554 نتیجه برای محمد
محمود بهرامی زاده، سید محمد موسوی خطاط، دکتر سیدمحمدابراهیم موسوی، محمدرضا کیهانی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : پلانتار فاشیاتیس حاصل التهاب نیام کف پایی میباشد که در بیماران 60-30 ساله شایع است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ارتز جدید اصلاح شده بر بهبود فعالیتهای روزمره و فعالیتهای ورزشی و سرگرمی بیماران مبتلا به پلانتار فاشیاتیس انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه کارآزمایی بالینی در کلینیکهای ارتوپدی فنی شهر تهران طی شهریور 1386 تا خرداد 1387 انجام گردید. 15 بیمار مبتلا به پلانتار فاشیاتیس (4 مرد و 11 زن) با دامنه سنی 45-25 سال (35±5.05) از بین نمونههای در دسترس با روش غیراحتمالی ساده انتخاب شدند. ارتز جدید اصلاح شده به بیماران داده شد. از پرسشنامه FAOS برای ارزیابی میزان فعالیتهای روزمره و فعالیتهای ورزشی و سرگرمی بیماران استفاده گردید. مطالعه در دو مرحله ، قبل از مداخله و 4هفته بعد از مداخله صورت گرفت. دادهها با استفاده آزمونهای تی زوج و اسمیرونوف کولموگروف و نرمافزار 13 SPSS- تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : میزان فعالیتهای روزمره قبل از مداخله درمانی 16/10±30/44 و بعد از مداخله درمانی 61.08±16.26 بود و اختلاف آنها از نظر آماری معنیدار نبود. میزان فعالیتهای ورزشی و سرگرمی قبل از مداخله درمانی 26.50±10.09 و بعد از مداخله درمانی 52.50±12.23 بود (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ارتز اصلاح شده جدید بر بهبود میزان فعالیتهای روزمره بیماران مبتلا به پلانتار فاشیاتیس تاثیری ندارد؛ ولی در بهبود میزان فعالیتهای ورزشی و سرگرمی موثر است.
دکتر حمید سعیدی ساعدی، دکتر محمدرضا قوام نصیری، دکتر مهدی سیلانیان طوسی، دکتر فاطمه همایی، دکتر سیده ستاره رودباری،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کارسینوم کولورکتال تقریباً 10درصد کل موارد سرطان را شامل میگردد. مرحله (Stage) بیماری مهمترین عامل تعیین کننده پیشآگهی بیمار است. این مطالعه به منظور ارزیابی اثر بعضی از عوامل پیشآگهی مفروض بر بقاء بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه همگروهی - گذشتهنگر، 76 بیمار (40 مرد ، 36 زن) مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم ارجاعی به بخش رادیوتراپی – انکولوژی بیمارستان امید مشهد طی سالهای 85-1380 بررسی شدند. تمام بیماران تحت رزکسیون جراحی قرار گرفتند. موارد با درگیری غددلنفاوی و یا T3-T4، رادیوتراپی و شیمیدرمانی اجوانت دریافت کردند. بقاء بدون بیماری از تاریخ تشخیص تا تاریخ عود بیماری به وسیله روش کاپلان - مایر تعیین شد. از آزمون Log-rank برای ارزیابی منحنی بقاء بین گروهها استفاده شد. آنالیز چندمتغیری (Multivariate) با استفاده از روش Cox Proportional Regression به اجراء درآمد.
یافتهها : 4 بیمار در مرحله 1، 34 بیمار در مرحله 2 و 38 بیمار در مرحله 3 بیماری بودند. 48بیمار تومورهای با تمایز خوب داشتند و 11 بیمار با علایم انسدادی مراجعه کردند. با متوسط زمان پیگیری 18ماه ، 17بیمار دچار عود شدند. بقاء 3ساله برای تمام بیماران 2/68درصد تعیین شد. درصد بقاء 3ساله برای مرحله 1 و مرحله 2 در قیاس با مرحله 3 ، بیماران بدون علایم انسدادی در قیاس با بیماران با علایم انسدادی، بیماران با سن بالاتر از50سال در قیاس با بیماران کمتر از 50 سال و بیماران با تمایز خوب در قیاس با بیماران با تمایز متوسط یا ضعیف به طور معنیداری بهتر بود (P<0.05). جنس و محل تومور اثر عمدهای بر بقاء نداشت. در آنالیز چندمتغیری تنها مرحله بیماری به عنوان تعیین کننده عمده بقاء باقی ماند (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مرحله بیماری مهمترین عامل تعیین کننده بقاء در بیماران با آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم میباشد. هرچند بیماران کمتراز50سال، تومورهای با تمایز متوسط یا ضعیف، و وجود علایم انسدادی نیز با کاهش بقاء در محاسبات تکمتغیری همراه بودند؛ ولی در آنالیز چندمتغیری فاقد تاثیر بود.
دکتر لیلی سخاوت، دکتر راضیه دهقانی فیروز آبادی، دکتر محمدعلی کریم زاده میبدی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مطالعات نشان داده است که وضعیت قرار گرفتن مادر در مرحله اول زایمان بر طول مدت مرحله دوم مؤثر است. هدف این مطالعه تاثیر قرار گرفتن مادر در وضعیتهای نشسته و لیتوتومی (خوابیده به پشت) بر طول مدت مرحله دوم و نیز عوارض مادر و نوزاد در زنان نخستزا در شهرستان یزد بود.
روش بررسی : در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی 110 زن نخستزای مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی شهید صدوقی یزد که دارای حاملگی ترم و سیر زایمان طبیعی بودند؛ طی سال 85-1384 بررسی شدند. آزمودنیها به روش تصادفی طی مرحله دوم زایمان در دو وضعیت نشسته و لیتوتومی قرار گرفتند و زایمان نمودند. طول مدت مرحله دوم زایمان محاسبه و بعد از زایمان میزان اپیزیوتومی، پارگی و صدمات دیگر پرینه و آپگار 5 دقیقه اول نوزاد هر دو گروه بررسی و با هم مقایسه گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-11.5 و آزمونهای آماری T student و کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. سطح معنیداری کمتر از 05/0 معنی دار تلقی شد.
یافتهها : در گروه نشسته و لیتوتومی میانگین طول مرحله دوم به ترتیب 34 و 42 دقیقه بود (P<0.05). 15 نفر (3/27درصد) از گروه نشسته و 24 نفر (6/43درصد) از گروه لیتوتومی دچار درجاتی از پارگی پرینه شدند (P<0.05). آپگار 5 دقیقه اول نوزاد دو گروه تفاوت معنیدار آماری نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که قرار دادن مادر در وضعیت نشسته در مرحله دوم زایمان باعث سریعتر شدن این مرحله و کاهش صدمه به پرینه مادر میشود.
محمدامین پورحسینقلی، دکتر ابراهیم حاجی زاده، دکتر علیرضا ابدی، آزاده صفایی، بیژن مقیمی دهکردی، دکتر محمدرضا زالی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان معده یکی از سرطانهای عمده در جهان است که همچنان بخش قابل توجهی از آن در مراحل پیشرفته بیماری تشخیص داده میشود. این مطالعه به منظور تحلیل عوامل مرتبط با بقای بیماران مبتلا به سرطان معده با استفاده از مدل رگرسیون لگنرمال انجام پذیرفت.
روش بررسی : در این مطالعه گذشتهنگر به 746 پرونده بیمار مبتلا به سرطان معده که از بهمن 1381 لغایت دیماه 1385 در بخش گوارش بیمارستان طالقانی تهران تحت درمان بودند؛ مراجعه شد و با تماس تلفنی اطلاعات مربوط به بقای بیماران جمعآوری گردید. جنسیت، سن در زمان تشخیص بیماری، سابقه خانوادگی سرطان، اندازه تومور و وجود متاستاز به سایر اندامها به عنوان عوامل دموگرافیک و بالینی به مدل لگنرمال وارد شدند و از خطر نسبی (RR) برای تفسیر نتایج استفاده گردید.
یافتهها : نتایج حاصل از آنالیز تک متغیری نشان داد که خطر نسبی مرگ در بیمارانی که در زمان تشخیص بیماری بیشتر از 45 سال سن داشتند؛ به طور معنیداری بالاتر بود (RR=1.01 95% CI, 1.01-1.03). همچنین در بیماران با تومور بزرگتر از 35 میلیمتر (RR=1.64, 95% CI, 1.07-2.25) و نیز بیمارانی که سرطانشان متاستاز داده بود (RR=2.14, 95% CI, 1.60-2.86) ؛ نتایجی مشابه در آنالیز چندمتغیری برای اندازه تومور (RR=2.04, 95% CI, 1.23-3.33) و متاستاز (RR=2.01, 95% CI, 1.13-3.56) بهدست آمد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تشخیص سرطان معده در سنین پایینتر و مراحل ابتدایی توسعه آن، منجر به افزایش قابل توجهی در میزان بقای بیماران و کاهش خطر نسبی مرگ میگردد.
دکتر مهناز فولادی نژاد، دکتر محمد مهدی مطهری، محمد هادی قریب، فاطمه شیشاری، محمد سلطانی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : رتینوپاتی نوزادان نارس، ضایعهای در شبکیه نوزادان نارس با وزن کم هنگام تولد است که منجر به کوری میشود. این عارضه عامل مهم نابینایی کودکان در کشورهای در حال توسعه محسوب میشود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی و شدت رتینوپاتی و بررسی برخی عوامل خطر مرتبط نوزادان نارس در بیمارستان طالقانی گرگان انجام گرفت.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی نتایج معاینات بالینی و آزمایشهای 89 نوزاد نارس با سن حاملگی کمتر یا مساوی 34هفته در نوزادان ترخیص شده از مرکز مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان طالقانی گرگان طی فروردین 83 تا آذرماه 84 در پرسشنامهای ثبت شد. این نوزادان در زمان ترخیص و سپس در صورت لزوم هر 4 هفته، تا زمان کامل شدن واسکولاریزاسیون رتین، مورد معاینه چشم قرار گرفتند و نتایج معاینه هم در پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها : رتینوپاتی در 6/5 درصد (5 نفر) از نوزادان نارس دیده شد که تمام موارد در مرحله یک بیماری بود. بیشترین درصد فراوانی در نوزادان با وزن 1001 تا 1250 گرم و در سن حاملگی کمتر از 29 هفته بود. تمام موارد مبتلا تحت اکسیژنگیری قرار گرفته بودند و علیرغم تعداد کم موارد ROP مشاهده شده، همراهی معنیداری بین استفاده از CPAP و ROP در نوزادان مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مهمترین عوامل خطرآفرین برای ایجاد رتینوپاتی نوزادان نارس، سن کم حاملگی ، وزن کم هنگام تولد و دریافت اکسیژن کمکی میباشد.
دکتر ناصر آقا محمد زاده، دکتر فرزاد نجفی پور، دکتر امیر بهرامی، دکتر میترا نیافر، دکتر لیلا بگلر، دکتر حمیده حاجی اقراری، دکتر اکبر علی عسگرزاده، دکتر مجید مبصری،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استئوپروز شایعترین بیماری متابولیک استخوان است که با کاهش استحکام استخوان مشخص میشود. این مطالعه به منظور ارزیابی فراوانی عوامل مؤثر در کاهش تراکم استخوان وعلل ثانویه مؤثر در ایجاد استئوپروز انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 105 بیمار (76 زن و 29 مرد) مبتلا به کاهش تراکم استخوان که طی سالهای 85-1382 به درمانگاه غدد بیمارستان سینای تبریز مراجعه نمودند؛ انجام شد. تاریخچه بیماری و یافتههای آزمایشگاهی بررسی و نتایج با نرمافزار آماریSPSS-14 و آزمون آماری کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از 105 بیمار مبتلا به کاهش تراکم استخوان 55درصد استئوپروز و 45درصد استئوپنی داشتند. میزان دریافت روزانه کلسیم در 8/63درصد بیماران کمتر از mg400، در 9/31درصد بیماران بین 400 تا mg1000 و در 4/3درصد بیماران بالاتر از mg1000بود. متوسط کلسیم سرم بیماران 9.5±0.6 mg/dlبود. متوسط غلظت سرمی ویتامینD 45±37.1 nmol/l بود و 2/61درصد بیماران درجاتی از کمبود ویتامینD داشتند. 3/33درصد بیماران دارای استئوپروز ثانویه بودند. بیمارانی که استئوپروز اولیه داشتند؛ 3/11درصد مبتلا به هیپرکلسیوری بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کاهش تراکم استخوانی در زنان بیشتر بود و میزان دریافت موثر کلسیم در این بیماران کم بوده است. لذا با مصرف غذاهای سرشار از کلسیم و غنیسازی مواد غذایی با ویتامین D تا حدود زیادی از ایجاد و پیشرفت استئوپروز جلوگیری خواهد شد.
دکتر سید محمد علوی، دکتر آرش اعتمادی، دکتر مهرداد عزمی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : گزارشات متعددی در مورد ارتباط یا همراهی تب تیفوئید و عفونت هلیکوباکترپیلوری در مناطق مختلف دنیا وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی همراهی عفونت هلیکوباکترپیلوری در بیماران مبتلا به تب تیفوئید در شهر اهواز انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه مورد شاهدی 50 بیمار بستری با تشخیص قطعی تیفوئید در بیمارستانهای رازی و ابوذر شهر اهواز مورد مطالعه قرار گرفتند. به ازاء هر بیمار یکنفر شاهد با تطابق سنی و جنسی با شرایط اقتصادی اجتماعی یکسان انتخاب شد. از تمام افراد آزمایش سرولوژی (IgG) هلیکوباکترپیلوری به روش ELISA انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون آماری کایاسکوئر و تست دقیق فیشر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : فراوانی سرمی هلیکوباکترپیلوری در گروه مورد (66درصد) از گروه شاهد (44درصد) بیشتر بود (P<0.05). در مردان اختلاف معنیدار آماری بین گروه مورد و شاهد از نظر عفونت هلیکوباکترپیلوری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که همراهی معنیداری در جنس مذکر بین تب تیفوئید و عفونت هلیکوباکترپیلوری وجود دارد.
دکتر اصغر اکبری، دکتر محمد افشار، حسام مودی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
سردرد سرویکوژنیک (Cervicogenic Headache) سندرم درد مزمن نیمه سر است که منشاء آن ستون فقرات گردن یا بافت نرم اطراف آن میباشد. این نوع سردرد اختلال نسبتاً شایعی است که از آن چشمپوشی میشود. دلیل کافی برای این اختلال وجود داشته و علائم تشخیصی موجود کافی هستند. هدف از گزارش این مورد تشریح نگرش مداخلهای شامل روشهای ریلیز (Release) و انرژی ماهیچهای برای بیماری با سردرد سرویکوژنیک بود. معاینههای بالینی وجود نقاط ماشهای میوفاشیال (Myofascial trigger point) را در عضلات تراپزیوس، استرنوکلایدوماستوئید و ارکتورهای (Erectors) فوقانی ستون فقرات گردن نشان داد. کاهش دامنه حرکات روتیشن (Rotation) و فلکشن (Flexion) مشهود بود. بعد از سه جلسه درمان درد بیمار کاملاً از بین رفت. نتایج حاکی از تشخیص و درمان صحیح سردرد سرویکوژنیک بود.
دکتر پروین دخت بیات، دکتر محمدرضا دارابی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : میدانهای الکترومغناطیسی ضعیف (L.E.M.F) توسط دستگاههای مختلفی که با نیروی الکتریسیته کار میکنند؛ تولید میشوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر میدان الکترومغناطیسی ضعیف بر مرگ جنینی داخل رحمی و مگاکاریوسیتهای مغز استخوان نوزادان موش NMRI انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه تجربی 64 سر موش ماده نژاد NMRI با سن حدود 8-6 هفته تهیه و در حیوانخانه دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک نگهداری شدند. هر دو سر موش ماده با یک سر موش نر هم قفس شدند و به واسطه مثبت شدن پلاک واژینال روز صفر حاملگی تعیین شد. موشهای حامله به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و مورد قرار گرفتند. گروه مورد در روزهای 11-7 حاملگی به مدت 8ساعت در روز در معرض امواج الکترومغناطیسی با قدرت HZ50 و mT 5/0 قرار داده شدند. تعداد نوزادان زنده و مرده بهدنیا آمده و وزن آنان ثبت گردید. نوزادان زنده در روز پانزدهم بعد از تولد پس از بیهوشی تشریح شدند و به روش فشردن تیبیا و کل ستون فقرات مقدار 1میلیلیتر از مغز استخوان جمعآوری و به نسبت 1:1 با محیطIMDM در لوله 15cc (FULCON) ترکیب شدند. سلولهای منونوکلئار جداسازی شد و شمارش سلولی بر روی لام نئوبار با عدسی شئی 40 انجام شد. نتایج توسط آزمون تی تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها : میانگین وزن نوزادان یکروزه در گروه مورد و شاهد از نظر آماری تفاوت معنیداری داشت (P<0.05). میانگین تعداد نوزادان مرده در گروه مورد بیشتر از گروه کنترل بود (P<0.05). میانگین تعداد مگاکاریوسیتها در گروه مورد نسبت به گروه کنترل با دو روش لامنئوبار و هموسیتومتری افزایش یافت؛ ولی این افزایش از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که در معرض قراردادن موشهای باردار با امواج الکترومغناطیسی ضعیف سبب افزایش تعداد مگاکاریوسیتها و مرگ جنینی داخل رحمی شده و همچنین سبب کاهش وزن نوزادان زنده میگردد.
دکتر اقبال صدری، دکتر محمدحسین ابراهیم زاده، دکتر نویدرضا میرزاده، دکتر علی بیرجندی نژاد،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : پارگی لیگامان صلیبی قدامی به ویژه در افراد جوان و ورزشکار از شایعترین آسیبهای داخلی زانو میباشد که در صورت همراهی با آسیبهای همراه (منیسک و لیگامانهای جانبی زانو) باید در برنامه عمل بازسازی لیگامانی برای پیشگیری از استئوآرتریت قرار گیرد. این مطالعه به منظور بررسی مشکلات اولیه بیماران پس از عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی به روش استفاده از تاندون پاتلا (Bone-Patellar Tendon- Bone graft) انجام گردید. روش بررسی : این مطالعه مقطعی آیندهنگر روی 13 بیمار مراجعه کننده به مرکز پزشکی قائم (عج) دانشگاه علوم پزشکی مشهد طی زمستان 1386 تا بهار 1387 انجام شد. بیماران پس از عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی (ACL) به روش استفاده از تاندون پاتلا هر دوهفته یکبار معاینه شدند و عوارض زودرس در فاصله سه ماهه اول ثبت گردید. یافتهها : درد ناحیه قدامی زانو و محدودیت حرکتی به ترتیب در 70 و 38 درصد از بیماران مشاهده شد. علائم عفونت محل عمل یا آرتریت سپتیک در این سه ماه بروز نکرد و در 15 درصد موارد درجاتی از عدم ثبات به جلو (ADT+ 5 mm) در عمل مشهود بود. سطح همکاری بیماران پس از عمل پائین بود و تنها 54 درصد بیماران به توصیهها عمل نمودند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که باقیماندن درجات معینی از ناپایداری قدامی زانو و درد ناحیه قدامی زانو از مشکلات اولیه در سه ماهه اول بعد از عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی میباشد.
رسول کاویان نژاد، دکتر نوشین هادی زاده، رقیه محمدتقی، فردین غریبی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : امواج الکترومغناطیس تلفن همراه بر سیستمهای زیستی تاثیر دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر امواج الکترومغناطیس تلفن همراه روی فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان و آریتمی قلب انجام پذیرفت. روش بررسی : در یک کارآزمایی بالینی دو سوکور 56 نفر از دانشجویان سالم دانشگاه علوم پزشکی کردستان در محدوده سنی 30-20ساله به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (29 نفر) و مواجهه (27 نفر) قرار گرفتند. در گروه مواجهه تلفن همراه کنار قلب قرار داده شد و در گروه کنترل از تلفن همراه فاقد کارکرد استفاده گردید. فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب و الکتروکاردیوگرام اولیه ثبت شد. در مرحله یک (قبل از قرار دادن تلفن همراه)، مرحله دو (5دقیقه پس از قرار دادن تلفن همراه)، مرحله سه (بعد از 6بار زنگ زدن در حالت بدون صدا)، مرحله چهار (بعد از 17 دقیقه تماس) و مرحله پنج (بعد از 34 دقیقه تماس) متغیرها ثبت شد. مانیتور قلبی (لید2) در کلیه زمانها از لحاظ وجود آریتمی سینوسی، برادیکاردی سینوسی، بلوک سینوسی، بلوک گره دهلیزی بطنی و انقباض زودرس دهلیزی و بطنی بررسی شد. یافتهها : فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب در هیچیک از مراحل بین دو گروه از نظر آماری معنیدار نبود. میزان آریتمی سینوسی در مراحل 4 و 5 در گروه مواجهه بیشتر بود؛ اما فقط در مرحله 4 تفاوت آماری معنیداری با گروه کنترل داشت (P<0.05). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که امواج الکترومغناطیس تلفن همراه در مکالمات 17 دقیقهای باعث آریتمی سینوسی میشود. باتوجه به اهمیت پیشگیری از اثرات تلفن همراه در ایجاد آریتمی قلبی توصیه میگردد که تلفن همراه دور از قلب قرار گرفته و زمان استفاده از آن کاهش یابد.
اصغرمحمد پوراصل، دکتر علی فخاری، فاطمه رستمی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : خودآزاری رفتاری غیرمهلک است که در آن شخص به طورعمد خود را مجروح میکند و یا مادهای را بیش از مقدار نسخه شده مصرف میکند. این مطالعه به منظور تعیین میزان بروز خودآزاری و برخی عوامل مرتبط با آن در دانشآموزان پسر دبیرستانهای شهر تبریز انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه طولی 1772 (7/13درصد) دانشآموز پسر سال دوم دبیرستانهای شهر تبریز به روش سهمی خوشهای تصادفی انتخاب شدند و دو بار به فاصله یک سال در دو پایه تحصیلی متوالی مورد بررسی قرار گرفتند. در شروع مطالعه (اسفند 1383)، دانشآموزان یک پرسشنامه خود ایفای 48 سوالی پاسخگزین را تکمیل کردند. بعد از یک سال (اسفند 1384)، پرسشنامه 10 سوالی دیگری به همان دانشآموزان که در سال سوم دبیرستان به تحصیل اشتغال داشتند؛ ارایه گردید تا بروز خودآزاری تعیین گردد. با استفاده از رگرسیون لجستیک عوامل مرتبط با بروز خودآزاری بررسی شد. یافتهها : میانگین سن دانشآموزان شرکت کننده در مطالعه به هنگام ورود به مطالعه 87/0+-28/16 سال (دامنه سنی 19-15) بود. در طول یک سال، 8/4درصد دانشآموزان بروز خودآزاری را ذکر کردند. بیشترین نوع خودآزاری بریدن و سوزاندن بود. پیشرفت در مراحل مصرف سیگار (OR=2.81)، داشتن دوستان نزدیک سیگاری (OR=1.78) و بروز مصرف الکل (OR=2.27) با بروز خودآزاری در دانشآموزان ارتباط داشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بروز خودآزاری در این گروه از نوجوانان ایرانی 8/4درصد در سال است. بروز خودآزاری با عواملی مانند سن دانشآموزان، وضعیت مصرف سیگار و مصرف الکل ارتباط داشت.
دکتر فاطمه وحید رودسری، دکتر صدیقه آیتی، دکتر سارا میرزائیان، دکتر محمد تقی شاکری، دکتر حسین اختردل،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : میزان موفقیت IVF به علل ناباروری و درمان آن بستگی دارد. روشهای مختلف درمانی و مراکز مختلف، میزان موفقیت متفاوتی را گزارش کردهاند. این مطالعه به منظور بررسی نتایج باروری به دنبال IVF و عوامل موثر بر آن در مرکز ناباروری منتصریه مشهد انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی- تحلیلی در مرکز ناباروری منتصریه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد روی 150زوج نابارور به دنبال IVF طی سالهای 85-1380 انجام شد. اطلاعات به وسیله پرسشنامهای که شامل سن زن، سن همسر، علت ناباروری، اسپرموگرام، مدت ناباروری، تعداد فولیکولهای ایجاد شده به دنبال درمان، تعداد اووسیتهای به دست آمده، تعداد جنینهای تشکیل شده، منتقل شده و نتایج درمان بود؛ جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای آماری کایاسکوئر، تی مستقل، ANOVA یکطرفه و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شد. یافتهها : متوسط سن زنان مورد مطالعه 4/5+-7/29 سال بود. میانگین تعداد فولیکولهای شمارش شده 6+-11، تعداد اووسیتهای به دست آمده 9/3+-6 و تعداد جنینهای منتقل شده 5/1+-6/2 بود. میزان موفقیت IVF با تعداد فولیکولهای شمارش شده (P<0.05)، تعداد اووسیت به دست آمده (P<0.05) و تعداد جنینهای منتقل شده (P<0.05) رابطه معنیداری وجود داشت. میزان باروری 6/24درصد بود. میزان باروری در بین گروههای مختلف سنی اختلاف معنیداری نداشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که پاسخ تخمدان به تحریک تخمکگذاری و تعداد جنینهای انتقال یافته از عوامل مهم و موثر در پیشبینی نتایج IVF میباشد.
غلامرضا وقاری، دکتر عبدالجلال مرجانی، علیاکبر عبداللهی، حسین رحمانی، عینالله ملائی، سیدعابدین حسینی، معصومه بمانی، محمدابراهیم کردجزی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استفاده از شاخصهای تنسنجی یکی از بهترین شیوههای تعیین وضعیت سوء تغذیه و چاقی که از مشکلات بهداشتی امروز کودکان دنیاست؛ میباشد. این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت رشد جسمی در گروههای قومی ترکمن و غیرترکمن ساکن روستاهای شهرستان گرگان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 551 کودک ترکمن و 895 کودک غیرترکمن 5-2 ساله ساکن روستاهای شهرستان گرگان در پاییز 1384 انجام شد. اندازهگیری قد و وزن و مشخصات فردی کودکان در پرسشنامه ثبت گردید. از شاخصهای SD1-، SD 2- و SD3- استاندارد NCHS و صدکهای BMI برای مقایسه استفاده شد. یافتهها : میانگین وزن و قد کودکان ترکمن به ترتیب 426 گرم و 9/4 سانتیمتر بیشتر از کودکان غیرترکمن بود. میانگین و انحراف معیار قد کودکان دختر ترکمن و غیرترکمن به ترتیب 1/8+-3/95 و 48+-5/90 و در کودکان پسر 6/7+-96 و 6/8+-9/90 سانتیمتر بود. همچنین انحراف معیار و میانگین وزن کودکان دختر ترکمن و غیرترکمن به ترتیب 4/2+-5/14 و 9/2+-2/14 و در کودکان پسر 03/2+-15 و 3/2+-5/14 بود. اختلاف بین دو گروه از نظر قد و وزن معنیدار بود (P<0.05). کوتاه قدی و کموزنی به ترتیب 2/13 درصد و 9/1 درصد براساس SD2- در کودکان ترکمن کمتر از کودکان غیرترکمن بود (P<0.05). چاقی و افزایش وزن به ترتیب 5/24 درصد و 6/2 درصد به صورت معنیداری در گروه ترکمن کمتر از گروه غیرترکمن بود (P<0.05). کموزنی در دختران بیش از پسران (2/7 درصد در مقابل 2/4 درصد) بود. چاقی در دختران (5/26 درصد) کمتر از پسران (9/28 درصد) بود. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که رشد جسمی کودکان دو گروه قومی متناسب با یکدیگر نیست و کودکان ترکمن کمتر از کودکان غیرترکمن دچار سوءتغذیه هستند.
مهندس محمدهادی مهدی نژاد، دکتر بیژن بینا، دکتر مهناز نیک آئین، دکتر حسین موحدیان عطار،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کیتوزان و پروتئین انعقادی مورینگا اولیفرا از منعقدکنندههای طبیعی هستند که امروزه به منظور رفع مشکلات مربوط به منعقدکنندههای شیمیایی، کاربرد فراوانی پیدا کردهاند. این مطالعه به منظور تعیین کارآیی این ترکیبات طبیعی به عنوان کمکمنعقدکننده به همراه آلوم، برای حذف ذرات کلوئیدی، باکتریهای اشرشیاکلی و استرپتوکوکوس فیکالیس در شرایط بهینه انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مداخلهای شبهتجربی، نمونههای آب ساختگی با کدورتهای کم (NTU20-10)، کدورت متوسط (NTU120–100) و کدورت زیاد (NTU220–200) تهیه شد. غلظت بهینه آلوم توام با کمکمنعقدکنندهها و PH بهینه از طریق آزمایش جار تعیین گردید. سنجش کدورت از طریق دستگاه کدورتسنج HACH مدلP2100و براساس اصل پراکندگی نور صورت گرفت. نمونهبرداری از عمق10 سانتیمتری زیر سطح آب برای تعیین کدورت و حذف باکتریها انجام گرفت. آزمون تی زوج با ضریب اطمینان 95 درصد در این مطالعه استفاده شد. یافتهها : غلظت بهینه آلوم برای کدورتهای کم ، متوسط و زیاد به ترتیب 40 ، 20 و 20 میلیگرم در لیتر و PH بهینه 5/7-7 به دست آمد. کاربرد پروتئین انعقادی مورینگا بین 5/12 تا 5/62درصد و کایتوزان بین 50 تا 5/87درصد غلظت منعقدکننده آلوم را در کدورتهای مختلف کاهش داد و آلومینیوم باقیمانده را تا زیر 0.2 mg/l رساند. میزان حذف باکتریها بین 90 تا 9999/99درصد بود و بعد از 24 ساعت هیچگونه رشد مجددی از باکتریها در نمونههای آب تصفیه شده مشاهده نگردید. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کیتوزان و پروتئین انعقادی مورینگا اولیفرا به عنوان کمک منعقدکننده ، بدون فیلتراسیون، کدورت آب را تا زیر NTU5 کاهش میدهند.
حمید حجتی، شمس الملوک جلال منش، دکتر محمد فشارکی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کار در شیفت شب اثرات منفی فیزیکی، روانی و اجتماعی روی زندگی فردی پرستاران دارد و در ساعات طولانی کار، سلامت آنها را به مخاطره میاندازد. این مطالعه به منظور بررسی اثر بیخوابی بر سلامت عمومی پرستاران شیفت شب شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی 124 پرستاری که شرایط ورود به مطالعه را داشتند؛ به صورت سرشماری از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان گلستان طی سال 1387 انتخاب شدند. دادهها در یک پرسشنامه حاوی مشخصات فردی و دو پرسشنامه در ارتباط با اثر بیخوابی و سلامت عمومی (GHQ-28) ثبت گردید. یافتهها : اثر بیخوابی به ترتیب در بیشترین و کمترین واحدهای مورد پژوهش 6/55 درصد و 4/2 درصد و میزان بیخوابی (9+-58) در حد متوسط بود. بیشترین درصد (6/60 درصد) سلامت عمومی مطلوب و کمترین درصد (5/2 درصد) سلامت عمومی نامطلوب داشتند. اثر بیخوابی بر سلامت عمومی پرستاران از نظر آماری معنیداری بود (P<0.05) و با افزایش اثرات بیخوابی، سلامت عمومی کاهش مییافت. همچنین بین اثر بیخوابی با سن، سابقه کار و تعداد شیفت شب ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). به طوری که با افزایش سن، سابقه کار و تعداد شیفت شب میزان اثرات و عوارض بیخوابی کمتر میشد. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیخوابی در پرستاران سبب کاهش سلامت عمومی میگردد. لذا برنامهریزی در راستای بهبود کیفیت خواب پرستاران ضروری است.
ایوب صوفی زاده، دکتر یاور راثی، مهندس محمدرضا عباسی، دکتر محمدعلی عشاقی، دکتر رسول صلاحی، سینا رفیع زاده، دکتر مهدی محبعلی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری لیشمانیوز یک بیماری زئونوتیک میباشد که به وسیله پشهخاکی به انسان منتقل میشود. این مطالعه به منظور بررسی برخی خصوصیات اکولوژیک ناقلین بیماری لیشمانیوز در شهرستان کلاله (استان گلستان) طی سالهای 86-1385 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 6 روستا با توجه به توزیع جغرافیایی روستاها و تعداد موارد مثبت بیماری در سالهای گذشته انتخاب شدند. برای صید پشه خاکی از تلههای چسبان استفاده شد. در هر روستا سه مکان انتخاب و در هر مکان 20عدد تله نصب گردید. کل نمونههای صید شده جمعآوری و برای تعیین گونه از کلیدهای تشخیص استفاده شد. همچنین تعداد موارد انسانی تایید شده مبتلا به لیشمانیوز به تفکیک ماههای سال ثبت گردید. یافتهها : از 6آبادی تحت مطالعه در مجموع 4900 پشه خاکی تعیین گونه گردید و وجود 12 گونه پشه خاکی مشخص شد. این گونهها عبارت از P.papatasi ، P. mongolensis ، P. caucasicus ، P. caucasicus group ، P. sergenti ، P.alexandri ، P. kazeroni ، P. brevis ، P.(adlerius)sp ، S. sintoni ، S. clydei و S. sogdiana بودند. P.papatasi گونه غالب در اماکن داخلی (1/46درصد) و S.sintoni گونه غالب در اماکن خارجی (7/37درصد) بود. فعالیت فصلی پشههای خاکی از نیمه دوم اردیبهشتماه شروع و در دهه اول آبانماه خاتمه یافت. پشههای خاکی دارای دو پیک فعالیت در اواخر تیرماه و در نیمه شهریورماه بودند. پیک بیماری در انسان در نیمه دیماه اتفاق افتاد. از میان گونههای یافت شده P.brevis ، P.kazeruni ، P. (Adlerius)sp و S.sogdiana برای اولین بار از این شهرستان گزارش گردید. نتیجهگیری: بر طبق نتایج این مطالعه P.papatasi به عنوان گونه غالب پشه خاکی منطقه شناخته شد. پیک دوم فعالیت پشه خاکی از لحاظ انتقال بیماری مهم و دوره کمون بیماری 4 ماه بود.
دکتر اصغر اکبری، فاطمه غیاثی، مریم براهویی، محمدرضا عرب کنگان،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : تمرین ثباتدهنده گردن روشی است که برای بهبود مکانیسمهای درونی ستون فقرات طراحی شده است و سبب ثبات فقرات گردن و آسیبناپذیری آن میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی تمرینهای اختصاصی ثباتدهنده عضلات گردن نسبت به تمرینهای دینامیک در بهبود ناتوانی و درد مزمن گردن انجام شد. روش بررسی : این کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده دو سوکور روی 26 بیمار مراجعه کننده به کلینیک فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با تشخیص درد مزمن گردن طی سالهای 86-1385 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه 13تایی تمرینهای ثباتدهنده و دینامیک قرار گرفتند. درد (رتبهای) با مقیاس اندازهگیری دیداری درد و Northwick Park Neck Pain Questionnaire (NPNPQ)، شدت ناتوانی (رتبهای) با Neck Disability Index (NDI)، قدرت عضلات گردن (بار) توسط Dynatest و دامنههای حرکتی (درجه) با گونیامتر مخصوص گردن قبل و پس از درمان ارزیابی شد. برنامه درمان برای هر دو گروه شامل 24 جلسه تمرین طی 12 هفته، هر هفته 2 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه بود. از آزمونهای t مستقل ، منویتنی ، t زوج و ویلکاکسون به ترتیب برای مقایسه نتایج قبل و بعد درمان بینگروهی و درونگروهی استفاده گردید. یافتهها : میانگین درد گردن (NPNPQ) در گروه ثباتدهنده از 77/0+-23/18 به 39/4+-54/7 و در گروه دینامیک از 99/3+-31/18 به 89/3+-85/11 کاهش یافت (P<0.05). میانگین ناتوانی (NDI) در گروه ثباتدهنده از 99/4+-69/22 به 09/4+-23/8 و در گروه دینامیک از 88/4+-23/22 به 54/5+-92/14 کاهش یافت (P<0.05). افزایش قدرت عضلات، دامنه حرکتی اکستانسیون و کاهش میانگین درد و ناتوانی بعد از درمان در گروه ثباتدهنده نسبت به گروه دینامیک بیشتر بود (P<0.05). اختلافی بین دو گروه از نظر قدرت عضلات فلکسور و فلکسور طرفی چپ و نیز دامنه فلکسیون و فلکسیون طرفی راست و چپ بعد از درمان وجود نداشت. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که هر دو روش تمرین ثباتدهنده و تمرین دینامیک گردن در بیماران با درد مزمن گردن سبب افزایش قدرت عضلات سطحی و عمقی گردن، افزایش دامنههای حرکتی آن و کاهش درد و ناتوانی میشوند. همچنین استفاده از تمرینهای ثباتدهنده در کاهش درد و ناتوانی و افزایش قدرت، موثرتر از تمرینهای دینامیک بود.
مهدی خباز خوب، دکتر سیدمحمدعلی محققی، دکتر سیدعلیرضا موسوی جراحی، دکتر علی جواهرفروش زاده، محسن پدارمفر، علی مرادی، دکتر بیژن رضوان، علی خلفی، نیکو کیاستفرد،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان سومین علت مرگومیر در کشور ما پس از بیماریهای قلبی و تصادفات میباشد. این مطالعه به منظور تعیین بروز سرطانهای دستگاه گوارش در تهران طی سالهای 80-1377 انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی جمعیت ساکن در مناطق شهر تهران، شمیرانات و اسلامشهر به عنوان جمعیت در معرض خطر در نظر گرفته شدند. دادههای ثبت سرطان به صورت فعال از مراکز آسیبشناسی و بایگانی مدارک پزشکی جمعآوری گردید. مواردی که بین سالهای 1377 تا 1380 سرطان آنها براساس ICD-10 تشخیص داده شده بود و حداقل یکسال ساکن تهران بودند؛ به عنوان موارد سرطانی محسوب شدند. میزان بروز انواع سرطانها براساس ساختار سنی جمعیت جهان تطبیق یافت و میزانهای بروز از تقسیم میزان کل این دوره به 4 به صورت سالیانه محاسبه شد. یافتهها : میزان بروز سالیانه اختصاصی سنی و استاندارد شده سرطان معده در مردان و زنان به ترتیب 9/12 و 8/5 در صدهزارنفر تعیین شد. این میزان به صورت خام برای مردان و زنان 2/9 و 1/4 در صدهزار نفر بود. بروز سرطان معده در زنان و مردان گروههای سنی بالاتر بیشتر مشاهده بود. میزان بروز سالیانه اختصاصی سنی و استاندارد شده سرطان کولون در مردان و زنان به ترتیب 7/5 و 4/5 در صدهزارنفر تعیین گردید و این میزان به صورت خام در 3/4 و 4 درصدهزار نفر بود. میزان بروز سالیانه اختصاصی سنی و استاندارد شده سرطان مری در جمعیت مورد بررسی به ترتیب 1/5 و 9/3 درصدهزار نفر مشاهده شد. همچنین این میزان به صورت خام 7/3 و 7/2 درصدهزار نفر بود. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که سرطان معده شایعترین سرطان در تهران میباشد. لذا شناسایی عوامل موثر و پیشگیری از آن ضرورت دارد.
زهرا شاهواری، لیدا قلیزاده، سیما محمدحسینی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : رضایت جنسی عامل مهمی در پیشگیری از ایجاد اختلالات جنسی در زنان است. عوامل بسیاری بر رضایت جنسی تاثیرگذار هستند. این مطالعه به منظور تعیین برخی عوامل مرتبط با رضایت جنسی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر گچساران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 1014 زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد به روش سرشماری از ابتدای زمستان 1386 تا انتهای بهار 1387 انجام شد. دادهها به روش خودگزارشدهی در پرسشنامه ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کایاسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافتهها : میزان رضایت جنسی 7/41 درصد از جامعه مورد مطالعه کامل بود. همچنین 5/47 و 9/10 درصد رضایت جنسی متوسط و کم داشتند و 4/0 درصد ناراضی بودند. بین میزان رضایت جنسی و سن زنان، تفاوت سنی با همسر، مدت ازدواج، وضعیت اقتصادی و نوع روش پیشگیری از بارداری ارتباط آماری معنیداری دیده شد (P<0.05). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که سن زن، تفاوت سنی با همسر، مدت ازدواج، وضعیت اقتصادی و روش پیشگیری از بارداری از دسته عواملی هستند که بر رضایت جنسی زنان مؤثرند و بایستی در مشاورههای جنسی ازدواج و تنظیم خانواده به آنها توجه نمود.