[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86953066
h-index3617
i10-index25469
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
92 نتیجه برای Art

لعبت جعفرزاده، زهرا موبدی، اکبر سلیمانی، مریم آل رسول، عبدالرحیم کاظمی وردنجانی،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : آرتریت روماتوئید یک بیماری مزمن التهابی و سیستمیک با علت ناشناخته است که با پلی‌آرتریت متقارن محیطی مشخص می‌شود. عوامل متعدد ژنتیکی، محیطی و ایمونولوژیک در پاتوژنز بیماری نقش دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر آنتی‌بادی ضدپروتئین سیترولینه حلقوی (Anti - CCP) و فاکتور روماتوئید بر شاخص فعالیت بالینی بیماری در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه همگروهی آینده نگر 64 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید براساس معیارهای ACR سال 1987 به روش نمونه‌گیری ساده انتخاب شدند. همه بیماران برای تعیین شاخص فعالیت بالینی بیماری اولیه مورد معاینات بالینی قرار گرفتند و برای انجام آزمایشات سرولوژیک (فاکتور روماتوئید و آنتی‌بادی ضد CCP) به آزمایشگاه ارجاع شدند. معاینه دوم بیماران شش‌ماه بعد و با تکمیل چک لیست مربوط به هر بیمار انجام شد. یافته‌ها : 81.3% از بیماران دارای تیترهای بالایی از آنتی‌بادی ضد CCP بودند و 74درصد بیماران مورد مطالعه فاکتور روماتوئید مثبت داشتند. کاهش واضح شدت فعالیت بالینی ثانویه بیماری نسبت به فعالیت بالینی اولیه در گروه دارای تیتر بالای آنتی‌بادی مشاهده شد که این کاهش از نظر آماری معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه حاکی از نقش مهم فاکتور روماتوئید و آنتی‌بادی ضدپروتئین سیترولینه حلقوی در تشخیص به موقع بیماری آرتریت روماتوئید است.
حسین شیروانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : فعالیت‌های ورزشی شدید ممکن است تعادل سیستم اکسیدانتی و آنتی‌اکسیدانتی بدن را بر هم بزند و سبب بروز پدیده استرس اکسیداتیو و افت عملکرد ورزشکان شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف مکمل کوآنزیم Q10 بر شاخص‌های پراکسیداسیون لیپیدی ناشی از مسابقه فوتبال انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 36 بازیکن فوتبال (با میانگین سن 1.12±20.08 سال، وزن 1.65±63.28 کیلوگرم و حداکثر اکسیژن مصرفی 0.98±53.12 میلی‌لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) طی 14 روز در سه گروه 12 نفری قرار گرفتند. گروه کنترل تحت دریافت مکمل‌ها و فعالیت ورزشی مذکور قرار نداشت؛ اما گروه‌های تجربی تحقیق شامل گروه پلاسبو و گروه کوآنزیم Q10 در طول دوره علاوه بر دریافت دارونما (5 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن آسپارتام) و مکمل (5 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن مکمل یوبیکینون-10) به اجرای دو مسابقه 90 دقیقه‌ای فوتبال به فاصله کمتر از 48 ساعت از هم پرداختند. سپس در دو مرحله 24 ساعت قبل و بعد از دوره، شاخص‌های مالون دی آلدئید (MDA)، لاکتات دهیدروژناز (LDH)، کراتین‌کیناز (CK) و آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) سرم اندازه‌گیری گردید. یافته‌ها : مقادیر سرمی مالون دی آلدئید و AST بعد از دو مسابقه متوالی فوتبال در گروه پلاسبو افزایش معنی‌داری یافت (P<0.05)؛ اما غلظت سرمی مالون دی آلدئید و AST در گروه تجربی با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل و پلاسبو افزایش معنی‌داری پیدا نکرد. نتیجه‌گیری : مصرف کوتاه مدت کوآنزیم Q10 به صورت مصرف قبل و در حین دو مسابقه متوالی فوتبال می‌تواند از افزایش سطح برخی نشانگرهای پراکسیداسیون لیپیدی بکاهد.
آرش علاوش شوشتری، لعیا سادات خرسندی، خیرالنساء احمدی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : استامینوفن ‌یک داروی متداول ضد درد و ضد تب است که در دوزهای بالا منجر به نکروز کبدی و کلیوی در انسان و حیوان می‌گردد. گلرنگ گیاهی رنگی و ارزان است که اغلب به جای زعفران استفاده می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی عصاره آبی گیاه گلرنگ بر مسمومیت کلیوی ناشی از استامینوفن در موش سوری انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 40 سر موش سوری نر بالغ به‌طور تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. به گروه اول (شاهد) 15 روز سرم فیزیولوژی داده شد. گروه دوم عصاره گلرنگ را به میزان 300 mg/kg روزانه به مدت 15 روز از طریق گاواژ دریافت کردند. گروه سوم 15 روز سرم فیزیولوژی دریافت کرد و در روز پانزدهم 500 mg/kg استامینوفن به صورت گاواژ تجویز شد. به گروه‌های چهارم و پنجم به ترتیب 150 mg/kg و 300 mg/kg عصاره گلرنگ روزانه به مدت 15 روز داده شد و در روز پانزدهم استامینوفن نیز داده شد. روز شانزدهم برای اندازه‌گیری BUN ، Cr و اسیداوریک خونگیری انجام شد و کلیه موش‌ها برای بررسی‌های بافت‌شناسی برداشته شد.

یافته‌ها : نکروز حاد کلیوی و سطح سرمی BUN ، Cr و اسیداوریک در موش‌های دریافت کننده استامینوفن، به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت (P<0.05). در گروه‌های دریافت کننده 150 mg/kg و 300 mg/kg عصاره گلرنگ و استامینوفن سطح سرمی BUN ، Cr و اسیداوریک کاهش معنی‌داری در مقایسه با گروه دریافت کننده استامینوفن به‌تنهایی نشان داد (P<0.05). عصاره گلرنگ همچنین نکروز توبولی کلیه ناشی از استامینوفن را کاهش داد.

نتیجه‌گیری : عصاره آبی گیاه گلرنگ اثرات محافظتی در مسمومیت کلیوی ناشی از استامینوفن در موش سوری داشت.


فهیمه آزادی، آیلر جمالی، بصیره بائی، مسعود بازوری، فاطمه شاکری، عزت اله قائمی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی به‌ویژه مقاومت به متی‌سیلین در باکتری‌های پاتوژن مانند استافیلوکوکوس اورئوس موجب تهدید سلامت انسان به‌خصوص در بیمارستان شده است. نانوذرات فلزات سنگین مانند Ag برای مهار این باکتری استفاده می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی نانو ذره نقره علیه استافیلوکوکوس اورئوس و ارتباط آن با مقاومت به متی‌سیلین و منشا جداسازی باکتری انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) نانوذره نقره بر روی 183 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس توسط روش میکرودایلوشن ارزیابی شد. 30 ایزوله، براساس وجود ژن mecA به‌عنوان MRSA در نظر گرفته شدند. ایزوله‌ها از بیماران، بینی حاملین سالم و مواد غذایی تهیه شد. مقایسه سطح MIC در ایزوله‌ها بر مبنای مقاومت به متی‌سیلین، منبع جداسازی باکتری و مقاومت به سایر آنتی‌بیوتیک‌ها انجام گردید.

یافته‌ها : میانگین MIC نانو ذره نقره بر 183 ایزوله مستقل استافیلوکوکوس اورئوس 1.89±2.9 میکروگرم بر میلی‌لیتر برآورد شد و از 16-1 میکروگرم بر میلی‌لیتر متغیر بود. میانگین MIC نانوذره نقره در ایزوله‌های جدا شده از مواد غذایی 0.7±2 میکروگرم بر میلی‌لیتر، حاملین سالم 2.4±4.1میکروگرم بر میلی‌لیتر و بیماران 2.1±3.4 میکروگرم بر میلی‌لیتر تعیین شد (P<0.05). میانگین MIC نانوذره نقره درایزوله‌های فاقد ژن mecA 2.3±3.9 میکروگرم بر میلی‌لیتر و در ایزوله‌های حاوی این ژن 1.4±2.4 میکروگرم بر میلی‌لیتر تعیین شد (P<0.05). میانگین MIC نانوذره نقره در ایزوله‌های مقاوم به جنتامایسین نیز کمتر از ایزوله‌های حساس به آن بود (P<0.05)؛ ولی بین MIC نانو ذره نقره و مقاومت به سایر آنتی‌بیوتیک‌ها ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری : ارتباط معنی‌داری بین MIC نانوذره نقره در ایزوله‌های استافیلوکوکوس اورئوس با منشا جداسازی نمونه و مقاومت به متی‌سیلین و جنتامایسین وجود دارد. با توجه به پایین بودن MIC  نانو ذره نقره بر ایزوله‌های مقاوم به متی سیلین، امکان استفاده از آن در کنترل MRSA در عفونت بیمارستانی می‌تواند مورد توجه بیشتری قرار گیرد.


ماندانا صالحی، سهیل فتاحیان، کهین شاهانی پور،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : نانوذرات اکسیدآهن به عنوان عنصر ایجاد کننده تضاد در رزونانس مغناطیسی هسته‌ای و نیز در دارورسانی هدفمند دارای استفاده‌های گسترده‌ای است. با این وجود اثر سمی این نانوذرات بر سلامتی انسان هنوز به‌طور کامل بررسی نشده است. کیتین بعد از سلولز یکی از فراوان‌ترین مواد آلی موجود در طبیعت است که کاربردهای زیادی در صنایع غذایی، آرایشی، کشاورزی، پزشکی و محیط دارد. این پلیمر، ساختار اسکلتی سخت پوستان، حشرات و دیواره سلولی برخی از باکتری‌ها و قارچ‌ها را تشکیل می‌دهد. مشتق داستیله کیتین، کیتوزان نامیده می‌شود که قابلیت انحلال آن از کیتین بیشتر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده شده با کیتوزان بر شاخص‌های عملکردی کلیه موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 60 سر موش صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار به 10 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان شم سرم فیزیولوژی دریافت نمود. غلظت‌های 50، 100 و 150 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن موش از کیتوزان، نانوذرات اکسیدآهن بدون پوشش و نانوذرات با پوشش کیتوزان به صورت درون صفاقی به 9 گروه از موش‌ها تزریق گردید. در فواصل زمانی ١٥ و ٣٠ روز پس از تزریق نمونه‌های خونی مستقیماً از قلب حیوانات جمع‌آوری گردید و شاخص‌های عملکردی کلیه شامل اوره، کراتینین، اسیداوریک، سدیم، پتاسیم و پروتئین تام اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها : تزریق نانوذرات اکسیدآهن با پوشش کیتوزان اختلاف آماری معنی‌داری بر میزان متوسط اوره، کراتینین، اسیداوریک، سدیم، پتاسیم و پروتئین تام نسبت به گروه شم و گروه‌های دریافت کننده نانوذرات بدون پوشش و گروه‌های دریافت کننده کیتوزان ایجاد ننمود. در طول مدت آزمایش مرگ و میری در حیوانات مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری : به‌نظر می‌رسد کاربرد کوتاه‌مدت نانوذرات اکسیدآهن با پوشش کیتوزان در موارد بیولوژیک و پزشکی سمیت خاصی در کلیه ایجاد نمی‌کند.


ستار ارشدی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : سد خونی- مغزی مانع اصلی در انتقال دارو به سیستم اعصاب مرکزی است. در این مطالعه توانایی کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی (BMC) با استفاده از سیستم مایسلی مرکب (Brij-35/SDS, 85:15 mol/mol) در پیش‌بینی متغیر فارماکوسینتیکی (توانایی نفوذ از سد خونی-مغزی) 14 داروی بازی مطالعه شد.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی توانایی کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی با استفاده از سیستم مایسلی مرکب (Brij-35/SDS, 85:15 mol/mol) با غلظت 0.04 مولار در pH فیزیولوژیکی خون معادل 7.4 در پیش‌بینی متغیر فارماکوسینتیکی (توانایی نفوذ از سد خونی-مغزی) 14 داروی بازی ارزیابی شد. مدل رگرسیونی به منظور پیش‌بینی ضریب توزیع خونی-مغزی از آنالیز رگرسیون خطی چندتایی با استفاده از سری آموزشی در فاز متحرک مایسلی مرکب به‌دست آمده و توانایی پیش‌بینی مدل با روش‌های کمومتریکس (ارزیابی داخلی و خارجی) تعیین شد. توانایی پیش‌بینی مدل برای یک‌سری پیش‌بینی شامل 5 ترکیب (کلرپرومازین، میانسرین، پروپرانولول، سایمتیدین و تیوریدازین) ارزیابی شد. R2 مناسب نشانگر پایداری و توانایی پیش‌بینی خوب مدل توسعه یافته برای داروهایی که در مدل قرار نداشتند؛ است.

یافته‌ها : ارتباط بین داده‌های بازداری 14 داروی بازی در سیستم کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی و متغیر ضریب توزیع خونی-مغزی مربوطه در فاز متحرک، مدل خوبی به لحاظ آماری نشان داد (R2=0.822, F=25.42, SE=0.225, R2CV=0.781).

نتیجه‌گیری : محلول مایسلی مرکب در کروماتوگرافی مایسلی توزیع زیستی به عنوان ابزار غربالگری مقدماتی کارا قادر است اطلاعات کلیدی درباره توزیع خونی - مغزی داروهای بازی به صورت ساده و اقتصادی فراهم نماید.


نگین آزاده، زهرا هوشمندی، محبوبه سترکی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : نانوذره اکسید آهن از جمله نانوذرات مهم در صنعت و پزشکی است که بر روی سم‌زدایی طیف گسترده‌ای از آلاینده‌های محیط زیست مانند سموم و حلال‌های آلی کلر اثرگذار است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کوتاه‌مدت نانوذره ترکیبی Fe2NiO4 بر شاخص‌های عملکردی کلیه موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار انجام شد. حیوانات در 3 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل 0.5ml سرم فیزیولوژی به صورت درون صفاقی دریافت نمود. گروه‌های تجربی اول و دوم 0.5ml نانوذره Fe2NiO4 را به ترتیب با غلظت‌های ppm 100 و ppm 200 به صورت درون صفاقی دریافت نمودند. تزریقات به مدت 7 روز متوالی انجام شد. در روزهای دوم، هفتم و چهاردهم بعد از تیمار شاخص‌های بیوشیمیایی شامل اوره، اسیداوریک و کراتینین اندازه‌گیری و مقایسه گردید.

یافته‌ها : میزان اوره یک هفته و دو هفته پس از تیمار در گروه‌های تجربی نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میزان اسیداوریک هفته دوم در هر دو گروه تجربی افزایش یافت و این میزان در هفته اول برای گروه تجربی اول کاهش و برای گروه تجربی دوم افزایش یافت (P<0.05). دو هفته پس از تیمار، میزان کراتینین گروه تجربی دوم در مقایسه با گروه تجربی اول و گروه کنترل کاهش یافت (P<0.05).

نتیجه‌گیری : به‌نظر می‌رسد کاربرد نانوذرات Fe2Nio4 در موارد بیولوژیک، اثر سمی بر شاخص‌های عملکردی کلیه موش‌های صحرایی ایجاد نمی‌کند.


معصومه تاجیک، وحید خوری، عبدالجلال مرجانی، شهره تازیکی، محمدعلی ضیغمی، آزادرضا منصوریان،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : در پیش شرطی شدن ایسکمیک (ischemic preconditioning: IPC) قلب در دوره‌های کوتاه‌مدت دچار ایسکمی شده و لذا در صورت مواجهه با ایسکمی طولانی، قسمت اعظم ناحیه دچار ایسکمی از آسیب محافظت می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی لووتیروکسین با مکانیسم کاهش استرس اکسیداتیو در مدل پیش شرطی سازی ایسکمیک در قلب موش صحرایی انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در در سه گروه 10 تایی انجام شد. در گروه ایسکمی پرفیوژن مجدد (IR) ، قلب حیوان در دستگاه لانگندورف قرار گرفت. در گروه IPC قبل از ایسکمی ماژور در معرض 4 دوره ایسکمی 5 دقیقه‌ای همراه با پرفیوژن مجدد قرار گرفت. در گروه دریافت کننده داخل صفاقی لووتیروکسین با دوز 25 میکروگرم به ازای هر 100 گرم وزن حیوان، قلب در معرض ایسکمی پرفیوژن مجدد قرار گرفت. حجم ناحیه اینفارکت و میزان مالون‌دی‌آلدئید در بافت قلب سنجیده شد.

یافته‌ها : حجم ناحیه آسیب‌دیده گروه IR 26.55 میلی‌متر مکعب، گروه IPC 11.11 میلی‌متر مکعب و گروه دریافت کننده لووتیروکسین 12.56 میلی‌متر مکعب تعیین شد. تزریق لووتیروکسین همانند IPC حجم ناحیه آسیب‌دیده را به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه IR پایین آورد (P<0.05). میزان مالون‌دی‌آلدئید در گروه IR 1328، در گروه IPC 777 و در گروه دریافت کننده لووتیروکسین 762 تعیین شد و در گروه‌های IPC و دریافت کننده لووتیروکسین نسبت به گروه IR کاهش نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری : تزریق لووتیروکسین با ایجاد پیش شرطی سازی ایسکمیک سبب کاهش اثر سوء ایسکمی پرفیوژن مجدد در قلب موش صحرایی می‌گردد.


معصومه رحیمی، اکرم ثناگو، زینب السادات فتاح، ناصر بهنام پور، لیلا جویباری،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : تنگی‌نفس علت اصلی بستری شدن بیماران دچار نارسایی قلبی و اغلب در ارتباط با علامتی چون اضطراب است. این مطالعه به منظور تعیین اثر چای بابونه بر شدت تنگی‌نفس و اضطراب بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلبی انجام شد.

روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی روی 60 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن قلبی در درمانگاه سرپایی مرکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی جهرم در سال 1393 انجام شد. بیماران به روش تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مداخله مصرف چهارهفته چای بابونه بود. از مقیاس تنگی‌نفس Oxygen Cost Diagram (OCD) و پرسشنامه اضطراب بک برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد.

یافته‌ها : میانگین شدت تنگی‌نفس در دو گروه مداخله و کنترل به ترتیب 5.76±16.76 در مقابل 13.1±29.43 و میانگین شدت اضطراب به ترتیب 1.1±12.07 در مقابل 6.2±20.07 تعیین شد که این تفاوت‌ها از نظر آماری معنی‌دار بودند (P<0.05).

نتیجه‌گیری : چای بابونه می تواند شدت تنگی‌نفس و اضطراب را در بیماران با نارسایی قلبی کاهش دهد.


فاطمه شیخی، شهناز طبیعی، سیدابوالفضل وقار سیدین، غلامعلی ریاحی نوکنده،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : بیماران شرایط پر استرسی را بعد از عمل جراحی قلب تجربه می‌کنند. بیشترین خواسته این بیماران کسب احساس آسایش است. ماساژ بازتابی از جمله مراقبت‌های طب مکمل در تامین آسایش است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ماساژ بازتابی کف پا بر احساس آسایش در بیماران تحت جراحی بای‌پس عروق کرونر انجام شد.

روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 70 بیمار به روش بلوکینگ جایگشتی در دو گروه 35 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه کنترل تنها مراقبت‌های روتین را دریافت نمودند. بیماران گروه مداخله بعد از کنترل علایم حیاتی، ماساژ بازتابی را با فشار انگشت شست دست بر نقطه بازتابی قفسه‌سینه که زیر انگشت شست پای چپ است؛ به‌صورت فشاری متناوب در جهت عقربه‌های ساعت به مدت 2دقیقه و در مجموع 15 دقیقه طی شش روز متوالی دریافت نمودند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه راحتی بیماران بستری (Hospice Comfort Questionnair: HCQ) بود که طی دو مرحله، پس از گذشت 24 ساعت از جراحی، قبل از اجرای ماساژ و روز ششم بعد از اجرای ماساژ تکمیل شد.

یافته‌ها : مقایسه نمره احساس آسایش در کل بین گروه‌های مداخله و کنترل در ابتدای مطالعه و انتهای مطالعه تفاوت آماری معنی‌داری نشان نداد. همچنین مقایسه میانگین مقادیر ابتدا و انتهای مطالعه مربوط به نمره حیطه‌های تسکین، آسودگی و تعالی بیماران دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنی‌داری نداشتند.

نتیجه‌گیری : اجرای ماساژ بازتابی کف پا در بیماران تحت جراحی بای‌پس عروق کرونر بر احساس آسایش اثری ندارد.


فاطمه قاسم‌زاده، مسعود گلعلی‌پور، کامران حیدری، زهرا نظری، محمدجعفر گلعلی‌پور،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : دیابت بارداری (gestational diabetes mellitus:GDM) یک بیماری به‌طور معمول ناشی از تولید ناکافی انسولین در زنان باردار است. GDM سبب رشد غیرطبیعی جنین می‌گردد. این مطالعه به منظور بیان ژن‌های BMP2 و BMP4 در تکوین قلب رویان موش‌های C57BL/6 مبتلا به دیابت بارداری انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 8 سر موش 8 هفته‌ای باردار نژاد C57BL/6 به‌صورت تصادفی در دو گروه 4 تایی کنترل و تجربی قرار گرفتند. حیوانات گروه تجربی در روز یک بارداری میزان mg/kg/bw 150 استرپتوزوتوسین (STZ) را به صورت تک دوز و داخل صفاقی دریافت نمودند. 72 ساعت پس از تزریق STZ سطح گلوکز سرم سنجیده شد و موش‌های باردار با گلوکز سرم بالای 250 میلی‌گرم بر دسی‌لیتر به‌عنوان دیابتی در نظر گرفته شدند. بعد از گذشت 11.5 روز از بارداری رویان‌های هر دو گروه جراحی و بافت قلب آنها استخراج شد. سپس RNA total بافت قلب توسط ترایزول استخراج و میزان بیان ژن‌های BMP2 و BMP4 در قلب هر دو گروه توسط Real-time PCR برآورد شد.

یافته‌ها : بیان ژن‌های BMP2 و BMP4 در قلب رویان‌های 11.5 روزه گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنی‌داری نشان نداد.

نتیجه‌گیری : دیابت بارداری بر بیان ژن‌های BMP2 و BMP4 در تکوین قلب رویان موش‌های C57BL/6 اثرگذار نبود.


ناهید ربانی، مریم طهرانی پور، ناصر مهدوی شهری،
دوره 20، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : آرتریت روماتوئید یک بیماری التهابی خودایمنی است که می‌تواند منجر به تخریب مفصل و ناتوانی شود. با توجه به ترکیبات بیولوژیکی فعال موجود در گیاه سکبینه به‌نظر می‌رسد که این گیاه دارای قابلیت ضدالتهابی باشد. این مطالعه به منظور تعیین اﺛﺮ ﻋﺼﺎره ﻫﻴﺪرواﻟﻜﻠﻲ ﺻﻤﻎ گیاه سکبینه (Ferula persica) ﺑﺮ آرﺗﺮﻳﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﻴﺪ اﻟﻘﺎﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ادجوانت کامل فروند در ﻣﻮش صحرایی انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 36 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با محدوده وزنی 200 تا 250 گرم و با سن 8 هفته به‌طور تصادفی در 6 گروه 6 تایی نرمال، کنترل منفی، کنترل مثبت و گروه‌های تیمارشده با عصاره هیدروالکلی صمغ گیاه سکبینه با دوزهای 25، 50 و 75 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن تقسیم شدند. ابتدا صمغ سکبینه به روش خیساندن عصاره‌گیری شد. آرتریت روماتوئید با تزریق داخل مفصل زانو به میزان 0.2ml ادجوانت کامل فروند (Freund's Complete Adjuvant) در روز اول در حیوانات ایجاد گردید و از روز پانزدهم عصاره هیدروالکلی، روزانه به صورت داخل صفاقی تزریق شد. در روز سی ام از قلب آنها برای اندازه‌گیری عامل روماتوئید خونگیری به‌عمل آمد و از مفصل زانوی آنها برای بررسی‌های هیستوپاتولوژی لام تهیه گردید.

یافته‌ها : کاهش آماری معنی دار عامل روماتوئید در سه گروه تیمار شده نسبت به گروه کنترل منفی مشاهده شد (p<0.05). در گروه تیمار با دوز 25 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن در مقایسه با گروه کنترل مثبت و دوزهای 50 و 75 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن تخریب غضروف و همچنین در گروه کنترل منفی هایپرپلازی سینوویال و بافت پانوس و تخریب غضروف مشاهده گردید.

نتیجه‌گیری : به‌نظر می‌رسد عصاره هیدروالکلی صمغ گیاه سکبینه به‌صورت وابسته به دوز می‌تواند باعث کاهش التهاب و تخریب غضروفی ناشی از آرتریت روماتوئید القاء شده در موش‌های صحرایی گردد.


سارا پاسبان بوانلو، مسعود گلعلی پور، کامران حیدری، محمدجعفر گلعلی پور،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت بارداری (Gestational Diabetes Mellitus: GDM) یک اختلال متابولیک است که به دلیل نقص در ترشح کافی انسولین ایجاد می‏شود. GDM خطر سقط و یا تولد نوزادانی با نقایص مادرزادی قلب را افزایش می‌دهد. برخی از این نقایص ممکن است مربوط به اختلال در بیان برخی از ژن‏های مهم ساختاری قلب باشد. ژن‏های ساختاری کلاژن و دسموکولین نقش مهمی به ترتیب در اتصالات بین سلولی در نواحی دسموزوم و صفحات بینابینی در ساختار قلب دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر دیابت بارداری بر بیان ژن‌های Col5a2 و Dsc2 در قلب رویان موش‌های آزمایشگاهی نژاد C57BL انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی تعداد 12 سر موش ماده نژاد C57BL (8-10 هفته) و 6 سر موش نر بالغ از همین نژاد با میانگین وزن 22-24 گرم استفاده گردید. پس از جفت‌گیری حیوانات ماده و رویت پلاک واژینال روز صفر بارداری تعیین شد و به‌صورت تصادفی به دو گروه دیابتی و کنترل تقسیم شدند. القاء دیابت بارداری در موش‌های باردار گروه دیابتی به‌وسیله تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز 150 mg/kg/bw در روز یک بارداری (GD1) انجام شد. در حالی که در گروه کنترل تنها بافر سیترات در روز یک بارداری تزریق شد. در روز 11.5 بارداری جراحی سزارین انجام و قلب رویانها با استفاده از استرئو میکروسکوپ خارج شد. سپس به ترتیب استخراج total RNA ، سنتز cDNA و اندازه‌گیری کمی میزان RNA با استفاده از روش Real Time-PCR انجام گردید و میزان بیان ژن‏های Col5a2 و Dsc2 در رویان‌های گروه دیابتی و کنترل اندازه‏گیری شد.

یافته‌ها: الفاء دیابت بارداری در موش های باردار سبب افزایش بیان ژن های Col5a2 و Dsc2 در رویان‌های 11.5 روزه در مقایسه با گروه کنترل شد که در رابطه با دسموکولین این تغییرات از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: القاء دیابت در دوره بارداری سبب افزایش بیان ژن های Col5a2 و Dsc2 در یکی از مسیرهای مهم ساختاری تکامل قلب در رویان‏های حاصل می‌گردد.


اکرم اصفهانی نیا، حبیب اصغرپور، مهدی احمدیان،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش سن سبب کاهش شاخص‌های عملکرد اتونوم قلبی از قبیل پاسخ ضربان قلب به فعالیت ورزشی و ریکاوری ضربان قلب متعاقب فعالیت بدنی می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر فعالیت مجدد اعصاب پاراسمپاتیک پس از فعالیت ورزشی بالاتنه در مردان جوان و میانسال انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی 24 مرد فعال به صورت غیرتصادفی در دو گروه 12 نفری با توجه به محدوده سنی 30 تا 35 سال (جوان) و 55 تا 60 سال (میانسال) قرار گرفتند. شرکت کنندگان به انجام فعالیت ورزشی بالاتنه با کارسنج دستی مونارک پرداختند. در طول آزمون، ضربان قلب به طور پیوسته توسط الکتروکاردیوگرام ثبت شد. همچنین، ضربان قلب شرکت کنندگان بعد از اتمام آزمون به مدت 10 دقیقه ثبت شد. به‌منظور اندازه‌گیری متغیرهای حیطه زمان شامل PNN50 و RMSSD تغییرپذیری ضربان قلب، یک دقیقه فواصل متوالی موج‌های RR جمع‌آوری شده در 5 دقیقه و 10 دقیقه بعداز اتمام آزمون، برای تجزیه و تحلیل به نرم‌افزار اندازه‌گیری تغییرپذیری ضربان قلب انتقال داده شد. همچنین ریکاوری ضربان قلب در یک دقیقه و 2 دقیقه پس از آزمون از طریق اختلاف بین حداکثر ضربان قلب در حین آزمون با ضربان قلب در یک و 2 دقیقه بعد از اتمام آزمون اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: تفاوت آماری معنی‌داری بین PNN50 در دقیقه 5 و 10 پس از تست در مردان جوان سال یافت شد (P<0.05). همچنین مردان جوان دارای مقادیر بالاتری از RMSSD در دقیقه 5 و 10 در مقایسه با مردان میانسال بودند. ریکاوری ضربان قلب در دقیقه 2 پس از تست نسبت به دقیقه یک پس از تست به‌طور معنی‌داری در هر دو گروه بالاتر بود (P<0.05).. ریکاوری ضربان قلب در افراد جوان نسبت به افراد میانسال در 5 و 10 دقیقه اثر فعالیت ورزشی بالاتنه به‌دلیل عقب‌نشینی سریع‌تر اعصاب سمپاتیک بالاتر بود.

نتیجه‌گیری: تغییرات در سیستم عصبی اتونومیک به نوع و مدت فعالیت و سن آزمودنی‌ها بستگی دارد.


نسیمه محمودی، مریم پیمانی، سید مرتضی جوادی راد،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (rheumatoid arthritis: RA) شایع‌ترین بیماری التهابی سیستمیک مفاصل است. محصول ژن FOXP3 عاملی است که در روند بیماری فعال‌ شده و در سینوویوم مفاصل ملتهب تجمع می‌یابند و در نتیجه سبب تداوم التهاب و در نهایت آسیب بافتی می‌گردند. با توجه به نقش چندشـکلی‌هـای ناحیـه پرومـوتری در بیـان ژن‌هـا، ایـن مطالعـه بـه منظـور تعیـین چندشـکلی تک‌نوکلئوتیدی (rs2232365) C924T در پروموتر ژن FOXP3 با خطر ابتلا به آرتریت روماتوئید انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی به منظور بررسی ارتباط چندشکلی rs2232365 ژن FOXP3 با خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی، 77 فرد بیمار و 67 فرد سالم بررسی شدند. ژنوتیپ افراد برای چندشکلی rs2232365 با روش PCR-RFLP تعیین شد.

یافته‌ها: بیشترین فراوانی ژنوتیپی مربوط به ژنوتیپ CC با فراوانی 89 درصد در دو جمعیت سالم و بیمار بود و تفاوتی در فراوانی ژنوتیپی و آللی در دو جمعیت سالم و بیمار مشاهده نگردید. ژنوتیپ‌های مختلف این چندشکلی با خطر ابتلا به بروز بیماری RA ارتباط آماری معنی‌داری نداشت. در حالی‌که با سطح عامل CCP ارتباط آماری معنی‌داری داشت و ژنوتیپ CC با پیشرفت بیماری RA از طریق اقزایش دادن سطح CCP در ارتباط بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که بین پلی‌مورفیسم rs2232365 در پروموتر ژن FOXP3 با بروز بیماری آرتریت روماتوئید در جمعیت ایرانی ارتباطی وجود ندارد.


معصومه ملاباقری، امین معظمی،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت‌های بیمارستانی چالش بزرگ سیستم بهداشتی و درمانی است و به‌عنوان یکی از عوامل مخاطره‌انگیز در بیماران بستری شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدمیکروبی لباس‌های نانوذرات نقره کارکنان پرستار بر باکتری‌های گرم مثبت انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی به روش مقطعی روی روپوش 200 پرستار در دو بیمارستان شهرستان سیرجان در استان کرمان انجام شد. ابتدا فعالیت ضدمیکروبی پارچه‌های نانوذرات نقره روی باکتری استافیلوکوک اورئوس با بررسی OD (برابر 0.325) محیط کشت تایید گردید. نمونه‌گیری از روپوش پرستاران در هر بخش در دو حالت قبل و بعد از استفاده از روپوش‌های نانوذرات نقره با استفاده از سواب استریل مرطوب به‌عمل آمد. نمونه‌های حاصله کشت داده شدند و کلنی‌های تشکیل شده بررسی شدند. از تست بیوشیمیایی برای شناسایی باکتری‌های جدا شده استفاده گردید.

یافته‌ها: بیشترین نوع پاتوژن گرم مثبت جدا شده از روپوش‌های معمولی مربوط به استافیلوکوک اپیدرمیس (43درصد) و کمترین نوع پاتوژن جدا شده مربوط به استرپتوکوک (یک درصد) بود. بعد از استفاده از روپوش‌های نانوذرات نقره میزان بار میکروبی لباس‌ها به صفر رسید.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد باکتری‌های گرم مثبت روپوش کارکنان پرستار بعد از تماس با نانوذرات نقره از بین می‌روند.


سجاد رجبی، علی نوری، فاطمه شهبازی،
دوره 21، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: نانوذرات اکسید مس با داشتن خواص منحصر به فرد، دارای کاربردهای بیولوژیک متعدد هستند. به طوری که احتمال ایجاد سمیت توسط آنها وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین سمیت نانوذرات اکسید مس بر محور هیپوفیز-گناد و اسپرماتوژنز در موش صحرایی نر انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 40 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به 4 گروه شامل گروه کنترل و گروه‌های دریافت کننده غلظت‌های 10 ، 20 و 30 میلی‌گرم بر کیلوگرم نانوذرات اکسید مس در 5 مرتبه به‌صورت درون صفاقی، تقسیم شدند. خونگیری در دو مرحله (یک و 15 روز بعد از آخرین تزریق) انجام گردید و میزان هورمون‌های تستوسترون، FSH و LH با روش الایزا اندازه‌گیری شدند. پس از بیهوشی و تشریح موش‌ها در هر گروه، مقاطع بافتی بیضه تهیه و به روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگ‌آمیزی شدند. وضعیت مورفولوژیک روند اسپرماتوژنز و شمارش انواع سلول‌ها (اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید) توسط میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند.

یافته‌ها: در مرحله اول خونگیری افزایش آماری معنی‌دار مقادیر LH و FSH به ترتیب در غلظت 10 و 30 میلی‌گرم برکیلوگرم مشاهده شد (P<0.05) و میزان تستوسترون و FSH در غلظت 10میلی‌گرم برکیلوگرم نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌دار کاهش یافت (P<0.05). در مرحله دوم خونگیری، افزایش آماری معنی‌دار مقادیر تستوسترون و LH در همه گروه‌های تیمار و در غلظت‌های 10 و 30 میلی‌گرم برکیلوگرم مشاهده گردید (P<0.05). همچنین مقدار FSH در غلظت 10میلی‌گرم بر کیلوگرم کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). بررسی مقاطع بافتی بیضه کاهش آماری معنی‌دار (P<0.05) تراکم و تعداد انواع سلول‌ها (اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید) و ناهنجاری در روند اسپرماتوژنز را به‌صورت وابسته به دوز نشان داد. به‌طوری که بیشترین اختلالات در غلظت 30 میلی‌گرم برکیلوگرم مشاهده گردید.

نتیجه‌گیری: احتمالاً نانوذرات اکسید مس سبب ایجاد اختلال در ترشح گنادوتروپین‌ها و هورمون تستوسترون شده و در نهایت منجر به ایجاد اختلال در روند اسپرماتوژنوزیز می‌شود.


جواد الماسی، کمال عزیزبیگی، خالید محمد زاده سلامت، بهشاد نقش تبریزی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 21، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه یکی از مهم‌ترین مسایل بهداشتی بیماری عروق کرونر است. آنتی‌اکسیدان‌ها از جمله موادی هستند که می‌توانند در کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی – عروقی نقش به‌سزایی ایفاء نمایند. این مطالعه به منظور تعیین اثر مکمل رزوراترول طی تمرینات ورزشی بازتوانی قلبی بر عوامل التهاب سیستمیک بیماران تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 40 بیمار قلبی سه ماه پس از عمل جراحی بای پس عروق کرونر در مرکز بازتوانی قلبی بیمارستان فوق تخصصی قلب و عروق فرشچیان همدان طی سال 1395 انجام شد. بیماران به‌طور تصادفی در چهار گروه 10 نفری کنترل، گروه مکمل رزوراترول، گروه بازتوانی ورزشی و گروه مکمل رزوراترول توام با بازتوانی ورزشی قرار گرفتند. تمرینات بازتوانی ورزشی سه روز در هفته به صورت متناوب به مدت هشت هفته در قالب تمرینات استقامتی و به مدت 15 تا 20 دقیقه با شدت 50 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه و همچنین تمرینات مقاومتی با شدت 20 تا 50 درصد یک تکرار بیشینه انجام گردید. تعداد تکرارها در هر ست 8 تا 15 تکرار و بر اساس ظرفیت و توانایی اختیاری آزمودنی‌ها انجام شد. در حالی که آزمودنی‌ها گروه‌های مکمل روزانه 400 میلی‌گرم رزوارترول مصرف کردند. نمونه‌گیری خون قبل و 48 ساعت بعد از تمرینات توانبخشی و مکمل‌سازی انجام شد و غلظت پلاسمایی TNFα ، IL-6 ، IL-1 β و CRP اندازه‌گیری گردید.

یافته‌ها: متغیرهای CRP ، TNFα ، IL 1-β و IL-6 گروه رزوراترول توام با بازتوانی ورزشی در مقایسه با گروه کنترل، گروه مکمل رزوراترول و گروه بازتوانی ورزشی کاهش آماری معنی‌داری نشان دادند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: ترکیب مصرف رزوراترول توام با بازتوانی ورزشی به‌طور انتخابی در کاهش برخی عوامل التهاب سیستمیک نسبت به مکمل رزوراترول و تمرینات بازتوانی ورزشی موثرتر ارزیابی شد.


حسین مهدیان، پروین فرزانگی، امین فرزانه حصاری،
دوره 21، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی (non-alcoholic fatty liver disease: NAFLD) یکی از مهم‌ترین اختلالات مزمن کبدی است که احتمالاً با مشکلات قلبی نیز مرتبط است. این مطالعه به منظور تعیین اثر درمان ترکیبی مکمل رزوراترول و ورزش تناوبی بر میزان آپوپتوز سلول‌های بافت قلبی موش‌های صحرایی نر دچار کبد چرب غیرالکلی به روش تانل انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 35 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار انجام شد. حیوانات به 5 گروه 7 تایی شامل گروه کنترل (سالم) و چهار گروه NAFLD شامل گروه بیمار، گروه دریافت کننده رزوراترول، گروه ورزش تناوبی و گروه رزوراترول توام با ورزش تناوبی تقسیم شدند. میزان آپوپتوز سلول‌های بافت قلبی به روش TUNEL بررسی گردید.

یافته‌ها: گروه بیمار به‌طور معنی‌داری دارای بیشترین میانگین درصد سلول‌های آپوپتوز شده قلبی )0.69±24.38%( در مقایسه با سایر گروه‌ها بود (P<0.05). در حالی که گروه‌های ترکیبی رزوراتول + ورزش تناوبی )0.49±9.02%( و مکمل رزوراتول )0.83±9.47%( دارای کمترین میانگین درصد سلول‌های آپوپتوز شده قلبی در مقایسه با گروه‌های بیمار و صرفاً ورزش تناوبی بودند (P<0.05). تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه رزوراترول + تمرین ورزشی و مکمل رزوراترول مشاهده نگردید. میانگین درصد سلول‌های آپوپتوز قلبی در گروه ورزش تناوبی برابر با 0.28±11.39% درصد تعیین شد.

نتیجه‌گیری: بیماری کبد چرب غیرالکلی به‌طور چشمگیری با آپوپتوز سلول‌های قلبی همراه است. تجویز مکمل رزوراترول، به‌ویژه همراه با ورزش تناوبی، به‌طور چشمگیری سبب کاهش میزان آپوپتوز سلول‌های بافت قلبی می‌گردد.


فرزانه مریمی، زهره مریمی، ایمان الله بیگدلی، محمود نجفی، مهدیه کیانی،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: افسردگی پس از زایمان افزون بر سلامت مادر، بر رشد و تکامل روانی نوزاد اثر منفی و نامطلوب دارد. همچنین الگوها و صفات شخصیتی فرد نیز می‌تواند با افسردگی پس از زایمان ارتباط داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین نقش حمایت اجتماعی و صفات شخصیتی در بروز افسردگی پس از زایمان انجام گردید.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 مادر مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی به روش نمونه‌گیری در دسترس در فاصله 6 هفته تا 6 ماه پس از زایمان انجام گردید. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه افسردگی Edinburgh (سال 1987)، پرسشنامه شخصیتی NEO-FFI (سال 1985) و پرسشنامه حمایت اجتماعی Phillips (سال 1977) گردآوری و مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: تعداد 49 نفر (24.5%) از مادران دارای افسردگی پس از زایمان بودند. روان رنجوری بیشترین رابطه را با افسردگی پس از زایمان نشان داد. ضریب همبستگی این متغیر با افسردگی پس از زایمان 52 درصد بود و این متغیر به تنهایی 27 درصد از واریانس افسردگی پس از زایمان را پیش‌بینی نمود. بین افسردگی پس از زایمان و حمایت اجتماعی ارتباط آماری منفی و معنی‌دار (r=-0.027, P<0.01) و بین افسردگی پس از زایمان و روان رنجور خویی ارتباط آماری مثبت و معنی‌داری وجود داشت (r=0.52, P<0.01) .

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که ویژگی‌های شخصیتی و حمایت اجتماعی دو عامل مهم در رابطه با افسردگی پس از زایمان هستند.



صفحه 3 از 5     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 1.4 seconds with 43 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)