253 نتیجه برای سید
حلیمه وحدت پور، سعید شاکریان، علی اکبر علی زاده، سیدرضا فاطمی طباطبائی،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوه زندگی کم تحرک و افزایش وزن، خطر توسعه بیماریهای قلبی و عروقی را افزایش میدهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف مکمل زنجبیل بر تغییرات لاکتات دهیدرژناز (Lactate dehydrogenase: LDH) و کوفتگی عضلانی تاخیری دختران دارای اضافه وزن به دنبال فعالیت برونگرای وامانده ساز انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 22 دانشجوی دختر دارای اضافه وزن در دانشگاه شهید چمران اهواز بهطور تصادفی در گروههای کنترل (10 نفر) و مداخله (12 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله روزانه 2 گرم پودر زنجبیل، هر وعده یک کپسول، حاوی یک گرم پودر زنجبیل، و گروه کنترل (دارونما) روزانه دو کپسول حاوی نشاسته، به مدت دو هفته مصرف نمودند. فعالیت بدنی شامل دو جلسه فعالیت برونگرا وامانده ساز (شیب منفی بر روی تردمیل، یک جلسه قبل از مکملدهی و یک جلسه بعد از دو هفته مکملدهی) اجرا شد. نمونههای خونی طی 4 مرحله به منظور سنجش تغییرات LDH اخذ و نیز از پرسشنامه درد (Visual Analogue Scale: VAS) برای سنجش کوفتگی تاخیری در دو دوره قبل و بعد از مصرف مکمل زنجبیل استفاده گردید.
یافتهها: تمرین برونگرا باعث افزایش میزان LDH و کوفتگی عضلانی تاخیری بعد از فعالیت گردید (P<0.05). مصرف دو هفته مکمل زنجبیل باعث کاهش آماری معنیدار میزان LDH و کوفتگی عضلانی تاخیری گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: مصرف زنجبیل میتواند بر کاهش آسب عضلانی و کوفتگی عضلانی تاخیری ناشی از فعالیت برونگرا در دختران با اضافه وزن موثر باشد.
بهناز بذرافشان، علیرضا کارگر دولت آبادی، محمود محمدی، پیام سرمدی، جواد لک زایی، سیدمحسن حسینی نژاد، اکرم ثناگو، علی کاوسی، لیلا جویباری،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: والدین کودکان مبتلا به اوتیسم در فعالیتهای روزانه خود و روابط اجتماعی دچار مشکل بوده و کیفیت زندگی پایینی دارند. اثر منفی داشتن کودک کمتوان یا ناتوان، بیشتر از همه اعضای خانواده در مادر کودک سبب ایجاد تنش و فشار میشود. این مطالعه به منظور تعیین کیفیت زندگی مادران دارای کودکان مبتلا به اوتیسم در مقایسه با مادران دارای کودک سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 36 مادر دارای کودک مبتلا به اوتیسم و 114 مادر با کودک سالم در شهر گرگان طی سال 1394 انجام شد. نمونهگیری بهصورت تصادفی و ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه کیفیت زندگی استاندارد SF-36 بود.
یافتهها: کیفیت زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم کاهش آماری معنیداری در مقایسه با کیفیت زندگی مادران کودک سالم داشت (P<0.05). همچنین کیفیت زندگی شامل ابعاد سلامت عمومی، عملکرد اجتماعی و محدودیت نقش به دلیل عملکرد روانی عاطفی و جسمانی در گروه مادران دارای کودک اوتیسم در مقایسه با مادران دارای کودک سالم کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: مادران دارای کودک اوتیسم از میزان کیفیت زندگی پایینی برخوردار بودند. لذا طراحی برنامههای مناسب برای ارتقاء وضعیت سلامتی و کیفیت زندگی آنها در اولویت طرحهای بهداشتی درمانی، پیشنهاد میشود.
سوده عباس نیا، علیرضا سنگانی، رضا دنیوی، نسیبه عباس نیا، الهه رضایی فرد، سیدمحمد موسوی،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تمامی ارگانیسمها برای مدیریت رفتارها، نیازمند بهرهبرداری از الگوهای شناختی دستگاه عصبی مرکز و پیرامونی هستند. این مطالعه به منظور مقایسه باورهای فراشناختی و تحمل ابهام مبتلایان به افسردگی و اضطراب با افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی تمامی مراجعین مبتلا به افسردگی و اضطراب به درمانگاه روانپزشکی بیمارستان زارع شهر ساری طی بهار 1396 در مقایسه با افراد سالم انجام شد. تعداد 120 نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند که از این تعداد 40 نفر مبتلا به افسردگی و 40 نفر مبتلا به اضطراب و 40 نفر سالم بودند. از پرسشنامه تحمل ابهام لین، فراشناخت ولز، اضطراب بک و افسردگی بک استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار تحمل ابهام در گروههای مبتلا به افسردگی و اضطراب در مقایسه با گروه شاهد افزایش آماری معنیدار نشان داد (P<0.05). میانگین و انحراف معیار باورهای نگرانی مثبت در گروه مبتلا به افسردگی در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). میانگین و انحراف معیار باورهای فراشناخت منفی در مورد افکار و معیار خود آگاهی شناختی در گروه مبتلا به افسردگی در مقایسه با گروه شاهد کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که اختلال اضطراب و افسردگی میتواند سبب کاهش تحمل روانشناختی در افراد گردد.
سید علی حقیقت جو، مهرداد شریعتی، مختار مختاری، داوود مقدم نیا،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرهکش دیازینون کنترل کننده قوی استیل کولین استراز در پایانه های عصبی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر دیازینون بر آزمونهای عملکردی و تغییرات بافتی کبد موش صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد ویستار به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروههای تجربی اول، دوم و سوم به ترتیب مقادیر 50 ، 100 و 150 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن دیازینون را به صورت خوراکی به مدت 21 روز دریافت کردند. گروه کنترل هیچ دارویی دریافت نکرد و گروه شاهد حلال دارو را دریافت نمود. در روز 22، نمونه خونی از همه گروهها تهیه و آنزیمهای کبدی شامل آلانین ترانس آمیناز (ALT)، آسپارتات ترانس آمیناز (AST)، آلکالین فسفاتاز (ALP)، پروتئین تام، آلبومین و بیلیروبین اندازهگیری شدند. پس از بیهوشی حیوانات بافت کبد جدا و با رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: سطح آنزیمهای ALT و AST در گروههای تجربی دریافت کننده مقادیر 100 و 150 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن دیازینون نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سطح آنزیم ALP در تمام گروههای دریافت کننده دیازینون نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سطح پروتئین تام در تمام گروههای دریافت کننده دیازینون نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سطح آلبومین در گروه تجربی دریافت کننده مقدار حداکثر دیازینون نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). در گروههای تجربی در نمونههای بافتی تهیه شده با افزایش مقدار دارو نکروز بافتی بیشتری مشاهده شد.
نتیجهگیری:این مطالعه نشان داد که مصرف خوراکی دیازینون باعث افزایش سطح آنزیمهای کبدی و کاهش سطح پروتئین تام، آلبومین و تغییرات نکروتیک در کبد موشهای صحرایی میگردد.
سید مجید علوی مهر، امیرعلی جعفرنژادگرو، مهدی مجلسی،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: از شاخص عدم تقارن راهرفتن میتوان برای درمانهای کلینیکی استفاده کرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر آنی و طولانی مدت ارتز پا بر شاخص عدم تقارن طیف فرکانس نیروهای عکسالعمل زمین در کودکان دارای کف پای صاف حین راهرفتن انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 15 کودک 9 تا 12 ساله پسر دارای کف پای صاف بهطور تصادفی در سه گروه عدم استفاده از ارتز، اثر آنی و طولانی مدت ارتز قرار گرفتند. برای ثبت دادههای کینماتیکی و کینتیکی طی سه شرایط راهرفتن بدون ارتز، اثر آنی و طولانی مدت به ترتیب از سیستم تحلیل حرکتی و صفحه نیرو استفاده شد.
یافتهها: شاخص عدم تقارن مؤلفه داخلی - خارجی طیف فرکانس حین راهرفتن بدون ارتز، اثر آنی و طولانی مدت ارتز در متغیرهای فرکانس میانه و پهنای باند بیشتر از 4 درصد تعیین شد. هیچ اختلاف آماری معنیداری در شاخص عدم تقارن مؤلفههای طیف فرکانس نیروهای عکسالعمل زمین، شاخص عدم تقارن تعداد هارمونیهای ضروری، شاخص عدم تقارن مجموع توان هارمونیهای ضروری و شاخص عدم تقارن شماره هارمونی پایه در سه محور عمودی، قدامی - خلفی و داخلی - خارجی بین سه شرایط راهرفتن بدون ارتز، اثر آنی و همچنین اثر طولانی مدت ارتز مشاهده نشد. با اینحال شاخص عدم تقارن مجموع توان هارمونیهای ضروری محور داخلی - خارجی اثر آنی ارتز حین راهرفتن با ارتز تمایل به کاهش را در مقایسه با راهرفتن بدون ارتز نشان داد که از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: علیرغم بالا بودن شاخص عدم تقارن مؤلفه داخلی - خارجی طیف فرکانس نیروی عکسالعمل زمین حین راهرفتن بدون ارتز، اثر آنی و طولانی مدت ارتز در متغیرهای فرکانس میانه و پهنای باند، ارتز مورد استفاده اثر معنیداری را بر بهبود شاخص عدم تقارن مؤلفههای طیف فرکانس نیروی عکسالعمل زمین نشان نداد.
زهرا کرم پور قبچاق، رضا حیدری، سیدمیثم ابطحی فروشانی، فرح فرخی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ﻧﻔﺮوﭘﺎﺗﻲ دﻳﺎﺑﺘﻲ ﻳﻜﻲ از مهمترین ﻋﻮاﻣﻞ ﻧﻘﺺ در ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻓﻴﺰﻳﻮﻟﻮژﻳﻚ ﻛﻠﻴﻪﻫﺎ در ﺑﻴﻤﺎری دﻳﺎﺑﺖ ﻣﻠﻴﺘﻮس اﺳﺖ. ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻛﻠﻴﻪﻫﺎ ﺑﻪ اﻋﺘﺒﺎر ﻧﻘﺶ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪهای ﻛﻪ در ﻓﻴﻠﺘﺮاﺳﻴﻮن دارﻧﺪ؛ در ﻣﺤﻴﻂ ﻫﻴﭙﺮﮔﻠﻴﺴﻤﻴﻚ ﺳﺮﻳﻊﺗﺮ و ﺑﻴﺸﺘﺮ از بقیه ﺑﺎﻓﺖﻫﺎ آﺳﻴﺐﭘﺬﻳﺮی از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی آتورواستاتین و اکسیدروی بر تغییرات بیوشیمیایی سرم و هیستوپاتولوژی کلیه موشهای صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروهها شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی تیمار شده با 20 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن آتورواستاتین، دیابتی تیمار شده با 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن اکسیدروی و دیابتی تیمار شده با 10 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن آتورواستاتین و 15 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن اکسیدروی بودند. موشهای صحرایی با تزریق داخل صفاقی 60 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن استرپتوزوتوسین دیابتی شده و به مدت یک ماه تحت تیمار قرار گرفتند. در پایان آزمایش ابتدا تغییرات وزن حیوانات و وزن کلیه، سپس عوامل بیوشیمیایی کراتینین و اوره سرم برای ارزیابی عملکرد کلیه اندازهگیری شدند. برای بررسی آسیبشناسی بافت کلیه نیز برشهایی با رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین طبق روشهای معمول تهیه مقاطع هیستوپاتولوژی تهیه گردید.
یافتهها: میزان کراتینین و اوره سرم در حیوانات دیابتی افزایش آماری در مقایسه با گروه کنترل معنیداری یافت (P<0.05). تنها تیمار با ترکیبی از نصف دوز آتورواستاتین و اکسیدروی، نسبت به دوز کامل آنها به تنهایی، موجب کاهش آماری معنیداری (P<0.05) سطح کراتینین، اوره و آسیبهای بافتی کلیه نسبت به گروه کنترل دیابتی گردید.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ترکیب آتورواستاتین و اکسیدروی اثر بهتری در کنترل نفروپاتی دیابتی دارد.
مهرگان جمشیدی، سیدابراهیم حسینی، داود مهربانی، مسعود امینی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ترشحات رزینی گیاه کانابیس، حشیش نام دارد و دارای خواص دارویی و روانگردانی فراوان است. مهمترین ترکیب روانگردان این گیاه THC (دلتا-9- تتراهیدروکانابینول) است که قادر به تحریک گیرندههای کانابینوئیدی در بدن است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی گیاه کانابیس بر بقاء سلولی و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی انسان به سلولهای شبهاستئوبلاستی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی سلولهای بنیادی مزانشیمی بهدست آمده از بافت چربی ناحیه شکمی انسان با غلظت 100ng/ml از عصاره هیدروالکلی گیاه کانابیس تیمار شدند. تایید هویت سلولها با استفاده از تکنیکهای فلوسایتومتری و RT-PCR انجام شد. اثر سیتوتوکسیک عصاره کانابیس به روش MTT و قابلیت تمایز استئوبلاستی سلولها با کمک رنگآمیزی آلیزارینرد بررسی شد. بهکمک تهیه گسترش متافازی کروموزوم سلولی، آنالیز کاریوتیپ انجام گردید.
یافتهها: هویت سلولهای بنیادی مزانشیمی چربی با بیان مارکرهای مزانشیمی غیرهماتوپویتیک (CD90، CD44 و CD73) و عدم بیان مارکر هماتوپویتیک (CD34 و CD45) تایید شد. رنگآمیزی آلیزارینرد نشان داد که تیمار با کانابیس اثری بر تمایز استئوبلاستی این سلولها ندارد و سلولهای تیمار شده مانند سلولهای گروه کنترل به سلولهای استخوانی تمایز یافتند. همچنین عصاره کانابیس اثری بر ساختار، وضعیت مورفولوژیکی و تعداد کروموزومهای این سلولها نداشت.
نتیجهگیری: سلولهای مزانشیمی چربی انسان در حضور عصاره هیدروالکلی گیاه کانابیس قابلیت تمایز استئوبلاستی خود را حفظ مینمایند. همچنین این عصاره اثری بر کاریوتیپ کروموزومی سلولها ندارد.
نفیسه کیارستمی، جعفر امانی، عباسعلی ایمانی فولادی، سیدعلی میرحسینی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین انواع سرطان در میان زنان است . مولکول HER-2 بهعنوان گیرنده تیروزین کینازی از خانواده گیرندههای رشد عامل اپیدرمی، عامل اصلی سرطان است. مولکول پروتئینی هرسپتین که یک آنتیبادی ضد HER-2 است؛ میتواند نقش مهمی در تشخیص و درمان سرطان پستان داشته باشد. این مطالعه به منظور ساب کلون کردن ژن هرسپتین و سپس بیان در سیستم پروکاریوتی (E.coli) و تولید هرسپتین نوترکیب به منظور استفاده در درمان سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی ژن هرسپتین از سازه سنتزی با روش هضم آنزیمی جدا و درون وکتور بیانی pET28a انتقال داده شد. زیر همسانهسازی ژن موردنظر با استفاده از PCR و هضم آنزمی تایید گردید. پس از انتقال وکتور نوترکیب به میزبان E.coli BL21 DE3 ، با استفاده از القاگر IPTG ژن نوترکیب هرسپتین بیان شد. پروتئین نوترکیب با استفاده از SDS-PAGE ارزیابی و تخلیص با ستون کروماتوگرافی میل ترکیبی نیکل انجام شد و در نهایت توسط وسترن بلاتینگ با استفاده از آنتیبادی ضدهیستیدین تایید شد. میزان کشندگی و زنده ماندن سلولها در مجاورت با هرسپتین نوترکیب با روش MTT بررسی شد.
یافتهها: پس از ساب کلونینگ ژن هرسپتین، PCR و هضم آنزیمی، قطعه 741 جفت بازی ژن هرسپتین را تایید کرد. بیان پروتئین نوترکیب هرسپتین و ارزیابی آن بر روی ژل SDS-PAGE اندازه حدود 27 کیلودالتون را تایید کرد. پروتئین نوکیب با استفاده از آنتیهیستیدین نیز تایید شد. پروتئین خالص شده در مجاورت با لاین سلول SKBR3 توانایی متوقف کننده رشد سلولهای سرطانی را داشت.
نتیجهگیری: با توجه به این که آنتیژن HER2 به وفور بر سطح سلولهای سرطانی پستان بیان میشود؛ پروتئین هرسپتین میتواند بهعنوان یک آنتیبادی بازدارنده عمل نموده و رشد سلولهای سرطانی پستان را مهار کند.
پریسا راجی، باقر سید علیپور، اکبر حاجی زاده مقدم،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فنوالریت (Fenvalerate) جزء حشرهکش پیرتیروئیدی است که سبب القاء استرس اکسیداتیو میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی سیر (Garlic Extract:GE) و N-استیلسیستئین (N-acetylcysteine: NAC) بر استرس اکسیداتیو ناشی از القاء فنوالریت بر سرم و بیضه موش صحرایی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی بهطور تصادفی در 7 گروه 6 تایی قرار گرفتند. گروهها شامل کنترل، شم (نرمال سالین)، گروه تجربی اول دریافت کننده داخل صفاقی N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw)، گروه تجربی دوم دریافت کننده فنوالریت (10mg/kg/bw)، گروه تجربی سوم دریافت کننده عصاره هیدروالکلی سیر (40mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw)، گروه تجربی چهارم دریافت کننده N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw) و گروه تجربی پنجم دریافت کننده N-استیل سیستئین (80mg/kg/bw) بهعلاوه عصاره هیدروالکلی سیر (40mg/kg/bw) بهعلاوه فنوالریت (10mg/kg/bw) بودند. تزریق فن والریت بهصورت داخل صفاقی به مدت 7 روز متوالی برای گروههای تجربی انجام شد. پس از آن برای 10 روز متوالی N-استیل سیستئین و عصاره سیر تزریق شد. در این مطالعه از یکچهلم LD50 فنوالریت استفاده شد. بعد از خونگیری، جداسازی سرم و بیضه، فعالیت آنزیمهای کاتالاز (activity of the catalase: CAT)، گلوتاتیون s-ترانسفراز (Glutathione S-transferase: GST)، سطح مالوندیآلدئید (malondialdehyde: MDA) و آنتیاکسیدان تام (total antioxidant capacity: TAC) اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: سطح MDA سرم و بیضه گروه فنوالریت در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05). تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و نیز عصاره هیدروالکلی سیر در ترکیب با N-استیل سیستئین باعث کاهش آماری معنیدار MDA در مقایسه با گروه فنوالریت در بیضه و سرم شد (P<0.05). سطح TAC سرم در گروه فنوالریت در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). سطح TAC سرم در گروههای تجربی سوم، چهارم و پنجم در مقایسه با گروه فنوالریت افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). فعالیت GST سرم در گروه فنوالریت نسبت به کنترل افزایش یافت (P<0.05). تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و در ترکیب باهم باعث کاهش آماری معنیدار GST سرم در مقایسه با گروه دریافت کننده فن والریت شد (P<0.05).
نتیجهگیری: فنوالریت در دوز پایین (10mg/kg/bw) سبب ایجاد استرس اکسیداتیو میشود. تزریق N-استیل سیستئین و عصاره هیدروالکلی سیر به تنهایی و در ترکیب با هم، میتوانند آسیب ناشی از فنوالریت را بهبود دهند.
قاسم عابدی، سیدامیر سلطانی کنتائی، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبتهای مدیریت شده از اجزاء اساسی نظامهای بهداشتی و درمانی در سراسر دنیا است که توجه روزافزونی یافته است. لذا با توجه به بالا بودن هزینههای سیستم سلامتی، ضعف کیفیت خدمات و کاهش اثربخشی مطالعه و طراحی الگویی که سیستم مدیریت شده را از سیستم غیرمدیریت شده در ایران تفکیک نماید؛ لازم است. این مطالعه به منظور ارزیابی مراقبتهای بهداشتی مدیریت شده بیماریهای واگیر و غیر واگیر شایع در استان گلستان در سال 1395 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی استان گلستان به تفکیک شهرستانها و هر شهرستان کلیه مراکز بهداشتی و درمانی شهری و روستایی انتخاب شدند. با استفاده از چک لیست استاندارد، دادهها جمعآوری و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: وضعیت مراقبت مدیریت شده بیماری سل در رتبه اول و سایر بیماریها به ترتیب هیپوتیروئید، سالک، پرفشاری خون، تبمالت و دیابت قرار داشتند. مراقبت مدیریت شده مراکز روستایی بهطور معنیداری از مراکز شهری وضعیت بهتری داشتند (P<0.05).
نتیجهگیری: وضعیت مراقبت مدیریت شده در مراکز روستایی نسبت به مراکز شهری استان گلستان کیفیت بالاتری داشت و بهترین مراقبت مدیریت شده بیماریها، بیماری سل تعیین گردید.
نسیمه محمودی، مریم پیمانی، سید مرتضی جوادی راد،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (rheumatoid arthritis: RA) شایعترین بیماری التهابی سیستمیک مفاصل است. محصول ژن FOXP3 عاملی است که در روند بیماری فعال شده و در سینوویوم مفاصل ملتهب تجمع مییابند و در نتیجه سبب تداوم التهاب و در نهایت آسیب بافتی میگردند. با توجه به نقش چندشـکلیهـای ناحیـه پرومـوتری در بیـان ژنهـا، ایـن مطالعـه بـه منظـور تعیـین چندشـکلی تکنوکلئوتیدی (rs2232365) C924T در پروموتر ژن FOXP3 با خطر ابتلا به آرتریت روماتوئید انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی به منظور بررسی ارتباط چندشکلی rs2232365 ژن FOXP3 با خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی، 77 فرد بیمار و 67 فرد سالم بررسی شدند. ژنوتیپ افراد برای چندشکلی rs2232365 با روش PCR-RFLP تعیین شد.
یافتهها: بیشترین فراوانی ژنوتیپی مربوط به ژنوتیپ CC با فراوانی 89 درصد در دو جمعیت سالم و بیمار بود و تفاوتی در فراوانی ژنوتیپی و آللی در دو جمعیت سالم و بیمار مشاهده نگردید. ژنوتیپهای مختلف این چندشکلی با خطر ابتلا به بروز بیماری RA ارتباط آماری معنیداری نداشت. در حالیکه با سطح عامل CCP ارتباط آماری معنیداری داشت و ژنوتیپ CC با پیشرفت بیماری RA از طریق اقزایش دادن سطح CCP در ارتباط بود (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بین پلیمورفیسم rs2232365 در پروموتر ژن FOXP3 با بروز بیماری آرتریت روماتوئید در جمعیت ایرانی ارتباطی وجود ندارد.
هادی محمدی نیا سماکوش، سید صدرالدین شجاع الدین، ملیحه حدادنژاد،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش کارایی عضلات پس از تمرینات ورزشی طولانی مدت، سبب افزایش احتمال آسیب پس از وقوع خستگی میشود. پیچ خوردگی (sprain) جانبی مچ پا یکی از رایجترین صدماتی است که حین انجام فعالیتهای ورزشی رخ میدهد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر دو نوع تمرین هاپینگ و ترکیبی تعادلی - قدرتی بر تعادل ایستا، تعادل پویا و قدرت عضلات منتخب مردان فوتبالیست مبتلا به پیچ خوردگی مزمن یکطرفه مچ پا انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه شبهتجربی 36 مرد فوتبالیست با بی ثباتی مزمن یکطرفه مچ پا به صورت غیرتصادفی در سه گروه 12 نفری شامل گروه کنترل، گروه تمرین هاپینگ و گروه تمرین ترکیبی تعادلی – قدرتی قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات دموگرافیک از چک لیست استفاده شد. برای اندازهگیری تعادل ایستا، تعادل پویا و قدرت به ترتیب از آزمونهای تعادلی باس استیک و وای و قدرتسنج دستی استفاده شد.
یافتهها: بین تعادل ایستا و نتیجه کل تعادل پویا دو گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). آزمودنیهای گروه تمرین تعادلی - قدرتی در تمامی جهتهای آزمون Y عملکرد بهتری نسبت به گروه تمرینی هاپینگ نشان دادند (P<0.05). مچ پا دو گروه تمرینی پس از اعمال تمرین در قدرت ابداکشن ران، اداکشن ران و اینورژن افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). آزمودنیهای گروه تمرین تعادلی - قدرتی عملکرد نسبتاً بهتری در آزمون اورژن مچ پا داشتند. با این حال در سایر عوامل نظیر قدرت اکستنشن و فلکشن زانو و دورسی فلکشن و پلانتارفلکشن مچ پا تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مداخله مشاهده نشد.
نتیجهگیری: هر دو تمرینات تعادلی - قدرتی و هاپینگ میتوانند در بهبود تعادل و قدرت مردان فوتبالیست مبتلا به پیچ خوردگی مزمن یکطرفه مچ پا اثرگذار باشند. با این حال بهنظر میرسد تمرینات منتخب تعادلی – قدرتی به علت جامع بودن آن و به این دلیل که به تقویت هر یک از این عوامل به صورت مجرا تاکید دارد؛ نسبت به تمرینات هاپینگ در بهبودی سریعتر ورزشکاران با پیچ خوردگی مزمن یکطرفه مچ پا بتواند تاثیر بیشتری داشته باشد.
صالحه آخوندی، فاطمه مهرآور، فرانک رختابناک، امید مومن، سید بابک مجاور عقیلی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل درد بعد از جراحی یکی از مهمترین مراحل ریکاوری بیماران پس از جراحی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیب اندانسترون با آپوتل در کنترل درد بعد از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی تحت بیهوشی عمومی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 50 بیمار (41 مرد و 9 زن) مراجعه کننده به دلیل شکستگی اندام فوقانی به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان که تحت بیهوشی عمومی مورد عمل جراحی ارتوپدی قرار گرفتند؛ طی سال 1396 انجام گردید. بیماران به روش بلوکسازی تصادفی در دو گروه 25 نفری قرار گرفتند. بعد از پایان عمل جراحی و در مرحله ریکاوری برای هر دو گروه پمپ درد (Patient Controlled Analgesia) تعبیه شد. در گروه کنترل، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل و در گروه مداخله، پمپ درد شامل 2 گرم آپوتل به همراه 8 میلیگرم اندانسترون بود. مقیاس دیداری درد (VAS) برای هر دو گروه طی 24 ساعت بعد از عمل جراحی ارزیابی گردید. متغیر نمره درد بیماران در دو گروه طی سه مقطع زمانی پس از اعمال جراحی مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین درد 4 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.707±3.20) در مقایسه با گروه کنترل (0.569±3.64) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میانگین درد 12 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.927±1.88) در مقایسه با گروه کنترل (1.186±2.64) کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). میانگین درد 24 ساعت پس از عمل جراحی شکستگی اندام فوقانی گروه مداخله (0.645±1.40) در مقایسه با گروه کنترل (0.997±2.08) کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: تجویز آپوتل و اندانسترون در کنترل درد پس از اعمال جراحی شکستگیهای اندام فوقانی موثرتر از تجویز آپوتل به تنهایی است.
مریم حسن نژاد رسکتی، بهرام میرزاییان، سید حمزه حسینی،
دوره 21، شماره 4 - ( زمستان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: درد و رنج سرطان، نگرانی از آینده و ترس از مرگ، سلامت روان بیماران مبتلا به سرطان را دچار اختلال میکند. این مطالعه به منظور تعیین اثر آموزش فنون مبتنی بر پذیرش و تعهد بر دشواری تنظیم هیجانی و سلامت روان در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 30 بیمار زن مبتلا به سرطان پستان بهصورت تصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله تحت آموزش فنون مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای قرار گرفتند. قبل، پس از اجرای درمان و دو ماه بعد از آن همه شرکتکنندگان با پرسشنامه گرتز و رومر 2004 و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) ارزیابی و مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: نمره کلی تنظیم هیجان در پیشآزمون گروه مداخله از 4.16±113.52 به 3.96±104.67 کاهش یافت (P<0.05). همچنین در دوره پیگیری نیز در گروه مداخله )3.58±104.17( پایین باقی مانده بود؛ اما میانگین آن در گروه کنترل کاهش آماری معنیداری نشان نداد. در مقیاس سلامت روان در گروه مداخله پس اجرای درمان نمره کلی سلامت روان از 4.21±46.81 به 3.39±33.18 کاهش یافت (P<0.05). این نمره در دوره پیگیری نیز در گروه مداخله )3.33±33.12( تعیین شد؛ اما در گروه کنترل کاهش آماری معنیدار مشاهده نشد.
نتیجهگیری: آموزش فنون مبتنی بر پذیرش و تعهد میتواند باعث افزایش سلامت روانی و تنظیم بهتر هیجان در مبتلایان به سرطان پستان شود.
مهری اصفهانی، سید مجتبی عقیلی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: افسردگی از شایعترین تشخیصهای روانپزشکی است که با روند رو به رشد و شیوع آن، مشکلی اساسی برای بهداشت روان ایجاد کرده است. احتمال ابتلا زنان به افسردگی در زنان بیش از مردان است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی دانشجویان دختر انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 26 دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان انجام شد. دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت غیرتصادفی در دو گروه 13 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله به صورت گروهی طی مدت دو ماه (8 جلسه 2 ساعته و هفتهای یک جلسه) با روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfulness-Based Cognitive Therapy) آموزش دیدند. آزمودنیهای دو گروه پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHO-QOL-BREF) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند.
یافتهها: در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه افسردگی بک به ترتیب 6.96±20.23 و 4.97±13.38 تعیین شد که کاهش آماری معنیدار مشاهده شد (P<0.05). در گروه مداخله میانگین و انحراف معیار نمرات کلی پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی به ترتیب 13.39±66.77 و 10.61±86.84 تعیین شد (P<0.05). همچنین میانگین شاخصهای کیفیت زندگی پسآزمون در تمامی زیربخشها نسبت به پیشآزمون در گروه مداخله افزایش آماری معنیداری یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی دانشجویان دختر را افزایش داده و سبب کاهش افسردگی میگردد.
سیامک رجائی، محمدحسین تازیکی، ناصر بهنام پور، رضا شاهسونی، سیدشفیع شفیع پور،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای سرطان معده، توجه به علایم بالینی میتواند به کشف سریعتر این بیماری کمک نماید. این مطالعه به منظور تعیین یافتههای اپیدمیولوژیکی سرطان معده در استان گلستان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشته نگر روی 131 بیمار (102 مرد و 29 زن) مبتلا به سرطان معده (از نوع آدنوکارسینوما) تشخیص داده شده بین سالهای 1386 لغایت 1388 انجام شد. اطلاعات مورد نیاز شامل سن، جنس، شغل، محل سکونت، تحصیلات، قومیت، ملیت، علامت اولیه، نوع درمان، عادات غذایی و طول عمر آنان با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده و مصاحبه حضوری و تلفنی تکمیل گردید. پس از وارد کردن اطلاعات برای میزان بقاء از روش کاپلان مایر استفاده شد و میزان بقاء یک ساله، سه ساله و پنج ساله صرف نظر از نوع پاتولوژی و شیوه درمان تعیین گردید.
یافتهها: 38 بیمار (29.5%) سابقه فامیلی سرطان داشتند که از این میان 25 بیمار سابقه فامیلی سرطان معده داشتند. اولین علامت بیماران در 31.3% موارد درد شکم بود. زمان بروز اولین علامت تا تشخیص بیماری بین یک ماه تا 144 ماه طول کشیده بود. اولین اقدام درمانی برای 48 بیمار (37.4%) جراحی و برای 37 بیمار (28.2%) شیمیدرمانی و رادیوتراپی بود. احتمال بقاء یک ساله، سه ساله و پنج ساله به ترتیب 37.4% ، 13% و 6.1% تعیین گردید. میزان بقاء با نوع درمان ارتباط آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). به طوری که بیماران تحت عمل جراحی، طول عمر بالاتری داشتند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بقاء در بیماران مبتلا به سرطان معده که تحت عمل جراحی قرار گرفتند؛ بیشتر بود.
کاظم کاظم نژاد، سیدمسعود حسینی، احمد حیدری، ارازبردی قورچائی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل درد پس از جراحی یکی از نگرانیهای عمده پزشکان و بیماران است. یکی از روشهای کاهش درد تزریق داروی بیحسی در محل برش جراحی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر موضعی داروهای کتامین و لیدوکایین بر کاهش درد پس از جراحی هرنی اینگوینال انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دوسوکور روی 60 بیمار کاندید جراحی هرنی اینگوینال با بیهوشی عمومی انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری شامل گروه کنترل (بدون داروی تزریقی)، گروه مداخله اول (تزریق زیر جلدی 0.5mg/kg کتامین در ناحیه بخیه محل جراحی) و گروه مداخله دوم (تزریق زیر جلدی 1mg/kg لیدوکایین در ناحیه بخیه محل جراحی) قرار گرفتند. سپس درد بعد از عمل در هر سه گروه با مقیاس بصری درد (VAS) مورد مقایسه قرار گرفت و علایم حیاتی ثبت گردید. بیماران با نمرات درد 3 و بیشتر، شیاف دیکلوفناک سدیم (100mg) و در صورت عدم پاسخ، پتیدین وریدی mg 30 (0.5mg/kg) دریافت نمودند. عوارضی مثل تهوع و استفراغ، گیجی، نیستاگموس و هالوسینیشن ثبت گردید.
یافتهها: کاهش درد در گروه مداخله اول و دوم در ساعات اول و دوم پس از عمل دیده شد که در مقایسه با گروه کنترل درد کمتری داشتند (P<0.05) ؛ اما بین دو گروه مداخله در ساعات اول و دوم پس از عمل جراحی تفاوتی دیده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد میتوان برای کاهش درد در محل برش جراحی به جای لیدوکایین از تزریق کتامین استفاده کرد که تقریباً مشابه لیدوکایین اثر دارد.
سید حمیدرضا سیدمحمدی، پروین احتشام زاده، فریبا حافظی، رضا پاشا، بهنام مکوندی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال کمتوجهی - بیشفعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorder: ADHD) اختلالی عصبی - تحولی است که معمولاً به علت نقص در کارکردهای اجرایی مغز بهوجود آمده و باعث کم شدن میزان توجه و دقت و فزونکاری حرکتی و رفتارهای تکانشی در فرد میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی در مقایسه با توانبخشی شناختی پس از دارو درمانی بر کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 45 کودک مبتلا به اختلال ADHD به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره شامل یک گروه کنترل و دو گروه مداخله تحت نظر مرکز مشاوره آموزش و پرورش قرار گرفتند. گروه مداخله یک (توانبخشی شناختی) و گروه مداخله دو (توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی) 12 جلسه 45 دقیقهای و هفتهای دوبار تحت مداخله درمانی موردنظر قرار گرفتند. برای گروه کنترل (تحت نظر مرکز مشاوره) در فاصله زمانی اجرای پژوهش، مداخلهای صورت نگرفت. پس از پایان آخرین جلسه مداخله درمانی، پسآزمون اجرا گردید. مرحله پیگیری 1.5 ماه پس از پایان آخرین جلسه مداخله انجام پذیرفت.
یافتهها: کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD در گروه توانبخشی شناختی و گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال ADHD پس از پیگیری 1.5 ماهه در گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی به طور معنیداری در مقایسه با گروه توانبخشی شناختی بیشتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: روش درمانی توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در افزایش کارکردهای اجرایی مغز در میان کودکان دارای اختلال ADHD روشی موثرتر نسبت به درمان توانبخشی شناختی به تنهایی است.
زینت زرندی، امیر حسین براتی، سیدصدرالدین شجاع الدین، وحید نجاتی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorders: ADHD) علاوه بر مشکلات رفتاری این عارضه (بیش فعالی، تکانشگری و کم توجهی) از نقص حسی حرکتی رنج میبرند. مخچه بهطور ویژه دروندادهای زیادی را از سیستمهای بینایی، وستیبولار و حسی پیکری دریافت میکند و نقش مهمی در تنظیم تعادل دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط مشخصههای کینتیکی تعادل با نشانههای رفتاری در کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 15 کودک مبتلا به ADHD در محدوده سنی 0.69±9.21 سال و 15 کودک سالم در محدوده سنی 0.75±9.27 سال انجام شد. شاخصهای کینتیکی تعادل در شرایط حسی مختلف (بینایی، حسی پیکری و وستیبولار) از طریق آزمون SOT (Sensory Organization Test) با کمک دستگاه Neurocom اندازهگیری شد. میزان بیش فعالی و کم توجهی کودکان مبتلا به ADHD با استفاده از پرسشنامه کانرز والدین و همچنین با بررسی یک روانشناس بهدست آمد.
یافتهها: براساس آزمون SOT ، نمرات تعادل در گروه ADHD نسبت به گروه سالم به صورت معنیداری کمتر از گروه شاهد بود (P<0.05). کودکان مبتلا به ADHD دارای اختلال در تعادل ایستا و تغییرپذیری بالاتر در متغیرهای کینتیکی تعادل در مقایسه با گروه کنترل بودند. بین بیش فعالی و مشارکت حسی در کودکان مبتلا به ADHD ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: کودکان مبتلا به ADHD اختلال در عملکرد تعادل دارند که در نتیجه ضعف در یکپارچگی حسی و یا ضعف در توجه رخ میدهد. در تجزیه و تحلیل مجزا سیستمهای حسی، نشان داده شد که عملکرد ضعیف سیستم وستیبولار و بعضاً حسی پیکری و همچنین وابستگی زیاد به اطلاعات بینایی عامل اصلی اختلال تعادل در کودکان مبتلا به ADHD است.
نوش آفرین نیکنام، سیدصدرالدین شجاع الدین، ملیحه حدادنژاد،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: درد کشککی - رانی یکی از شایعترین و بحث برانگیزترین مشکلات اسکلتی عضلانی است. به همین دلیل مطالعات فراوانی در مورد علل بروز و راههای پیشگیری و درمان آن انجام شده است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین متداول و ثباتی عملکردی بر درد و عملکرد حرکتی زنان با درد کشککی - رانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی 45 زن غیرورزشکار مبتلا به درد کشککی - رانی با دامنه سنی 18 تا 35 سال بهصورت غیرتصادفی به سه گروه 15 نفری تمرین ثباتی عملکردی، تمرین متداول و گروه کنترل تقسیم شدند و به مدت 8 هفته مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور اندازهگیری متغیر شدت درد از مقیاس سنجش دیداری درد و عملکرد حرکتی از پرسشنامه کیوجالا استفاده گردید.
یافتهها: در پایان مطالعه شدت درد در دو گروه مداخله (تمرین متداول و ثبات عملکردی) در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05). عملکرد حرکتی در گروههای مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری داشت (P<0.05). تغییرات شدت درد و عملکرد حرکتی پس از مداخله در بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معنیداری نشان ندادند.
نتیجهگیری: روش درمانی تمرین ثباتی عملکردی و روش تمرین متداول به مدت هشت هفته، اثرات سودمندی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی در زنان مبتلا به درد کشککی - رانی دارد.