[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86963064
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
554 نتیجه برای محمد

دکتر مریم ابومردانی، دکتر محمدرضا رشیدی، دکتر مریم رف رف، دکتر سیدرفیع عارف حسینی، دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر حمیدرضا جوشقانی،
دوره 13، شماره 4 - ( زمستان 1390 )
چکیده

زمینه و هدف : یکی از مشکلات بیماران مبتلا به تالاسمی، آسیب بافتی ناشی از استرس اکسیداتیو در اثر انباشت آهن است. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی مکمل‌یاری ویتامینE بر فعالیت آنزیم‌های پاراکسوناز (PON)، سوپراکسیددیسموتاز (SOD) ، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و لیپید پروفایل در بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 60 بیمار مبتلا به بتاتالاسمی ماژور (25 مرد و 35 زن) با سن بیش از 18سال، در شهرستان گرگان طی سال 1388 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند و از نظر سن و جنس همسان شدند. گروه مداخله سه ماه تحت مکمل یاری ویتامینE به میزان 400 میلی‌گرم روزانه قرار گرفتند و گروه شاهد هیچ نوع مکملی را در این مدت دریافت نکردند. قبل از آغاز و در پایان دوره مطالعه نمونه‌های خون از همه بیماران جمع‌آوری شد و متغیرهای موردنظر شامل سطح سرمی ویتامین E، تری‌گلیسرید (TG)، لیپوپروتئین کم‌چگال (LDL-c)، لیپوپروتئین پرچگال (HDL-c)، ظرفیت کل آنتی‌اکسیدانی سرم (TAC) و فعالیت آنزیم‌های GPX، SOD و PON اندازه‌گیری شد. از Paired t-test برای مقایسه تغییرات متغیرهای مورد بررسی قبل و بعد از مداخله استفاده گردید. یافته‌ها : یافته‌ها نشان داد که در گروه مکمل یاری شده با ویتامین E ، افزایش معنی‌داری در سطح سرمی ویتامین E ، HDL-c ، فعالیت آنزیم PON و کاهش معنی‌داری در سطح GPX دیده شد (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که مکمل یاری ویتامین E در بیماران بتاتالاسمی ماژور می‌تواند اثرات کاهنده بر استرس اکسیداتیو و پروفایل لیپید داشته باشد.
دکتر سیدمحمد ابراهیم موسوی، دکتر بیژن فروغ، محمود بهرامی زاده، مختار عراضپور، معصومه ویس کرمی، علیرضا مقدمی،
دوره 13، شماره 4 - ( زمستان 1390 )
چکیده

زمینه و هدف : کاهش ارتفاع پاشنه کفش ممکن است؛ سبب افزایش میزان فعالیت عضلانی در گروه عضلات ناحیه شکمی شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر ارتفاع کمتر از حد استاندارد پاشنه کفش روی فعالیت عضلات شکم در دختران سالم انجام شد. روش بررسی : این مطالعه شبه‌تجربی به صورت قبل و بعد روی 48 دختر سالم در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران طی سال 1388 انجام شد. نمونه‌گیری به صورت غیراحتمالی در دسترس بود. 24 فردی که حداقل شش‌ماه از کفش‌هایی با ارتفاع پاشنه کمتر از مقدار 3.4 سانتی‌متر استفاده نموده بودند؛ در گروه اول قرار گرفتند و 24 فرد استفاده کننده از کفش دارای پاشنه استاندارد (3.4 سانتی‌متر) به مدت حداقل شش‌ماه؛ در گروه دوم قرار گرفتند. در مرحله بعدی از گروه اول خواسته شد تا برای شش‌ماه از کفش‌هایی با پاشنه استاندارد و با ارتفاع 3.4 سانتی‌متر استفاده نمایند. بعد از استفاده شش‌ماهه از کفش‌هایی با پاشنه استاندارد؛ آنان دوباره مورد آزمون قرار گرفتند. میزان فعالیت عضلانی رکتوس ابدومینوس و مایل خارجی با استفاده از دستگاه Kinsiologic Electromyography اندازه‌گیری شد. داده‌ها توسط آزمون‌های تی زوجی، مستقل و اسمیرونوف کولموگروف تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : میانگین و انحراف معیار فعالیت عضلانی برای گروه اول و گروه دوم در عضله مایل خارجی به ترتیب 3.15+-9.72 و 2.47+-7.87 میکروولت و در عضله رکتوس ابدومینوس 3.58+-11.60 و 3.46+-9.81 میکروولت تعیین شد. میزان فعالیت عضلات در گروه اول در دو مرحله قبل و بعد از استفاده از کفش دارای پاشنه استاندارد از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از کفش دارای پاشنه کوتاه‌تر از حد استاندارد، میزان فعالیت عضلات شکمی را افزایش می‌دهد.
دکتر محمدمهدی مطهری، دکتر نیلوفر عبدالهیان، دکتر سیما بشارت،
دوره 13، شماره 4 - ( زمستان 1390 )
چکیده

زمینه و هدف : مگس‌پران (Floater) نقاط کوچک تیره و مبهمی هستند که در میدان بینایی برخی افراد ظاهر می‌شود. علل ایجادکننده آن در برخی موارد می‌تواند تهدیدکننده بینایی باشد. این مطالعه به منظور تعیین اختلالات چشمی در بیماران مبتلا به فلوتر در کلینیک چشم‌پزشکی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 164 بیمار (105 زن و 59 مرد) مراجعه کننده به کلینیک چشم‌پزشکی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان با شکایت مگس‌پران (فلوتر) یا جرقه‌های نورانی در شش‌ماهه دوم سال 1388 انجام شد. افراد به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. معاینه چشم‌ برای بیماران انجام شد و در پرسشنامه به همراه مشخصات دموگرافیک ثبت گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16 و شاخص‌های مرکزی و پراکندگی توصیف شدند. یافته‌ها : افراد بالاتر از 60 سال شایع‌ترین گروه سنی مبتلا (37.2 درصد) بودند. 34 نفر (20.7 درصد) سابقه مصرف سیگار داشتند. 60نفر (57.2 درصد) از زنان در وضعیت منوپوز بودند. نزدیک‌بینی (32.9 درصد) و کاتاراکت (32.9 درصد) بیشترین بیماری‌های چشمی همراه بودند. در معاینه، جداشدگی خلفی زجاجیه (PVD) در 84.1 درصد و خونریزی شبکیه در 6.1 درصد از بیماران مشاهده گردید. 9.8 درصد بیماران مبتلا به فلوتر، جداشدگی خلفی زجاجیه و خونریزی شبکیه نداشتند. همچنین در هیچ کدام از بیماران پارگی شبکیه مشاهده نشد. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان‌دهنده وقوع درصد بالایی از جداشدگی خلفی زجاجیه بود. افزایش سن، جنس مونث، کاتاراکت و میوپی از عوامل مرتبط با جداشدگی خلفی زجاجیه بود.
صباح میاهی، بیتا موسوی، دکتر محمدتقی هدایتی، معصومعلی موحدی، دکتر طاهره شکوهی،
دوره 13، شماره 4 - ( زمستان 1390 )
چکیده

زمینه و هدف : قارچ‌ها با پراکندگی بسیار وسیع در طبیعت منابع مختلف و متنوعی را برای زیست خود انتخاب می‌نمایند. اگرچه هوا شایع‌ترین مکان حضور آنها در طبیعت و بالطبع اصلی‌ترین راه تماس با انسان است؛ ولی منابع دیگر ازجمله آب در اکولوژی قارچ‌ها نقش بااهمیتی دارند. این مطالعه به منظور تعیین فلور قارچی آب شرب شهر ساری انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 60 نمونه 100میلی‌لیتری از آب آشامیدنی لوله‌کشی پنج ناحیه شمالی، جنوبی، غربی، شرقی و مرکزی شهر ساری در بطری‌های استریل طی سال 1388 جمع‌آوری شدند. قارچ‌های نمونه آب توسط فیلتر استریل 0.4 میکرومتر فیلتراسیون و جداسازی شدند. فیلترها در شرایط کاملاً استریل در محیط مالت اکستراکت آگار جاگذاری شدند. پلیت‌های حاوی محیط کشت در دمای 27 درجه سانتی‌گراد به مدت 7-3 روز انکوبه شدند. شناسایی قارچ‌ها به کمک روش‌های استاندارد قارچ‌شناسی براساس کشت روی لام با استفاده از محیط‌های اختصاصی انجام شد. یافته‌ها : از مجموع 468 کلنی قارچی رشدیافته؛ 8 جنس مختلف قارچ شناسایی شد. به‌طور کلی میانگین CFU قارچ‌های جداشده برای نمونه‌های هر 100 میلی‌لیتر آب 8.4 بود. شایع‌ترین قارچ‌های جدا شده آسپرژیلوس (37.4 درصد)، پنی‌سیلیوم (27.3 درصد) و کلادوسپوریوم (17.3 درصد) بودند. کمترین کلنی جدا شده مربوط به رایزوپوس (0.6 درصد) بود. از بین گونه‌های مختلف آسپرژیلوس، گونه فلاووس (23.7 درصد) بیشترین میزان فراوانی را داشت. نتیجه‌گیری : نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آب آشامیدنی شهر ساری حاوی قارچ‌های مختلف می‌باشد. لذا پیشنهاد می‌گردد در پایش‌های منظم سیستم آب شهری از نظر آلودگی‌های میکروبی؛ قارچ‌ها نیز به عنوان یکی از میکروارگانیسم مهم بررسی شوند.
سکینه کابلی کفشگیری، ثریا غفاری، ویدا حجتی، ابراهیم اسدی، دکتر محمدجعفر گلعلی‌پور،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : دیابت قندی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های متابولیکی است که با افزایش گلوکز خون و تغییرات متابولیک لیپیدها، قندها و پروتئین‌ها همراه است. در 5-5/3درصد از بارداری‌ها دیابت حاملگی بروز می‌نماید. این مطالعه به منظور تعیین اثر دیابت بارداری بر تعداد آستروسیت‌های ناحیه CA1 و CA3 هیپوکامپ نوزادان نر 7 و 21 روزه موش صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 12 سر موش صحرایی باردار نژاد ویستار به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (دیابتی) قرار گرفتند. دیابت بارداری با تزریق داخل صفاقی استرپتوزتوسین (40 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) در اولین روز بارداری ایجاد شد. موش‌های گروه کنترل در اولین روز بارداری نرمال سالین دریافت کردند. از نوزادان متولد شده از مادران گروه آزمایش و کنترل، در پایان هفته اول و سوم زندگی به طور تصادفی 6 نوزاد نر انتخاب گردید. پس از بیهوشی و نخاعی کردن نوزادان از نیمکره چپ مغز، مقاطع بافتی کرونال به صورت سریال با ضخامت 6 میکرومتر تهیه و با استفاده از رنگ PTAH رنگ‌آمیزی شد. پس از تصویربرداری از مقاطع، تعداد آستروسیت‌ها در مساحت 100000 میکرومترمربع نواحی CA1 و CA3 هیپوکامپ شمارش گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-11.5 و آزمون آماری t-test تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : تعداد آستروسیت‌ها در ناحیه CA1 هیپوکامپ نوزادان 7 روزه گروه آزمایش (3.8±76.51) نسبت به نوزادان گروه کنترل (11.2±119.91) 36.25 درصد کاهش داشت (P<0.05). در نوزادان 21 روزه گروه آزمایش تعداد آستروسیت‌ها (6.5±71.26) در مقایسه با گروه کنترل (7.7±112.26) 36.37 درصد کاهش داشت (P<0.05). همچنین در ناحیه CA3 هیپوکامپ نوزادان 7 و 21 روزه گروه آزمایش تعداد آستروسیت‌ها به ترتیب 36.35 درصد و 26.5 درصد نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که دیابت بارداری کنترل نشده در موش صحرایی باعث کاهش معنی‌دار تعداد آستروسیت‌های نواحی C‏A1 و CA3 هیپوکامپ نوزادان نر موش صحرایی می‌گردد.
مهدی پریان، سمیرا محمدی یگانه، مهدیه موندنی‌زاده، بهزاد خوانساری نژاد،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : از جمله مهم‌ترین عوامل عفونی منتقل شونده از طریق خون، ویروس‌هایHIV-1 و HCV می‌باشند. به‌خصوص در حالت عفونت همزمان که از مشکلات بالینی قابل توجه در بیماران مصرف کننده فراورده‌های خونی است. این مطالعه به منظور توسعه روش Multiplex RT-PCR در تشخیص عفونت همزمان ویروس‌های HIV-1 و HCV در نمونه‌های پلاسما انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی به تشخیص همزمان ژنوم دو ویروس HIV-1 و HCV با روش Multiplex RT-PCR با استفاده از ژل آگاروز 3درصد در 70 نمونه پلاسما در سال 1388 پرداخته شد. نمونه‌های آلوده به ویروسHCV و تمام نمونه‌های منفی از بیمارستان دی تهران و نمونه‌های آلوده به ویروسHIV و همچنین نمونه‌های عفونت همزمان HIV/HCV از بخش هپاتیت و ایدز انستیتو پاستور تهیه شد. قطعات تکثیر شده از ژنوم ویروس‌ها به‌واسطه اختلاف اندازه قابل تمایز می‌باشند. برای تایید حساسیت و اختصاصیت، این آزمون روی 20نمونه از بیمارانی که به صورت عفونت همزمان به این دو ویروس مبتلا بودند و 20 نمونه طبیعی انجام شد. یافته‌ها : انجام واکنش‌های مختلف روی چندین نمونه بالینی مشخص کرد که پرایمرهای مورد استفاده در این روش هیچ واکنش متقاطع با یکدیگر ندارند. همچنین حساسیت و اختصاصیت این روش به ترتیب 95درصد و 100درصد تعیین گردید. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان‌دهنده حساسیت و اختصاصیت بالای روش Multiplex RT-PCR می‌باشد. لذا پیشنهاد می‌گردد به عنوان روشی مناسب برای غربالگری دهند‌گان خون مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر فرزانه ولی زاده، سیدعلی موسوی، دکتر سیدمحمدباقر هاشمی سوته،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : حداقل 2/5 درصد از جمعیت دنیا ناقل یک نقص عمده هموگلوبین هستند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع هموگلوبینوپاتی‌های مختلف متقاضیان ازدواج در مراجعین به مرکز بهداشت شهرستان بابلسر طی سال‌های 88-1385 انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 8500 متقاضی ازدواج (4200 زن و 4300 مرد) از شهرستان‌های بابلسر و فریدونکنار مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهرستان بابلسر طی سال‌های 88-1385 انجام شد. پس از انجام آزمایش CBC، در مواردی که افراد دارای MCV کمتر از 80 و MCH کمتر از 27 بودند؛ اندازه‌گیری هموگلوبین A2 به روش کروماتوگرافی ستونی انجام شد. برای شناسایی انواع تالاسمی آلفا، بتا و یا انواع نادرتر از الکتروفورز قلیایی و اسیدی هموگلوبین و آزمایشات تکمیلی ژنتیک بهره گرفته شد. یافته‌ها : از 8500 فرد مورد مطالعه، 1200 نفر (14.11 درصد) دارای مقادیر کاهش یافته شاخص‌های خونی بودند. 474 نفر (5.57 درصد) دارای هموگلوبین A2 افزایش یافته (بیش از 3.5) بودند که به عنوان ناقلین بتاتالاسمی دسته‌بندی شدند. 45 نفر (0.52درصد) دارای مقادیر بالاتر از 7 بودند که به عنوان ناقل تالاسمی بتا یا انواع دیگر مانند هموگلوبین C ، O عرب در نظر گرفته شدند. همچنین 726 نفر شاخص‌های کاهش یافته با هموگلوبین A2 طبیعی (8.54 درصد) داشتند که به عنوان افراد آلفاتالاسمی دسته‌بندی شدند. در آزمایشات تکمیلی برای 250 زوج از 1200 نفر، 6 نفر (1.2 درصد) هموگلوبین F بالاتر از 10 داشتند که به عنوان افراد ناقل انواع حذف‌های خانواده ژنی بتا دسته‌بندی شدند. همچنین هموگلوبین E در 16 نفر ، هموگلوبین S در 16 نفر (3.2% در 1200 نفر و 0.19% در 8500نفر)، هموگلوبین D در 4 نفر و هموگلوبین H در 4 نفر (0.33% در 1200 نفر و 0.047% در 8500 نفر) مشاهده گردید. بررسی ژنتیک روی 317 نفر از ناقلین بتا و انواع واریانت‌های هموگلوبین بتا و 145 نفر از ناقلین آلفاتالاسمی صورت گرفت و دسته‌بندی‌های اولیه در مورد این افراد مورد تائید قرار گردید. از موتاسیون‌های ژن بتا،IVSII-1 G>A ,74.5% و از موتاسیون‌های آلفا، حذف ژنی 3.7 (47.5 درصد) به عنوان شایع‌ترین موتاسیون‌ها در این بررسی شناخته شدند. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان‌دهنده میزان بیشتر ناقلین آلفاتالاسمی (8.5درصد) نسبت به بتاتالاسمی (5.57 درصد) بود. همچنین وجود واریانت‌های دیگر هموگلوبین (HbS ، HbE ، HbD یا انواع حذف خانواده ژن بتا) نیز در منطقه قابل توجه است.
علی هاشمی، سعید شمس، داوود کلانتر، آرزو طاهرپور، محمد براتی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : پسودوموناس آئروژینوزا یکی از عوامل عفونت‌های بیمارستانی بوده و در برابر بسیاری از آنتی‌بیوتیک‌ها به علت تولید بتالاکتاماز مقاوم می‌باشد. این مطالعه به منظور شناسایی پسودوموناس آئروژینوزا تولیدکننده بتالاکتاماز با طیف وسیع و متالوبتالاکتاماز جدا شده از بیماران و اثر عصاره متانولی چای سبز و چای سیاه بر روی آنها انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی روی نمونه زخم 245 بیمار سوختگی مراجعه کننده به بیمارستان شفاء کرمان در سال 1387 انجام شد. برای تعیین باکتری‌های دارای ESBL از روش PCT و برای شناسایی Lactamase MBL از نوارهای E-test استفاده گردید. برای تعیین حداقل غلظت ممانعت کننده از رشد آنتی‌بیوتیک‌های ایمی‌پنم، مروپنم، سفوتاکسیم، سفتازیدیم و آزترونام و عصاره‌های متانولی چای سبز و سیاه از روش رقت در آگار استفاده گردید. عصاره متانولی چای سبز و سیاه به روش خیساندن تهیه شد. 20 گرم پودر گیاه با متانول به مدت 24ساعت در تاریکی قرار داده شد و صاف گردید و اثر عصاره گیاه چای روی سویه‌های استاندارد و 41 ایزوله پسودوموناس آئروژینوزا حاوی بتالاکتاماز با طیف وسیع بررسی شد. یافته‌ها : از تعداد کل بیماران مورد بررسی 120 ایزوله پسودوموناس شناسایی شد که 41 نمونه دارای بتالاکتاماز با طیف وسیع و همگی فاقد متالوبتالاکتاماز بودند. 60درصد از نمونه‌ها مقاوم به سفوتاکسیم، 66درصد مقاوم به سفتازیدیم، 42درصد مقاوم به آزترونام، 3درصد مقاوم به ایمی‌پنم و 5درصد مقاوم به مروپنم بودند. عصاره متانولی چای سبز در غلظت 1.25 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر قادر به مهار رشد تمام سویه‌های استاندارد و نمونه‌های بالینی پسودوموناس آئروژینوزا حاوی ESBL داشت. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که عصاره متانولی چای سبز در مقایسه با آنتی‌بیوتیک‌هایی نظیر سفوتاکسیم و سفتازیدیم دارای اثرات ضدباکتریایی مؤثرتری در برابر پسودوموناس آئروژینوزا حاوی بتالاکتاماز می‌باشد.
قدرت اله فلسفی نیا، دکتر محمدتقی قربانیان، دکتر تقی لشکر بلوکی، دکتر محمود اله دادی سلمانی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : هم‌کشتی سلول‌های بنیادی یکی از روش‌های مورد استفاده محققین علم سلول‌درمانی است. با این روش می‌توان باعث بهبود شرایط کشت و تمایز بهتر سلول‌های بنیادی شد. عوامل رشد عصبی، مولکول‌هایی هستند که نقش‌های بسیار حیاتی در بقاء، تکثیر و تمایز سلول‌های بنیادی دارند. این مطالعه به منظور ارزیابی بیان عوامل نوروتروفیک یا رشد عصبی و سرعت تکثیر سلول‌های بنیادی عصبی (Neural Stem Cells: NSCs) در هم‌کشتی این سلول‌ها با سلول‌های بنیادی مزانشیمی (Mesenchymal Stem Cells: MSCs) انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 40 سر موش صحرایی بالغ نژاد ویستار در دانشکده زیست‌شناسی دانشگاه دامغان انجام شد. سلول‌های NSC و MSC از موش‌های صحرایی استخراج شدند. برای جداسازی NSCs ، ناحیه شکنج دندانه‌ای هیپوکامپ برداشته شد. پس از هضم مکانیکی و آنزیمی، توده سلولی در محیط DMEM/F12 حاوی FBS کشت داده شد. برای جداکردن MSCs مغز استخوان، استخوان‌های فمور و تیبیا تخلیه و در محیط فوق‌الذکر کشت داده شد. هم‌کشتی NSCs با MSCs در ظرف ترانس‌ول و در محیط DMEM/F12 حاوی FBS انجام شد. تعیین هویت سلولی، سرعت تکثیر و نیز بیان عوامل نوروتروفیک (CNTF‎, BDNF, ‎GDN‎F, ‎NT-‎3) به ترتیب با روش‌های ایمنوسیتوشیمی، هموسایتومتر و RT-PCR انجام گردید. یافته‌ها : مقایسه نیمه کمی بیان عوامل نوروتروفیک بین گروه‌های ‎NSC‎ هم‌کشتی و NSCs که به تنهایی (کنترل) کشت شده بود؛ تفاوتی نشان نداد؛ ولی نتایج نشان داد که الگوی بیان ‎NTFs (neurotrophins) در NSCs و ‎‎MSCs‎ مشابه یکدیگر هستند. تکثیر NSCs در شرایط هم‌کشتی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (P<0.05).
محمدجواد دیلم، محمدعلی قرائت، دکتر محمدعلی آذربایجانی، حسینعلی اسلانی کتولی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : افزایش شدت تمرین یکی از راهکارهای توسعه عملکرد ورزشکاران می‌باشد. کارآمدی برنامه تمرین از طریق سنجش نشانگران بیوشیمیایی و روانشناختی تعیین می‌گردد. از آنجایی که پاسخ این متغیرها به افزایش شدت تمرین وابسته به سطح آمادگی افراد مورد مطالعه و نوع برنامه تمرینی می‌باشد؛ نتایج مطالعات موجود متناقض است. لذا این مطالعه به منظور تعیین اثر افزایش شدت تمرین بر کورتیزول، تستوسترون، آلفاآمیلازبزاقی و وضعیت خلق و خوی کشتی‌گیران حرفه‌ای نوجوان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 15 کشتی‌گیر نوجوان دعوت شده به اردوی تیم ملی در سال 1388 به مدت سه هفته تمرینات فزاینده را انجام دادند. نمونه بزاق قبل از انجام تمرینات، پایان هفته‌های اول، دوم و سوم برای سنجش غلظت کورتیزول، تستوسترون وآلفاآمیلاز جمع‌آوری گردید. برای سنجش خلق و خوی افراد مورد مطالعه قبل و پس از پایان دوره تمرینی، از آزمون 24 سوالی نیمرخ وضعیت خلق و خو برامس استفاده گردید. با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-14 ، برای تعیین اثر یک دوره تمرین شدید بر عوامل آمادگی جسمانی و نیمرخ وضعیت خلقی از مدل آماری t و برای تغییرات متغیرهای بزاق از مدل آماری تحلیل واریانس استفاده شد. یافته‌ها : پس از افزایش شدت تمرین سه‌هفته‌ای، غلظت کورتیزول (0.75+-7.69 ng/ml در مقابل 0.93+-8.1 ng/ml)، تستوسترون (0.89+-82.3 ng/ml در مقابل 1.7+-64.2 ng/ml)، آلفاآمیلازبزاقی (1.35+-98.81 U/ml در مقابل 1.5+-84.2 U/ml) و خلق و خو (3.28+-16.4 در مقابل 2.91+-20.08)تفاوت آماری معنی‌داری نشان نداد. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش شدت تمرین بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و آلفاآمیلازبزاقی و نیز خلق و خوی کشتی‌گیران حرفه‌ای نوجوان اثری ندارد.
دکتر حاجی محمد ساتلقی، دکتر سولماز جنتی عطائی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : آسیب‌های استخوانی و مفصلی ناشی از ترومای عضلانی اسکلتی یک علت مهم ناتوانی جسمی به ویژه در میان جوانان است. این مطالعه به منظور تعیین علل آسیب‌های استخوانی و مفصلی در مصدومین جوان ارجاع شده به مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 600 مصدوم در محدوده سنی 40-17 سال با آسیب‌های استخوانی و مفصلی پذیرش شده در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال 1388 انجام شد. بیماران از نظر عوامل دموگرافیک، چگونگی ایجاد آسیب و یافته‌های بالینی، توزیع آسیب در بدن و اقدامات درمانی بررسی شدند. نمونه‌گیری در یک ماه از هر فصل سال به صورت تصادفی انجام شد. جمع‌آوری اطلاعات از طریق مصاحبه و انجام معاینه فیزیکی صورت گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16 و آزمون‌های کای‌اسکوئر و t تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : میانگین سنی افراد 7+-25 سال بود. 83 درصد از آسیب‌ها در مردان رخ داده بود. 37 درصد از حوادث بین ساعات 12تا 18 اتفاق افتاده بود. شایع‌ترین علل آسیب به تصادفات (49.6%)، آسیب‌های شغلی (15.3%) و سقوط از بلندی (10.3%) اختصاص داشت. گذرگاه‌های شهری (43.5%) و جاده‌ها (17.1%) بیشترین مکان‌های حادثه بودند. شایع‌ترین آسیب‌ها، شکستگی‌ها (71.7%)، آسیب نسج نرم (48.3%) و دررفتگی (8.7%) بود. اندام فوقانی شایع‌ترین عضو صدمه دیده و اندام تحتانی شایع‌ترین عضو شکسته بود. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان‌دهنده آسیب‌پذیری بیشتر مردان جوان در اثر تصادفات و آسیب‌های شغلی است.
دکتر مهشید احمدی، دکتر سیدمحمد موسوی، دکتر فهمیه جهانفر،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : هپاتیت B شایع‌ترین عفونت ویروسی مزمن و نهمین علت مرگ و میر کودکان در دنیا است. لذا پیشگیری از این عفونت از طریق واکسیناسیون اهمیت دارد. این مطالعه به منظور مقایسه عیار پادتن متعاقب دریافت واکسن هپاتیت B در کودکان 15-12 و 24-21 ماهه انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 186 کودک در دو گروه سنی 15-12ماهه و 24-21ماهه مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان کودکان بندرعباس در سه ماهه اول سال 1388 انجام شد. کودکان سابقه هپاتیت B نداشتند و HBsAg مادرشان منفی بود. سابقه دریافت ایمونوگلوبین هپاتیت B ، خون یا فرآورده‌های خونی نداشتند و به بیماری‌های نقص ایمنی مبتلا نبودند. کودکان طبق برنامه واکسیناسیون کشوری، سه نوبت واکسن هپاتیت B دریافت کرده بودند. عیار پادتن هپاتیت B به روش ELISA اندازه‌گیری و مقادیر بالاتر از IU/ml 10 به عنوان سطح ایمنی مطلوب در نظر گرفته شد. مشخصات کودک از قبیل سن، جنس، وزن هنگام تولد، مدت تغذیه با شیرمادر و سن حاملگی مادر ثبت گردید. داده‌ها بااستفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16 و آزمون آماری t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها : عیار پادتن هپاتیت B کودکان 15-12 ماهه (231 mIu/ml) به طور معنی‌داری از کودکان 24-21 ماهه (142.9 mIu/ml) بیشتر بود (P<0.05). اختلاف بارزی از نظر عیار پادتن بین دو جنس مشاهده نشد. اختلاف بین عیار پادتن در وزن‌های مختلف هنگام تولد کودکان و یا سن‌های مختلف حاملگی معنی‌دار نبود. از نظر عیار پادتن بین کودکان تغذیه شده با شیر مادر تا یک سالگی با شیر مادر و کودکان تغذیه شده با شیرخشک؛ تفاوت آماری معنی‌داری وجود نداشت. در گروه سنی 15-12 ماهه، 4 نفر (4.34%) عیار کمتر از 10mIU/ml و 88 نفر (95.65%) عیار بالای 10 mIU/ml داشتند. همچنین در گروه سنی 24-21 ماهه 20 نفر (20.8%) عیار زیر10mIU/ml و 74 نفر (78.72%)، عیار بالای 10 mIU/ml داشتند که اختلاف نسبت ایمن بودن در دو گروه از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که اثر حفاظتی واکسن شش ماه پس از دریافت آخرین دوز واکسن کاهش می‌یابد.
منیره محجوب، دکتر محمدحسین ولیداد، دکتر عباس عظیمی خراسانی، دکتر مهناز شهرکی پور، حامد مومنی مقدم، جلیل نجاتی، آزاده توکلی، مهسا مرادقلی، پیوند کمالی، منیر سرگزی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : گلوکم یکی از شایع‌ترین دلایل نابینایی در جهان است. تعیین دقیق فشار داخل چشمی برای تشخیص و تصمیم‌گیری در درمان گلوکم اهمیت زیادی دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین ضخامت مرکزی قرنیه، فشار داخل چشم و نقص میدان بینایی در دو نوع گلوکم زاویه باز اولیه و گلوکم با فشار طبیعی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 52 بیمار در محدوده سنی 72-16 سال مبتلا به گلوکم مراجعه کننده به مرکز چشم‌پزشکی الزهراء زاهدان در سال 1389 انجام شد. 45 چشم با گلوکم زاویه باز اولیه و 45 چشم مبتلا به گلوکم با فشار طبیعی بررسی گردید. فشار داخل چشم توسط تونومتر گلدمن و ضخامت مرکزی قرنیه با پاکومتر اندازه‌گیری شد. همچنین میدان بینایی توسط پریمتر هامفری بررسی گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-15 و آزمون‌های آماری تی زوجی، آنالیز واریانس یک‌طرفه، من ویتنی و همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : بین ضخامت مرکزی قرنیه و فشار داخل چشمی همبستگی مثبتی وجود داشت (r=0.309, P<0.05). همچنین تفاوت آماری معنی‌داری بین فشار داخل چشی در دو نوع گلوکم وجود داشت (P<0.05). با وجود بالاتر بودن میانگین ضخامت مرکزی قرنیه در افراد با نقص میدان بینایی خفیف نسبت به افراد با نقص میدان بینایی شدید، تفاوت آماری معنی‌داری در دو نوع بیماری گلوکم یافت نشد. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که قرنیه‌های با ضخامت بیشتر با افزایش فشار داخل چشمی همراه می‌باشند.
دکتر محمدجواد احسانی اردکانی، دکتر سعید یزدانی، دکتر بابک نوری نیر، دکتر لیلا عمادیان، دکتر امیرحسین شکروی، دکتر مژگان قرائی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : شیوه درمان بیماران مبتلا به سرطان‌های دستگاه گوارش ارتباط تنگاتنگی با مرحله‌بندی تومور دارد. استفاده از یک روش مطمئن برای تعیین مرحله بیماری برای اتخاذ تصمیم مناسب در درمان بیمار ضروری است. این مطالعه به منظور ارزیابی میزان دقت روش اندوسونوگرافی در مقایسه با نتایج به‌دست آمده از مرحله‌بندی به روش جراحی در سرطان‌های دستگاه گوارش فوقانی (مری و معده) انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 23 بیمار (15 مرد و 8 زن) مبتلا به سرطان‌های مری و معده مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی طالقانی تهران از اسفند 1381 لغایت دی ماه 1383 انجام شد. در ابتدا مرحله‌بندی سرطان با استفاده از اندوسونوگرافی صورت گرفت و پس از انجام عمل جراحی، مجدداً مرحله‌بندی سرطان انجام شد. سپس نتایج حاصل از دو روش مرحله‌بندی سرطان مقایسه شد. بررسی هیستوپاتولوژیک تومور بعد از خارج شدن به طریقه جراحی، به عنوان استاندارد طلائی تشخیص قطعی در نظر گرفته شد. یافته‌ها : میانگین سنی بیماران 2/57سال و محدوده سنی 72-43 سال بود. ابتلاء به سرطان مری در 7 بیمار (30%) و سرطان معده و ناحیه اتصال مری به معده در 16 بیمار (70%) مشاهده شد. دقت تشخیصی اندوسونوگرافی در تعیین مرحله‌بندی تومور 82% برآورد گردید. دقت تشخیص 79.4% ، ارزش اخباری مثبت 69.6% و ارزش اخباری منفی 84.9% برای تعیین عمق نفوذ تومور به روش اندوسونوگرافی تعیین گردید. نتیجه‌گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که روش اندوسونوگرافی برای بررسی عمق تومور، غدد لنفاوی اطراف ضایعه و ارزیابی مرحله تومورهای دستگاه گوارش روشی ارزشمند، بادقتی نسبتاً بالا می‌باشد.
مرضیه اکبرزاده، فرشته مرادی، دکتر محمدحسین دباغ منش، دکتر پیمان جعفری،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : تجمع خانوادگی عدم تخمک‌گذاری و تخمدان‌های پلی‌کستیک، مؤید وجود نوعی زمینه ژنتیکی برای سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) است. با توجه به افزایش اختلال در متابولیسم لیپوپروتئین‌ها (کلسترول و تری‌گلیسرید)، اختلال تحمل گلوکز و افزایش شیوع پرفشاری خون در این بیماران؛ این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر قلب و عروق در وابستگان درجه یک زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 107 نفر از وابستگان درجه یک افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (گروه مورد) و 107فرد سالم (گروه شاهد) از خانواده درجه یک زنان فاقد سابقه ابتلاء به PCOS از مراجعین به درمانگاه‌های زنان شیراز طی سال‌های 87-1386 انجام شد. شاخص توده بدنی، چاقی مرکزی و فشارخون افراد مورد مطالعه تعیین شد. سطح سرمی لیپوپروتئین‌ها شامل کلسترول تام، تری‌گلیسرید، LDL و HDL و نیز قندخون ناشتا اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16.5 و آزمون‌های t مستقل، کای‌اسکوئر و کاپا تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : 3/35 درصد پدران گروه مورد دارای اضافه وزن، 26.5% چاقی کلاس I ، 76/11 درصد چاقی کلاسII و 8/5درصد چاقی کلاس III داشتند که در مقایسه با گروه شاهد از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). در 25.6% از مادران گروه مورد و 17.9% از مادران گروه شاهد نسبت دور کمر به دور باسن (waist –hip ratio:WHR) بالاتر از 0.85 بود و این تفاوت در مقایسه با گروه شاهد از نظر آماری معنی‌دار نبود. WHR در خواهران گروه مورد و شاهد به ترتیب 23.5% و 17.6% بود (P<0.05). میزان ابتلاء به فشارخون در گروه مورد 12.2% و در گروه شاهد 3.7% بود. 14.94% از گروه مورد و 6.5% از گروه شاهد تری‌گلیسرید بالاتر از حد طبیعی داشتند که این تفاوت از نظر آماری معنی‌دار نبود. ارتباط معنی‌داری بین چاقی و دیابت تیپ II در دو گروه مورد و شاهد یافت شد (P<0.05). اختلال عدم تحمل به گلوکز در گروه مورد و شاهد به ترتیب 19.62% و 7.47% بود (P<0.05). چاقی در 18.7% و 6.54% از گروه‌های مورد و شاهد مبتلا به عدم تحمل گلوکز وجود داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که چاقی، چاقی مرکزی، افزایش سرمی لیپوپروتئین‌ها و پرفشاری خون در وابستگان درجه یک زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد می‌باشد.
دکتر سیامک رجائی، دکتر محمدحسین تازیکی، دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر امین شعاع کاظمی،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : تروما شایع‌ترین علت مرگ در سنین یک تا 44 سالگی و سومین علت شایع مرگ بدون در نظر گرفتن سن می‌باشد. شکم سومین ناحیه شایع در بدن است که در اثر تروما آسیب می‌بیند. بعضی اعضای شکمی در اثر تروما با شیوع بیشتر آسیب می‌بینند که علاوه بر مکانیسم آسیب، به اندازه و وسعت اندام و محل قرارگیری اندام در داخل حفره شکمی بستگی دارد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آسیب‌های داخل شکم ناشی از ترومای نافذ شکمی بیماران بستری در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 114 بیمار بستری به علت ترومای نافذ شکم در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال‌های1381 تا 1386 انجام شد. سن، جنس، نوع آسیب ، عامل تروما و مدت زمان بستری از پرونده بیماران جمع‌آوری و در یک چک لیست ثبت شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-13 ثبت و مورد توصیف قرار گرفتند. یافته‌ها : از 114 بیمار مورد بررسی با ترومای نافذ شکمی، 1/92 درصد مرد بودند. میانگین سنی بیماران 24.8 سال، محدوده سنی بیماران 70-9 سال با بیشترین (34.2%) فراوانی نسبی در گروه سنی 24-20 سال بود. مرگ در 2 نفر (1.8%) توسط چاقو و به دلیل شوک هموراژیک رخ داد. شایع‌ترین (78.9%) وسیله ایجاد کننده ترومای نافذ شکمی، چاقو بود. میانگین مدت بستری در بیمارستان 2.8+-4.6 روز تعیین گردید. در 53 بیمار (46.5%) عامل ایجاد کننده تروما به صفاق نفوذ کرده و یا از آن عبور نموده بود. شایع‌ترین اندام آسیب دیده داخل شکمی، روده باریک (14%) بود. پارگی دیافراگم در 2.6% و آسیب ریوی هم‌زمان در 7% از بیماران مشاهده گردید. نتیجه‌گیری : در این مطالعه عامل اصلی ایجاد کننده ترومای نافذ شکمی چاقو و شایع‌ترین عضو آسیب دیده، صفاق ‌و مزانتر تعیین ‌شد.
دکتر سیدمحمد علوی، دکتر فاطمه احمدی، نوشین زرگری،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : عوامل خطرساز ابتلاء به سل در جوامع مختلف با شرایط اقتصادی و اجتماعی گوناگون متفاوت می‌باشد. شناخت این عوامل در کنترل سل کمک کننده است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر عمده ابتلاء در بیماران مسلول بستری در بیمارستان رازی اهواز طی سال‌های 86-1380 انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی مبتنی بر داده‌های موجود در پرونده 173 بیمار مسلول (گروه مورد) و 305 بیمار ریوی غیرمسلول (گروه شاهد) بستری شده در بیمارستان رازی اهواز طی سال‌های 86-1380 انجام شد و نسبت شانس (OR) تعیین گردید. عوامل خطرساز شامل کشیدن سیگار، اعتیاد تزریقی، HIV مثبت، دیابت، نارسایی کلیه، سابقه زندانی شدن و مصرف کورتیکواستروئید برای هریک از افراد مورد مطالعه با استفاده از اطلاعات پرونده بیماران ثبت گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-13 و آزمون‌های دقیق فیشر و کای‌اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : فراوانی عوامل خطر سل در گروه مورد و شاهد به ترتیب شامل کشیدن سیگار 54.3% و 14.8% (OR=6.5, P<0.0001)، HIV مثبت 11.5% و 3% (OR=4.3, P<0.0002)، اعتیاد تزریقی 18% و 3.3% (OR=6.7, P<0.0001)، دیابت 22.5% و 5.9% (OR=4.6, P<0.0001)، نارسایی کلیه 6.9% و 4.9% (P<0.23) و سابقه زندانی شدن 20.2% و 3.9% (OR=6.2, P<0.0001) بود. مصرف کورتیکواستروئید در هر دو گروه یکسان و غیرمعنی‌دار بود. نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که کشیدن سیگار، آلودگی به HIV ، اعتیاد تزریقی، دیابت و سابقه زندانی شدن از عوامل خطر عمده ابتلاء به سل ریوی در اهواز می‌باشند.
سیدمحمد علوی، زهرا طالبی، پژمان بختیاری نیا،
دوره 14، شماره 3 - ( پاییز 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : پاندمی آلودگی با ویروس نقص ایمنی (HIV) در حال تداوم است. بیماری سل علت اصلی مرگ و پایین بودن کیفیت زندگی در افراد آلوده به HIV است. شیوع بیماری سل در افراد آلوده به HIV در مناطق با شرایط اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی مختلف متفاوت است. این مطالعه به منظور بررسی سل ریوی و عوامل خطر آن در بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسانی بستری در بیمارستان رازی اهواز (88-1380) انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی داده‌های 123 پرونده بیمار آلوده به ویروس نقص ایمنی انسانی بستری شده در بیمارستان رازی اهواز در سال‌های 88-1380 انجام شد. اطلاعات فردی، عوامل مربوط به ابتلاء به بیماری سل ریوی و ویروس HIV بااستفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-16 ، Fisher's exact test و نسبت شانس (OR) تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : از 123 پرونده بررسی شده همگی مرد بودند. 99 نفر (80.5%) معتاد تزریقی بودند و 68 نفر (55.3%) سابقه زندانی داشتند. 81 نفر (65.8%) مبتلا به سل ریه بودند که از این میان 46 نفر (56.7%) علاوه بر سل عفونت‌های همراه از قبیل هپاتیت ویروسی یا اندوکاردیت داشتند؛ 79 نفر (97.5%) اعتیاد تزریقی، 61 نفر (75.3%) سابقه زندانی شدن و 24 نفر (29.6%) CD4 زیر200 داشتند. بین سل و اعتیاد تزریقی، زندانی شدن و کاهش سلول‌های CD4 مثبت رابطه آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که میزان ابتلاء به سل ریه در بیماران HIV مثبت بستری در بیمارستان رازی اهواز در دوره زمانی 88-1380 از مطالعات قبلی انجام شده در ایران بیشتر است. مواجهه با بیماران مسلول در زندان، اعتیاد تزریقی و کاهش لنفوسیت T با CD4 مثبت از عوامل خطر عمده ابتلاء به بیماری سل بودند.
محمدرضا دارابی، پروین دخت بیات،
دوره 14، شماره 3 - ( پاییز 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : افزایش استفاده از وسایل الکترونیکی تولید کننده امواج الکترومغناطیسی، سبب قرارگیری انسان در معرض این امواج شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر امواج الکترومغناطیسی بسیار ضعیف در دوران بارداری بر تکامل رویان موش انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 80 سر موش ماده از نژاد NMRI 8-6 هفته‌ای پس از تحریک تخمدان‌ها برای افزایش فولیکول در کنار موش‌های نر قرار گرفتند. صبح روز بعد با دیدن پلاک واژینال به طور مساوی به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. گروه تجربی در مقابل امواج الکترومغناطیسی با قدرت 1.2 میلی‌تسلا و فرکانس 50 هرتز قرار داده شدند. هر دو گروه موش‌ها در ساعات 24، 72، 81، 96، 110 و 120 حاملگی نخاعی شدند. سپس لوله‌های فالوپ و شاخ‌های رحم فلاشینگ گردید و رویان‌ها جمع‌آوری شدند. برای بررسی کیفیت رویان‌های در مرحله بلاستوسیست، به روش هوخست رنگ‌آمیزی شدند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-13.5 و آزمون‌های ANOVA و student’s t-test تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : علی‌رغم کاهش رویان‌های 2 سلولی ، 4-3 سلولی و 8-5 سلولی و بلاستوسیست در گروه تجربی، اختلاف آماری معنی‌داری بین گروه‌های کنترل و تجربی دیده نشد. اما در رویان‌های مرحله مورولا در مقایسه بین گروه کنترل و تجربی اختلاف آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05). تعداد متوسط بلاستوسیست‌های فراگمانته شده در گروه تجربی در 120 ساعت اول حاملگی بیشتر از گروه کنترل بود (P<0.05). تعداد سلول‌های توده درونی و تروفواکتودرم در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که قرارگیری موش‌های باردار در مقابل امواج الکترومغناطیسی بسیار ضعیف سبب کاهش تعداد رویان‌ها در مرحله مورولا، کاهش تعداد سلول‌های توده درونی رویان و تروفواکتودرم می‌گردد.
سیدمحمد موسوی، مهشید احمدی،
دوره 14، شماره 3 - ( پاییز 1391 )
چکیده

زمینه و هدف : اختلالات رفتاری در کودکان با والدین مبتلا به اختلالات روانپزشکی بسیار شایع‌تر از کودکانی با والدین غیرمبتلا است. این مطالعه به منظور تعیین اختلالات رفتاری در کودکان مادران مبتلا به افسردگی انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد - شاهدی روی 50 کودک با مادران مبتلا به افسردگی و 50 کودک با مادران سالم در مرکز روانپزشکی بندرعباس در سال 1388 انجام شد. کودکان در محدوده سنی 11-6 سال بودند. با انجام مصاحبه روانپزشکی، ملاک‌های DSM-4-R و آزمون استاندارد Beck اختلال در مادران تایید شد. صحت سلامت روانی مادران گروه شاهد با مصاحبه روانپزشکی و نیز آزمون شخصیت چندوجهی مینه‌سوتا (Minnesota Multiphasic Personality Inventory: MMPI) و پرسشنامه سلامت عمومی (Questionnaire Health General: QHG) تایید شد. دو گروه براساس آزمون اختلالات رفتاری کودک Achenbach مورد مقایسه قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-17 ، Chi-Square و student’s t-test تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها : مقیاس‌های شکایات جسمانی، اضطراب و افسردگی، مشکلات اجتماعی، تفکر و بزهکاری در کودکان با مادران مبتلا به افسردگی اساسی در مقایسه با کودکان با مادران سالم افزایش معنی‌داری نشان داد (P<0.05). همچنین برون‌گرایی و درون‌گرایی در کودکان گروه مورد به طور معنی‌داری بیشتر از کودکان گروه شاهد بود (P<0.05). انزواطلبی و اختلال توجه در کودکان دو گروه تفاوت آماری معنی‌داری نشان نداد. نمره کلی اختلالات رفتاری در کودکان با مادران مبتلا به افسردگی در مقایسه با کودکان با مادران سالم به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان داد که اختلالات رفتاری کودکان مادران مبتلا به افسردگی بیشتر از کودکان مادران سالم است.

صفحه 13 از 28     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.33 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)