554 نتیجه برای محمد
دکتر هاله اخوان نیاکی، دکتر محمدرضا اسماعیلی دوکی، دکتر علی قابلی جویباری،
دوره 10، شماره 3 - ( پاييز 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : فیبروز کیستی شایعترین بیماری ارثی در جمعیت سفیدپوستان میباشد که در اثر جهش در پروتئین تنظیم کننده عبور غشایی فیبروز کیستی (CFTR) رخ میدهد. نوع و توزیع جهشها در بین کشورها و گروههای نژادی بسیار متغیر است. این مطالعه به منظور شناسایی جهشهای دخیل در ایجاد بیماری فیبروز کیستی در استان مازندران انجام گردید. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 30 بیمار غیرخویشاوند مبتلا به فیبروز کیستی برای پنچ جهش Delta F508 ، N1303K ، G542X، R347H و W1282X در ژن CFTR که به آزمایشگاه ژنتیک بیمارستان کودکان امیرکلا ارجاع شده بودند، طی سالهای 85-1383 با استفاده از روش Reverse Dot Blot غربال شدند. در این روش از محصولات PCR بیوتینیله شده برای دورگهگیری با چندین پروب مخصوص توالی نرمال یا جهشیافته مشخص که بر روی نوارهای Biodyne C قرار داده شدند، استفاده شد. یافتهها : جهش Delta F508 6/21 درصد از آللهای جهش یافته را تشکیل داد. چهار جهش دیگر مشاهده نشد. شش بیمار هموزیگوت و یک بیمار هتروزیگوت مرکب در جایگاه Delta F508 بودند. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشاندهنده هتروژنی بالای جهشهای ژن CFTR در استان مازندران میباشد. با توجه به میزان نسبتاً پایین جهشهای قابل تشخیص، لازم است تا مطالعات گستردهتری برای تشخیص مولکولی فیبروز کیستی در این استان انجام گیرد.
دکتر محمدجعفر گلعلیپور، دکتر بهناز خدابخشی، دکتر عزتالله قائمی،
دوره 10، شماره 3 - ( پاييز 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : عوامل عفونی TORCH شامل ویروسهای روبلا، سیتومگالو، هرپس سمپلکس II ، توکسوپلاسما گوندی و ترپونماپالیدوم از عوامل ایجاد کننده ناهنجاریهای مادرزادی میباشد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی آنتیبادیهای TORCH در نوزادان با ناهنجاری مادرزادی و مادران آنان در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان طی سالهای 83-1382 انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی کلیه نوزادانی که در طی مدت 20 ماه از سال 1382 لغایت 1383 در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان با ناهنجاریهای مادرزادی متولد شده بودند، انجام شد. از 64 نفر نوزاد ناهنجاری که اجازه خونگیری و امکان خونگیری وجود داشت، نمونه خون تهیه گردید و همزمان از مادران آنها نیز نمونه خون تهیه شد. مشخصات دموگرافیک نوزادان و مادران آنان ثبت گردید. با روش الیزا سطح سرمی آنتیبادی علیه عوامل TORCH در این دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها : آنتیبادی از کلاس IgM ویژه ویروسهای روبلا، سیتومگالو، هرپس سمپلکس II و توکسوپلاسما گوندی در14درصد سرم مادران وجود داشت، اما این میزان در مورد سرم نوزادان 6درصد برآورد گردید. یک مورد IgM ویژه توکسوپلاسما و 2 مورد ویژه سیتومگالوویروس و یک مورد ویژه روبلا در سرم نوزادان مثبت بود. در سرم مادران، 3 مادر نسبت به IgM ویژه روبلا و 3 مادر نسبت به IgM ویژه سیتومگالوویروس و 3 مادر نسبت به IgM ویژه توکسوپلاسموزیس مثبت بودند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آنتیبادیهای TORCH در 6 درصد ناهنجاریهای مادرزادی در این منطقه وجود دارد.
دکتر مصطفی حسینی، یونس جهانی، دکتر محمود محمودی، دکتر محمدرضا اشراقیان، یوسف یحیی پور، دکتر عباسعلی کشتکار،
دوره 10، شماره 3 - ( پاييز 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان پروستات شایعترین سرطان بدخیم در مردان بوده و بعد از سرطان ریه دومین علت مرگ ناشی از انواع سرطان در مردان است. این مطالعه به منظور ارزیابی برخی عوامل خطر سرطان پروستات در استان مازندران انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی همسانسازی شده فردی بر اساس سن و همسایگی بود که روی 104 بیمار و 104 شاهد در استان مازندران طی سال 1384 انجام گرفت. با استفاده از اطلاعات ثبت سرطان ایستگاه تحقیقاتی بابل نشانی بیماران تهیه گردید. با مراجعه به درب منزل بیماران و افراد شاهد، پرسشنامه از پیش تدوین شده تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری STATA(8.0) تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها : نتایج آنالیز تکمتغیره لجستیک شرطی نشان داد که سن، وجود عفونت یا التهاب پروستات، مصرف الکل، مصرف چپق و قلیان، ابتلا به سرطان پروستات اقوام نزدیک، شاخص توده بدنی، وجود سرطانهای دیگر، فعالیت شغلی، شدت فعالیت شغلی و پیادهروی بر ابتلا به سرطان پروستات تاثیر قابل توجهی دارد (20/0P<). در یک مدل چند متغیره رگرسیون لجستیک شرطی و با استفاده از روش گام به گام (Stepwise) و مبادرت به حذف مخدوش کنندهها و تعدیل یافتههای معنیدار قبلی مشاهده گردید که عفونت یا التهاب پروستات، مصرف الکل، سن بالاتر از 60 سال و سابقه سرطان پروستات در اقوام نزدیک به عنوان موثرترین عوامل در ابتلا به سرطان پروستات شناسایی گردیدند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که سن و ابتلا به سرطان پروستات اقوام نزدیک و همچنین وجود عفونت یا التهاب پروستات و مصرف الکل عوامل خطر ابتلا به سرطان پروستات میباشند. لذا پیشنهاد میشود که مردان از یک سن خاص (مثلاً 60 سال و بیشتر) بهطور سالانه مورد آزمایشهای غربالگری قرار گیرند.
دکتر سکینه محمدیان، حمیرا خدام، دکتر محمودرضا نعمت اللهی،
دوره 10، شماره 3 - ( پاييز 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : اگرچه کوتاهی قد در اکثر موارد ناشی از علل فیزیولوژیک میباشد، اما ممکن است نشانهای از یک بیماری مهم و قابل درمان نیز باشد. بنابراین تشخیص آن قبل از بسته شدن اپیفیز استخوان حائز اهمیت فراوانی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین علل کوتاهی قد کودکان در شهر گرگان انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 100 کودک 14-6 ساله کوتاه قد طی سال 1384 صورت گرفت. مشخصات دموگرافیک کودکان، سابقه بیماریهای کودک و خانواده، سابقه نارسی و آزمایشات خونی، تست تحریک هورمون رشد، معاینه فیزیکی، گرافی مچ دست و اندکس انحراف معیار برای هر کودک ثبت گردید. دادهها پس از کدبندی با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-13 ، آزمونهای آماری کایاسکوئر و تی تجزیه و تحلیل شد. یافتهها : اکثر مبتلایان به کوتاهی قد را دخترها (66درصد) با میانگین سنی 25/2+-84/10 سال تشکیل میدادند. میانگین سن استخوانی دختران 32/2+-4/8 سال بود. میانگین سن تقویمی و سن استخوانی پسران به ترتیب 32/2+-79/10 و 19/2+-89/7 سال تعیین شد. شایعترین علت کوتاهی قد به ترتیب شامل علل سرشتی (57درصد)، کمبود هورمون رشد (30درصد) و علل فامیلیان (8درصد) بود. افراد مبتلا به کمبود هورمون رشد به طور معناداری سن استخوانی پایینتر و کودکان دچار کوتاهی قد سرشتی میانگین اندکس انحراف استاندارد (SDS) بالاتری داشتند (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کمبود هورمون رشد از علل مهم و شایع پاتولوژیک کوتاهی قد در کودکان است، لذا توصیه میشود، در تمامی اطفال مبتلا به کوتاهی قد پس از رد علت سرشتی و فامیلیال، تست تحریکی هورمون رشد به منظور تشخیص سریعتر و درمان به موقع عارضه، قبل از بستهشدن صفحه رشد اپیفیزیال انجام شود.
دکتر محمدرضا دارابی محبوب، دکتر علیرضا دلیجانی،
دوره 10، شماره 3 - ( پاييز 1387 )
چکیده
تومورهای تولید کننده صفات ثانویه جنسی (ویریلیزان) کورتکس غده فوق کلیوی در اطفال نادر میباشد. شیوع سرطان آدرنال حدود 1 درصد است. در مقایسه با بیماران بزرگسال در اطفال توده قشر غده فوق کلیوی دارای علامت میباشد. بیمار یک کودک 20 ماهه بود که با علائم بالینی ویریلیزاسیون به صورت افزایش توده استخوانی، رشد موهای ناحیه تناسلی و زیر بغل و رشد اندام تناسلی خارجی مراجعه کرده بود. در بررسی آزمایشگاهی سطح تستوسترون ng/dl 400 ، آندروستندیون ng/dl 6/3 ، پروژسترون ng/dl 9/19 و سطح بالایی از دیهیدرواپی آندروسترون ng/dl 8000 وجود داشت. در سیتی اسکن توده آدرنال راست به اندازه بیش از حدود 5 سانتیمتر گزارش شد. بیمار تحت عمل جراحی باز غده فوق کلیوی از طریق برش پهلو قرار گرفت و پس از آن به مدت 10 سال پیگیری شد و هیچگونه عارضهای دیده نشد.
دکتر سید محمد علوی، دکتر لیلا علوی،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : درمان لیشمانیوز جلدی با داروهای خوراکی، ارزان، بیضرر و با تحمل بالا به شدت مورد توجه قراردارد. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی آزیترومایسین بر درمان لیشمانیوز جلدی در اهواز انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمائی بالینی تصادفی کنترل شده 28 بیمار مبتلا به لیشمانیوز جلدی (گروه درمان) و 26 بیمار به عنوان گروه شاهد در یک کلینیک تخصصی بیماریهای عفونی و گرمسیری شهر اهواز طی اردیبهشت1385 تا مهر 1386 بررسی شدند. آزیترومایسین بهمقدار 500 میلیگرم یکبار در روز بهمدت 28 روز به بیماران گروه درمان داده شد. در گروه شاهد بیماران دارویی دریافت نکردند. هر دو گروه در روزهای 14 و 28 و ماههای 2و5 از نظر وضعیت زخم پیگیری شدند. دادهها در نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون دقیق فیشر و مجذور کای تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : میانگین سنی بیماران 45/8±26/20 سال و نسبت سنی مذکر به مؤنث 5/1 به 1 بود. نیمی از بیماران ساکن مناطق روستائی بودند. در پایان درمان 13نفر (4/46درصد) از گروه درمان و 4نفر (4/15درصد) از گروه شاهد بهبود یافتند(P<0.02). فقط یک مورد عود در گروه درمان دیده شد، ولی عارضه داروئی جدی و قابل توجهی دیده نشد.
نتیجهگیری:این مطالعه نشان داد که آزیترومایسین در درمان بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی اثرات قابل قبولی دارد و از آن میتوان به عنوان داروی جانشین استفاده نمود.
دکتر سیدرضا شریفی، دکتر محمدتقی پیوندی، دکتر فرشید باقری، دکتر محمد خیاط زاده،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : درمان شکستگیهای تنه ران همیشه در حال تغییر بوده است. امروزه فیکساتورهای پیشرفتهتری برای درمان این نوع شکستگیها ابداع شده که از جمله این روشها استفاده از میخ مجرای مرکزی میباشد. این مطالعه به منظور مقایسه نتایج دو روش درمانی جااندازی باز و پلاکگذاری و استفاده از میخ مجرای مرکزی استخوان در شکستگی تنه استخوان ران انجام گرفت. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 40 بیمار بستری بالاتر از 16 سال با شکستگی ساده میانی تنه فمور به دلیل ضربه (دو گروه 20 نفری مورد و شاهد) در بیمارستان شهید کامیاب مشهد در سال 1382 مورد مطالعه قرار گرفتند. در گروه مورد درمان جراحی به روش جااندازی باز با پلاک و میخ و در گروه شاهد جراحی با گذاشتن میخ داخل مجرای مرکزی انجام شد. هر دو گروه از نظر سن و جنس یکسان بودند. پیگیری بیماران در مدت 9 تا 14 ماه انجام شد. مشخصات فردی تابع پیگیری و رادیوگرافی کنترل در پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از آمار توصیفی و جداول توزیع فراوانی و آزمونهای تی مستقل و مجذور کای پردازش شد. یافتهها : از 40 بیمار مورد مطالعه 75درصد مرد و 25درصد زن بودند. مدت زمان جوش خوردن بالینی و رادیوگرافیک و میزان تاخیر در جوش خوردن در دو گروه از نظر آماری معنیداری نبود. با توجه به 4 مورد نقص وسیله در گروه پلاک از این نظر تفاوت معنیداری بین دو گروه به دست آمد (P<0.05). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مدت جوش خوردن براساس علائم بالینی و رادیوگرافی و عوارض در دو گروه مورد مطالعه از نظر آماری تفاوت معنیداری ندارد، اما به علت وجود 4 مورد نقص وسیله، استفاده از روش اینترلاک با لاک استاتیک در تمام شکستگیهای ران که منع مصرف ندارند، ارجح است.
دکتر بیژن فروغ، احمد محمدی، اکرم آزاد،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرم تونل کارپ شایعترین نوروپاتی فشاری است که میتواند در شدتهای خفیف، متوسط و شدید باعث ناتوانیهایی با درجات کم یا زیاد در عملکرد دست بیماران گردد. تشخیص و درمان زودرس این سندرم منجر به بهبودی کامل و به تعویق انداختن آن عوارض جبرانناپذیری بهدنبال خواهد داشت. اولین روش درمانی استاندارد در این بیماران خصوصاً در فاز اولیه آن ارائه اسپلینت مناسب میباشد. این مطالعه به منظور مقایسه اثردرمانی دو نوع اسپلینت کوکاپ یکی با محدودیت مفاصل metacarpophalangeal انگشتان و دیگری بدون محدودیت آن مفاصل انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 23 نفر از مراجعین درمانگاه بیمارستان شفا یحیاییان تهران که با توجه به یافتههای الکترودیاگنوز توسط پزشک متخصص سندرم تونل کارپ خفیف و متوسط آنان تشخیص داده شده بود، در دو گروه قرار گرفتند. به گروه اول (12 نفر) اسپلینت کوکاپ بلند (با محدودیت مفاصل mp انگشتان) و در گروه دوم (11 نفر) اسپلینت کوکاپ کوتاه (بدون محدودیت این مفاصل) ارائه شد. شرکت کنندگان قبل و پس از دوره 4 هفتهای درمان توسط آزمونهای SWMS، 2PD،VAS، Grip strength و Pinch ارزیابی شدند. یافتهها : آستانه حس لمس (SWMS) در گروه اول به صورت معنیداری بالاتر از گروه دوم بود (P<0.05). حساسیت عملکردی (2PD) در گروه اول بهصورت معنیداری بالاتر از گروه دوم بود (P<0.05). اختلاف معنیداری در شدت درد (VAS) دو گروه مشاهده نشد. قدرت گرفتن و پینچ (P&G.S) در گروه اول به صورت معنیداری بالاتر از گروه دوم بود(P<0.05). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که اسپلینت کوکاپ بلند در مقایسه با اسپلینت کوکاپ کوتاه تاثیر بیشتری در کاهش و بهبود علائم سندرم تونل کارپ دارد.
دکتر زهرا رضوی، دکتر حسن بزم آمون، دکتر محمدصادق صبا،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : سندرمهای تالاسمی اختلالات خونی ارثی ساختمانی گلوبین آلفا یا بتا میباشند. در تالاسمی بتای ماژور ادامه حیات وابسته به تزریق خون مکرر است که این امر باعث تجمع بار اضافی آهن در قسمتهای مختلف بدن (هموکروماتوز) میشود. در اثر رسوب آهن اضافی ممکن است، غدد پاراتیروئید دچار کمکاری شوند. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی کمکاری غدد پاراتیروئید در بیماران مبتلا به بتاتالاسمی مراجعه کننده به بیمارستانهای آموزشی شهر همدان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 56 بیمار بتاتالاسمی دریافت کننده خون در شهر همدان از مهر 81 لغایت مهر 82 انجام گردید. سطح سرمی کلسیم، فسفر، پاراتورمون (PTH)، پروتئین توتال، آلبومین، فریتین، BUN و کراتی نین 2 هفته بعد از آخرین تزریق خون اندازهگیری شد. معیار تشخیص هیپوپارتیروئیدیسم سطح کلسیم سرم کمتر از mg/dl 8 ، فسفر بالای mg/dl 5/5 و PTH پائینتر از ng/dl 10 در نظر گرفته شد. یافتهها: از مجموع 56 بیمار مورد بررسی 8 نفر (2/14درصد) مبتلا به هیپوپاراتیروئیدی بودند که 5/37درصد آنها علائم هیپوکلسمی را نشان میدادند. بین فراوانی هیپوپاراتیروئیسم در بیماران بتاتالاسمی با مصرف دسفرال، اسپلنکتومی و دیابت ارتباط معنیداری یافت شد (P<0.05). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که فراوانی هیپوپاراتیروئیدیسم در بیماران مبتلا به بتاتالاسمی فراوانی قابل توجهی دارد. لذا پیشنهاد میشود، بررسی بالینی و آزمایشگاهی به منظور ارزیابی غدد درونریز به خصوص پاراتیروئید در بیماران بتاتالاسمی از ابتدای دهه دوم زندگی انجام گیرد.
دکتر مصطفی رقیمی، دکتر مریم رمضانی مجاوری، سیدمحمد سیدخادمی،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از مشکلات جوامع شهری آلودگی آبهای زیرزمینی به نیترات است. غلظت زیاد نیترات سبب بیماری متهموگلوبینمیا میگردد که به عنوان عامل خطر در آبهای زیرزمینی محسوب میشود. 80 درصد آب آشامیدنی شهر گرگان از منابع آبهای زیرزمینی تامین میگردد. این مطالعه به منظور بررسی میزان نیترات در آبهای زیرزمینی تحت کنترل شبکه آبرسانی شهری و خارج از شبکه آبرسانی شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 43 نمونه از آبهای زیرزمینی و سطحی شهر گرگان در فصلهای بهار و زمستان طی سال 1384 جمعآوری گردید. مقادیر NO31- ، NO21- ، Cl- و K+ با استفاده از روش تیتراسیون و اسپکتروفتومتری مورد تجزیه شیمیایی قرار گرفت. یافتهها : نتایج تجزیه شیمیایی آبهای زیرزمینی منابع تأمین آب شرب شهر گرگان تغییرات قابل توجهی را در میزان نیترات (از 52/3 در لیتر تا 52/69 میلیگرم در لیتر) نشان داد. مقادیر NO31- نیز در برخی از آبهای زیرزمینی چاههای منطقه در مجاورت محل دفن زباله از 48/84 و2/145 میلیگرم در لیتر بود که بیش از استاندارد آب شرب (50 میلیگرم در لیتر) میباشد. میزان نیترات در آبخوانهای محدوده اراضی کشاورزی نظیر شصتکلا و گرمابدشت پایینتر از میزان نیترات در آبخوان محدوده منطقه شهری نظیر زیارت بود. نتیجهگیری: آلودگی به نیترات در آبخوانهایی که در مجاورت منطقه شهری و مناطق نزدیک به دفن تلنباری زباله میباشند، ممکن است، ناشی از فاضلاب خانگی و نفوذ شیرابه زباله به چاههای آب زیرزمینی باشد.
دکتر مهناز فولادی نژاد، ناصر بهنام پور، علی پاشایی زنجانی، محمد هادی قریب، مرجان اکبری کامرانی،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : برای ارزیابی میزان موفقیت مراقبتهای ویژه نوزادان در دنیا بانکهای اطلاعاتی شامل وزن زمان تولد، سن حاملگی و نتایج تستهای آزمایشگاهی مختلفی بهوجود آمده است. به علاوه برای بررسی تفاوت بیماران مختلف بستری شده در NICUها و مقایسه پیامد آنها سیستمهای امتیازبندی مختلفی از جمله SNAP وCRIB تعیین و ارزشگذاری شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی خدمات پیشبینی ابزار نمرهدهی CRIB در پیشبینی پیامد نوزادان نارس با وزن بسیار پایین بستری شده در بخش مراقبت ویژه نوزادان انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی برای 46 نوزاد با سن حاملگی زیر 37 هفته و وزن کمتر از 1500 گرم پرسشنامهای شامل جنس، وزن زمان تولد، سن حاملگی، مدت بستری، سن در هنگام ترخیص یا مرگ، عوارض و سایر اطلاعات مربوط به CRIB تکمیل شد. یافتهها : میزان مرگ در این مطالعه 17 نفر (37 درصد) بود. شایعترین علت مرگ نارسایی تنفسی بود. ابتلای به سندرم زجر تنفسی با افزایش 101 برابری احتمال مرگ همراه بود (6/793–9/12=CI ، 101=OR). این احتمال در مورد ابتلای به آسفیکسی زایمانی 7/4 برابر به دست آمد. متوسط وزن زمان تولد ، سن حاملگی و میانگین CRIB در گروه نوزادان زنده و نوزادان مرده به ترتیب 1201 و 934 گرم ، 30 و 28 هفته و 76/3 و 47/11 بود. با استفاده از منحنی ROC عدد 7 به عنوان cut off در نمرهدهی CRIB برای پیشبینی وقوع پیامد نامطلوب در نوزادان بهدست آمد. نتیجهگیری: میزان مرگ و میر در این مطالعه از میزانهای به دست آمده در اکثر نقاط دنیا بیشتر بود. میزان مرگ با افزایش میزان نمره CRIB ارتباط مستقیم داشت و بهخصوص در نمرات بالای 11 برقرار بود.
دکتر محمدرضا مطیع، ناصر بهنامپور، دکتر حمید علینژاد،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : در ایران تروما دومین علت مرگ و میر در تمام سنین بوده و سالیانه هزینه زیادی را بر سیستم بهداشت و درمان تحمیل میکند. ترومای شکم بخش عمدهای از تروماها را تشکیل میدهد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگیهای شخصی و آسیبشناسی بیماران مبتلا به ترومای غیرنافذ شکمی در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی گذشتهنگر ویژگیهای شخصی و آسیبشناسی 239 بیمار با ترومای غیرنافذ شکمی بستری در بخش جراحی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان طی سالهای 84-1380 ثبت شد. یافتهها : از 239 نفر 197 نفر مرد (4/82درصد) و 42 نفر زن (6/17درصد) بودند که میانگین سنی 4/23 و میانگین مدت بستری 8/8روز داشتند. شایعترین علت ترومای غیرنافذ شکم حوادث ترافیکی بود. شایعترین اندام آسیبدیده طحال (118 نفر با 4/49درصد) و کبد (51 نفر با 3/21درصد) بود. 166 نفر (5/69درصد) همزمان دارای تروما در سایر نقاط بدن بودند. مرگ و میر 3/16 درصد و علت اصلی آن شوک هیپوولمیک بود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه با نتایج سایر مطالعات انجام شده در سایر نقاط ایران مشابهت دارد و لازم است در زمینه پیشگیری و کاهش حوادث ترافیکی در شهر گرگان برنامه کاملی طراحی گردد.
محمدرضا عسگری، دکتر امیرهوشنگ بختیاری، عباسعلی ابراهیمیان، کهزاد جوادیفر،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : درد در حین وارد کردن کاتترهای داخلوریدی (آنژیوکت) در بیماران ایجاد میشود. یافتن روشهایی برای کاهش درد مرتبط با ورود آنژیوکت بسیار اهمیت دارد. این مطالعه به منظور تعیین تأثیر انواع تحریکات الکتریکی عصب از راه پوست (TENS) بر شدت درد مرتبط با ورود آنژیوکت انجام شد. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی و به شکل کارآزمایی موازی روی 80 بیمار بستری در بخشهای داخلی و CCU بیمارستان فاطمیه سمنان طی سال 1385 انجام شد. در این مطالعه شدت درد مرتبط با ورود آنژیوکت در چهار حالت بدون استفاده از TENS، با استفاده از TENS با فرکانس پایین (5 هرتز) به عنوان Low TENS، با استفاده از TENS با فرکانس بالا (100 هرتز) به عنوان High TENS، و با استفاده از Burst TENS (با فرکانس امواج 100 هرتز و فرکانس دسته 2 هرتز) مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. شدت درد توسط مقیاس مقایسهای بصری (VAS) اندازهگیری گردید. آزمونهای آماری آنالیز واریانس یکطرفه، توکی و دانت برای مقایسه میانگین شدت درد در حالتهای مختلف استفاده شد. یافتهها : نتایج اختلاف معنیداری را بین شدت درد بیماران حین وارد نمودن آنژیوکت در چهار حالت نشان داد (P<0.05)، بهطوری که کمترین میزان شدت درد در حالت استفاده از High TENS و بیشترین میزان شدت درد در حالت بدون استفاده از TENS بود. شدت درد در حالت بدون استفاده از TENS دارای تفاوت معنیداری (P<0.05) با شدت درد در حالت استفاده از High TENS و Burst TENS بود، اما شدت درد در حالت استفاده از Low TENS دارای تفاوت معنیداری نبود. نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده تأثیر TENS در کاهش درد حین وارد نمودن آنژیوکت بود. در بین انواع حالتهای استفاده از TENS، بیماران کمترین شدت درد را در حالت استفاده از TENS با فرکانس بالا (High TENS) احساس نمودند. بنابراین میتوان TENS با فرکانس بالا (High TENS) را به عنوان روشی مؤثر برای کاهش درد حین وارد نمودن آنژیوکت پیشنهاد نمود.
یوسف یحیی پور، دکتر محمد کریمی، نوشین خیر، علی هاشم زاده عمران، دکتر سیدمحمد جزایری، زهرا سعادتمند، دکتر محمود محمودی،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : انتقال عمودی مادر به فرزند یکی از مهمترین راههای انتشار ویروس هپاتیت(HBV) B است. بیش از 50درصد حاملین ایرانی عفونت را از طریق مادر به فرزند دریافت کردند که این مسیر یکی از محتملترین راه انتقال HBV در کشور ما میباشد. در این مطالعه میزان عفونت HBV در بچههایی که از مادران HBsAG مثبت استان مازندران متولد شده بودند، از نظر وجود مارکرهای سرولوژیک ویروس هپاتیت B شامل Anti-HBC, Anti-HBs, HBsAg مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی برای تعیین حضور مارکرهای سرولوژیک HBV آزمایش الایزا روی نمونه سرم 123 کودکی که از مادران HBsAG مثبت در شهرستان آمل استان مازندران طی سالهای 85-1381 متولد شده بودند، انجام گرفت. تمامی کودکان مورد مطالعه، علاوه بر ایمونوگلوبولین هپاتیت (HBIG) B واکسن هپاتیت B را در بدو تولد دریافت نموده و بهدنبال آن دوز دوم و سوم را در ماههای یک و شش تزریق کردند. نتایج با روشهای آماری کایاسکوئر و آزمون دقیق فیشر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از بین 31241 زن بارداری که در طی 5 سال زایمان نمودند، 140 مورد (45%) آنها از نظر وجود HBsAG، مثبت بودند که از بین آنها 123 کودک وارد مطالعه شدند. تنها یک مورد (0.8%) از این کودکان حامل HBsAg بود و91.9 درصد کودکان دارای یکی از مارکرهای سرولوژیک عفونت HBV بودند. 82.1 درصد کودکان دارای ایمنی ( Anti-HBs) مثبت و در8.9% آنها نیز Anti-HBc شناسایی گردید.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بعد از توجه به انتقال عمودی در چندین سال و اجرای استراتژیهایی نظیر واکسیناسیون و تجویز HBIG برای نوزادانی که از مادران HBsAg مثبت متولد شدند، اکنون بهنظر میرسد که باید بیشتر به راههای افقی انتقال HBV در این منطقه پرداخت.
آتوسا رزاق پرست، دکتر معصومه شمس قهفرخی، دکتر محمد حسین یادگاری، دکتر مهدی رزاقی ابیانه،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : افزایش عفونتهای قارچی سیستمیک ناشی از مخمرهای بیماریزا ، همچنین مقاومت این عوامل نسبت به داروهای ضدقارچی، یافتن ترکیبات ضدقارچی با کارایی بالا را ضروری مینماید. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضدقارچی عصاره آبی گیاه سیر بهصورت مجزا و در ترکیب با داروهای ضدقارچی فلوکونازول، ایتراکونازول و کتوکونازول روی برخی از مخمرهای بیماریزا در شرایط آزمایشگاهی انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی عصاره آبی سیر با دوز 0.03-256 میکروگرم بر میلیلیتر بهصورت مجزا و در ترکیب با داروهای فلوکونازول، ایتراکونازول و کتوکونازول روی مخمرهای بیماریزا شامل کاندیداآلبیکنس PTCC5057، کاندیدا دوبلینینسیس CD36، کریپتوکوکوس نئوفرمنس (CNE) و مالاسزیا فورفور (MF) از روش رقیقسازی در محیط کشت مایع در دو محیط کشت سابورو دکستروز براث و محیط دیکسون براث تغییریافته استفاده گردید. مقادیر حداقل غلظت ممانعتکنندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MFC) برای هریک از ترکیبات براساس شمارش تعداد کلنیهای قارچی (CFU) در مقایسه با گروه های شاهد و کنترل دارویی محاسبه شد.
یافتهها : میزان محدوده MIC عصاره آبی سیر برای کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا آبلینینسیس،کریپتوکوکوس نئوفرمنس و مالاسزیا فورفور برابر 0.25-64 میکروگرم در میلیلیتر تعیین گردید. در حالی که میزان محدوده MIC آن در ترکیب با فلوکونازول به ترتیب برابر 0.125-16 , 0.25-16 , 0.125-8 و 0.5-8 میکروگرم در میلیلیتر، در ترکیب با ایتراکونازول به ترتیب برابر 0.125-16 , 0.125-2 , 0.25-8 و 0.25-4 میکروگرم در میلیلیتر محاسبه گردید. میزان محدوده MIC این عصاره در ترکیب با کتوکونازول به ترتیب برابر 0.125-8 , 0.125-1 , 0.125-4 و 0.125-2 میکروگرم در میلیلیتر تعیین گردید. مقایسه میان میزان MICs داروهای ضدقارچی و ترکیب آنها با عصاره آبی سیر نشان داد که فعالیت ضدقارچی در همه اشکال ترکیبی در مقایسه با بهکارگیری شکل مجزا دارو افزایش مییابد(p<0.05).
نتیجهگیری: ترکیب عصاره آبی سیر با داروهای فوق، منجر به افزایش فعالیت ضدقارچی داروها و کاهش مقادیر حداقل غلظت ممانعتکنندگی آنها علیه عوامل قارچی مورد مطالعه در شرایط آزمایشگاهی میگردد.
دکتر محمد امیدیان، دکتر نپتون عماد مستوفی، دکتر هاجر بحرانیفرد،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : تشخیص ضایعات دهانی ممکن است، بسیار مشکلتر از ضایعات پوستی باشد، زیرا احتمال دیده شدن ضایعات دهانی کمتر بوده و از طرفی تفاوت رنگ چندانی با مخاط اطراف خود ایجاد نمیکند. انجام یک تشخیص صحیح ضروری است، چرا که درمان هریک از موارد ممکن است، با یکدیگر فرق داشته باشند و نیز پیشآگهی آنها با یکدیگر به میزان زیادی متفاوت میباشد. هدف از این مطالعه تعیین آسیبشناسی انواع ضایعات دهانی در مراجعه کنندگان به بخش آسیبشناسی بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز در طی سالهای 1373 تا پایان 1383 بود. روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی گذشته نگر روی 558 نمونه آسیبشناسی انواع ضایعات دهانی مراجعه کنندگان به بخش آسیبشناسی بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز در طی سالهای 1373 تا پایان سال 1383 انجام گرفت. یافتهها : شیوع ضایعات در زنان بیشتر از مردان بود. اغلب ضایعات خوشخیم بودند و بیشترین رده سنی درگیر 30-20 ساله بودند. در حالی که کمترین تعداد نمونه مربوط به سن کمتر از 10 سال بود. بیشترین محل بروز ضایعه در لب تحتانی و کمترین محل بروز در گوشه دهان بود. شایعترین تومور بدخیم اسکواموسل کارسینوما و نادرترین نوع بدخیمی ملانوم بدخیم بود که همه بر روی لب تحتانی بودند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ضایعات خوشخیم مخاط دهان در زنان بیشتر از مردان است. فراوانی درگیری لب تحتانی با سایر مطالعات مشابهت داشت. اسکواموسل کارسینوما (SCC) همانند نتایج سایر مطالعات ، شایعترین تومور بدخیم بود.
دکتر ناصر آقامحمدزاده، دکتر فرزاد نجفی پور، دکتر اکبر علی عسگرزاده، دکتر امیر بهرامی، دکتر میترا نیافر، دکتر مجید مبصری، دکتر مهدی امیری، دکتر لیلا بگلر،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : دیابت یکی از عوامل مهم در بروز نارسایی کلیه و از مشخصههای این عارضه میکروآلبومینوری است. مکانیسم اصلی بروز میکروآلبومینوری چندان مشخص نیست. این مطالعه به منظور تعیین شیوع نفروپاتی دیابتی با استفاده از سنجش آلبومین ادراری در 100 بیمار دیابتی نوع 2 در بیمارستان سینای تبریز انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 100 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به درمانگاه غدد بیمارستان سینای تبریز که از تاریخ 1/7/83 لغایت 1/7/84 مراجعه کرده بودند، از نظر متغیرهای فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، سن، جنس، وزن، قد و نمایه توده بدنی (BMI) در بار اول مراجعه و قندخون ناشتا، HbA1c ، میزان کراتینین خون، میکروآلبومینوری و میزان حجم و کراتینین ادراری 3 بار متوالی هر 2 ماه یکبار، بررسی شدند. بیماران دارای فشارخون بالای کنترل نشده، عفونت ادراری، نارسایی قلبی و هیپرلیپیدمی از مطالعه خارج شدند. یافتهها : شیوع نفروپاتی دیابتی 36درصد تعیین شد. همچنین درکل 3درصد بیماران دچار ماکروآلبومینوری بودند. از نظر سنی و جنسی و متغیرهای فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و کراتینین بین دو گروه دارای نفروپاتی و عدم نفروپاتی مقایسه گردید که تفاوت آشکاری در این دو گروه وجود نداشت. از نظرBMI بین دو جنس تفاوت آماری معنیدار وجود داشت و زنان چاقتر از مردان بودند (P<0.05). میانگین مدت ابتلا به دیابت در گروه مبتلا به نفروپاتی دیابتی 1/8±4/12 سال و در بیماران با عدم ابتلا به نفروپاتی 5/5±1/9 سال بود که اختلاف معنیداری بین دو گروه دیده شد (P<0.05). اختلاف معنیداری در مقایسه بین دو گروه از نظر HbA1c و میزان FBS در طی سه بار اندازهگیری متوالی بهدست نیامد. همچنین اختلاف معنیداری بین دو گروه در مورد مصرف داروهای کنترل کننده قندخون دیده نشد. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که نفروپاتی در این مطالعه در مقایسه با سایر مطالعات از شیوع بالاتری برخوردار است. اگرچه تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه نفروپاتی و فاقد نفروپاتی از نظر افزایش مقادیر قندخون ناشتا، HbA1c و پرفشاری خون وجود نداشت.
دکتر آرزو میرفاضلی، دکتر سیما بشارت، دکتر آناهیتا راشدی، محمدرضا ربیعی،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : شاخصهای رشد نمادی تصویری از رشد جسمی کودک است و خدمات نظام بهداشتی اولیه، شامل پایشها و مراقبتهای دوران شیرخواری براساس آن به کودک و خانواده ارائه میگردد. مطالعه حاضر به منظور به دست آوردن شاخصهای رشد بدو تولد در نوزادان سالم تک قل متولد شده در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی کلیه نوزادان تک قل و فاقد ناهنجاری مادرزادی بین 42-25 هفتگی بارداری در مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان طی مهر و آبان سال 1382 بررسی شدند. شاخصهای رشد بدو تولد شامل دورسر، قد و وزن 1011 نوزاد ثبت شد. سن حاملگی براساس جدول بالارد تعیین گردید. پس از ورود دادهها به نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون کای دو،T-test و Correlation Bivariate انجام شد. یافتهها : میانگین سن حاملگی نوزادان مورد بررسی (SD+-) 1.72+-39.86 هفته بود. 2/3 درصد نوزادان نارس (کمتر از 37 هفته)، 4/4 درصد نوزادان کموزن و 69/0درصد بسیار کموزن محسوب میشدند. همبستگی بین شاخصهای رشد با سن حاملگی و با یکدیگر مثبت بود (P<0.05). نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه و پایینتر بودن شاخصهای قد و وزن نسبت به سایر مناطق ایران و جهان، به نظر میرسد که بررسیهای بیشتری به صورت طولی و مقطعی برای تعیین شاخصهای منطقهای و کشوری مورد نیاز است.
محمد دادیپور، دکتر رسول صلاحی، دکتر فرزاد قزلسفلی،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : گزش حیوانات تهدیدی مهم برای سلامتی انسان است.زیرا عفونتهای متعاقب آن نظیر هاری کشنده است. این مطالعه به منظور تعیین جنبههای اپیدمیولوژی حیوانگزیدگی در شهرستان کلاله از استان گلستان طی سالهای 84-1382 انجام گردید. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی طی یک دوره 3 ساله دادههای مربوط به حیوانگزیدگی از سال 1382 لغایت 1384 بررسی گردید. کلیه موارد گزش در شهر کلاله و بخش مراوهتپه که به مراکز درمان هاری بعد از گزش مراجعه کرده بودند، به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. از آمار توصیفی با استفاده از نرمافزار SPSS-12 برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید. یافتهها : از مجموع 3496 نفر که در طول سه سال دچار گزش شده بودند، 2477 نفر (9/70درصد) مرد و 1019 نفر (1/29درصد) زن بودند. میانگین سنی افراد گزیده شده 5/17±2/24 سال و دامنه سنی آنان بین 1 تا 86 سال متغیر بود. میزان بروز حیوانگزیدگی طی این سه سال افزایش یافته بود. به طوری که میزان بروز طی سالهای 82 ، 83 و 84 به ترتیب 745 ، 787 و 788 در صدهزار نفر و میزان کلی بروز 773 در صدهزار نفر تعیین گردید. از لحاظ شغلی بیشترین فراوانی گزش مربوط به دانشآموزان (1157 نفر ،37درصد) بود. پاها شایعترین محل گزش بودند (2344 مورد ، 67درصد). شایعترین گزشها مربوط به سگ بود (3344 مورد ، 6/95درصد). بیشترین فراوانی گزشها در فصل بهار رخ داده بود (1042 مورد ، 8/29درصد). 3151 نفر (1/90درصد) از گزیدهشدگان ساکن روستا بودند. 3198 فرد (5/91درصد) واکسیناسیون ناقص و 298 نفر (5/8درصد) واکسیناسیون کامل را دریافت کرده بودند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که میزان بروز گزش حیواناتی نظیر سگ در شهرستان کلاله نسبت به سایر مناطق بالاتر است. با توجه به اهمیت موضوع ضروری است، به منظور کنترل و پیشگیری از این تهدید بهداشتی اقدام جدی از طرف ادارات و سازمانهای درگیر صورت پذیرد.
دکتر میترا امامی ابرقویی، دکتر عباسعلی وفایی، دکتر مازیار محمداخوان، دکتر الهه صابریان،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : گیاه سنبل الطیب (Valeriana Officinalis) به طور سنتی در معالجه بسیاری از اختلالات گوارشی کاربرد داشته و احتمالاً موجب کاهش انقباض عضله صاف و حرکات روده میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدروالکلی ریشه گیاه سنبل الطیب بر انقباضات ایلئوم خوکچه هندی به روش In Vitro انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 5 سر خوکچه هندی نر انجام شد. پس از کشتن حیوان حداقل 6 قطعه از ایلئوم آن به طول 2 تا 3 سانتیمتر جدا و در محلول تیرود نرمال و جریان گاز کاربوژن و حرارت 37 درجه سانتیگراد قرار گرفت. سپس هر نسج در بین 2 الکترود قرار گرفت و به یک استیمولاتور مرتبط شد و انقباضات روده توسط یک ترانس دیوسر ایزوتونیک به فیزیوگراف منتقل و ثبت گردید. پس از آن عصاره گیاه مذکور در غلظتهای مختلف و در ضمن تحریک ایلئوم به حمام بافت اضافه شد و مجدداً انقباضات ثبت گردید. از هربافت حداقل 7 پاسخ تهیه شد.
یافتهها : عصاره ریشه گیاه سنبل الطیب با غلظتهای ٥، ١٥، ٥٠، ١٥٠ و ٥٠٠ میلیگرم در هر میلیلیتر سبب کاهش طول انقباضات ایلئوم خوکچه هندی به طور وابسته به مقدار گردید که درصد کاهش به ترتیب 45/34 درصد، 07/36 درصد، 53/47 درصد، 42/56 درصد و 22/76 درصد بود. فعالیت 50درصد این اثر در غلظت 50 میلیگرم در میلیلیتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عصاره سنبل الطیب به طور وابسته به دوز موجب کاهش انقباضات ایلئوم خوکچه هندی میشود.