگتر بود (P<0.05). همچنین میانه فرکانس عضله نیمه وتری در حالت استفاده از بریس سنسوردار نسبت به حالت بریس ساده به طور معنیداری بالاتر بودند (P<0.05).
نتیجهگیری: به طور کلی استفاده از بریس و به ویژه بریس سنسوردار، سبب بهبود فعالیت عضلات در مردان مبتلا به کایفوز میشود.
امیرعلی جعفرنژادگرو، سیده مریم انواری، سعیده ناصری،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: زانوی پرانتزی یکی از اختلالات اندام تحتانی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر طول عمر کفش ورزشی بر هم انقباضی عمومی و جهتدار عضلات مفصل مچ پا هنگام دویدن در زنان مبتلا به زانوی پرانتزی و سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 30 زن دانشجو (15 فرد مبتلا به زانوی پرانتزی درجه 2 و 15 فرد سالم) با استفاده از کفش نو و کفش کهنه (6 ماه استفاده) در آزمایشگاه بیومکانیک ورزشی دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد. به هر کدام از آزمودنیها یک جفت کفش ورزشی نو داده شد. پس از داده گیری اولیه از آزمودنیها خواسته شد که به مدت 6 ماه، روزانه حداقل یک ساعت در فعالیتشان استفاده کنند. فعالیت الکتریکی عضلات با استفاده از الکترومایوگرافی سطحی ثبت گردید.
یافتهها: در هیچیک از زیر فازهای دویدن، تفاوتی بین گروههای مورد مطالعه در هم انقباضی عمومی و جهتدار مفصل مچ پا مشاهده نشد.
نتیجهگیری: طول عمر کفش اثری بر هم انقباضی عضلات مفصل مچ پا ندارد.
سمیرا عشقی نیا، سیده عارفه میرسلیمانی عزیزی، عرفان رضائی شیرازی، رقیه گلشا،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هموپتیزی، خروج خون منشاء گرفته از راه هوایی است. برونشیولیت، کارسینوم برونکوژنیک و برونشکتازی شایعترین علت هموپتیزی در کشورهای توسعهیافته و عفونتهای ناشی از مایکوباکتریوم توبرکلوزیس شایعترین دلیل در کشورهای اندمیک است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی علل هموپتیزی و برخی عوامل خطر مرتبط با آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی پرونده 68 بیمار (37 مرد و 31 زن، میانگین سنی 17.27±56.85 سال) با شکایت هموپتیزی مراجعه کننده به مرکز آموزشی و درمانی شهید صیادشیرازی طی سالهای 1393 لغایت 1395 انجام شد. با استفاده از پرونده بیماران، اطلاعات دموگرافیک، سابقه بیماری، سوء مصرف مواد مخدر و علت ایجاد هموپتیزی از بانک اطلاعاتی مرکز آموزشی و درمانی شهید صیادشیرازی استخراج و مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: سابقه مصرف سیگار، سوء مصرف مواد مخدر و ابتلا به دیابت به ترتیب در 42.6% ، 45.6% و 17.6% از بیماران وجود داشت. بیشترین فراوانی علت هموپتیزی شامل برونشکتازی (25%) ، پنومونی (20.6%) ، سل و سرطان ریه (16.4%) بودند و جنسیت عامل خطر مستقل برای هموپتیزی تعیین شد (P<0.05). شایعترین علت هموپتیزی در مردان برونشکتازی، سرطان ریه و پنومونی و شایعترین علت هموپتیزی در زنان سل و برونشکتازی بودند. متغیرهای سن، سوء مصرف مواد مخدر، مصرف سیگار و ابتلا به دیابت با بروز هموپتیزی ارتباط آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: برونشکتازی، سل و سرطان ریه سه دلیل عمده بروز هموپتیزی تعیین شدند. جنسیت رابطه مستقیمی با علت بروز هموپتیزی داشت. بهطوری که شایعترین علل هموپتیزی در مردان برونشکتازی، سرطان ریه و پنومونی و در زنان سل و برونشکتازی تعیین گردید.
پژمان خوارزم، سعید امیرخانلو، فاطمه خوارزم، روزبه چراغعلی،
دوره 24، شماره 2 - ( تابستان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: همودیالیز، روش مهم برای درمان جایگزینی نارسایی انتهایی کلیه در ۷۰ تا ۹۰ درصد بیماران مبتلا به نارسایی انتهایی کلیوی (End Stage Renal Disease: ESRD) است. فیستول شریانی وریدی (Arteriovenous fistula: AVF) دستیابی عروقی انتخابی در این بیماران باتوجه به میزان کارآمدی بالاتر و مرگ و میر کمتر نسبت به گرافت شریانی وریدی (Arteriovenous grafts: AVG) است. این مطالعه به منظور تعیین میزان شیوع و بروز انواع دستیابی عروقی در بیماران همودیالیزی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 200 بیمار (101 مرد و 99 زن) همودیالیزی در مراکز آموزشی درمانی پنجم آذر و شهیدصیاد شیرازی گرگان به روش سرشماری طی سالهای 1399 لغایت 1400 انجام شد. چک لیستی شامل سن، جنس، سطح تحصیلات، مدت زمان دیالیز، نوع اولین دسترسی عروقی و دسترسی عروقی حال حاضر شامل فیستول، گرافت، کاتتر موقت بدون کاف (کاتترموقت)، کاتتر دایم (پرمیکت)، محل قرارگیری دسترسی عروقی موقت (ژوگلار، ساب کلاوین، فمورال) سابقه دیابت، قومیت، مصرف سیگار و هایپرتانسیون تکمیل شد.
یافتهها: میانگین سنی در زنان 14.71±58.34 سال و در مردان 13.76±57.95 سال بود. 61.5% از بیماران زیر 3 سال (میانگین سنی 3.75±3.97) تحت همودیالیز بودند. دسترسی عروقی اولیه برای شروع دیالیز در 69 درصد از بیماران کاتتر موقت بدون کاف و در 24 درصد فیستول بود. ارتباط آماری معنیداری بین سیگاری بودن، قومیت، ابتلا به دیابت و پرفشاری خون و جنسیت با نوع دستیابی عروقی استفاده شده یافت نشد. همچنین ارتباط آماری معنیداری بین طول مدت دیالیز و نوع دستیابی عروقی یافت نشد.
نتیجهگیری: باتوجه به پراکندگی کاتترها و فیستولها تاکید بر این نکته ضروری است که بالا بردن درصد فیستول در بیمارانی که دیالیز را شروع میکنند و کارگذاری به موقع AVF در بیماران ESRD میتواند کیفیت زندگی بیماران دیالیزی را بهبود بخشد و در صورت الزام به کارگذاری کاتتر تا حد ممکن بایستی از تعبیه کاتترهای ساب کلاوین اجتناب شده و کاتترژوگلار کارگذاری شود.
میلاد پیران حمل آبادی، امیرعلی جعفرنژادگرو،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از راههای اصلاح ناهنجاری کایفوز استفاده از بریسها است. این مطالعه به منظور تعیین اثر دو نوع بریس ساده و سنسوردار توراکولومبوساکرال بر مؤلفههای نیروی واکنش زمین در مردان مبتلا به کایفوز هنگام راه رفتن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی 15 مرد مبتلا به کایفوز سینهای سه مرتبه تکلیف راه رفتن روی صفحه نیرو را در سه شرایط بدون بریس، بریس ساده و بریس دارای سنسور انجام دادند. دادههای نیروی عکسالعمل زمین از طریق دستگاه نیروسنج برتک جمعآوری شد.
یافتهها: بین شرایط با و بدون استفاده از بریس در مقدار نیروها، اوج نیروها، گشتاور آزاد و نرخ بارگذاری در هنگام راهرفتن تفاوت آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: تفاوتی در کینتیک راهرفتن در حالتهای با و بدون بریس در مردان مبتلا به کایفوز وجود نداشت.
سید غلامرضا مرتضوی مقدم، اصغر زربان، علی میرشاهی،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم اختلال مزمن راههای هوایی، با انسداد برگشت پذیر، التهاب مجاری هوایی و با عوارض زیادی همراه است. امروزه شیوع بیماری در حال افزایش است. رژیم غذایی، شاخصهای آنتی اکسیدانی و همچنین کمبود ویتامین D با بروز بیماری در ارتباط است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ویتامین D بر عملکرد ریه و سطح سرمی ایمنوگلبولین E و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی در بیماران مبتلا به آسم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده روی 60 بیمار مبتلا به آسم بالای 16 سال با عدم کنترل کامل علائم مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی بیمارستان ولیعصر در سال 1398 انجام شد. بیماران به طور تصادفی ساده به روش بلوکه سازی به دو گروه 30 نفری کنترل (دریافت کننده پلاسبو) و مداخله (دریافت کننده کپسول 2000 واحدی ویتامین D به مدت 12 هفته) تقسیم شدند. در ابتدا و انتهای مطالعه از بیماران نمونه خون به میزان 5 میلیلیتر اخذ و اسپیرومتری انجام شد. در سرم بیماران پارامترهای ظرفیت تام آنتیاکسیدانی (TAC)، ایمنوگلبولین E و ویتامین D اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین FVC، سطح سرمی ویتامین D و TAC گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در انتهای مطالعه افزایش آماری معنیدار و میانگین سطح IgE کاهش آماری معنیدار نشان دادند (P<0.05). میانگین نمره FEV1 و FEV1 / FVC در دو گروه کنترل و مداخله در انتهای مطالعه تفاوت آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: مصرف قرص ویتامین D سبب افزایش میانگین FVC و TAC در بیماران مبتلا به آسم گردید.
سامان برزگر، طیبه نوری، محمدحسین فرزایی، مظفر خزاعی، سمیرا شیروئی،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف مزمن اوپیوئیدها منجر به بروز تحمل به اثرات ضددردی آنها میشود. پروتئین کیناز C ، آدنیلیل سیکلاز، نیتریک اکساید و گلیکوژن سنتاز کیناز 3 بتا (GSK-3β) مکانیسمهای مولکولی درگیر در تحمل مورفین هستند. لیتیوم باعث فعال شدن مسیر فسفاتیدیلینوزیتول 3 کیناز (PI3K) / پروتئین کیناز بتا (AKT) میشود که GSK-3β را مهار کرده و تحمل ناشی از مورفین را کاهش میدهد. این مطالعه به منظور تعیین ثر لیتیوم بر علایم وابستگی به مورفین و تحمل به اثرات ضددردی آن در موشهای سوئیسی از طریق سیگنالینگ GSK-3β انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 56 سر موش سوری سوئیسی آلبینو نر بالغ (8 گروه 7 تایی) انجام شد. تزریق داخل صفاقی مورفین با غلظتهای 50 ، 50 و 75 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن در ساعات 8 صبح، 11 صبح و 16 عصر به مدت 4 روز انجام شد و تک دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز پنجم انجام گردید. اثرات سه دوز خوراکی لیتیوم در غلظتهای 1 ، 5 و 10 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن 45 دقیقه قبل از تزریق مورفین، بر تحمل ناشی از مورفین بررسی شد. برای بررسی تحمل ضددرد در روزهای 1 ، 3 و 5 مطالعه، تستهای Tail flick و Hot plate انجام شد. در روز آخر مغز موشها به منظور اندازهگیری سطح نیتریت، ارزیابی بافتشناسی و ایمونوهیستوشیمی برای p-گلیکوژن سنتاز (p-GSSer640) جمعآوری شدند.
یافتهها: مصرف همزمان لیتیوم به طور معنیداری تحمل ضددرد را در مقایسه با گروه مورفین در روز 3 و 5 افزایش داد (P<0.05). لیتیوم افزایش سطح نیتریت ناشی از مورفین و همچنین آسیب مغزی را کاهش داد. لیتیوم، اثرات محافظتی بر تحمل به مورفین را در آزمایش ایمونوهیستوشیمی 640p-GSSer نشان داد و فسفوریلاسیون GS در ریشه سرین 640 توسط GSK-3β را کاهش داد.
نتیجهگیری: تجویز لیتیوم سبب کاهش تحمل مورفین در موشهای سوئیسی نر بالغ گردید.
محمد فیاض، مهسا امیری رستکی، وحید تجری، سید مهران حسینی،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان زمان واکنش دارای پتانسیل قابل توجهی برای کمک به ارزیابی عصبی روانشناختی در انواع محیطهای مراقبتهای بهداشتی است. اندازهگیری تنوع زمان واکنش درون فردی از اهمیت ویژهای برخوردار است. زیرا تصور میشود که منعکس کننده اختلالات بیولوژیکی - عصبی است. این مطالعه به منظور تعیین تغییرات درون فردی زمان واکنش به محرک دیداری در دید دو چشمی و تک چشمی غالب یا غیر غالب انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 12 داوطلب با میانگین سنی داوطلبین 1.448±30.08 سال از بین دانشجویان و کارشناسان (5 زن و 7 مرد) دانشگاه علوم پزشکی گلستان طی سال 1400 انجام شد. زمان واکنش توسط دستگاه زمان واکنش دست ساخت شرکت دانش سالار ایرانیان به شکل خودکار و بر اساس زمان ارایه تحریک دیداری بر صفحه رایانه و عکسالعمل فرد یعنی فشردن دکمه دستگیرههای هر یک از دو دست ثبت گردید. آزمایش برای همه داوطلبین بین ساعت 10 تا 11 صبح انجام شد و شرکت کنندگان حداقل از 2 ساعت قبل از آن تغذیه نداشتند. پس از تکمیل آزمایشهای زمان واکنش برای هر داوطلب، نسبت به تعیین چشم غالب با روش hole-in-card اقدام شد.
یافتهها: در 4 داوطلب چشم غالب چپ و در بقیه داوطلبین چشم غالب راست بود. بین دو جنس از نظر چشم غالب تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد. تعداد زمانهای واکنش ثبت شده در دید تک چشمی راست 902 مورد، تک چشمی چپ 911 مورد و دید دو چشمی 893 مورد بود. میانگین زمان واکنش در دید تک چشمی راست 3.410±306.81 ، تک چشمی چپ 3.339±304.28 و دید دو چشمی 4.569±312.95 و دامنه زمانهای واکنش در این سه حالت بهترتیب بین 194 تا 1750، 178 تا 1587 و 155 تا 1797 هزارم ثانیه تعیین شد. تغییرات درون فردی زمان واکنش در مورد چشم غالب چپ و دست چپ به ترتیب در مقایسه با چشم غالب راست و دست راست اختلاف آماری معنیداری داشت (P<0.05). تفاوتی بین زمان واکنش دید تک چشمی راست، تک چشمی چپ و دید دو چشمی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: همسویی سمت غالب چپ در چشم و دست واکنش سریعتری نسبت به سمت غالب راست در چشم و دست دارد. مکانیسم این پدیده ممکن است با فرایند کلی تعیین کننده نیمکره غالب چپ در تقریبا 90 درصد جمعیت مرتبط باشد.
فرزانه دهستانی، بهرام میرزائیان، رمضان حسن زاده، پیام سعادت،
دوره 24، شماره 3 - ( پاییز 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: درد نوروپاتیک (Neuropathic pain) یکی از مهمترین انواع دردهای مزمن است که با وجود پیشرفتهای روزافزون علم پزشکی، درمان آن با مشکلات زیادی همراه است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهزیستی روانشناختی و ادراک درد بیماران مبتلا به درد نوروپاتیک مزمن انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 30 بیمار مبتلا به درد نوروپاتیک مزمن مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی روحانی دانشگاه علوم پزشکی بابل در شهر بابل طی سال 1400 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. پرسشنامههای بهزیستی روانشناختی (ریف) و باورها و ادراکهای درد (ویلیامز و تورن) در پیش آزمون تکمیل گردید. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 120 دقیقهای، هفتهای یک بار برای گروه مداخله اجرا شد. پس از اتمام دوره درمانی، هر دو گروه مورد پس آزمون قرار گرفتند و دو ماه پس از اجرای پس آزمون، آزمون پیگیری اجرا گردید.
یافتهها: نمره کل بهزیستی روانشناختی و خرده مقیاسهای پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خود مختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند و رشد شخصی گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در پسآزمون افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). نمره کل ادراک درد و خرده مقیاسهای باور به ثبات درد در زمان حال و باور به اسرارآمیزی درد گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در پسآزمون کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). نتایج درمان در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. خرده مقیاسهای باور به استمرار درد در آینده و باور به خودملامتگری در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون تفاوت آماری معنیداری نشان نداد؛ اما خرده مقیاسهای باور به استمرار درد در آینده و باور به خودملامتگری گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پیگیری، کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میتواند به عنوان یک مداخله اثربخش بر افزایش بهزیستی روانشناختی و کاهش ادراک درد بیماران نوروپاتیک مزمن در کنار درمانهای دارویی محسوب شود.