[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86963064
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
554 نتیجه برای محمد

آناهیتا خدابخشی کولایی، محمدرضا فلسفی نژاد، لیلا قربانی سکاچایی، اکرم ثناگو،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: مفهوم فراشناخت با سازگاری روان‌شناختی رابطه نزدیکی دارد. افراد دارای باورهای سازگارانه، از سازگاری روانی - اجتماعی بیشتری برخوردار هستند. دیابت نوع دو اثرات منفی بر کیفیت زندگی بیماران دارد. این مطالعه به منظور تعیین رابطه باورهای فراشناخت و سازگاری روانشناختی با بهبود کیفیت زندگی در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی روی 60 مرد و 40 زن مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به انجمن دیابت شهر تهران در سال ۱۳۹۵ انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت هاتون سال 2004، سازگاری بل سال 1961 و کیفیت زندگی سال 1996 استفاده شد.

یافته‌ها: رابطه مثبت و معنی‌داری میان باورهای فراشناختی (r=0.756) با کیفیت زندگی یافت شد (P<0.05). رابطه آماری معنی‌داری بین نمرات سازگاری روان‌شناختی (r= -0.917) با کیفیت زندگی مشاهده شد (P<0.05). همچنین نتایج زیرمقیاس‌های باورهای فراشناختی نشان دادند که قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده کیفیت زندگی، مؤلفه باور مثبت در مورد نگرانی و پس از آن مؤلفه‌های باورهایی در مورد نیاز به کنترل افکار و باور منفی در مورد کنترل ناپذیری افکار و خطر، به‌ترتیب نقش پیش‌بینی‌کنندگی خوبی داشتند. شدت بیماری دیابت نوع دو سبب کاهش کیفیت زندگی بیماران گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری: باورهای فراشناختی و سازگاری می‌تواند کیفیت زندگی بیماران دیابتی را تحت تاثیر قرار دهد.


هادی محمدی نیا سماکوش، سید صدرالدین شجاع الدین، ملیحه حدادنژاد،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: کاهش کارایی عضلات پس از تمرینات ورزشی طولانی مدت، سبب افزایش احتمال آسیب پس از وقوع خستگی می‌شود. پیچ خوردگی (sprain) جانبی مچ پا یکی از رایج‌ترین صدماتی است که حین انجام فعالیت‌های ورزشی رخ می‌دهد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر دو نوع تمرین هاپینگ و ترکیبی تعادلی - قدرتی بر تعادل ایستا، تعادل پویا و قدرت عضلات منتخب مردان فوتبالیست مبتلا به پیچ خوردگی مزمن یک‌طرفه مچ پا انجام گردید.

روش بررسی: در این مطالعه شبه‌تجربی 36 مرد فوتبالیست با بی ثباتی مزمن یک‌طرفه مچ پا به صورت غیرتصادفی در سه گروه 12 نفری شامل گروه کنترل، گروه تمرین هاپینگ و گروه تمرین ترکیبی تعادلی – قدرتی قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات دموگرافیک از چک لیست استفاده شد. برای اندازه‌گیری تعادل ایستا، تعادل پویا و قدرت به ترتیب از آزمون‌های تعادلی باس استیک و وای و قدرت‌سنج دستی استفاده شد.

یافته‌ها: بین تعادل ایستا و نتیجه کل تعادل پویا دو گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری یافت شد (P<0.05). آزمودنی‌های گروه تمرین تعادلی - قدرتی در تمامی جهت‌های آزمون Y عملکرد بهتری نسبت به گروه تمرینی هاپینگ نشان دادند (P<0.05). مچ پا دو گروه تمرینی پس از اعمال تمرین در قدرت ابداکشن ران، اداکشن ران و اینورژن افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). آزمودنی‌های گروه تمرین تعادلی - قدرتی عملکرد نسبتاً بهتری در آزمون اورژن مچ پا داشتند. با این حال در سایر عوامل نظیر قدرت اکستنشن و فلکشن زانو و دورسی فلکشن و پلانتارفلکشن مچ پا تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه مداخله مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: هر دو تمرینات تعادلی - قدرتی و هاپینگ می‌توانند در بهبود تعادل و قدرت مردان فوتبالیست مبتلا به پیچ خوردگی مزمن یک‌طرفه مچ پا اثرگذار باشند. با این حال به‌نظر می‌رسد تمرینات منتخب تعادلی – قدرتی به علت جامع بودن آن و به این دلیل که به تقویت هر یک از این عوامل به صورت مجرا تاکید دارد؛ نسبت به تمرینات هاپینگ در بهبودی سریع‌تر ورزشکاران با پیچ خوردگی مزمن یک‌طرفه مچ پا بتواند تاثیر بیشتری داشته باشد.


مریم میرچناری، بهزاد عباسی، مرضیه تولائی، لیلا آزادی، محمد حسین نصر اصفهانی،
دوره 21، شماره 3 - ( پاییز 1398 )
چکیده

واریکوسل، اختلال در وریدهای بیضه است که با اتساع و پیچش عروق شبکه پامپینی‌فرم یا شبکه وریدی کرماستریک شناخته می‌شود و می‌تواند موجب اختلال در اسپرماتوژنز گردد. شدت واریکوسل با کاهش پتانسیل باروری مردان مرتبط است. این مقاله مروری مکانیسم‌های اثر واریکوسل بر فرآیند اسپرماتوژنز و پتانسیل باروری، اتیولوژی واریکوسل، رویکردهای درمانی و نتایج آنها را مورد بحث قرار می‌دهد. کلیه مطالعات چاپ شده از سال ۱۹۷۹ تا 2018 از بانک‌های اطلاعاتی Science Direct،Google Scholar ،Scopus و Pubmed بر اساس کلید‌واژه‌های ناباروری، واریکوسل، واریکوسلکتومی، اسپرماتوژنز، و نتایج کلینیکی استخراج شد و از این مقاله‌ها، در مجموع ۷۴ مقاله وارد مطالعه گردید. افزایش دمای بیضه، بازگشت متابولیت‌های سمی از کلیه یا غدد فوق کلیه (آدرنال)، هیپوکسی، اختلال هورمونی و تنش اکسایشی (Oxidative stress) از شایع‌ترین علل پاتوژنز واریکوسل است که می‌تواند باعث تغییر عملکرد طبیعی بیضه و اسپرم شود. چندین مطالعه نشان داده‌اند که انجام واریکوسلکتومی می‌تواند باعث بهبود پارامترهای اسپرم، وضعیت کروماتین، و توانایی باروری در افراد نابارور مبتلا به واریکوسل شود. احتمالاً درمان واریکوسل قبل از استفاده از روش‌های کمک‌باروری، می تواند باعث افزایش شانس حاملگی طبیعی در این افراد نابارور گردد.
جواد الماسی، کمال عزیزبیگی، خالید محمد زاده سلامت، بهشاد نقش تبریزی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 21، شماره 4 - ( زمستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه یکی از مهم‌ترین مسایل بهداشتی بیماری عروق کرونر است. آنتی‌اکسیدان‌ها از جمله موادی هستند که می‌توانند در کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی – عروقی نقش به‌سزایی ایفاء نمایند. این مطالعه به منظور تعیین اثر مکمل رزوراترول طی تمرینات ورزشی بازتوانی قلبی بر عوامل التهاب سیستمیک بیماران تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 40 بیمار قلبی سه ماه پس از عمل جراحی بای پس عروق کرونر در مرکز بازتوانی قلبی بیمارستان فوق تخصصی قلب و عروق فرشچیان همدان طی سال 1395 انجام شد. بیماران به‌طور تصادفی در چهار گروه 10 نفری کنترل، گروه مکمل رزوراترول، گروه بازتوانی ورزشی و گروه مکمل رزوراترول توام با بازتوانی ورزشی قرار گرفتند. تمرینات بازتوانی ورزشی سه روز در هفته به صورت متناوب به مدت هشت هفته در قالب تمرینات استقامتی و به مدت 15 تا 20 دقیقه با شدت 50 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه و همچنین تمرینات مقاومتی با شدت 20 تا 50 درصد یک تکرار بیشینه انجام گردید. تعداد تکرارها در هر ست 8 تا 15 تکرار و بر اساس ظرفیت و توانایی اختیاری آزمودنی‌ها انجام شد. در حالی که آزمودنی‌ها گروه‌های مکمل روزانه 400 میلی‌گرم رزوارترول مصرف کردند. نمونه‌گیری خون قبل و 48 ساعت بعد از تمرینات توانبخشی و مکمل‌سازی انجام شد و غلظت پلاسمایی TNFα ، IL-6 ، IL-1 β و CRP اندازه‌گیری گردید.

یافته‌ها: متغیرهای CRP ، TNFα ، IL 1-β و IL-6 گروه رزوراترول توام با بازتوانی ورزشی در مقایسه با گروه کنترل، گروه مکمل رزوراترول و گروه بازتوانی ورزشی کاهش آماری معنی‌داری نشان دادند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: ترکیب مصرف رزوراترول توام با بازتوانی ورزشی به‌طور انتخابی در کاهش برخی عوامل التهاب سیستمیک نسبت به مکمل رزوراترول و تمرینات بازتوانی ورزشی موثرتر ارزیابی شد.


عبدالرضا فاضل، رضا افغانی، محمد نادران، طاهره بخشی،
دوره 21، شماره 4 - ( زمستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تروما مهم‌ترین علت از دست رفتن عمر موثر در جمعیت‌های انسانی بوده و دومین علت مرگ و میر در کشور محسوب می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آسیب‌های ارگان‌های داخل توراکس به دنبال ترومای نافذ در بیماران بستری در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی به صورت گذشته‌نگر روی پرونده 107 بیمار بستری شده به دلیل ترومای نافذ در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان (مرکز ترومای استان گلستان) طی سال 1395 انجام شد. داده‌های موجود در پرونده بیماران شامل سن، جنس، نوع شغل، محل آسیب، نوع آسیب و علت آسیب براساس چک لیستی استخراج و مورد ارزیابی قرار گرفتند.

یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 26.13 سال در محدوه سنی 62-14 سال بود. بیشترین علت تروما، نزاع به میزان 78.5% تعیین شد. بیشترین عامل ایجاد کننده آسیب، چاقو به میزان 66.35% بود که بیشترین آسیب به ریه (11.21%) وارد شده بود. کمترین آسیب مربوط به عروق بزرگ (ورید پولمونری) با یک مورد (0.93%) بود. بیشترین فراوانی بر اساس شغل مربوط به گروه بیکار (39.25%) بود. دو مورد مرگ و میر مشاهده شد که در یک بیمار به علت ترومای قلب و در بیمار دیگر به دلیل پارگی عروق ساب‌کلاوین بود.

نتیجه‌گیری: آسیب توسط چاقو بیشترین علت ترومای نافذ در اثر نزاع خیابانی تعیین شد.


امیر رضا یوسفی، محمدرضا یوسفی، محدثه ابوحسینی طبری،
دوره 21، شماره 4 - ( زمستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اکینوکوکوزیس گرانولوزوس از بیماری‌های مهم مشترک انسان و دام است و جراحی بهترین روش درمان آن است. تاکنون اسکولکس‌کش‌های شیمیایی متعددی برای جلوگیری از نشت پروتواسکولکس‌ها حین عمل جراحی استفاده شده‌اند؛ اما با توجه به عوارض جانبی خیلی مورد استقبال قرار نگرفته‌اند. از این رو استفاده از گیاهان دارویی یا ترکیبات مشتق شده از آنها به عنوان ترکیبات جایگزین مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مطالعه به منظور مقایسه اثر برون تنی اسانس شاهدانه (Cannabis sativa) با آلبندازول بر پروتواسکولکس‌های کیست هیداتید انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی اسانس شاهدانه از قسمت‌های هوایی گیاه در فصل گلدهی در دانشگاه کامرینو ایتالیا تهیه و آنالیز کروماتوگرافی گازی - طیف سنجی جرمی انجام شد. پروتواسکولکس‌ها از کبدهای آلوده به کیست هیداتید استخراج و به مدت 10، 30، 60 و 120 دقیقه در معرض غلظت‌های مختلف (1 ، 2 ، 5 و 10 میکروگرم به ازای هر میلی‌لیتر) اسانس شاهدانه قرار گرفتند. میزان زنده بودن پروتواسکولکس‌ها به وسیله رنگ‌آمیزی ائوزین 0.1% سنجیده شد. از آلبندازول به عنوان داروی استاندارد استفاده گردید.

یافته‌ها: اسانس شاهدانه در تمامی غلظت‌های مورد استفاده موجب از بین رفتن معنی‌دار در پروتواسکولکس‌ها گردید که با افزایش غلظت رابطه مستقیم نشان داد (P<0.05). بالاترین غلظت از آلبندازول پس از 2 ساعت 13.24% از بین رفتن را موجب شد. در حالیکه این میزان در تیمار با شاهدانه µg/ml2 به 20.9% و در غلظت µg/ml10 به 26.08% درصد رسید.

نتیجه‌گیری: اسانس شاهدانه دارای اثر پروتواسکولکس کشی قابل قبولی در مقایسه با داروی آلبندازول است و می‌توان آن را به عنوان یک ماده پروتواسکولکس کش طبیعی پیشنهاد نمود.


ابوالفضل سیردانی، زهرا رجبی، فاطمه فرد صانعی، سعید واحدی، محمد مهدی سلطان دلال،
دوره 21، شماره 4 - ( زمستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سالمونلوز یک معضل بهداشتی مهم و مسؤول بیشترین موارد مرگ و میر ناشی از بیماری‌های منتقله از غذا در سرتاسر جهان است. در کشور ما عفونت سالمونلایی در اثر مصرف مواد غذایی آلوده رو به افزایش است. این مطالعه به منظور تعیین سروگروپ و الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی جدایه‌های سالمونلا از مواد غذایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی تعداد 400 نمونه به صورت تصادفی از مواد غذایی شامل گوشت قرمز، مرغ، تخم مرغ و سبزی هر کدام به تعداد 50 نمونه بسته‌بندی و 50 نمونه فله توزیع شده در 10 واحد مختلف عرضه کننده در مناطق پنجگانه شهر تهران طی 9 ماه در سال 1397 تهیه گردید. از نمونه‌ها براساس استاندارد ملی ایران به شماره1810 آزمون میکروبی به‌عمل آمد. سپس تست‌های بیوشیمیایی، تاییدی و سرولوژی مربوطه انجام گردید. تست حساسیت میکروبی براساس روش دیسک دیفیوژن آگار با استفاده از دیسک‌های آنتی‌بیوتیکی شرکت مست (انگلستان) انجام شد.

یافته‌ها: از 400 نمونه مورد آزمایش 8 مورد (2 درصد) سالمونلاجدا گردید. درصد آلودگی سالمونلا در 6 مورد (75 درصد) مواد غذایی فله نسبت به 2 مورد (25درصد) بسته‌بندی بیشتر بود. بیشترین سروگروپ سالمونلای جداشده متعلق به گروپ D بود و نمونه غذایی مرغ درصد آلودگی به سالمونلای بیشتری (37.5%) نسبت به سایر مواد غذایی مورد آزمایش از خود نشان داد. جدایه‌های سالمونلا، بیشترین مقاومت میکروبی را به آنتی‌بیوتیک نالیدیکسیک اسید (75درصد) داشتند.

نتیجه‌گیری: با توجه به سالمونلاهای جدا شده به‌ویژه گروه D از مواد غذایی و گسترش مقاومت آنتی‌بیوتیکی آنها، لزوم مراقبت بیشتر و رعایت سطح بالاتر بهداشت در تهیه، تولید، بسته‌بندی و عرضه مواد غذایی در سطح جامعه به‌نظر می‌رسد.


سیامک رجائی، محمدحسین تازیکی، ناصر بهنام پور، رضا شاهسونی، سیدشفیع شفیع پور،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای سرطان معده، توجه به علایم بالینی می‌تواند به کشف سریع‌تر این بیماری کمک نماید. این مطالعه به منظور تعیین یافته‌های اپیدمیولوژیکی سرطان معده در استان گلستان انجام گردید.

روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشته نگر روی 131 بیمار (102 مرد و 29 زن) مبتلا به سرطان معده (از نوع آدنوکارسینوما) تشخیص داده شده بین سال‌های 1386 لغایت 1388 انجام شد. اطلاعات مورد نیاز شامل سن، جنس، شغل، محل سکونت، تحصیلات، قومیت، ملیت، علامت اولیه، نوع درمان، عادات غذایی و طول عمر آنان با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده و مصاحبه حضوری و تلفنی تکمیل گردید. پس از وارد کردن اطلاعات برای میزان بقاء از روش کاپلان مایر استفاده شد و میزان بقاء یک ساله، سه ساله و پنج ساله صرف نظر از نوع پاتولوژی و شیوه درمان تعیین گردید.

یافته‌ها: 38 بیمار (29.5%) سابقه فامیلی سرطان داشتند که از این میان 25 بیمار سابقه فامیلی سرطان معده داشتند. اولین علامت بیماران در 31.3% موارد درد شکم بود. زمان بروز اولین علامت تا تشخیص بیماری بین یک ماه تا 144 ماه طول کشیده بود. اولین اقدام درمانی برای 48 بیمار (37.4%) جراحی و برای 37 بیمار (28.2%) شیمی‌درمانی و رادیوتراپی بود. احتمال بقاء یک ساله، سه ساله و پنج ساله به ترتیب 37.4% ، 13% و 6.1% تعیین گردید. میزان بقاء با نوع درمان ارتباط آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). به طوری که بیماران تحت عمل جراحی، طول عمر بالاتری داشتند.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بقاء در بیماران مبتلا به سرطان معده که تحت عمل جراحی قرار گرفتند؛ بیشتر بود.


حمیدرضا ثامنی، افسانه طالبیان، عباسعلی وفایی، سام زربخش، زهرا یعقوبی، محمدرضا الداغی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آلزایمر شایع‌ترین شکل فراموشی در افراد مسن است. استرس اکسیداتیو یکی از عوامل پاتولوژیک مهم در بیماری آلزایمر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کروسین بر تغییرات بافتی هیپوکامپ و اختلال حافظه القا شده به وسیله اسکوپولامین در موش‌های صحرایی نر انجام گردید.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نر به‌صورت تصادفی به 3 گروه 10 تایی کنترل، دریافت کننده اسکوپولامین و دریافت کننده اسکوپولامین همراه با کروسین تقسیم شدند. اسکوپولامین با دوز mg/kg/bw3 به مدت یک هفته و کروسین با دوز mg/kg/bw30 به مدت دو هفته به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. پس از آن شاخصه‌های یادگیری و حافظه فضایی با استفاده از ماز آبی موریس ارزیابی گردید. سپس موش‌ها قربانی شده و بلافاصله هیپوکمپ آنها خارج و ارزیابی بافت‌شناسی انجام شد.

یافته‌ها: تزریق اسکوپولامین سبب افزایش معنی‌دار تعداد سلول‌های تیره در ناحیه CA1 هیپوکمپ نسبت به گروه کنترل گردید. (P<0.05). درمان با کروسین منجر به کاهش تعداد سلول‌های تیره و افزایش سلول‌های روشن در ناحیه CA1 هیپوکمپ گردید (P<0.05). همچنین درمان با کروسین اختلال حافظه القا شده به‌وسیله اسکوپولامین را در موش‌های صحرایی کاهش داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد درمان با کروسین می‌تواند اثر محافظتی در برابر آسیب نورونی ناحیه CA1 هیپوکمپ و اختلال حافظه القا شده توسط اسکوپولامین داشته باشد.


سید حمیدرضا سیدمحمدی، پروین احتشام زاده، فریبا حافظی، رضا پاشا، بهنام مکوندی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorder: ADHD) اختلالی عصبی - تحولی است که معمولاً به علت  نقص در کارکردهای اجرایی مغز به‌وجود آمده و باعث کم شدن میزان توجه و دقت و فزونکاری حرکتی و رفتارهای تکانشی در فرد می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی در مقایسه با توانبخشی شناختی پس از دارو درمانی بر کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 45 کودک مبتلا به اختلال ADHD به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره شامل یک گروه کنترل و دو گروه مداخله تحت نظر مرکز مشاوره آموزش و پرورش قرار گرفتند. گروه مداخله یک (توانبخشی شناختی) و گروه مداخله دو (توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی) 12 جلسه 45 دقیقه‌ای و هفته‌ای دوبار تحت مداخله درمانی موردنظر قرار گرفتند. برای گروه کنترل (تحت نظر مرکز مشاوره) در فاصله زمانی اجرای پژوهش، مداخله‌ای صورت نگرفت. پس از پایان آخرین جلسه مداخله درمانی، پس‌آزمون اجرا گردید. مرحله پیگیری 1.5 ماه پس از پایان آخرین جلسه مداخله انجام پذیرفت.

یافته‌ها: کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD در گروه توانبخشی شناختی و گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال ADHD پس از پیگیری 1.5 ماهه در گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی به طور معنی‌داری در مقایسه با گروه توانبخشی شناختی بیشتر بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: روش درمانی توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در افزایش کارکردهای اجرایی مغز در میان کودکان دارای اختلال ADHD روشی موثرتر نسبت به درمان توانبخشی شناختی به تنهایی است.



مرتضی سنگدوینی، ضیاء فلاح محمدی، مرتضی اولادنبی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: هایپرتروفی عضلانی ناشی از فعالیت ورزشی از طریق افزایش مقدار سنتز پروتئین عضله که از مسیرهای سیگنالینگ مولکولی تنظیم می‌شود؛ اتفاق می‌افتد. راپامایسین در پستانداران (mTOR) یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر هایپرتروفی عضلانی است که از طریق فسفوریلاسیون پروتئین ریبوزومی 70 کیلو دالتونی S6 کیناز (p70S6K) باعث افزایش سنتز پروتئین در عضله می‌شود. نتایج درباره اثر تمرین ترکیبی بر این عوامل متناقض است. این مطالعه به منظور تعیین اثر 8 هفته تمرین مقاومتی و ترکیبی مقاومتی-استقامتی بر پاسخ‌های phospho-mTOR و phospho-p70S6K در عضله اسکلتی موش صحرایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در سن 8 هفته به طور تصادفی در سه گروه 8 تایی تمرین مقاومتی، تمرین ترکیبی مقاومتی-استقامتی و کنترل در شرایط یکسان آزمایشگاهی قرار گرفتند. گروه مقاومتی 5 جلسه در هفته و 10 تکرار بالا رفتن از نردبان یک متری با وزنه‌ای آویزان بر دم را اجرا کردند. مقدار بار تمرینی هر موش صحرایی بین 80-30 درصد آزمون اضافه بار بیشینه بود که قبل از هر هفته اندازه‌گیری شد. گروه ترکیبی علاوه بر اجرای تمرین مقاومتی و بعد از 5 دقیقه استراحت، تمرین استقامتی که شامل دویدن روی تردمیل با افزایش تدریجی شدت و مدت دویدن در دوره تمرینی بود؛ اجرا کردند. به‌طوری که زمان و سرعت دویدن بر روی تردمیل به تدریج از 10 دقیقه و سرعت 9 متر در دقیقه در هفته اول به 60 دقیقه و سرعت 30 متر در دقیقه در هفته پایانی رسید. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، عضله خم کننده طویل انگشتان (Flexor Hallucis Longus: FHL) حیوانات استخراج و سطح پروتئین‌های p-mTOR و p-p70S6K با استفاده از روش الایزا مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: سطح p-mTOR در هر دو گروه تمرینی نسبت به کنترل به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05) و تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های تمرینی مشاهده نشد. با این‌حال میزان p-p70S6K فقط در گروه مقاومتی نسبت به گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05)

نتیجه‌گیری: با توجه به این که در گروه ترکیبی در مقایسه با گروه مقاومتی، افزایش p-mTOR با افزایش p-p70S6K همراه نبود؛ می‌توان نتیجه گرفت که احتمالاً تمرین ترکیبی باعث کاهش پاسخ‌های سیگنالینگ اهداف پایین دستی mTOR می‌شود.


معصومه جوهری، فاطمه پاچناری، محمدرضا امین، نیما شیخداودی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: سینوس ماگزیلاری با گذشت زمان و طی پنوماتیزاسیون، گسترش جانبی و تحتانی می‌یابد و ممکن است لامینادورای دندان‌های مولر و یا پره‌مولر بخشی از کف سینوس گردد. آگاهی از ارتباط این ساختار آناتومیک با دندان‌ها برای پیشگیری از مواردی مانند پرفوراسیون ایاتروژنیک کف سینوس دارای اهمیت است. محدودیت‌های کلیشه‌های رادیوگرافی منجر به کاربرد تصاویر CBCT (Cone-Beam Computed Tomography) برای ارزیابی این ارتباط شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط عمودی و افقی بین ریشه‌های دندان‌های مولر فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری در تصاویر CBCT انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 95 نمونه به شیوه تصادفی ساده از تصاویر CBCT موجود در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی تبریز انجام شد. میانگین سنی بیماران 32.5 سال بود. تصاویر توسط دستگاه VGi cone beam Newtom تهیه و با نرم‌افزار NNT Viewer Version 2.17 بازسازی شدند و ارتباط عمودی و افقی بین ریشه 139 عدد مولر اول و ریشه 126 عدد مولر دوم فک فوقانی و کف سینوس ماگزیلاری ارزیابی گردید.

یافته‌ها: در هر دو دندان تیپ 2 ارتباط عمودی (دیواره تحتانی سینوس پایین‌تر از سطح خط واصل اپکس ریشه های باکال و پالاتال ولی بدون نفوذ اپکس در دیواره تحتانی سینوس ماگزیلاری) و تیپ 2 افقی (تورفتگی آلوئولار دیواره تحتانی سینوس بین ریشه های باکال و پالاتال) بیشترین فراوانی را نشان دادند. بین نوع دندان و نوع ارتباط با کف سینوس نیز ارتباط معنی‌‌دار وجود داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: اکثر ریشه مولرهای فک فوقانی در رابطه عمودی، در تماس با کف سینوس (بدون نفوذ) بوده و در بعد افقی، کف سینوس بین ریشه‌های پالاتالی و باکالی پیشروی کرده است. این نتیجه لزوم پیش‌بینی درگیری کف سینوس را در اقدامات درمانی در ناحیه مولرهای فک فوقانی نشان می‌دهد.


شهره عظیمی، آذر سبکبار، امیر بایرامی، محمدجواد غروی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: زندانیان در معرض خطر ابتلا به عفونت‌های خطرناک مسری از جمله ویروس نقص ایمنی انسان (HIV)، ویروس هپاتیتB (HBV)، ویروس هپاتیت C (HCV) و توبرکلوزیس (TB) قرار دارند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع عفونت‌های همزمان با ویروس نقص ایمنی انسان (HIV) در زندانیان مرد استان البرز انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 100 بیمار مرد زندانی مبتلا به HIV با میانگین سنی 7±39 سال انجام شد. از بیماران نمونه خلط و خون گرفته شد. برای بررسی هپاتیت B و C تست الایزا بر روی سرم بیماران انجام شد. پس از استخراج DNA این ویروس‌ها، بار ویروسی با استفاده از روش مولکولی Real time PCR اندازه‌گیری و سپس نمونه‌های مثبت تعیین توالی شدند و ژنوتیپ آنها تعیین گردید. برای بررسی عفونت توبرکلوزیس خلط بیماران به روش اسید فست رنگ‌آمیزی شد.

یافته‌ها: فراوانی ابتلا به HBV، HCV و TB در بین 100 نفر از زندانیان مرد مبتلا به HIV به ترتیب 45 درصد، 3 درصد و 9 درصد تعیین شد. مبتلایان به HBV دارای ژنوتیپ D و ساب ژنوتیپ ayw2 بودند. 45 درصد بیماران آلوده به HCV بودند که از میان آنها 3 درصد آلودگی همزمان HIV-HCV-TB داشتند. از 45 بیمار مبتلا به HCV، تعداد 34 نفر (75.5%) ژنوتیپ 1a و 11 نفر (24.5%) دارای ژنوتیپ 3a بودند. تعداد 9 بیمار همزمان مبتلا به بیماری TB بودند. سابقه اعتیاد تزریقی شایع‌ترین راه (79%) ابتلا به HCV و HBV تعیین شد. بین متغیرهای سن، تعداد سلول‌های CD4 و راه انتقال با ابتلا به عفونت HCV در افراد مبتلا به HIV ارتباط آماری معنی‌داری یافت نشد.

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان‌دهنده شیوع بالای هپاتیت C و بیماری سل در بین زندانیان مرد مبتلا به HIV است.


محمد احمدی قراچه، مجید غلامی آهنگران، حسن ممتاز،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: کریپتوسپوریدیوم یکی از تک‌یاخته‌های انگلی است که در بهداشت عمومی انسان دارای اهمیت است. این انگل دارای گونه‌های بسیاری است که بیماری‌زایی بعضی از گونه‌ها در میزبان‌های حیوانی و انسان مشترک است. از جمله میزبان‌های کریپتوسپوریدیوم، پرندگان زینتی هستند. این تک یاخته در پرندگان زینتی باعث مشکلات گوارشی و تنفسی می‌گردد. این مطالعه به منظور شناسایی مولکولی کریپتوسپوریدیوم به عنوان یک عامل بیماریزای زئونوز در پرندگان زینتی اصفهان انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی نمونه‌های مدفوع 114 قفس (50 قفس گنجشک سانان و 64 قفس طوطی سانان) از سراسر شهر اصفهان با کسب تاریخچه جمع‌آوری شد و پس از استخراج ژنوم با پرایمرهای اختصاصی بر مبنای ژن ssrRNA به شناسایی کریپتوسپوریدیوم پرداخته شد.

یافته‌ها: در 16.66% قناری‌های واجد علایم گوارشی و 4.54% قناری‌های به ظاهر سالم ژن ssrRNA کریپتوسپوریدیوم ردیابی شد. علاوه بر آن، در 10% عروس هلندی و 4.16% مرغ‌های عشق نیز این ژن ردیابی شد و در سایر گونه‌های طوطی‌سانان ردیابی نشد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پرندگان زینتی در اصفهان می‌توانند به‌عنوان منبع آلودگی به کریپتوسپوریدیوم مطرح باشند.


سوسن محمدی، فاطمه کشاورزی، بهناز منوچهری، فریبا لاهورپور، محمدرضا جواهری،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: گونه های کاندیدا پس از عوامل باکتریایی دومین عامل شایع واژینیت در سراسر جهان محسوب می‌شوند. این مطالعه به منظور تعیین عوامل اتیولوژیک ولوواژنیت کاندیدایی در زنان باردار انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 زن باردار 18 تا 45 ساله مراجعه کننده در زمان بارداری یا ناراحتی واژینال به درمانگاه زنان و زایمان بیمارستان تامین اجتماعی شهر سنندج طی سال 1395 انجام شد. پس از جمع‌آوری اطلاعات زمینه‌ای با استفاده از پرسشنامه، بیماران توسط پزشک متخصص معاینه شدند و نمونه‌ها جمع‌آوری گردید. شناسایی ایزوله‌ها بر اساس رنگ کلنی و نیز با استفاده از روش PCR-RFLP صورت گرفت.

یافته‌ها: ولوواژینیت کاندیدایی در 29 درصد از زنان مشاهده شد. شایع‌ترین عامل بیماری کاندیدا آلبیکنس (86.2%) تعیین شد. سپس کاندیدا پاراپسیلوزیس (10.34%) و کاندیدا گلابراتا (3.45%) در مراتب بعدی شیوع قرار داشتند. بین ابتلا به دیابت بارداری و ولوواژینیت کاندیدایی ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده نشد. بین سابقه مصرف آنتی‌بیوتیک، سن بالای 35 سال و سه ماهه سوم بارداری با ابتلا به ولوواژینیت کاندیدایی ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری: فراوانی ولوواژینیت کاندیدایی 29 درصد و کاندیدا آلبیکنس شایع‌ترین عامل بیماری تعیین گردید.


شیما ندافی، محمد مهدی سلطان دلال، علیرضا پرتوآذر، زهرا درگاهی،
دوره 22، شماره 2 - ( تابستان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پیدایش گونه‌های باکتری گرم مثبت و گرم منفی که در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم هستند؛ در سرتاسر جهان یک تهدید برای عموم به‌شمار می‌رود. این مطالعه به منظور تعیین فعالیت ضدباکتریایی نانو ذره اکسید روی بر سویه‌های استاندارد، جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سرئوس از مواد غذایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی، نانو ذره اکسید روی از زئولیت تهیه گردید و مقدار آن با استفاده از XRF تعیین شد. حداقل غلظت مهارکنندگی رشد (Minimum Inhibitory Concentration: MIC) و حداقل غلظت باکتری کشی (Minimum Bactericidal Concentration: MBC) با استفاده از روش انتشار دیسک تعیین شدند.

یافته‌ها: مقدار MIC نانو ذره اکسید روی برای همه باکتری‌های مورد آزمایش 4 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و مقادیر MBC این ماده برای سویه استاندارد و جدایه سالمونلا اینتریتیدیس به ترتیب برابر با 16 و 8 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و برای سویه استاندارد و جدایه باسیلوس سرئوس 16 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر محاسبه گردید.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که می‌توان از نانو ذره اکسید روی برای مهار جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سرئوس از مواد غذایی استفاده نمود و پتانسیل مناسبی برای جایگزینی مواد نگهدارنده برای جلوگیری از فساد مواد غذایی است.


فیروزه درخشانپور، محمدرضا محمدی، هادی زرافشان، آمنه احمدی، لیلا کاشانی، نیلوفر بشیری، سیده مریم موسوی، آلیدا کرد، اعظم کابوسی، آرزو رضایی، فاطمه صفری، سیده مریم هاشمی نسب،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان، اختلالاتی شایع و ناتوان کننده هستند که برای خانواده‌ها و خود افراد مشکلات بسیاری را ایجاد می‌کند و با شیوع بالایی از مشکلات و پیامدهای منفی اجتماعی همراه است. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اختلالات روانپزشکی در کودکان و نوجوانان شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی مقطعی روی 1025 نفر از کودکان و نوجوانان (50 درصد پسر و 50 درصد دختر) در محدوده سنی 18-6 سال در شهر گرگان طی سال 1397 انجام شد. نمونه‌گیری به روش تصادفی خوشه‌ای در جمعیت عمومی و مصاحبه با مراجعه به درب منازل توسط روانشناسان دوره دیده به‌عمل آمد. اختلالات روانپزشکی با استفاده از نسخه دیجیتال آزمان K-SADS مورد بررسی قرار گرفت. اختلالات روانپزشکی شامل اختلال خلق، اختلال رفتاری، اختلال عصبی تکاملی، اختلال سوء مصرف مواد و اختلال دفعی بودند.

یافته‌ها: شیوع کلی اختلال روانپزشکی در کودکان و نوجوانان 13.2 درصد (135 نفر) تعیین شد. میزان شیوع در پسران (14.3 درصد) به‌طور غیرمعنی‌داری بیشتر از دختران (12.1 درصد) بود. شیوع در مناطق شهری (14.1 درصد) به طور غیرمعنی‌داری بیشتر از مناطق روستایی (9.4 درصد) بود. بیشترین شیوع در گروه سنی 9-6 سال (17.8 درصد) تعیین شد که در مقایسه با محدوده سنی 14-10 سال (13.1 درصد) و 18-15 سال (8.4 درصد) از نظر آماری معنی دار بود (P<0.05). شیوع اختلال دفعی، اختلال رفتاری، اختلال اضطراب و اختلال عصبی تکاملی به ترتیب به میزان 6.1 درصد، 6 درصد، 4.8 درصد و 3.3 درصد تعیین گردید.

نتیجه‌گیری: میزان شیوع اختلالات روانپزشکی در کودکان و نوجوانان شهر گرگان در مقایسه با دیگر مطالعات داخل و خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد.


مریم علی محمدی، کمال عزیزبیگی، ظاهر اعتماد،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی از طریق رهاسازی عوامل التهابی از جمله اینترلوکین-6 (IL-6) باعث ابتلا به آترواسکلروزیس و بیماری‌های قلبی- عروقی می‌شود. همچنین مکمل ال-کارنیتین باعث کاهش عوامل التهابی نظیر IL-6 می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات استقامتی به‌همراه مکمل یاری ال-کارنیتین بر IL-6 ، نیتریک اکساید (NO)، فشارخون و ترکیب بدنی زنان جوان چاق انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، 40 زن داوطلب جوان چاق (با میانگین سنی 2.3±23.3 سال و شاخص توده بدنی 1.4±31.1 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت تصادفی در 4 گروه 10 نفری تمرین استقامتی همراه ال-کارنیتین (E+S)، تمرین استقامتی همراه دارونما (E+P)، ال-کارنیتین (S) و کنترل (C) قرار گرفتند. پروتکل تمرینی شامل 8 هفته تمرین استقامتی با شدت و مدت فزاینده (25 دقیقه با شدت 50 درصد از حداکثر ضربان قلب و افزایش تا 45 دقیقه با شدت 70 درصد از حداکثر ضربان قلب) بود که 3 جلسه در هفته اجرا گردید. گروه‌های مکمل روزانه به میزان 3 گرم مکمل ال-کارنیتین و گروه دارونما به‌همان میزان مالتودکسترین مصرف نمودند. فشارخون و نمونه‌های خونی ناشتا قبل و 36 ساعت پس از پروتکل تمرینی گرفته شد و سطح سرمی IL-6 و NO به روش الایزا اندازه‌گیری گردید.

یافته‌ها: شاخص IL-6، وزن، توده چربی و درصد چربی به‌طور معنی‌داری در گروه‌های E+S و E+P در مقایسه با گروه‌های S و C کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05) و میزان کاهش در گروه E+S نسبت به گروه E+P به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05). همچنین NO نیز تنها در گروه‌های E+S و E+P در مقایسه با گروه کنترل و گروه ال-کارنتین افزایش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: اگرچه اجرای 8 هفته تمرین استقامتی با و بدون مکمل یاری ال-کارنیتین باعث کاهش IL-6، افزایش NO و بهبود ترکیب بدنی گردید؛ اما اثرگذاری تمرین استقامتی به همراه مصرف ال-کارنیتین بر میزان کاهش IL-6، وزن و توده چربی به شکل محسوسی بهتر بود.


محمود گنجی فرد، مسعود مدیحی، محمدرضا مفتح، بی بی فاطمه شخص امام پور،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: درد متعاقب جراحی تونسیلکتومی یکی از شایع‌ترین عوارض این جراحی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو در کاهش درد پس از عمل جراحی تونسیلکتومی انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی سه سویه کور روی 104 بیمار 15-7 ساله کاندیدای عمل تونسیلکتومی در بیمارستان ولی عصر بیرجند انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه 52 نفری گاباپنتین و پرومتازین تقسیم شدند. یک ساعت قبل از بیهوشی، به گروه اول گاباپنتین خوراکی 20 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن و به گروه دوم شربت پرومتازین 0.5 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن تجویز شد. نمره درد براساس شاخص MOPS طی ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار شدت درد در گروه مورد مداخله با پرومتازین در 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت پس از عمل به ترتیب 0.84±1.35 ، 0.87±0.9 ، 0.52±0.25 و 0.19±0.04 و در گروه گاباپنتین به ترتیب 0.98±1.58 ، 0.91±1.13 ، 2.7±0.69 و 0.24±0.06 به دست آمد. بین میزان درد دو گروه در ساعات 3 ، 6 ، 12 و 24 ساعت بعد از عمل تفاوت آماری معنی‌داری یافت نشد.

نتیجه‌گیری: داروهای گاباپنتین و پرومتازین به عنوان پیش دارو دارای اثر کاهنده درد مشابهی در بیماران با جراحی تونسیلکتومی بودند.


ثابته شیر محمدی فرد، اکرم ثناگو، ناصر بهنام پور، غلامرضا روشندل، لیلا جویباری،
دوره 22، شماره 3 - ( پاييز 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: علت اصلی ابتلا، مرگ و میر و عوارض قابل پیشگیری در سالمندان، داشتن سبک زندگی ناسالم است. انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت موثرترین عامل در جهت حفظ و ارتقاء سلامت است. این مطالعه به منظور تعیین سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در سالمندان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی – تحلیلی روی 110 سالمند 60 تا 88 ساله با میانگین سنی 6.50±67.49 سال مراجعه کننده به مراکز آموزشی- درمانی شهر گرگان در سال 1398 انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه روا و پایای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت نسخه 2 (HPLP-II) بود. این پرسشنامه شامل شش بعد رشد معنوی، مسؤولیت‌پذیری در مورد سلامت، روابط بین فردی، مدیریت استرس، فعالیت بدنی و تغذیه برای ارزیابی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت است. در این ابزار محدوده نمره کل بین 52 تا 208 است. نمره 103-52 سطح پایین تبعیت از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی و نمره 155-104 سطح متوسط و نمرات بالای 156 سطح بالا محسوب می‌شود.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی 17.36±143.52 و در حد متوسط بود. بین سبک زندگی و مشخصات جمعیت شناختی ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده شد (P<0.05). رشد معنوی و ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﺩﻱ بالاترین نمره را از بین شش بعد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی به خود اختصاص دادند.

نتیجه‌گیری: سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در سالمندان از نظر فعالیت بدنی و مدیریت استرس در حد پایینی قرار داشت.



صفحه 23 از 28     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 1.22 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)