[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87373090
h-index3617
i10-index25570
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
29 نتیجه برای کلیه

ملک سلیمانی مهرنجانی، الهام صفری سنجانی، سمیرا نادری نورعینی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف : بیس‌فنل‌آ (Bisphenol A: BPA) یک ماده تخریب کننده اندوکرینی است و به‌عنوان یک آلاینده زیست محیطی از طریق تولید رادیکال آزاد موجب تخریب بافتی می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر روغن سیاه دانه در برابر سمیت ناشی از بیس‌فنل‌آ بر بافت کلیه موش نر نژاد NMRI به روش استریولوژیک انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش نر بالغ نژادNMRI با میانگین وزنی ٣±٣٢ گرم به‌طور تصادفی به ٤ گروه 6تایی کنترل، بیس‌فنل‌آ (200 mg/kg/day)، بیس‌فنل‌آ (200 mg/kg/day) توام با روغن سیاه‌دانه (5 ml/kg/day) و روغن سیاه‌دانه (5 ml/kg/day) تقسیم و به‌مدت 5 هفته به‌صورت خوراکی تیمار شدند. در پایان، موش‌ها تشریح، کلیه چپ آنها خارج، فیکس، برش‌گیری و پاساژ بافتی شد و با استفاده از روش هایدن‌هان‌آزان رنگ‌آمیزی گردید. سپس مقاطع بافت کلیه با استفاده از تکنیک استریولوژی بررسی و نیز سطح مالون‌دی‌آلدئید سرم ارزیابی شد.

یافته‌ها : وزن و حجم کل کلیه، حجم کورتکس، حجم لوله‌های پیچیده نزدیک و دور و حجم لومن آن، حجم بافت بینابینی، حجم گلومرول، حجم تافت و همچنین سطح مالون‌دی‌آلدئید سرم در گروه بیس‌فنل‌آ نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری نشان داد (P<0.05). متغیرهای فوق در گروه بیس‌فنل‌آ به‌علاوه روغن سیاه‌دانه در مقایسه با میزان آنها در گروه بیس‌فنل‌آ به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (P<0.05).

نتیجه‌گیری : روغن سیاه‌دانه می‌تواند موجب کاهش سمیت استرس اکسیداتیو القاء شده توسط بیس‌فنل‌آ در بافت کلیه موش شود.


زهرا پورمحمدمطوری، علی نوری،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : با توجه به خواص منحصر به فرد نانو لوله‌های کربن که در زمینه‌های پزشکی، بیولوژیک و صنعتی کاربرد دارد؛ همزمان باعث در معرض قرارگیری انسان و جانداران شده و احتمال ایجاد اثر سمی بر سلامت انسان و محیط زیست وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر سمیت نانو لوله‌های کربن چنددیواره بر عملکرد و ساختار بافت کلیه موش‌های صحرایی انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه تجربی50 سر موش صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار به 5 گروه 10تایی تقسیم شدند. گروه شاهد سرم فیزیولوژی و تویین و گروه‌های تیمار غلظت‌های 2.5 ، 5 ، 10 و 20 میلی‌گرم بر کیلوگرم از نانولوله کربن چنددیواره عامل‌دار شده با گروه کربوکسیل با قطر کمتر از 8 نانومتر و طول 30میکرومتر را طی 8مرحله به‌صورت یک روز در میان و به روش درون صفاقی دریافت کردند. خونگیری در دو مرحله (یک روز پس از آخرین تزریق و 20 روز پس از آخرین تزریق) انجام شد و میزان اوره، اسیداوریک، کراتینین و مالون‌دی‌آلدئید در سرم خون اندازه‌گیری گردید. همچنین با تهیه مقاطع بافتی از کلیه چپ موش‌ها در هر گروه با رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، ساختار بافتی کلیه بررسی شد.

یافته‌ها : در مرحله اول (یک روز پس از آخرین تزریق) فقط در میزان اسیداوریک با غلظت‌های 2.5 و 5 میلی‌گرم بر کیلوگرم کاهش معنی‌داری نسبت به گروه شاهد و سایر گروه‌های تیمار مشاهده شد (P<0.05). در مرحله دوم (20روز پس از آخرین تزریق) کاهش معنی‌داری در میزان اسیداوریک و اوره در تمام غلظت‌ها نسبت به گروه شاهد و کاهش معنی‌دار کراتینین در غلظت های 5 و10 میلی‌گرم بر کیلوگرم مشاهده شد (P<0.05). مطالعات بافت‌شناسی، تجمع مواد شبه هیالینی حاصل از فعالیت ائوزینوفیل‌ها و تجمع سلول‌های التهابی (بازوفیل‌ها و نوتروفیل‌ها) را در بخش قشری و مدولای کلیه، دژنره شدن گلومرول، اتساع کپسول بومن و دژنره شدن دیواره لوله‌های پیچیده نزدیک را در بخش قشری کلیه نشان داد که این اختلالات به‌صورت وابسته به دوز افزایش یافت.

نتیجه‌گیری : نانو لوله‌های کربنی چنددیواره عامل‌دار شده با گروه‌های کربوکسیل حتی در مقادیر کم (2.5 mg/kg) و با گذشت 20 روز از تزریق، باعث سمیت در ساختار بافتی و عملکرد کلیه می‌شود.


سعید امیرخانلو، پرنیان اقبالیان، انا راشدی، غلامرضا روشندل،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: معمولاً کیست‌های اکتسابی کلیه در بیمارانی که تحت همودیالیز طولانی مدت قرار می‌گیرند؛ مشاهده می‌شود. رشد پیشرونده این کیست‌ها در بیماران بدون علامت هم دیده شده که می‌توانند سبب بروز عوارضی همچون خونریزی‌های رتروپریتونئال، اریتروسیتوز، عفونت کیست‌ها و رنال سل کارسینوما با متاستازهای دوردست شوند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی کیست‌های اکتسابی کلیه و عوامل مرتبط با آن در بیماران همودیالیزی شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی به روش سرشماری روی 123 بیمار (63 مرد و 60 زن) با میانگین سنی 13.23±55.89 سال همودیالیزی بخش دیالیز در شهر گرگان طی سال‌های 1395 لغایت 1396 انجام شد. افراد مبتلا به کلیه پلی‌کیستیک اتوزومال، کلیه اسفنجی مدولاری و کلیه کیستیک مدولاری وارد مطالعه نشدند. بررسی کیست‌های کلیه با استفاده از روش سونوگرافی انجام شد.

یافته‌ها: از کل افراد مورد مطالعه، 55 نفر (44.7%) دارای کیست کلیه بودند. در 43 بیمار (51.8%) غیرمبتلا به دیابت و 12 بیمار (30%) مبتلا به دیابت کیست کلیه دیده شد (P<0.05). میانگین سابقه همودیالیز در بیماران دارای کیست کلیه 22.75±29.09 ماه و در بیماران فاقد کیست 14.75±11.22 ماه تعیین شد (P<0.05). در 44 بیمار با سابقه دیالیز 3 بار در هفته و 11 بیمار با سابقه دیالیز 2بار در هفته، کیست کلیه دیده شد و بین ابتلا به کیست کلیه و تعداد بیشتر دفعات دیالیز در هفته ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده شد (P<0.05). میانگین کفایت دیالیز در بیماران دارای کیست کلیه 0.19±1.40 KT/V و در بیماران بدون کیست کلیه 0.22±1.32 KT/V تعیین شد و بالاتر بودن میزان کفایت دیالیز با فراوانی بیشتر کیست کلیه از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: کیست‌های کلیه در بیماران با سابقه بیشتر همودیالیز، تعداد بیشتر دفعات دیالیز در هفته، بالاتر بودن کفایت دیالیز و نیز در بیماران با عدم ابتلا به دیابت، شیوع بالاتری نشان داد.


نرگس زادسر، حسن مروتی، زهرا طوطیان، محمدتقی شیبانی، محمد طاهری، حجت عنبرا،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آسپارتام نوعی شیرین کننده مصنوعی و غیرقندی است که به عنوان جایگزین قند در برخی از غذاها و نوشابه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر آسپارتام بر تغییرات هیستومورفومتریک، عملکرد کلیه و بیان ژن‌های Bcl2 ، Bax ، Caspase 3 و P53 در موش سوری انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی تعداد 36 سر موش نر بالغ نژاد NMRI در 4 گروه 9 تایی، یک گروه کنترل و سه گروه آزمایشی قرار گرفتند. موش‌ها در گروه کنترل به مدت 90 روز 0.3 ml آب مقطر به روش گاواژ و به صورت خوراکی دریافت نمودند و گروه‌های تجربی به ترتیب 40، 80 و 160 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن آسپارتام را به روش گاواژ و خوراکی دریافت کردند. یک روز پس از دوره تیمار، نمونه‌های خون و هیستولوژی برای ارزیابی پارامترهای بیوشیمیایی، هیستومورفومتری و بیان ژن اخذ گردید.

یافته‌ها: قطر جسمک کلیوی، قطر کلافه مویرگی و ارتفاع لایه اپیتلیوم لوله‌های پیچیده دور و نزدیک با افزایش دوز مصرفی آسپارتام در مقایسه با گروه کنترل به صورت چشمگیری کاهش داشت (P<0.05)؛ اما اندازه فضای ادراری و قطر دهانه داخلی لوله‌های پیچیده دور و نزدیک در مقایسه با گروه کنترل به صورت معنی‌دار افزایش یافت (P<0.05). با افزایش دوز مصرفی آسپارتام، میزان نیتروژن اوره و کراتینین خون در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی‌داری داشت (P<0.05). با افزایش دوز مصرفی آسپارتام میزان بیان ژن Bcl2 در مقایسه با گروه کنترل به صورت چشمگیری کاهش یافت (P<0.05). درحالی که میزان بیان ژن‌هایBax ، Caspase 3 و P53 در مقایسه با گروه کنترل به صورت معنی‌دار افزایش یافتند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: آسپارتام می‌تواند سبب تغییرات بیوشیمیایی، تغییرات هیستومورفومتریک کلیه و بیان ژن‌های Bcl2 ، Bax ، Caspase 3 و P53 در موش سوری گردد.


نصرت الله سلیمانی، معصومه حبیبیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامینD در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن بسیار رایج است و یکی از عوامل خطرزای مهم برای بیماری‌های مزمن کلیوی محسوب می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرینات ثبات دهنده مرکزی و مصرف ویتامین D بر برخی از شاخص‌های عملکرد کلیوی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 48 زن مبتلا به کمردرد مزمن با تخصیص تصادفی در 4 گروه 12 نفری شامل گروه کنترل، گروه تمرین، گروه ویتامین D و گروه ترکیبی انجام شد. گروه‌های تمرین و ترکیبی، 8 هفته تمرینات ثبات‌دهنده مرکزی با سطوح مختلف را انجام دادند. گروه‌های ویتامینD و ترکیبی، هفتگی 50000 واحد ویتامین D دریافت نمودند. سطوح کراتینین، اوره و اسیداوریک قبل و پس از مداخله‌ها سنجیده شد.

یافته‌ها: 74.26% و 25.64% از بیماران به ترتیب دارای نقص و سطوح ناکافی ویتامینD بودند. پس از 8 هفته کاهش معنی‌داری در شاخص‌های کراتینین، اوره و اسید اوریک گروه‌های تمرین، ویتامین D و ترکیبی مشاهده شد. به‌علاوه مداخله ترکیبی به  کاهش بیشتری در سطوح اسیداوریک و اوره در مقایسه با دو مداخله دیگر منجر شد؛ اما اثر فعالیت ورزشی بر کاهش اسیداوریک نسبت به ویتامین D بیشتر بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: هر دو شیوه تمرینات ثبات‌دهنده مرکزی و مصرف ویتامین D می‌تواند در بهبود عملکرد کلیوی در بیماران کمردرد مزمن با سطوح پایین ویتامین D ، اثرگذار باشد؛ اما به نظر می‌رسد مداخله ترکیبی با اثربخشی بیشتری همراه است.


سیمین فاضلی پور، فائزه شهبازی زرگوش، طاهره ناجی، علی کلانتری حصاری، محمد بابائی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تری اکسید مولیبدن (MoO3) یکی از نانوذراتی است که در صنعت به عنوان آنتی‌باکتریال استفاده می‌گردد. کلیه نیز یکی از اندام‌های مهم بدن در دفع مواد زاید و تنظیم بسیاری از فاکتورهای خونی است که تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می‌گیرد. به دلیل مصرف گسترده MoO3 برای ضدعفونی وسایل مربوط به اتاق عمل و اهمیت جسمک‌های کلیوی در تصفیه پلاسمای خون، این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوذرات تری اکسید مولیبدن بر کلیه موش صحرائی انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نژاد ویستار (با وزن 250 تا 300 گرم) به صورت تصادفی به 5 گروه 6 تایی شامل کنترل، شم (دریافت کننده سرم فیزیولوژی) و سه گروه تجربی (دریافت کننده تری اکسید مولیبدن در دوزهای 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن داخل صفاقی) تقسیم شدند. تزریقات به صورت داخل صفاقی و به مدت 35 روز انجام شد. پس از دوره تیمار، حیوانات بیهوش و خونگیری از قلب به عمل آمد. سپس نمونه‌های کلیه سمت راست خارج شدند و پس از تثبیت و آماده‌سازی بافتی، با روش استریولوژی برای تعیین تغییرات حجم قشر، حجم ناحیه مرکزی ، فضای ادراری و اجسام کلیوی مورد بررسی قرار گرفتند.


یافته‌ها: افزایش معنی‌دار حجم فضای ادراری در گروه‌های مصرف کننده MoO3 و کاهش حجم ناحیه مرکزی در گروه با دوز 200 میلی گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه‌های کنترل و شم مشاهده شد (P<0.05). حجم قشر کلیه در گروه دریافت کننده نانو ذره با دوز 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم افزایش معنی‌داری نسبت به گروه‌های کنترل و شم داشت (P<0.05). MoO3 موجب کاهش وزن حیوانات، افزایش اوره و کاهش حجم کلیه گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: نانوذرات تری اکسید مولیبدن می‌تواند سبب تغییرات موفولوژیک کلیه موش‌های صحرایی گردد.


سیدمحمدعلی شریعت زاده، زهرا سوری، پریسا مالکی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به افزایش استفاده از نانوذرات نقره در محصولات مختلف از جمله محصولات صنعتی و پزشکی، نگرانی‌های جدی در مورد خطرات بالقوه نانوذرات نقره ایجاد شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوذرات نقره بر بافت کلیه موش‌های نژاد NMRI تیمار شده با کوئرستین انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 سر موش نر بالغ نژاد NMRI به صورت تصادفی در 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه‌ها شامل کنترل، نانوذرات نقره (500 mg/kg/bw)، کوئرستین (50 mg/kg/bw) و گروه نانوذرات نقره (500 mg/kg/bw) + کوئرستین (50 mg/kg/bw) بودند. نانوذرات نقره روزانه به مدت 35 روز با روش دهانی خورانده شد. کوئرستین روزانه به مدت 42 روز به صورت داخل صفاقی تزریق شد. در پایان مطالعه، پس از خونگیری از موش‌ها، مراحل تشریح، پاساژ بافتی، رنگ‌آمیزی هایدن هان – آزان انجام شد. حجم کل کلیه، کورتکس و مدولا، جسمک کلیوی و گلومرول به روش استریولوژی ارزیابی شد. بررسی کیفی سلول‌های آپوپتوتیک به روش تانل انجام شد. میزان مالون دی‌آلدئید (MDA) سرم خون به عنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدی با روش Buege و Aust تعیین شد.


یافته‌ها: از مقایسه وزن بدن و کلیه، حجم کل کلیه،کورتکس و مدولا در گروه نانوذرات نقره با گروه کنترل اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده نشد. گروه نانوذرات نقره افزایش معنی‌داری در میانگین حجم کل جسمک کلیوی، گلومرول، تافت، غشای کپسول بومن و میزان MDA نسبت به گروه کنترل نشان داد (P<0.05). همچنین کاهش آماری معنی‌داری در گروه نانوذرات نقره در میانگین حجم کل فضای کپسول بومن و کاپیلاری نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (P<0.05). کوئرستین توانست اثرات مخرب نانوذرات نقره بر روی سلول‌های کلیوی را تا حد گروه کنترل کاهش دهد؛ ولی آپوپتوز در سلول‌های کلیوی در گروه تیمار با کوئرستین نشان داده نشد. بررسی سلول‌ها در گروه نانوذرات نقره نشان‌دهنده ایجاد آپوپتوز بود. میزان MDA سرم گروه نانوذرات نقره نسبت به سایر گروه‌ها افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که کوئرستین می‌تواند اثرات مخرب نانوذرات نقره بر روی سلول‌های کلیوی را تا حد گروه کنترل کاهش دهد.


سارا مقصودلو، سعید امیرخانلو، غلامرضا روشندل، پژمان خوارزم،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین مشکلات بیماران در مرحله پایانی نارسایی کلیه (End-Stage Renal Disease: ESRD) تامین دسترسی مناسب برای همودیالیز است که بتواند امکان دیالیز با کیفیت برای مدت طولانی را برای بیمار فراهم نماید. هر اقدامی برای حفظ عملکرد کاتترهای همودیالیز اهمیت دارد. این مطالعه به منظور تعیین عملکرد یک‌ساله کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن در استان گلستان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 99 بیمار (34 مرد و 65 زن) دچار ESRD کاندیدای شروع یا ادامه دیالیز با کاتتر در مراکز آموزشی درمانی استان گلستان به صورت سرشماری طی سال‌های 1400 لغایت 1401 انجام شد. برای بیماران کاتتر ترانس - ژوگولار تعبیه شد و پس از گذشت یک‌سال متغیرهای سن، جنس، سابقه ابتلا به بیماری دیابت، سابقه ابتلا به بیماری پرفشاری خون، محل کاتتر (ژوگولار راست یا چپ) و مصرف داروی ضدپلاکت در عملکرد کاتترهای طولانی مدت برای تامین فلوی مناسب همودیالیز ارزیابی شدند.


یافته‌ها: در 91 نفر (91.9%) عملکرد یک‌ساله کاتتر مناسب ارزیابی شد. سن 61.6% بیماران بیش از 60 سال بود. 69 نفر (69.7%) سابقه ابتلا به فشارخون بالا و 58 نفر (58.6%) سابقه ابتلا به دیابت داشتند. 57 نفر (57.6%) داروی ضد پلاکت دریافت کردند. کاتتر 82 نفر (82.8%) در سمت راست بود. عملکرد کاتتر در افراد با داروی ضدپلاکت به طور غیرمعنی‌داری بیشتر از افرادی بود که داروی ضدپلاکت مصرف نکردند.


نتیجه‌گیری: عملکرد کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن مرحله پایانی نارسایی کلیه با سن، جنس، دیابت، پرفشاری خون، مصرف داروی ضدپلاکت و سمت ورید ژوگولار کاتتر تعبیه شده، ارتباطی نشان نداد.


رامین آذرهوش، رحیم جرجانی، علی امیری،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

همانژیوم کاورنوس کلیه یک تومور نادر و خوش‌خیم است. موردی که گزارش می‌شود مردی 44 ساله بود که به طور اتفاقی در سونوگرافی شکم و لگن توده‌ای در وی شناسایی شد. در بررسی CT-scan، کارسینوم سلول رنال مطرح شد. با شک به بدخیمی، عمل رادیکال نفرکتومی انجام شد. براساس بررسی‌های پاتولوژیک شامل هیستوپاتولوژی و ایمونوهیستوشیمی تشخیص نهایی همانژیوم کاورنوس داده شد. این تومور ماهیت خوش‌خیم دارد و فالوآپ بیمار به شکل کنترل سونوگرافی سه ماه بعد از عمل جراحی انجام شد. این گزارش مورد به‌خاطر جالب‌توجه بودن شباهت بالای این تومور به لحاظ بالینی و رادیولوژی به کارسینوم‌های کلیه، ارایه شد.



صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.23 seconds with 34 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)