[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86963064
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
554 نتیجه برای محمد

زهرا سادات دامرودی، نرگس زاده راشکی، زهرا شاه محمدی، سهراب بوذرپور، نازنین منصور مشتاقی، شعبان قلندرآیشی، آرزو نگهداری، مهدی وکیلی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان شایع‌ترین سرطان در بین زنان سراسر جهان بوده و از نظر میزان مرگ و میر در رده دوم قرار دارد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های فردی، بالینی و آزمایشگاهی زنان مبتلا به ضایعات پستان در مراجعین به بیمارستان دکتر بسکی گنبدکاووس انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 130 زن دارای ضایعات پستان (خوش‌خیم و بدخیم) جراحی شده در بیمارستان دکتر بسکی گنبد کاووس طی فروردین 1398 لغایت اسفند 1399 انجام شد. داده‌های دموگرافیک (سن، سابقه خانوادگی و قومیت) و نتایج آسیب‌شناسی (درجه‌بندی، نوع ضایعه، نوع جراحی، مکان، اندازه تومور) مورد ارزیابی قرار گرفتند.


یافته‌ها: ضایعات پستان در 51.53% بدخیم و در 48.46% خوش‌خیم بودند. بیشترین نوع توده بدخیم داکتال کارسینومای تهاجمی (71.64%) و بیشترین نوع توده خوش‌خیم فیبروآدنوما (69.84%) بودند. بیشتر موارد بدخیم در بیماران گروه سنی 41 تا 50 سال (43.28%) مشاهده شد. تقریباً نیمی از جمعیت مورد مطالعه (49.15%) فاقد سابقه خانوادگی مثبت و حدود یک چهارم بیماران حداقل یکی از بستگان درجه اول یا دوم مبتلا به سرطان پستان داشتند. اکثر مبتلایان (44.78%) تومورهای بدخیم درجه II داشتند. 78.51% درصد زنان قبل از جراحی‌های پستان تحت شیمی‌درمانی قرار نگرفته بودند. همچنین حدود نیمی از بیماران (58 بیمار، 49.57%)، پس از جراحی تحت هیچگونه درمان کمکی قرار نگرفتند؛ با این وجود شیمی‌درمانی بیشترین نوع درمان کمکی (16 مورد، 13.86%) بعد از عمل بود. درمان همزمان شیمی‌درمانی و رادیودرمانی در 24.78% بیماران پس از جراحی انجام گردید. ارتباط آماری معنی‌داری بین سن با نوع ضایعه، درمان‌های کمکی بعد از عمل و درگیری گره‌های لنفاوی مشاهده گردید (P<0.05). بین سن با اندازه تومور و بین سابقه خانوادگی با درجه بدخیمی تومور ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). همبستگی معنی‌داری بین سن و درجه بدخیمی تومور (P=0.02, F(2.48)=4.19) یافت شد. به طوری که در سن ابتلا پایین‌تر، درجه بدخیمی بیشتر است.


نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده سن پایین ابتلا به ضایعات بدخیم پستان در شهرستان گنبدکاووس در شرق استان گلستان بود. بیشتر ضایعات بدخیم از نوع داکتال کارسینومای تهاجمی و درجه II بودند. ارتباط مثبت سابقه خانوادگی سرطان بر درجه‌بندی تومورهای پستان به‌دست آمد.


علی جعفری، زهرا نوروزی، فاضل عیسی پناه املشی، ایمان شهابی نسب، پوریا قدیریان، شاهین شاه یوسفی، محمدتقی بادله شموشکی، سیده فاطمه موسوی عمادی، سیما بشارت،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری سلیاک که نوعی سوءجذب موادغذایی است؛ می‌تواند در صورت عدم رعایت رژیم غذایی فاقد گلوتن منجر به عوارض مختلفی از جمله بیماری‌های روانشناختی و افسردگی گردد. این مطالعه به منظور برآورد فراوانی اختلال خلقی افسردگی و ارتباط آن با پایبندی به رژیم فاقد گلوتن در بیماران مبتلا به سلیاک انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 47 بیمار مبتلا به سلیاک (30 زن و 17 مرد) با میانگین سنی 10.7±40.88 سال در مرکز تحقیقات گوارش و کبد گلستان طی تابستان 1399 انجام شد. از بیماران خواسته شد تا پرسشنامه بک 13 سوالی را تکمیل نمایند. تست پایبندی به رژیم غذایی سلیاک (CDAT) برای بررسی پایبندی از دید خود فرد و ارزیابی استاندارد شده توسط متخصص تغذیه (SDE) برای ارزیابی پایبندی بیمار از دیدگاه مصاحبه گر استفاده گردید.


یافته‌ها: 28 بیمار مبتلا به سلیاک (6/59 درصد) دچار درجاتی از افسردگی بودند. بر اساس SDE میزان پایبندی بیماران به رژیم فاقد گلوتن 83 درصد گزارش شد. بین میزان پایبندی به رژیم فاقد گلوتن و افسردگی در این بیماران ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد. بین افسردگی با جنسیت و سن بیماران ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد.


نتیجه‌گیری: فراوانی افسردگی در بیماران مبتلا به سلیاک بالا ارزیابی شد؛ اما رابطه آماری معنی‌داری با پایبندی به رژیم فاقد گلوتن نداشت.


مهدی وحید بالان، محمدرضا نصیرزاده،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: وینکریستین به عنوان یک داروی ضدسرطان مهم، برای کبد بسیار سمی است. رزوراترول یک پلی فنل طبیعی است که در منابع گیاهی مختلف یافت می‌شود. مطالعات چندی نشان‌دهنده اثرات ضدالتهابی و آنتی‌اکسیدانی رزوراترول هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظت کبدی و آنتی‌اکسیدانی رزوراترول در برابر سمیت ناشی از وینکریستین سولفات روی موش سوری انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 32 سر موش سوری ماده بالغ نژاد NMRI با وزن 20 تا 25 گرم به طور تصادفی به 4 گروه 8 تایی شامل گروه کنترل، گروه وینکریستین، گروه وینکریستین + رزوراترول و گروه رزوراترول تقسیم شدند. موش‌ها داروی وینکریستین را به‌صورت صفاقی با دوز mg/kg/bw3 هفته‌ای یک‌بار به مدت 4 هفته و رزوراترول را با دوز mg/kg/bw30 به مدت 28 روز از طریق گاواژ معدی دریافت کردند. در پایان مطالعه میزان فعالیت آنزیم‌های کبدی ALT وAST سرم اندازه‌گیری شد. فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان شامل GPX، SOD، سطح مالون دی‌آلدئید و میزان ظرفیت تام آنتی اکسیدانی کبد اندازه‌گیری شد.


یافته‌ها: فعالیت آنزیم‌های کبدی ALT و AST و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان SOD و GPX در گروه وینکریستین در مقایسه با گروه کنترل کاهش و سطح مالون دی‌آلدئید افزایش معنی‌داری یافت (P<0.05). همچنین تیمار با رزوراترول در گروه وینکریستین + رزوراترول در مقایسه با گروه وینکریستین موجب بهبود معنی‌دار پارامترهای مورد ارزیابی گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: رزوراترول در برابر آسیب اکسیداتیو القاشده توسط وینکریستین در بافت کبد موش سوری اثر محافظتی و آنتی‌اکسیدانی دارد.


مهلا منصوری، افسانه خواجوند خوشلی، محمد سبحانی شهمیرزادی،
دوره 24، شماره 4 - ( زمستان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات دفعی از جمله شب ادراری، بی اختیاری ادرار در روز و بی اختیاری مدفوع مشکلات رایج دوران کودکی هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی آموزش مادران با رویکرد آدلری – درایکورس بر اضطراب کودکان مبتلا به اختلالات دفعی انجام شد.


روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی مادران 20 کودک مبتلا به اختلالات دفعی مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی گوارش کودکان شهر گرگان با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری در سال 1399 انجام شد. بی‌اختیاری ادرار و بی‌اختیاری مدفوع کودکان بر اساس تشخیص پزشک از نوع اختلالات آناتومیک نبود و صرفاً با علایم روانشناختی و اختلالات دفعی کارکردی شناسایی شده بودند. مادران در دو گروه 10 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، برنامه آموزشی به روش آدلری – درایکورس را در 12 جلسه 90 دقیقه‌ای دریافت کردند. برای گروه کنترل مداخله‌ای صورت نگرفت. ابزار پژوهش مقیاس اضطراب کودکان اسپنس فرم والد سال 2001 (SCAS-P)  بود که توسط مادران در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری طی دوماه اجرا گردید و خرده مؤلفه‌های اضطراب شامل اضطراب فراگیر، هراس اجتماعی، وسواس-بی اختیاری، فوبی خاص و اضطراب جدایی مورد سنجش قرار گرفت.


یافته‌ها: میانگین نمره اضطراب کلی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش به ترتیب 4.04±69.1، 6.1±45.8 و 5.94±47.8 و در گروه کنترل به ترتیب 6.58±69 ، 4.89±67.8 و 5.59±67.6 به دست آمدند. نمرات پس‌آزمون تمامی زیرمقیاس‌های اضطراب کودکان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنی‌داری داشتند (P<0.05) و این تفاوت در طول دوره پیگیری به جز زیرمقیاس وسواس –بی‌اختیاری پایدار بودند (P<0.05).


نتیجه‌گیری: آموزش مادران به روش آدلری –درایکورس باعث کاهش اضطراب کودکان مبتلا به اختلالات دفعی می‌گردد.


علی‌محمد حیدرسرلک،
دوره 25، شماره 0 - ( ویژه نامه - اولین کنگره ملی اسلام و سلامت 1402 )
چکیده

 موضوع این تحقیق تببین رفتارهای اخلاقی است که انتظار می­رود یک مسلمان به هنگام شیوع بیماری­های همه­­گیر بدانها اهتمام ورزد. منابع تحقیق، کتابخانه ­ای شامل نصوص دینی، اعم از آیات، روایات، فتاوا و آراء فقها و اندیشمندان دینی­ هستند که با روش توصیفی از خلال فحص و بررسی منابع مذکور، رفتارهای بایسته دینی کشف و استنباط گردیده است. یافته های نویسنده حاکی از آنست که بایسته ­های اخلاقی یک مسلمان در هنگام بروز بیماری­های همه ­گیر، ذیل سه عنوان قرار می­گیرد: 1) بایسته های اخلاقی نسبت به خداوند متعال. 2) بایسته های اخلاقی شخص نسبت به خویش. 3) بایسته های اخلاقی نسبت به هم­نوعان. در نتیجه؛ از یک مسلمان انتظار می­رود پس از شناخت سه بایسته فوق با اتخاذ رفتار اخلاقی متناسب با یافته ­های شناختی، از اثرات منفی و نتایج زیانباری که شیوع بیمارهای همه ­گیر در پی دارند بکاهد تا به تبع آن، میزان موفقیت حاکمیت در کنترل و مهار همه ­گیری نیز افزایش یافته و بازگشت به زندگی عادی تسریع و تسهیل گردد.
ولی الله عباسی، محمد درگاه زاده، ابوالفضل خوشی،
دوره 25، شماره 0 - ( ویژه نامه - اولین کنگره ملی اسلام و سلامت 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت ابعاد مختلفی را شامل می­شود که یکی از مهمترین آنها سلامت معنوی است. این بعد از سلامت با اینکه دارای پیشینه طولانی است اما در چند دهه اخیر مورد توجه پزشکان و روان­شناسان واقع شده است. یکی از عوامل مؤثر در سلامت معنوی، عقلانیت است که همواره از بحث­انگیزترین مباحث در تاریخ تفکر بشری بوده است. این مطالعه به منظور تبیین رابطه سلامت و معنویت انجام شده است.


روش بررسی: این پژوهش از نوع تحلیلی – توصیفی است که با استفاده از روش کتابخانه­ای و بهره­ گیری از آیات و روایات و منابع تفسیری انجام شده است.


یافته‌ها: عقلانیت نه تنها معنویت ناسازگار نیست بلکه موجب تقویت آن می­شود. دین اسلام که نزولش برای تکامل و رشد سلامت معنوی بوده، همواره انسان­ها را به تعقل و عقل ­ورزی دعوت نموده و کسانی که از عقل و اندیشه بهره نمی­برند مورد مذمت قرار داده است.


نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می­دهد که عقلانیت رابطه مستقیمی با معنویت دارد و موجب سلامت معنوی انسان می­شود.


علی وفایی، مریم بختیاری، امیرسام کیانی مقدم، بشری شیرزاد، محمدرضا صادقی، نیما حاجی تبار فیروزجایی،
دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: پاندمی COVID-19 سلامت جسمانی و روانشناختی بسیاری از افراد را تحت تاثیر قرار داده است. این مطالعه به منظور تعیین نقش پیش‌بینی کنندگی ترس از COVID-19 و خستگی قرنطینه با افسردگی بیماران قلبی مادرزادی طی پاندمی ویروس کرونا انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 105 فرد (6 مرد و 99 زن) مبتلا به بیماری مادرزادی قلب مراجعه کننده به بیمارستان‌های شهیدرجایی و مرکز قلب تهران در سال 1400 به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. داده‌ها با استفاده از مقیاس افسردگی، مقیاس ترس از COVID-19 و پرسشنامه خستگی قرنطینه جمع‌آوری شدند.


یافته‌ها: مبتلایان به بیماری مادرزادی قلبی دارای 28.6% افسردگی خفیف و 7.6% افسردگی شدید بودند. خستگی قرنطینه در 43.8% از بیماران خفیف ارزیابی شد. ارتباط مثبت و معنی‌داری بین ترس از کرونا (P=0.001, r=0.195) و خستگی قرنطینه (P=0.001, r=0.617) با افسردگی یافت شد.


نتیجه‌گیری: ترس از بیماری COVID-19 با افسردگی ناشی از ویروس کرونا و خستگی قرنطینه ارتباط دارد.


نسرین البرزیان جونقانی، محمد فتحی، رحیم میرنصوری،
دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: شناخت سازوکارهای پیام‌رسانی سلولی درگیر در فرایند هایپرتروفی عضلانی یکی از چالش‌های علمی به حساب می‌آید. mTOR (Mammalian target of rapamycin) یا «هدف پستانداران راپامایسین» یکی از عوامل تنظیم‌کننده در این فرایند است که از طریق فسفریله شدن سنتز پروتئین در عضله اسکلتی را افزایش می‌دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر پروتئین فسفریله mTOR در عضلات چهارسررانی موش‌های صحرایی نر بالغ نژاد ویستار انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 16 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با سن شش هفته و میانگین وزن 190.93±4.97 گرم انجام شد. حیوانات به صورت تصادفی به دو گروه 8 تایی کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین، شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر روی نوارگردان انجام دادند. به طوری که 5 جلسه در هفته، افزایش بار در طول شش هفته از 6 تکرار اینتروال 30 متر در دقیقه 30 ثانیه‌ای در جلسات اول به یازده تکرار اینتروال 35 متر در دقیقه 30 ثانیه‌ای در پایان هفته ششم با فواصل استراحتی میان تناوب‌ها با سرعت 13 متر بر دقیقه به مدت 60 ثانیه انجام شد. گروه کنترل هیچگونه تمرینی نداشتند. موش‌ها بیهوش شدند و سپس عضله چهارسررانی بخش بیرونی استخراج گردید. سطح پروتئین فسفریله mTOR در عضله چهار سر رانی با روش ایمنوهیستوشیمی سنجیده شد.


یافته‌ها: تمرین تناوبی با شدت بالا موجب افزایش آماری معنی‌دار میزان پروتئینmTOR  فسفریله در عضلات چهارسر رانی گروه تجربی نسبت به گروه کنترل گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: فعالیت اینتروال می‌تواند از طریق mTOR بر روی هایپرتروفی عضلانی اثر مثبتی داشته باشد.


خدیجه سرایلو، زهرا وفایی نژاد، محمدعلی حدادی، مهین طاطاری،
دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری COVID-19 یک سندرم حاد تنفسی است که به دلیل عفونت‌زایی بالا به سرعت در جهان گسترش یافت. واکسیناسیون COVID-19 برای کنترل بیماری کرونا به طور گسترده انجام می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین واکسیناسیون COVID-19 با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی بیماران مبتلا به کرونا انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 1124 بیمار با تشخیص قطعی COVID-19 در شهرستان مینودشت از استان گلستان طی مرداد ماه سال 1400 انجام شد. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و چک لیست بررسی ویژگی‌های بیماران بود.


یافته‌ها: 51.8% مبتلایان به COVID-19 مرد، 26 درصد در گروه سنی 35 تا 45 سال و 76.5% از بیماران متاهل بودند. واکسیناسیون COVID-19 در 26.6% از بیماران انجام شده بود. بیماران واکسینه شده (27.1%) در مقایسه با بیماران واکسینه نشده (72.9%) کمتر از ماسک استفاده کرده بودند (P<0.05). 8.2% از بیماران مبتلا به کرونا در بیمارستان بستری شدند. میانگین روزهای بستری در بیماران واکسینه شده (7.8±6.4) به طور غیرمعنی‌داری کمتر از بیماران واکسینه نشده (8.3±5.9) بود. با افزایش سن و بیشتر بودن بیماری زمینه‌ای، میزان واکسیناسیون افزایش داشت (P<0.05). در افراد استفاده کننده از ماسک و دارا بودن سطح تحصیلات پایین‌تر، واکسیناسیون کاهش داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: انجام واکسیناسیون COVID-19 در مبتلایان به ویروس کرونا، تاثیری بر کاهش روزهای بستری در بیمارستان نداشت.


سیمین فاضلی پور، فائزه شهبازی زرگوش، طاهره ناجی، علی کلانتری حصاری، محمد بابائی،
دوره 25، شماره 1 - ( بهار 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تری اکسید مولیبدن (MoO3) یکی از نانوذراتی است که در صنعت به عنوان آنتی‌باکتریال استفاده می‌گردد. کلیه نیز یکی از اندام‌های مهم بدن در دفع مواد زاید و تنظیم بسیاری از فاکتورهای خونی است که تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می‌گیرد. به دلیل مصرف گسترده MoO3 برای ضدعفونی وسایل مربوط به اتاق عمل و اهمیت جسمک‌های کلیوی در تصفیه پلاسمای خون، این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوذرات تری اکسید مولیبدن بر کلیه موش صحرائی انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نژاد ویستار (با وزن 250 تا 300 گرم) به صورت تصادفی به 5 گروه 6 تایی شامل کنترل، شم (دریافت کننده سرم فیزیولوژی) و سه گروه تجربی (دریافت کننده تری اکسید مولیبدن در دوزهای 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن داخل صفاقی) تقسیم شدند. تزریقات به صورت داخل صفاقی و به مدت 35 روز انجام شد. پس از دوره تیمار، حیوانات بیهوش و خونگیری از قلب به عمل آمد. سپس نمونه‌های کلیه سمت راست خارج شدند و پس از تثبیت و آماده‌سازی بافتی، با روش استریولوژی برای تعیین تغییرات حجم قشر، حجم ناحیه مرکزی ، فضای ادراری و اجسام کلیوی مورد بررسی قرار گرفتند.


یافته‌ها: افزایش معنی‌دار حجم فضای ادراری در گروه‌های مصرف کننده MoO3 و کاهش حجم ناحیه مرکزی در گروه با دوز 200 میلی گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه‌های کنترل و شم مشاهده شد (P<0.05). حجم قشر کلیه در گروه دریافت کننده نانو ذره با دوز 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم افزایش معنی‌داری نسبت به گروه‌های کنترل و شم داشت (P<0.05). MoO3 موجب کاهش وزن حیوانات، افزایش اوره و کاهش حجم کلیه گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: نانوذرات تری اکسید مولیبدن می‌تواند سبب تغییرات موفولوژیک کلیه موش‌های صحرایی گردد.


هنگامه احمدی، آرمان اسلامی، محمدرضا هنرور، امراله شریفی،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: دانش تغذیه‌ای می‌تواند بر انتخاب مواد غذایی و در نتیجه عملکرد ورزشی افراد تاثیر بگذارد. مطالعه دانش، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای می تواند در انتخاب نوع آموزش و ایجاد هماهنگی بین ورزشکاران در تطبیق رفتارهای تغذیه‌ای نقش اساسی ایفا نماید. این مطالعه به منظور ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای ورزشکاران مرد رشته بدنسازی شهر گرگان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 104 ورزشکار مرد بالای 18 سال رشته بدنسازی با سابقه حداقل 3 ماه پیوسته ورزش بدنسازی در 13 باشگاه بدنسازی فعال شهر گرگان طی سال 1399 انجام شد. برای سنجش دانش، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای ورزشکاران از پرسشنامه استاندارد Parmenter و Wardle استفاده شد. تکمیل پرسشنامه توسط ورزشکاران و با راهنمایی محقق انجام شد. اطلاعات آنتروپومتری و ترکیبات بدن با استفاده از دستگاه Omron BF511 و توسط کارشناس تغذیه آموزش دیده گردآوری شد.


یافته‌ها: دانش تغذیه‌ای ضعیف در 70 نفر (67.3%) ، نگرش تغذیه‌ای ضعیف در 35 نفر (33.65%) و عملکرد تغذیه‌ای ضعیف در 81 نفر (77.88%) از ورزشکاران تعیین شد. بین دانش تغذیه‌ای با وزن (r=0.23, P=0.02)، نمایه توده بدنی (r=0.27, P=0.01) و درصد چربی بدن (r=0.22, P=0.02) و نیز بین عملکرد تغذیه‌ای با وزن بدن (r=0.31, P<0.001)، نمایه توده بدنی (r=0.27, P<0.001)، ساعات ورزش هفتگی (r=0.22, P=0.02) و سابقه بدنسازی (r=0.32, P<0.001) همبستگی آماری معنی‌دار مشاهده شد.


نتیجه‌گیری: سطح دانش، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای ورزشکاران بدنسازی شهر گرگان ضعیف ارزیابی گردید.


مهدی غفاری، محمد ربیعی، زهرا رئیسی، زهرا ثمری،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع بیماری کرونا ویروس جدید 2019 (COVID-19) میزان فعالیت بدنی و ورزش در زندگی افراد جامعه برای کاهش تماس بین فردی برای مهار عفونت بسیار کاهش یافت. این مطالعه به منظور تعیین اثر قرنطینه در زمان شیوع COVID-19 بر آمادگی جسمانی دانشجویان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 32 دانشجو (16 پسر و 16 دختر) مشغول به تحصیل در سال‌های 1400-1398 در دانشگاه شهرکرد انجام شد. سطح آمادگی جسمانی (شنا، دراز و نشست، طناب‌زنی و انعطاف‌پذیری) در سه زمان قبل از شروع کرونا ویروس، یک سال پس از شروع کرونا ویروس و پس از ۴ ماه تمرینات در منزل مورد سنجش و مقایسه قرار گرفت.


یافته‌ها: محدودیت‌های مربوط به دوران قرنطینگی COVID-19 سبب کاهش آماری معنی‌دار سطح آمادگی جسمانی دانشجویان در دوران بعد از کرونا در مقایسه با قبل از کرونا گردید (P<0.05). همچنین 4 ماه تمرین در منزل سبب افزایش آماری معنی‌دار شاخص‌های آمادگی جسمانی نسبت به زمان قرنطینه گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: دوران قرنطینه در زمان شیوع COVID-19 سبب کاهش آمادگی جسمانی دانشجویان مورد مطالعه شد و اجرای تمرینات چهارماهه در منزل سبب افزایش آمادگی جسمانی گردید.


محمد قلی زاده، احمد شادی، عمار مریم آبادی، مهناز نعمتی، ونکاترامانان سناپاتی، سیواکومار کارتیکیان،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد جمعیت و آلودگی‌های ناشی از تخلیه انواع فاضلاب‌های شهری، صنعتی و کشاورزی، شیرابه محل‌های دفن زباله و روان آب‌های سطحی سبب افزایش آلودگی منابع آب می‌گردند. ورود فلزات سنگین به محیط زیست به ویژه بوم‌سازگان آبی به علت ورود به زنجیره غذایی و به خطر افتادن سلامت انسان، یکی از نگرانی‌های جامعه است. این مطالعه به منظور تعیین میزان فلزات سنگین در عضله ماهیان کفشک زبان گاوی (Cynoglossus arel) و سنگسر معمولی (Pomadasys kaakan) در سواحل بوشهر، شمال خلیج فارس انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 20 قطعه ماهی کفشک زبان گاوی و 20 قطعه ماهی سنگسر معمولی از 3 ایستگاه ساحلی استان بوشهر شامل دیر، دیلم و بندر بوشهر طی بهار سال 1401 انجام شد. نمونه‌ها به طور تصادفی از بازار ماهی انتخاب شدند و پس از عملیات آماده‌سازی، زیست‌سنجی و هضم عضله ماهی توسط اسید نیتریک غلیظ، اندازه‌گیری غلظت فلزات سنگین نیکل، روی، مس، سرب و کادمیوم (میکروگرم در گرم) بافت عضله با دستگاه ICP-OES انجام شد. سپس میزان غلظت عناصر در بافت عضله ماهی به منظور مصارف انسانی با استانداردهای بین‌المللی (FAO، WHO، FDA، NHMRC و UKMAFF) مقایسه و طبق روش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا برای مصرف ماهی، برآورد جذب روزانه و شاخص‌های خطر فلزات سنگین محاسبه گردید.


یافته‌ها: شاخص پتانسیل خطر برای هر دو گونه کمتر از یک به دست آمد. جذب روزانه و هفتگی ماهی کفشک زبان گاوی (روی > مس > نیکل> سرب> کادمیوم) و ماهی سنگسر معمولی (مس > روی > نیکل > سرب> کادمیوم) تعیین شد. میانگین غلظت فلزات سنگین نیکل، روی، مس، سرب و کادمیوم در بافت عضله گونه‌های مورد مطالعه به ترتیب 1.88±0.07 ، 27.16±8.11 ، 11.55±4.12 ، 1.14±0.06 ، 0.19±0.03 میکروگرم در گرم تعیین شدند. بیشترین مقادیر فلزات مورد مطالعه در آبزیان به ترتیب روی > مس > نیکل >سرب> کادمیوم بود. غلظت فلزات در نمونه‌های آنالیز شده در مقایسه با استانداردهای بین‌المللی پایین‌تر بود.


نتیجه‌گیری: غلظت فلزات در ماهیان کفشک زبان گاوی و سنگسر معمولی از نظر مسمومیت، برای مصارف انسان قابل قبول ارزیابی شد. همچنین میزان پتانسیل خطرپذیری و شاخص خطر برای بیماری‌های غیرسرطانی در بالغین و کودکان در بافت عضله ماهی کمتر از 1 به دست آمد و مصرف این آبزیان هیچ مشکلی برای سلامت انسان ایجاد نمی‌کند.


نگار عسگری، محمدحسن نعیمی، علیرضا تهمتن، ثمین زمانی،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری خودایمنی است که سیستم اعصاب مرکزی را مورد هدف قرار می‌دهد. مطالعات مختلف نشان داده‌اند عوامل متعددی در بروز این بیماری و همچنین در جهت جلوگیری از پیشرفت آن موثر است. از جمله این عوامل می‌توان به هلیکوباکترپیلوری اشاره کرد. این مطالعه به منظور تعیین عفونت هلیکوباکترپیلوری در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس و افراد سالم انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 100 بیمار مبتلا به MS (میانگین سنی 36.99±9.87 سال) و 100 فرد سالم (میانگین سنی 38.05±11.38 سال) در استان گلستان طی سال 1400 انجام شد. گروه مورد شامل 80 مورد عود کننده-فروکش یابنده و 20 مورد پیشرونده ثانویه بودند. از هر دو گروه نمونه خون گرفته شد و پس از جدا کردن سرم با استفاده از تست الایزا، آنتی‌بادی ضدهلیکوباکترپیلوری (IgG) با تعیین تیتر آنتی‌بادی مشخص شد.


یافته‌ها: حضور IgG هلیکوباکترپیلوری در گروه مورد و شاهد به ترتیب 21 درصد و 44 درصد بود (P<0.05). میانگین غلظت IgG در گروه مورد به طور معنی‌داری کمتر از گروه شاهد (13.48±10.83 در مقابل 19.78±16.14 AU/ml) اندازه ‌گیری شد. درصد موارد مثبت آنتی‌بادی IgG علیه هلیکوباکترپیلوری در گروه عود شونده-فروکش یابنده و پیشرونده ثانویه بیماران مبتلا به MS به ترتیب 21.2% و 20% تعیین شد که اختلاف این دو گروه از نظر آماری معنی‌دار نبود.


نتیجه‌گیری: احتمالاً کمتر بودن حدود دو برابری سابقه عفونت هلیکوباکترپیلوری در مبتلایان به MS در مقایسه با افراد سالم می‌تواند نشان‌دهنده نقش محافظتی این باکتری در برابر این بیماری باشد.


پرندوش هاشمی زاده، رضا حبیبی تیرتاشی، فرزاد حدائق، سعید گل فیروزی، محمدهادی قریب، سعید امیرخانلو، مریم کبوتری،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با در نظر داشتن پرفشاری خون به عنوان شایع‌ترین هم‌ابتلایی در بیماران COVID-19؛ این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های بالینی و عوامل خطر مرتبط با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی بیماران مبتلا به COVID-19 با سابقه پرفشاری خون انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 527 بیمار (277 مرد و 250 زن) با میانگین سنی 64.73±13.13 سال مبتلا به پرفشاری خون آلوده به COVID-19 بستری در مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی از اسفند 1398 لغایت شهریور 1399 انجام شد. داده‌ها با استفاده از سیستم اطلاعاتی بیمارستان استخراج و با اطلاعات ثبت شده در پرونده بیماران و طی تماس تلفنی با آنان تکمیل شد. ارتباط بین عوامل خطر و مرگ‌ومیر درون بیمارستانی COVID-19 با تحلیل رگرسیون لجستیک در سه مدل شامل مدل 1 (اطلاعات دموگرافیک و شرح حال بیماران)، مدل 2 (مدل1 به همراه علایم حیاتی و درصد اشباع اکسیژن هنگام بستری) و مدل 3 (مدل 2 به همراه یافته‌های آزمایشگاهی هنگام بستری) سنجیده شد. در هر مدل، نسبت شانس و فاصله اطمینان 95 درصد برای هر یک از عوامل مرتبط با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی گزارش شده و قدرت تمایز نتایج در مدل‌ها با محاسبه سطح زیرمنحنی تصحیح شده نمودار مشخصه عملکرد، آزموده شد.


یافته‌ها: از تعداد کل 527 بیمار بستری، 88 بیمار (16.6%) طی 6.48 روز بستری فوت کردند که 47 بیمار مرد بودند. در مدل1، مصرف تریاک (CI95%=1.16-3.85, OR=2.11) و اختلال شناختی (CI95%=0.98-5.40, OR=2.30) با خطر بالاتر مرگ‌ومیر ارتباط داشتند (سطح زیر منحنی=0.65). در مدل2، با اضافه شدن علایم حیاتی و درصد اشباع اکسیژن، اختلال شناختی ارتباط معنی‌دار خود را از دست داده و تنها مصرف تریاک (CI95%=1.09-3.19, OR=1.87)  و درصد اشباع اکسیژن (CI95%=0.90-0.95, OR=0.93) با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی مرتبط بودند (سطح زیر منحنی=0.73). در مدل3 پس از اضافه شدن یافته‌های آزمایشگاهی، با سطح زیر منحنی 0.79 (CI95%=0.70-0.90) هر درصد اشباع اکسیژن بالاتر هنگام بستری با کاهش 7 درصد مرگ ‌و میر درون بیمارستانی همراه بود (CI95%=0.88-1.00, OR=0.93). همچنین مصرف تریاک و کراتینین بالا نیز منجر به افزایش مرگ‌ومیر گردید که از نظر آماری معنی‌دار نبودند.


نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط درصد اشباع اکسیژن در هنگام بستری با مرگ‌ومیر درون بیمارستانی بیماران مبتلا به پرفشاری خون و COVID-19، داده‌های پالس اکسیمتری هنگام بستری اهمیت ویژه‌ای در ارزیابی این بیماران دارد.


محمد رضا انصاری آستانه، آسیه اسحاقی، الهه کشاورزیان، جواد صادقی، محمدیاسر کیارودی،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

افزایش تعداد بیماران مبتلا به بیماری‌های خود ایمنی سیستمیک که خواستار انجام جراحی عیوب انکساری قرنیه با لیزر هستند؛ نیازمند توجه بیشتری به اهمیت بالینی وضعیت این بیماران است. مطالعات اخیر، دانش ما را در شناسایی و ارزیابی اختلالات خود ایمنی و اثرات جانبی بالقوه آنها در نتایج جراحی‌های عیوب انکساری قرنیه با لیزر را گسترش داده‌ است. در این مقاله مروری به طور خلاصه به بررسی عوامل بیماری‌زا، جنبه‌های بالینی و عوارض احتمالی در بیماران مبتلا به اختلالات خود ایمنی سیستمیک که تحت این عمل‌های جراحی قرار می‌گیرند می‌پردازیم. در مجموع از بین مطالعات بررسی شده 132 مقاله برای این مطالعه انتخاب شدند. با توجه به این که آزاد شدن سیتوکین‌های مختلف ناشی از اختلالات خودایمنی سیستمیک، می‌تواند منجر به پیامدهای مخرب قرنیه شود؛ لذا نیاز به تشخیص زودهنگام قبل از هر جراحی لیزری عیوب انکساری ضروری به‌نظر می‌رسد. اگرچه به طور معمول روش‌هایی مانند LASIK و PRK در بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی انجام می‌شود؛ اما ملاحظات اساسی نیز بایستی در نظر گرفته شوند. موارد منع قطعی جراحی لیزری عیوب انکساری برای هر اختلال خود ایمنی هنوز توسط مطالعات تایید نشده است.


محمدهادی قریب، سیامک رجایی، کیهان فلاح، مهین طاطاری، ذلیخا کرم الهی، الهه گلعلی پور، سیده سپیده حسینی، رضا افغانی،
دوره 25، شماره 2 - ( تابستان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: توده‌های تیروئیدی از شایع‌ترین‌ دلایل‌ مراجعه‌ بیماران به‌ درمانگاه‌های‌ غدد هستند. تخلیه سوزنی‌ ظریف (Fine Needle Aspiration: FNA)‌ به‌عنوان راهکاری برای کاهش‌ جراحی تیروئید برای ضایعات خوش‌خیم‌ استفاده می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین صحت‌ تشخیصی‌ تخلیه سوزنی‌ ظریف‌ توده‌های تیروئیدی در مقایسه با نتایج بافت‌شناسی در مراکز آموزشی‌ درمانی‌ شهر گرگان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه‌ توصیفی - تحلیلی روی 102 بیمار (12 مرد و 90 زن) در محدوده سنی 41.60±12.25 سال با تشخیص توده‌های تیروئیدی ارجاع شده برای انجام عمل جراحی به مراکز آموزشی‌ درمانی‌ شهر گرگان طی سال‌های ١٤٠٠-١٣٩٩ انجام شد. تخلیه سوزنی‌ ظریف انجام و نمونه‌ها برای بررسی‌ به‌ بخش‌ پاتولوژی ارسال شدند. نتیجه‌ سیتولوژی در چک‌ لیست‌ ثبت‌ شد. برحسب‌ نتایج‌ سیتولوژی بخشی‌ از بیماران برای جراحی‌ ارجاع شدند. سپس‌ نتایج‌ پاتولوژی جراحی‌ نیز با یافته‌های سیتولوژی مقایسه‌ شدند. حساسیت‌ و ویژگی‌ نتایج‌ سیتولوژی توده‌های تیروئیدی در مقایسه‌ با نتایج‌ پاتولوژی نیز محاسبه‌ گردید.


یافته‌ها: نتایج FNA، اندازه توده و شکایت اصلی بیمار با نتایج بافت‌شناسی ارتباط آماری معنی داری نشان داد (P<0.05). با توجه به یافته‌های FNA در مقایسه با آسیب‌شناسی، حساسیت 74% ‌، ویژگی 88.1%‌ ، ارزش اخباری مثبت 88.1% ‌، ارزش اخباری منفی 74% ‌، میزان مثبت‌ کاذب 12% ، میزان منفی‌ کاذب 26% و دقت‌ تشخیصی 80.4% تعیین گردید.


نتیجه‌گیری: تخلیه سوزنی‌ ظریف همچنان یک‌ ابزار کلیدی در بررسی‌ توده‌های تیروئید است‌ و برای افزایش دقت‌ FNA نیاز به ارتقاء تکنیک‌های انجام  آن است.


محمد عارفی، ایوب خسروی، عباس عبداللهی، سیدحمید آقائی بختیاری، نائمه جاوید، انورسادات کیان مهر،
دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروRNA ها (microRNAs) زمینه جدیدی را در تشخیص مولکولی سرطان‌ها فراهم کرده‌اند. هرچند هنوز نقش آنها در گردش سرم یا پلاسما در سرطان کولورکتال به خوبی مشخص نشده است. این مطالعه به منظور ارزیابی بیان let-7d microRNA در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 40 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال و 40 فرد سالم انجام شد. مقدار 7 میلی‌لیتر نمونه خون از گروه مورد (قبل و بعد از جراحی) و از گروه شاهد (در یک مرحله) اخذ شد. سرم جداسازی شد و تا انجام آزمایشات مولکولی در دمای منفی 80 درجه سانتی‌گراد ذخیره گردید. استخراج میکروRNA از نمونه‌های سرمی انجام و سنتز cDNA صورت گرفت. میزان بیان let-7d با استفاده از روش RT-qPCR انجام شد. داده‌ها با کمک نرم‌افزار GraphPad Prism 9 آنالیز شدند. آنالیز منحنی راک (ROC)، حساسیت و ویژگی روی داده‌های let-7d microRNA به منظور معرفی بیومارکر تشخیصی بین گروه مورد قبل از عمل جراحی با گروه شاهد محاسبه گردید.


یافته‌ها: میزان بیان let-7d microRNA در نمونه‌های قبل از عمل جراحی گروه مورد در مقایسه با نمونه‌های گروه شاهد کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). میزان بیان let-7d microRNA گروه مورد بعد از جراحی در مقایسه با قبل از جراحی افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). آنالیز منحنی راک (ROC) برای let-7d microRNA در گروه مورد قبل از عمل با گروه شاهد نشان داد که حساسیت 33.3%، ویژگی 92.3% و سطح زیرمنحنی (AUC) 0.622 تعیین شد.


نتیجه‌گیری: let-7d microRNA به طور بالقوه می‌تواند به عنوان یک بیومارکر تشخیصی غیرتهاجمی جدید در تشخیص زود هنگام سرطان کولورکتال مطرح باشد؛ هرچند انجام مطالعات بیشتری در این زمینه نیاز است.
 


بهاره نیکوزر، نگین کاظمی، عباس کیانی اصفهانی، محمدحسین نصر اصفهانی، مرضیه تولائی،
دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده

یکی از رخدادهای اصلی اسپرمیوژنز جایگزینی هیستون‌ها با پروتئین‌های کوچکی به نام «پروتامین» است. این پدیده منجربه تراکم کروماتین در هسته اسپرم و محافظت از آن در برابر آسیب‌های احتمالی می‌شود. امروزه تست‌هایی مانند رنگ‌آمیزی آنیلین‌بلو (AB)، تولویدین‌بلو (TB) و رنگ‌آمیزی کرومایسین (CMA3) A3 بر‌اساس ویژگی‌های مختلف برای ارزیابی تراکم کروماتین اسپرم استفاده می‌شود. برای ارزیابی قطعه قطعه شدن DNA در اسپرم، چندین تست نظیر 8-هیدروکسی-2-دئوکسی گوانوزین (8-OHdG)، TUNEL ، Comet ، SCSA ، SCD و  Acridine orange معرفی شده‌ است که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم آسیب DNA را ارزیابی می‌کنند. مقاله‌های منتشر شده توسط محققان در پایگاه‌های Pubmed و Google scholar و نیز کتب مرتبط از سال 2007 تا 2022 بر‌ اساس کلید واژه‌های 8-OHdG ، TUNEL، Comet ، SCSA ، SCD وAcridine orange  جمع‌آوری و مورد بررسی قرار گرفتند. تا به‌حال مقالات متعددی در سطح درمان و تحقیقات بر روی تست‌های کروماتین اسپرم انجام شده است؛ اما تعداد موارد بررسی شده تاکنون کم بوده و همچنین در مطالعات گوناگون از نمونه‌های متفاوت اسپرمی استفاده شده و حد آستانه در تست‌های مختلف، متفاوت بوده است. در ویرایش ششم کتاب WHO به این موضوع پرداخته شده است که هر آزمایشگاه حد آستانه مشخص خود را دارد. لذا در این مقاله مروری، روش‌های رایج ارزیابی بسته‌بندی کروماتین و آسیب DNA معرفی شده و مزایا و معایب هر یک از این تست‌ها بر اساس آخرین دستاوردها در زمینه ناباروری مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.


محمدرضا محمدی، شایان مهدی کیا،
دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تومورهای سیستم عصبی مرکزی (Central Nerves System: CNS) به علت تنوع بافتی و علایم و میزان مورتالیتی و موربیدیتی بالا از جایگاه به‌سزایی برخوردارند. دانستن اپیدمیولوژی این تومورها می‌تواند در برنامه‌ریزی سیستم بهداشتی درمانی موثر باشد. این مطالعه به منظور ارزیابی اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به تومورهای سیستم عصبی مرکزی در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 141 بیمار (58 مرد و 83 زن) مبتلا به تومور CNS مراجعه کننده به بخش‌های جراحی اعصاب و انکولوژی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال‌های 96-1392 انجام شد. اطلاعات موردنیاز شامل مشخصات دموگرافیک، سن، جنس، نوع تومور و علایم بالینی در چک لیستی وارد شدند. در مواقع لزوم اطلاعات با انجام مصاحبه و یا تماس تلفنی تکمیل شدند.


یافته‌ها: توده‌ها در 94 بیمار (66.6%) از نوع خوش‌خیم و در 47 بیمار (33.3%) از نوع بدخیم بودند. شایع‌ترین تومور خوش‌خیم مننژیوما و شایع‌ترین تومور بدخیم تومورهای متاستاتیک بودند. شایع‌ترین تومور بدخیم اولیه گلایوبلاستوما (GBM) بود. شایع‌ترین علایم بالینی سردرد در 43 مورد (30.5%) و تشنج در 24 مورد (17%) بودند. بین ابتلاء به تومور با دیابت، فشارخون بالا و هیپرلیدمی ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد.


نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده شیوع دو سوم از تومورهای CNS به صورت خوش‌خیم و شیوع یک‌ سوم از تومورهای CNS به صورت بدخیم بودند. شایع‌ترین تومورهای خوش‌خیم و بدخیم به ترتیب شامل مننژیوما و متاستاتیک و شایع‌ترین تومور بدخیم اولیه گلایوبلاستوما تعیین شدند. همچنین شایع‌ترین شکایت بیماران سردرد و سپس تشنج تعیین گردید.



صفحه 26 از 28     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.42 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)