[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87083068
h-index3617
i10-index25669
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
60 نتیجه برای بیماری

کیمیا خندستان، بهاره پاکپور، مریم تاج آبادی ابراهیمی،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری پارکینسون یک اختلال عصبی است که به علت از بین رفتن نورون‌های دوپامینرژیک در بخش متراکم جسم سیاه ایجاد می‌شود. مهم‌ترین علایم این بیماری شامل کندی حرکت، عدم حرکت، لرزش و عدم تعادل است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف خوراکی پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی بر موش‌های صحرایی نر در مدل حیوانی بیماری پارکینسون انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی از 48 راس موش صحرایی نر در 6 گروه استفاده شد. برای ایجاد مدل حیوانی بیماری پارکینسون، بخش متراکم جسم سیاه در حیوانات با تزریق 6هیدروکسی دوپامین (6-OHDA) (0.5 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن موش) به‌طور یک‌طرفه توسط دستگاه استریوتاکس تخریب شد. پس از 3 هفته ریکاوری موش‌ها به‌منظور ارزیابی میزان تخریب، موش‌های صحرایی به صورت درون صفاقی آپومورفین دریافت کردند. تست چرخشی آپومورفین به منظور سنجش پارکینسون انجام گردید. در آزمایش اول موش‌های صحرایـی به‌صورت تصادفی به دو گـروه Sham و گـروه پـارکیـنسونـی شـده (آسیب‌دیده) تقسـیم شـدند. گـروه Sham فقط آب و غذا و گـروه آسیب‌دیده 6 هیدروکسی دوپـامیـن دریـافـت کردند. در آزمایش دوم موش‌های صحرایـی به 4 گـروه 8 تایـی تقسـیم شـدند، هر 4 گروه تحت تاثیر 6-هیدروکسی دوپامین قرار گرفتند و 21 روز بعد تحت آزمایش سنجش آپومورفین قرار گرفتند و نتایج ثبت گردید. سپس به مدت 28 روز گروه اول به عنوان شاهد در نظر گرفته شد و تحت تیمار قرار نگرفت. گـروه دوم سالیـن، گـروه سوم شیـر و گـروه چهـارم شیر به همراه پـروبیوتیـک به صورت گاواژ دریـافـت کردند. در انتهای روز 28 دوباره هر گروه تحت آزمون چرخش آپومورفین قرار گرفتند و میزان چرخش‌ها ثبت شدند.

یافته‌ها: آزمون‌های رفـتاری به تـرتیـب در گروه‌های سالیـن، شیـر، شیـر + پـروبیوتیـک نشان داد کـه گـروه دریافت کننده شیـر همـراه پـروبیوتیـک لاکتوباسیلوس پاراکائی به‌صورت معنی‌داری چرخش آپومـورفیـن کـمتـری نسبت به گـروه دریافت کننده سالیـن داشتند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پاراکازیی منجر به بهبود بیماری پارکینسون می‌شود.


عافیه کر، خدیجه یزدی، علی اکبر عبداللهی، ناصر بهنام پور،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن و تهدیدکننده حیات است. انجام آنژیوگرافی قلبی یکی از روش‌های تشخیصی بسیار مهم در این زمینه است که مانند هر روش تهاجمی دیگر دارای عوارضی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تغییر وزن کیسه شن بر عوارض ناشی از کاتتریسم شریان فمورال و راحتی بیماران انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک سوکور روی 140 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان امیرالمؤمنین کردکوی برای انجام آنژیوگرافی انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در چهار گروه 35 نفری قرار گرفتند. پس از انجام آنژیوگرافی، کیسه شن با وزن‌های متفاوت (گروه‌های کنترل، مداخله اول، مداخله دوم و مداخله سوم به ترتیب با وزن‌های 4 ، 3.5 ، 3 و 2.3 کیلوگرم) به مدت ۶ ساعت در محل آنژیوگرافی قرار داده شد. وجود خونریزی، هماتوم، درد و راحتی بیماران بلافاصله، 2، 4، 6، 8 و 24 ساعت پس از انجام آنژیوگرافی ثبت و مورد مقایسه قرار گرفتند.

یافته‌ها: خونریزی و هماتوم در هیچ کدام از بیماران مشاهده نشد. اختلاف آماری معنی‌داری در میزان درد و میزان راحتی بیماران بین گروه‌های مختلف مشاهده شد (P<0.05). گروه مداخله سوم دارای کمترین میزان درد و بیشترین راحتی در زمان‌های ۶ و ۸ ساعت پس از آنژیوگرافی بودند. همچنین گروه کنترل دارای بیشترین میزان درد و کمترین راحتی بودند.

نتیجه‌گیری: کاهش وزن کیسه شن بدون افزایش عوارض عروقی، موجب کاهش کمردرد و بهبود راحتی بیماران می‌شود.


محمدامین شایگان، زهرا مولودی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: روش‌های تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر، به دلیل هزینه‌های زیاد مراقبتی و درمانی، غیرقطعی بودن روش‌های موجود درمانی و همچنین آینده نگران کننده بیمار، امری ضروری به‌نظر می‌رسد. این مطالعه به منظور تشخیص بیماری آلزایمر از روی تصاویر MRI با استفاده از هوش مصنوعی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه، یک سیستم کامپیوتری تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر به کمک الگوریتم‌های یادگیری ماشین، در چهارچوب فرآیند تشخیص به کمک کامپیوتر ارایه شده است. میدان تصادفی شرطی و شبکه عصبی عمیق Inception برای تشخیص این بیماری بر روی تصاویر MRI مغزی وفق داده شده‌اند. از آنجا که بافت هیپوکامپوس، جزء اولین بافت‌هایی است که تحت تاثیر بیماری آلزایمر قرار می‌گیرد؛ لذا برای تشخیص زودهنگام این بیماری، ابتدا به تعیین محدوده هیپوکامپوس بین سایر بافت‌های مغزی اقدام و سپس با توجه به میزان تحت تاثیر قرار گرفتن این بافت، به تشخیص بیماری مبادرت گردید. میدان تصادفی شرطی توانست با دقت زیاد، قطعه‌های هیپوکامپوس با اشکال مختلف را از هر سه مقطع مغزی استخراج کند. این قطعات، مبنایی برای استخراج ویژگی توسط شبکه عمیق قرار می‌گیرند. این روش بر روی داده‌های استاندارد ADNI آزمایش و کارایی آن نشان داده شد. شبکه Inception استفاده شده، شبکه‌ای است که از پیش، بر روی مجموعه داده بسیار بزرگ ImageNet آموزش داده شده است. یکی از مراحل مهم، انتقال دانش به مسأله در دست بررسی است. برای تسهیل این امر، از افزون‌سازی داده‌ها که مطابق با شکل و ساختار هیپوکامپوس طراحی شده، استفاده گردید.

یافته‌ها: روش اجرا شده در این مطالعه، در حالت دوکلاسه آلزایمر در مقابل کنترل سلامت به دقت 98.51% و برای حالت دوکلاسه اختلال شناختی خفیف در مقابل کنترل سلامت به دقت 93.41%  دست یافت که به ترتیب 2.56% و 8.41% افزایش دقت در مقایسه با روش‌های رقیب معرفی شده در سایر مقالات است.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی با توجه به تصاویر MRI در تشخیص بیماری آلزایمر دقت بالایی دارد.


محمد مهدی سلطان دلال، ام البنین بیگلری، زهرا رجبی، محمد کاظم شریفی یزدی، عباس رحیمی فروشانی، شبنم حقیقت خواجوی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: شایع‌ترین سویه اشریشیاکلی انتروهموراژیک، سروتیپ O157:H7 است که از مهم‌ترین پاتوژن‌های روده‌ای محسوب شده و عوارضی مانند کولیت هموراژیک، سندرم اورمی همولیتیک و نارسایی حاد کلیوی را ایجاد می‌کنند. این مطالعه به منظور ارزیابی اشریشیاکلی انتروهموراژیک ایجاد کننده طغیان‌های ناشی از بیماری‌های منتقله از غذا به روش مولکولی انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 189 نمونه اسهال از 50 طغیان ارسال شده از مراکز بهداشتی درمانی برخی شهرستان‌های ایران طی فروردین لغایت شهریور 1397 انجام شد. همه جدایه‌های مشکوک از نظر تست‌های بیوشیمیایی مورد آزمایش قرار گرفتند. هویت جدایه‌ها به روش مولکولی PCR تایید گردید و با آزمون‌های حساسیت ضدمیکروبی ارزیابی شدند.

یافته‌ها: از 189 نمونه سوآپ مدفوع مورد مطالعه، 98 جدایه اشریشیاکلی بر اساس تست‌های فنوتیپی جداسازی گردید. بیشترین میزان طغیان در فصل تابستان رخ داده بود و میزان فراوانی پاتوتایپ اشریشیاکلی انتروهموراژیک 24 جدایه (24.5%) بود که 4 درصد آن non O157H7 تعیین شد. بیشترین مبتلایان بین سنین 1 تا 12 ساله بودند و بیشترین میزان مقاومت به آنتی‌بیوتیک‌های کوتریموکسازول و کلرامفنیکل به ترتیب با فراوانی 80 درصد و 79 درصد مشاهده گردید.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه بر اساس مقایسه با مطالعات قبلی افزایش اشریشیاکلی انتروهموراژیک و همچنین افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی نسبت به آنتی بیوتیک‌های خانواده کلرامفنیکل و کوتریموکسازول و کارباپنم‌ها مشاهده شد. افزایش مقاومت به آنتی‌بیوتیک‌های ایمی پنم و مروپنم درمان سویه‌های مقاوم به بتالاکتامازها را با مشکل مواجه می‌کند.


ساره شاکریان، آسیه فخاری، الهام فخاری،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های پریودنتال شیوع بالایی در بیماران دیابتیک داشته و آگاهی آنها از ارتباط بین پریودنتیت ودیابت در کنترل گلوکز خون و پیشرفت پریودنتیت موثر است. این مطالعه به منظور تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران دیابتی با بیماری پریودنتال در شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 300 بیمار دیابتی نوع یک یا نوع دو (136 مرد و 164 زن) مراجعه کننده به چند مرکز دولتی در شهر گرگان با نمونه‌گیری تصادفی ساده طی سال 1398 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، سطح آگاهی، نگرش و عملکرد در پرسشنامه‌ای تکمیل گردید.

یافته‌ها: میزان آگاهی، نگرش و عملکرد خوب بیماران مبتلا به دیابت به ترتیب 51.7% ، 44.3% و 25% ارزیابی شد. بین عملکرد بیماران دیابتی در خصوص بهداشت دهان با جنسیت و سطح تحصیلات ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). عملکرد مناسب در خانم‌ها و افراد با سطح تحصیلاتی بالاتر بیشتر بود.

نتیجه‌گیری: بیش از نیمی از بیماران مبتلا به دیابت شهر گرگان دارای آگاهی و نگرش متوسط تا خوبی در رابطه با بیماری پریودنتال بودند؛ اما عملکرد آنها متوسط تا ضعیف ارزیابی شد.


مهدی زاهدی، ساسان تبریزی، علیرضا فاطمی،
دوره 23، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر (Coronary Artery Disease: CAD) یکی از اصلی‌ترین بیماری‌های قلبی عروقی است که جمعیت جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییرات الکتروکاردیوگرام بیماران قبل و بعد از عمل جراحی بای پس عروق کرونر (Coronary Artery Bypass Graft: CABG) انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 100 بیمار (71 مرد و 29 زن) در محدوده سنی 37 تا 78 سال (میانگین سنی 8.14±57.87) به روش سرشماری که تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر در بیمارستان امیرالمؤمنین کردکوی طی ششماهه دوم 1398 قرار گرفته بودند؛ انجام شد. داده‌ها شامل سن، جنس و نتایج مربوط به تغییرات نوار قلب شامل تغییرات ضربان قلب و ضربان نبض (Pulse Rate: PR) روز قبل از جراحی، روز بستری، 4 ساعت پس از جراحی، 18 ساعت پس از جراحی، یک روز و دو روز پس از جراحی در پرسشنامه‌ای ثبت شد.

یافته‌ها: بیشترین میانگین ضربان قلب و PR در ساعت 4 پس از جراحی بودند و پس از آن ضربان قلب و PR کاهش داشتند و در روز دوم کمتر از ضربان قلب و PR در روز بستری بودند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: با توجه به تغییرات معنی‌دار الکتروکاردیوگرام پس از جراحی، بررسی و مونیتورینگ دقیق بیماران به خصوص افراد پرخطر، سبب شناسایی زودهنگام شده و با درمان مناسب و به موقع سبب کاهش عوارض پس از آن در بیماران می‌گردد.


لیلا کاشانی، فیروزه درخشانپور، مهسا الیاسی، نجمه شاهینی، سیده مریم هاشمی نسب،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری التهابی روده (Inflammatory Bowel Disease: IBD) یکی از اختلالات شایع گوارشی است که با عوامل روانی – اجتماعی در ارتباط است. IBD یک بیماری دستگاه گوارش با عود مزمن و با علت پاسخ ایمنی غیرکنترل شده است. درمانی قطعی برای IBD وجود نداشته و درمان بر اساس مدیریت پاسخ التهابی در طول عودها و حفظ بهبودی انجام می‌شود. این مطالعه به منظور ارزیابی اختلالات اضطرابی و افسردگی بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده در استان گلستان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 117 بیمار (67 زن و 50 مرد) در محدوده سنی 17 تا 75 مبتلا به IBD ثبت شده در بانک IBD مرکز تحقیقات بالینی گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی گرگان در سال 1396 انجام شد. تشخیص بیماری به روش آندوسکوپی معمولی، رادیولوژی و معیارهای بافتی انجام گردید. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، قومیت و وضعیت تاهل، زمان تشخیص و مدت زمان شروع درمان ثبت شد. از مقیاس بیمارستانی اضطراب و افسردگی (Hospital Anxiety and Depression Scale: HADS) برای تعیین میزان افسردگی و اضطراب بیماران استفاده گردید.


یافته‌ها: کولیت اولسراتیو در 80.3% و کرون در 19.7% از بیماران مشاهده شد. میانگین نمره کل اضطراب در گروه کرون (نمره 9.43) به طور غیرمعنی‌داری بیشتر از گروه کولیت اولسراتیو (نمره 8.90) بود. نمره کل افسردگی در دو گروه تقریباً مشابه (نمره 7.65) و غیرمعنی‌دار بود. تنها بین تاهل و وضعیت اضطراب در بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو ارتباط آماری معنی‌داری دیده شد (P<0.05). به طوری که وضعیت مرزی و مشکوک اضطراب در بیماران متاهل 42.4% و در بیماران مجرد 33.3% تعیین شد. وضعیت غیرنرمال اضطراب در متاهلین 31.8% بود و در بیماران مجرد دیده نشد. بین نمره کل اضطراب با نمره کل افسردگی در بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو (ضریب همبستگی: 0.657، P<0.0001) و بیماران مبتلا به کرون (ضریب همبستگی: 0.644، P<0.001) همبستگی مثبت و معنی‌داری دیده شد. به طوری که در این بیماران با افزایش افسردگی، اضطراب بیشتر شده است. 29.8% از بیماران مبتلا به کولیت و 26.1% از بیماران مبتلا به کرون دچار اضطراب بودند. 18.1% از بیماران مبتلا به کولیت و 8.7% از بیماران مبتلا به کرون دچار افسردگی واضح بودند.


نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که میزان اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده بسیار بالا است.


احمدرضا یوسف پور دهاقانی، فرهاد پاشازاده، مرتضی ناجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: داشتن رژیم غذایی مناسب حائز اهمیت زیادی است. تعداد زیادی از عوامل خطرساز در بروز بیماری‌های قلبی - عروقی موثرند که با تغییر آنها می‌توان از بروز این بیماری کاست. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط میزان دانش تغذیه‌ای و سطح فعالیت بدنی با شیوع سندرم متابولیک و برخی از عوامل خطر قلبی - عروقی در یک واحد نظامی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 97 نظامی ورزشکار و غیرورزشکار انجام شد. پرسشنامه دانش تغذیه‌ای استاندارد Wardle و Parmenter سال 1999 و پرسشنامه فعالیت بدنی Baecke (Baecke Physical Activity Questionnaire) تکمیل شد. نمره آمادگی جسمانی آزمودنی‌ها و شاخص‌های پیکری اندازه‌گیری شد. شیوع سندرم متابولیک بر اساس معیارهای ATP III بازنگری شده و IDF محاسبه شد.


یافته‌ها: میانگین میزان دانش تغذیه‌ای آزمودنی‌ها متوسط به پایین بود. بین میزان دانش تغذیه‌ای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی و مقادیر عوامل خطر قلبی عروقی همبستگی معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). همچنین بین میزان دانش تغذیه‌ای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی با پیشگیری سندرم متابولیک همبستگی معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: با افزایش دانش تغذیه‌ای، سطح فعالیت بدنی و نمره آمادگی جسمانی، مقادیر عوامل خطر قلبی - عروقی کاهش و احتمال پیشگیری سندرم متابولیک افزایش می‌یابد.


حسن اسمعیلی، فاطمه چراغعلی، زهره اکبری جوکار،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

بیماری کاوازاکی یک بیماری التهابی عروق متوسط با حداکثر شیوع در شیرخواران 9 تا 11 ماهه است. مورد معرفی شده شیرخوار دختر 18 ماهه بود که با شکایت تب پایدار به مدت دو هفته به رغم استفاده از درمان‌های سرپایی در مرکز کودکان طالقانی گرگان بستری شد. بررسی اکوکاردیوگرافیک با شک بالینی قوی از نظر بررسی همخوانی وضعیت قلبی بیمار با کرایترای تشخیصی قلبی در بیماری کاوازاکی انجام گرفت که منجر به تایید تشخیص و کشف عوارض جدی کرونری در شیرخوار شد. با شروع درمان به صورت همزمان با IVIG و کورتیکواستروئید بهبود در وضعیت عمومی شیرخوار حاصل شد. بهبود کاردیت حاصل از بیماری در اکوکاردیوگرافی رویت شد؛ اما طبق انتظار افزایش سایز آنوریسم عروق کرونر تا بیش از 80 روز می‌تواند ادامه داشته باشد. در بیمار ما افزایش سایز در مطالعات اکوکاردیوگرافی سریال رویت شد و ایجاد آنوریسم ژانت در بیمار تایید گردید. تشخیص بیماری کاوازاکی بر اساس وجود تب پایدار و سایر کرایترای تشخیصی است و هدف از این گزارش مورد تاکید بر توجه مداوم به این تشخیص به منظور جلوگیری از عوارض جدی بعدی این بیماری است.


معصومه اسلامی، فاطمه عبدی، مرجان اکبری کامرانی، ارژنگ گردیز، فاطمه نجفی،
دوره 24، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هر عاملی که موجب اختلال دستگاه خروجی اشک شود؛ می‌تواند سبب اشک‌ریزش (Epiphora) گردد که یکی از علل شایع مراجعه بیماران به کلینیک‌های چشم پزشکی است. انسداد مجرای نازولاکریمال می‌تواند مادرزادی و یا اکتسابی باشد. برای درمان انسداد مجرای اشکی درمان استاندارد، جراحی داکریوسیستورینوستومی (Dacryocystorhinostomy: DCR) است که می‌تواند با دو رویکرد خارجی و اندونازال انجام گیرد. این مطالعه به منظور ارزیابی نتایج موفقیت جراحی داکریوسیستورینوستومی آندوسکوپیک بیماران با انسداد مجرای اشکی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 38 بیمار (29 زن و 9 مرد) بالای 18 سال با میانگین سنی بیماران 13.83±43.07 سال مبتلا به اشک‌ریزش که طی سال‌های 1394 لغایت 1397 به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان مراجعه نمودند؛ در سال 1398 انجام شد. میزان موفقیت داکریوسیستورینوسکوپی اندوسکوپیک در بهبود اشک ریزش شش ماه بعد از انجام جراحی و نیز از نظر عوارض جراحی و ارتباط یافته‌های سی‌تی اسکن ارزیابی شد.


یافته‌ها: نتایج جراحی برای 36 بیمار به میزان 94.74% موفقیت‌آمیز ارزیابی شد. انسداد مجرای اشکی سمت راست 63.2% و سمت چپ 36.8% تعیین شد. خونریزی اندک حین عمل در 76.3% و خونریزی شدید حین عمل در 7.9% مشاهده شد. در هیچیک از بیماران نشت مایع مغزی نخاعی و آسیب اربیت در حین جراحی ایجاد نشد. با توجه به یافته‌های سی‌تی اسکن، انحراف سپتوم در 76.3% از بیماران مشاهده شد که برای 41.37% از بیماران حین عمل، جراحی سپتوپلاستی نیز انجام گردید. 50 درصد از بیماران دچار سینوزیت مزمن بودند که برای همه آنان حین جراحی، دهانه سینوس‌های درگیر باز و تخلیه سینوس‌ها انجام گردید.


نتیجه‌گیری: جراحی داکریوسیستورینوستومی آندوسکوپیک روش موفقیت آمیز و قابل قبولی برای اشک‌ریزش به ویژه در بیماران دارای سینوزیت یا انحراف تیغه بینی ارزیابی شد.


محمد فشی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

تعداد روزهای اندک هوای پاک در شهرهای بزرگ و صنعتی مانعی برای داشتن فعالیت ورزشی منظم محسوب شده و فواید بی‌شمار ورزش نادیده گرفته می‌شود. با جستجو در پایگاه داده‌های SID ، PubMED و Web of science 89094 مقاله با موضوع آلودگی هوا تا دسامبر 2021 یافت شد که پس از گزینش مقالات و محدود کردن جستجو به ورزش، التهاب و بافت ریه در نهایت 80 مقاله استخراج گردید. از این بین 25 مقاله به دلیل خارج بودن از محدوده سال 2000 تا 2021 و نیز نداشتن متن کامل حذف و در نهایت 65 مقاله برای نوشتار مقاله مروری حاضر انتخاب شدند. آلودگی هوا با کاهش عملکرد سلول‌های ایمنی و افزایش التهاب همراه است که در بخشی با فعال شدن گیرنده‌های شبه تول و مسیرهای پایین دست میانجی می‌شود. تمرینات ورزشی منظم وضعیت ضدالتهابی را در بیماری‌های مختلف ریوی بهبود می‌بخشد. مطالعات پیشنهاد کرده‌اند افرادی که در هوای آلوده ورزش می‌کنند؛ در معرض افزایش خطر بیماری‌های تنفسی و قلبی - عروقی ناشی از افزایش دوز تحویل آلاینده‌ها به ریه قرار دارند. با این وجود، مطالعات ساز وکارهای اثر تمرینات ورزشی که می‌تواند عوامل پیش‌التهابی ناشی از آلودگی هوا را تعدیل کند؛ گزارش نکرده‌اند. به نظر می‌رسد تمرینات ورزشی با تعدیل عوامل التهابی و توده بدن در بخشی با کاهش عوامل خطرزای بیماری‌های ریوی همراه باشد.


علی جعفری، زهرا نوروزی، فاضل عیسی پناه املشی، ایمان شهابی نسب، پوریا قدیریان، شاهین شاه یوسفی، محمدتقی بادله شموشکی، سیده فاطمه موسوی عمادی، سیما بشارت،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری سلیاک که نوعی سوءجذب موادغذایی است؛ می‌تواند در صورت عدم رعایت رژیم غذایی فاقد گلوتن منجر به عوارض مختلفی از جمله بیماری‌های روانشناختی و افسردگی گردد. این مطالعه به منظور برآورد فراوانی اختلال خلقی افسردگی و ارتباط آن با پایبندی به رژیم فاقد گلوتن در بیماران مبتلا به سلیاک انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 47 بیمار مبتلا به سلیاک (30 زن و 17 مرد) با میانگین سنی 10.7±40.88 سال در مرکز تحقیقات گوارش و کبد گلستان طی تابستان 1399 انجام شد. از بیماران خواسته شد تا پرسشنامه بک 13 سوالی را تکمیل نمایند. تست پایبندی به رژیم غذایی سلیاک (CDAT) برای بررسی پایبندی از دید خود فرد و ارزیابی استاندارد شده توسط متخصص تغذیه (SDE) برای ارزیابی پایبندی بیمار از دیدگاه مصاحبه گر استفاده گردید.


یافته‌ها: 28 بیمار مبتلا به سلیاک (6/59 درصد) دچار درجاتی از افسردگی بودند. بر اساس SDE میزان پایبندی بیماران به رژیم فاقد گلوتن 83 درصد گزارش شد. بین میزان پایبندی به رژیم فاقد گلوتن و افسردگی در این بیماران ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد. بین افسردگی با جنسیت و سن بیماران ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد.


نتیجه‌گیری: فراوانی افسردگی در بیماران مبتلا به سلیاک بالا ارزیابی شد؛ اما رابطه آماری معنی‌داری با پایبندی به رژیم فاقد گلوتن نداشت.


علی‌محمد حیدرسرلک،
دوره 25، شماره 0 - ( 7-1402 )
چکیده

 موضوع این تحقیق تببین رفتارهای اخلاقی است که انتظار می­رود یک مسلمان به هنگام شیوع بیماری­های همه­­گیر بدانها اهتمام ورزد. منابع تحقیق، کتابخانه ­ای شامل نصوص دینی، اعم از آیات، روایات، فتاوا و آراء فقها و اندیشمندان دینی­ هستند که با روش توصیفی از خلال فحص و بررسی منابع مذکور، رفتارهای بایسته دینی کشف و استنباط گردیده است. یافته های نویسنده حاکی از آنست که بایسته ­های اخلاقی یک مسلمان در هنگام بروز بیماری­های همه ­گیر، ذیل سه عنوان قرار می­گیرد: 1) بایسته های اخلاقی نسبت به خداوند متعال. 2) بایسته های اخلاقی شخص نسبت به خویش. 3) بایسته های اخلاقی نسبت به هم­نوعان. در نتیجه؛ از یک مسلمان انتظار می­رود پس از شناخت سه بایسته فوق با اتخاذ رفتار اخلاقی متناسب با یافته ­های شناختی، از اثرات منفی و نتایج زیانباری که شیوع بیمارهای همه ­گیر در پی دارند بکاهد تا به تبع آن، میزان موفقیت حاکمیت در کنترل و مهار همه ­گیری نیز افزایش یافته و بازگشت به زندگی عادی تسریع و تسهیل گردد.
سیدرسول حسینی کوهستانی،
دوره 25، شماره 0 - ( 7-1402 )
چکیده

علوم مختلف مانند پزشکی، روانشناسی، جامعه شناسی، تاریخ، اخلاق و... هر کدام از زاویه ای خاص به انسان نگریسته و درباره آن به مطالعه می پردازند. بنابراین، در هر علمی، از جمله پزشکی، آنچه موضوع آن علم را می­سازد و اساس مسائل آن را شکل می­دهد، بستگی به تعریف آن علم از ماهیت و ذات انسان دارد. از این رو؛ توجه به ماهیت انسان در شناخت بیماری و پیشگیری و درمان آن بسیار مهم است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای، تأثیر عوامل غیر مادی مانند سرپیچی از دستورات الهی و رذایل اخلاقی را در سلب سلامت روان از دیدگاه اسلام بررسی می­کند. یافته های این تحقیق نشان می دهد؛ درباره طبیعت انسان دو دیدگاه کلی وجود دارد: مادی و الهی. در علوم پزشکی، در هر سه حوزه تشخیص بیماری، پیشگیری و درمان، بسته به پذیرش یکی از دو دیدگاه ذکر شده، داده ها و به تبع آن نتایج متفاوت خواهد بود. بدیهی است که دیدگاه مادی در مطالعات پزشکی، با رد دوگانگی متافیزیکی، حوزه تحقیق خود را تنها بر محور عوامل مادی و تجربی تعریف می کند اما در مقابل، دیدگاه الهی دامنه مطالعات مذکور را فراتر از عوامل مادی دانسته و عوامل غیر مادی و معنوی را نیز در بر می گیرد. در نتیجه؛ با فرض دیدگاه الهی، علل بیماری­ها فراتر از عوامل مادی، عوامل غیر مادی را نیز شامل می شود و تاثیر گناه یا همان سرپیچی از دستورات الهی و رذایل اخلاقی در ایجاد برخی بیماری اثبات و در مقابل، تاثیر رعایت موازین دینی و اخلاقی در حفظ و استمرار سلامت جسم - به عنوان کالبد روح – نیز ثابت می­گردد.


علی وفایی، مریم بختیاری، امیرسام کیانی مقدم، بشری شیرزاد، محمدرضا صادقی، نیما حاجی تبار فیروزجایی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: پاندمی COVID-19 سلامت جسمانی و روانشناختی بسیاری از افراد را تحت تاثیر قرار داده است. این مطالعه به منظور تعیین نقش پیش‌بینی کنندگی ترس از COVID-19 و خستگی قرنطینه با افسردگی بیماران قلبی مادرزادی طی پاندمی ویروس کرونا انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 105 فرد (6 مرد و 99 زن) مبتلا به بیماری مادرزادی قلب مراجعه کننده به بیمارستان‌های شهیدرجایی و مرکز قلب تهران در سال 1400 به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. داده‌ها با استفاده از مقیاس افسردگی، مقیاس ترس از COVID-19 و پرسشنامه خستگی قرنطینه جمع‌آوری شدند.


یافته‌ها: مبتلایان به بیماری مادرزادی قلبی دارای 28.6% افسردگی خفیف و 7.6% افسردگی شدید بودند. خستگی قرنطینه در 43.8% از بیماران خفیف ارزیابی شد. ارتباط مثبت و معنی‌داری بین ترس از کرونا (P=0.001, r=0.195) و خستگی قرنطینه (P=0.001, r=0.617) با افسردگی یافت شد.


نتیجه‌گیری: ترس از بیماری COVID-19 با افسردگی ناشی از ویروس کرونا و خستگی قرنطینه ارتباط دارد.


محمد رضا انصاری آستانه، آسیه اسحاقی، الهه کشاورزیان، جواد صادقی، محمدیاسر کیارودی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

افزایش تعداد بیماران مبتلا به بیماری‌های خود ایمنی سیستمیک که خواستار انجام جراحی عیوب انکساری قرنیه با لیزر هستند؛ نیازمند توجه بیشتری به اهمیت بالینی وضعیت این بیماران است. مطالعات اخیر، دانش ما را در شناسایی و ارزیابی اختلالات خود ایمنی و اثرات جانبی بالقوه آنها در نتایج جراحی‌های عیوب انکساری قرنیه با لیزر را گسترش داده‌ است. در این مقاله مروری به طور خلاصه به بررسی عوامل بیماری‌زا، جنبه‌های بالینی و عوارض احتمالی در بیماران مبتلا به اختلالات خود ایمنی سیستمیک که تحت این عمل‌های جراحی قرار می‌گیرند می‌پردازیم. در مجموع از بین مطالعات بررسی شده 132 مقاله برای این مطالعه انتخاب شدند. با توجه به این که آزاد شدن سیتوکین‌های مختلف ناشی از اختلالات خودایمنی سیستمیک، می‌تواند منجر به پیامدهای مخرب قرنیه شود؛ لذا نیاز به تشخیص زودهنگام قبل از هر جراحی لیزری عیوب انکساری ضروری به‌نظر می‌رسد. اگرچه به طور معمول روش‌هایی مانند LASIK و PRK در بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی انجام می‌شود؛ اما ملاحظات اساسی نیز بایستی در نظر گرفته شوند. موارد منع قطعی جراحی لیزری عیوب انکساری برای هر اختلال خود ایمنی هنوز توسط مطالعات تایید نشده است.


ریحانه نوروزی، سمیه رباط میلی، اکرم ثناگو، فاطمه مهرآور، لیلا جویباری،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تجربه روانشناختی درد ذهنی دقیقاً مانند یک آسیب یا جراحت واقعی منجر به درد می‌شود. از این رو پیامد تهدیدکننده حیات برای بیماران مزمن به‌شمار می‌رود؛ اگرچه به ندرت در بالین مورد ارزیابی و درمان قرار می‌گیرد. یکی از بیماری‌هایی که با درد جسمی و ذهنی بالایی مرتبط است؛ بیماری نادر نوروفیبروماتوز است. این مطالعه به منظور ارزیابی درد ذهنی در بیماران مبتلا به نوروفیبروماتوز و ارتباط آن با شدت بیماری انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 207 بیمار مبتلا به نوروفیبروماتوز عضو انجمن حمایتی بیماران مبتلا به نوروفیبروماتوزیس ایران در سال 1402 انجام شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها فرم ثبت اطلاعات جمعیت‌شناختی و بالینی بود. برای سنجش درد ذهنی از پرسشنامه درد ذهنی اورباخ و میکولینسر (Orbach and Mikulincer Mental Pain Scale: OMMP) دارای 44 گویه و 6 خرده مقیاس با دامنه نمره 44 تا 220 استفاده شد.


یافته‌ها: نمره کل درد ذهنی 121.15±42.41 با دامنه 44 تا 206 تعیین شد. نمره کلی درد ذهنی در مردان و زنان به ترتیب 123.67±38.98 و 120.31±43.58 تعیین شد. خرده مقیاس «سردرگمی» بیشترین میانگین نمره و خرده مقیاس «ترس از تنهایی» کمترین میانگین نمره را داشتند. نمره کل درد ذهنی و خرده مقیاس‌های آن با شدت بیماری و مدرک تحصیلی بیماران ارتباط آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).


نتیجه‌گیری: نمره درد ذهنی بیماران مبتلا به نوروفیبروماتوز در وضعیت نسبتاً نامطلوبی ارزیابی شد.


مهنا یوسفی، محمدرفیع دمیرچی، علیرضا نوروزی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پاندمی COVID-19 باعث ایجاد تهدید اساسی در افراد سالم و افراد مبتلا به بیماری‌های مزمن از جمله سیروز کبدی شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی و نتایج درمانی بیماران دارای سیروز کبدی مبتلا به COVID-19 انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی گذشته‌نگر روی 9 بیمار (4 زن و 5 مرد) دارای سیروز کبدی مبتلا به COVID-19 بستری شده در مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی طی سال‌های 1398 لغایت 1399 انجام شد. ابتلا به COVID-19 با نتیجه تست PCR مثبت تشخیص داده شده بود. معیار بالینی Child-Pugh برای طبقه‌بندی شدت بیماری کبدی استفاده شد. اطلاعات دموگرافیک و بالینی، از جمله علائم اولیه و شکایات، نتایج آزمایشگاهی، نیاز به بستری در ICU، طول مدت بستری در بیمارستان و نتایج درمان از طریق مطالعه پرونده بستری بیماران، استخراج گردید.


یافته‌ها: شدت بیماری کبدی در 7 بیمار کلاس B تعیین شد. بیماری همراه شامل بیماری‌های قلبی عروقی و پرفشاری خون هرکدام در 2 بیمار، دیابت و آسم هر کدام در یک بیمار تعیین شد. تظاهرات بالینی در زمان تشخیص COVID-19 شامل آسیت در 6بیمار، تب در 5 بیمار، دیسترس تنفسی و بی‌اشتهایی هرکدام در 4 بیمار، سرفه، اشباع اکسیژن کمتر از 93 درصد و درد عضلانی هرکدام در 3 بیمار، تهوع و استفراغ در 2 بیمار و درد شکم و کاهش سطح هوشیاری هر کدام در یک بیمار بودند. سطح آلبومین همه بیماران کمتر از 4 گرم بر دسی‌لیتر بود. هموگلوبین کمتر از 12 گرم بر دسی‌لیتر در 7 بیمار تعیین شد. ترومبوسیتوپنی در 8 بیمار، لکوسیتوز در یک بیمار، لکوپنی و پانسیتوپنی هر کدام در 4 بیمار مشاهده شد. سطح آلانین ترانسفراز (AST) و آسپارتات ترانسفراز (ALT) بالاتر از 40 واحد بر لیتر به ترتیب در 6 بیمار و 5 بیمار تعیین شد. تنها یک بیمار فوت گردید که خانمی 60 ساله با سابقه بیماری کبدچرب و بیماری قلبی – عروقی و نیز سیروز کنترل نشده کلاس C بود.


نتیجه‌گیری: شایع‌ترین تظاهرات بالینی در بیماران دارای سیروز کبدی مبتلا به COVID-19 شامل آسیت، تب، دیسترس تنفسی و بی‌اشتهایی و شایع‌ترین تظاهرات آزمایشگاهی هیپوآلبومینی و ترومبوسیتوپنی تعیین شدند.


بهمن آقچلی، هیلا معزز، علیجان تبرائی، علیرضا تهمتن،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

ویروس آنفلوانزا که از دیرباز همراه بشر بوده؛ سالانه باعث بروز اپیدمی‌های فصلی و گاه همه‌گیری‌های جهانی می‌شود. این ویروس تنفسی بسیار مسری با چهار نوع A ، B ، C و D بوده و عمدتاً از طریق قطرات تنفسی منتقل می‌شود که در میان آنها انواع A و B بیشترین تهدید برای سلامت عمومی محسوب می‌شوند. ویروس آنفلوانزای نوع A به عنوان خطرناک‌ترین نوع، با قابلیت ایجاد علائم تنفسی از خفیف تا شدید و عوارض خطرناکی مانند پنومونی، نارسایی تنفسی و میوکاردیت شناخته می‌شود. همه‌گیری تاریخی ۱۹۱۸ با 100-50 میلیون قربانی و پاندمی ۲۰۰۹ (H1N1) با 400-100 هزار کشته، گواهی بر قدرت ویرانگر این ویروس است. گروه‌های پرخطر شامل سالمندان، کودکان، زنان باردار و افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای هستند که ۱۰درصد موارد بستری و ۳درصد مرگ‌ومیرها را تشکیل می‌دهند. علائم معمول شامل تب، سرفه، گلودرد و میالژی بوده و می‌تواند به عوارض جدی مانند سندرم زجر تنفسی شدید و تشدید بیماری‌های مزمن منجر شود. آنفلوانزا با درگیری هر دو بخش فوقانی و تحتانی دستگاه تنفسی و همراهی با علائم سیستمیک مانند تب، سردرد و میالژی شناخته می‌شود.
در این مطالعه مقطعی و گذشته‌نگر که روی 993 نمونه تهیه شده از بیماران (546 مرد و 447 زن) مشکوک به عفونت حاد تنفسی ویروسی بستری‌شده در بیمارستان‌های استان گلستان طی سال ۱۴۰۰ انجام شد؛ یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی بیماران مبتلا به آنفلوانزا ارزیابی گردید. مطالعه مورد تایید کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی گلستان (IR.GOUMS.REC.1401.383) قرار گرفت. نمونه‌ها با تست مولکولی Real-Time PCR برای آزمایشگاه تشخیص مولکولی استان ارسال شده بودند. تمامی این نمونه‌ها برای سارس کرونا ویروس 2 نیز مورد تست قرار گرفته بودند. نتایج آزمایشات به همراه داده‌های دموگرافیک، بالینی و آزمایشگاهی از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری و با نرم‌افزار آماری SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند.
از 993 نمونه تست انجام شده برای آنفلونزا، 174 آنفلونزا مثبت گزارش شدند که همگی غیر از یک مورد از نوع آنفلونزای A بودند. همچنین از 993 تست انجام شده برای سارس کرونا ویروس 2، تعداد 271 مورد مثبت گزارش گردید. همچنین 11 بیمار به عفونت همزمان (co-infection) آنفلونزا و سارس کرونا ویروس 2 مبتلا بودند. میانگین سنی بیماران آنفلونزا بستری در بخش مراقبت‌های ویژه 15.11±55.60 سال و در سایر بخش‌ها 12.1±37.51 سال تعیین شد (P<0.015). از لحاظ جنسیت، نسبت مردان به زنان بستری در بخش مراقبت‌های ویژه 3 برابر و در سایر بخش‌ها 1.35 برابر تعیین شد (P<0.031). در بیماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه، بالاترین درصد علامت بالینی مربوط به تب، سرفه، لرز و بی‌اشتهایی و در بیماران بستری در سایر بخش‌ها، تب و بعد از آن سرفه، درد در قفسه‌سینه و لرز تعیین شد. بین بیماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه با سایر بخش‌ها در علایمی از قبیل بی‌اشتهایی، آرترالژی، میالژی، گلودرد، سرفه، تهوع، سردرد و لرز، اختلاف آماری معنی‌دار بود (P<0.05). فاکتورهای خونی از قبیل گلبول سفید، درصد نوتروفیل و لنفوسیت، هموگلوبین، ESR و پلاکت مورد ارزیابی قرار گرفتند که در بین دو گروه بیماران اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده نشد. فاکتورهای بیوشمیایی از قبیل BUN، کراتینین، سدیم، پتاسیم، آنزیم‌های کبدی نظیر آلانین ترانس آمیناز، آسپارتات ترانس آمیناز، آلکالین فسفاتاز، لاکتات دهیدروژناز، کراتین فسفوکیناز بیلی‌روبین مستقیم و غیرمستقیم نیز مورد بررسی قرار گرفتند که در بین دو گروه بیماران اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید. همچنین سایر فاکتورهایی از قبیل درصد اشباع اکسیژن و دی‌اکسید کربن و بی‌کربنات و اسیدیته خون مورد ارزیابی قرار گرفتند که درصد اشباع اکسیژن و دی‌اکسیدکربن بین دو گروه از لحاظ آماری اختلاف معنی‌دار نشان داد (P<0.05).
با توجه به یافته‌های این مطالعه، سن و جنسیت از عوامل مؤثر در شدت بیماری آنفلوانزا هستند. به‌طوری که مردان و افراد مسن به‌ویژه در معرض خطر بستری در بخش مراقبت‌های ویژه قرار داشتند. همچنین شیوع بالای آنفلوانزای A و موارد هم‌زمان با سارس کروناویروس 2 اهمیت تشخیص دقیق و درمان مناسب را برجسته می‌سازد. با توجه به افزایش خطر ابتلا و شدت بیماری در سالمندان، اجرای برنامه‌های پیشگیرانه مانند واکسیناسیون سالانه آنفلوانزا و COVID-19 در این گروه ضروری است. همچنین، توجه به یافته‌های آزمایشگاهی مانند سطح اکسیژن خون، می‌تواند در شناسایی زودهنگام بیماران پرخطر مؤثر باشد.


محمدرضا هنرور، مهسا غفاری، ناصر بهنام پور،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سل شایع‌ترین بیماری عفونی است که منجر به مرگ بیماران در دنیا می‌شود که عامل آن باکتری مایکوباکتریوم توبرکلوزیس است. کاهش وزن اغلب در بیماران مبتلا به سل هنگام تشخیص بیماری دیده می‌شود. تغییر وزن بدن بیماران به عنوان یک مارکر پیش‌بینی کننده بالقوه نتیجه درمان سل به‌ویژه در سل حساس به دارو شناسایی شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییر وزن در طول درمان بیماری سل و عوامل مرتبط با آن در استان گلستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه کوهورت تاریخی روی 348 بیمار (178 مذکر و 170 مونث) مبتلا به سل مراجعه کننده به مراکز بهداشت استان گلستان در سال 1399 انجام شد. متغیرهای سن، جنسیت، نوع سل، وزن قبل و بعد از درمان، سکونت در شهر یا روستا و نتیجه درمان، از پرونده بیماران در سامانه TB Register استخراج شد. سپس وزن بیماران در سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی، قبل و بعد از درمان مقایسه گردید.

یافته‌ها: وزن بیماران بعد از درمان به طور متوسط 1.98 کیلوگرم افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). افزایش وزن بعد از درمان بر اساس درجه مثبت بودن اسمیر خلط در بیماران ریوی (اسمیر مثبت و منفی) نسبت به بیماران خارج ریوی بیشتر بود و به‌طور کلی افزایش وزن در هر سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افزایش وزن در هر سه گروه اسمیر خلط مثبت (یک تا سه مثبت)، از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). بیشترین تغییر وزن در بیماران دارای اسمیر خلط دو مثبت رخ داد. افزایش میانگین وزن هم در بیماران اسمیر خلط منفی و هم سایر حالات از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افراد دارای اسمیر خلط منفی نسبت به سایر حالات افزایش وزن بیشتری داشتند. هر چند افزایش وزن در مردان کمی بیشتر از زنان بود؛ اما در هر دو گروه مردان و زنان از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افزایش میانگین وزن در بیماران ساکن شهر و روستا از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). به طوری که بیماران ساکن روستا نسبت به بیماران ساکن شهر افزایش وزن بیشتری داشتند. افزایش وزن بیماران در گروه سنی زیر 15 سال، 65-15 سال و نیز بالاتر از 65 سال از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). کمترین تغییر وزن در گروه سنی بیشتر از 65 سال و بیشترین تغییر در گروه سنی کمتر از 15 سال مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: نوع بیماری سل از جمله سل ریوی یا خارج ریوی، درجه مثبت بودن اسمیر خلط، نتایج نهایی درمان، جنسیت، محل سکونت و سن از عوامل مرتبط با تغییر وزن در بیماران مبتلا به سل بودند.



صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.23 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)