132 نتیجه برای حمید
دکتر یحیی دادجو، دکتر حمیدرضا تقی پور، دکتر داود کاظمی صالح، دکتر یاشار محرم زاد، دکتر مجتبی هاشم زاده،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : ضایعات آترواسکلروتیک شریان کرونری قدامی نزولی چپ (LAD) به دلیل خونرسانی این شریان به بیش از 50درصد از بافت میوکارد بطن چپ همواره مورد توجه و بحث از نظر درمان مناسب بوده است. این مطالعه به منظور ارزیابی کارایی آنژیوپلاستی با تعبیه استنت (PTCA) در درمان این بیماران صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آیندهنگر 75 بیمار (31 مرد و 44 زن) مراجعه کننده به بیمارستان بقیه الله (عج) تهران با درگیری مجزای قسمت پروگزیمال شریان LAD که تحت PTCA قرار گرفته بودند، به مدت 9 ماه از نظر کارایی درمان انجام شده، مورد ارزیابی قرار گرفتند. تنگی آترواسکلروتیک شریان LAD در تمامی بیماران با استفاده از آنژیوگرافی ثبت گردید. کلیه بیماران قبل و 9 ماه بعد از انجام آنژیوپلاستی تحت تست ورزش با استفاده از پروتکل بروس قرار گرفتند. یافتهها : میانگین سنی بیماران 4/59 سال (محدوده 39 تا 83 سال) بود. در 73 بیمار (3/97درصد) آنژیوپلاستی با موفقیت همراه بود. در مدت زمان پیگیری 2 بیمار (7/2درصد) دچار تنگی مجدد شدند که یکی با آنفارکتوس میوکارد در روز سوم پس از PTCA و دیگری با اختلال در تست ورزش انجام شده 9 ماه بعد از PTCA مشخص گردید. برای هر دو بیمار استنتگذاری مجدد انجام شد و با حال عمومی مناسب ترخیص شدند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که پیشآگهی 9 ماهه بیماران با درگیری مجزای پروگزیمال شریان LAD که تحت درمان با PTCA قرار گرفته بودند، رضایتبخش بود. این روش درمانی وضعیت بالینی بیماران را بهبود داده و سبب کاهش عوارض ناشی از اقامت طولانیمدت بیماران در بیمارستان میشود.
دکتر محمدرضا مطیع، ناصر بهنامپور، دکتر حمید علینژاد،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
زمینه و هدف : در ایران تروما دومین علت مرگ و میر در تمام سنین بوده و سالیانه هزینه زیادی را بر سیستم بهداشت و درمان تحمیل میکند. ترومای شکم بخش عمدهای از تروماها را تشکیل میدهد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگیهای شخصی و آسیبشناسی بیماران مبتلا به ترومای غیرنافذ شکمی در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی گذشتهنگر ویژگیهای شخصی و آسیبشناسی 239 بیمار با ترومای غیرنافذ شکمی بستری در بخش جراحی مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان طی سالهای 84-1380 ثبت شد. یافتهها : از 239 نفر 197 نفر مرد (4/82درصد) و 42 نفر زن (6/17درصد) بودند که میانگین سنی 4/23 و میانگین مدت بستری 8/8روز داشتند. شایعترین علت ترومای غیرنافذ شکم حوادث ترافیکی بود. شایعترین اندام آسیبدیده طحال (118 نفر با 4/49درصد) و کبد (51 نفر با 3/21درصد) بود. 166 نفر (5/69درصد) همزمان دارای تروما در سایر نقاط بدن بودند. مرگ و میر 3/16 درصد و علت اصلی آن شوک هیپوولمیک بود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه با نتایج سایر مطالعات انجام شده در سایر نقاط ایران مشابهت دارد و لازم است در زمینه پیشگیری و کاهش حوادث ترافیکی در شهر گرگان برنامه کاملی طراحی گردد.
دکتر حمید شافی، مهرداد رفعتی رحیم زاده، دکتر ارسلان علی رمجی، دکتر زلیخا معززی،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده
کارسینومای آدرنال بیماری نادری است و پیشآگهی ضعیفی دارد. از نظر بالینی به صورت فونکسیونل و غیرفونکسیونل تقسیمبندی میشود. همچنین درمان کمکی شامل رادیوتراپی و شیمیدرمانی تنها برای ایجاد تسکین مفید است. هدف از این گزارش معرفی یک مورد آدرنوکارسینوما بزرگ غیرفونکسیون در مردی 46 ساله بود که به علت درد مبهم شکم و ارکید و اپیدیمیت درمانگاه بیمارستان شهیدبهشتی بابل در سال 1385 مراجعه کرده بود. در معاینه بالینی واریکوسل گرید III فیکس همراه با ارکید و اپیدیمیت چپ مشهود بود. سونوگرافی و سیتی اسکن یک ضایعه حجیم بر روی آدرنال سمت چپ دیده شد. آزمونهای عملکرد غده آدرنال انجام شد و طبیعی بود. بنابراین تشخیص آدرنوکارسینوما غیرفونکسیون داده شد. بیمار تحت جراحی آدرنالکتومی باز قرار گرفت. سپس به مرکز سرطانشناسی برای شیمی رادیوتراپی معرفی شد. متاسفانه بعد از شش ماه دچار متاستاز متعدد کبدی شد و یکسال بعد درگذشت.
دکتر شهریار سمنانی، دکتر غلامرضا روشندل، دکتر عباسعلی کشتکار، دکتر لیلی نجفی، دکتر تقی امیریانی، دکتر مهران فرج اللهی، دکتر عبدالوهاب مرادی، دکتر حمیدرضا جوشقانی، دکتر امیرحسین نوحی، دکتر نفیسه عبدالهی،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استرس یکی از عوامل مهم در ایجاد سندرم روده تحریکپذیر میباشد. مطالعات مختلف ارتباط بین سطح سرمی لپتین و استرس را نشان دادهاند. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط بین سطح سرمی لپتین و ابتلا به سندرم روده تحریکپذیر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی 80 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر و80 فرد سالم بررسی شدند. برای همه بیماران پرسشنامهای شامل اطلاعات دموگرافیک، سابقه پزشکی و پرسشنامه ارزیابی استرس تکمیل شد. سطح سرمی لپتین به روش ELIZA اندازهگیری و از آزمونهای آماری Chi-square، student t-test، pearson correlation ، logistic regressionبه منظور بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده شد.
یافتهها : میزان استرس در افراد مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر به طور معناداری بالاتر از افراد سالم بود (p<0.05) از طرف دیگر سطح سرمی لپتین به طور معناداری در این گروه پائینتر از گروه کنترل بود(p<0.05). آنالیز چندمتغیره لجستیک رگرسیون نشان داد که حتی با در نظرگرفتن اثر متغیرهایی مثل میزان استرس و شاخص توده بدن، میزان لپتین سرم در گروه مورد بهطور معنیداری کمتر از گروه شاهد است (Odd Ratio=0.9 , 95% CI 0.85-0.94).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بین لپتین سرم و ابتلا به سندرم روده تحریکپذیر ارتباط وجود دارد. نتایج این مطالعه بیانگر آن است که سطح سرمی لپتین در افراد مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر پائین میباشد و این یافته مستقل از سایر عوامل مخدوش کننده از جمله استرس، شاخص توده بدنی میباشد.
دکتر زهره مظلوم، فاطمه کاظمی، مهندس سیدحمیدرضا طباطبایی، هستی انصار،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : در سالهای اخیر کارآمدی رژیم کمچرب در درمان و پیشگیری از چاقی مورد سؤال قرار گرفته است. زیرا در رژیم غذایی کمچرب بهدلیل کاهش درصدچربی، درصد کربوهیدراتها افزایش مییابد که پیامد این جریان افزایش غلظت گلوکز و انسولین خون بعد از غذا میباشد و سبب افزایش ذخیره چربی در بدن میشود. همچنین مطالعاتی نیز به تاثیر رژیم با نمایه گلایسمی پایین در پیشگیری و درمان چاقی اشاره دارد. لذا این مطالعه به منظور بررسی تأثیر دو رژیم غذایی ایزوکالریک کمچرب و نمایه گلایسمی پایین در کاهش وزن، شاخص توده بدن، درصد توده چربی بدن و نسبت دور کمر به باسن در زنان چاق انجام گرفت.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 46 زن چاق با BMI بیشتر و یا مساوی 27، میانگین سنی 37.9±7.6 بهطور تصادفی به دو گروه رژیمی کمچرب و نمایه گلایسمی پایین تقسیم شدند و به مدت 6 هفته رژیم خاص گروه خود را دریافت کردند. هر دو هفته یکبار در طول مطالعه و در پایان شش هفته وزن ، توده چربی بدن و نسبت دور کمر به دور باسن تعیین شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی استودنت و تی زوجی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : وزن بدن، شاخص توده بدنی، دور کمر، دور باسن، نسبت دور کمر به باسن و ضخامت چین پوستی در نواحی چربی شکمی، چربی دو سر بازو، چربی زیر کتف، چربی سه سر بازو در هر گروه در ابتدا و انتهای مطالعه کاهش معنیداری داشت (p<0.05)، اما بین دو گروه رژیمی کمچرب و نمایه گلایسمی پایین اختلاف معنیداری یافت نشد. درصد توده چربی بدن در ابتدا و انتهای مطالعه در هر گروه و در بین دو گروه اختلاف معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که دو رژیم غذایی کمکالری کمچرب و نمایه گلایسمی پایین به یک نسبت در کاهش وزن بدن، شاخص توده بدن، نسبت دور کمر به باسن مؤثر میباشند.
دکتر حمید سعیدی ساعدی، دکتر محمدرضا قوام نصیری، دکتر مهدی سیلانیان طوسی، دکتر فاطمه همایی، دکتر سیده ستاره رودباری،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کارسینوم کولورکتال تقریباً 10درصد کل موارد سرطان را شامل میگردد. مرحله (Stage) بیماری مهمترین عامل تعیین کننده پیشآگهی بیمار است. این مطالعه به منظور ارزیابی اثر بعضی از عوامل پیشآگهی مفروض بر بقاء بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه همگروهی - گذشتهنگر، 76 بیمار (40 مرد ، 36 زن) مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم ارجاعی به بخش رادیوتراپی – انکولوژی بیمارستان امید مشهد طی سالهای 85-1380 بررسی شدند. تمام بیماران تحت رزکسیون جراحی قرار گرفتند. موارد با درگیری غددلنفاوی و یا T3-T4، رادیوتراپی و شیمیدرمانی اجوانت دریافت کردند. بقاء بدون بیماری از تاریخ تشخیص تا تاریخ عود بیماری به وسیله روش کاپلان - مایر تعیین شد. از آزمون Log-rank برای ارزیابی منحنی بقاء بین گروهها استفاده شد. آنالیز چندمتغیری (Multivariate) با استفاده از روش Cox Proportional Regression به اجراء درآمد.
یافتهها : 4 بیمار در مرحله 1، 34 بیمار در مرحله 2 و 38 بیمار در مرحله 3 بیماری بودند. 48بیمار تومورهای با تمایز خوب داشتند و 11 بیمار با علایم انسدادی مراجعه کردند. با متوسط زمان پیگیری 18ماه ، 17بیمار دچار عود شدند. بقاء 3ساله برای تمام بیماران 2/68درصد تعیین شد. درصد بقاء 3ساله برای مرحله 1 و مرحله 2 در قیاس با مرحله 3 ، بیماران بدون علایم انسدادی در قیاس با بیماران با علایم انسدادی، بیماران با سن بالاتر از50سال در قیاس با بیماران کمتر از 50 سال و بیماران با تمایز خوب در قیاس با بیماران با تمایز متوسط یا ضعیف به طور معنیداری بهتر بود (P<0.05). جنس و محل تومور اثر عمدهای بر بقاء نداشت. در آنالیز چندمتغیری تنها مرحله بیماری به عنوان تعیین کننده عمده بقاء باقی ماند (P<0.05).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مرحله بیماری مهمترین عامل تعیین کننده بقاء در بیماران با آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم میباشد. هرچند بیماران کمتراز50سال، تومورهای با تمایز متوسط یا ضعیف، و وجود علایم انسدادی نیز با کاهش بقاء در محاسبات تکمتغیری همراه بودند؛ ولی در آنالیز چندمتغیری فاقد تاثیر بود.
دکتر ناصر آقا محمد زاده، دکتر فرزاد نجفی پور، دکتر امیر بهرامی، دکتر میترا نیافر، دکتر لیلا بگلر، دکتر حمیده حاجی اقراری، دکتر اکبر علی عسگرزاده، دکتر مجید مبصری،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استئوپروز شایعترین بیماری متابولیک استخوان است که با کاهش استحکام استخوان مشخص میشود. این مطالعه به منظور ارزیابی فراوانی عوامل مؤثر در کاهش تراکم استخوان وعلل ثانویه مؤثر در ایجاد استئوپروز انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 105 بیمار (76 زن و 29 مرد) مبتلا به کاهش تراکم استخوان که طی سالهای 85-1382 به درمانگاه غدد بیمارستان سینای تبریز مراجعه نمودند؛ انجام شد. تاریخچه بیماری و یافتههای آزمایشگاهی بررسی و نتایج با نرمافزار آماریSPSS-14 و آزمون آماری کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها : از 105 بیمار مبتلا به کاهش تراکم استخوان 55درصد استئوپروز و 45درصد استئوپنی داشتند. میزان دریافت روزانه کلسیم در 8/63درصد بیماران کمتر از mg400، در 9/31درصد بیماران بین 400 تا mg1000 و در 4/3درصد بیماران بالاتر از mg1000بود. متوسط کلسیم سرم بیماران 9.5±0.6 mg/dlبود. متوسط غلظت سرمی ویتامینD 45±37.1 nmol/l بود و 2/61درصد بیماران درجاتی از کمبود ویتامینD داشتند. 3/33درصد بیماران دارای استئوپروز ثانویه بودند. بیمارانی که استئوپروز اولیه داشتند؛ 3/11درصد مبتلا به هیپرکلسیوری بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کاهش تراکم استخوانی در زنان بیشتر بود و میزان دریافت موثر کلسیم در این بیماران کم بوده است. لذا با مصرف غذاهای سرشار از کلسیم و غنیسازی مواد غذایی با ویتامین D تا حدود زیادی از ایجاد و پیشرفت استئوپروز جلوگیری خواهد شد.
دکتر حمیدرضا هنرمند، دکتر فریبرز منصور قناعی، دکتر آبتین حیدرزاده، دکتر مهدی آسمار،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : لپتوسپیروز یک بیماری مشترک انسان - حیوان شایع در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری است و در استان گیلان آندمیک میباشد. معمولاً در هر منطقه آندمیک، تعداد اندکی از سروتایپها شایع هستند و شناسایی آنها به شناسایی مخزن و یا مخازن اصلی کمک میکند. این مطالعه به منظور جداسازی لپتوسپیراها از آب شالیزارها، کانال و رودخانههای ناحیه شرق منطقه جلگهای استان گیلان و به منظور شناسایی گونهها و زیرگونههای بومی انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی مقطعی نمونهبرداری از آبهای سطحی شهرستانهای استان گیلان در فاصله زمانی خرداد تا پایان شهریور سال 1385 انجام شد. مقدار 2 میلیلیتر از آب فیلتر شده هر نمونه در محیط کشت مایع EMJH حاوی 5-فلورواروسیل تلقیح شد و در دمای 30 درجه سانتیگراد در انکوباتور قرار داده شد و هر 2 هفته یک بار با میکروسکوپ زمینه تاریک مورد مشاهده قرار گرفت. موارد مثبت با استفاده از 30 نوع آنتیسرمهای ضدسویههای استاندارد شناسایی شدند. یافتهها : در مجموع 320 نمونه بررسی شد. 47 نمونه مثبت و 273 نمونه منفی شدند. هویت گونهای و زیرگونهای ایزولههای مشخص شده به ترتیب شامل گونه ساپروفیت بیفلکسا شامل سروگروپهای آندامانا و سمارانگا و گونههای بیماریزا شامل اینتروگانس، کیرشنری و بورگ پترسنی بودند که سروگروپهای ایکتروهموراژی، پومونا، سجروئه، هارجو، کانیکولا و گریپو تیفوزا را شامل میشدند. در این مطالعه سروگروپهای غیربیماریزا در همه انواع آبهای سطحی مطالعه شده؛ یافت شدند. ولی سروگروپهای بیماریزا تنها از شالیزارها جدا شدند. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه با شیوع بالای لپتوسپیروز در نواحی روستایی و در فصل شالیکاری در این منطقه مطابقت داشت. رفتوآمد زیاد جوندگان و حیوانات اهلی در شالیزارها و نیز بالا رفتن دما و اسیدیته آب شالیزارها میتواند؛ سبب حضور گونهها و زیرگونههای بیماریزا در شالیزارها شود.
حمید حجتی، شمس الملوک جلال منش، دکتر محمد فشارکی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : کار در شیفت شب اثرات منفی فیزیکی، روانی و اجتماعی روی زندگی فردی پرستاران دارد و در ساعات طولانی کار، سلامت آنها را به مخاطره میاندازد. این مطالعه به منظور بررسی اثر بیخوابی بر سلامت عمومی پرستاران شیفت شب شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی 124 پرستاری که شرایط ورود به مطالعه را داشتند؛ به صورت سرشماری از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان گلستان طی سال 1387 انتخاب شدند. دادهها در یک پرسشنامه حاوی مشخصات فردی و دو پرسشنامه در ارتباط با اثر بیخوابی و سلامت عمومی (GHQ-28) ثبت گردید. یافتهها : اثر بیخوابی به ترتیب در بیشترین و کمترین واحدهای مورد پژوهش 6/55 درصد و 4/2 درصد و میزان بیخوابی (9+-58) در حد متوسط بود. بیشترین درصد (6/60 درصد) سلامت عمومی مطلوب و کمترین درصد (5/2 درصد) سلامت عمومی نامطلوب داشتند. اثر بیخوابی بر سلامت عمومی پرستاران از نظر آماری معنیداری بود (P<0.05) و با افزایش اثرات بیخوابی، سلامت عمومی کاهش مییافت. همچنین بین اثر بیخوابی با سن، سابقه کار و تعداد شیفت شب ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). به طوری که با افزایش سن، سابقه کار و تعداد شیفت شب میزان اثرات و عوارض بیخوابی کمتر میشد. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیخوابی در پرستاران سبب کاهش سلامت عمومی میگردد. لذا برنامهریزی در راستای بهبود کیفیت خواب پرستاران ضروری است.
دکتر منصور مقیمی، حمیدرضا سلطانی، احسان فتوحی، دکتر محسن تقوی شوازی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
ظهور استروما در لوله رحمی با شیوعی بسیار کمتر از استرومای تخمدان رخ میدهد. در این مقاله زنی 63 ساله معرفی شده است که با تورم شکم در ناحیه دور ناف و سوپراپوبیک همراه با کاهش وزن و یبوست مکرر در طی پنج سال گذشته به بیمارستان شهیدصدوقی یزد در سال 1386 مراجعه نمود. در سونوگرافی توده بزرگ (122×177 میلیمتر) و در سیتیاسکن توده بیضی و حجیم به ابعاد 15×21×21 سانتیمتر در شکم و در محاذات خط وسط دیده شد. بیمار لاپاراتومی شد و در بررسی آسیبشناسی توده مذکور استرومای تخمدان با تراتوم کیستیک بالغ به همراه استرومای لوله و استروموز صفاق گزارش شد. تظاهرات ویژه استرومای لوله در این نمونه همراهی آن با استرومای تخمدان و وژتاسیونهای متعدد وزیکولی در کلدوساک، پریتوئن و ناحیه مثانه بود. این گزارش از موارد بسیار نادر همراهی این دوگونه از استروما تخمدان و لوله رحمی با استروموزیس میباشد.
دکتر مهدی صائب، دکتر سعید نظیفی، مهسا ثابت، دکتر حبیب اله ناظم، دکتر حمیدرضا قیصری، سعیده صائب، جعفر جلائی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مصرف چربیهای غیراشباع مانند روغن پسته وحشی سبب کاهش سطح سرمی لپتین میشود. با توجه به نقش محوری هورمون لپتین و هورمونهای تیروئیدی در متابولیسم، این مطالعه به منظور تعیین اثر خوراکی روغن پسته وحشی بر میزان لپتین سرم و ارتباط آن با هورمونهای تیروئیدی در موش صحرایی نر مبتلا به پرکاری تجربی تیروئید انجام شد. روش بررسی : این مطالعه تجربی روی 30 سر موش صحرایی نر بالغ سفید نژاد Sprague Dawely با میانگین وزن 220 گرم انجام شد. برای ایجاد پرکاری تجربی تیروئید از لوتیروکسین با غلظت 12 میلیگرم در لیتر در آب خوراکی به مدت یک ماه استفاده گردید. حیوانات بهطور تصادفی به 5 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان کنترل 1 طبیعی در طول دوره مطالعه فقط رژیم غذایی معمولی و آب معمولی و گروه دوم به عنوان کنترل 2 رژیم غذایی معمولی به اضافه لوتیروکسین دریافت نمودند. گروههای 3 ، 4 و 5 بهترتیب میزان 5درصد ، 10درصد و 20درصد روغن پسته وحشی در جیره غذایی همراه با لوتیروکسین در آب را دریافت نمودند. طول دوره مطالعه یک ماه بود. هر ده روز یکبار از حیوانات خونگیری به عمل آمد. سطح سرمی هورمونهای T4 ، T3 ، fT4 و fT3 و لپتین با روش RIA و الیزا و سطح سرمی لیپیدها به روش آنزیمی اندازهگیری شد. یافتهها : هورمونهای تیروئیدی، چربیها و لپتین سرم موشهای صحرایی گروه کنترل در هیچیک از روزهای آزمایش اختلاف آماری معنیداری را نشان نداد. غلظتهای سرمی fT3, fT4, T3, T4 درگروه دوم، fT3, fT4, T4 در گروه سوم، T4 در گروه چهارم در طول دوره آزمایش و T4 در گروه پنجم در برخی روزها افزایش معنیدار نشان داد (P<0.05). غلظت لپتین سرم بهطور معنیداری در طول دوره آزمایش در گروههای سوم تا پنجم کاهش یافت (P<0.05) و چربیهای سرم تفاوتهای آماری معنیداری را در روزهای مختلف آزمایش در گروههای دوم تا پنجم نشان نداد؛ ولی نسبت HDLc/LDLc افزایش یافت. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که میزان هورمونهای T3 ، T4 ، fT3 و fT4 در روز 30 مطالعه در گروههای دریافتکننده عصاره پسته وحشی و لووتیروکسین در مقایسه با گروه دریافت کننده لووتیروکسین به تنهایی، کاهش داشت. همچنین مصرف خوراکی روغن پستهوحشی سبب افزایش نسبت HDLc/LDLc در گروههای آزمایشی شد.
ابوالفضل نیک فرجام، دکتر پروانه شکرانی، دکتر حمید امامی، شهرام منادی، الهام گنجعلی خان حاکمی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : لزوم وجود برنامههای دورهای کنترل کیفیت در آنکولوژی تابشی توسط سازمانهای مختلفی نظیر AAPM ، ACR ، ACMP و ESTRO توصیه شده است. یکی از بهترین روشهای انجام کنترل کیفیت انجام دزیمتری in vivo در حین پرتودرمانی میباشد. این مطالعه به منظور طراحی پروتکلی ساده برای دزیمتری in vivo در پرتودرمانی تومورهای سر و گردن با استفاده از تصویربرداری پورتال انجام گردید.
روش بررسی : در این مطالعه Case Series دز خط میانی به صورت in vivo و همراه با تصویربرداری پورتال روی 19 بیمار مبتلا به تومورهای سروگردن تحت درمان با دستگاه کبالت-60 مراجعه کننده به بخش پرتودرمانی بیمارستان سیدالشهداء اصفهان طی ماههای مرداد و آذر 1386؛ اندازهگیری شد. توزیع دز ورودی و خروجی با استفاده از دو دیود و نسبتهای خارج از محور و تصویربرداری پورتال به همراه کد کاربری نوشته شده به زبان MATLAB برای تبدیل شدت نوری فیلم به دانسیته نوری تعیین گردید. با استفاده از مقادیر دز ورودی و خروجی و با بهکارگیری الگوریتم هوسکین، دز در طول خط میانی در فواصل یک سانتیمتری بهدست آمد.
یافتهها : دز خط میانی در 165 نقطه اندازهگیری شد. میانگین و انحراف معیار بین دز اندازهگیری شده و دز تجویز شده در حدود 3.61±4.27 درصد به دست آمد. همچنین در 110 نقطه (66.66 درصد) میزان انحراف کمتر از 5درصد (1.37±2.27) ، در 41 نقطه (24.84 درصد) بین 5 درصد و 10 درصد (1.2±6.51) و در 14 نقطه (8.48 درصد) بیش از 10 درصد (2.34±13.37) تعیین گردید. بیشترین و کمترین میزان انحراف به ترتیب در مرکز میدان درمان (1.63±2.6) و در فاصله 5 سانتیمتری از مرکز میدان (4.86±7.24) و برای میدانهایی با ابعاد 14 سانتیمتر (3.53±5.08) و 8 سانتیمتر (2.13±2.95) محاسبه شد.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که استفاده از آشکارساز پورتال به همراه دو دیود روشی ساده و دقیق برای کنترل کیفیت روزانه درمان در پرتودرمانی میباشد. دادههای بهدست آمده از این روش را برای بررسی دقت مراحل درمان شامل تعیین خروجی ماشین درمان، کنترل کیفیت سیستم طراحی درمان و صحت محاسبات و تنظیم بیمار میتوان مورد ارزیابی قرار داد.
دکتر حمیدرضا هنرمند، لیلا خیاط، دکتر فریبرز منصور قناعی، دکتر مرتضی رهبر طارمسری،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : لپتوسپیروز یک بیماری مشترک انسان - حیوان شایع در سراسر جهان به ویژه در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری از جمله در ناحیه جلگهای استان گیلان است که توسط گونههای بیماریزای لپتوسپیراها بهوجود میآید. تعیین هویت لپتوسپیراها با سروتایپینگ توسط روش MAT پرهزینه، وقتگیر و پیچیده است و روشهای ملکولی میتوانند؛ جایگزین شوند. این مطالعه به منظور جداسازی لپتوسپیراهای بیماریزا از خون بیماران و تشخیص و تایپینگ آنها به روش PCR-RFLP در استان گیلان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی ، بیماران بستری شده در بخشهای اورژانس، داخلی و عفونی بیمارستان رازی رشت که تشخیص بالینی لپتوسپیروز داشتند؛ از ابتدای اردیبهشت تا پایان مرداد 1387 بررسی شدند. کشتهای مثبت با روش فنل-کلروفرم مورد استخراج DNA قرار گرفتند. PCR با استفاده از دو جفت پرایمر G1 و G2 و B64-I و B64-II انجام شد. محصول PCR حاصل از پرایمرهای G1 و G2 با آنزیم DdeI و محصول PCR حاصل از پرایمرهای B64-Iو B64-II با آنزیم hinf I برش داده شدند و الکتروفورز گردیدند و الگوی باندی آنها با الگوهای مربوط به سویههای استاندارد مقایسه وتعیین هویت شد.
یافتهها : 65 مورد از مجموع 107 نمونه کشت داده شده؛ مثبت گردیدند. 56 نمونه با پرایمرهای G1 و G2 جواب دادند که به گونههای اینتروگانس و بورگ پترسنی متعلق بودند و 9 مورد نیز با پرایمرهای B64-I و B64-II پاسخ دادند که همگی به گونه کیرشنری متعلق بودند.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که اکثریت لپتوسپیراها در این منطقه از گونههای اینتروگانس و بورگ پترسنی میباشند. با توجه به مشکلات متعدد در سروتایپینگ لپتوسپیراها، روش PCR-RFLP برای تعیین هویت و مطالعه ساختارهای یک جمعیت داخل گونهای مفید میباشد و استفاده مستقیم از آن برای نمونههای بالینی و تشخیص سریع و تعیین هویت ، کاربرد دارد.
علیرضا شریعتی، دکتر محمد موجرلو، مسلم حسام، عین ا.. ملایی، علی عباسی، حمید آسایش، آسیه خلیلی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : همودیالیز رایجترین روش درمان جایگزینی نارسایی مزمن کلیه بهشمار میرود. دیالیز ناکافی سبب افزایش مرگ ومیر بیماران میشود. لذا تعیین کفایت دیالیز در این بیماران از اهمیت زیادی برخوردار است. این مطالعه به منظور تعیین کفایت همودیالیز و رابطه آن با متغیرهای دموگرافیک بیماران با نارسایی مزمن و غیرقابل برگشت کلیه با معیار kt/v (Clearance Time Volume) و URR (urea reduction ratio) در مرکز آموزشی درمانی 5آذر گرگان انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی از 113 بیمار تحت همودیالیز دائم مرکز آموزشی درمانی 5آذر گرگان که سابقه حداقل سه ماه و بیش از یک بار دیالیز در هفته داشتند؛ به روش سرشماری، نمونه خون قبل و بعد از انجام دیالیز طی سال 1387 تهیه گردید. سطح سرمی BUN قبل ازشروع همودیالیز و نیز در فاصله 5 دقیقه پس از خاموش کردن پمپ از مسیر شریانی اندازهگیری شد. سپس kt/v بیماران با استفاده از فرمول Daugirdas II اندازهگیری شد و رابطه آن با وزن، جنس، سطح تحصیلات، مدت زمان هرجلسه دیالیز، سرعت جریان خون، TMP -Terans Membran Presure- و Kuf -Clearance Ultrafiltration- فیلتر، بیماری زمینهای، تعداد دفعات دیالیز و روش دستیابی به عروق محاسبه گردید. دادهها توسط نرمافزار SPSS-13 و آزمونهای آماری تی، کای دو، فیشر و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها : متوسط سابقه همودیالیز 37 ماه و میانگین سن بیماران 42±51.6 سال بود. 77.9 درصد از افراد مورد مطالعه با توجه به معیار kt/v و URR ، دیالیز موثر داشتند. با وجود این که دوز تحویلی دیالیز از میزان استاندارد کمتر بود؛ اما تفاوت معنیدار آماری با میزان استاندارد مشاهده نشد. بین میزان کفایت دیالیز با مدت زمان هر جلسه دیالیز ، تعداد دفعات دیالیز در هفته ، سرعت جریان خون و روش دستیابی به عروق ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05)؛ اما بین میزان کفایت دیالیز با وزن ، جنس ، تحصیلات ، TMP ، بیماری زمینهای و ku/f صافی ارتباط آماری معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که کفایت دیالیز در گرگان در مقایسه با مطالعات انجام شده در دیگر نقاط کشور از وضعیت بهتری برخوردار میباشد.
دکتر سیما بشارت، مهسا بشارت، دکتر آزاده اخوان ماسوله، دکتر علی جباری، دکتر حمیدرضا یزدی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : استفاده از مواد مخدر برای آرامبخشی یا بهبود اسهال و سرفه موجب یک مشکل بهداشتی عمده در جامعه شده است. این ماده منجر به مسمومیت شدید و حتی مرگ میگردد. این مطالعه به منظور تعیین مسمومیت با تریاک و مشتقات آن در کودکان زیر پنجسال استان گلستان انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی با همکاری کمیته عوارض جانبی داروها در دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد. کودکان زیر پنج سالی که به دلیل مسمومیت با تریاک و مشتقات آن در بیمارستانهای کودکان استان گلستان طی ششماهه دوم سال 1385 پذیرش یا بستری شده بودند؛ وارد مطالعه شدند. پرسشنامه طراحی شده توسط اعضای آموزش دیده کمیته عوارض جانبی داروها تکمیل گردید. دادهها به وسیله نرمافزار SPSS-13 و با آزمون آماری کایدو و تست دقیق فیشر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافتهها : در این مطالعه 67 کودک بررسی شدند. کمترین سن 6 روز و بالاترین سن 5 سال بود. در 41.3 درصد موارد، مادران تریاک و مشتقات آن را به کودک داده بودند. 4 مورد مرگ نیز مشاهده شد. 61.2 درصد از کودکان مسموم ساکن مناطق روستایی بودند. بیش از 80درصد والدین دارای سطح سواد زیردیپلم بودند. نوع خالص تریاک 63.6 درصد موارد مصرفی را تشکیل داده بود. اسهال یا بیقراری کودک علت اصلی مصرف تریاک و مشتقات آن بود. نتیجهگیری : با مقایسه تعداد مسمومین زیر 5 سال با تریاک در این منطقه نسبت به دیگر مطالعات مشابه و نیز فراوانی مرگ به همین دلیل؛ توصیه میشود در مسمومیتهای کودکان منطقه که شرح حال والدین مبهم بوده و کودک دچار کاهش سطح هوشیاری است؛ مسمومیت با تریاک با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.
دکتر سپیده بخشنده نصرت، دکتر حمیدرضا بذرافشان، دکتر رامین آذرهوش، دکتر شرابه هزارخوانی، دکتر مریم السادات میرکریمی، دکتر ندا مختاری، دکتر سیما بشارت، مصطفی قربانی،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : اثرات زیانبار بیماریهای تیروئید در دوران بارداری روی سیر بارداری و رشد جنین به اثبات رسیده است. بیماریهای خودایمنی تحت بالینی تیروئید میتوانند منجر به دو برابر شدن شانس زایمان زودرس, سقط و نیز تیروئیدیت پس از زایمان شوند. این مطالعه به منظور مقایسه میزان عملکرد و خودایمنی تیروئید در زنان باردار مبتلا و غیرمبتلا به گواتر انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی روی 100 زن باردار مبتلا به گواتر (گروه مورد) و 100 زن باردار غیرمبتلا به گواتر (گروه شاهد) مراجعه کننده به درمانگاه مرکز آموزشی درمانی دزیانی گرگان طی تابستان 1384 انجام شد. از هر زن 5 میلیلیتر خون برای تعیین مقادیر هورمونهای تیروئیدی (T3, T4, TSH, T3RUP) و آنتیبادیهای ضدتیروئید (Anti TG, Anti TPO) گرفته شد. هورمونهای تیروئیدی به روش IRMA و آنتیبادیها با روش الیزا اندازهگیری شدند.
یافتهها : از 100 زن باردار مبتلا به گواتر 34% اندازه تیروئید حدود سه برابر طبیعی و 66% اندازه تیروئید حدود دو برابر طبیعی داشتند. Anti TPO در 36% زنان باردار مبتلا به گواتر و در 16% زنان غیرمبتلا به گواتر بالاتر از حد طبیعی بود. Anti TG در 9% از زنان باردار مبتلا به گواتر و 4% زنان غیر مبتلا به گواتر از حد طبیعی بالاتر بود. میانگین TSH در گروه مورد و شاهد در محدوده طبیعی و به ترتیب microU/ml 1.81±1.33 و microU/ml 1.84±1.4 بود. میانگین غلظت Anti TPO و Anti TG در گروه مورد U/ml 373.91±197.37 و U/ml 248.8±70.59 و در گروه شاهد U/ml 79.52±63.97 و U/ml 248.8±70.59 تعیین شد.
نتیجهگیری : با توجه به مشاهده اختلالات عملکرد و اتوایمونیته تیروئید در 20% جمعیت سالم مورد مطالعه و در 45% افراد مبتلا به گواتر، بهتر است که بررسی عملکرد و آنتیبادیهای ضدتیروئید در تمامی زنان باردار سالم، بدون علامت و مبتلا به گواتر برای جلوگیری از عوارض جنینی مادری انجام شود.
کتایون جلالی آریا، فاطمه ناهیدی، صدیقه امیر علی اکبری، دکتر سید حمید علوی مجد،
دوره 12، شماره 3 - ( پاييز 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : نوجوانی دوره پرتلاطمی است که تغییرات جسمانی، جنسی و روانی زیادی را در بردارد .لذا محققین معتقدند که نوجوانان در دوران بلوغ باید از آگاهیهای لازم این دوره بحرانی مطلع گردند؛ زیرا ناآگاهی و بیاطلاعی آنان امکان بروز انحرافات و لغزشهای جنسی را بیشتر میکند. این مطالعه به منظور تعیین زمان و روش مناسب آموزش بهداشت باروری به دختران از دیدگاه والدین و معلمان شهر گرگان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه توصیفی 400 والد (200 زوج) و 50 معلم دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه شهرگرگان طی سال 1382 به روش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه مشتمل بر دو بخش خصوصیات دموگرافیک و نظرسنجی که خود شامل سه مبحث لقاح و حاملگی، تنظیم خانواده و ایدز و بیماریهای مقاربتی بود؛ دادهها جمعآوری شدند. برای تعیین فراوانی و درصد دادهها از آمار توصیفی با استفاده از نرمافزار SPSS-9 استفاده شد. یافتهها : 43.5% از مادران و 38.5% پدران بهترین زمان آموزش لقاح و حاملگی را هنگام ازدواج و 46درصد از معلمان بهترین زمان را سال سوم و پیشدانشگاهی ذکر کردند. 55 درصد والدین و 56 درصد معلمان زمان مناسب برای آموزش تنظیم خانواده را هنگام ازدواج مناسب دانستند. 32 درصد معلمان بهترین زمان را برای آموزش ایدز و بیماریهای مقاربتی سال سوم دبیرستان و دوره پیشدانشگاهی ذکر نمودند. همچنین 30.7% پدران و 38درصد معلمان، سال اول و دوم دبیرستان را زمان مناسب برای آموزش عنوان نمودند. 45 درصد مادران و 44 درصد معلمان مناسبترین روش آموزش را مراجعه نوجوان به مامای حاضر در مدرسه بیان کردند. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که بیشتر والدین و معلمان با آموزش بهداشت باروری در دوران دبیرستان و هنگام ازدواج موافق بوده و مناسبترین روش اطلاعرسانی را تدریس در مدرسه و حضور ماما در مدارس به عنوان مشاور ذکر کردند.
دکتر عباسعلی وفایی، حسین میلادی گرجی، دکتر حمیدرضا مقیمی، دکتر محمود عامری،
دوره 12، شماره 4 - ( زمستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : اثرات ضددردی، ضدالتهابی، ضد تب و شل کننده عضلات صاف در گونههای کاسیا مشخص شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره آبی میوه گیاه فلوس بر دوره خواب و سطح اضطراب موش کوچک آزمایشگاهی انجام گردید. روش بررسی : در این مطالعه تجربی از 80 سر موش کوچک نر نژاد آلبینو به وزن 30- 25 گرم استفاده شد. حیوانات بهصورت تصادفی در 8گروه دهتایی (شش گروه آزمایشی و دو گروه کنترل) قرار گرفتند. برای ارزیابی دوره خواب از روش ارزیابی خواب به روش رفتاری (Angel) استفاده گردید و حیوانات در سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. برای ارزیابی سطح اضطراب, حیوانات به سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند و از ماز بهعلاوهای مرتفع استفاده گردید و به مدت 5دقیقه شاخصهای استاندارد ارزیابی اضطراب (تعداد ورود و مدت زمان سپری کردن در بازوی باز) از طریق مشاهده در آنها بررسی و ثبت گردید. به گروههای آزمایش سه دوز عصاره آبی میوه گیاه فلوس (250، 500 و1000 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن) و در گروه کنترل سالین به صورت داخل صفاقی تزریق شد. یافتهها : نتایج نشان داد که عصاره آبی میوه گیاه فلوس در هر سه دوز به طور قابل توجهی دوره خواب را در مقایسه با گروه کنترل افزایش میدهد [F(3, 39)=23.19, P<0.05)]. همچنین دوز 250 و 500 میلیگرم عصاره آبی میوه گیاه فلوس در مقایسه با گروه کنترل به طور معنیداری موجب افزایش تعداد ورود [F (3, 39) = 24.21, P<0.05)] و مدت زمان سپری شده [F (3, 39) = 15.55, P<0.05)] در بازوی باز ماز بهعلاوهای مرتفع گردید. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که عصاره آبی میوه گیاه فلوس باعث افزایش دوره خواب و کاهش سطح اضطراب در موش میگردد.
دکتر مجید محمودی، دکتر اصغر آقامحمدی، دکتر حمید قادری، دکتر آنا عیسائیان، دکتر موسی زرگر، دکتر علی خاجی، دکتر نیما رضائی، کورس دیوسالار، دکتر محمدعلی محققی،
دوره 12، شماره 4 - ( زمستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماران فاقد طحال در خطر ابتلاء به عفونت باکتریهای کپسولدار نظیر استرپتوکوک پنومونی میباشند و تزریق واکسن پلی ساکارید پنوموکوکال (Pneumovax 23) توصیه شده است. این مطالعه به منظور تعیین پاسخ ایمنی هومورال نسبت به آنتیژنهای واکسن پلیساکارید پنوموکوکال در بیماران طحالبرداری شده به علت ترومای طحال و یا ابتلاء به بیماری ترومبوسیتوپنی مزمن انجام شد. روش بررسی : این مطالعه مورد شاهدی قبل از عمل طحالبرداری روی دو گروه از بیماران شامل 15 بیمار (11 مرد و 4 زن) ناشی از ترومای طحال و 20بیمار (10 مرد و 10 زن) مبتلا به ترومبوسیتوپنی مزمن (ITP) که به بیمارستانهای ابنسینا و مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران طی اردیبهشت 1386 لغایت مهر 1387 مراجعه نموده بودند؛ انجام شد. 40 فرد سالم مراجعه کننده به مرکز آسم و ایمونولوژی مرکز طبی کودکان که برای پیشگیری از ابتلاء به عفونتهای پنوموکوکی توسط واکسن پلیساکارید پنوموکوکال واکسینه شده بودند؛ به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. به تمامی افراد سه گروه واکسن پلی ساکارید پنوموکوکال تزریق گردید. رقت آنتیبادیهای IgG و IgG2 که به آنتیژنهای واکسن اختصاص داشتند؛ در سرم خون بیماران قبل از واکسیناسیون و 4 هفته بعد از واکسیناسیون با روش الیزا اندازهگیری گردید. از آزمون آماری تی برای مقایسه دو گروه و آزمون رگرسیون برای تعیین همبستگی دو متغیر استفاده شد. یافتهها : بعد از واکسیناسیون، میانگین آنتیبادی IgG و یا IgG2 تولید شده علیه آنتیژنهای واکسن در گروه بیماران ITP به طور معنیداری کمتر از گروه شاهد و یا گروه تروما بود (P<0.05). در گروه تروما رقت آنتیبادی IgG و یا IgG2 تولید شده در مقایسه با گروه شاهد تفاوت معنیداری نداشت. از 20 بیمار مبتلا به ITP مورد مطالعه 9 نفر (45%) پاسخ ایمنی ضعیفی نسبت به آنتیژنهای واکسن نشان دادند. نتیجهگیری : نتایج این مطالعه نشان داد که 45% از بیماران طحالبرداری شده مبتلا به ترومبوسیتوپنی مزمن، نسبت به آنتیژنهای باکتری استرپتوکوک، ضعف ایمنی هومورال دارند.
سیده صدیقه حسینی، دکتر شهلا رودبار محمدی، دکتر حمیدرضا جوشقانی، مهدی اسکندری،
دوره 12، شماره 4 - ( زمستان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف : کاندیدا آلبیکنس قارچی فرصت طلب است که در بیماران مبتلا به دیابت و ایدز به شکل پاتوژن در میآید. این قارچ طیف گستردهای از عفونتها از قبیل عفونتهای سطحی پوست و مخاط تا عفونتهای عمیق بافتی را در برمیگیرد. در این مطالعه اثر ضدقارچی نانو ذره اکسید روی و عامل سدیم دودسیل سولفات بر مهار رشد سویه استاندارد کاندیداآلبیکنس در مقایسه با داروی فلوکونازول بررسی شد. روش بررسی : در این مطالعه آزمایشگاهی اثرات ضدقارچی نانوذره اکسیدروی و سدیم دودسیل سولفات بر کاندیدا آلبیکنس استاندارد با روش میکروبراث دایلوشن در دو محیط جامد و مایع ارزیابی شد. در طی آزمایشهای In Vitro مقادیر حداقل غلظت ممانعتکنندگی از رشد (MIC) برای مهارکنندگان مزبور براساس شمارش تعداد کلنیهای قارچ در مقایسه با گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها : محدوده MIC برای نانوذره اکسیدروی 296-1.013 میکروگرم بر میلیلیتر، سدیم دودسیل سولفات 0.56-0.001 میکروگرم بر میلیلیتر و داروی فلوکونازول 128-0.062 میکروگرم بر میلیلیتر تعیین گردید. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که نانوذره اکسیدروی اثر ضدقارچی داشته و میتواند به عنوان گزینه مناسبی برای حذف کاندیداآلبیکنس در حیطه پزشکی به ویژه در ارتباط با وسایل پزشکی استفاده گردد.