1246 نتیجه برای نوع مطالعه: تحقيقي
نیما جوادی، محمدحسین علیزاده، امیرحسین براتی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع ناهنجاری زانو ضربدری و اثرگذاری آن بر تعادل ایستا و پویا در نوجوانان در حال رشد، این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی تمرینات عصبی عضلانی بر تعادل ایستا و پویا پسران نوجوان دارای زانوی ضربدری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 24 دانشآموز غیرورزشکار 12 تا 14 سال دارای زانو ضربدری در کانون حرکات اصلاحی منطقه 1 ولنجک و منطقه 20 شهر ری طی سال 1402 انجام شد. آزمودنیها در دو گروه 12 نفری کنترل و تمرین قرار گرفتند. از آزمون تعادل ایستادن روی یک پا و تعادل Y برای ارزیابی تعادل ایستا و پویا در جهات مختلف استفاده گردید. برنامه تمرینات اصلاحی شامل 12 هفته تمرین عصبی عضلانی بود که در سه مرحله و براساس تکرار، دورهها و شدتهای مختلف طراحی شد.
یافتهها: تعادل ایستا و پویا گروه تمرین در جهات قدامی، خلفی / داخلی و خلفی / خارجی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: برنامه تمرینات اصلاحی عصبی عضلانی موجب بهبود تعادل ایستا و پویا نوجوانان دارای زانوی ضربدری شد.
شیرین رضائی، عبداله پوشانی، سیما بشارت، مهرانگیز پیچک، علیرضا نوروزی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان چهارگانه مبتنی بر کلاریترومایسین، درمان رایج برای ریشهکنی هلیکوباکترپیلوری در ایران است، اما به دلیل افزایش مقاومت آنتی بیوتیکی در سال های اخیر میزان موفقیت قابل قبولی نداشته است. این مطالعه به منظور مقایسه دو رژیم درمانی فورازولیدون و کلاریترومایسین در ریشهکنی هلیکوباکترپیلوری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشتهنگر روی پرونده پزشکی 100 بیمار با میانگین سنی بیماران 11.97±45.86 سال (54 زن و 46 مرد) علامتدار مبتلا به عفونت هلیکوباکترپیلوری تایید شده توسط تست تنفسی اوره یا تست سریع اورهآز مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی گرگان به منظور انجام اندوسکوپی طی سال 1398 انجام شد. بیماران به مدت دو هفته تحت درمان با یکی از دو رژیم چهاردارویی خوراکی روتین مبتنی بر فورازولیدون و کلاریترومایسین قرار گرفته بودند. رژیم چهاردارویی اول ساب نیترات بیسموت ۲۴۰ میلیگرم 2 بار در روز، کلاریترومایسین ۵۰۰ میلیگرم 2 بار در روز، امپرازول ۲۰ میلیگرم یکبار در روز و آموکسی سیلین ۱۰۰۰ میلیگرم دو بار در روز دریافت نمودند. رژیم چهاردارویی دوم سابنیترات بیسموت ۲۴۰ میلیگرم 2 بار در روز، فورازولیدون ۲۰۰ میلیگرم 2 بار در روز، امپرازول ۲۰ میلیگرم یکبار در روز و آموکسی سیلین ۱۰۰۰ میلیگرم 2 بار در روز دریافت نمودند. میزان ریشهکنی هلیکوباکترپیلوری با استفاده از آزمایش آنتیژن مدفوع در افراد کامل کننده کل دوره درمان (چهار هفته پس از پایان رژیم درمانی) تعیین گردید.
یافتهها: میزان ریشهکنی با درمان رژیم چهارگانه مبتنی بر فورازولیدون و کلاریترومایسین به ترتیب 98 درصد و 94 درصد تعیین شد که تفاوت آماری معنیداری نداشتند. نسبت شانس ریشهکنی هلیکوباکترپیلوری با متغیرهای سن و جنس و نوع رژیم درمانی ارتباط آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: هر دو رژیم درمانی دوهفتهای چهارگانه مبتنی بر فورازولیدون و کلاریترومایسین در ریشهکنی هلیکوباکترپیلوری موثر بوده و نسبت به هم برتری نداشتند.
مهسا بشارت، جواد عنایت، فاطمه نساج ترشیزی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اکثر استانهای ایران از جمله استان گلستان به اهداف توسعه پایدار ۲۰۱۵ برای مرگ و میر کودکان دست یافتهاند؛ اما شواهد نشان میدهند که میزان مرگ و میر در بعضی از گروههای جمعیتی در این مناطق بالا و نگران کننده است. این مطالعه به منظور تعیین میزان مرگ و میر کودکان در شهر آق قلا، استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 416 مورد (243 مذکر، 172 مونث، یک مورد مبهم بودن دستگاه جنسیتی) مرگ و میرهای کودکان 0-18 سال ساکن مناطق روستایی و شهری آققلا طی سالهای 1396 لغایت 1401 انجام شد. تمامی مرگ و میرهای ثبت شده از سامانه پرونده الکترونیک سلامت دانشگاه علوم پزشکی گلستان استخراج شدند. پروندههایی که ناقص بودند یا علت مرگ به طور دقیق ثبت نشده بود؛ وارد مطالعه نشدند. علل مرگ و میر کودکان براساس طبقهبندی بینالمللی بیماریها (بازبینی دهم، ۲۰۱۶) دستهبندی شدند. تقسیمبندی سنی شامل 0-28 روز، 1-12 ماه، 1-2 سال، 2-6 سال، 6-12 سال و 12-18 سال به ترتیب برای نوزادان، شیرخواران، کودکان نوپا، کودکان پیش دبستانی، کودکان در سنین مدرسه و نوجوانان در نظر گرفته شد.
یافتهها: نرخ کل مرگ و میر 2.15 مرگ در هر 1000 تولد زنده در کودکان مذکر 23.1 و کودکان مونث 10.3 تعیین گردید. این میزان از 22.7 مرگ در هر ۱۰۰۰ تولد زنده در سال 1396 به 12.3 مرگ در سال 1401 کاهش نشان داد. میزان مرگ و میر نوزادان 32.8 در هر 1000 تولد زنده و در شیرخواران 5.5 مرگ در هر ۱۰۰۰ تولد زنده تعیین شد. علل اصلی مرگ و میر به ترتیب فراوانی شامل شامل شرایط خاص حول و حوش تولد (پری ناتال) (28.2%)، ناهنجاریهای مادرزادی و کروموزومی (17.2%)، حوادث مرتبط با حمل و نقل (12%) تعیین شد.
نتیجهگیری: علیرغم سیر نزولی میزان کلی مرگ و میر کودکان زیر 18 سال در شهر آق قلا استان گلستان، میزان مرگ و میر نوزادان در این منطقه به شکل نگران کنندهای بالاتر از میانگین ایران است که نیازمند توجه و اقدامات لازم برای ارزیابی بیشتر و مقابله با آن است.
محمدحسین ولیداد، حوا شفیعی، منیره محجوب، طاهره رخشان دادی، هادی استادی مقدم، عباسعلی یکتا، جواد هرویان شاندیز، ندا نخجوان پور، سارا فارسی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی توافق دستگاههای تصویربرداری قرنیه بهدلیل تکنولوژی متفاوت در این دستگاهها در تشخیص پارامترهای قرنیه بسیار مهم است. این مطالعه به منظور ارزیابی میزان توافق دستگاه تصویربرداری جستجوگر قرنیه (Advanced Corneal Explorer: ACE) پیشرفته با پنتاکم و اورب اسکن در افراد نزدیک بین با قرنیه سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 45 فرد نزدیکبین (25 زن و 20 مرد) با میانگین سنی 6.13±30.37 سال مراجعه کننده به بیمارستان چشم پزشکی الزهراء زاهدان طی سال 1402 انجام شد. تصویربرداری سگمان قدامی با سه دستگاه ACE، پنتاکم و ارب اسکن انجام شد. پارامترهای قرنیه شامل توپوگرافی، توموگرافی و ابیراهیهای قرنیه بررسی شدند. برای بررسی توافق دادههای ACE با دو دستگاه دیگر از ضریب همبستگی درون کلاسیICC و حدود توافق 95 درصد استفاده شد.
یافتهها: دستگاه ACE با پنتاکم در میانگین قدرت (ICC=0.97)، قدرت حداکثر (ICC=0.98) و قدرت حداقل سطح قدام (ICC=0.97) قرنیه توافق خوبی را نشان داد (P<0.05). همچنین ACE با ارب اسکن در میانگین قدرت سطح قدام قرنیه بهدلیل ICC برابر با 0.98 توافق آماری خوبی را نشان داد (P<0.05). ICC برای ضخامت مرکزی و نازکترین ضخامت قرنیه با دو دستگاه ACE و پنتاکم به ترتیب 0.99 و 0.95 بهدست آمد که توافق آماری با اهمیتی را نشان داد (P<0.05). فاصله وایت تو وایت، سایز مردمک و ابیراهیهای قرنیه توافق خوبی را بین سه دستگاه نشان ندادند (ICC<0.75).
نتیجهگیری: مقادیر توپوگرافی و ضخامت قرنیه اندازه گیری شده با ACE توافق خوبی با پنتاکم داشتند؛ لذا قابل جایگزینی با یکدیگرند. سایر متغیرهای اندازهگیری شده ACE با پنتاکم و ارب اسکن توافق خوبی نداشتند و قابل جایگزینی با یکدیگر نیستند.
الهه آریان فر، غزاله علیزاد، علی معماریان،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین بیماریها در سراسر جهان محسوب شده و دومین علت مرگ و میر در زنان است. پاسخهای ایمنی میتوانند نقش کلیدی در مهار شروع و پیشرفت این بیماری داشته باشند. با توجه به اهمیت نقش لنفوسیت T در شناسایی و جلوگیری ازگسترش سلولهای توموری سرطان پستان، این مطالعه به منظور ارزیابی همزمان مولکولهای تنظیمی CXCR3، PD-1، NKG2Dو TGFβR II بر لنفوسیتهای T بیماران مبتلا به سرطان پستان تازه تشخیص انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 26 بیمار (میانگین سنی 9.5±46.2 سال) مبتلا به سرطان پستان تازه تشخیص داده شده در مراجعین به مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان و 12 فرد (میانگین سنی 9.9±42.9 سال) غیرمبتلا به سرطان پستان از بین کارمندان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گلستان طی سالهای 98-1397 انجام شد. ابتدا خونگیری و جداسازی سلولهای تکهستهای خون محیطی انجام شد. سپس با استفاده از تکنیک فلوسیتومتری جمعیتهای مختلف سلولی از نظر بیان CXCR3، PD-1، NKG2Dو TGFβR II ارزیابی شدند. سطح پلاسمایی IFNγ و MIC-A به روش الایزا مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین درصد جمعیت لنفوسیتهای T در بیماران تازه تشخیص مبتلا به سرطان پستان نسبت به افراد سالم پایینتر بود (P<0.05). همچنین میانگین درصد فراوانی لنفوسیتهای T بیان کننده PD-1 و TGFβRII در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بالاتر و بیان NKG2D و CXCR3 سطوح پایینتری را نشان دادند (P<0.05). نتایج مقایسه غلظت پلاسمایی IFNγ و MIC-A حاکی از آن بود که گروه مورد نسبت به گروه شاهد سطح MIC-A بالاتری داشتند (P<0.05)؛ در حالی که از نظر IFNγ تفاوت آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد افزایش بیان TGFβRII و PD-1 در کنار کاهش بیان NKG2D و CXCR3 و کاهش سطح MIC-A در بیماران مبتلا به سرطان پستان تازه تشخیص داده شده با تنظیم و سرکوب زیاد ایمنی لنفوسیتهای Tو اختلال عملکردی آنها در بیماری سرطان پستان مرتبط باشد.
عبدالرضا فاضل، سیدرضا خاندوزی، غلامرضا روشندل، عاشور کر،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است که هر ساله باعث مرگ بسیاری از زنان در دنیا میشود. باتوجه به اهمیت تعیین پروگنوز و نقش میزان بیومارکرها این مطالعه به منظور تعیین میزان بیان بیومارکر Ki-67 و ارتباط آن با زمان و محل متاستاز در مبتلایان سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 154 زن مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی5 آذر گرگان طی سالهای 98-1388 انجام شد. در بدو ورود میزان بیان Ki-67 در بافت با استفاده از روش IHC تعیین شد. سایر اطلاعات مورد نیاز از جمله مشخصات دموگرافیک، Stage بیماری، فاصله زمانی تشخیص بیماری تا متاستاز و محل متاستاز مشخص و مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین درصد بیماران در گروه سنی 60-40 سال (63 درصد) بودند. سطح Ki-67 در 45 بیمار (29.2%) زیر 15درصد و در 109 بیمار (70.8%) بالای 15درصد تعیین شد. میان میزان بیان Ki-67 با فاصله زمانی بین تشخیص بیماری تا متاستاز رابطه آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). بین میزان بیان Ki-67 با گروه سنی، محل متاستاز و stage بیماری رابطه آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که افراد با سطح Ki-67 بافتی بالای 15درصد، در زمان کوتاهتری دچار متاستاز شدند.
متین ظفر شکورزاده، ابراهیم کوهساری*، تقی امیریانی، علی اصغر آیت اللهی،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت همزمان سل (Tuberculosis) و COVID-19 یک چالش بهداشتی قابل توجه در سطح جهانی است. استان گلستان بهعنوان یکی از مهمترین کانونهای بیماری سل مطرح است. این مطالعه به منظور ارزیابی همزمان اپیدمیولوژی بالینی بیماری سل و COVID-19 در مراجعین به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشتهنگر روی 22 بیمار (12 مرد و 10 زن) مبتلا به COVID-19 و سل فعال یا قدیمی بستری در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سالهای 1399 تا 1401 انجام شد. از پروندههای موجود در بیمارستان اطلاعات بالینی و استفاده از RT-PCR نمونههای سواب گلو و بینی از دستگاه تنفسی فوقانی و نمونه ترشحات لوله تراشه استخراج و بهصورت چک لیست تهیه شد.
یافتهها: از تعداد 22 بیمار 13 نفر متوفی و 9 نفر بهبود یافته بودند. بخش بستری بیماران شامل بخش مراقبتهای ویژه (ICU) (36 درصد)، ایزوله تنفسی (36%) ، جراحی (4.5%) و عفونی (23%) بود که 100 درصد بیماران ICU در گروه متوفی قرار گرفتند (P<0.05). علائم بالینی همه 13 بیمار متوفی تنگی نفس بود (P<0.05). در نتایج آزمایشگاهی ALT و BUN گروه متوفی به طور قابل توجهی بیش از گروه بهبود یافته بود (P<0.05). مقادیر ایندکسهای هماتولوژی WBC، Hb، Hct و MCHC گروه بهبودیافته بهطور معنیداری بیشتر از گروه متوفی بود (P<0.05).
نتیجهگیری: احتمال بروز مرگ در بیماران مبتلا به عفونت همزمان سل و COVID-19 دچار تنگی نفس و بستری در بخش مراقبتهای ویژه دارای افزایش مقادیر آزمایشگاهی ALT و BUN ، بیشتر است.
مرضیه نوشیروانپور کوچکسرایی، حسین عرب زاده، معصومه حبیبیان،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامینD در افراد چاق بسیار شایع است و مکانیسمهای مختلفی میتواند در آن دخیل باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی تمرین تناوبی شدید و مصرف ویتامین D بر سطح مارکرهای التهابی TGF-β1 و TNF-α در زنان جوان با کمبود ویتامین D انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 39 زن کمتحرک با کمبود ویتامینD بهطور تصادفی در سه گروه کنترل، تمرین دویدن تناوبی شدید و ترکیبی (تمرین+ ویتامینD) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 12 تکرار یک دقیقهای دویدن با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب حداکثر و یک دقیقه استراحت فعال با شدت 50 درصد ضربان قلب حداکثر و 3 جلسه در هفته بود. ویتامینD به صورت هفتگی با دوز 50000 واحد مصرف شد. سطح مارکرهای التهابیTGF-β1 و TNF-α قبل و بعد از مداخله اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: سطح هر دو مارکر التهابیTGF-β1 و TNF-α پس از 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید با و بدون مصرف ویتامین D در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میانگین درصد تغییرات TGF-β1 و TNF-α گروه ترکیبی در مقایسه با مداخله تمرینی بدون ویتامین D بهطور معنیداری بیشتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: هر دو مارکر التهابی TGF-β1و TNF-α متعاقب 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید در آزمودنیهای مورد مطالعه کاهش یافت و این کاهش در گروه دریافت کننده ویتامین D بیشتر بود.
بهینا بنی فاطمی، عزیزه کریمیان، امیررضا احمدی نیا،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات و چالشهای مطرح در حرفه دندانپزشکی مسأله شکایتهای دندانپزشکی است که بسیاری از این شکایتها منجر به تعقیب جزایی و حقوقی میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی و علل شکایت بیماران از دندانپزشکان استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 96 پرونده شکایات از دندانپزشکان استان گلستان به روش سرشماری بین سالهای 1391 تا 1401 انجام شد. اطلاعات موردنیاز از پروندهها استخراج و در فرم اطلاعاتی ثبت شد.
یافتهها: بیشترین شکایات به ترتیب در زمینه پروتز (29.2%) ، جراحی (26%) و اندو (18.8%) بود. دندانپزشکان مورد شکایت اغلب مرد (75%) و دارای مدرک دندانپزشکی عمومی (90.6%) بودند. 33درصد شکایات به محکومیت دندانپزشک انجامید. در هیچیک از شکایات ثبت شده از متخصصان، درمانگر مقصر شناخته نشده بود.
نتیجهگیری: بیشترین موارد شکایت شامل پروتز، جراحی و اندو بود. دندانپزشکان اغلب مرد و دندانپزشک عمومی بودند. 33درصد شکایات به محکومیت دندانپزشک انجامید. شکایات پروتز و جراحی بیشتر در زمینه زیبایی و جراحی ایمپلنت بود که لزوم بازنگری کوریکولوم آموزشی دندانپزشکان عمومی احساس میشود.
دانیال کلاته میمری، مهدی رضائی، محمدرضا اصغرزاده،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کلامیدیا به عنوان یک عامل باکتریایی زئونوز، در بهداشت عمومی انسان و پرندگان دارای اهمیت است. این باکتری از خانواده کلامیدیاسه و در 11 گونه شناسایی شده است. گونه کلامیدیا پستاسی در میزبانهای حیوانی و انسان مشترک است. از جمله میزبانهای کلامیدیا پسیتاسی، پرندگان زینتی هستند. این باکتری در پرندگان زینتی باعث مشکلات تنفسی وگوارشی میگردد. این مطالعه به منظور تعیین آلودگی کلامیدیا در پرندگان زینتی شهرستان ارومیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی تعداد 60 سواب مدفوعی از ۶۰ پرنده زینتی در شهرستان ارومیه انجام شد. رنگآمیزی گیمسا و تست مولکولی PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی جنس از نظر تکثیر قطعه 580 جفت بازی بر مبنای ژن ompA بر روی نمونهها انجام شد.
یافتهها: در 11.7% از مرغ عشقهای واجد علایم گوارشی و در 5.88% از مرغ عشقهای به ظاهر سالم ملکول کلامیدیا ردیابی شد. علاوه بر آن در 11.11% عروس هلندی، 14.28% مرغ مینا، 20% قناری و 11.11% فنچها این آلودگی ردیابی شد و در سایر گونهها ردیابی نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده وجود باکتری کلامیدیا در پرندگان زینتی شهرستان ارومیه بود که میتواند به عنوان منبع آلودگی در عفونتهای گوارشی مطرح باشد.
فاطمه محمدزاده، سحرالسادات موسوی، سمیه قربانی، سمیرا عشقی نیا،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: عملهای جراحی باریاتریک یکی از موثرترین روشها برای درمان چاقیهای مفرط است. عدم کاهش وزن مناسب و یا بازگشت وزن در بیماران یکی از چالشهای بعد از جراحی است که ممکن است با اختلالات خوردن بعد از عمل ارتباط داشته باشد. این مطالعه به منظور ارزیابی شیوع اختلال زیاده خوری (Binge eating: BE) بعد از عمل جراحی باریاتریک در شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 133 بیمار (میانگین سنی 9.78±42.65 سال) که از سال 1392 لغایت 1398 برای درمان چاقی به بیمارستان دکتر موسوی شهرستان گرگان مراجعه نموده و توسط یک جراح تحت عمل جراحی باریاتریک قرار گرفته بودند؛ انجام شد. طی تماس تلفنی از بیماران برای مصاحبه، معاینه و تکمیل پرسشنامه دعوت بهعمل آمد. پس از کسب رضایت آگاهانه، قد و وزن فعلی افراد به روش استاندارد اندازهگیری و پرسشنامه اختلال زیادهخوری تکمیل شد. متغیرهای نوع عمل جراحی، قد و وزن قبل از عمل از پرونده بیمار استخراج و ثبت گردید. شیوع اختلال زیاده خوری در بیماران جراحی شده در دو گروه با و بدون بازگشت وزن مقایسه گردید.
یافتهها: تعداد 44 نفر (33.1%) بازگشت وزن داشتند. اختلال BE متوسط یا شدید در 59 نفر (44.4%) تعیین شد. شیوع این اختلال در بیماران دارای بازگشت وزن بهطور معنیداری بیشتر از بیماران بدون بازگشت وزن بود (P<0.05). شانس بازگشت وزن در افراد دارای اختلال BE متوسط و شدید به ترتیب 3.7 و 3.9 برابر افراد بدون اختلال BE بود. ارتباط آماری معنیداری بین متغیرهای جنس، تحصیلات، شغل و وضعیت تاهل با BE مشاهده نشد؛ اما در بین افراد دارای بازگشت وزن، شغل خانهداری با این اختلال ارتباط آماری معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: اختلال زیادهخوری به عنوان عاملی موثر در بازگشت وزن بیماران در سالهای پس از جراحی به ویژه در افراد خانهدار مطرح است.
الهه قره خانی، مرضیه مجرد، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد شکرزاده،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کلیهها بهدلیل فعالیت متابولیکی بالا و خونرسانی غنی، در شرایط پاتولوژیک در معرض سطوح بالایی از رادیکالهای آزاد اکسیژن قرار میگیرند و به همین دلیل نسبت به استرس اکسیداتیو آسیبپذیر هستند. عوامل نفروتوکسیک مانند سیس پلاتین، آمینوگلیکوزیدها و عوامل رادیوکنتراست، باعث تولید رادیکالهای اکسیژن آزاد در سلولهای لوله کلیوی میشوند که منجر به پراکسیداسیون لیپیدی، اکسیداسیون پروتئین و اختلال عملکرد میتوکندری میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی ال آرژنین بر سمیت کلیوی ناشی از آمیکاسین در رده نرمال سلول کلیوی (Vero) با ارزیابی پارامترهای استرس اکسیداتیو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در محیط In Vitro بر روی رده نرمال سلولهای کلیوی (Vero) خریداری شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک انجام شد. میزان سلولهای کشت داده شده برای تمامی تستها برابر با 105 سلول بود. پیش از القای سمیت با آمیکاسین (653.2 µg/ml) به مدت 24 ساعت با غلظتهای مختلف ال – آرژنین (108، 216، 430 و 860 میکرومولار) پیش تیمار شدند. سپس برای ارزیابی اثر ال – آرژنین بر وضعیت استرس اکسیداتیو، متغیرهای مالوندیآلدئید، زندهمانی سلولی و گونههای فعال اکسیژن اندازهگیری شدند.
یافتهها: در آزمایشات مربوط به اندازهگیری سطح رادیکالهای آزاد اکسیژن و زندهمانی سلولی تمامی غلظتهای مورد استفاده ال – آرژنین (108، 216، 430، 860 میکرومولار) باعث کاهش معنیدار سطح رادیکالهای آزاد اکسیژن به ترتیب با مقادیر 30±1.5، 28±1.4 ، 25±1.2 و 21±1.0 و افزایش زندهمانی سلولها به ترتیب با مقادیر 55±5.2 ، 64±3.8 ، 72±2.9 و 84±4.7 گردید (P<0.05). در آزمایش مربوط به اندازهگیری پراکسیداسیون لیپیدی، تنها سلولهای دریافت کننده ال آرژنین 108 میکرومولار کاهش معنیداری در سطح مالون دی آلدئید نداشتند و باقی غلظتهای ال – آرژنین (216، 430، 860 میکرومولار) باعث کاهش معنیدار مالوندیآلدئید به ترتیب با مقادیر 0.80±0.02 ، 0.74±0.03 و 0.66±0.01 شدند (P<0.05).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده توانایی ال-آرژنین در پارامترهای زندهمانی سلول کلیوی و افزایش گلوتاتیون (GSH) در تمامی غلظتها (108، 216، 430 و 860 میکرومولار) بود. ال-آرژنین در غلظتهای 216، 430 و 860 میکرومولار توانست بهطور معنیداری باعث کاهش پراکسیداسیون لیپیدی شود.
محمد پورمهدی، محمدهادی قریب، احسان فتاحی، روزبه شمس امیری،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سینوس اسفنوئید یکی از چهار سینوس پارانازال واقع شده در استخوان اسفنوئید بوده و نقش مهمی در جراحیهای مربوط به غده هیپوفیز دارد. این سینوس با ساختارهای حیاتی مانند شریان کاروتید داخلی و عصب اپتیک مجاورت دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی رادیولوژیک ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنوئید با استفاده از سیتیاسکن (Computed Tomography Scan) بیماران مراجعه کننده به مراکز تصویربرداری منتخب گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 180 بیمار (100 زن و 80 مرد) با میانگین سنی 35.69±13.07 سال مراجعه کننده برای انجام سیتیاسکن سینوسهای پارانازال یا سیتیاسکن سر و گردن با تجویز پزشک متخصص، به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر و مرکز تصویربرداری ایزدی گرگان در تیر و مرداد سال 1399 انجام شد. حجم و ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنوئید شامل نوع هوادار شدن، وجود سپتا، برآمدگی و چسبندگی کانال کاروتید با استفاده از سیتیاسکن بررسی شدند.
یافتهها: توزیع فراوانی نوع سینوسها بر اساس محل هوادار شدن در 151 نفر (83.8%) پست سلار، 25 نفر (13.8%) سلار و 4 نفر (2.2%) پره سلار تعیین شد. میانگین حجم سینوس چپ و حجم کلی در مردان بهطور معنیداری بیشتر از زنان بود (P<0.05). 20 نفر (11.1%) دارای چسبندگی کانال کاروتید به سینوس اسفنوئید بودند. تفاوت آماری معنیداری در توزیع چسبندگی کانال کاروتید، وجود سپتوم اضافه، و برآمدگی کانال کاروتید بر حسب جنسیت مشاهده نشد. هوادار شدن زائده کلینوئید قدامی، زائده پتریگوئید، بال بزرگ و بال کوچک اسفنوئید نیز تفاوت معنیداری بر حسب جنس نشان ندادند. ارتباط آماری معنیداری بین برآمدگی به کاروتید چپ و هوادار شدن بال کوچک و بزرگ اسفنوئید، پتریگوئید و کلینوئید قدامی مشاهده شد (P<0.05). در سمت راست این ارتباط با هوادار شدن بال کوچک اسفنوئید نبود. در مورد چسبندگی کانال کاروتید، تنها ارتباط آماری معنیدار با هوادار شدن زائده پتریگوئید در سمت چپ مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: شایعترین فرم سینوس اسفنویید از نوع پست سلار و میانگین حجم سینوس کلی و چپ در مردان بیشتر از زنان بود. جنسیت برای تغییرات وسیع و تنوع بسیار زیاد ویژگیهای آناتومیک سینوس اسفنویید عامل پیشبینی کننده خوبی تعیین نشد.
شمیم مسلمی، مقدسه جهانشاهی، فاطمه سادات حسینی، سمیه لیوانی، سیما بشارت،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت بارداری در زنان نابارور به عوامل متعددی از جمله کیفیت تخمک، عوامل ایمنی و میزان پذیرش اندومتر بستگی دارد. برای ارزیابی میزان ذخیره تخمدان به سن، هورمون محرک فولیکولی، هورمون آنتی-مولرین و تعداد فولیکولهای آنترال تخمدان توجه میشود. این مطالعه به منظور تعیین رابطه بین تعداد فولیکولهای آنترال (Antral Follicles Count: AFC) و هورمون آنتی-مولرین (Anti-Mullerian Hormone: AMH) با پاسخ تخمدانی در زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 50 زن (میانگین سنی 33.88±5.32 سال) کاندیدای روشهای کمک باروری (Assisted Reproductive Technology: ART) مراجعه کننده به مرکز ناباروری نهال مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی در سال 1399 انجام شد. سطح هورمون آنتی-مولرین، هورمون تحریک کننده فولیکول (FSH)، هورمون لوتئینیزه کننده (LH)، شمارش کامل سلولهای خونی (CBC)، آزمایشات عملکرد کبدی (LFT)، آزمایش عملکرد تیروئید (TFT)، میزان نیتروژن اوره خون (BUN)، کراتینین (Cr) و پرولاکتین (PRL) با روش ارزیابی جذب ایمنی با واسطه واکنش آنزیمی (ELISA) و FSH با روش رادیوایمونواسی (RIA) اندازهگیری شدند. سونوگرافی واژینال برای تعیین تعداد فولیکولهای آنترال (AFC) در روز سوم قاعدگی انجام شد.
یافتهها: میانگین مدت ناباروری 4.8±2.8 سال بود. تعداد 33 نفر (66 درصد) از زنان ناباروری اولیه داشتند. در 35 نفر (70 درصد) علت ناباروری عامل زنانه بود. میانگین و انحراف استاندارد سطح سرمی هورمون آنتی-مولرین ng/ml 4.8±4 و تعداد فولیکولهای آنترال ng/ml 9±5 بود. پاسخ ضعیف تخمدان به درمان در 8 درصد موارد مشاهده شد. پاسخ تخمدانی ارتباط آماری معنیداری با تعداد فولیکولهای آنترال داشت (P<0.05). بین شاخصهای AFC و AMH و پاسخ تخمدانی رابطه آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: شاخصهای AFC و AMH میتوانند برای پیشبینی پاسخ تخمدانی در نظر گرفته شوند.
الهه قره خانی، ساجده زیبایی، محبوبه رحمتی کوکنده، رامین عطایی، محمد شکرزاده،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: 5-فلورواوراسیل (5-FU) یک داروی شیمیدرمانی رایج در درمان سرطان کولورکتال است. با این حال، سمیت ژنتیکی آن میتواند منجر به آسیب DNA در سلولهای سالم شود. لیکوپن و کوآنزیم Q10 آنتیاکسیدانهای طبیعی هستند که میتوانند اثرات محافظتی در برابر آسیبهای اکسیداتیو داشته باشند. این مطالعه به منظور تعیین اثر حفاظتی لیکوپن به همراه Q10 بر سمیت ژنتیکی 5- فلورواوراسیل بر رده سلولی SW480 (سرطان کولورکتال) و MSC (سلولهای بنیادی مغز استخوان) به روش Comet انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی ردههای سلولی SW480 و MSC تهیه شده از بانک سلولی ذخایر ملی ژنتیک ایران در آزمایشگاه کشت سلولی دانشکده داروسازی در سال 1402 انجام شد. ردههای سلولی SW480 و MSC با تراکم کشت سلول 104 در معرض تک دوز 5-FU (یک میکرومولار) و غلظتهای مختلف لیکوپن و Q10 (0، 10، 20 و 30 میکرومولار) قرار گرفتند. گروهبندی برای هر رده سلولی هفت گروه شامل گروه کنترل بدون تیمار؛ گروه 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروههای دریافت کننده Q10 با غلظتهای µM 10، 20 و 30 به همراه لیکوپن به ترتیب با غلظتهای µM 10، 20 و 30 به همراه تیمار شده با 5-FU در غلظت اپتیمم (1µM)؛ گروه دریافت کننده Q10 (µM 30) و گروه دریافت کننده لیکوپن (µM 30) بودند. سمیت سلولی با استفاده از روش MTT و آسیب DNA با استفاده از روش Comet Assay ارزیابی شد.
یافتهها: 5-FU باعث کاهش معنیدار در زندهمانی سلولی و افزایش آسیب DNA شد (P<0.05). لیکوپن و Q10 به تنهایی سمیت سلولی قابل توجهی نداشتند. ترکیب لیکوپن و Q10 با 5-FU باعث افزایش زندهمانی سلولی و کاهش آسیب DNA در مقایسه با گروه تحت درمان با 5-FU به تنهایی شد.
نتیجهگیری: لیکوپن و Q10 اثرات محافظتی قابل توجهی در برابر سمیت ژنتیکی ناشی از 5-FU در ردههای سلولی SW480 و MSC نشان دادند.
محمد خواجه نوری، مسعود فریدونی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی یکی از عوامل اصلی مرگومیر و ناتوانی در سطح جهانی بهشمار میرود. مسمومیت ناشی از تحریک، التهاب عصبی، استرس اکسیداتیو و نیتروزاتیو ناشی از ایسکمی / رپرفیوژن مغزی منجر به مرگ سلولی، ادم مغزی و اختلالات شناختی-رفتاری مانند اختلال در حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مینوسایکلین بر اختلالات رفتاری-شناختی القا شده توسط ایسکمی سرتاسری مغزی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 56 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار 220-280 گرمی در دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. حیوانات بهطور تصادفی در گروه کنترل، گروه حلال، گروه جراحی، گروه جراحی + حلال + ایسکمی/ریپرفیوژن، گروه جراحی + ایسکمی/ریپرفیوژن و گروههای دریافت کننده مینوسایکلین (تجویز داخل صفاقی) در دوزهای 45 ، 22.50 و 11.25 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن تقسیم شدند. در زمانهای مشخص پس از جراحی القا ایسکمی / رپرفیوژن، به منظور القا ایسکمی/ ریپرفیوژن مغزی سرتاسری از روش جراحی و مسدودسازی شریانهای کاروتید به مدت زمان 20 دقیقه استفاده شد. سی دقیقه پس از اتمام این روش، تزریق داخل صفاقی دارو یا حلال در روز صفر انجام شد. این تزریقها به مدت هفت روز متوالی در یک ساعت خاص انجام شد. در روز هفتم، رفتار اضطراب با استفاده از Open-field سنجش شد. Y-Maze برای ارزیابی حافظه کوتاه مدت و Morris water maze برای ارزیابی حافظه بلند مدت فضایی و نیز ارزیابی حافظه معکوس در روزهای بعد استفاده شد.
یافتهها: در آزمون Y-maze، ایسکمی موجب کاهش 33 درصد عملکرد حافظه کوتاهمدت شد (P<0.05). مینوسایکلین با دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب باعث بهبود 20 درصد و 25 درصد حافظه کوتاه مدت نسبت به گروه ایسکمی شد (P<0.05). در آزمون فضای باز، ایسکمی موجب کاهش 66 درصد حضور در مرکز میدان و افزایش اضطراب شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین اضطراب را ۳۲درصد نسبت به گروه ایسکمی کاهش داد (P<0.05). در آزمون Morris Water Maze، ایسکمی موجب افزایش زمان یافتن سکو در روزهای ۲ تا ۴ شد (P<0.05).مینوسایکلین در دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، زمان یافتن سکو را بهطور معنیداری کاهش داد (P<0.05). در فاز معکوس آزمون Morris، ایسکمی موجب افت عملکرد حافظه بلندمدت شد (P<0.05). مینوسایکلین در دوزهای 11.25 ، 22.5 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عملکرد را بهطور معنیداری بهبود داد (P<0.05). در آزمونهای پروب، ایسکمی موجب کاهش حضور در ربع هدف به میزان 54 درصد در پروب 1 و 47 درصد در پروب ۲ شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین حضور در ربع هدف را در پروب ۱ به میزان 45 درصد و در پروب 2 به میزان 34 درصد افزایش داد (P<0.05). هیچگونه تغییر آماری معنیدار در فعالیتهای حرکتی بین گروهها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مینوسایکلین، بهویژه در دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم میتواند عملکرد شناختی، حافظه و اضطراب را بدون ایجاد اختلال در فعالیتهای حرکتی پس از ایسکمی مغزی بهبود بخشد.
محمدرضا هنرور، مهسا غفاری، ناصر بهنام پور،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سل شایعترین بیماری عفونی است که منجر به مرگ بیماران در دنیا میشود که عامل آن باکتری مایکوباکتریوم توبرکلوزیس است. کاهش وزن اغلب در بیماران مبتلا به سل هنگام تشخیص بیماری دیده میشود. تغییر وزن بدن بیماران به عنوان یک مارکر پیشبینی کننده بالقوه نتیجه درمان سل بهویژه در سل حساس به دارو شناسایی شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییر وزن در طول درمان بیماری سل و عوامل مرتبط با آن در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت تاریخی روی 348 بیمار (178 مذکر و 170 مونث) مبتلا به سل مراجعه کننده به مراکز بهداشت استان گلستان در سال 1399 انجام شد. متغیرهای سن، جنسیت، نوع سل، وزن قبل و بعد از درمان، سکونت در شهر یا روستا و نتیجه درمان، از پرونده بیماران در سامانه TB Register استخراج شد. سپس وزن بیماران در سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی، قبل و بعد از درمان مقایسه گردید.
یافتهها: وزن بیماران بعد از درمان به طور متوسط 1.98 کیلوگرم افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05). افزایش وزن بعد از درمان بر اساس درجه مثبت بودن اسمیر خلط در بیماران ریوی (اسمیر مثبت و منفی) نسبت به بیماران خارج ریوی بیشتر بود و بهطور کلی افزایش وزن در هر سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). افزایش وزن در هر سه گروه اسمیر خلط مثبت (یک تا سه مثبت)، از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). بیشترین تغییر وزن در بیماران دارای اسمیر خلط دو مثبت رخ داد. افزایش میانگین وزن هم در بیماران اسمیر خلط منفی و هم سایر حالات از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). افراد دارای اسمیر خلط منفی نسبت به سایر حالات افزایش وزن بیشتری داشتند. هر چند افزایش وزن در مردان کمی بیشتر از زنان بود؛ اما در هر دو گروه مردان و زنان از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). افزایش میانگین وزن در بیماران ساکن شهر و روستا از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). به طوری که بیماران ساکن روستا نسبت به بیماران ساکن شهر افزایش وزن بیشتری داشتند. افزایش وزن بیماران در گروه سنی زیر 15 سال، 65-15 سال و نیز بالاتر از 65 سال از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). کمترین تغییر وزن در گروه سنی بیشتر از 65 سال و بیشترین تغییر در گروه سنی کمتر از 15 سال مشاهده شد.
نتیجهگیری: نوع بیماری سل از جمله سل ریوی یا خارج ریوی، درجه مثبت بودن اسمیر خلط، نتایج نهایی درمان، جنسیت، محل سکونت و سن از عوامل مرتبط با تغییر وزن در بیماران مبتلا به سل بودند.
سیدمحمد آریا، مریم زاهدی، فاطمه محمدزاده، علیرضا سیدی نیاکی، سمیه قربانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کم کاری تیروئید سندرم بالینی است که در نتیجه نقص در تولید هورمونهای تیروئید رخ میدهد. علیرغم طبیعی شدن سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) با درمان لووتیروکسین، بسیاری از بیماران همچنان علائم باقیمانده را تجربه میکنند که پرسشهایی را در مورد کفایت درمان استاندارد ایجاد میکند یا درمانهای دیگر مثل ترکیب لووتیروکسین همراه لووتیرونین ممکن است در بعضی کارایی بیشتری داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان علائم باقیمانده پس از طبیعی شدن TSH در بیماران هایپوتیروئیدی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 بیمار (193 زن و 7 مرد) با میانگین سنی 41.81±12.25 سال مبتلا به کمکاری تیروئید تحت درمان منظم و TSH طبیعی شده مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی غدد درون ریز در شهر گرگان طی سال 1401 انجام شد. از افراد واجد شرایط خواسته شد تا چک لیستی را که علائم شایع کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، خشکی پوست، افزایش وزن، عدم تحمل سرما، یبوست، گرفتگی عضلانی، پف آلودگی پلکها و صورت و ریزش موها را ارزیابی میکند؛ تکمیل کنند. دادههای پاراکلینیکی شامل سطوح TSH و Anti-TPO نیز جمعآوری شدند.
یافتهها: شایعترین علائم باقیمانده کمکاری تیروئید خستگی (74.2%) ، عدم تحمل سرما (73.7%) و خشکی پوست (73.2%) بودند. بین شاخص توده بدنی (BMI) و خشکی پوست ارتباط آماری معنی داری یافت شد (P<0.05). با این حال، هیچ ارتباط معنیداری بین سطح TSH و تداوم علائم یافت نگردید.
نتیجهگیری: علیرغم TSH طبیعی، علائم کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، عدم تحمل سرما و خشکی پوست در بیش از 70 درصد موارد، باقی میماند.
سعید شهرانی کرانی، محمد ربیعی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین ناهنجاریها در نتیجه خارج شدن راستای زانو از وضعیت طبیعی، زانوی پرانتزی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات اصلاحی رایج و بازیهای اصلاحی بر چابکی، توان و تعادل پویای دانشآموزان پسر با زانوی پرانتزی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 42 دانشآموز پسر 13-10 ساله دارای زانوی پرانتزی در شهرستان کوهرنگ از استان چهارمحال و بختیاری طی سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس بر اساس فاصله بین کندیلهای داخلی فمورال بیش از 2 سانتیمتر تشخیص داده شد. آزمودنیها با روش تخصیص تصادفی ساده در سه گروه 14 نفری شامل گروه کنترل (بدون مداخله)، گروه تمرینات اصلاحی رایج (برنامه تمرینی منتخب شامل 7 تمرین) و گروه بازیهای اصلاحی (برنامه بازیهای منتخب شامل 4 بازی) قرار گرفتند. ارزیابی متغیرهای چابکی، توان و تعادل پویا با استفاده از آزمونهای استاندارد 4×9 متر، پرش سارجنت و تعادل Y در مراحل پیشآزمون و پسآزمون انجام شد.
یافتهها: میزان اصلاح و بهبودی زانوی پرانتزی در گروه بازیهای اصلاحی (10.57±4.18 mm) به صورت معنیداری بیشتر از گروه تمرینات اصلاحی (5.43±2.65 mm) بود (P<0.05). شاخصهای چابکی، توان و تعادل پویای اندام تحتانی غالب گروه تمرینات اصلاحی رایج و گروه بازیهای اصلاحی در مقایسه با گروه کنترل، بهبود آماری معنیدار نشان دادند (P<0.05)؛ اما تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مداخله در میزان بهبود این شاخصها یافت نشد.
نتیجهگیری: هر دو روش تمرینی شامل تمرینات اصلاحی رایج و بازیهای اصلاحی سبب اصلاح نسبی زانوی پرانتزی شدند؛ اما میزان بهبودی اصلاح نسبی در گروه بازی اصلاحی بارزتر بود.
وجیهه ورزنده، یاسر کاظمزاده، ساناز میرزایان شانجانی، حسین شیروانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ژنهای بتا-کاتنین و TCF1 نقش مهمی در رشد و بازسازی استخوان دارند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین ترکیبی مقاومتی-هوازی بر مسیر سیگنالینگ Wnt/β-Catenin و بازسازی استخوان در مدل پیری موشهای صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 16 سر موش صحرایی نر سالخورده نژاد ویستار (22 ماهه با وزن تقریبی 300 تا 350 گرم) به طور تصادفی در دو گروه 8 تایی کنترل و تمرین تقسیم شدند. همچنین 8 سر موش صحرایی نر جوان (سه ماهه با وزن تقریبی 190 تا 230 گرم) به عنوان گروه کنترل جوان در نظر گرفته شد. برنامه تمرینی به مدت هشت هفته و هر هفته پنج جلسه تمرین مقاومتی-هوازی بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، موشها با تزریق درون صفاقی کتامین و زایلازین بیهوش و سپس قربانی شدند. نمونههای بافت استخوان ران در شرایط سترون جدا شد. بیان ژنهای موردنظر توسط روش RT-PCR ارزیابی شد.
یافتهها: در اثر اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی- هوازی در بیان ژنهای بتا-کاتنین و TCF1 نسبت به گروه سالخورده افزایش آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). میزان بیان ژنهای بتا-کاتنین و TCF1 در گروه تمرین سالخورده در مقایسه با گروه کنترل سالخورده افزایش آماری معنی داری نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: انجام تمرینات مقاومتی-هوازی به مدت هشت هفته منجر به افزایش معنیدار در بیان ژنهای بتا-کاتنین و TCF1 در بافت استخوان موشهای سالخورده گردید.