30 نتیجه برای دانش
اصغرمحمد پوراصل، دکتر علی فخاری، فاطمه رستمی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : خودآزاری رفتاری غیرمهلک است که در آن شخص به طورعمد خود را مجروح میکند و یا مادهای را بیش از مقدار نسخه شده مصرف میکند. این مطالعه به منظور تعیین میزان بروز خودآزاری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانشآموزان پسر دبیرستانهای شهر تبریز انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه طولی 1772 (7/13درصد) دانشآموز پسر سال دوم دبیرستانهای شهر تبریز به روش سهمی خوشهای تصادفی انتخاب شدند و دو بار به فاصله یک سال در دو پایه تحصیلی متوالی مورد بررسی قرار گرفتند. در شروع مطالعه (اسفند 1383)، دانشآموزان یک پرسشنامه خود ایفای 48 سوالی پاسخگزین را تکمیل کردند. بعد از یک سال (اسفند 1384)، پرسشنامه 10 سوالی دیگری به همان دانشآموزان که در سال سوم دبیرستان به تحصیل اشتغال داشتند؛ ارایه گردید تا بروز خودآزاری تعیین گردد. با استفاده از رگرسیون لجستیک عوامل مرتبط با بروز خودآزاری بررسی شد. یافتهها : میانگین سن دانشآموزان شرکت کننده در مطالعه به هنگام ورود به مطالعه 87/0+-28/16 سال (دامنه سنی 19-15) بود. در طول یک سال، 8/4درصد دانشآموزان بروز خودآزاری را ذکر کردند. بیشترین نوع خودآزاری بریدن و سوزاندن بود. پیشرفت در مراحل مصرف سیگار (OR=2.81)، داشتن دوستان نزدیک سیگاری (OR=1.78) و بروز مصرف الکل (OR=2.27) با بروز خودآزاری در دانشآموزان ارتباط داشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بروز خودآزاری در این گروه از نوجوانان ایرانی 8/4درصد در سال است. بروز خودآزاری با عواملی مانند سن دانشآموزان، وضعیت مصرف سیگار و مصرف الکل ارتباط داشت.
میلاد فدایی، دکتر اکرم ثناگو، دکتر لیلا جویباری، کریم آق ارکاکلی، دکتر شهریار سمنانی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم روده تحریکپذیر یک اختلال عملکرد رودهای است که بهترین نشانگر آن وجود نشانههای مزمن یا عودکننده درد یا احساس ناراحتی در شکم همراه با اسهال، یبوست و یا نفخ است. حدود20-3 درصد افراد جامعه به سندرم روده تحریکپذیر مبتلا میباشند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع سندرم روده تحریکپذیر در دانشآموزان دبیرستانهای شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی با استفاده از نمونهگیری خوشهای سهمرحلهای 1080 دانشآموز دختر و پسر ساکن شهر گرگان طی سال 1386 به صورت تصادفی مطالعه شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک و معیار استاندارد رم-2 استفاده شد. یافتهها : 1063 پرسشنامه توسط دانشآموزان 19-15 ساله به طور کامل تکمیل شد. طبق معیار رم-2 شیوع سندرم روده تحریکپذیر در بین دانشآموزان دبیرستانی 7/5 درصد تعیین گردید. ارتباط بین قومیت و میزان شیوع ابتلاء به این سندرم معنیدار بود (P<0.05). دانشآموزان ترکمن نسبت به سایر قومیتها بیشترین میزان ابتلاء را داشتند. اختلاف معنیداری بین شیوع سندرم روده تحریکپذیر و متغیرهای جنس، سن و درآمد خانواده دیده نشد. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع سندرم روده تحریکپذیر در این منطقه با شیوع گزارش شده در غرب کشور و همچنین برخی از کشورهای آسیایی نزدیک است.
دکتر کریم اله حاجیان، دکتر فرزان خیرخواه، دکتر مانی حبیبی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : نوجوانان و جوانان از یک طرف عامل اصلی پیشرفت و اعتلای جامعه میباشند و از طرفی به عنوان گروه اصلی در معرض خطر مسائل رفتاری هستند. این مطالعه به منظور تعیین میزان شیوع رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاههای بابل انجام گرفت.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 882 دانشجوی دانشگاههای بابل با اجرای نمونهگیری ترکیبی در سال 1388 انجام گرفت. اطلاعات مورد نظر از طریق پرسشنامه مدون جمعآوری گردید که شامل اطلاعات دموگرافیک، صدمات و خشونت، مصرف سیگار، مصرف مواد نیروزا و مواد مخدر، کم تحرکی و وضعیت چاقی بود. در تجزیه و تحلیل آماری دادهها از آزمون Chi-Square استفاده گردید.
یافتهها : شیوع درگیری فیزیکی در طی یک سال گذشته 33.5% ، مصرف سیگار 13.7% ، اضافه وزن و چاقی 25.6% ، کمتحرکی 15.3% و مصرف مواد مخدر و داروهای نیروزا 0.3% تعیین شد. شیوع برخی از رفتارهای پرخطر در پسرها به نسبت دخترها (P<0.001) ، در مجردین نسبت به متأهلین (P<0.001) ، در دانشجویان ساکن منزل استیجاری و خوابگاه نسبت به ساکنین منزل شخصی (P<0.001) ، در دانشجویان دانشگاه فنی مهندسی و آزاد اسلامی نسبت به علوم پزشکی (P<0.001) و در دانشجویان مقطع کاردانی و کارشناسی نسبت به مقطع دکتری حرفهای بیشتر بود (P<0.001). به عنوان مثال شیوع سیگار کشیدن در پسرها 25.7% و در دخترها 3.6% تعیین شد که این اختلاف از نظر آماری معنیدار بود (P<0.001).
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاههای بابل از فراوانی نسبتاً بالایی برخوردار میباشد.
دکتر افسانه برقعی، مصطفی قربانی، دکتر علیرضا خوش بین خوش نظر،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : بیش از نیمی از تحقیقات علوم پزشکی در ایران در قالب پایاننامههای دانشجویی در مقاطع مختلف تحصیلی انجام میشود. در دوره پزشکی عمومی پایاننامه یک درس اجباری 6 واحدی است. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت انتشار دانش حاصل از پایاننامههای دوره پزشکی عمومی دانشکده پزشکی گرگان در مجلات و کنگرههای علمی انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی به صورت مقطعی و با روش سرشماری روی 371 پایاننامه دوره پزشکی عمومی دفاع شده در دانشکده پزشکی گرگان طی سالهای 87-1375 به راهنمایی 54 نفر از اعضاء هیأت علمی که راهنمایی حداقل یک پایاننامه را به عهده داشتند؛ انجام شد. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامهای حاوی برونداد پایاننامهها و همچنین موانع موجود در انتشار نتایج پایاننامهها استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-13 و آزمون کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : در مجموع 322 پایاننامه به راهنمایی 43 عضو هیأت علمی دانشکده پزشکی گرگان بررسی شد. اعضاء هیأت علمی بالینی و علوم پایه به ترتیب راهنمایی 87.6% و 12.4% از پایاننامهها را برعهده داشتند. 164 پایاننامه (50.9%) در مجلات و یا کنگرهها انتشار یافته بود و بیشترین سهم مربوط به مجلات داخلی (24.4%) بود. اعضاء هیأت علمی بالینی و علوم پایه به ترتیب 35.1% و 70% از پایاننامهها را به صورت مقاله منتشر کرده بودند. مطالعاتی از نوع تجربی بیشتر (48.5%) از مابقی مطالعات به نشر منجر شده بود. مهمترین مشکل در خصوص انتشار نتایج پایاننامه از دیدگاه اساتید، کمبود وقت و سپس نداشتن همکار برای این امر بود.
نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که وضعیت انتشار یافتههای حاصل از پایاننامههای دوره پزشکی عمومی در دانشکده پزشکی گرگان تا وضعیت ایدهآل هنوز فاصله زیادی دارد.
دکتر محمدرضا پورمند، هومن صدیقیان، زهرا عبدالصمدی، مریم کشت ورز، نادیا مردانی، صدیقه قورچیان، مرضیه حاجتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : نایسریا مننژیتیدیس باکتری بیماریزای اجباری انسان میباشد که به طور گذرا در بخش فوقانی دستگاه تنفس کلونیزه شده و در صورت عدم وجود علائم بیماری فرد به عنوان ناقل موقت شناخته میشود. بررسی اپیدمیولوژی و جمعآوری اطلاعات در مورد وضعیت کلونیزاسیون، اقدام مؤثری در راستای طراحی به موقع برنامه واکسیناسیون خواهد بود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی ناقلین حلقی نایسریا در دانش آموزان 12-10ساله شهر تهران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 364 دانشآموز پسر پایه چهارم و پنجم ابتدایی چهار دبستان مناطق یک، شش و سیزده تهران در بهار و زمستان سال 1387 انجام شد. نمونهگیری با استفاده از سواب استریل و کشت به روی محیط تایرمارتین آگار صورت گرفت. یافتهها : نایسریا مننژیتیدیس از ناحیه حلق هیچ دانشآموزی جدا نگردید. هیچیک از دانشآموزان مورد مطالعه دارای علائم بیماری نبودند. ناحیه حلق 3 نفر (0.8 درصد) از دانشآموزان کلاس پنجم ناقل نایسریا لاکتامیکا بود. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده عدم حضور عامل اصلی ایجاد کننده مننژیت در اوروفارنکس دانشآموزان بود.
دکتر اسحق رحیمیان بوگر، دکتر علی اصغر بیانی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : شناسایی فراوانی اختلالات دوران نوجوانی دارای پیامدهای کاربردی در حوزه روانپزشکی کودک و نوجوان است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلالات رفتاری دانشآموزان دوره راهنمایی و متوسطه شهرستانهای استان گلستان در سال تحصیلی 89- 1388 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی 1500 نفر (715 پسر و 785 دختر) از دانشآموزان مقطع راهنمایی و متوسطه شهرستانهای استان گلستان در سال تحصیلی 89-1388 با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. افراد پرسشنامه جمعیتشناختی و ابعاد اختلالات رفتاری مبتنی بر DSM-IV (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders) مقیاس خودگزارشی مشکلات رفتاری نوجوانان ایشنباخ (Youth Self-Report Scale: YSR) را تکمیل کردند. دادهها به کمک روشهای آمار توصیفی، تست ناپارامتریک کایاسکوئر و محاسبه مقادیر نسبت شانس و CL (confidence interval) با نرمافزار آماری PASW (Predictive Analytics Software) تحلیل گردید. یافتهها : فراوانی کلی اختلالات رفتاری در دانشآموزان مقطع راهنمایی، مقطع متوسطه و کل دانشآموزان به ترتیب 5.47 درصد، 5.05 درصد و 5.27 درصد بود. در همه دانشآموزان اختلالات جسمانی بالاترین فراوانی (5.8 درصد) و اختلالات اضطرابی کمترین فراوانی (4.7 درصد) را نشان داد. همچنین بین دو جنس تنها در میزان فراوانی اختلال سلوک و اختلال ADHD تفاوت آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). نسبت شانس برای جنسیت در پیشبینی اختلال سلوک و ADHD و برای مقطع تحصیلی در پیشبینی اختلالات عاطفی و اضطرابی از لحاظ آماری معنیدار بود (P<0.05). نتیجهگیری : فراوانی کلی اختلالات رفتاری در دانشآموزان مقطع راهنمایی و متوسطه شهرستانهای استان گلستان 5.27 درصد تعیین شد. این نتیجه تقریباً مشابه با دیگر مطالعات انجام شده در ایران است.
آسیه پیرزاده، غلامرضا شریفی راد،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : هرچند سندرم نقص ایمنی اکتسابی از نظر پزشکی مهم است؛ ولی به عنوان یک رفتار شخصی و یک پدیده اجتماعی و فرهنگی از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و نوجوانان به عنوان جمعیت در معرض خطر شناخته شدهاند. تنها راه مؤثر علیه ایدز آموزش بهداشت است. این مطالعه به منظور تعیین اثر آموزش بر آگاهی و سازههای مدل اعتقاد بهداشتی در دانشآموزان دختر دبیرستانی شهر اصفهان در ارتباط با سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) انجام شد. روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 72 دختر دبیرستانی شهر اصفهان در سال 1390 انجام شد. دانشآموزان به دو گروه 36 نفری مداخله و شاهد تقسیم شدند. برای گروه مداخله جلسات آموزشی در دو جلسه با استفاده از روش سخنرانی و بحث گروهی انجام گرفت و برای گروه شاهد هیچ آموزشی صورت نگرفت. پرسشنامه 3 قسمتی شامل مشخصات دموگرافیک، آگاهی و سازههای مدل اعتقاد بهداشتی به وسیله خودگزارشدهی تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-18 ، paired t-test و independent t-test تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در ابتدای مطالعه میانگین آگاهی، شدت درک شده، منافع و موانع درک شده بین دو گروه اختلاف آماری معنیداری نداشت. در انتهای مطالعه میانگین آگاهی، شدت درک شده، منافع و موانع درک شده در گروه مداخله افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05)؛ اما میانگین حساسیت درک شده در گروه مداخله اختلاف آماری معنیداری نداشت. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی سبب بالارفتن شدت درک و منافع درک شده و نیز کاهش موانع درک شده در دانشآموزان دختر گردید؛ اما اثر آماری معنیداری بر حساسیت درک شده نداشت.
محمد سبحانی شهمیرزادی، بهرام میرزاییان، مهلا منصوری،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : ارتباط بین استرس و بیماریهای گوارشی به خصوص سندرم روده تحریکپذیر از سالها پیش مورد توجه است. این مطالعه به منظور مقایسه سبکهای دلبستگی و راهبردهای مقابلهای دختران دانشآموز مبتلا و غیرمبتلا به سندرم روده تحریکپذیر انجام شد. روش بررسی : این مطالعه موردی – شاهدی روی 50 دانشآموز دختر مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر و 50 دختر دانشآموز سالم دبیرستانهای دولتی شهرستان گرگان در سال 1390 به روش نمونهگیری تصادفی انجام شد. گروههای مورد مطالعه از نظر سن، مقطع و رشته تحصیلی با هم یکسان بودند. از پرسشنامههای معیار Rome III برای تشخیص سندرم روده تحریکپذیر به همراه معاینه و تایید پزشک استفاده شد. برای تمام شرکتکنندگان در مطالعه پرسشنامه مقیاس دلبستگی بزرگسالان Rass و پرسشنامه راهبردهای مقابلهای Lazarus تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-17 و آزمون آماری t تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در گروه مورد میزان دلبستگی اضطرابی و اجتنابی بیشتر از گروه شاهد بود (P<0.05). بیشترین سبک دلبستگی در گروه شاهد از نوع ایمن تعیین شد. میانگین و انحراف معیار راهبردهای مقابلهای دختران گروه مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر در مقایسه با گروه شاهد شامل فاصله گرفتن، خود کنترلی، طلب حمایت اجتماعی، گریز – اجتناب، حل مسأله، ارزیابی مجدد و پذیرش مسؤولیت تفاوت آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). راهبرد مقابلهای مستقیم در گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد تفاوت آماری معنیداری نداشت. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر در مقایسه با افراد سالم بیشتر از سبکهای دلبستگی اضطرابی و اجتنابی (شیوههای مقابلهای منفی) استفاده میکنند.
مرضیه السادات آذرنیوه، سیدعلیرضا توکلی خورمیزی،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : خواب یکی از عناصر مهم در چرخههای شبانه روزی است که با بازسازی قوای فیزیکی و روحی همراه است. فعالیت بدنی از جمله عوامل مداخلهگر در بهبود کیفیت خواب است. این مطالعه به منظور تعیین اثر فعالیت بدنی بر کیفیت خواب دانشجویان دختر انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی مقطعی روی 370 دانشجوی دختر دانشگاه زابل در نیمسال اول تحصیلی 1392 تا 1393 انجام شد. اطلاعات به روش نمونهگیری تصادفی و از طریق پرسشنامه دموگرافیک محقق ساخته و پرسشنامههای استاندارد سنجش کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) و فعالیت بدنی بک جمعآوری گردید. سپس دانشجویان با استفاده از پرسشنامه فعالیت بدنی بک به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم شدند.
یافتهها : 32 نفر (25.2%) از دانشجویان فعال و 153 نفر (67.4%) از دانشجویان غیرفعال دارای کیفیت خواب نامناسب بودند. میانگین کیفیت خواب در هر دو گروه فعال و غیرفعال نامناسب بود؛ اما دختران فعال نسبت به غیرفعال از کیفیت خواب بهتری برخوردار بودند (P<0.05). 65.7% گروه فعال دارای نمایه توده بدن کمتر از 25 و تنها 9.1% دانشجویان با نمایه توده بدن بیش از 25 ، کیفیت خواب مناسبی داشتند. در گروه غیرفعال 60.8% افراد دارای سطح مطلوب نمایه توده بدن از کیفیت خواب نامطلوبی برخوردار بودند. در هر دو سطح نمایه توده بدن، کیفیت خواب در دو گروه تفاوت آماری معنیداری داشت؛ اما این تفاوت در گروه فعال بیشتر بود (P<0.05).
نتیجه گیری : 52 درصد از دانشجویان دختر کیفیت خواب مناسبی نداشتند و کیفیت نامناسب خواب در دختران با فعالیت بدنی کمتر، بیشتر بود.
سیدکمالالدین میرکریمی، دانیال باقری، محمدرضا هنرور، محمدجواد کبیر، رحمان بردی اوزونی دوجی، مریم ایری،
دوره 18، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : عادات غذایی افراد همراه با رشد سریع تکنولوژی تغییر کرده و مصرف فستفودها بهطرز قابل توجهی در ایران افزایش یافته است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر بر مصرف فستفود در دانشآموزان دبیرستانی بر اساس تئوری رفتار برنامهریزی شده انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی به روش مقطعی روی 500 دانشآموز دبیرستانی شهر علیآباد کتول طی سال تحصیلی 94-1393 انجام گردید. از پرسشنامه محقق ساخته شش قسمتی روا و پایا مشتمل بر سازههای تئوری رفتار برنامهریزی شده شامل نگرش، هنجارهای انتزاعی، کنترل رفتاری درک شده و قصد رفتاری برای تکمیل دادهها استفاده شد.
یافتهها : فراوانی مصرف ماهانه فستفود چهار دفعه و متداولترین آن همبرگر و پیتزا بود. تئوری رفتار برنامهریزی شده، رفتار مصرف فستفود را با R2=0.65 توصیف کرد. مصرف فستفود با قصد رفتاری و هنجارهای انتزاعی ارتباط آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). دوستان اثرگذارترین هنجار انتزاعی در قصد مصرف فست فود بود (P<0.05).
نتیجهگیری : از آنجایی که دوستان به عنوان مهمترین هنجار انتزاعی بیشترین اثر را بر قصد مصرف فستفود دانشآموزان داشتند؛ در طراحی مداخلات آموزشی کارآمد، آموزشهای مبتنی بر این گروه نیز بایستی در نظر گرفته شود.
رویا فصیحی، جوانشیر اسدی، رمضان حسن زاده، فیروزه درخشانپور،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: باورهای غیرمنطقی زمینهساز دامنه وسیعی از اختلالات شناختی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر درمان شناختی - رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای غیرمنطقی دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبهتجربی 45 دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان به صورت غیرتصادفی در گروههای 15 نفری کنترل، گروه درمان شناختی - رفتاری (مداخله اول) و گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (مداخله دوم) تقسیم شدند. هر سه گروه پیش آزمون را تکمیل کردند؛ اما گروه کنترل هیچگونه درمانی دریافت نکرد. گروههای مداخله 8 جلسه درمان را دریافت نمودند. دادهها از طریق پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز سال 1969 (IBQ-40) جمعآوری گردید.
یافتهها: هر دو روش درمانی در گروههای مداخله در مقایسه با گروه کنترل سبب کاهش نمره کلی باورهای غیرمنطقی گردید (P<0.05). میانگین نمره زیرمقیاس اجتناب از مشکل (35.26±6.32) در گروه مداخله دوم در مقایسه با گروه مداخله اول (30.53±9.47) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). همچنین میانگین نمره زیرمقیاس بیمسؤولیتی هیجانی در گروه مداخله اول (22.73±9.49) در مقایسه با گروه مداخله دوم (29.93±1.75) افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: دو روش درمان شناختی - رفتاری و درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش باعث کاهش باورهای غیرمنطقی دانشجویان رشته پزشکی گردید.
دانیال باقری، رضاعلی محسنی، سیدمحمدصادق مهدوی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مخاطرات زیستمحیطی یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده سلامت انسانها است. رشد چشمگیر جمعیت و سبک زندگی نوین موجب بروز انواع مشکلات زیستمحیطی و شیوع بیماریها شده است. این مطالعه به منظور تعیین نگرش و دانش در رفتار زیستمحیطی شهروندان شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی – تحلیلی روی 400 نفر (209 مرد و 191 زن) از شهروندان شهر گرگان طی سال 1396 انجام شد. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری چند مرحلهای استفاده گردید. شهر گرگان طبق تقسیمات شهری به 3 طبقه تقسیم شد و محلههای درون طبقات به عنوان خوشه در نظر گرفته شدند. از هر منطقه 40 درصد محلات بهصورت تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزارهای مورد استفاده برای جمعآوری دادهها پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامههای دانش، نگرش و رفتار زیستمحیطی بود.
یافتهها: سطح نگرش و دانش زیستمحیطی شهروندان ضعیف و رفتار حامی محیط زیست آنان قوی ارزیابی شد. افراد با سن بالاتر، تحصیلات بالاتر و میزان اشتغال رفتار حامی محیط زیست بهتری داشتند (P<0.05). بین نگرش زیستمحیطی با رفتار حامی محیط زیست رابطه آماری معنیدار و معکوس یافت شد (P<0.05). افزایش دانش زیستمحیطی سبب افزایش رفتار حامی محیط زیستی گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: سطح دانش و نگرش زیستمحیطی شهروندان گرگان ضعیف و رفتار حامی محیط زیستی آنان قوی ارزیابی شد.
مهری اصفهانی، سید مجتبی عقیلی،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: افسردگی از شایعترین تشخیصهای روانپزشکی است که با روند رو به رشد و شیوع آن، مشکلی اساسی برای بهداشت روان ایجاد کرده است. احتمال ابتلا زنان به افسردگی در زنان بیش از مردان است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی دانشجویان دختر انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 26 دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان انجام شد. دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 13 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله به صورت گروهی طی مدت دو ماه (8 جلسه 2 ساعته و هفتهای یک جلسه) با روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfulness-Based Cognitive Therapy) آموزش دیدند. آزمودنیهای دو گروه پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHO-QOL-BREF) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند.
یافتهها: در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه افسردگی بک به ترتیب 6.96±20.23 و 4.97±13.38 تعیین شد که کاهش آماری معنیدار مشاهده شد (P<0.05). در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات کلی پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی به ترتیب 13.39±66.77 و 10.61±86.84 تعیین شد (P<0.05). همچنین میانگین شاخصهای کیفیت زندگی پسآزمون در تمامی زیربخشها نسبت به پیشآزمون در گروه مداخله افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی دانشجویان دختر را افزایش داده و سبب کاهش افسردگی میگردد.
مایا بهمرام، فریده باباخانی، رحمان شیخ حسینی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نواقص پاسچر ناشی از کم تحرکی بین دانش آموزان در حال افزایش است. عدم تمایل آنان نسبت به انجام فعالیتهای سنتی، یافتن روشهای مناسب برای افزایش فعالیت بدنی را ایجاب میکند. این مطالعه به منظور مقایسه اثر بازیهای منتخب ایکس باکس کینکت با فعالیتهای بدنی معمولی بر پاسچر استاتیک دانشآموزان کمتحرک انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی 26 دانش آموز کم تحرک مقطع چهارم و پنجم دبستان به صورت غیرتصادفی در دو گروه 13 نفری قرار گرفتند. طی دوره 6 هفتهای، یک گروه، 3 جلسه در هفته بازیهای منتخب ایکس باکس کینکت را انجام داد و گروه دیگر مشغول فعالیتهای ورزشی معمولی ساعات تربیت بدنی مدرسه شدند. بررسی زوایای مفاصل در پاسچر استاتیک با روش فتوگرامتری و نرمافزار کینوویا صورت گرفت.
یافتهها: در پاسچر استاتیک زاویه پوزیشن سر، توراسیک اروو، الاینمنت افقی کتف، الاینمنت افقی لگن و الایمنت بدن در گروه ایکس باکس کینکت در مقایسه با گروه کنترل با فعالیتهای بدنی معمولی بهبود معنیداری حاصل شد (P<0.05). در لومبار اروو، لومبار آنگل، تیلت لگن، پوزیشن زانو، زاویه کوادریسپس و پرونیشن پا تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه یافت نشد.
نتیجهگیری: بازیهای ایکس باکس کینکت روشی مناسب برای اصلاح انحرافات پاسچر در دانش آموزان کمتحرک است.
کوروش کاردر، محمد خادملو، مریم سفیدگرنیا امیری، مریم زرین کمر،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال وسواسی- جبری (Obsessive - Compulsive Disorder: OCD) یک بیماری عصبی – روانی است که این وسواسهای فکری یا عملی سبب اتلاف وقت شده و اختلال قابل ملاحظهای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکرد شغلی، فعالیتهای معمول اجتماعی و یا روابط فرد با دیگران ایجاد میکنند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلال وسواسی- جبری دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان آمل انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 342 دانشآموز دختر مقطع متوسطه با دامنه سنی 12 تا 17 سال مدارس شهرستان آمل در سال تحصیلی 98-1397 انجام شد. روش نمونهگیری بهصورت خوشهای و انتخاب تصادفی نمونهها بود. پرسشنامه وسواس فکری - عملی مادزلی (Maudsley) برای غربالگری و معیار تشخیصی وسواس عملی ، فکری یل – براون (Yale-Brown) برای تایید اختلال وسواسی- جبری استفاده شد.
یافتهها: غربالگری دانش آموزان نشان داد که 98 نفر (28.65%) دارای وسواس فکری – عملی بودند. بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به وسواس کندی و تکرار (37 مورد)، تردید - وظیفهشناسی (3۶ مورد)، بازبینی (35 مورد)، شستو شو (31 مورد) و در نهایت نشخوار فکری (12 مورد) بودند. از بین 98 دانش آموز غربال شده، با توجه به نمرات برمبنای پرسشنامه Yale-Brown، تعداد 67 دانش آموز مثبت بودند. شدت اختلال وسواسی – جبری در 37 مورد (55.22%) خفیف، 21 مورد (31.34%) متوسط و 9 مورد (13.43%) شدید تعیین گردید.
نتیجهگیری: در حدود یک سوم از دانش آموزان دختر دچار اختلال وسواسی – جبری بودند.
احمدرضا یوسف پور دهاقانی، فرهاد پاشازاده، مرتضی ناجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: داشتن رژیم غذایی مناسب حائز اهمیت زیادی است. تعداد زیادی از عوامل خطرساز در بروز بیماریهای قلبی - عروقی موثرند که با تغییر آنها میتوان از بروز این بیماری کاست. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط میزان دانش تغذیهای و سطح فعالیت بدنی با شیوع سندرم متابولیک و برخی از عوامل خطر قلبی - عروقی در یک واحد نظامی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 97 نظامی ورزشکار و غیرورزشکار انجام شد. پرسشنامه دانش تغذیهای استاندارد Wardle و Parmenter سال 1999 و پرسشنامه فعالیت بدنی Baecke (Baecke Physical Activity Questionnaire) تکمیل شد. نمره آمادگی جسمانی آزمودنیها و شاخصهای پیکری اندازهگیری شد. شیوع سندرم متابولیک بر اساس معیارهای ATP III بازنگری شده و IDF محاسبه شد.
یافتهها: میانگین میزان دانش تغذیهای آزمودنیها متوسط به پایین بود. بین میزان دانش تغذیهای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی و مقادیر عوامل خطر قلبی عروقی همبستگی معنیداری وجود داشت (P<0.05). همچنین بین میزان دانش تغذیهای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی با پیشگیری سندرم متابولیک همبستگی معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: با افزایش دانش تغذیهای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی، مقادیر عوامل خطر قلبی - عروقی کاهش و احتمال پیشگیری سندرم متابولیک افزایش مییابد.
هنگامه احمدی، آرمان اسلامی، محمدرضا هنرور، امراله شریفی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دانش تغذیهای میتواند بر انتخاب مواد غذایی و در نتیجه عملکرد ورزشی افراد تاثیر بگذارد. مطالعه دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای می تواند در انتخاب نوع آموزش و ایجاد هماهنگی بین ورزشکاران در تطبیق رفتارهای تغذیهای نقش اساسی ایفا نماید. این مطالعه به منظور ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای ورزشکاران مرد رشته بدنسازی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 104 ورزشکار مرد بالای 18 سال رشته بدنسازی با سابقه حداقل 3 ماه پیوسته ورزش بدنسازی در 13 باشگاه بدنسازی فعال شهر گرگان طی سال 1399 انجام شد. برای سنجش دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای ورزشکاران از پرسشنامه استاندارد Parmenter و Wardle استفاده شد. تکمیل پرسشنامه توسط ورزشکاران و با راهنمایی محقق انجام شد. اطلاعات آنتروپومتری و ترکیبات بدن با استفاده از دستگاه Omron BF511 و توسط کارشناس تغذیه آموزش دیده گردآوری شد.
یافتهها: دانش تغذیهای ضعیف در 70 نفر (67.3%) ، نگرش تغذیهای ضعیف در 35 نفر (33.65%) و عملکرد تغذیهای ضعیف در 81 نفر (77.88%) از ورزشکاران تعیین شد. بین دانش تغذیهای با وزن (r=0.23, P=0.02)، نمایه توده بدنی (r=0.27, P=0.01) و درصد چربی بدن (r=0.22, P=0.02) و نیز بین عملکرد تغذیهای با وزن بدن (r=0.31, P<0.001)، نمایه توده بدنی (r=0.27, P<0.001)، ساعات ورزش هفتگی (r=0.22, P=0.02) و سابقه بدنسازی (r=0.32, P<0.001) همبستگی آماری معنیدار مشاهده شد.
نتیجهگیری: سطح دانش، نگرش و عملکرد تغذیهای ورزشکاران بدنسازی شهر گرگان ضعیف ارزیابی گردید.
علی شفیع زاده، فرهاد شوری، بهنام قاسمی، سجاد باقریان،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: محدودیتهای دوران پاندمی COVID-19 سبب کاهش سطح فعالیت بدنی در گروههای مختلف سنی به ویژه دانشآموزان گردید. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات اصلاحی بر میزان دردهای اسکلتی- عضلانی دانشآموزان 15-13 ساله انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 101 دانشآموز (44 دختر و 57 پسر) 13 تا 15 ساله دارای دردهای اسکلتی - عضلانی در اندامهای مختلف در بندر ماهشهر استان خوزستان طی نیمه دوم سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. نمونهها بر اساس پرسشنامه غربالگری اسکلتی - عضلانی نوردیک نوجوانان انتخاب شدند و فقط پرسش اول این پرسشنامه که مربوط به وجود یا عدم وجود درد در هر یک از 9 ناحیه از بدن (گردن، شانه، آرنج، دست، بالای کمر، پایین کمر، لگن، زانو و مچ پا) طی هفت روز گذشته بود؛ مورد بررسی قرار گرفت. به وجود درد امتیاز یک و به عدم وجود درد امتیاز صفر تعلق گرفت. آزمودنیها به صورت تصادفی در دو گروه 60 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت هشت هفته هر هفته سه جلسه و هر جلسه 40 دقیقه تمرینات اصلاحی را در منزل اجرا کردند و برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. سپس میزان درد اسکلتی - عضلانی در نواحی گردن، شانه، بالای کمر، آرنج – بازو، مچ دست، پایین کمر، زانو و مچ پا در پیشآزمون، پسآزمون و آزمون پیگیری مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره کلی درد گروه مداخله و کنترل به ترتیب در پیش آزمون 1.32±0.41 و 1.33±0.46 در پس آزمون 1.01±0.08 و 1.34±0.46 و در آزمون پیگیری 1.17±0.36 و 1.11±0.31 تعیین شد. نتایج نشان داد هشت هفته تمرینات اصلاحی بر دردهای اسکلتی – عضلانی نواحی گردن، شانه، بالا و پایین کمر، آرنج، زانو، مچ دست و پا و لگن و ران دانشآموزان کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05)؛ اما در آزمون پیگیری این بهبودی ماندگاری نداشت.
نتیجهگیری: انجام تمرینات اصلاحی سبب کاهش دردهای اسکلتی – عضلانی نواحی گردن، شانه، بالا و پایین کمر، آرنج، زانو، مچ دست و پا و لگن و ران دانشآموزان 15-13 ساله میگردد و با توقف تمرینات ماندگار نیست.
لیلا کاشانی، فاطمه سادات صمصام شریعت، نجمه شاهینی، غلامرضا وقاری، اعظم السادات حیدری یزدی،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در دوران پسا کرونا، پیامها و تماسهای ویدیویی با عزیزان، خانواده و دوستان، آنها را به هم نزدیک کرده و انزوای اجتماعی را قابل تحملتر نموده است. هرچند بهکارگیری و استفاده از این ابزارها دارای عناصر مثبت بسیاری است؛ اما موارد منفی نیز وجود دارند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اعتیاد به اینترنت در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان و ارتباط آن با اختلالات روانپزشکی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 189 (73 مذکر و 116 مؤنث) دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان با میانگین سنی 23.35±3.03 سال طی سال 1400 انجام شد. نمونهگیری از نوع در دسترس بود و تمامی دانشجویان به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ و فرم کوتاه شده پرسشنامه شخصیتی مینهسوتا (MMPI-2) بود که توسط دانشجویان تکمیل گردید.
یافتهها: 50 نفر از دانشجویان رشته پزشکی (26.45%) در معرض اعتیاد به اینترنت و 3 نفر (1.58%) دارای اعتیاد به اینترنت بودند. کمتر از 4 درصد دانشجویان اختلالات روانپزشکی شدید و 9.5% تا 19.6% دانشجویان اختلالات روانپزشکی مختلف را در حد متوسطی دارا بودند. بهغیر از حیطه علایم هیپوکندریا، در سایر حیطههای اختلالات روانپزشکی شامل افسردگی (r=0.285, P<0.001)، هیستری (r=0.170, P<0.019)، سایکوپاتی (r=0.338, P<0.001)، پارانویا (r=0.384, P<0.001)، مانیا (r=0.336, P<0.001)، سایکواستنی (r=0.432, P<0.001) و اسکیزوفرنی (r=0.415, P<0.001)، بین اعتیاد به اینترنت و افزایش اختلالات روانپزشکی همبستگی مثبت و معنیداری وجود داشت و با افزایش اعتیاد به اینترنت شدت اختلالات روانپزشکی افزایش یافت.
نتیجهگیری: اعتیاد به اینترنت در میان دانشجویان رشته پزشکی در سطح پایینی قرار داشته و با افزایش اعتیاد به اینترنت، شدت اختلالات روانپزشکی افزایش یافته است.
سعید شهرانی کرانی، محمد ربیعی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین ناهنجاریها در نتیجه خارج شدن راستای زانو از وضعیت طبیعی، زانوی پرانتزی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات اصلاحی رایج و بازیهای اصلاحی بر چابکی، توان و تعادل پویای دانشآموزان پسر با زانوی پرانتزی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 42 دانشآموز پسر 13-10 ساله دارای زانوی پرانتزی در شهرستان کوهرنگ از استان چهارمحال و بختیاری طی سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس بر اساس فاصله بین کندیلهای داخلی فمورال بیش از 2 سانتیمتر تشخیص داده شد. آزمودنیها با روش تخصیص تصادفی ساده در سه گروه 14 نفری شامل گروه کنترل (بدون مداخله)، گروه تمرینات اصلاحی رایج (برنامه تمرینی منتخب شامل 7 تمرین) و گروه بازیهای اصلاحی (برنامه بازیهای منتخب شامل 4 بازی) قرار گرفتند. ارزیابی متغیرهای چابکی، توان و تعادل پویا با استفاده از آزمونهای استاندارد 4×9 متر، پرش سارجنت و تعادل Y در مراحل پیشآزمون و پسآزمون انجام شد.
یافتهها: میزان اصلاح و بهبودی زانوی پرانتزی در گروه بازیهای اصلاحی (10.57±4.18 mm) به صورت معنیداری بیشتر از گروه تمرینات اصلاحی (5.43±2.65 mm) بود (P<0.05). شاخصهای چابکی، توان و تعادل پویای اندام تحتانی غالب گروه تمرینات اصلاحی رایج و گروه بازیهای اصلاحی در مقایسه با گروه کنترل، بهبود آماری معنیدار نشان دادند (P<0.05)؛ اما تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مداخله در میزان بهبود این شاخصها یافت نشد.
نتیجهگیری: هر دو روش تمرینی شامل تمرینات اصلاحی رایج و بازیهای اصلاحی سبب اصلاح نسبی زانوی پرانتزی شدند؛ اما میزان بهبودی اصلاح نسبی در گروه بازی اصلاحی بارزتر بود.