554 نتیجه برای محمد
کمالالدین عابدی، محسن زارع، مرحوم محسن رحیمی نژاد، ابراهیم ولیپور، دکتر ابوالفضل برخورداری، مهندس غلامحسین حلوانی، دکتر سیدجلیل میرمحمدی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از هواپیما به عنوان یک وسیله عمده حمل و نقل ، میتوان به بیماریهای مرتبط با شغل نظیر افتشنوایی ناشی از سر و صدای هواپیما اشاره نمود. این مطالعه به منظور تعیین میزان افت شنوایی کارکنان فرودگاه شهید بهشتی اصفهان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کوهورت تاریخی روی 80 نفر از کارکنان فرودگاه شهیدبهشتی اصفهان در 4 گروه کاری متفاوت و دو گروه شاهد شامل 18 نفر از کارکنان اداری فرودگاه (گروه کم مواجهه) و 32 نفر از کارکنان یکی از مراکز اداری اصفهان (گروه عدم مواجهه) در تابستان 1384 انجام شد. تراز فشار صوت محل کار افراد گروه مواجهه یافته با سروصدای هواپیما اندازهگیری شد و براساس زمان مواجهه یا صدا ، تراز معادل (Leq) محاسبه گردید. مواجهه قبلی افراد با سروصدای زیاد (نظیر سوابق جبهه) و همچنین عوامل مداخلهگر همچون استفاده از داروها و سابقه بیماریهای گوش نیز با استفاده از یک پرسشنامه برآورد شد. تقریباً هیچیک از افراد مورد مطالعه از وسایل حفاظت شنوایی استفاده نمیکردند. ادیومتری در فرکانسهای قراردادی (8-5/0کیلوهرتز) از طریق هوایی و استخوانی انجام شد. یافتهها : میانگین سنی افراد در دو گروه مواجهه یافته و بدون مواجهه به ترتیب 75/9+-03/40 سال و 15/8+-85/37 سال برآورد شد. تراز معادل (Leq) برای کارکنان رمپ و ترافیک بیش از 95 دسیبل برآورد شد. 7/35درصد (10 نفر) از کارگران رمپ در گوش راست مبتلا به افت شنوایی ناشی از سروصدا بین 40-26 دسیبل و 1/32درصد (9 نفر) از آنان در گوش چپ به افت شنوایی ناشی از سروصدا بین 40-26 دسیبل مبتلا بودند. خطر نسبی ابتلاء به افت شنوایی ناشی از سروصدا در بین کارگران رمپ نسبت به گروه بدون مواجهه و اداری فرودگاه، در گوش راست و چپ به ترتیب 4/9 و 5/7 برابر بود. درصد بالایی از کارکنان ترافیک نیز در گوش راست (7/66 درصد) و گوش چپ (25 درصد) به افت شنوایی ناشی از سروصدا مبتلا شده بودند. آستانه شنوایی دو گروه مواجههیافته و بدون مواجهه در تمامی فرکانسها (8-5/0 کیلوهرتز) در گوش راست و در فرکانسهای 8-2 کیلوهرتز در گوش چپ از لحاظ آماری اختلاف معنیداری داشت (P<0.05). نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که مواجهه با سروصدا باعث افت شنوایی کارکنان فرودگاه شده است؛ لذا لازم است روشهای ارزیابی و کنترل صوت به ویژه برنامه حفاظت شنوایی کارکنان مورد تاکید قرار گیرد.
محمدعلی سلیمانی، رضا مسعودی، نسیم بهرامی، مصطفی قربانی، طاهره صادقی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سیستم طبقهبندی شدت بیماریها با عنوان APACHE II (Acute Physiology and Chronic Health Evaluation II)، به عنوان یک ابزار استاندارد، شاخصی برای بررسی میزان مرگ و میر بیماران، ارزیابی کیفیت مراقبتهای ارائه شده و شناسائی بیماران مزمن در مطالعات بهکار میرود. این مطالعه به منظور پیشبینی درصد موارد مرگ و میر بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان کوثر قزوین با استفاده از ابزار APACHE II انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 204 بیماری که با تشخیصهای مختلف در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان کوثر قزوین طی سال 1386 بستری شده بودند؛ انجام شد. نمونهگیری به روش مبتنی بر هدف صورت گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه مشخصات فردی و ابزار APACHE II گردآوری شدند. یافتهها : از 204 بیمار بستری در بخش مراقبتهای ویژه، 147 نفر (1/72 درصد) زنده ماندند. میانگین نمره APACHE II بیماران 38/11 (حداقل صفر و حداکثر 41) بود. میزان پیشبینی مرگ 26/30 درصد بود؛ در حالی که میزان مرگ 9/27 درصد مشاهده شد. بین نمره APACHE II و پیشبینی میزان مرگ و میر بیماران ارتباط معنیداری وجود داشت (r=0.976, p<0.05) . میانگین نمره APACHE II در بیمارانی که زنده ماندند؛ 97/13 و در بیمارانی فوت شد 36/25 به دست آمد (t=9.93, p<0.05). نتیجهگیری : نتایج مطالعه نشان داد که APACHE II به شکل بسیار دقیق، میزان مرگ و میر بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه را پیشبینی کرده و همچنین در پیشبینی روند درمان بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه مفید است.
دکتر محمدرضا مطیع، دکتر مجتبی موسوی بزاز، ناصر بهنام پور، دکتر بهنوش مرتضوی، دکتر محمدرضا کلانی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : آپاندیسیت حاد یکی از شایعترین اورژانسهای جراحی است و علیرغم معاینه فیزیکی و شرح حال دقیق، تشخیص آن قبل از عمل، یک مشکل اساسی است. روشهایی که به تشخیص آپاندیسیت کمک میکنند؛ شامل سونوگرافی، لاپاراسکوپی، سیتی اسکن و MRI میباشند. این مطالعه به منظور ارزیابی دقت سونوگرافی در تشخیص آپاندیسیت حاد انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی آیندهنگر روی 265 بیمار مشکوک به آپاندیسیت مراجعه کننده به اورژانس مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان طی شهریور 1384 لغایت شهریور 1385 انجام شد. بیماران مشکوک به آپاندیسیت توسط جراح عمومی ویزیت شدند و تمامی بیماران تحت سونوگرافی قرار گرفتند. بررسیهای سونوگرافی با روش High graded compression انجام شد و نتایج آن با یافتههای بالینی و آسیبشناسی مقایسه شد. یافتهها : نتایج سونوگرافی نشاندهنده 66 درصد حساسیت، 94 درصد ویژگی ، 98 درصد ارزش اخباری مثبت و 40 درصد ارزش اخباری منفی بود. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که سونوگرافی در تایید تشخیص بالینی کمککننده است و استفاده از سونوگرافی قدرت تشخیص را افزایش داده و در کاهش لاپاروتومی منفی و اجتناب از آپاندکتومی غیرضروری کمککننده است.
دکتر محمدعلی تخشید، دکتر جعفر آی، دکتر علیرضا توسلی، لیدا ابراهیمی، داریوش مومن زاده،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : کولیت اولسراتیو بیماری مزمن التهابی کولون است که رادیکالهای آزاد نقش مهمی در ایجاد آن دارند. رژیم غذایی حاوی اسیدهای چرب امگا 3- و مواد آنتیاکسیدانت در درمان این بیماری موثر است. عصاره هسته انگور حاوی مواد آنتیاکسیدانت قوی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی رژیم غذایی غنی از روغن ماهی و عصاره هسته انگور بر کولیت القا شده توسط اسیداستیک در موشهای صحرایی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 50سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه (F) روغن ماهی 6.1 میلیلیتر روغن ماهی، گروه (G) عصاره هسته انگور 50 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره هسته انگور در یک میلیلیتر آب مقطر و گروه (FG) روغن ماهی + عصاره هسته انگور 1.6 میلیلیتر روغن ماهی و 50 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره هسته انگور به صورت گاواژ به مدت 30 روز دریافت نمودند. موشها در گروههای کنترل (C) و گروه کولیت (Co) حجم یکسانی از آب مقطر دریافت داشتند. پس از 30روز در گروههای آزمایشی ، تیمار با عصاره هسته انگور ، تیمار با روغن ماهی و گروه تیمار با روغن ماهی و عصاره هسته انگور با تزریق درون رکتومی یک میلیلیتر اسیداستیک (4درصد) کولیت ایجاد گردید. گروه کنترل تزریق درون رکتومی سالین دریافت داشتند. دوروز بعد از ایجاد کولیت ، درجه آسیبهای بافتی و التهاب با نمرات آسیب میکروسکوپی و آسیبشناسی بافتی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها : تزریق درونرکتومی اسیداستیک موجب ایجاد زخم ، التهاب و آسیب شدید کریپتها در بافت مخاطی کولون موشها گردید. شدت آسیبهای ماکروسکوپی ، میکروسکوپی و التهاب در گروه تیمار با مصرف توأم روغن ماهی و عصاره هسته انگور در مقایسه با گروه کولیت کاهش معنیداری را نشان داد (P<0.05). در صورتی که تغذیه موشها با عصاره هسته انگور به تنهایی و روغن ماهی موجب بهبودی معنیداری در نمرات آسیبهای میکروسکوپی و ماکروسکوپی نگردید. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که مصرف توأم روغن ماهی و عصاره هسته انگور قبل از ایجاد کولیت القاء شده توسط اسیداستیک دارای نقش محافظتی در برابر آسیبهای ماکروسکوپی ، میکروسکوپی و التهاب کولون موشهای صحراییمی باشد.
مجید شرفی، دکتر محمد صادق قاسمی، دکتر محمد کمالی، حسن سعیدی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم درد مفصل پتلوفمورال یکی از شایعترین بیماریهای ارتوپدی در بین ورزشکاران، نظامیان و افراد عادی است. هرچند علت این بیماری ناشناخته است؛ ولی یکی از مهمترین علل بروز این بیماری میتواند؛ مشکلات ساختاری اندام تحتانی باشد. یکی از موثرترین روشهای درمان افراد مبتلا به این سندرم، استفاده از ارتزهای neoprene palumbo و Geno direxa stable میباشد؛ اما مطالعات اندکی در مورد اثر این ارتزها وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ارتز neoprene palumbo و Geno direxa stable بر درد و فعالیتهای روزمره افراد مبتلا به سندرم درد مفصل پتلوفمورال انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 30 بیمار مرد مبتلا به سندرم درد مفصل پتوفمورال در رده سنی 18 تا 40 ساله مراجعه کننده به بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) اراک در طی سال 1387 به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره استفاده کننده از ارتز neoprene palumbo و ارتز Geno direxa stable قرار گرفتند. با استفاده از مقیاس بصری درد (VAS) و پرسشنامه KOOS شدت درد، سطح فعالیتهای روزمره ADL و سفتی مفصلی، قبل و سه هفته بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمونهای تی زوج و تی مستقل مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافتهها : بعد از استفاده از ارتز میانگین شدت درد کاهش و فعالیت فیزیکی روزانه افزایش معنیداری از نظر آماری نشان دادند (P<0.05)؛ ولی در مقایسه بین دو نوع ارتز neoprene palumbo و Geno direxa stable تفاوت آماری معنیداری از نظر شدت درد و فعالیت فیزیکی روزانه مشاهده نشد. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که هر دو نوع ارتز neoprene palumbo و Geno direxa stable تقریباً به یک میزان باعث بهبود علائم سندرم درد مفصل پتلوفمورال مانند شدت درد و سطح فعالیتهای فیزیکی روزمره بیماران میشوند.
دکتر سیدمحمد علوی، غلامحسین سفیدگران، علی الباجی، دکتر احمد نژاد سلامی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : ویتامین D درپاسخ ایمنی بر علیه مایکوباکتریوم توبرکلوزیس دخالت دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ویتامین D به عنوان مکمل داروئی در سیر درمان بیماران مبتلا به سل ریوی انجام شد.
روش بررسی : این کارآزمائی بالینی روی 96 بیمار مبتلا به سل ریوی که از نظر گروه سنی و جنس همسانسازی شده بودند؛ در شهرستان اهواز طی سالهای 88-1387 انجام شد. بیماران سن18 سال یا بالاتر داشتند و در آنان آزمایش خلط از نظر باسیل اسیدفست (AFB) مثبت بود. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. گروه مداخله تحت درمان استاندارد ضدسل (6ماهه) به همراه ویتامینD ، 800 واحد در روز- و گروه شاهد فقط تحت درمان استاندارد ضدسل قرار گرفتند. آزمایش خلط بیماران از نظر AFB در پایان ماههای اول ، دوم ، سوم ، چهارم و ششم پیگیری شد. دادهها در نرمافزار SPSS-16 و با استفاده از آمار توصیفی وآزمون تی و کایدو و تست دقیق فیشر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : میانگین سنی بیماران در گروههای مداخله و شاهد به ترتیب 17.8±39.1 و 17.6±38.3 سال بود. میزان کلی بهبودی در گروه مداخله و شاهد به ترتیب 93.8 درصد و 95.8 درصد بود که تفاوت معنیداری نداشتند. میزان خلط منفی در گروه مداخله در پایان ماههای اول، دوم ، سوم ، چهارم و ششم به ترتیب 66.7 درصد ، 78.5 درصد، 93.8 درصد ، 93.8 درصد و 93.8 درصد و در شاهدها بهترتیب 35.4 درصد ، 66.7 درصد، 91.7 درصد ، 95.8 درصد و 95.8 درصد بود. اختلاف بین دو گروه در پایان ماه اول و در پایان ماه دوم معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که ویتامین D به عنوان مکمل درمان ضدسل باعث بهبود نتیجه کلی درمان نمیشود؛ ولی سبب تسریع در پاک شدن بیماران از باسیل سل میشود.
خدابخش جوانشیر، دکتر محمدعلی محسنی بندپی، دکتر محسن امیری، دکتر اصغر رضاسلطانی، دکتر مهدی رهگذر،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : اندازه عضله تعیین کننده مناسبی از عملکرد عضله است. نقش ویژهای برای عضله Longus Colli در ثبات ستون فقرات گردنی ثابت شده است. این مطالعه به منظور مقایسه اندازه عضله Longus Colli به وسیله اولتراسونوگرافی در افراد سالم و بیماران مبتلا به درد مزمن گردن غیراختصاصی انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 20 بیمار (10 مرد و 10 زن) مبتلا به درد دوطرفه گردن مراجعه کننده به کلینیک فیزیوتراپی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و 20 فرد سالم (10 مرد و 10 زن) که هیچگونه ضایعه یا دردی در گردن نداشتند؛ در سال 1387 انجام شد. تصویربرداری به وسیله اولتراسونوگرافی از عضله Longus Colli در ناحیه 2سانتیمتر پایینتر از غضروف تیروئید در دو گروه مورد و شاهد انجام شد. سطح مقطع (سانتیمترمربع) و شکل عضله (تقسیم پهنابرضخامت) اندازهگیری شد. از آزمون آماری تی برای مقایسه سطح مقطع و شکل عضله در دو گروه به تفکیک سمت راست و چپ استفاده گردید.
یافتهها : سطح مقطع عضله Longus Colli سمت راست و چپ گروه شاهد به ترتیب 0.11±0.85 سانتیمترمربع و 0.12±0.86 سانتیمترمربع بود. این مقدار در سمت راست و چپ گروه مورد 0.11±0.76 سانتیمترمربع و 0.07±0.68 سانتیمترمربع به دست آمد که بهطور معنیداری بزرگتر بود (P<0.05). همچنین شکل عضله Longus Colli در سمت راست و چپ گروه شاهد به ترتیب 0.17±1.18 سانتیمتر و 0.19±1.16 سانتیمتر بود که نسبت به شکل عضله Longus Colli سمت راست و چپ گروه مورد که به ترتیب 0.25±1.50 سانتیمتر و 0.27±1.50 سانتیمتر به دست آمد؛ به طور معنیداری کوچکتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که سطح مقطع عضله Longus Colli در بیماران مبتلا به درد مزمن گردن در مقایسه با افراد سالم کوچکتر و شکل آن بزرگتر است.
دکتر سیدمحمد علوی، دکتر فاطمه احمدی، دکتر روح انگیز نشیبی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات در مورد اثرات درمان آندوکاردیت بر متغیرهای ایمونولوژیک سرمی بیماران بحث برانگیز میباشند. این مطالعه به منظور مقایسه مقادیر سرمی
CPR (C-reactive protein) ، CIC (circulatory immune compelex) ، RF (rheumatoid factor)قبل و بعد از درمان بیماران مبتلا به اندوکاردیت عفونی بستری شده در بیمارستان رازی اهواز انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی از 30 بیمار مبتلا به اندوکاردیت عفونی در بیمارستان رازی اهواز طی خرداد ماه 1385 تا دی ماه 1386، دو نمونه خون (5 میلیلیتر) قبل از شروع درمان و در خاتمه درمان گرفته شد. 2.5 میلیلیتر تا انجام آزمایش CIC در منهای 20 درجه سانتیگراد منجمد شد و 2.5 میلیلیتر دیگر برای آزمایش CRP و RF استفاده گردید. CRP و RF با کیت Binding Site انگلستان به روش نفلومتری و آزمایشCIC با کیت بهارافشان SRID ایران به روش ایمیون دیفیوژن انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-12 و آزمون T-Student تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از 30 بیمار ، 26 نفر مرد (86.7 درصد) و 4 نفر زن (13.3 درصد) با میانگین سنی 10.28±29.53 بودند. میانگین CIC ، RF و CRP در ابتدای درمان به ترتیب 0.847 ، 60.45 و 72.38 و در خاتمه درمان به ترتیب 0.80 ، 41.2 و 44.1 بود. در مورد RF و CRP این تفاوت معنیدار بود (P<0.05).
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که مقادیر سرمی CRP و RF با درمان اندوکاردیت کاهش مییابند و چون اکثر بیماران این مطالعه معتاد تزریقی بودند؛ برای پیگیری پاسخ به درمان اندوکاردیت عفونی سنجش CRP و RF در افراد معتاد تزریقی میتواند مفید باشد.
کلید واژهها : اندوکاردیت عفونی ، CRP ، RF ، CIC
دکتر هادی پارسیان، دکتر محمد نوری، دکتر محمدحسین صومی، دکتر علی رحیمی پور، دکتر دردی قوجق، دکتر رسول استخری، دکتر مهرداد کاشی فرد، دکتر کریم آقچه لی، دکتر گلنار مجیدی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : در سالهای اخیر یافتن روشهای غیرتهاجمی به منظور جایگزینی برای روش تهاجمی بیوپسی کبد مورد توجه قرار گرفته است. سطوح افزایش یافته گلیکوپروتئین لامینین در برخی بیماریهای کبدی همراه با فیبروز گزارش شده است. لذا این مطالعه به منظور یافتن cut off point لامینین برای پیشبینی وجود فیبروز، مشخص کردن ارزش تشخیصی و بررسی اثرات درمان روی سطح سرمی آن در بیماران هپاتیت مزمن انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه مورد شاهدی سطح سرمی لامینین در 62 بیمار هپاتیت مزمن مراجعه کننده به مرکز تحقیقات گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تبریز طی سالهای 87-1386 قبل از درمان و در فواصل زمانی دو ، چهار و شش ماه پس از شروع درمان و 20 فرد سالم توسط ELISA سنجیده شد و با نتایج حاصل از بیوپسی بیماران مقایسه گردید.
یافتهها : میانگین غلظت سرمی لامینین در بیماران (20.9±91.9 نانوگرم بر میلیلیتر) نسبت به گروه کنترل (10.2±46.2 نانوگرم بر میلیلیتر) بالاتر بود (P<0.05). سطح سرمی لامینین در تمام مراحل فیبروز کبدی به طور معنیداری نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (P<0.05). انتخاب سطح سرمی 52ng/ml برای لامینین، در تمایز وجود داشتن یا نداشتن فیبروز در بیماران نسبت به گروه کنترل، حساسیت (96.8%) و ویژگی (80%) خوبی را نشان داد. ششماه پس از شروع درمان کاهشی در سطح سرمی لامینین مشاهده گردید؛ اما همچنان سطح سرمی لامینین نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده وجود همبستگی مثبت بین سطح سرمی لامینین و شدت فیبروز بود. لذا از سنجش سطح سرمی لامینین به عنوان شاخصی غیرتهاجمی برای بررسی وجود فیبروز میتوان استفاده نمود.
دکتر محمد کاظمی عرب آبادی، دکتر علی اکبر پور فتح اله، دکتر عبداله جعفرزاده، دکتر غلامحسین حسن شاهی، سعید دانشمندی، محمد رضا افروز، محمود حدادیان، فهیمه محمدی زاده،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونت نهفته هپاتیت B شکل بالینی از بیماری هپاتیت B میباشد که در آن فرد علیرغم این که از نظر HBsAg منفی است؛ اما دارای HBV-DNA در خون محیطی میباشد. هنوز علت عدم توانایی پاکسازی کامل ویروس از بدن مشخص نشده است. به نظر میرسد که تفاوتهای ژنتیکی و ایمونولوژیکی در این امر سهم عمدهای را دارا میباشند. از جمله مواردی که پاسخ ایمنی علیه ویروسها را دستخوش تغییر میکند؛ سیستم سیتوکینی است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط پلیمرفیسمهای موجود در ناحیه 874+ ژن IFN-Gama با عفونت نهفته هپاتیت B انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی ابتدا 3700 عدد پلاسمای تازه منجمد شده (FFP) که از نظر HBsAg منفی بودند؛ جمعآوری و از نظر anti-HBc بررسی شدند. سپس نمونههای HBsAg منفی و anti-HBc مثبت از نظر وجود HBV-DNA با روش PCR بررسی شدند. نمونههای HBV-DNA مثبت به عنوان موارد عفونت نهفته هپاتیت B از نظر پلیمرفیسمهای موجود در ناحیه 874+ ژن IFN-Gama با روش ARMS-PCR مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها : نتایج این تحقیق روی نمونههای HBsAg منفی نشان داد که 352 نمونه (9.51%) از این نمونهها از نظر anti-HBc مثبت بود. با انجام PCR روی نمونههای HBsAg منفی و anti-HBc مثبت؛ مشخص گردید که 57 نمونه (%16.1 از افراد anti-HBc مثبت و HBsAg منفی) HBV-DNA مثبت هستند. دو گروه مورد و شاهد از نظر وجود تمامی ژنوتیپهای موجود در ناحیه 874+ ژن IFN-Gama تفاوتی نداشتند.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که هیچگونه ارتباطی بین پلیمرفیسمهای موجود در ناحیه 874+ ژن IFN-Gama و بیماری عفونت نهفته هپاتیت B وجود ندارد.
علیرضا شریعتی، دکتر محمد موجرلو، مسلم حسام، عین ا.. ملایی، علی عباسی، حمید آسایش، آسیه خلیلی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : همودیالیز رایجترین روش درمان جایگزینی نارسایی مزمن کلیه بهشمار میرود. دیالیز ناکافی سبب افزایش مرگ ومیر بیماران میشود. لذا تعیین کفایت دیالیز در این بیماران از اهمیت زیادی برخوردار است. این مطالعه به منظور تعیین کفایت همودیالیز و رابطه آن با متغیرهای دموگرافیک بیماران با نارسایی مزمن و غیرقابل برگشت کلیه با معیار kt/v (Clearance Time Volume) و URR (urea reduction ratio) در مرکز آموزشی درمانی 5آذر گرگان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی از 113 بیمار تحت همودیالیز دائم مرکز آموزشی درمانی 5آذر گرگان که سابقه حداقل سه ماه و بیش از یک بار دیالیز در هفته داشتند؛ به روش سرشماری، نمونه خون قبل و بعد از انجام دیالیز طی سال 1387 تهیه گردید. سطح سرمی BUN قبل ازشروع همودیالیز و نیز در فاصله 5 دقیقه پس از خاموش کردن پمپ از مسیر شریانی اندازهگیری شد. سپس kt/v بیماران با استفاده از فرمول Daugirdas II اندازهگیری شد و رابطه آن با وزن، جنس، سطح تحصیلات، مدت زمان هرجلسه دیالیز، سرعت جریان خون، TMP -Terans Membran Presure- و Kuf -Clearance Ultrafiltration- فیلتر، بیماری زمینهای، تعداد دفعات دیالیز و روش دستیابی به عروق محاسبه گردید. دادهها توسط نرمافزار SPSS-13 و آزمونهای آماری تی، کای دو، فیشر و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها : متوسط سابقه همودیالیز 37 ماه و میانگین سن بیماران 42±51.6 سال بود. 77.9 درصد از افراد مورد مطالعه با توجه به معیار kt/v و URR ، دیالیز موثر داشتند. با وجود این که دوز تحویلی دیالیز از میزان استاندارد کمتر بود؛ اما تفاوت معنیدار آماری با میزان استاندارد مشاهده نشد. بین میزان کفایت دیالیز با مدت زمان هر جلسه دیالیز ، تعداد دفعات دیالیز در هفته ، سرعت جریان خون و روش دستیابی به عروق ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05)؛ اما بین میزان کفایت دیالیز با وزن ، جنس ، تحصیلات ، TMP ، بیماری زمینهای و ku/f صافی ارتباط آماری معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که کفایت دیالیز در گرگان در مقایسه با مطالعات انجام شده در دیگر نقاط کشور از وضعیت بهتری برخوردار میباشد.
دکتر مجید کاتبی، دکتر منصوره سلیمانی، رضا فراهانی پاد، محمدعلی عباسی مقدم، دکتر مهدی مهدی زاده، دکتر هما رسولی،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : تاکنون درمان دارویی موثری برای جلوگیری از کاهش نورونها بعد از صدمات مغزی مشخص نشده است. در این مطالعه اثر دیازوکساید به عنوان تعدیل کنندههای کانال پتاسیم میتوکندریایی بر تغییرات فراساختاری نورونها بعد از ایسکمی-ریپرفیوژن بررسی شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی موشهای صحرائی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 8 گروه 3تایی شامل گروه شم ، گروه حامل ، گروههای 1 ، 5 و 25 میلیگرم/کیلوگرم گلیبنکلامید و گروههای 2 ، 6 و 18 میلیگرم/کیلوگرم دیازوکساید گروهبندی شدند. حیوانات گروههای مداخله (دوم تا هشتم) 2 ساعت بعد از تزریق تحت جراحی انسداد چهار رگ اصلی خوندهنده به مغز به مدت پانزده دقیقه قرار گرفتند. بعد از 24 ساعت ریپرفیوژن، بررسی فراساختاری نورونها شامل تغییرات هسته و میتوکندری توسط میکروسکوپ الکترونی انجام شد. یافتهها : تغییرات مورفولوژیک فراساختاری پاتولوژیک شامل تورم میتوکندریایی و صدمه به کریستاها و هسته متراکم در نورونها بهدنبال ایسکمی رخ داد. در گروههایی که گلیبنکلامید دریافت کرده بودند؛ تغییرات مورفولوژیک فراساختاری شدید بوده است. این تغییرات در حیواناتی که دوز بیشتری از گلیبنکلامید را دریافت کرده بودند؛ بیشتر مشاهده شد. در حیوانات آزمایشگاهی که دیازوکساید را به میزان 8 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند؛ تغییرات موفورلوژیک فراساختاری پاتولوژیک هسته و میتوکندری کاهش واضحی داشت. کاهش عوارض ناشی از ایسکمی در گروههای دریافت کننده 2 و 6 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن دیازوکساید مشاهده نشد. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که دیازوکساید با دوز 18 میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن در موشهای صحرایی دارای نقش حفاظتی در برابر تغییرات فراساختاری نورونها شامل تخریب میتوکندری و تغییرات ظاهری آپوپتیک ناشی از ایسکمی میباشند.
ناصح ملکی راواسان، دکتر مالوریه هاید، دکتر عزت الدین جوادیان، دکتر محمدعلی عشاقی، دکتر جاوید صدرایی،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری کالاآزار یکی از مهمترین بیماریهای عفونی در شمال غربی کشور میباشد. لیشمانیا اینفانتوم و لیشمانیا دنووانی هر دو متعلق به کمپلکس دنووانی و مسبب لیشمانیوز احشایی در کانونهای مختلف دنیا هستند. در این مطالعه از ژن سیستئین پروتئاز B (CPB) انگلهای لیشمانیای جدا شده از پشههای خاکی برای تعیین هویت و بررسی خصوصیات ملکولی انگل در سطح اسیدنوکلئیک و اسیدآمینه استفاده گردید.
روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی بخشی از ژن CPB انگلهای لیشمانیا به طول 741-702 جفت باز به کمک واکنشهای زنجیرهای پلیمراز تکثیر و تعیین توالی شدند. سپس خصوصیات ملکولی آنها از قبیل جایگاههای دارای پتانسیل گلیگوزیلاسیون، محلهای اتصال سلولهای B و T و تاثیر جهش در ساختار سه بعدی پروتئینهای حاصله به کمک نرمافزارهای بیوانفورماتیکی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها : از 3477 پشه خاکی بررسی شده، 7 نمونه با واکنش PCR ژن سیستئین پروتئازB مثبت شدند. همچنین بر اساس یافتههای این مطالعه در شمال غربی ایران هر دو عضو کمپلکس دنووانی یعنی L.donovani و L.infantum توسط پشههای خاکی فلبتوموس پرفیلیوی ترانسکوکازیکوس منتقل شدهاند. بررسی توالیهای DNA انگلها نشان داد که یک نوکلئوتید سیتوزین به توالی ژن CPBگونه دنووانی اضافه شده است که این امر باعث تغییر چهارچوب ترجمه به اسیدآمینه، ظهور یک کدون توقف(TGA) در هفت کدون پایینتر و توقف عملیات ترجمه شده است. در نتیجه یک زنجیره پپتیدی خیلی کوتاه به طول 76 اسیدآمینه ایجاد شده که بسیار کوتاهتر از زنجیره پپتیدی طبیعی به طول 234-247 اسیدآمینه در سایر استرینهای لیشمانیا دونووانی کمپلکس میباشد. بررسی توالیهای پروتئینی نشان داد که هیچکدام از سه جایگاه گلیگوزیلاسیون و اپیتوپهای سلولهای B و T در پروتئین کوتاه استرین لیشمانیا دنووانی ایران وجود ندارد.
نتیجهگیری : زنجیره پروتئینی حاصل شده از نمونههای دنووانی ایران کوتاهترین زنجیره پپتیدی این کمپلکس است که تا به حال در دنیا گزارش شده است. به نظر میرسد که کوتاه شدن زنجیره پپتیدی CPB میتواند در ارتباطات بین انگل- ناقل و نیز انگل - میزبان تاثیرگذار باشد. با توجه به اهمیت ژن سیستئین پروتئاز B در برهمکنش انگل و سلولهای میزبان و نقش کلیدی آن در ایجاد عفونت و گسترش بیماری کالاآزار، لازم است تا مطالعات بیشتری در مورد انگل لیشمانیا دونوانی جدا شده و پروتئین کوتاه آن انجام شود تا اپیدمیولوژی و سیمای واقعی بیماری کالاآزار در ایران کامل شود.
کلید واژهها : کمپلکس دنووانی ، کالاآزار ، ژن سیستئین پروتئازB ، کنش متقابل انگل و میزبان ، ایران
دکتر رحیم تقوی، دکتر رضا مهدوی، دکتر محمدرضا دارابی، دکتر بهروز زندی، دکتر محمد بادصبا، دکتر محمدرضا تیموری،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری (CTA) یک روش کمتهاجمی برای تصویربرداری عروق بدون عوارض دستکاری مستقیم عروق بزرگ است و کاربردهای عمده آن در ارولوژی شامل ارزیابی عروق کلیه برای آمادگی نفرکتومی فرددهنده، تشخیص عروق خارجی در ارزیابی تنگی اتصال حالب به لگنچه و تشخیص تنگی شریان کلیه میباشد. این مطالعه به منظور ارزیابی عروق کلیه قبل از عمل دهندههای زنده کلیه با استفاده از آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری و آنژیوگرافی متداول و مقایسه با یافتههای حین عمل انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی وضعیت عروق کلیوی 70 دهنده زنده کلیه با روش آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری و 30دهنده زنده کلیه با روش آنژیوگرافی متداول قبل از عمل با وضعیت عروق کلیه این بیماران در هنگام عمل توسط دو مشاهدهگر در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد طی اسفند 1385 لغایت اردیبهشت 1387 مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت.
یافتهها : در گروه آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری در دو بیمار دو ورید اصلی کلیه حین عمل مشاهده شد که در آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری گزارش نشده بود. در گروه آنژیوگرافی متداول در یک بیمار حین عمل دو ورید اصلی کلیه مشاهده شد که با روش آنژیوگرافی متداول مشخص نشده بود. در هر دو گروه شریانهای فرعی کلیه تشخیص داده شده بود. دقت برای تشخیص آناتومی شریان اصلی کلیه در آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری و آنژیوگرافی متداول 100% بود. دقت تشخیصی آناتومی ورید اصلی کلیه برای آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری 97.1% و برای آنژیوگرافی متداول 96.6% به دست آمد.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که دقت تشخیصی روش آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری و روش آنژیوگرافی متداول در مورد عروق اصلی کلیه تقریباً یکسان می باشد.
کلید واژهها : آنژیوگرافی توموگرافیک کامپیوتری ، آنژیوگرافی ، دهنده زنده کلیه
دکتر ملیحه کشوری، دکتر محمدرضا دارابی، دکتر محمدهادی شکیبی،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : حالب تحتانی شایعترین محل توقف سنگ بوده که منجر به کولیک کلیوی و یورتروهیدرونفروز میگردد. در صورت عدم موفقیت درمان طبی، برای درمان سنگهای حالب تحتانی از دو روش ESWL (extracorporeal shock wave lithotripsy) و یا TUL (transurethral lithotripsy) استفاده میشود. این مطالعه به منظور مقایسه دو روش سنگشکنی بروناندامی و درون اندامی در درمان سنگهای حالب تحتانی روی 60 بیماری که به درمان طبی پاسخ ندادند؛ انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه کوهورت آیندهنگر روی 60 بیماری که بیش از 3 هفته دارای سنگ حالب تحتانی با ایجاد انسداد بودند و به درمان طبی پاسخ نداده بودند؛ در مرکز ارولوژی بیمارستان امامرضا (ع) طی اردیبشهت ماه 1383 لغایت خرداد ماه 1385 انجام شد. با توجه به اندیکاسیونهای درمان 30 نفر از بیماران در گروه I (ESWL) و 30 نفر در گروه II (TUL) قرار گرفتند. معیار تشخیص موفقیت سونوگرافی و KUB بود. میزان موفقیت روشها و عوارض ایجاد شده برای هر بیمار در هر گروه ثبت شد.
یافتهها : از تعداد 30 نفر در گروه اول ، سنگ 14 نفر 46.6% شکسته و دفع شد. در 13 نفر 43.3% سنگ شکسته نشد و در 3 نفر 10% سنگ شکسته شد؛ ولی تکههای سنگ دفع نگردید. درد کولیک کلیه در 15 نفر 50% رخ داد که نیازمند تجویز مسکن بودند و تکههای سنگ بدون عارضه خاصی دفع شدند. درد کولیکی 50% تنها عارضه بیماران ESWL بود که با درمان طبی بهبود یافت. در بیمارانی که تحت TUL قرار گرفتند؛ در 93.5% سنگ شکسته و تکههای سنگ یا خارج شدند و یا به تکههای قابل دفع تبدیل شدند. در 6.5% روش موفقیتآمیز نبود که بیماران کاندید ESWL و یا عمل باز شدند. تب و درد کولیکی عارضهای بود که در 10% از بیماران اتفاق افتاد و با درمان طبی بهبود یافت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که روش TUL در درمان سنگ حالب تحتانی با توجه به میزان موفقیت بالا، عارضه کم و هزینه پایین، میزان بالای عاری از سنگ شدن و از طرفی میزان موفقیت کمتر ESWL ، به عنوان روش انتخابی در درمان سنگ حالب تحتانی ارجحیت دارد.
دکتر علی دباغ، دکتر محمد فتحی، دکتر فرشاد کسرایی، دکتر سید سجاد رضوی،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : ایست قلبی-ریوی مسؤول نیمی از موارد مرگ و میر بیماران است. در بسیاری از موارد با احیای قلبی-ریوی موثر و فوری میتوان بیمار را از مرگ نجات داد. در سالهای اخیر پیشرفتهای بسیاری در زمینه احیای قلبی-ریوی صورت گرفته است؛ ولی متاسفانه آمار دقیقی از میزان موفقیت احیای قلبی-ریوی در ایران وجود ندارد. این مطالعه به منظور مقایسه میزان بقای کوتاه مدت بیماران پس از احیای قلبی ریوی در بخش اورژانس بیمارستانهای آیتاله طالقانی و شهید مدرس تهران انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشتهنگر روی 178 بیماری که در بخش اورژانس دو بیمارستان دانشگاهی آیتاله طالقانی (54 نفر) و شهیدمدرس (124 نفر) احیای قلبی-ریوی شده بودند؛ در سال 1384 انجام شد. مدت زمان تاخیر تیم احیاء، مدت زمان احیای قلبی-ریوی و نتیجه احیای قلبی-ریوی با استفاده از آزمونهای تی و کایاسکوئر تجریه و تحلیل شدند.
یافتهها : پس از گذشت 24 ساعت از ایست قلبی، احیای قلبی-ریوی در 54 فرد مورد مطالعه در بیمارستان طالقانی تنها در 7مورد (13%) موفقیتآمیز بود. از 124 مورد احیای قلبی-ریوی در بیمارستان شهید مدرس ، 33 مورد (26.6%) با بقای بیماران همراه بود (P<0.05). مدت زمان تاخیر در شروع عملیات احیاء در بیمارستان آیتاله طالقانی 2.9±0.9 دقیقه و در بیمارستان شهیدمدرس 2.7±1.1 دقیقه بود. میانگین مدت زمان احیاء گروه اول 44.2±11.2 دقیقه و گروه دوم 44±7.5 دقیقه بود.
نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بقای 24 ساعته بیماران به دنبال احیای قلبی-ریوی در مقایسه با سایر نقاط کشور مشابه بوده؛ اما از میزان جهانی کمتر میباشد.
دکتر کورش اعتماد، علیرضا حیدری، دکتر حسن افتخار اردبیلی، محمدجواد کبیر، دکتر سیدمهدی صداقت،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : ایدز توصیفی از اختلالات ناشی از نقص در کارکرد سیستم ایمنی بدن انسان است که بر اثر عفونت با ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV) به وجود میآید. از آنجایی که پرخطرترین گروه مبتلایان به ایدز را معتادان تزریقی و افراد دارای تماس جنسی غیرایمن به خود اختصاص میدهد؛ این مطالعه به منظور تعیین سطح آگاهی و نگرش نسبت به بیماری ایدز در گروههای دارای رفتارهای پرخطر تزریقی و جنسی و رابطه آن با مشخصههای اقتصادی-اجتماعی در شهرهای گرگان و گنبدکاووس در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 134 فرد با رفتار پرخطر تزریقی و جنسی در شهرهای گرگان و گنبدکاووس طی سال 1386 انجام شد. آزمودنیها به وسیله نمونهگیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. روش جمعآوری اطلاعات مصاحبه با پرسشنامه استاندارد بود. دادههای به دست آمده با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-16 و آزمونهای آماری آنالیز واریانس یکطرفه، تی، کروسکالوالیس و منویتنی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : این مطالعه نشان داد که در جمعیت مورد مطالعه 67% دارای تحصیلات 12-6سال، 44.8% متاهل و 53% بیکار و بدون درآمد بودند. 36.6% افراد مورد مطالعه در مورد ایدز آگاهی متوسطی داشتند و 49.3% از افراد نسبت به ایدز نگرش منفی داشتند. سطح آگاهی با سن و سطح تحصیلات رابطه آماری معنیداری داشت (P<0.05). به طوری که افرادی دارای سن بالاتر آگاهی بالاتری داشتند. سطح آگاهی گروه سنی 34-25 سال بالاتر از بقیه بود. همچنین افراد با سواد بالاتر، آگاهی بیشتری نسبت به بیسوادان وکمسوادان داشتند. سطح آگاهی با نگرش رابطه معنیداری داشت (P<0.05)؛ افراد با آگاهی بالاتر نگرش مطلوبتری داشتند.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که 65% افراد با رفتارهای پرخطر آگاهی مطلوب در زمینه راههای انتقال ایدز دارند؛ اما نیمی از افراد در زمینه ایدز نگرش ضعیفی دارند.
دکتر سیدمحمد علوی، دکتر محمد ندیمی، دکتر شهرام شکری،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : تشخیص سل نهفته به روش آزمون جلدی توبرکولین (TST) با محدودیتهایی همراه است. اطلاعات کمی در مورد انجام آزمایشات سرولوژی برای تشخیص سل نهفته در افراد آلوده به ویروس نقص ایمنی (HIV) وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین شیوع سل نهفته در بیماران HIV مثبت و مقایسه تشخیصی سنجش آنتیبادی ضدآنتیژنهای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با آزمون جلدی توبرکولین انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 62 بیمار HIV مثبت به روش تصادفی از میان مراجعین یک مرکز ترک اعتیاد در اهواز تحت آزمون TST با ماده PPD 5واحدی و سنجش IgM علیه آنتیژنهای باسیل سل طی سال 1387 قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-15 و آزمون آماری کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از میان 62 فرد مطالعه شده 34نفر (54.8%) ،TST مثبت داشتند؛ در حالی که فقط 6نفر (9.7%) تست IgM مثبت داشتند. سل نهفته در 37 نفر (59.7%) با یکی از دو روش فوق تشخیص داده شد. مطابقت کلی دو تست 45.2% بود که از نظر آماری معنیدار نبود. در افرادی که توسط یکی از دو تست مثبت شده بودند؛ فقط در 4.8% موارد هر دو تست مثبت بودند. عدم مطابقت در 54.8% موارد یافت شد. نتایج مثبت برای دو تست در افرادی که در دو گروه از نظر شمارش CD4 (بیشتر از 200 سلول و کمتر از 200 سلول) قرار داشتند؛ تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شیوع عفونت سل نهفته در بین معتادان تزریقی HIV مثبت در منطقه مورد مطالعه از سایر نقاط دنیا بیشتر است. آزمون جلدی توبرکولین تست مفیدی برای تشخیص سل نهفته در افراد HIV مثبت است و بر سنجش IgM علیه آنتیژنهای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس ارجحیت دارد.
دکتر فرشید علاءالدینی، حمیرا خدام، دکتر سیدمحمدرضا کاظمی بجستانی، دکتر فرزانه کوشان، دکتر آرش اعتمادی، دکتر عباسعلی کشتکار،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : کیفیت مقالات پزشکی در ارتقای دانش پزشکی موثر است. این مطالعه به منظور تعیین کیفیت مقالات منتشر شده مجلات مصوب کمیسیون نشریات وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 690 مقاله منتشر شده بین سالهای 84-1362 در مجلات علمی پژوهشی کشور که بهصورت تصادفی و براساس اطلاعات موجود در وب سایت ایران مدکس از بین همه مقالات علوم پزشکی انتخاب شده بودند؛ در سال 1386 انجام شد.
یافتهها : 52% درصد مقالات از نوع توصیفی ، 21.2% مداخلهای و 5.8%از نوع تحلیلی بود. در سالهای اخیر تعداد مقالات تحلیلی و مداخلهای به طور معنیداری نسبت به سایر مقالات افزایش یافته بود (P<0.05). از بین مقالات بررسی شده؛ نوع مطالعه هیچ مقالهای کیفی نبود. درصد مقالات پژوهشی، گزارش مورد و مروری به ترتیب 44.9%، 36.9% و 14.1% بود. در سالهای اخیر میزان مقالات پژوهشی در مقایسه با مقالات گزارش مورد و مروری بهطور معنیداری افزایش یافته بود (P<0.05). در 80% از مقالات حداقل یک تست آماری به کار رفته بود. بیشتر مقالات (60%) بالینی و متن 82% از مقالات به زبان فارسی بود.
نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشاندهنده روند روبهرشد شاخصهای مربوط به کیفیت مقالات چاپ شده میباشد. احتمالاً تغییر در سیاستهای وزارت بهداشت و درمان در خصوص نحوه ارزشیابی معاونتهای پژوهشی دانشگاههای علوم پزشکی کشور، برگزاری کارگاههای روشتحقیق و مقالهنویسی، نحوه امتیازدهی به مجلات مصوب کمیسیون نشریات علوم پزشکی کشور و قوانین ارتقاء اعضای هیأت علمی سبب بهبود شاخصهای کیفی مقالات شده است.
دکتر محمدرضا دارابی، دکتر علیرضا خوئی، دکتر فرناز کلانی مقدم،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
تومور (BLT) Buschke-Lowenstein Tumor یا تومور گل کلمی شکل یا کوندیلوم آکومیناتوم بزرگ (GCA) Giant Condyloma Acuminatum با رشد آهسته و تهاجم موضعی است که اندازه بزرگی دارد و معمولاً در ناحیه پرینه ایجاد میشود. BLT توسط ویروس پاپیلومای انسانی، معمولاً توسط ژنوتیپ 6 یا 11 ایجاد میشود. BLT معمولاً در زمینه Condyloma Acuminatum ایجاد میشود و در هر سنی بعد از دوران بلوغ میتواند بروز کند. ولی معمولاً در دهههای 4 و 6 عمر تظاهر مییابد. رشد تهاجمی و عود بعد از درمان از ویژگیهای این تومور میباشد. معمولاً امکان تبدیل آن به بدخیمی نیز وجود دارد. در این مطالعه مرد 33 ساله مبتلا به Penile Buschke-Lowenstein Tumor گزارش شده است که تومور وی از زگیل تناسلی معمولی ناشی گردید.