554 نتیجه برای محمد
دکتر محمد یزدانی، دکتر پیمان صالحی،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : لیتوتریپسی یورتروسکوپیک یکی از روشهای کمتهاجمی و رایج برای سنگهای حالب میباشد. هدف از این مطالعه بررسی بروز عوارض ماژور در 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک و نحوه درمان آنها بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 3900 مورد لیتوتریپسی یورتروسکوپیک در مراکز پزشکی نور و حضرت علی اصغر(ع) اصفهان در سالهای 85-1373 انجام شد. فراوانی عوارض ماژور و نحوه درمان آنها در این بیماران برآورد گردید.
یافتهها : 29 بیمار دچار عوارض حین عمل یا دوره پس از عمل (تا30 روز) شدند که از این تعداد 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب (41/0 درصد)، 7 بیماردچار Avulsion حالب، 4 بیمار دچار یورینوما و 2 بیمار دچار آبسه پرینفریک شدند. از 7 مورد Avulsion ، 2 مورد در محل اتصال حالب به مثانه بود که یورترونئوسیستوستومی انجام شد و در 5 مورد باقی مانده جایگزینی حالب با ایلئوم، Boari flap ، ترانس یورترویورتروستومی، گذاشتن DJ و پیچاندن امنتوم دور ناحیه خالی مانده حالب و گذاشتن DJ به وسیله یورتروسکوپ (هر کدام یک مورد) انجام شد. از 4مورد یورینوما 3مورد به وسیله درناژ پرکوتانئوس ناحیه یورینوما و گذاشتن DJ درمان شدند و در یک مورد نیز عمل جراحی باز برای گذاشتن DJ انجام گردید. 2 مورد آبسه پرینفریک با عمل جراحی درناژ آبسه و گذاشتن DJ درون حالب درمان شدند. در 14 مورد از 16 بیمار دچار سوراخ شدگی حالب به وسیله یورتروسکوپ DJ عبور داده شد و در 2 مورد که امکان دسترس رتروگرید به حالب فراهم نشد، با عمل جراحی باز DJ درون حالب قرار داده شد.
نتیجهگیری: لیتوتریپسی یورتروسکوپیک از طریق مجرا (TUL) روشی کمتهاجمی عالی برای سنگهای حالب بوده و میتواند برای سنین مختلف انجام گردد و عوارض اندک آن به کارگیری آن را قابل قبول میکند.
دکتر کاظم کاظم نژاد، دکتر سیامک رجائی، دکتر ارازبردی قورچائی، دکتر محمدحسین تازیکی،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : پروپوفول از جدیدترین داروهای بیهوشی میباشد که دارای مزایای بسیار و عوارض اندک در بیهوش نمودن بیماران است. یکی از مشکلات کاربرد این دارو، درد در هنگام تزریق آن میباشد. این مطالعه به منظور تاثیر لیدوکائین در کاهش درد به دنبال تزریق پروپوفول در بیماران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی در مرکز آموزشی - درمانی پنجم آذر گرگان طی سال 1385 انجام شد. تعداد 272 بیمار 15 تا 55 ساله با ASA1 ClassI,II که کاندید عمل جراحی الکتیو بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. به گروه اول (91 بیمار) داروی پروپوفول نوع Fresenius یک درصد تزریق شد. به گروه دوم (90 بیمار) داروی پروپوفول نوع Lipuro یک درصد تزریق شد و به گروه سوم (91 بیمار) داروی پروپوفول نوع Lipuro یکدرصد که باmg 20 لیدوکائین (ml 2 از لیدوکائین 1درصد) مخلوط شده بود، تزریق گردید. محل تزریق داروهای فوق در ورید پشت دست بود و 10-5 ثانیه پس از تزریق 25درصد از دوز اینداکشن بیهوشی، درد بیماران با استفاده از روش VRS اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمون آماری کایاسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها : فراوانی درد (Score1-3) در گروه اول 91/63 (2/69درصد)، در گروه دوم 90/50 (6/55درصد) و در گروه سوم 91/22 (2/24درصد) بود که اختلاف معنیدار با یکدیگر داشتند (05/0P<). شدت درد متوسط و شدید (Score 2,3) در 91/42 (1/46درصد) از بیماران گروه اول، در 90/18 (20درصد) از بیماران گروه دوم و در گروه سوم 91/2 (2/2درصد) تعیین گردید (05/0P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که استفاده از لیدوکائین 1درصد همراه با داروی پروپوفول نوع Lipuro باعث کاهش درد در هنگام تزریق میگردد.
دکتر محمدرضا جلالی ندوشن، دکتر مهدیه مرادی، دکتر حسن محمد حسینی اکبری، نادر فلاح،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : آپاندیسیت شایعترین جراحی شکم حاد است که در حال حاضر پاتوژنز آن به درستی مشخص نیست. شواهد فزایندهای مبنی بر درگیری سیستم عصبی در تنظیم ایمنی و پاسخهای التهابی وجود دارد. در این مطالعه وضعیت سیستم عصبی و ماست سلهای رودهای در آپاندیسهای طبیعی و ملتهب ارزیابی گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 45 نمونه آپاندیس بیمارانی که طی سالهای 79 لغایت پایان اسفند ماه 80 در مرکز پزشکی آموزشی درمانی شهید مصطفی خمینی تهران تحت عمل آپاندکتومی قرار گرفته بودند، انجام شد. بیماران به سه گروه 15 نفره آپاندیسیت حاد با علائم بالینی و پاتولوژی، آپاندیسیت حاد از نظر بالینی بدون یافتههای هیستولوژی و آپاندیس طبیعی به عنوان گروه کنترل تقسیم شدند. نمونهها با روش ایمونوهیستوشیمی برای مارکرهای سیناپتوفیزین به منظور مشاهده فیبرهای عصبی، S100 برای بررسی سلولهای شوان و نیز به روش هیستوشیمی رنگآمیزی تولوئیدن بلو برای مشاهده ماستسلها بررسی شدند. سپس تعداد فیبرهای عصبی، سلولهای شوان در زیر مخاط و لایه عضلانی و تعداد ماست سلها در زیر مخاط در 20 میدان میکروسکوپی شمارش و میانگین تعداد در هر میدان با بزرگنمایی 400 تعیین گردید. دادهها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها : در مطالعه انجام شده اختلاف معنیداری از نظر وجود سلولهای عصبی شوان، فیبر عصبی و سلول ایمنی ماست سل بین سه گروه وجود داشت. بدین ترتیب که در گروه اول در مقایسه با دو گروه بعدی خصوصاً گروه کنترل افزایش داشت (05/0P<). آزمون تکمیلی دانکن نشان داد که در مورد متوسط سلولهای شوان در زیر مخاط و لایه عضلانی و همچنین تعداد ماست سلها در زیر مخاط از لحاظ آماری در سه سطح جداگانه قرار داشتند. اما در مورد متوسط تعداد فیبرهای عصبی در زیرمخاط و لایه عضلانی گروه اول در یک سطح و گروه دوم و سوم در یک سطح قرار داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که افزایش واضح در اجزاء عصبی و ماست سلها در آپاندیسیت حاد بیانگر این مطلب است که ارتباطی عملکردی بین سیستم عصبی روده ، ماست سلها و پاتوژنز آپاندیسیت حاد وجود دارد. اگر چه مکانیسم واقعی هنوز مشخص نمیباشد.
دکتر علیرضا منصف، دکتر سیدحمید هاشمی، دکتر محمد عباسی، دکتر حشمت الله طاهرخانی، دکتر زهره شالچی، اکرم الیاسی،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونتهای انگلی رودهای، همیشه از مهمترین مشکلات بهداشتی در جوامع مختلف، حتی در کشورهای پیشرفته بودهاند. بیمارانی که تحت شیمیدرمانی قرار میگیرند، احتمال افزایشی در کسب انگلهای رودهای و همچنین افزایش شدت درجه ابتلا به این انگلها را دارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی انگلهای رودهای در بیماران مبتلا به بدخیمی که برای شیمیدرمانی در بخش انکولوژی بیمارستان سینا همدان بستری شده بودند، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی کلیه بیمارانی که با تشخیص بدخیمی در سال 1384 در بیمارستان سینا همدان بستری بود، انجام شد. دادههای لازم شامل خصوصیات دموگرافیک، نوع بدخیمی و مدت زمان تشخیص بدخیمی از پرونده آنان استخراج و در پرسشنامههای از پیش طراحی شده ثبت گردید. از بیماران نمونه مدفوع تهیه شد و پس از انتقال سریع به آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت. دادهها حاصله با استفاده از نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها : از 190 بیمار مورد بررسی، 94 نفر (5/49 درصد) مرد و 96 نفر (5/50 درصد) زن بودند. میانگین سنی بیماران مورد مطالعه 7/18±5/48 سال و در محدوده سنی 12 تا 88 سال بود. 31 بیمار (3/16 درصد) مبتلا به یکی از انواع انگلهای رودهای بودند. انگلهای رودهای ایزوله شده به ترتیب شیوع عبارت بودند از: آسکاریس 9/41 درصد، ژیاردیا 5/35 درصد، اندولیماکس نانا 2/3 درصد، بلاستوسیستیس هومینیس 2/3 درصد و کریپتوسپوریدیوم 2/3 درصد. بیشترین ابتلا به بیماریهای انگلی روده، در بیماران گروه سنی 40 تا 60سال دیده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که میزان آلودگی به انگلهای رودهای در بیماران مبتلا به بدخیمی تحت شیمیدرمانی در مقایسه با شیوع آن در منطقه و جمعیت عمومی کمتر است که این امر میتواند به علت اثر داروهای مورد استفاده در شیمیدرمانی این بیماران باشد.
دکتر غلامرضا روشندل، دکتر شهریار سمنانی، دکتر نفیسه عبدالهی، دکتر سیما بشارت، دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر حمیدرضا جوشقانی، دکتر عبدالوهاب مرادی، خدابردی کلوی، صبا بشارت، دکتر علی جباری، محمدجواد کبیر، دکتر سیداحمد حسینی، دکتر سیدمهدی صداقت، دانیال روشندل، دکتر احمد دانش،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونت هپاتیت B یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی در جهان به شمار میرود. این مطالعه به منظور تعیین سرولوژیک آلودگی همزمان HCV و HDV در افراد آلوده به HBV (HbsAg مثبت) در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی مبتنی بر جمعیت روی 1850 نفر در استان گلستان طی سال 1383 انجام شد. 164 نفر (9درصد) از افراد جامعه HBsAg مثبت شدند که 139 نفر از این افراد از نظر ابتلا به HDV و HCV بررسی شدند. آزمونهای سرولوژیک با روش الیزا و با استفاده از کیتهای تجاری موجود انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-12 و STATA8 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنیداری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها : از 139 فرد مورد مطالعه 68 نفر (9/48درصد) مرد و 71 نفر (1/51درصد) زن بودند. میانگین سنی افراد 3/11±89/41 سال (64-25 سال) بود. آنتیبادی ضد HCV وHDV به ترتیب در 17 نفر (3/12درصد) و 8 نفر (8/5درصد) مثبت شد. میزان آلودگی به HCV و HDV در زنان بیشتر از مردان بود، ولی در هر دو مورد اختلاف مشاهده شده از نظر آماری معنیدارنبود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که شیوع عفونت HCV و HDV در افراد آلوده به HBV در استان گلستان نسبتاً بالا و قابل توجه میباشد. نظر به اثرات منفی عفونت همزمان این ویروسها بر سیر بالینی بیماری، توصیه میشود که برای انتخاب روش درمانی مناسب در بیماران مبتلا به عفونت HBV، احتمال عفونت همزمان با HCV و یاHDV در نظر گرفته شود.
دکتر محمدحسین تازیکی، دکتر سیدحسن حسینی خواه، دکتر کاظم کاظم نژاد،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
جراحی آندوسکوپیک سینوس میتواند باعث عوارضی از جمله عوارض چشمی و مغزی شود. در صورت ایجاد عارضه چشمی یکی از علائم آن آنیزوکوریا میباشد. بیمار خانمی 42 ساله بود که به علت پولیپوز وسیع بینی و سینوسهای پارانازال با بیهوشی عمومی تحت عمل جراحی آندوسکوپیک سینوس قرار گرفت. حدود نیم ساعت بعد از شروع عمل متوجه بزرگی مردمک چشم چپ شدیم که به نور پاسخ زیادی نمیداد و آنیزوکوریا بعد از 10-8 ساعت به حالت عادی برگشت و علائم چشـمی بیمـار حـدود 10-8 ساعت بعد از شروع عمل به حالت عادی برگشت. به علت فقدان علائم تروما به چشم، به نظر میرسـد که انتشـار مـواد تـزریقـی عـامل آن باشند. لذا در موارد جراحی چنانچه سایر علل ایجاد کننده رد شوند، میتوان چنین عاملی به عنوان مولد آنیزوکوریا در نظر گرفت.
دکتر علیرضا سرکاکی، خلیل سعدی پور، دکتر محمدکاظم غریب ناصری، دکتر محمد بدوی،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : اعتیاد به مواد مخدر مانند مرفین از مهمترین مشکلات اجتماعی میباشد. در حیوانات معتاد به مرفین مصرف آنتیاکسیدانها مانند ویتامین C میتواند باعث کاهش علائم سندرم محرومیت از مرفین شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر پیشگیری کننده افشره گریپفروت بر وابستگی به مرفین در موشهای صحرایی نر بود. روش بررسی: در این مطالعه تجربی که طی سال 1386 در مرکز تحقیقات فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد، تعداد 16 سر موش صحرایی نر جوان نژاد Wistar (300- 250 گرم) به طور تصادفی به دو گروه 8 تایی شاهد و درمان تقسیم شدند. موشهای هر دو گروه با تجویز داخل صفاقی مرفین (3 روز اول mg/kg10، 3 روز دوم mg/kg20 و 3 روز آخر mg/kg40) معتاد شدند. گروه شاهد 2 میلیلیتر محلول نرمال سالین و گروه درمان 2 میلیلیتر افشره تازه میوه گریپفروت را به صورت خوراکی روزانه یک ساعت قبل از تجویز مرفین به مدت 9 روز دریافت کردند. روز دهم 45 دقیقه بعد از تجویز یک دوز اضافی مرفین (mg/kg40) برای ایجاد سندرم محرومیت مقدار mg/kg10 نالوکسان به صورت زیر جلدی به حیوانات تزریق گردید. سپس علائم سندرم محرومیت شامل دندان قروچه، لرزش شدید بدن، دفعات دفع مدفوع و دفعات لیسیدن پنیس برای مدت 30 دقیقه بررسی شد. یافتهها : نتایج این مطالعه نشان داد که مصرف افشره میوه گریپ فروت بر چهار نوع علائم وابستگی به مرفین در موشهای صحرایی معتاد شامل دندان قروچه، لرزش بدن، تعداد دفع مدفوع و تعداد لیسیدن پنیس در مقایسه با گروه کنترل (سالم) اثر پیشگیری کننده داشته و آنها را به طور معنیداری کاهش داده است (05/0P<). نتیجهگیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که افشره گریپفروت میتواند، علائم محرومیت از مرفین را کاهش دهد. مکانیسم دقیق اثر آن نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد.
دکتر ابوالقاسم عجمی، عرازمحمد میرابی، فرشیده عابدیان، رویا قوامی،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : با وجود مطالعات زیادی که روی حیوانات آزمایشگاهی انجام گرفته و نقش لنفوسیتهای Th2 در ایمنی بر علیه کرمها موثر دانسته شده، اما مطالعات جدیدتری که روی موش انجام شده، سلولهای Th1 را نیز در بعضی از عفونتهای ناشی از کرم مثل Hymenolepis nana دخیل دانستهاند. در مطالعه حاضر به منظور روشن شدن نقش لنفوسیتهای Th1 و Th2 در ایمنی برعلیه Hymenolepis nana در سرم افراد آلوده به این انگل با استفاده از اندازهگیری میزان سایتوکاینهای IL12 ، IFNγ ، IL5 و IL13 انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه مورد – شاهدی طی سال 1385 در دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. 31 بیمار که در آزمایش مدفوع آنها تخم انگل Hymenolepis nana دیده شد و 30 فرد سالم که از نظر سن و جنس مشابه گروه آزمایش بودند، وارد مطالعه شدند. میزان IL5، IL13،IFNγ و IL12 در سرم آنها به وسیله روش ELISA اندازهگیری شد. شمارش گلبولهای سفید و درصد لنفوسیتها، منوسیتها، ائوزینوفیلها و بازوفیل در خون محیطی تعیین گردید. برای مقایسه دادهها از آزمونهای تی، منویتنی و ویلکاکسون استفاده شد. یافتهها : میانگین غلظت سرمی هر کدام از سایتوکاینهای IFNγ ، IL12 ، IL5 و IL13 در سرم بیماران بیشتر از گروه کنترل بود. ولی فقط بین غلظت IFNγ و IL13 در دو گروه اختلاف معنیدار وجود داشت (05/0P<). تعداد منوسیتها، لنفوسیتها و ائوزینوفیلها در بیماران بیشتر از گروه کنترل بود. ولی این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که علاوه بر Th2 ، لنفوسیتهای Th1 نیز در پاسخهای ایمنی بر علیه Hymenolepis nana فعالیت دارند.
دکتر غلامرضا طالعی، محمدهادی مشکوه السادات، سیده زهرا موسوی،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه منابع گیاهی به عنوان جانشین مواد شیمیایی در داروها و موادغذایی مورد توجه روزافزون قرار گرفته و یافتن اثر ضدمیکروبی گیاهانی که قرنها به طور سنتی مصرف خوراکی و دارویی شدهاند، از اولویت بیشتری برخوردار است. این مطالعه به منظور تعیین اثرات ضدباکتریایی عصارههای چهار گونه گیاه خوراکی بن سرخ ، شنگ ، شاهتره ، دو گونه آویشن و شمشاد اناری روی شش باکتری شاخص گرم مثبت و منفی انجام شد. روش بررسی: این مطالعه in vitro در پژوهشکده گیاهان دارویی دانشگاه علوم پزشکی لرستان طی سال 1384 انجام گرفت. پودر گیاهان در سایه خشک و در هگزان حل شد. پس از طی چند مرحله صاف و تبخیر نمودن ماده غلیظی به دست آمد که در بافر فسفات حل و استفاده شد. آزمایش باکتری شناسی به روش برات میکرو دایلوشن و دیسک دیفیوژن انجام گرفت و حداقل غلظت مهار کنندگی MIC و کشندگی MBC باکتریایی عصارهها مشخص و با کنترل آنتیبیوتیک مقایسه گردید. یافتهها : عصاره شاهتره در غلظت micro g/ml 470 از رشد اشرشیاکلی جلوگیری نمود. به روش دیسک دیفیوژنها 11 میلیمتر هاله عدم رشد در اطراف دیسک شاهتره مشاهده شد. عصاره شمشاد اناری بر ضد استاف ارئوس micro g/ml 320= MIC اثر باکتریواستاتیکی و در غلظت micro g/ml 80= MBC اثر باکتریوسیدی نشان داد. عصاره آویشن الیگودرز در غلظت micro g/ml 235 =MIC بر استاف ارئوس موثر بود. هاله عدم رشد اشرشیاکلی در اطراف دیسک این آویشن به قطر 16 میلیمتر مشاهده شد. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عصاره شاهتره ، شمشاد اناری و آویشن دارای اثرات ضدمیکروبی بوده و کاربرد آنها در صنایع دارویی، بهداشتی و غذایی توصیه میگردد.
دکتر محمد دهقان، ناصر بهنام پور، دکتر نازیلا البرزی،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : پیتریازیس روزهآ یک درماتوز التهابی حاد با علت ناشناخته میباشد که علیرغم خود محدود بودن و عدم بهجاگذاشتن عوارض ممکن است تا دو ماه نیز ادامه یابد. این مطالعه به منظور تعیین میزان تاثیر اریترومایسین در مقایسه با دارونما در بهبود سیر بیماری پیتریازیس روزهآ انجام شد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی، روی بیماران مبتلا به پیتریازیس روزهآی تیپیک که طی دی ماه 1380 لغایت اردیبهشت 1384 به درمانگاه بیمارستان 5آذر گرگان مراجعه کرده بودند، انجام شد. تعداد کل بیماران 46 نفر بود که به صورت تصادفی در دو گروه 23 نفری قرار گرفتند. با توجه به دوسوکور بودن مطالعه، درمان به مدت دو هفته برای آنها تجویز و سپس در فواصل 6-2 هفته میزان بهبودی اندازهگیری شد. در گروه مورد داروی اریترومایسین با دوز یک گرم در روز به مدت 14 روز تجویز شد و در گروه کنترل دارونما تجویز شد. دادهها پس از جمعآوری و کدبندی و با استفاده از آزمون Pearson chi-square وارد نرم افزار SPSS 11.5 شد. با توجه به کیفی بودن صفت مورد بررسی و نوع مطالعه از مقایسه نسبتها برای تجزیه و تحلیل استفاده شد. یافتهها : طی 2 ، 4 و 6 هفته پس از شروع درمان هر چند در گروه تحت درمان با اریترومایسین نسبت به گروه دارونما نتایج بهتری اخذ شد، ولی تفاوت در پاسخدهی بین دو گروه از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده تاثیر ناچیز داروی اریترومایسین در سیر درمانی بیماران مبتلا به پیتریازیس روزهآ میباشد.
دکتر حمیدرضا تجری، دکتر بهروز قاضی مقدم، محمدرضا ربیعی، دکتر آرشیا غنمی،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : در حال حاضر مخدرها، درمان استاندارد کولیک کلیوی هستند. اما ضدالتهابهای غیراستروئیدی نیز مدتهای طولانی در درمان کولیک کلیوی استفاده شدهاند. اثرات تسکینی ترکیبی از داروهای مختلف در مطالعات گوناگون مورد بررسی قرار گرفتهاند. این مطالعه به منظور بررسی اثر دسموپرسین استنشاقی همراه با پتیدین وریدی بر تسکین درد کولیک کلیوی و مقایسه آنها به صورت تنها و توأم انجام پذیرفت. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 150بیمار مراجعه کننده با علایم کولیک کلیوی به مرکز آموزشی - درمانی پنجم آذر گرگان طی سال 1384 انجام گردید. بیماران بهطور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. به گروه یک،40 میکروگرم دسموپرسین استنشاقی، به گروه دوم 25 میلیگرم پتیدین وریدی و به گروه سوم، هر دو دارو تجویز شد. شدت درد بیماران بااستفاده از روش VAS (Visual Analoge Scale) در بدو ورود و دقایق 10 ، 20 و 30 بعد از تجویز اندازهگیری و ثبت شد. شدت درد بیماران با آزمون آماری تی زوجی آزمایش و میانگین شدت درد نیز با آزمونهای آماری کروسکالوالیس و ANOVA مورد بررسی قرار گرفت. برای مقایسه میزان شدت درد در زمانهای مختلف بین سه گروه از جدول آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد. سطح معنیداری 5 درصد در نظر گرفته شد. یافتهها : میانگین شدت درد در گروههای سهگانه در دقایق صفر ، 10 ، 20 و 30 به ترتیب 38/19 ، 54/13، 15/9 و 18/6 بود. شدت درد در دقایق 30،20،10 تفاوت معنیداری در سه گروه داشت (05/0P<). گروه دسموپرسین+پتیدین در دقیقه 30 بیشترین میزان کاهش درد را داشت و میانگین اختلاف شدت درد در دقیقه 30 تفاوت معنیداری داشت (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تجویز توأم دسموپرسین و پتیدین به طور معنیداری شدت درد کولیک کلیوی را کاهش میدهد. پیشنهاد میشود که دسموپرسین استنشاقی همزمان با سایر داروها در تسکین دردهای ناشی از کولیک کلیوی استفاده شود.
دکتر محمدرضا دارابی، دکتر علی آهنیان،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : هیدروسل تجمع مایع در فضای بین دو لایه تونیکاواژینالیس اطراف بیضه میباشد و به دو نوع ارتباطی و غیرارتباطی تقسیم میشود. روشهای مختلفی برای درمان هیدروسل غیرارتباطی در بالغین ذکر شده است. هدف از این مطالعه بررسی نتایج و عوارض روش جدید هیدروسلکتومی بسته و مقایسه آن با روشهای هیدروسلکتومی اکسیزیونال بود. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تمام بیماران مراجعه کننده به بیمارستانهای امام رضا (ع) و قائم (عج) مشهد در فاصله سالهای 85-1383 به منظور جراحی هیدروسل غیرارتباطی، به دو گروه تقسیم شدند. بیماران بالغی که هیدروسل غیرارتباطی ساده بدون آسیبشناسی زمینهای داشتند و راضی به عمل با روش جدید بودند، وارد مطالعه شدند. در گروه اول (23 بیمار) با 24 مورد هیدروسل تحت هیدروسلکتومی بسته با استفاده از کاتتر (شنت) که بین زیر جلد اسکروتوم و ساک هیدروسل قرار داده میشد، قرار گرفتند. در گروه دوم (29 بیمار) با 29 مورد هیدروسل تحت هیدروسلکتومی اکسیزیونال قرار گرفتند. نتایج عمل شامل میزان بهبودی، عود و عوارضی مانند عفونت، درد پس از عمل، ادم، هماتوم و آتروفی بیضه در دو گروه مقایسه شد. یافتهها : در گروه یک ، 13 مورد (62درصد) بهبودی و 8 مورد (38درصد) عود (شکست درمان) مشاهده شد و در گروه دوم 22 مورد (6/95درصد) بهبودی و یک مورد (4/4درصد) عود وجود داشت. درد پس از عمل در گروه یک در 9 بیمار (9/42درصد) کم، در 11 بیمار (4/52درصد) متوسط و در یک بیمار (7/4درصد) زیاد بود و در گروه دوم درد در همه بیماران (100درصد) زیاد و مستلزم آنالژزیک تزریقی (مخدر) بود. در گروه یک، ادم پس از عمل در 5 بیمار (8/23 درصد) و در گروه دوم در تمام بیماران (100درصد) وجود داشت. هماتوم در 2 بیمار (7/8درصد) گروه دوم ایجاد شد، ولی در هیچیک از بیماران گروه یک مشاهده نگردید. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که هر چند میزان عود هیدروسلکتومی بسته بیشتر از باز بود، اما عوارض کمتری داشت. میتوان این عمل را در بیماران پرخطری که انجام هیدروسلکتومی اکسیزیونال در آنها مقدور نیست، به عنوان روش انتخابی در نظر گرفت.
دکتر نرگس بیگم میربهبهانی، دکتر آرزو میرفاضلی، محمدرضا ربیعی، دکتر وحیده کاظمی نژاد، دکتر شهاب الدین توسلی،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : شیرخواران پرهترم نسبت به نوزادان ترم دارای ذخیره آهن کمتری هستند. پس از تولد نیز به دلیل افزایش سرعت رشد در این نوزادان، نیاز به آهن افزایش مییابد. این مطالعه به منظور مقایسه اثر شروع زودرس آهن بر اندکسهای خونی و بروز کمخونی فقرآهن در نوزادان پرهترم انجام شد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 30 شیرخوار پرهترم 20 روزه مراجعه کننده به 4 مرکز بهداشتی درمانی شهرستان گرگان که تحت تغذیه انحصاری با شیر مادر بودند و بیماری زمینهای و اختلال رشد نداشتند، طی سال 1384 انجام شد. این شیرخواران به دو گروه 15نفری (مداخله و مقایسه) تقسیم شدند. برای هر شیرخوار پرسشنامهای حاوی مشخصات فردی تکمیل گردید. گروه مداخله از 20 روزگی روی آهن پروفیلاکسی mg/kg 2 قرارگرفتند. تمامی شیرخواران در دوماهگی از نظر وجود کمخونی فقرآهن بررسی شدند. پس از ورود اطلاعات از طریق نرم افزار SPSS-13 به رایانه، برای سنجش طبیعی بودن آماری نمونهها از آزمون کلوموگروف و اسمیرنف، جهت مقایسه اندکسهای خونی از آزمون آماری تی استیودنت برای نمونههای مستقل، برای مقایسه بروز کمخونی فقرآهن در دو گروه مداخله و مقایسه از آزمون آماری کایاسکوئر و شاخص آماری خطر نسبی (RR) استفاده شد. سطح معنیداری 05/0 در نظر گرفته شد. یافتهها : میزان خطر نسبی ابتلاء به کمخونی فقرآهن در گروه مداخله 4/0 برابر گروه مقایسه بود که نشاندهنده اثر پیشگیریکننده قطره آهن در گروه مداخله میباشد ](749/1 ، 091/0=RR ، 95 درصد= CI ، 4/0=[RR ، اما ازنظر آماری این اختلاف بین دو گروه معنیدار نبود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شروع قطره آهن در 20 روزگی در نوزادان نارس در پیشگیری از کمخونی فقرآهن از نظر بالینی مؤثر بوده است، هرچند این اختلاف از نظر آماری معنیدار نمیباشد.
دکتر عبدالصمد مظلومی گاوگانی، دکتر محمدحسن حجتی، اردوان فازانچائی، دکتر حسن محیط، دکتر حشمت الله طاهرخانی، دکتر کلایو دیویس،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : علیرغم گستره جغرافیایی وسیع در منطقه مدیترانه، لیشمانیا اینفانتوم زایمودم (MON1 LON-49) به عنوان زیمودم غالب در ایجاد بیماری کالاآزار شناخته شده است. هرگونه و استرین از گروه لیشمانیا انتشار جغرافیایی خاص داشته و تمایل به ایجاد بیماری منحصر به فرد با روش درمان متفاوتی دارد. این مطالعه به منظور شناسایی گونه و زیرگونههای انگلهای لیشمانیای جدا شده از انسان، مخازن حیوانی و ناقلین براساس پلیمرفیسم آنزیمی درشمال غرب ایران انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی نمونهها از 12 آسپیره مغز استخوان بیماران مبتلا لیشمانیازیس، 26 آسپیره طحال و کبد سگ و بیش از 100 پشه خاکی در طی سالهای 86-1384 از منطقه شمال غرب ایران به دست آمدند. پس از کشت نمونهها در محیط NNN و α MEM ، مقایسه با گونههای مرجع WHO، لیشمانیا (لیشمانیا) دونووانی ((DD8 ، لیشمانیا (لیشمانیا) اینفانتوم (IPT-1) ، لیشمانیا (لیشمانیا) تروپیکا K-27)) و لیشمانیا (لیشمانیا) ماژور(5-ASKH) ، با استفاده از الکتروفورز در Starch Gel انجام شد. آنزیمهای مطالعه شده ALAT،ASAT،SOD،ES،NH،MPI،GPI،MDH،6PGD،PGM ،PEPDوPK بودند. یافتهها : در این مطالعه تنها زایمودم به دست آمده در تمام نمونههای سگی و انسانی و پشهخاکیها زایمودم MON1 LON-49 بود که متعلق به گونه لیشمانیا (لیشمانیا) اینفانتوم است. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که لیشمانیوز احشایی در شمال غرب ایران از نوع مدیترانهای است که از پرتغال و مراکش، تا پاکستان در شرق و جمهوریهای آسیای مرکزی توسعه پیدا کرده است و نیز سگهای اهلی به عنوان مخازن اصلی انگل لیشمانیوز احشایی از گونه لیشمانیا اینفانتوم (زایمودم MON1) محسوب میشوند.
دکتر محمد افشار، دکتر سیدعادل معلم، دکتر عبدالحسین شیروی، دکتر سیدمجید جلالیان حسینی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : نقایص لوله عصبی و هایپوپلازی ناخنها از ناهنجاریهای شناخته شده کاربامازپین میباشد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر داروی کاربامازپین بر القاء ناهنجاریهای چشمی موش انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش باردار از نژاد Balb/c به دو گروه تجربی و دو گروه کنترل تقسیم شدند و به ترتیب دوزهای 15 و 30 میلیگرم بر کیلوگرم روزانه از داروی کاربامازپین (در گروه تجربی Iو(II و نرمال سالین و تویین20 در نرمال سالین (در گروههای کنترل) از روز ششم دوره بارداری لغایت روز پانزدهم و به صورت داخل صفاقی دریافت نمودند. در روز هجدهم بارداری جنینها از رحم خارج شدند و پس از توزین و اندازهگیری طول بدن، جنینهای دارای ناهنجاری مورد رنگآمیزی اسکلتی و بافتی قرارگرفتند. یافتهها : میانگین وزن بدن و طول سری دمی در گروههای تجربی به صورت معنیداری در مقایسه با کنترل کاهش یافته بود (05/0P<). در گروه آزمایشی با دوز 15 و 30 میلیگرم بر کیلوگرم به ترتیب بدشکلی جمجمه در 7 و 8/10 درصد، کوتاهی انگشتان در 3/13 و 6/16 درصد، کوچکی ماندیبول در 8/7 و 7/11 درصد و کوتاهی دم در 2/10 و 2/9 درصد از جنینها مشاهد شد. نقایص چشمی به ترتیب در 6/8 درصد و 5/7 درصد از جنینهای گروه آزمایشی یک و دو مشاهده شد. نقایص چشمی به صورت باز بودن یک یا دو چشم، اگزوفتالمی، تغییراتی در شکل اپیتلیوم عدسی، چینخوردگی شبکیه و قرنیه مشاهده گردید. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مصرف داروی کاربامازپین در طی مراحل اروگانوژنز موش میتواند، ناهنجاری چشمی را در جنین القاء نماید.
دکتر محمدرضا جلالی ندوشن، دکتر علی دواتی، دکتر شهاب باقرزاده شهیدی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان میباشد. اخیراً عوامل شناخته شده در پیشآگهی سرطان پستان افزایش یافته است که یکی از این عوامل حضور ژن MDM2 در بعضی کارسینومها، سارکومها و لوکمیها میباشد. هدف از این مطالعه تعیین حضور ژنMDM2 در بیماران با سرطان اولیه پستان و ارتباط آن با درجه بدخیمی، مرحله پیشرفت و درگیری گره لنفاوی زیربغل بود. روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 75 نمونه از بیماران با سرطان پستان اولیه در طی سالهای 1379 تا 1384 مراجعه کننده به بیمارستان مصطفی خمینی تهران صورت گرفت. در این مطالعه از بلوکهای پارافینی بایگانی شده دو برش بافتی از هر نمونه تهیه گردید که لام اول با روش هماتوکسیلین و ائوزین رنگآمیزی شد و در لام دوم MDM2 با روش آنتیبادی پلیکلونال با روش ایمونوهیستوشیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها با کمک آزمون کایدو، منویتنی و به وسیله نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها :میانگین و انحراف معیار سنی بیماران 5/1254 تعیین شد. 7/58 درصد از تومور بیماران از نظر پیشرفت تومور در مرحله II و 7/42 درصد تومور بیماران از نظر درجه بدخیمی در مرحله III قرار داشت. بین درجه بدخیمی تومور بیماران و ژن MDM2 ارتباطی وجود نداشت، ولی از طرف دیگر 3/69درصد بیماران دارای درگیری گرهلنفاوی و 32درصد آنها MDM2 مثبت بودند. بین ظهور ژن MDM2 با مرحله تومور و درگیری گره لنفاوی ارتباط معنیداری وجود داشت (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ژن MDM2 میتواند به عنوان عامل مؤثری در پیشآگهی سرطان پستان در نظر گرفته شود.
دکتر احمدعلی شیرافکن، دکتر بهنوش مرتضوی مقدم، دکتر محمد موجرلو، دکتر زهرا رزقی، ناصر بهنام پور، دکتر محمدمهدی مطهری،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : هایپرتروفی بطن چپ (LVH) عامل خطر مستقل برای مرگ و حوادث قلبی و عروقی میباشد. LVH و اختلال عملکرد کلیوی هر دو علایم آسیب به اندامهای انتهایی میباشند. این مطالعه به منظور تعیین همبستگی هایپرتروفی بطن چپ در اکوکاردیوگرافی با یافتههای کلیوی در بیماران مبتلا به فشارخون اولیه انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 102بیمار مبتلا به پرفشاری خون اولیه بدون بیماری زمینه دیگر که در اکوکاردیوگرافی نیز هایپرتروفی مرکز بطن چپ اثبات شده بود، در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سالهای 85-1384 بررسی شدند. آزمایش تجزیه ادرار، BUN و کراتینین سرم، سونوگرافی کلیهها و مجاری ادرار برای بیماران انجام شد. LVH براساس LVMI> 135 g/m² در مردان و LVMI> 110 g/m² در زنان تعریف شد. اختلال عملکرد کلیوی از طریق اندازهگیری سطح کراتینین سرم و ارزیابی پروتئینوری و یافتههای سونوگرافی کلیهها و مجاری ادراری بررسی شد. یافتهها : میانگین سنی افراد 8/8±60 تعیین شد. 59 نفر نوع خفیف ، 36 نفر نوع متوسط و 7 نفر به نوع شدید LVH مبتلا بودند. انحرافمعیار و میانگین کراتینین و BUN به ترتیب 12/1±09/1 و 76/10±6/20 میلیگرم در دسیلیتر تعیین شد. این مطالعه نشان داد که با افزایش شدت LVH مقدار آسیب کلیوی افزایش یافته است. بین وجود اسکار در سونوگرافی و شدت LVH در اکوکاردیوگرافی رابطه معنیداری وجود داشت (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که درصد بالایی از بیماران مبتلا به فشارخون اولیه به آسیب کلیوی مبتلا هستند و BUN ، کراتینین و وجوداسکار در سونوگرافی میتواند مارکرهای مناسبی برای شناسایی آسیب اندامهای انتهایی ناشی از فشارخون و میزان کنترل آن باشد.
علی شهریاری، محمد جواد کبیر، کلثوم گل فیروزی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : خلیج گرگان با ارزش زیست محیطی بینظیر در جنوب شرقی دریای خزر ، نه تنها دارای ماهیهای باارزشی مانند ماهیان خاویاری و سفید میباشد، بلکه از سواحل آن برای شنا نیز استفاده میشود. عدم رعایت موازین زیست محیطی میتواند خطراتی را برای سلامتی انسان و محیط زیست ایجاد نماید. این مطالعه به منظور بررسی آلودگی میکروبی آب دریای خزر در خلیج گرگان و مقایسه آن با استاندارد انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تعداد 40 نمونه آب دریا طی فصول تابستان و پاییز 1383 برداشته شد. میانگین تعداد کل باکتریها، کلیفرمها، کلیفرم مدفوعی و استرپتوکوک مدفوعی با روش استاندارد تعیین گردید. یافتهها : میانگین تعداد کل باکتریها، کلیفرم، کلیفرم مدفوعی و استرپتوکوک مدفوعی در آب خلیج گرگان به ترتیب برابر 5001 در یکسیسی ، 1555، 817 و 59 در 100 سیسی تعیین گردید. نتیجهگیری: مقایسه میانگین نتایج این بررسی با استانداردهای مربوط به محلهای شنا و پرورش ماهی نشان داد که آب خلیج گرگان از نظر شنا دارای آلودگی میکروبی است، ولی از نظر محلهای پرورش ماهی دارای آلودگی میکروبی نمیباشد.
دکتر محمد دهقان، دکتر رامین آذرهوش، دکتر نازیلا البرزی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
گرانولوم فاشیال یک بیماری نادر پوستی است که با ندولها و پلاکهای پوستی بدون علامت بر روی پوست و بدون تظاهرات سیستمیک مشخص میشود. این بیماری عمدتاً مردان میانسال را مبتلا میکند. در این مقاله یک تظاهر غیرشایع از بیماری گرانولوم فاشیال به صورت ضایعات متعدد اغلب در ناحیه تنه و قسمت فوقانی بازو و صورت در یک مرد 34 ساله معرفی شده است.
سیدمهدی احمدی، دکتر محمدحسن افتخاری، فرشاد امیرخیزی، دکتر محمود سوید، مینا جهری، ساره کشاورزی،
دوره 10، شماره 3 - ( پاييز 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : در پاتوژنز چاقی عوامل بسیاری از جمله سطح لپتین سرم و هورمونهای تیروئیدی نقش دارند. این مطالعه به منظور مقایسه سطح سرمی لپتین و هورمونهای تیروئیدی در زنان چاق و غیرچاق در شهر شیراز طی سال 1385 انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی، 35زن با نمایه توده بدن بیشتر یا مساوی Kg/m230 به عنوان گروه چاق (مورد) و 35 زن با نمایه توده بدن طبیعی کمتر از 25 به عنوان گروه غیرچاق (شاهد) انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک و اندازههای تنسنجی شامل قد، وزن، محیط دور کمر و دور باسن اندازهگیری و سپس نمایه توده بدنی (BMI) و نسبت محیط دور کمر به دور باسن (WHR) و درصد چربی تام بدن (%TBF) برای هر فرد تعیین گردید. نمونههای خون ناشتا از افراد مورد بررسی گرفته شد و سرم خون برای اندازهگیری غلظت سرمی هورمونهای T3، T4وTSH و لپتین جدا گردید. یافتهها : میانگین غلظت سرمی لپتین در زنان چاق (9/7+-5/24 نانوگرم در دسی لیتر) بیشتر از زنان غیرچاق (7/4+-0/13 نانوگرم در دسی لیتر) بود (05/0P<). هرچند همبستگی مثبت معنیداری بین سطح سرمی لپتین با شاخصهای تنسنجی وجود داشت، ولی این رابطه در مورد هورمونهای تیروئیدی و TSH معنیدار نبود. همچنین در زمینه ارتباط مستقل بین هورمونهای مورد بررسی، تنها بین غلظت سرمی لپتین با غلظت T3 سرم همبستگی مثبت معنیدار وجود داشت (05/0P<). نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که غلظت سرمی لپتین در زنان چاق بهواسطه افزایش بافت چربی افزایش مییابد. برهمکنش متقابل بین هورمونهای تیروئیدی به ویژه T3 و لپتین، میتواند یکی از علل افزایش سطح لپتین سرم در زنان چاق باشد.