253 نتیجه برای سید
الهه تاری نجارکلاهی، منصور میرزا علی، سیدمهران حسینی،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : خطا در اتصال صحیح اشتقاقها یا استقرار دقیق آنها در محل آناتومیک خود هنگام اخذ نوار قلب موجب بروز تغییراتی در امواج نوار قلب شده و در پارهای از موارد تشخیص موارد خطا به سادگی مقدور نیست که میتواند منجر به اقدامات درمانی و تشخیصی غیرضروری شود. این مطالعه به منظور تعیین خطاهای رایج در اتصال و یا استقرار اشتقاقهای استاندارد نوار قلب انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی روی نوار قلب 315 بیمار بستری انجام شد. متغیرهای ثبت شده شامل فاصله استقرار اشتقاقهای جلوسینهای V1 ، V2 ، V5 و V6 از محل استاندارد، جابجایی اتصال دست راست و چپ اشتقاق دوقطبی یک اندام و اتصال راست و چپ اشتقاق جلو سینهای V1 و V2 ، بخش بستری، فوریت گرفتن نوار، جنسیت بیمار، جنسیت گیرنده نوار، رعایت استاندارد ولتاژ نوار، شیفت کاری پرسنل، تعداد متوسط نوار گرفته شده توسط پرسنل و رعایت اتصال دقیق سیمها بود. در اشتقاقهای سینهای فاصله بیش از 2سانتیمتر از محل استاندارد آستانه خطای استقرار تعیین گردید.
یافتهها : خطای استقرار اشتقاقها در 149 مورد (47.3%) مشاهده شد. در 20 مورد (13.42%) از کل نوارهای قلب گرفته شده، استاندارد ولتاژ رعایت نشده بود. بیشترین تعداد خطای استقرار در اشتقاق V5 (30.2%) مشاهده شد. خطای استقرار با جنسیت بیمار (زنان 61.07%)، نوع بخش (بخش اورژانس 61.74%)، با فوریت درخواست موارد غیراورژانسی (68.12%) و با تعداد متوسط نوارهای قلب گرفته شده پرسنل به تعداد 5 عدد و کمتر در هر شیفت (67.11%) اختلاف آماری معنیدار نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری : خطای استقرار در اشتقاقهای سینهای نوار قلب در زنان و بخش اورژانس از فراوانی بیشتری برخوردار بود.
خدیجه امجدی، شهریار سمنانی، فائزه سلامت، سیدمهدی صداقت، هانیه سادات میرکریمی، سمیه مشمولی، عباس مقدمی، غلامرضا روشندل،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : با توجه به اهمیت میزان پوشش و کیفیت دادهها در ثبت سرطان گلستان، این مطالعه به منظور تعیین اثر مراجعه بیماران مبتلا به سرطان به مراکز پزشکی خارج از استان گلستان بر میزان پوشش برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مقطعی توصیفی – تحلیلی روی همه بیماران مبتلا به سرطان ثبت شده در مراکز تشخیصی درمانی داخل استان یا خارج از استان گلستان طی سالهای 1387 لغایت 1389 انجام شد. اطلاعات مربوط به بیماران مراجعه کننده به مراکز داخل استان از بانک برنامه ثبت سرطان استان گلستان و اطلاعات بیماران مراجعه کننده به مراکز خارج استان از بانک داده اداره سرطان وزارت بهداشت دریافت گردید. دادهها با استفاده از روش record linkage موارد مشترک تعیین و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها : 6083 مورد ابتلا به سرطان در استان گلستان ثبت شده بود که براساس دادههای اداره سرطان 678 نفر (11%) از آنها به مراکز خارج از استان مراجعه کرده بودند. از کل موارد مراجعه کننده به مراکز خارج از استان، اطلاعات مربوط به 343 نفر (50.6%) بهعنوان موارد مشترک ثبت شده بود که در مراکز داخل استان نیز شناسایی شده بودند. بیشترین فراوانی موارد مشترک، مربوط به سرطانهای معده (70.4%)، پستان (63.5%) و مری (62.5%) بود.
نتیجهگیری : در صورت عدم دسترسی به دادههای بیماران مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز خارج استان، میزان کم شماری برنامه ثبت سرطان گلستان در حدود 5 درصد خواهد بود که این میزان اثر منفی قابل توجهی بر میزان پوشش و کیفیت دادههای ثبت سرطان گلستان نخواهد داشت.
زهره منشاد، سیدابراهیم حسینی،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف : از سدیم متابیسولفیت به عنوان عامل نگهدارنده در صنایع غذایی و دارویی استفاده میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ویتامینE در بهبود عوارض ناشی از سدیم متابیسولفیت بر بافت تخمدان و هورمونهای جنسی موشهای صحرایی انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 70 سر موش صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار بهطور تصادفی در 7 گروه کنترل، شم، تجربی اول (دریافت کننده سدیم متابیسولفیت mg/kg/bw 520)؛ تجربی دوم (دریافت کننده ویتامینE mg/kg/bw 200)؛ تجربی سوم و چهارم و پنجم (دریافت کننده سدیم متابیسولفیت mg/kg/bw 520 توام با ویتامینE به ترتیب با دوزهای mg/kg/bw 50 ، 100 و 200) تقسیم شدند. تجویزها بهصورت گاواژ طی 30 روز انجام شد. پس از خونگیری از حیوانات برای اندازهگیری هورمونهای LH ، FSH ، استروژن و پروژسترون، تخمدانهای آنها خارج و پس از تهیه مقاطع بافتی فولیکولها شمارش شدند.
یافتهها : غلظت هورمونهای استروژن، پروژسترون و تعداد فولیکولهای پره آنترال، آنترال، گراف و جسم زرد در گروه دریافت کننده سدیم متابیسولفیت و ویتامینE به تنهایی نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنیدار یافت (P<0.05)؛ اما در حیوانات تحت تیمار با سدیم متابیسولفیت و ویتامینE با دوزهای mg/kg/bw 100 و 200 نسبت به گروه کنترل اختلاف آماری معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری : مصرف همزمان سدیم متابیسولفیت با دوزهای 50 ، 100 و 200 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از ویتامینE میتواند اثرات سدیم متابیسولفیت بر فولیکولهای تخمدانی و هورمونهای جنسی را کاهش دهد.
سیدجمال رئیسی، کوروش محمدی، اقبال زارعی، سمانه نجارپوریان،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از راههای ارزیابی ساختار خانواده توجه به الگوهای ارتباطی زوجها است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی زوجدرمانی هیجان مدار و رویکرد تصمیمگیری مجدد بر تغییر سبکهای ارتباطی در زنان متأهل شهرستان گرگان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 30 زن متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر گرگان به دلیل تعارض زناشویی در سال 1395 انجام شد. آزمودنیها بهطور غیرتصادفی در سه گروه 10 نفری کنترل و دو گروه مداخله قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت ننمود. برای گروه مداخله اول زوجدرمانی هیجانمدار و برای گروه مداخله دوم درمان تصمیمگیری مجدد اجرا شد. پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ) در پیشآزمون و پسآزمون استفاده گردید.
یافتهها : مداخلات درمان هیجانمدار و درمان تصمیم گیری مجدد در تغییر سبکهای ارتباطی زنان متأهل و حفظ دستاوردهای درمانی حتی تا شش ماه پس از درمان موفق ارزیابی شدند (P<0.05). بین اثربخشی دو نوع مداخله تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری : زوج درمانی هیجان مدار و درمان تصمیم گیری مجدد به یک اندازه در تغییر ماندگار سبکهای ارتباطی زنان نقش موثری دارند.
سحر محمدیاری قره بلاغ، سیدصدرالدین شجاع الدین، امیرحسین براتی،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : نقطه ماشهای، نقطهای تحریکپذیر مرتبط با یک باند سفت از عضله اسکلتی بوده که در برابر فشار و کشش دردناک است. هدف واقعبینانه در درمان نقاط ماشهای، دستیابی به میزانی از کاهش درد است که فرد مبتلا بتواند علیرغم وجود مقداری درد به فعالیتها و عملکرد معمول خود بازگردد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر یک جلسه ماساژ ورزشی و کشش توام با سرما بر آستانه درد نقاط ماشهای غیرفعال ناحیه کمربند شانهای در بازیکنان تیم ملی والیبال بانوان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه شبهتجربی 32 عضو تیم ملی والیبال بانوان که دارای یک نقطه ماشهای غیرفعال در ناحیه کمربند شانهای بودند؛ به صورت غیرتصادفی در سه گروه کنترل (10 نفر)، ماساژ ورزشی (11 نفر) و کشش توام با سرما (11 نفر) قرار گرفتند. آزمون آستانه درد با استفاده از دستگاه الگومتری در دو مرحله قبل و بلافاصله پس از مداخلههای ماساژ ورزشی و کشش توام با سرما انجام شد.
یافتهها : میانگین نمرات آستانه درد پیشآزمون و پسآزمون در گروه ماساژ ورزشی (از 9.88±39.40 به 9.63±43.54) و گروه کشش توام با سرما (از 10.57±39.22 به 10.95±41.10) تغییر آماری معنیداری نشان نداد. میانگین نمرات آستانه درد گروه کنترل در ابتدای مطالعه و انتهای مطالعه به ترتیب 11.348±38.84 و 9.311±35.16 تعیین شد که از نظر آماری معنیدار نبود. در مقایسه برونگروهی نیز بین میزان آستانه درد پیشآزمون و پسآزمون گروههای مورد مطالعه تفاوت آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری : اجرای یک جلسه 15 دقیقهای ماساژ ورزشی و کشش توام با سرما بر آستانه درد نقاط ماشهای غیرفعال موثر نبود.
حسین طوسی خورشیدی، هوشنگ جعفری قصر الدشتی، سیده خدیجه پرندک، نازنین محمودی،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : نشانگرهای جدید بیماریهای قلبی - عروقی در پیشبینی حوادث قلبی - عروقی از حساسیت و دقت بیشتری برخوردارند. با توجه به نقش مؤثر فعالیتهای بدنی در پیشگیری و کاهش این بیماریها که کمک شایانی به ارتقای سلامت افراد جامعه خواهد کرد؛ این مطالعه به منظور تعیین اثر غواصی در اعماق مختلف بر تغییرات سطح پروتئین واکنشگر-C (CRP) و نیمرخ لیپیدی مردان غواص انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 6 مرد غواص عضو تیم امداد و نجات جمعیت هلال احمر استان کهکیلویه و بویراحمد انجام شد. آزمودنیها در روز اول در عمق 1 متر، روز دوم در عمق 10 متر و روز سوم در عمق20 متر به مدت 20 دقیقه با شدت 40 تا 50 درصد ضربان قلب ذخیرهای بهصورت رفت و برگشت غواصی کردند. آزمودنیها در اعماق 10 و 20 متری در ارتفاع 3 متری تا سطح آب به مدت پنج دقیقه سیفتی استاپ (توقف) داشتند. قبل و بعد از غواصی از همه غواصان خونگیری شد و میزان CRP و نیمرخ لیپیدی مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها : افزایش فشار محیطی ناشی از غواصی در سه عمق یک، 10 و 20 متری دریا سبب افزایش معنی دار سطح CRP گردید (P<0.05). تغییرات معنیداری در میزان تریگلیسرید، کلسترول تام و لیپوپروتئین کمچگال مشاهده نشد؛ اما این تغییرات سبب افزایش معنیدار لیپوپروتئین پرچگال گردید (P<0.05).
نتیجهگیری : غواصی اسکوبا در اثر حمل تجهیزات تنفسی در حین فعالیت، حتی با وجود تغذیه تنفسی، موجب افزایش سطح CRP و نمیرخ لیپیدی میگردد.
ابراهیم مهدوی، شرابه هزارخوانی، سیدمهران حسینی،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : مقاومت به انسولین در کمکاری تیروئید شایع بوده و تشخیص زودهنگام آن به عنوان یکی از عوامل خطر مستقل در بروز عوارض قلبی - عروقی دارای اهمیت است. استاندارد طلایی ارزیابی مقاومت به انسولین روش کلامپ انسولینی است که کاربرد بالینی بسیار محدودی دارد. شاخصهای تریگلیسرید – گلوکز (triglyceride glucose, TyG) و هما (homeostasis model assessment: HOMA) دو معیار کمی غیرتهاجمی برای ارزیابی مقاومت به انسولین هستند. این مطالعه به منظور تعیین مقاومت به انسولین براساس شاخص هما و تریگلیسرید-گلوکز در بیماران مبتلا به کمکاری تیروئید انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 23 بیمار دارای کمکاری تیروئید تازه تشخیص داده شده شامل 15 بیمار با کمکاری تیروئید آشکار و 8 بیمار با کمکاری تیروئید تحت بالینی انجام شد. تستهای بیوشیمیایی عملکرد تیروئید، پروفایل چربیها، گلوکز و انسولین ناشتا در هنگام تشخیص (نوبت اول) و پس از هشت هفته درمان کمکاری تیروئید (نوبت دوم) اندازهگیری و مقاومت به انسولین و تغییرات شاخصهای TyG و HOMA بررسی گردید.
یافتهها : موارد مقاومت به انسولین در هر دو گروه کمکاری تیروئید آشکار و تحت بالینی براساس شاخص HOMA نسبت به شاخص TyG بیشتر بود. در گروه کمکاری تیروئید آشکار در نوبت اول شیوع مقاومت به انسولین براساس شاخص HOMA نسبت به شاخص TyG بیش از دو برابر و در نوبت دوم بیش از سه برابر تعیین شد. در گروه کمکاری تیروئید تحت بالینی شیوع مقاومت به انسولین در نوبت اول براساس شاخص HOMA نسبت به شاخص TyG بیش از چهار برابر و در نوبت دوم بیش از سه برابر بود. در گروه کمکاری تیروئید تحت بالینی شیوع مقاومت به انسولین براساس شاخص HOMA قبل و بعد از درمان از نظر آماری تغییر معنیداری داشت (P<0.05). در گروه کمکاری تیروئید آشکار هیچیک از شاخصهای مقاومت به انسولین بعد از درمان نسبت به قبل از درمان از نظر آماری تغییر معنیداری نشان ندادند.
نتیجهگیری : هشت هفته درمان کمکاری تیروئید و کاهش سطح TSH در گروههای دارای کمکاری تیروئید آشکار و تحت بالینی در کاهش دو شاخص مقاومت به انسولین HOMA و TyG موثر نبود.
مریم رضاپور، بابک معصوم، الهام بنی مصطفوی، سیدحمزه حسینی،
دوره 20، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده
اختلال وسواسی جبری با گروهی از علایم شامل افکار مزاحم، آیینها، مشغلههای ذهنی و اجبارها تظاهر مییابد. این وسواسها و اجبارها ناراحتی زیادی برای فرد ایجاد میکند. تروما به سر و آسیب مغزی به عنوان یکی از دلایل نادر این اختلال شناخته شده است. در این مقاله سه بیمار مرد مبتلا به اختلال وسواسی - جبری پس از تروما به سر معرفی شده است. بیماران بهدنبال ضربه به سر و کاهش سطح هوشیاری دچار اختلال وسواسی جبری شدند و این اختلال در آنان قبل از تروما به سر وجود نداشت. محلهای آسیبدیده مغزی این بیماران که همگی ضربههای شدید به سر داشتند؛ توسط تصویربرداری مغزی ارزیابی شد. در بیمار اول ضایعه در تمپورال راست، در بیمار دوم ضایعه در تمپورال راست و فرونتال دوطرف و در بیمار سوم ضایعه ناحیه اسپلنیوم کورپوس کالوزوم و پایک مغزی راست و آسیب اکسونی منتشر و هماتومای خارج محوری در منطقه تمپورال چپ مشاهده گردید. با مشاهده یافتههای تصویربرداری میتوان نتیجهگیری نمود که بین آسیب ایجاد شده در مغز و وقوع علایم اختلال وسواسی - جبری ارتباط وجود دارد.
سیداحمد حسینی، محمدهادی قریب، علی ژیانی اصغرزاده، مجید کریمی، مصطفی زارع، فریبا اسمعیل مشرفی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده
کیستهای آراکنوئید به دو صورت اولیه و ثانویه وجود دارند. شیوع این کیستها حدود یک درصد از ضایعات فضاگیر جمجمه است و مطابق موقعیت آناتومیک میتوانند سبب تظاهرات بالینی متفاوتی مانند همیپارزی، افزایش فشار داخل جمجمه، ماکروسفالی، سردرد ایزوله و توقف رشد شوند. سیر طبیعی بیماری دقیقاً مشخص نیست. بعضی از افراد در تمام طول عمرشان بدون علامت هستند و برخی سالها فاقد علامت بوده و سپس علامتدار میشوند. مورد گزارش شده مربوط به پسر ۱۰ سالهای است که تنها علامت بالینی وی سردرد ژنرالیزه بود. موقیت آناتومیک کیست در لوب راست تمپورال مغز و بر روی استخوانهای تمپورال، پریتال، بال بزرگ و حفره استخوان اسفنوئید بود. آراکنوئید کیست در پی سیتی اسکن و MRI تشخیص داده شد. طی دوره درمانی سه روزه با بروفن علایم بهبود پیدا یافت و بیمار تحت پیگیری قرار گرفت تا در صورت ظهور نشانه بالینی جدید درمان مناسب مانند جراحی و خارج کردن مایع درون کیست انجام گردد.
نوشین یزدانی، سیدابراهیم حسینی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : آلوئهورا گیاهی است که با داشتن خواص آنتیاکسیدانی باعث اصلاح شاخصهای اکسیداتیو میشود. استفاده از رژیمهای غذایی پرچرب باعث شیوع اختلالات کبدی میشوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی عصاره هیدروالکلی ژل آلوئهورا برآنزیمها و ساختار بافتی کبد موشهای صحرایی دریافت کننده رژیم غذایی پرچرب انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی از 40 سر موش صحرایی نر بالغ در گروههای کنترل (فاقدتیمار)، شاهد (تیمار با رژیم پرچرب 10 میلی گرم بر میلی لیتر) و سه دسته گروه تجربی دریافت کننده رژیم غذایی پرچرب (10 میلی گرم بر میلی لیتر) به همراه دوزهای 150، 300 و 600 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره ژل آلوئهورا استفاده گردید. تجویزها 60 روزه و به صورت گاواژ انجام گردید. در پایان پس از بیهوش نمودن حیوانات و خونگیری از قلب آنها برای اندازهگیری آنزیمهای آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP) و آسپارتات ترانس آمیناز (AST) کبد آنها خارج و پس از تهیه مقاطع بافتی سلولهای کبدی شمارش و نتایج حاصل از مطالعات بافتی، شمارش سلولی و آنزیمهای کبدی ارزیابی گردید.
یافتهها : رژیم غذایی پرچرب باعث افزایش آماری معنیدار آنزیمهای ALP و ALT و افزایش آماری معنیدار تعداد سلولهای کوپفر و کاهش آماری معنیدار تعداد هپاتوسیتها نسبت به گروه کنترل گردید (P<0.05). در ساختار بافتی کبد تغییراتی نظیر پرخونی، تورم سلولی، تحلیل واکوئلر، آپوپتوز و بالونی شدن هپاتوسیتها مشاهده شد. در حالی که در گروههای دریافت کننده آلوئهورا با رژیم پرچرب تغییرات ایجاد شده اصلاح گردید.
نتیجهگیری : رژیمهای غذایی پرچرب با ایجاد آسیبهای بافتی در کبد باعث افزایش میزان سرمی آنزیمهای ALP و ALT میشود و عصاره آلوئهورا مانع اثرات مخرب رژیم غذایی پرچرب بر ساختار بافتی کبد شده و از این طریق بهصورت غیروابسته به دوز باعث کاهش فعالیت آنزیمهای کبدی ALT و ALP میگردد.
پژمان هادی نژاد، سیدحمزه حسینی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده
ترازودون یک مهار کننده ضعیف بازجذب سروتونین و آنتاگونیست قوی گیرندههای سروتونینی 5HT2A و 5HT2C است. بیاختیاری ادرار ناشی از داروهای ضدافسردگی عارضه نادری است. عوارض جانبی ناشی از داروهای ضدافسردگی میتواند به تاخیر در بهبودی و در نهایت عدم کمپلیانس بیماران منجر شود. بیمار خانم ۶۳ ساله یائسه و متاهل بود که سابقه افتادگی مثانه و مصرف داروهای کوئیتیاپین و پروپرانولول را از قبل داشت؛ اما سابقه هیچ نوع بیماری جسمی، مصرف مواد و بیاختیاری ادرار را قبل از تجویز دارو نداشت. بیمار به علت افسردگی، اضطراب و بیخوابی با تجویز روانپزشک شروع به مصرف قرص ترازودون به میزان ۵۰ میلیگرم شبانه نمود. پس از آن بهصورت ناگهانی دچار بیاختیاری ادرار گردید و به علت عدم قطع شدن عارضه، مجبور به قطع دارو گردید. پس از قطع دارو عارضه برطرف گردید. پس از قطع بیاختیاری ادراری بیمار و بهبودی کامل، مجدداً داروی ترازودون با همان دوز ۵۰ میلیگرم برای خواب شروع شد و بلافاصله پس از تجویز دارو بیمار مجدداً دچار بیاختیاری ادراری گردید. در نتیجه این دارو را بایستی یک عامل مهم ایجاد کننده بیاختیاری ادرار در نظر گرفت و با احتیاط اقدام به تجویز آن نمود.
زینب غلامی، سیدمرتضی صفوی، پروانه صانعی، آوات فیضی، پیمان ادیبی،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : چاقی یک مشکل عمده بهداشت عمومی در جهان محسوب میشود. شیوع و شدت چاقی در سالهای اخیر افزایش یافته است. سیری به عنوان سرکوب دریافت بیشتر غذا پس از تمام شدن خوردن تعریف شده است. نمایه سیری (Satiety Index: SI) یک ابزار برای اندازهگیری توانایی غذاها برای ارضای گرسنگی و منعکس کننده مقدار کل پری ایجاد شده توسط مقداری از غذاهای آزمودنی به مدت بیش از دو ساعت (سیری کوتاه مدت) است. این مطالعه به منظور تعیین نمایه سیری ماست کمچرب در مقایسه با نان سفید در بزرگسالان سالم با نمایه توده بدنی طبیعی انجام گردید.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 30 فرد سالم با نمایه توده بدنی طبیعی در محدوده سنی 18 تا 53 سال طی دو روز متوالی انجام شد. در روز اول هر فرد 90 گرم نان سفید و در روز دوم 526 گرم ماست کمچرب (1.5%) در مدت 15 دقیقه مصرف نمود.
مقدار سیرکنندگی نان سفید و ماست کمچرب بر اساس مقیاس VAS و LIKERT سنجیده شد. آلفای کرونباخ برای سیر کنندگی نان سفید 0.89 و برای ماست کمچرب 0.947 محاسبه گردید.
یافتهها : نمایه سیری ماست کمچرب 1.46±136.66 درصد در مقایسه با نان سفید (با نمایه سیری 100) تعیین شد. میزان تغییرات سیرکنندگی ماست کمچرب و نان سفید 120 دقیقه بعد از مصرف آنها، به نسبت لحظه شروع براساس مقیاس VAS معنیدار نبود؛ ولی براساس مقیاس LIKERT میزان سیرکنندگی برای ماست کمچرب (تغییرات 0.43±1.60) افزایش معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری : در جمعیت بزرگسال با وزن طبیعی نمایه سیری ماست کمچرب نسبت به نان سفید نشاندهنده سیرکنندگی بیشتر ماست کمچرب نسبت به نان سفید است.
فاطمه شیخی، شهناز طبیعی، سیدابوالفضل وقار سیدین، غلامعلی ریاحی نوکنده،
دوره 20، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماران شرایط پر استرسی را بعد از عمل جراحی قلب تجربه میکنند. بیشترین خواسته این بیماران کسب احساس آسایش است. ماساژ بازتابی از جمله مراقبتهای طب مکمل در تامین آسایش است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ماساژ بازتابی کف پا بر احساس آسایش در بیماران تحت جراحی بایپس عروق کرونر انجام شد.
روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 70 بیمار به روش بلوکینگ جایگشتی در دو گروه 35 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه کنترل تنها مراقبتهای روتین را دریافت نمودند. بیماران گروه مداخله بعد از کنترل علایم حیاتی، ماساژ بازتابی را با فشار انگشت شست دست بر نقطه بازتابی قفسهسینه که زیر انگشت شست پای چپ است؛ بهصورت فشاری متناوب در جهت عقربههای ساعت به مدت 2دقیقه و در مجموع 15 دقیقه طی شش روز متوالی دریافت نمودند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه راحتی بیماران بستری (Hospice Comfort Questionnair: HCQ) بود که طی دو مرحله، پس از گذشت 24 ساعت از جراحی، قبل از اجرای ماساژ و روز ششم بعد از اجرای ماساژ تکمیل شد.
یافتهها : مقایسه نمره احساس آسایش در کل بین گروههای مداخله و کنترل در ابتدای مطالعه و انتهای مطالعه تفاوت آماری معنیداری نشان نداد. همچنین مقایسه میانگین مقادیر ابتدا و انتهای مطالعه مربوط به نمره حیطههای تسکین، آسودگی و تعالی بیماران دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری : اجرای ماساژ بازتابی کف پا در بیماران تحت جراحی بایپس عروق کرونر بر احساس آسایش اثری ندارد.
کیوان حجازی، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری ضیاءالدینی، مهدیه زعیمی،
دوره 20، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : سنتز پروتئین جفت نشده نوع یک (Uncoupling Protein 1: UCP-1) در بافت چربی نقش مهمی در ایجاد مقاومت در برابر تجمع چربی، پیشگیری از افزایش وزن و چاقی دارد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین هوازی با شدتهای متوسط و زیاد بر سطح سرمی آیرزین و پروتئین جفت نشده نوع یک بافت (UCP-1) چربی سفید موشهای صحرایی نر چاق انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر چاق نژاد ویستار (وزن 250 الی 300 گرم، نمایه توده بدن بالای30 گرم برسانتیمتر مربع) به سه گروه تمرین هوازی با شدت متوسط، شدت بالا و کنترل تقسیم شدند. تمرین هوازی هشت هفته، 5 جلسه در هفته و هر جلسه 60 دقیقه دویدن بود که به ترتیب گروه های متوسط و بالا آن را با سرعت 28 و 34 متر در دقیقه روی نوار گردان انجام دادند. 48 ساعت پس از دوره تمرین، سطح پروتئین UCP-1 و آیرزین اندازه گیری شد.
یافتهها : سطح پروتئین UCP-1 بافت چربی و آیرزین سرمی هر دو گروه تمرین هوازی در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت و این افزایش تنها در گروه تمرین هوازی با شدت متوسط نسبت به گروه کنترل از نظر آماری معنیدار بود (p<0.05).
نتیجهگیری : 8 هفته تمرین هوازی به ویژه با شدت متوسط منجر به افزایش سطح پروتئین UCP-1 بافت چربی و آیرزین سرمی گردید.
سیدعلی اصغر حسینی، امیرحسین حقیقی، سیدعلیرضا حسینی کاخک،
دوره 20، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : مصرف مواد مخدر و اعتیاد به آنها میتواند بر عملکرد ریوی و جسمانی افراد اثرات منفی داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرین ترکیبی با شدتهای مختلف بر عملکرد ریوی و جسمانی مردان معتاد مرکز بازپروری شهر سبزوار انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 30 مرد معتاد با میانگین سنی 37.56±7.1 سال تحت مراقبت و مداوا در مرکز بازپروری شهر سبزوار در پاییز 1394 انجام شد. آزمودنیها به صورت غیرتصادفی در گروههای 10 نفری کنترل و مداخله اول و مداخله دوم قرار گرفتند. گروه کنترل در هیچ برنامه تمرینی شرکت نداشت. دو گروه مداخله در یک برنامه تمرینات هوازی و مقاومتی برای مدت شش هفته (چهار بار در هفته) شرکت کردند. تمرینات گروههای مداخله اول و مداخله دوم به ترتیب با شدت 50-65% و 65-80% یک تکرار بیشینه یا حداکثر ضربان قلب انجام شد. قبل و بعد از دوره تمرینی، آزمونهای اسپیرومتری، توان هوازی بیشینه، قدرت و استقامت عضلات بالاتنه و قدرت ویژه عضلات تنفسی از همه آزمودنیها گرفته شد.
یافتهها : در دو گروه مداخله بهبود شاخص اوج جریان بازدمی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (p<0.05). همچنین این متغیر در گروه مداخله دوم در مقایسه با گروه مداخله اول افزایش آماری معنیداری داشت (p<0.05). شاخصهای قدرت ویژه عضلات تنفسی، توان هوازی بیشینه و حداکثر تهویه ارادی بین سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماری معنیداری نشان ندادند. استقامت و قدرت عضلات بالاتنه، حجم بازدمی با فشار در ثانیه اول و ظرفیت حیاتی با فشار، فقط در گروه مداخله دوم در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری یافت (p<0.05). شاخص نسبت حجم بازدمی با فشار در ثانیه اول به ظرفیت حیاتی با فشار، بین دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنیداری نشان داد (p<0.05) و این متغیر بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری : اجرای تمرینات هوازی و مقاومتی با شدت بیشتر سبب بهبود شاخصهای ظرفیت حیاتی با فشار، حجم بازدمی با فشار در ثانیه اول، قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه میشود.
ادریس باوردی مقدم، سیدصدرالدین شجاعالدین، حسین رادفر،
دوره 20، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : سالمندی به عنوان یکی از مراحل تکاملی زندگانی بوده و یک مرحله اجتنابناپذیر جامعه بشری است که میتواند سبب ضعف تعادل و در پی آن آسیب، کاهش استقلال و مرگ زودرس شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر یک دوره تمرینات پیلاتس (آمادگی جسمانی روحی) بر تعادل عملکردی مردان سالمند انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه شبهتجربی روی 28 مرد سالمند با میانگین سنی 60 سال به بالا با تخصیص غیرتصادفی در دو گروه 14 نفری مداخله و کنترل انجام شد. گروه مداخله به مدت شش هفته سه جلسه در هفته برنامه تمرین پیلاتس را اجرا نمودند. تمرینات پیلاتس شامل حرکات کششی و قدرتی است که در طول دامنه حرکتی مفصل با یک سرعت کنترل شده همراه با تمرکز و تنفسهای عمیق انجام میشود. تعادل عملکردی با استفاده از آزمون رفت و برگشت اندازهگیری شد.
یافتهها : در انتهای مطالعه، نتایج آزمون تعادل عملکردی گروه مداخله (10.11±0.53 sec) در مقایسه با گروه کنترل (12.61±1.14 sec) کاهش آماری معنیداری نشان داد (p<0.05).
نتیجهگیری : بهکارگیری تمرینات پیلاتس میتواند بر بهبود تعادل عملکردی مردان سالمند اثرگذار باشد.
سیدمحمد ابوترابزاده بیرجند، فاطمه مصفا، علی قاسمی، راضیه قدسی،
دوره 20، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده
زمینه و هدف : شیوع بالای سرطان در جوامع مختلف و مقاومت داروهای موجود در درمان سرطان، سبب علاقهمندی زیادی برای کشف داروهای جدید ضدسرطان در علم شیمی دارویی شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدسرطانی دو ترکیب جدید کینولینی روی سلولهای سرطانی معده انسان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی، اثر ضدسرطانی دو ترکیب کینولینی با نام اختصاری RQ1 و RQ2 با انجام تست سمیت سلولی MTT بررسی شد. این تست روی دو رده سلولهای سرطانی معده حساس و مقاوم به دانوروبیسین انجام شد. با انجام تست PI و آنالیز فلوسایتومتری مکانیسم توقف در فاز G2/M چرخه سلولی و القای آپوپتوز توسط ترکیبات کینولی بررسی شد.
یافتهها : دو ترکیب جدید کینولینی RQ1 و RQ2 با IC50 برابر با 38-25 میکرومولار روی سلولهای سرطانی معده حساس و مقاوم به دانوروبیسین اثر سمی داشتند. بهترین اثر ضدسرطانی مربوط به ترکیب RQ2 روی رده سلولهای سرطانی معده حساس به دانوروبیسین با IC50 برابر با 25 میکرومولار بود. درصد سلولهای سرطانی معده مقاوم به دانوروبیسین در فاز G2/M در غلظت 25 میکرومولار این ترکیبات به ترتیب 35.95% و 34.88% و 41.11% و 42.89% از این سلولها، بعد از تیمار با غلظت 50 میکرومولار این ترکیبات دچار توقف در فاز G2/M شدند.
نتیجهگیری : دو ترکیب جدید کینولینی RQ1 و RQ2 اثر ضدسرطانی موثری روی دو رده سلولهای سرطانی معده حساس و مقاوم به دانوروبیسین از خود نشان دادند.
جمیله ابن الشریعه، سیدمجتبی عقیلی،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: طلاق به عنوان یکی از بحرانهای زندگی میتواند منجر به بروز مشکلات عاطفی و رفتاری گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب Glasser به شیوه گروهی بر سلامت عمومی و باورهای وسواسی زنان مطلقه انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبهتجربی 30 زن مطلقه مشغول به تحصیل در مدارس بزرگسال به صورت غیرتصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. در ابتدای مطالعه برای هر دو گروه پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) (اضطراب، کارکرد اجتماعی، نشانههای بدنی و افسردگی) و پرسشنامه افکار وسواسی (OBQ-44) (مسؤولیتپذیری، کمالطلبی و اهمیت دادن به افکار) تکمیل گردید. برای گروه مداخله طی 8 جلسه، هفتهای یک جلسه به مدت دو ساعت جلسات آموزشی واقعیتدرمانی مبتنی بر نظریه انتخاب Glasser برگزار شد و برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. در انتهای مطالعه از هر دو گروه پس آزمون بهعمل آمد.
یافتهها: آموزش گروهی واقعیت درمانی آزمودنیهای گروه مداخله سبب کاهش آماری معنیدار در تمامی ابعاد دو متغیر سلامت عمومی و باورهای وسواسی در مقایسه با گروه کنترل گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: آموزش گروهی واقعیت درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب Glasser سلامت عمومی زنان مطلقه را بهبود میبخشد و سبب کاهش باورهای وسواسی آنان میگردد.
علیرضا جباری، سیدمحمد موسوی، مانی منجمی، سیدجابر موسوی،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مهمترین نوع اختلال هویت جنسیتی، دگرجنس باوری است که ویژگی آن تمایل شدید به اتخاذ هویت جنس مخالف بدون توجه به امتیازهای فرهنگی است. نتایج مطالعات در مورد نتایج درمان جراحی برحسب تعریف موفقیت و نحوه ارزیابی در بیماران دچار اختلال هویت جنسی بسیار متفاوت است. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت عملکرد جنسی پس از انجام عمل جراحی تغییر جنسیت از مرد به زن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 40 بیمار دارای اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به یک کلینیک جراحی تهران به روش سرشماری طی سالهای 94-1393 انجام شد. وضعیت عملکرد جنسی با استفاده از پرسشنامه شاخص عملکرد جنسی زنان (Female Sexual Function Index: FSFI) تعیین گردید.
یافتهها: 95 درصد بیماران میل و تهییج جنسی مناسب، 75% رضایت، 57.5% میزان رطوبت، 27.5% ارگاسم مناسب و 25% درد داشتند. با این حال از نظر میزان عملکرد کلی جنسی، تنها 12.5% عملکرد جنسی رضایتبخش داشتند. بین تحصیلات، شغل، محل زندگی، سابقه قبلی بیماریهای روانی و زمان جراحی با عملکرد جنسی رابطه آماری معنیداری مشاهده نشد. 15 نفر (42.9%) از بیماران سابقه مصرف داروهای روانگردان یا مواد مخدر داشتند و میانگین نهایی نمره عملکرد جنسی همگی آنان نامطلوب ارزیابی شد.
نتیجهگیری: عملکرد جنسی افراد تغییر جنسیت داده از مرد به زن نامطلوب ارزیابی شد. درد هنگام رابطه جنسی و نرسیدن به ارگاسم دو عامل مهم در این زمینه تعیین شدند.
دانیال باقری، رضاعلی محسنی، سیدمحمدصادق مهدوی،
دوره 20، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مخاطرات زیستمحیطی یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده سلامت انسانها است. رشد چشمگیر جمعیت و سبک زندگی نوین موجب بروز انواع مشکلات زیستمحیطی و شیوع بیماریها شده است. این مطالعه به منظور تعیین نگرش و دانش در رفتار زیستمحیطی شهروندان شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی – تحلیلی روی 400 نفر (209 مرد و 191 زن) از شهروندان شهر گرگان طی سال 1396 انجام شد. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری چند مرحلهای استفاده گردید. شهر گرگان طبق تقسیمات شهری به 3 طبقه تقسیم شد و محلههای درون طبقات به عنوان خوشه در نظر گرفته شدند. از هر منطقه 40 درصد محلات بهصورت تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزارهای مورد استفاده برای جمعآوری دادهها پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامههای دانش، نگرش و رفتار زیستمحیطی بود.
یافتهها: سطح نگرش و دانش زیستمحیطی شهروندان ضعیف و رفتار حامی محیط زیست آنان قوی ارزیابی شد. افراد با سن بالاتر، تحصیلات بالاتر و میزان اشتغال رفتار حامی محیط زیست بهتری داشتند (P<0.05). بین نگرش زیستمحیطی با رفتار حامی محیط زیست رابطه آماری معنیدار و معکوس یافت شد (P<0.05). افزایش دانش زیستمحیطی سبب افزایش رفتار حامی محیط زیستی گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: سطح دانش و نگرش زیستمحیطی شهروندان گرگان ضعیف و رفتار حامی محیط زیستی آنان قوی ارزیابی شد.