554 نتیجه برای محمد
دکتر بهروز قاضیمقدم، دکتر حمیدرضا تجری، محمدرضا ربیعی، دکتر مرتضی بلمه، دکتر آرش کمانگری،
دوره 8، شماره 3 - ( پاييز 1385 )
چکیده
زمینه و هدف: پروستاتکوتمی از طریق پیشابراه ((TUR-P روش تایید شده درمان هایپرپلازی خوش خیم پروستات (BPH) می باشد. یکی ازعوارض مهم TUR-P، عفونت های مجرای ادرای است. به کارگیری آنتی بیوتیک پروفیلاکتیک و مدت زمان استفاده از آن در پیشگیری از عفونت های ادراری بعد از TUR-P، هنوز مورد بحث است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه کارایی سه روش پیشگیری از عفونت در TUR-P بود.روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، بیمارانی که از نظر آنالیز ادراری و کشت ادرار قبل از TUR-P استریل بودند، به سه گروه A، B و C دسته بندی شدند. گروه A دوز منفرد سفازولین یک گرم نیم ساعت قبل از TUR-P و گروه B علاوه بر آن 4 دوز دیگر سفالوزین بعد از TUR-P دریافت کردند. با گروه درمانی C نیز مانند گروه B رفتار شد با این تفاوت که تا زمان خروج سوند ادراری، قرص سیپروفلوکساسین 500 میلی گرم به مدت 3 روز به کار رفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری کای دو و ANOVA استفاده شد. سطح معنی داری آزمون 0.05 در نظر گرفته شد.یافته ها: میزان بروز کشت اداری مثبت در سه گروه درمانی A، B و C به ترتیب 35 درصد، 20درصد و11.5 درصد بود. اما ارتباط معناداری بین عفونت ادراری و رژیم درمانی استفاده شده، وجود نداشت.نتیجه گیری: دراین مطالعه تفاوت معنی داری در پیشگیری از عفونت ادراری پس از TUR-P بین سه رژیم درمانی مشاهده نشد. هرچند عفونت ادراری در گروهی که مدت طولانی تری آنتی بیوتیک دریافت کرده بودند، کمتر از دو گروه دیگر بود. به منظور کاربرد این رژیم پروفیکلاسی انجام مطالعات تکمیلی پیشنهاد می شود.
محمد افشار، جواد حامی، میثم بقراطی،
دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
زمینه و هدف : استامینوفن دارویی است که به طور شایع توسط مادران باردار در طی تمام مراحل بارداری به عنوان ضد درد و تببر مورد استفاده قرار میگیرد. این مطالعه به منظور روشن شدن اثرات تراتوژنیک مصرف طولانی استامینوفن در قبل و حین بارداری و تاثیرات اسید فولیک در پیشگیری از این اختلالات در جنینهای موش طراحی گردید.
روش بررسی : 210 سر موش باردار از سوش Balb/c در شرایط استاندارد آزمایشگاه حیوانات، در قالب 3 گروه تجربی I ، II و III (هر گروه 30 سر موش) دستهبندی شدند. حیوانات گروه تجربی I ) شامل 3 زیر گروه 10I ، 20I و 30I به تعداد 10 سر موش در هر زیر گروه) به میزان mg/kg/day40 شربت استامینوفن به صورت گاواژ به ترتیب در زمانهای 10 و 20 و 30 روز قبل از حاملگی و 10 روز اول حاملگی دریافت نمودند. گروههای کنترل معمول و کنترل منفی به همان تعداد (10 سر موش) به ترتیب نرمالسالین و ماده بیاثر دارو را مصرف نمودند. حیوانات گروه تجربی II (10II، 20II و 30II) نیز به میزان mg/kg/day 80 در دو دوز صبح و عصر و در زمانهای فوقالذکر از دارو استفاده نمودند. همچنین در گروه تجربی III(10III، 20III و 30III) موشهاmg/kg/day80 استامینوفن به همراه اسید فولیک با دوز mg/kg/day 14/0 دریافت کردند. یکسری گروههای کنترل معمول و کنترل منفی نیز برای این دو گروه استفاده شد. موشها در روز 18 حاملگی با استفاده از بیهوشی سزارین شده و جنینها توسط استریومیکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات در جداول توزیع فراوانی درج گردید و توسط آزمونهایANOVA و TUKEY و با استفاده از نرمافزار SPSS ارزیابی شد.
یافتهها : مصرف طولانی مدت استامینوفن برای هر دو دوز mg/kg/day 80 و 40 و در زمانهای 20 و 30 روز قبل از حاملگی و 10 روز اول حاملگی میتواند باعث ناهنجاریهای در اندام از جمله بدشکلی، کوتاهی و عدم تشکیل دست و غیرقرینگی در اندامها شود. خونریزیهای زیرجلدی و جذب جنینی نیز از دیگر موارد مشاهده شده بود. در گروه 30I تعداد نوزادان ناهنجار 1/16 و ناهنجاریهای اندام 3/11درصد مشاهده شد. در گروه 20II میزان ناهنجاریهای جنینی 5/6 درصد و ناهنجاریهای اندام 9/4 درصد مشاهده شد. در گروه 30II میزان ناهنجاریهای جنین 14 و ناهنجاریهای اندام 4/12 درصد مشاهده شد. در گروه 20III که دارو و اسیدفولیک همزمان مصرف کردند،میزان ناهنجاری ها به 6/1 درصد کاهش پیدا نمود و در گروه 30III نیزمیزان ناهنجاریها به 6/1 درصد تقلیل یافت (05/0P<).
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که مصرف زیاد و طولانی مدت قبل و در حین حاملگی استامینوفن در موشها باعث ناهنجاریهای جنینی به ویژه در اندامها میگرددو مصرف همزمان اسیدفولیک با استامینوفن در کاهش ناهنجاری نقش مؤثری دارد.
محمدجواد هادیان فرد، محمود حصاریان،
دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تونل کارپال شایع ترین گیرافتادگی اعصاب محیطی می باشد. یکی از درمان های متداول این عارضه تزریق کورتیکواستروئید در داخل تونل است. این تحقیق به منظور مقایسه تاثیر تزریق متیل پردنیزولون از طریق کف دست (روش جدید) نسبت به تزریق از پروگزیمال مچ (روش متداول) در درمان سندرم تونل کارپال انجام شد.روش بررسی: این مطالعه آینده نگر و دوسوکور روی 56 مچ دست بیمارانی که بر اساس معیارهای الکترودیاگنوستیک دارای سندرم تونل کارپال خفیف تا متوسط بودند، انجام شد. بیماران به صورت تصادفی دو گروه تقسیم شدند. در روش متداول تزریق از سطح قدامی و پروگزیمال مچ و از بین تاندون عضلات فلکسور کارپی رادیالیس و پالماریس لونگوس انجام می شود. در روش دیگر (روش نوین) سوزن از قسمت کف دست وارد می شود. انجام بررسی های الکترودیاگنوستیک به وسیله یک پزشک و تزریق ها به وسیله پزشک دیگر انجام گرفت، به نحوی که پزشک اول از نوع تزریق اطلاعی نداشت. هر دو گروه قبل از تزریق نمودارهای امتیاز بینایی را تکمیل کردند. گروه اول (کنترل) را با روش متداول و گروه دوم (مطالعه) را با روش جدید مورد تزریق قرار دادیم. بعد از یک ماه بیماران مجددا از نظر نمودارهای امتیاز بینایی و الکترودیاگنوستیک مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه کنترل (متداول) به طور متوسط 4.00 متر بر ثانیه بود. میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه مطالعه (روش نوین) به طور متوسط 12.03 متر بر ثانیه بود. میزان بهبودی درد بر اساس نمودار امتیاز بینایی در هر دو گروه تقریبا یکسان و دو واحد کاهش داشت.نتیجه گیری: در روش تزریق جدید میزان بهبودی بیماران از نظر مطالعات الکترودیاگنوستیک سه برابر روش تزریق متداول بود. بنابراین به نظر می رسد که روش تزریق نوین بتواند جایگزین مناسبی نسبت به روش تزریق متداول در درمان سندرم تونل کارپال باشد.
شهربانو قهاری، لیلی پناغی، محمدکاظم عاطف، الهام زارعی دوست، علیرضا محمدی آریا،
دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت نسبت به همسر یکی از معضلات بزرگ بهداشتی بسیاری از کشورها می باشد که پیامدهای منفی جسمانی و روانی زیادی را برای قربانیان به بار می آورد. پژوهش حاضر به بررسی وضعیت سلامت روان زنان قربانی همسرآزاری می پردازد.روش بررسی: در این مطالعه 1186 زن به صورت تصادفی سیستماتیک از کلیه مناطق شهر تهران انتخاب شدند و پرسشنامه همسر آزاری و سلامت عمومی GHQ-28 را تکمیل نمودند. اطلاعات به دست آمده از طریق نرم افزار آماری SPSS و با آزمون t و تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: از 1186 نمونه پژوهش 85.4) 1013 درصد) بدرفتاری عاطفی، 31.5) 374 درصد) بدرفتاری جسمی، 30.4) 360 درصد) بدرفتاری جنسی و 17.4) 206 درصد) هم زمان هر سه نوع بدرفتاری را تجربه کردند. زنان قربانی خشونت، از وضعیت بدتر سلامت عمومی رنج می بردند (P<0.05). به علاوه رابطه انواع همسرآزاری به عنوان متغیر پیش بین با هر یک از ابعاد سلامت عمومی به عنوان متغیر ملاک (y) که با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد، نشان داد که بین این متغیرها رابطه مثبت وجود دارد. یعنی تجربه بدرفتاری دیدن از هر نوع، پیش بینی کننده بروز اختلال در سلامت عمومی فرد است (P<0.05).نتیجه گیری: قربانیان همسرآزاری از مشکلات سلامت عمومی بیشتری رنج می برند. به عبارتی بین بدرفتاری دیدن و مشکلات روان شناختی رابطه وجود دارد و در این بین قربانیان بدرفتاری جنسی و جسمی در مقایسه با قربانیان بدرفتاری عاطفی مشکلات بیشتری را تجربه کردند.
دکتر مهناز طالبی، دکتر محمدحسن نعیمی طبیعی،
دوره 9، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : استاتوس اپیلپتیکوس یا صرع پایدار وضعیتی اورژانس برای نورولوژیستها و پزشکان بخش مراقبتهای ویژه است. زیرا ناشی از عوامل تهدیدکننده موضعی یا ژنرالیزه مغزی بوده و با مرگ و میر بالایی همراه است. هدف این مطالعه تعیین علت صرع پایدار، علت مرگ و تعیین تأثیر عوارض جانبی بر مرگ و میر آن بود. روش بررسی: در این مطالعه 176 بیماری که به علت صرع پایدار طی 15 سال (83-1369) در ICU اعصاب بیمارستان امام خمینی تبریز بستری بودند، بررسی شدند. از بین آنها مواردی که فوت کرده بودند، استخراج و برای هر کدام پرسشنامههای مخصوص تکمیل و از نظر سن، جنس، علت، نوع تشنج، طول مدت و عوارض تاثیرگذار بر مرگ و میر صرع پایدار بررسی شدند. مقادیر به دست آمده با استفاده از نرمافزارspss-12 و روشهای آمار توصیفی و آزمون کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: در این مطالعه میزان مرگ 2/35درصد بود. در جنس مونث، صرع پایدار بیش از یک ساعت، در نوع تونیک- کلونیک و در گروه سنی بالای 60 سال بیشترین بود. عدم مصرف و یا مصرف ناکافی داروهای ضدصرع شایعترین علت اپیلپسی (26درصد) و پنومونی آسپیراتیو شایعترین عارضه تأثیرگذار بر مورتالیته (48درصد) بود. 26درصد از موارد مورتالیته سابقه تشنج و 4درصد سابقه قبلی استاتوس اپی لپتیکوس (SE) را داشتند. شایعترین عارضه تاثیرگذار بر مرگ زودهنگام بیماران، عفونتهای ریوی بود. نتیجهگیری : در این مطالعه، میزان مرگ بیشتر از سایر مطالعات بود که به دلیل عدم مراجعه به موقع بیماران به مراکز درمانی و آشنایی ناکافی کارکنان با نحوه برخورد صحیح با این بیماری میباشد. عدم مصرف و یا مصرف ناکافی داروهای ضدصرع شایعترین علت اپیلپسی است.
ناهید عاقبتی، دکتر عیسی محمدی، دکتر زهرا پوراسمعیل،
دوره 9، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماران مبتلا به سرطان، بهطور معمول دامنهای از علایم درد و انواع متفاوت ناراحتیهای جسمی و روانی را تجربه میکنند. یکی از وظایف درمانگران و مراقبین این دسته از بیماران کنترل عوارض آنها است. هدف این مطالعه بهکارگیری و ارزشیابی تأثیر لمسدرمانی بر کاهش میزان درد زنان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان بود. روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی، با سه گروه آزمون، پلاسبو و شاهد انجام گرفت. برای هر گروه 30 بیمار زن مبتلا به انواع متفاوت سرطان که در بیمارستان امام خمینی بستری شده بودند، انتخاب و به طور تصادفی در گروههای مطالعه قرار گرفتند. به طوری که خصوصیات نمونهها در سه گروه با هم یکسان گردید. پنج جلسه 25-20 دقیقهای لمسدرمانی برای گروه آزمون و پنج جلسه 10 دقیقهای اجرای صوری لمسدرمانی بدون تبادل انرژی برای گروه پلاسبو انجام شد. برای گروه شاهد هیچ مداخلهای انجام نمیشد. دادهها از طریق پرسشنامه مشخصات فردی و ابزار سنجش بصری درد (10-0) جمعآوری گردید. شدت درد قبل و بعد از مداخله در هر جلسه اندازهگیری شد. دادهها از طریق نرمافزار SPSS-11.5 و با استفاده از آزمونهای پارامتری کایدو و آنالیز واریانس و توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: توزیع بیماران شرکت کننده در سه گروه از نظر مشخصات فردی با هم اختلاف معنیداری نداشتند. میانگینهای شدت درد در گروههای آزمون، پلاسبو و شاهد قبل از مداخله به ترتیب 8/3، 1/4 و 16/4 بود و بعد از مداخله 8/0، 4/2 و 06/4 به دست آمد. آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازهگیری مکرر ویلکز لامبدا اختلاف معنیداری را بین سه گروه از نظر میانگین شدت درد در طی مراحل مداخله نشان داد (05/0P<). نتیجهگیری : براساس نتایج این مطالعه، با توجه به غیردارویی بودن، بیضرر بودن و غیرتهاجمی بودن لمس درمانی، این روش به عنوان روشی موثر برای کاهش درد بیماران زن سرطانی توصیه میشود.
عبدالرحمان چرکزی، قربان محمد کوچکی، محمدتقی بادله، شهربانو گزی، زلیخا اکرامی، فوزیه بخشا،
دوره 9، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : فشارخون بالا یکی از مهمترین عوامل خطر بروز بیماریهای قلبی- عروقی و شایعترین عامل بروز نارسایی قلبی و سکته مغزی در بسیاری از کشورها و شایعترین عامل نارسایی کلیوی است. این مطالعه با هدف ارزشیابی تاثیر آموزش از طریق الگوی اعتقاد بهداشتی بر دانش، نگرش و عملکرد کادر پرستاری شهر گنبدکاووس درباره بیماری پرفشاری خون صورت گرفت. روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی روی 136 نفر از کادر پرستاری شهر گنبد در سال 1384 که به صورت تصادفی طبقهای از میان 370 کارکنان شاغل انتخاب شدند، انجام گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه و چک لیست مشاهده بود. در ابتدا میزان دانش، نگرش و عملکرد افراد مورد مطالعه به وسیله این ابزار مورد بررسی قرار گرفت. سپس نیازهای آموزشی آنان مشخص و برنامهای آموزشی بر مبنای الگوی اعتقاد بهداشتی طراحی، تدوین و اجرا گردید. سه ماه پس از اجرای برنامه آموزش میزان دانش، نگرش و عملکرد نمونههای مورد مطالعه از طریق همان پرسشنامه و چک لیست، تعیین و با یافتههای به دست آمده از مرحله اولیه (pre-test) مقایسه گردید. برای دستیابی به میزان تاثیرآموزش از آزمونهای آماری ویلکاکسون، تی مستقل، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافتهها: میانگین نمرات دانش، منافع درک شده، موانع درک شده، تهدید درک شده، نگرش (مجموع اجزاء مدل اعتقاد بهداشتی) و عملکرد قبل از آموزش به ترتیب برابر با 68/9، 76/23، 63/25، 82/22، 99/71 و 55/4 بود که بعد از آموزش همه آنها افزایش نشان داده و به ترتیب به 66/16، 06/26، 94/28، 98/24، 08/80 و83/4 رسید. نتایج نشان داد که آموزش کادر پرستاری ازطریق الگوی اعتقاد بهداشتی سبب ارتقاء دانش و تغییر نگرش و همچنین سبب بهبود عملکرد آنان میشود (05/0P<). بین متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، سابقه کاری و زمینه خانوادگی مثبت با میزان دانش، نگرش و عملکرد ارتباط معنیدار مشاهده نشد. ولی بین متغیرهای رده شغلی، میزان تحصیلات و بخش کاری با دانش قبل از آموزش و عملکرد قبل از آموزش و همچنین بین متغیر واحد سازمانی با نگرش قبل از آموزش ارتباط معنیدار مشاهده شد (05/0P<). نتیجهگیری : این مطالعه نشاندهنده ضرورت آموزش دورهای کادر پرستاری در خصوص پرفشاری خون با استفاده از یک مدل آموزشی مناسب و برنامهریزی شده میباشد.
علی عباسی، صدیقه فیاضی، دکتر فرزانه احمدی، محمدحسین حقیقی زاده،
دوره 9، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : تنگینفس و خستگی در نارسایی قلبی، باعث اختلال قابل توجهی در کیفیت زندگی و توانایی عملکردی این بیماران میگردد. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر برنامه ورزشی پیادهروی خانگی بر کیفیت زندگی و توانایی عملکردی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی انجام پذیرفت. روش بررسی: در این پژوهش نیمه تجربی، 60 بیمار بستری مبتلا به نارسایی قلبی کلاس II و III در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اهواز طی سال 1384، با روش جورکردن در دو گروه آزمون (30=n) و کنترل (30=n) قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک، چک لیست کیفیت زندگی مینهسوتا و فرم زمانبندی شده برنامه ورزشی بود. برنامه ورزشی پیادهروی در این بیماران سه بار در هفته و تا هشت هفته انجام گرفت. در ابتدا و انتهای مداخله نیز چک لیست کیفیت زندگی مینهسوتا برای تعیین کیفیت زندگی در اختیار بیماران دو گروه قرار گرفت. همچنین تست پیاده روی 6 دقیقهای نیز به منظور تعیین توانایی عملکردی بیماران در ابتدا و انتهای مداخله در دو گروه انجام گرفت. دادهها به وسیله نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: اختلاف قابل توجهی میان میانگین مسافت طی شده در MWT 6 در ابتدا و انتهای مداخله در بیماران گروه آزمون وجود داشت (86/373 متر در ابتدای مداخله تا 30/412 متر در انتهای مداخله، 05/0P<). این تفاوت در بیماران گروه کنترل معنیدار نبود (79/376 متر در ابتدای مداخله تا 63/377 متر در انتهای مداخله). اختلاف قابل توجهی میان نمرات کیفیت زندگی، در ابتدا و انتهای مداخله در گروه آزمون وجود داشت (32/52 در ابتدای مداخله تا 80/43 در انتهای مداخله). این تفاوت در گروه کنترل معنیدار نبود (32/52 در ابتدای مداخله تا 80/43 در انتهای مداخله). همچنین بین مدت زمان ورزش هفتههای اول، چهارم و هشتم تفاوت معنیدار وجود داشت (05/0P<). نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که فعالیتهای ورزشی پیادهروی میتواند به عنوان یک روشدرمانی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بهکار رود، زیرا باعث کیفیت زندگی و نیز توانایی عملکردی و ظرفیت ورزشی بیماران میگردد.
دکتر محمدمهدی سلطان دلال، حمیدرضا محمدی، عقیل دستباز، دکتر سعید واحدی، مریم صلصالی، مهشید آراسته، تاج الملوک کفاشی، حمیده نوروز بابایی، کبری نمدی،
دوره 9، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : افزودنیهای مواد غذایی یک واژه کلی برای ترکیباتی است که به منظور دوام یا بهتر نمودن ظاهر غذا، ترکیب، طعم و ارزش غذایی به مواد غذایی اضافه میشود. رنگها نیز جزو این دسته از مواد بوده که برای افزایش جذابیت مواد غذایی به آنها افزوده میشوند. رنگها میتوانند عوارضی شبیه آسم، کهیر هایپراکتیویتی در کودکان، تضعیف سیستم ایمنی، واکنشهای آنافیلاکتیک ویا حتی اثرات سرطانزایی داشته باشند. هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت نوع رنگهای مصرفی در شیرینیهای تولیدی جنوب شهر تهران بود. روش بررسی: تعداد 191 نمونه شیرینی خشک از مناطق جنوبی شهر تهران در سال 1385 به صورت تصادفی نمونهبرداری مورد آنالیز نوع رنگ قرارگرفتند. نمونهها ابتدا توسط اسیدکلریدریک استخراج رنگ گردیده و پس از تخلیص با استفاده از روش کروماتوگرافی با لایه نازک T.L.C (Thin Layer Chromatography) به وسیله پیپتهای آماده، مورد آنالیز قرار گرفتند. نمونهها با توجه به Rf مورد شناسایی قرارگرفتند. یافتهها: 2/93 درصد از کل نمونهها حاوی رنگ بودند. از میان کل نمونههای رنگی، 42 نمونه (22درصد) حاوی رنگ مصنوعی غیرمجاز خوراکی، 96 نمونه (3/50درصد) حاوی رنگ مصنوعی مجازخوراکی برای تولیدکنندههای صنعتی و 40 نمونه (21درصد) حاوی رنگ طبیعی بود. رنگ سانست یلو (Sunset yellow) بیشترین مورد مصرف در میان رنگهای مورد استفاده در شیرینیهای بررسی شده بود. نتیجهگیری : با توجه به یافتههای این مطالعه و مصرف زیاد رنگهای مصنوعی، افزایش آگاهی صنف قنادان برای کاهش مصرف اینگونه رنگها در شیرینی و سایر فرآوردههای قنادی پیشنهاد میگردد.
دکتر حاجی محمد ساتلقی، دکتر یوریتا آهنگ،
دوره 9، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده
دررفتگی مادرزادی سررادیوس بدون وجود ناهنجاریهای دیگر، نادر بوده و به طور شایع، با بدشکلیهایی در اندامهای دیگر تظاهر مینماید. این ناهنجاری میتواند خود را به صورت یکطرفه یا دوطرفه نمایان سازد. معمولاً تشخیص دررفتگی مادرزادی سر رادیوس به دلیل تظاهرات دیررس آن، مشکل است. اهمیت تشخیص، در افتراق ناهنجاری مادرزادی از دررفتگی ناشی از تروما میباشد. مورد گزارش شده در مطالعه حاضر، کودکی 6 ساله با دررفتگی قدامی یکطرفه و بدون ناهنجاری همراه است.
دکتر محمدرضا امام هادی، دکتر معصومه احمدی دافچاهی،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : درد به خصوص دردهای پس از جراحی میتوانند عوارض عدیدهای از جمله تعویق در ترمیم زخم را ایجاد کند. برای تسکین درد بیماران پس از اعمال جراحی از داروهای مختلفی نظیر مخدرها (مانند پتیدین) و ضدالتهاب غیراستروئیدی استفاده میشود. هدف از این مطالعه مقایسه اثر پتیدین با شیاف دیکلوفناک سدیم در تسکین درد پس از عمل لامینکتومی بهدنبال هرنی دیسک کمری بود.
روش بررسی : در این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار 100 بیمار مراجعه کننده برای لامینکتومی با تشخیص هرنی دیسک کمری که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند، به روش نمونهگیری آسان پس از گرفتن رضایتنامه آگاهانه انتخاب شدند و به دو گروه پتیدین و دیکلوفناک سدیم تقسیم شدند. نمره درد بیماران به طریق VAS (Visual Analog Scale) اندازهگیری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرمافزار آماری SPSS.10 و آزمونهای F، T و کایاسکوئر آنالیز شدند و 05/0P< معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها : میانگین نمره درد در 24 ساعت بعد از عمل در گروه پتیدین 02/2±8/2و در گروه دیکلوفناک سدیم 30/2±46/4 محاسبه شد. تفاوت معنیدار آماری بین کاهش نمره درد بعد از عمل در بین دو گروه وجود دارد (05/0P<). تهوع بیشترین عارضه جانبی مشاهده شده در گروه پتیدین (20 درصد) و درد اپیگاستر بیشترین عارضه جانبی مشاهده شده در گروه دیکلوفناک سدیم (18 درصد) بود، ولی در مجموع بین عوارض دارویی در دو گروه اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که شیاف دیکلوفناک سدیم اثر کمتری نسبت به آمپول پتیدین در تسکین درد بعد از عمل لامینکتومی دارد.
محمدمهدی اصلانی، علی صادق شش پلی، سیاوش صادقیان، محمد یوسف علیخانی،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : اشریشیاکلیهای تولیدکننده شیگاتوکسین (STEC) به سروتایپهای مختلفO تعلق داشته و یکی از عوامل اتیولوژیک اسهال میباشند. سویههای STEC نه تنها به عنوان عامل انتریت همراه با سالمونلاهای غیرتیفوئیدی و کمپیلوباکتر مطرح میباشند، بلکه عامل ایجاد دو عارضه مهم سندرم اورمی همولیتیک و کولیت هموراژیک نیز هستند. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی اشریشیاکلی تولیدکننده شیگاتوکسین در بیماران با کولیت هموراژیک مراجعهکننده به بیمارستانهای تهران بود.
روش بررسی : در این پژوهش فراوانی اشریشیاکلیهای تولیدکننده شیگاتوکسین (STEC) در افراد با کولیت هموراژیک در دو جمعیت انسانی شامل افراد مبتلا به کولیت هموراژیک (گروه بیماران 70 نمونه) و افراد دارای اسهال (گروه کنترل 70نمونه)در 6 ماه اول سال 1383 مورد بررسی قرار گرفت. برای جستجوی ژن stx و یافتن سویههای STEC از روش PCR و برای شناسایی سروگروپهای STEC از روش آگلوتیناسیون روی لام با استفاده از آنتیسرمهای اختصاصی استفاده گردید. سپس با تکثیر ژن flic و برش محصول PCR با آنزیم HhaΙ و مقایسه با بانک اطلاعاتی ژن flic سروتیپهای سویهها مشخص گردید.
یافتهها : 2 نمونه (9/2 درصد) از جمعیت بیماران مبتلا به کولیت هموراژیک و 12 نمونه (1/17 درصد) از جمعیت افراد اسهالی دارای STEC بودند. این یافتهها حاکی از آن است که بین جداسازی STEC و کولیت هموراژیک ارتباط معنیداری وجود نداشت. ولی بین اسهال و جداسازی STEC رابطه معنیداری وجود داشت(05/0P<). سروتیپهایی که دراین مطالعه جدا شدند عبارتند از: O142:H48 در گروه بیماران و O111:H23,O26:H4,O126:H6,O126:H47 در گروه کنترل که در هیچ گزارشی از آنها به عنوان عامل کولیت هموراژیک یاد نشده است.
نتیجهگیری : با توجه به نتایج به دست آمده، رابطه مشخصی میان STEC و کولیت هموراژیک در جمعیت مورد مطالعه این تحقیق مشاهده نشد. عدم وجود ارتباط بین جداسازی STEC و کولیت هموراژیک میتواند ناشی از عدم وجود سروتیپهای شایع در این عارضه مانند سروتیپO157:H7 در ایران باشد.
دکتر محمد اجل لوئیان، دکتر هادی کاظمی، دکتر گیتی ثمر، دکتر علی فیض زاده،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونت بیمارستانی یکی از عوامل مهم بر افزایش مدت زمان بستری دربیمارستان، هزینهها و مرگ و میر در بیمارستانها است. یکی از بخشهایی که بالاترین میزان بروز این عارضه را دارد، بخش مراقبتهای ویژه است. این مطالعه به بررسی میزان بروز عفونت و عوامل موثر بر آن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان خاتمالانبیاء تهران انجام شد. روش بررسی : مطالعه به صورت کوهورت آیندهنگر روی بیمارانی که از ابتدای مهر1381 برای مدت حداقل 72 ساعت در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان خاتم الانبیا بستری بودند و در زمان بررسی علایمی دال بر عفونت نداشتند، انجام شد. وضعیت و مدت زمان استفاده از لوله تراشه، ونتیلاتور، کاتتر ادراری و کاتتر وریدی، مدت زمان بستری در بخش مراقبتهای ویژه و زمان بروز عفونت ثبت گردید. یافتهها : در مدت شش ماه انجام این مطالعه، 234 بیمار در بخش مراقبتهای ویژه بستری شدند که از این افراد 50 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. این 50 نفر در مجموع مدت 528 روز را در این بخش سپری کردند. طی این مدت 9 مورد عفونت بیمارستانی در بین این افراد پیدا شد که خطر بروز عفونت 18 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد، 65/28-35/7 درصد) و نرخ بروز 17 در هر هزار نفر-روز بستری در بخش مراقبتهای ویژه بود (دامنه اطمینان 95درصد، 3/106-8/8 درصد). نتیجهگیری : عفونت بیمارستانی یکی از عوارض نسبتاً شایع در بین افرادی بود که حداقل سه روز را در بخش مراقبتهای ویژه سپری کردند. فراوانی این عارضه شبیه یا بیشتر از مطالعاتی است که در سایر مناطق جهان انجام شده است.
دکتر سیامک رجائی، دکتر محمدحسین تازیکی، آقای محمدرضا ربیعی، دکتر پویه گرایلی،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : راههای جلوگیری از عفونت زخم متعدد بوده و یکی از آنها انجام پانسمان محل زخم است. پانسمان میتواند باعث نوعی آرامش روحی برای بیمار شود. از طرفی انجام آن باعث محدودیتهایی برای بیمار از جمله جلوگیری از استحمام و صرف هزینه خواهد شد. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه تاثیر استمرار پانسمان بر میزان عفونت زخم را 48 ساعت اول بعد از عمل مورد بررسی قرار دهیم. روش بررسی : در این مطالعه مداخلهای 150 بیمار که تحت عمل جراحی مشابه قرار گرفته بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. در نیمی از آنها بعد از 48 ساعت پانسمان زخم برداشته میشد و در بقیه بیماران بعد از 48 ساعت روزانه پانسمان تعویض میشد. هر دو گروه روزهای سوم، هفتم و سیام بعد از عمل به وسیله جراح مورد معاینه قرار گرفتند و از نظر وجود یا فقدان علائم عفونت زخم کنترل شدند. در تقسیمبندی بیماران معیارهای سن، جنس، نوع عمل و بیماریهای زمینهای لحاظ شد. روز سیام بعد از عمل به عنوان ختم مطالعه مد نظر قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده از تکمیل پرسشنامه وارد رایانه گردید و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها : میانگین سنی بیماران در گروه بدون پانسمان 19/20 ±12/35 سال و در گروه با پانسمان 78/18±61/37 سال بود. 74 نفر مرد و 76 نفر زن بودند. عفونت تنها در یک مورد که پانسمان بعد از 48 ساعت استمرار داشت، ایجاد شد که بیمار زن و بدون بیماری زمینهای بود و نیمروز قبل از عمل در بیمارستان بستری شده بود. در گروه بدون پانسمان هیچگونه عفونت بعد از عمل دیده نشد. 3/5درصد از گروه بدون پانسمان، از نداشتن پانسمان اضطراب داشتند و در مقابل 3/17درصد از افرادی که پانسمان داشتند از این که استحمام آنها به تاخیر افتاده بود، دچار نگرانی و ناراحتی بودند. نتیجهگیری : با توجه به عدم تاثیر پانسمان زخم از بروز عفونت در محل عمل در جراحی تمیز پس از 48 ساعت اول و نیز فقدان اضطراب قابل توجه در گروه بدون پانسمان، توصیه میشود در زخمهای تمیز بعد از 48 ساعت اول پانسمان برداشته شود.
دکتر علی اصغر بیانی، آقای عاشورمحمد کوچکی، آقای قربان محمد کوچکی،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : سلامت روانی معلم به دلیل نقشی که در سلامت فکری و روانی دانشآموزان ایفا میکند، بیش از سایر طبقات اجتماعی بااهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت سلامت روانی معلمان مقاطع مختلف تحصیلی در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این پژوهش از نوع توصیفی - مقطعی بود. جامعه مورد مطالعه شامل معلمانی میشد که در سال تحصیلی 84-1383 در یکی از مدارس استان گلستان به صورت رسمی، پیمانی یا حقالتدریس مشغول تدریس بودند. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای نمونهای به حجم 535 نفر از معلمان سه مقطع تحصیلی از شهرستانها و مناطق مختلف استان گلستان انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه SCL.90.R و با احتساب نقطه برش 5/2 در هر بعد و نقطه برش 3/1 در بعد شاخص علایم کلی (Globas Symptom Indes) مورد بررسی و غربال قرار گرفتند. یافتهها : نتایج نشان داد که 1/81 درصد از معلمان استان به لحاظ روانی سالمند و 9/18 درصد از آنان مشکوک به یکی از علائم روانپزشکی (8/21 درصد در زنان و 9/14 درصد در مردان) بودند. شکایات جسمانی (3/7 درصد)، افکار پارانوئیدی (8/5 درصد) و افسردگی (9/4 درصد) شایعترین علائم روانپزشکی بودند. بالاترین میزان شیوع در میان معلمان ابتدایی (6/21 درصد)و کمترین میزان در معلمان مقطع متوسطه (9/14 درصد) بود. بین مدرک تحصیلی و میزان اضافهکار با شاخص علایم کلی GSI ضریب همبستگی معنیدار مشاهده شد (05/0P<). نتیجهگیری : نتیجه پژوهش حاکی از متوسط بودن میزان شیوع علائم روانپزشکی در میان معلمان استان گلستان بود که در مقایسه با پژوهشهای مشابه انجام شده در میان جمعیت معلمان، از شیوع کمتری برخوردار است.
دکتر بیژن فروغ، آقای رضا عمادی فر، آقای حسن سعیدی، دکتر محمدصادق قاسمی،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : آرتروز زانو از علل شایع درد ناحیه زانو میباشد که نیاز به درمانهای مختلف از جمله درمان آرتزی دارد. در واقع یکی از روشهای درمانی در مورد آرتروز زانو اصلاح بیومکانیکال راستای زانو و کاهش درد و افزایش عملکرد از طریق کاهش فشارهای وارده به زانو است. این تحقیق به منظور بررسی اثر گوه خارجی به همراه ساپورت مفصل سابتالار روی زاویه فمور و تیبیال در بیماران مبتلا به واروس دفورمیتی زانو ناشی از استئوآرتروز صورت گرفت و اثر این نوع گوه با گوه خارجی داخل کفشی مقایسه گردید. روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران طی سالهای 1384 لغایت 1385 انجام شد. 20 بیمار مبتلا به استئوآرتروز زانو به مدت 8 هفته مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران به صورت تصادفی بر حسب اولویت مراجعه، به دو گروه تقسیم گردیدند. گروه اول گوۀ خارجی به همراه ساپورت مفصل سابتالار و گروه دوم گوه خارجی داخل کفش دریافت نمودند. اندازهگیری زاویه فمور و تیبیال در هر دو گروه انجام گردید. برای بررسی کیفی بیماران از پرسشنامه KOOS که شامل موارد درد، فعالیتهای روزانه، علایم بیمار و کیفیت زندگی است، استفاده شد. ارزیابی دو مرحله قبل و بعد از درمان برای هر گروه صورت گرفت. آزمونهای آماری مورد استفاده تی زوجی و تی مستقل بود و از نرمافزار آماری SPSS-10 استفاده گردید. یافتهها: در مرحله اول و شروع تحقیق هیچگونه تفاوتی در زاویه فمور و تیبیال، درد، فعالیتهای روزانه، کیفیت زندگی و علایم بیماری بین دو گروه وجود نداشت و دو گروه کاملاً همگن بودند. بعد از 8 هفته در گروه اول به طور معنیداری افزایش زاویه فمور و تیبیال و افزایش فعالیتهای روزانه، کیفیت زندگی و علائم بیماری نسبت به گروه دوم مشاهده گردید. گرچه درد در گروه اول کاهش پیدا کرده بود، اما از لحاظ آماری تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد. نتیجهگیری: گوه خارجی به همراه ساپورت مفصل سابتالار باعث حفظ اصلاح والگوسی زاویه فمور و تیبیال در بیماران مبتلا به واروس دفورمیتی ناشی از آرتروز زانو میشود و نتایج درمانی بهتری نسبت به گوه تنها خواهد داشت.
علیرضا محرری، حسین نصیری، دکتر مهرداد جهانشاهی، حسین رحمانی، علی اکبر عبداللهی، محمدرضا ربیعی،
دوره 9، شماره 3 - ( پاييز 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : نواحی ونتروگلوتهآل و دورسوگلوتهآل دو ناحیه مجاز در ناحیه گلوتهآل برای تزریقات داخل عضلانی میباشد. این مطالعه به منظور بررسی و مقایسه شدت درد و میزان خونریزی حاصل از این تزریقات در دو ناحیه ونتروگلوتهآل و دورسوگلوتهآل انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 67 بیمار بستری در بخش جراحی مردان در بیمارستان پنجم آذر گرگان که دارای دو نوبت تزریق داخل عضلانی از یک دارو به فاصله 24ساعت بودند، انتخاب شدند. برای هر بیمار، یک تزریق در ناحیه دورسوگلوتهآل و تزریق دیگر در ناحیه ونتروگلوتهآل انجام گردید. اطلاعات حاصل از هر تزریق ثبت و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-11.5 و آزمونهای آماری کولموگرف- اسمیرنف و رتبهای ویلکاکسون با سطح معنیدار 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها : در ناحیه دورسوگلوتهآل 5/83 درصد از بیماران درد خفیف و یا متوسط داشتند. در حالی که 88 درصد از بیماران در ناحیه ونتروگلوتهآل درد متوسط داشتند و 9 درصد از آنها هیچ دردی نداشتند. متوسط شدت درد در ناحیه دورسوگلوتهآل 682/1±79/50 و در ناحیه ونتروگلوتهآل 878/1±79/40 تعیین شد. متوسط میزان خونریزی در دورسوگلوتهآل 102/0±73/0 میلیمتر و در ناحیه ونتروگلوتهآل 047/0±19/0 میلیمتر تعیین گردید. بین شدت درد و میزان خونریزی در دو ناحیه اختلاف معنیداری به دست آمد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تزریقات داخل عضلانی در ناحیه ونتروگلوتهآل نسبت به ناحیه دورسوگلوتهآل، شدت درد و خونریزی کمتری را در پی دارد.
محمدرضا ربیعی، شیدا کاظمی ملک محمودی، شیما کاظمی ملک محمودی،
دوره 9، شماره 3 - ( پاييز 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : حدود 30 درصد از کودکان حداقل یکبار طی دوران کودکیشان در بیمارستان بستری شدهاند که سبب اضطراب ناشی از عوامل مختلف میشود. با توجه به درصد بالای کودکان بستری در بیمارستان و عوارض ناشی از بستری شدن و عوارض جانبی فراوان روشهای دارویی، توجه بیشتر به روشهای غیردارویی از جمله استفاده از برنامه موسیقی مورد توجه است. دراین مقاله تاثیرات موسیقی درمانی را بر کاهش اضطراب کودکان 12-9 ساله بستری در مرکز آموزشی درمانی طالقانی گرگان، مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: در این مطالعه نیمهتجربی 60 نفر از کودکان 12-9 سال بستری در بخش داخلی انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه مساوی 30 نفری مداخله و کنترل تقسیم گردیدند. ابزار گردآوری دادههای پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک بیمار و پرسشنامه سنجش اضطراب اسپیل برگر بود که دادههای لازم قبل و بعد از انجام مداخله، جمعآوری و با یکدیگر مقایسه گردیدند. دادههای جمعآوری شده قبل و بعد از انجام مداخله، با استفاده از آزمونهای آماری کولموگروف – اسمیرونوف، کایدو، paired-t-test ، بارتلت و منویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها : نتایج نشان داد که بین میانگین اضطراب حالتی در هر دو گروه، قبل ازشنیدن موسیقی تفاوت معنادار دیده نشد. ولی بعد از اجرای برنامه موسیقی تفاوت معنادار به نفع گروه مداخله مشاهده گردید (05/0P<). بنابراین میتوان این کاهش میزان اضطراب در گروه مداخله را به اجرای موسیقی درمانی (شنیدن موسیقی) نسبت داد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که اجرای موسیقی در کودکان بستری میتواند اضطراب را کاهش دهد.
دکتر حسین آیت اللهی، دکتر عباسعلی امیدی، دکتر مهرداد کاتبی، دکتر سعیده صباغ، دکتر هومن توسلیان، دکتر محمدرضا خلیقی، دکتر عباس پرداختی، دکتر مهدی شریعت،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : تتراکلرید کربن به عنوان یک سم مرجع کبدی در مسمومیت حاد و مزمن خود باعث ایجادنکروز، تغییر چربی، سیروز و کانسر کبدی میشود. سیلای مارین مجموعهای از سه فلاونولیگنان موجود در گیاه خارمریم (Silybum marianum) دارای آثار هپاتوپروتکتیو و آنتیهپاتوتوکسیک میباشد. این مطالعه به منظور تعیین اثرات درمانی حفاظتی سیلای مارین در سمیت حاد کبدی CCL4 در موش انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد طی سال 1383 انجام پذیرفت. پس از بررسیهای مقدماتی، دوز mL/kg 25 تتراکلرید کربن (در حلال Mineral Oil) به عنوان دوز مناسب انتخاب گردید. روند هپاتوتوکسیسته ناشی از تزریق داخل صفاقی تک دوز آن به منظور ارزیابی و به دست آوردن متغیرهای لازم برای سنجش میزان سمیت و درمان مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج آنزیمی (افزایش فعالیت AST و ALT) و هیستوپاتولوژی (بررسی و درجه بندی عوارض پاتولوژیک CCl4 در بافت کبد به شکل گرانولاسیون سیتوپلاسم، تورم ابری شکل، نکروز و تغییر چربی) زمانهای تجویز سیلای مارین و نمونهگیری مشخص گردید. سیلای مارین به شکل سوسپانسیون در حامل CMC2درصد پروپیلنگلایکول (به نسبت 3 به 2) با دوزهای50، 200 و 800 میلیگرم بر کیلوگرم در زمانهای مختلف تجویز و نمونههای سرمی و کبدی تهیه شد. گروه کنترل منفی، حامل سیلای مارین در برابر حلال CCl4، گروه کنترل دارو، دوزmg/kg 800 سیلای مارین در برابر حلال CCl4 و گروه کنترل مثبت، حامل سیلای مارین در برابر CCl4 را دریافت نمود.
یافتهها : نتایج حاکی از آن است که تجویز دوز mg/kg 50 سیلای مارین ، یک ساعت بعد از تزریق CCL4 علاوه بر مهار نسبی افزایش فعالیت ترانسآمینازها، از افزایش و پیشرفت ضایعات کبدی تا حدود 50 درصد نسبت به گروه کنترل مثبت جلوگیری مینماید. علاوه بر آن روند ترمیم و رژنراسیون سلولی را سرعت بخشیده، به طوری که نکروز درجه سه در گروه کنترل مثبت در زمان 48 ساعت تا نکروز درجه 5/0 در گروه دریافت کننده این دوز کاهش یافته است.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که تجویز سیلای مارین با دوز mg/kg 50 تا 6ساعت پس از تزریق CCl4 بهنحو قابل توجهی از پیشرفت هپاتوتوکسیته جلوگیری نموده و موجب تسریع بهبودی ضایعاتمیشود.
دکتر علی باقرپور، دکتر ماهرخ ایمانی مقدم، دکتر محمدرضا هاتف، دکتر حبیب الله اسماعیلی،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده
زمینه و هدف : دانسیتومتری استخوان روشی مناسب برای بررسی وضعیت اسکلتال بیماران میباشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط وضعیت اسکلتال ناحیه گردن فمور و مهرههای L2-L4 با شاخص چانهای (Mental Index) استخوان مندیبل در رادیوگرافی پانورامیک زنان مراجعه کننده به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، رادیوگرافیهای پانورامیک 67 نفر از خانمهای مراجعه کننده به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد در سال 1383 با سن بیش از 35 سال که سالم و فاقد تاریخچه مصرف داروهای موثر بر متابولیسم استخوان بودند، بررسی شد و در آنها شاخص چانهای تعیین و ثبت گردید. از همه بیماران مورد مطالعه دانسیتومتری استخوان در مرکز توس به وسیله دستگاه Osteocore و روش DEXA در دو کانون گردن فمور چپ و ناحیه L2-L4(مهرههای دوم تا چهارم کمری) به عمل آمد. بیماران با توجه به معیار T-score به سه گروه طبیعی، استئوپنیک و استئوپوروتیک در هر کانون تقسیم شدند. دادههای به دست آمده با استفاده از آزمونهای ANOVA و ضریب همبستگی پیرسن تجزیه و تحلیل آماری شد.
یافتهها : میانگین شاخص چانهای بین گروههای طبیعی و استئوپنیک در ناحیه گردن فمور زنان مورد مطالعه اختلاف معنیداری را نشان داد (05/0P<). میانگین شاخص چانهای بین گروههای طبیعی و استئوپوروتیک و استئوپنیک و استئوپوروتیک در ناحیه L2-L4زنان مورد مطالعه اختلاف معنیداری را نشان داد (05/0P<). شاخص چانهای با T-score در ناحیه گردن فمور و ناحیه L2-L4 همبستگی معنیداری داشت (به ترتیب 33/0r= ، 32/0=r و 05/0P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که میتوان از شاخص چانهای استخوان مندیبل به عنوان ابزار مفیدی در تخمین وضعیت اسکلتال بیماران استفاده نمود. ولی بهکارگیری این شاخص به تنهایی برای بررسی دقیق وضعیت اسکلتال بیماران کافی نمیباشد.