[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations86963064
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
132 نتیجه برای حمید

سیمین تعاونی، ندا ناظم اکباتانی، اشرف الدین گوشه گیر، حمید حقانی،
دوره 17، شماره 4 - ( زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : زنان در دوران یائسگی از نظر جسمانی و روانی دچار تغییرات زیادی می‌شوند که ممکن است اثر منفی بر کیفیت زندگی آنها داشته باشد. لذا اداره این مرحله از زندگی اهمیت به سزایی دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کپسول خوراکی آفرودیت بر نشانه‌های جسمانی زنان یائسه انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی سه سویه کور 63 زن یائسه به طور تصادفی در دو گروه مداخله (31 نفر) و کنترل (32 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله یک ماه کپسول آفرودیت حاوی 40 میلی‌گرم میوه خارخاسک، 27.12 میلی‌گرم زنجبیل، 33 میلی‌گرم زعفران و 11میلی‌گرم دارچین (روزی دو عدد به مدت یک ماه) و گروه کنترل دارونما (کسپول حاوی نشاسته) را مصرف نمودند. نشانه‌های جسمانی یائسگی شامل گرگرفتگی و تعریق شبانه، ناراحتی قلبی شامل تپش قلب، افزایش ضربان قلب، فشردگی قفسه سینه، مشکلات خواب شامل مشکل در به خواب رفتن، مشکل در طول خواب، زود بیدار شدن و ناراحتی عضلانی - مفصلی شامل درد مفاصل و مشکلات روماتیسمی با استفاده از معیار سنجش یائسگی مورد سنجش قرار گرفت. یافته‌ها : پس از اتمام مطالعه در گروه‌های مداخله و کنترل میانگین نمره گرگرفتگی به ترتیب 0.1±1.29 و 0.6±3.1، میانگین نمره مشکلات خواب به ترتیب 0.2±1.81 و 3.1±2.81 و میانگین نمره ناراحتی عضلانی – مفصلی به ترتیب 0.1±1.03 و 1.2±2.81 تعیین شد (P<0.05). نمره ناراحتی قلبی در گروه آفرودیت کاهش آماری معنی‌داری نشان نداد. نتیجه‌گیری : کپسول خوراکی آفرودیت سبب کاهش گرگرفتگی، مشکلات خواب و ناراحتی عضلانی - مفصلی زنان یائسه می‌گردد.
آتنا شمس، حمیدرضا طاهری، کریم نیکخواه،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : مولتیپل اسکلروزیس یکی از شایع‌ترین بیماری‌های نورولوژیک پیشرونده در افراد جوان بالغ است. این بیماری منجر به ایجاد پلاک‌های دمیلینه در ماده سفید دستگاه عصبی مرکزی شده و علایم نورولوژیکال را به‌وجود می‌آورد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته برنامه تمرینی منتخب همراه با دستورالعمل‌های توجه درونی و بیرونی بر تعادل ایستا بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 23 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به طور غیرتصادفی در گروه کنترل و دو گروه مداخله توجه درونی و بیرونی قرار گرفتند. تمرینات به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته انجام شد. برای شرکت کنندگان هر سه گروه در پیش‌آزمون و پس‌آزمون، تست خطر افتادن بر روی دستگاه بایودکس انجام شد. یافته‌ها : تعادل ایستا در دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود معنی‌داری داشت (P<0.05). نتیجه‌گیری : به‌کارگیری برنامه تمرینی منتخب همراه با دستورالعمل‌های توجهی می‌تواند عاملی اثرگذار بر بهبود تعادل ایستا در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ‌شود.


آمان گزل کوسه غراوی، حمیدرضا شرکا، ایوب صوفی زاده، حسن ایمانی کتولی،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : شاخص مرگ نوزادی به عنوان یکی از شاخص‌های مهم سطح بهداشت در هر جامعه است. بنابراین دانستن علل عمده مرگ نوزادی در برنامه‌ریزی صحیح برای تقویت سیستم‌های مراقبت دوران بارداری، زایمان و نوزادان در جامعه بسیار موثر است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر مرگ و میر در نوزادان فوت شده و زنده در شهرستان مراوه تپه در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد - شاهدی بر اساس مرگ یا زنده بودن در روز 28 بعد از تولد، 52 کودک فوت شده در گروه مورد و 201 کودک زنده در گروه شاهد قرار گرفتند. پرسشنامه جمع‌آوری داده‌ها تنظیم و برای همه نوزادان مورد مطالعه تکمیل شد. یافته‌ها : میزان مرگ نوزادی در سال‌های 1390، 1391 و 1392 به ترتیب 11.76 و 13.36 و 6.46 در هزار تولد زنده بود. به‌طور کلی پنج علت اصلی مرگ به ترتیب عبارت از نارسی، سوانح و حوادث، ناهنجاری مادرزادی، دیسترس تنفسی و سپسیس بود. بین مرگ با نارسی، وزن تولد و جنسیت ارتباط آماری معنی‌داری یافت شد (P<0.05). وزن هنگام تولد با نسبت شانس برابر 29.6 بیشترین ارتباط را با مرگ و میر نوزادی نشان داد. نتیجه‌گیری : نارسی و وزن کم بدو تولد مهم‌ترین علت مرگ نوزادی بود.


عبدالحمید حاجی حسنی، رزیتا هدایتی، فاطمه احسانی،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : کمردرد یک اختلال عضلانی اسکلتی با شیوع بالا است که 85 درصد افراد جامعه ممکن است آن را تجربه کنند. ورزش‌های ثبات دهنده مرکزی برای تقویت توانایی سیستم‌های عصبی عضلانی و اسکلتی برای حفاظت ستون فقرات توصیه شده‌اند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات ثبات دهنده مرکزی و ورزش‌های عمومی بر فعالیت‌های عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی انجام شد.

روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 60 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی به‌طور تصادفی در دو گروه 30 نفری ورزش‌های عمومی و ورزش‌های ثبات دهنده مرکزی قرار گرفتند. شاخص فعالیت‌های عملکردی توسط آزمون‌های Bilateral squat test، Timed single hop test، Distance single hop test و Star excursion test برای همه افراد در ابتدا و پس از دوره مداخله مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. در گروه ورزش‌های ثبات دهنده مرکزی هشت تمرین اختصاصی تقویتی استفاده گردید و در گروه ورزش‌های عمومی، تمرینات تقویتی روتین فیزیوتراپی برای بیماران در نظر گرفته شد. کلیه تمرینات در هر دو گروه به‌مدت 4 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام گردید.

یافته‌ها : تمرینات ثبات دهنده مرکزی موجب افزایش معنی‌دار شاخص‌های فعالیت عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی نسبت به تمرینات عمومی گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری : تمرینات ثبات دهنده مرکزی نسبت به تمرینات عمومی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی ارجح است.


حدیثه حمیدی، سید صدرالدین شجاع الدین، امیر لطافت کار،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : نوروپاتی دیابتی یکی از شایع‌ترین عوارض میکروواسکولار دیابت است که با ایجاد بی‌حسی در پاها، ایجاد درد و اختلال در حس عمقی به‌دنبال تخریب آوران‌های عصبی اندام تحتانی، موجب اختلال در حفظ تعادل می‌شود. این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی دو شیوه ماساژ رفلکسولوژی و یومی‌هوتراپی بر درد و حفظ تعادل زنان مبتلا به نوروپاتی دیابتی اندام تحتانی انجام شد.

روش بررسی : در این مطالعه شبه‌تجربی 34 زن مبتلا به نوروپاتی دیابتی اندام تحتانی به صورت غیرتصادفی در سه گروه ماساژ رفلکسولوژی (12 نفر)، یومی‌هوتراپی (11 نفر) و کنترل (11 نفر) قرار گرفتند. اندازه‌گیری درد و حفظ تعادل به ترتیب توسط مقیاس بصری درد، آزمون شارپند رومبرگ و برگ قبل و بعد از شش هفته اندازه‌گیری شد. دو گروه رفلکسولوژی و یومی‌هوتراپی 6 هفته (سه جلسه در هفته و به مدت 30 دقیقه) تحت ماساژ قرار گرفتند.

یافته‌ها : بهبودی معنی‌داری در دو گروه ماساژ رفلکسولوژی و یومی‌هوتراپی بر درد و حفظ تعادل (ایستا و پویا) در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (P<0.05). تفاوت آماری معنی‌داری بین میزان اثرگذاری دو روش رفلکسولوژی و یومی‌هوتراپی وجود نداشت.

نتیجه‌گیری : شیوه ماساژ رفلکسولوژی و یومی‌هوتراپی به یک میزان در بهبود درد و حفظ تعادل بیماران مبتلا به نوروپاتی دیابتی اندام تحتانی مؤثر است.


نجمه حمید، اکرم کاویانی بروجنی،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : در روان‌درمانی شناختی - رفتاری مذهب محور، علاوه بر روش‌های شناخت درمانگری، اعتقادات معنوی و باورهای دینی تقویت می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر روان‌درمانی شناختی - رفتاری مذهب محور بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ایدز انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه از نوع شبه‌تجربی با پیش‌آزمون - پس‌آزمون، گروه کنترل و مرحله پیگیری سه ماهه بود. 30 بیمار مبتلا به ایدز به صورت غیرتصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله، 12 جلسه 45 دقیقه‌ای، روان‌درمانی شناختی- رفتاری مذهب محور دریافت کردند و گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار مورد استفاده در پژوهش، شامل آزمون افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) و پرسشنامه کیفیت زندگی (WHOQOL-Brief) بود. با استفاده از این آزمون‌ها، هر دو گروه مداخله و کنترل در مراحل پیش‌آزمون، پس از خاتمه 12 جلسه آموزشی و پس از پیگیری 3 ماهه ارزیابی شدند.

یافته‌ها : میزان افسردگی در گروه مداخله پس از اعمال روان‌درمانی شناختی - رفتاری مذهب محور به صورت معنی‌داری کاهش و میزان کیفیت زندگی به صورت معنی‌داری افزایش یافت و در دوره پیگیری نیز تداوم داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری : روان‌درمانی شناختی - رفتاری مذهب محور در کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ایدز موثر است.


سعید فلاح، شاکر سالاری لک، حمیدرضا خلخالی، رحیم نژادرحیم، مهشید ناصحی،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : سل یکی از قدیمی‌ترین بیماری‌های شناخته شده انسان و یکی از علل اصلی مرگ در دنیاست که در صورت عدم درمان 50درصد بیماران تا 5 سال اول ابتلا به سل ریوی فوت می‌کنند. آمارهای سازمان بهداشت جهانی حاکی از میزان‌ پایین‌تر موفقیت درمان موارد سل اسمیر مثبت در ایران نسبت به میانگین منطقه‌ای و جهانی است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر در پیامد درمان بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت در استان گلستان انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی- تحلیلی روی 331 نفر (185 مرد و 146 زن) از بیماران جدید مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت شناسایی شده در آزمایشگاه‌های تشخیص سل استان گلستان طی سال 1393 انجام شد. درمان کلیه بیماران به مدت دوماه بر مبنای پروتکل کشوری و مطابق استراتژی DOTS انجام شد. ملاک پیامد درمان بررسی وضعیت اسمیر خلط در پایان ماه دوم درمان بود و اثر متغیرهای مستقل جنسیت، نوع داروی مصرفی، میانگین سنی و وزنی بیماران، مصرف مواد دخانی، وابستگی به مواد مخدر و شدت آلودگی اسمیر خلط زمان تشخیص بیماری بر آن ارزیابی گردید.

یافته‌ها : 50.8% بیماران تحت درمان با داروهای ترکیبی و 49.2% تحت درمان با داروهای مجزا بودند. میزان تبدیل اسمیر خلط مثبت به منفی در پایان ماه دوم درمان 67.7% بود. در تحلیل چند متغیره مهم‌ترین متغیرهایی که به‌صورت معنی‌دار در مدل رگرسیونی باقی ماندند؛ شامل سن بیمار (95% CI: 0.96-0.99, OR: 0.98, P=0.017)، وابستگی به مواد مخدر (95% CI: 1.26-4.54, OR: 2.4, P=0.008)، قومیت (95% CI: 1.86-7.02, OR: 3.62, P=0.0001) و شدت آلودگی اسمیر خلط تشخیصی (P<0.0001) بود.

نتیجه‌گیری : میزان موفقیت درمان دو ماهه در بیماران تحت مطالعه نسبتاً پایین بود. سن بیماران در زمان تشخیص بیماری، وابستگی به مواد مخدر و شدت آلودگی اسمیر خلط زمان تشخیص، عوامل موثر در پاسخ به درمان بیماران مسلول در مرحله حمله‌ای بود.


طلعت دباغی قلعه، فاطمه محبی، فریده موحد، حمیده پاک نیت، زهره یزدی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : سندرم تخمدان پلی کیستیک از شایع‌ترین اختلالات اندوکرین زنان در سنین باروری است. این مطالعه به منظور تعیین اثر افزودن ان‌استیل‌سیستئین به لتروزول در القای تخمک‌گذاری در زنان نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک انجام شد.

روش بررسی : این کارآزمایی بالینی روی 40 زن نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک با TSH، پرولاکتین و هیستروسالپنگوگرافی طبیعی و همچنین اسپرموگرام طبیعی همسر در دو گروه کنترل و مداخله انجام شد. گروه کنترل از روز سوم تا هفتم سیکل قاعدگی روزانه 5 میلی‌گرم لتروزول و گروه مداخله 5 میلی‌گرم لتروزول توام با 1200 میلی‌گرم ان‌استیل‌سیستئین دریافت نمودند. در روز 14 سیکل بیماران تحت سونوگرافی واژینال برای سنجش ضخامت اندومتر و تعیین تعداد و قطر فولیکول‌ها قرار گرفتند. در حضور حداقل یک فولیکول 18 میلی‌متری یا بزرگ‌تر، hCG تزریق شد و نزدیکی 12 و 36 و 60 ساعت بعد توصیه شد. روز شانزدهم بعد از تزریق hCG سنجش سطح b-hCG برای بررسی وقوع بارداری انجام گردید.

یافته‌ها : میانگین ضخامت اندومتر در روز تزریق hCG در دو گروه مشابه بود. میزان تخمک‌گذاری در هر دو گروه کنترل و مداخله مشابه بود. بارداری در 15درصد از گروه کنترل و 20درصد از گروه مداخله رخ داد که از نظر آماری معنی‌دار نبود. میانگین تعداد فولیکول‌ها در گروه کنترل (n=1.13) و گروه مداخله (n=1.47) تعیین شد که از نظر آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری : ان‌استیل‌سیستئین سبب افزایش میزان موفقیت لتروزول در القای تخمک‌گذاری در زنان نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک نگردید.


کاظم صمیمی، حمیدرضا مکرمی، سهیلا تون تاب حقیقی، ابراهیم تابان، محسن یزدانی اول، راضیه معصومی،
دوره 18، شماره 3 - ( پاییز 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : تغییر شیوه زندگی زنان و افزایش حضور آنها در عرصه اجتماعی و محیط‌های کاری یکی از عوامل موثر بر کیفیت زندگی جنسی آنان است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر بر کیفیت زندگی جنسی زنان شاغل در بیمارستان انجام گردید.

روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی مقطعی روی 121 نفر از کارکنان زن دو بیمارستان در شهرستان‌های سبزوار و بیرجند در سال 1393 انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل نسخه هنجاریابی شده سنجش کیفیت زندگی جنسی ویژه زنان و یک پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سه بخش اطلاعات جمعیت‌شناختی، متغیرهای مرتبط با سلامت و عوامل مرتبط با کار بود.

یافته‌ها : میانگین نمره کیفیت زندگی جنسی 19.7±80.1 تعیین شد. کیفیت زندگی جنسی با سن، ساعات خواب، مدت تاهل، سطح تحصیلات و فعالیت فیزیکی ارتباط آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). سطح تحصیلات (beta=0.33)، مدت تاهل (beta=0.32) و وضعیت کیفیت خواب (beta=0.56) پیش‌بینی‌کننده‌های کیفیت زندگی جنسی زنان تعیین شد.

نتیجه‌گیری : سطح تحصیلات، مدت تاهل و وضعیت کیفیت خواب به عنوان عوامل پیش‌بینی‌کننده کیفیت زندگی جنسی زنان شاغل در بیمارستان تعیین شد.


هانیه کریمی روزبهانی، فرهاد مشایخی، حمید سعیدی ساعدی،
دوره 18، شماره 4 - ( زمستان 1395 )
چکیده

زمینه و هدف : سرطان پستان یکی از علل اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان سراسر جهان است. عامل رشد اندوتلیال رگی (vascular endothelial growth factor: VEGF) یکی از مهم‌ترین عوامل پروآنژیوژنیک است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط پلی‌مورفیسم +405C/G ژن عامل رشد اندوتلیال رگی و خطر ابتلا به سرطان پستان در جمعیتی از زنان استان گیلان انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه مورد – شاهدی روی 50 نمونه از زنان با ابتلا به سرطان پستان و 50 نمونه از زنان بدون ابتلا به سرطان پستان انجام شد. DNA ژنومی از سلول‌های خونی محیطی استخراج گردید. برای تعیین ژنوتیپ پلی‌مورفیسم +405C/G ژن VEGF از روش PCR-RFLP استفاده شد.

یافته‌ها : فراوانی ژنوتیپی GG ،CG و CC پلی‌مورفیسم +405C/G ژن VEGF در نمونه‌های گروه مورد به ترتیب 22 درصد، 46 درصد و 32 درصد و در نمونه‌های گروه شاهد به ترتیب 42 درصد، 48 درصد و 10 درصد تعیین شد (P<0.05). الل +405C به عنوان یک عامل افزایش خطر در سرطان پستان ارزیابی گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری : به نظر می‌رسد پلی‌مورفیسم +405C/G ژن VEGF در بیماران مبتلا به سرطان پستان مورد مطالعه نقش دارد.


پروانه صانعی، مریم حاجی شفیعی، احمد اسماعیل‌زاده، عمار حسن ‌زاده کشتلی، حمیدرضا روح افزا، حمید افشار، آوات فیضی، پیمان ادیبی،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : اگرچه مطالعات زیادی به بررسی ارتباط بین اختلالات عملکردی دستگاه گوارش با عوامل خطر مربوط به شیوه زندگی پرداخته‌اند؛ اما مطالعه اپیدمیولوژیکی در رابطه با مجموع عوامل شیوه زندگی و این اختلالات موجود نیست. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین شیوه زندگی با اختلالات فوقانی دستگاه گوارش بزرگسالان استان اصفهان انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 3363 بزرگسال ایرانی (19 تا 70 سال) شاغل در 50 مرکز بهداشتی درمانی در سطح استان اصفهان به روش نمونه‌گیری غیراحتمالی آسان طی سال 1392 انجام شد. امتیاز شیوه زندگی سالم با استفاده از مجموع امتیازات پنج جزء شیوه زندگی شامل عادات غذایی، دریافت‌های غذایی، دیسترس روانی، سیگار کشیدن و فعالیت فیزیکی محاسبه گردید. برای ارزیابی اجزای امتیاز شیوه زندگی سالم از پرسشنامه معتبر بسامد غذایی 106- قلمی (Food Frequency Questionnaire: FFQ)، پرسشنامه GPPAQ (General Practice Physical Activity Questionnaire) و پرسشنامه GHQ (General Health Questionnaire) استفاده شد. نسخه اصلاح شده فارسی پرسشنامه III ROME برای ارزیابی اختلالات عملکردی دستگاه گوارش فوقانی مورد استفاده قرار گرفت.

یافته‌ها : شیوع سوء‌هاضمه عملکردی 14.5% و رفلاکس معدی – مروی 23.6% تعیین شد. پس از تعدیل مخدوشگرهای بالقوه، افراد با بیشترین امتیاز شیوه زندگی در مقایسه با افراد با کمترین امتیاز به ترتیب 79درصد و 74درصد خطر کمتری برای سوء‌هاضمه عملکردی (95% CI= 0.05-0.92, OR=0.21, P=0.03) و رفلاکس معدی - مروی (95% CI= 0.09-0.69, OR=0.26, P=0.01) داشتند. همچنین این افراد شانس کمتری برای سیری زودرس (95% CI= 0.11-0.73, OR=0.28, P=0.001)، احساس پری پس از غذا (95% CI= 0.09-0.50, OR=0.22, P=0.03) و درد اپی‌گاستر (95% CI= 0.21-0.92, OR=0.44, P=0.001) داشتند. علاوه بر امتیاز شیوه زندگی سالم، سطح پایین دیسترس روانی، رژیم غذایی سالم، عادات غذایی سالم و عدم استعمال دخانیات نیز به‌طور مستقل با اختلالات عملکردی دستگاه گوارش مرتبط بودند (P<0.05).

نتیجه‌گیری : پیروی از شیوه زندگی سالم با شیوع کمتر سوء‌هاضمه عملکردی و علایم آن و رفلاکس معدی - مروی در بزرگسالان ایرانی مرتبط است. همچنین اجزای شیوه زندگی سالم به صورت جداگانه با این اختلالات ارتباط دارند.


علی قاسمی، زهرا بدیعی، حمید فرهنگی، عبدالله بنی هاشم، سیدجواد سیدی، راضیه قدسی، عبدالقاسم مختاری، آرمین عطارزاده،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : ویروس واریسلا زوستر (Varicella zoster virus: VZV) عامل یک بیماری خفیف در کودکان است؛ اما در کودکان با نقص در سیستم ایمنی می‌تواند یک بیماری تهدیدکننده محسوب شود. این مطالعه به منظور ارزیابی آنتی‌بادی‌های IgG و IgM علیه VZV در سرم کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد (acute lymphoblastic leukemia: ALL) انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 66 کودک مبتلا به بیماری ALL تحت شیمی درمانی در بیمارستان فوق تخصصی دکترشیخ مشهد طی سال 1391 انجام شد. مثبت یا منفی بودن تیتر IgG و IgM علیه VZV با استفاده از روش الایزا ارزیابی شد.

یافته‌ها : 15 بیمار (21.7%) دارای سرولوژی مثبت برای آنتی‌بادی IgG بودند و سابقه ابتلاء به VZV را داشته و نسبت به بیماری آبله‌مرغان ایمن بودند. 51 بیمار (78.3%) دارای تیتر منفی برای آنتی‌بادی IgG بودند و در برابر عفونت VZV حساس بودند.

نتیجه‌گیری : اکثر کودکان مبتلا به بیماری لوسمی لنفوبلاستیک حاد دارای تیتر منفی برای آنتی‌بادی IgG بوده و در برابر عفونت ناشی از ویروس واریسلا زوستر حساسند.


حمیده صادق زاده، کورش اعتماد، یداله محرابی، حسین حاتمی، تقی ریاحی، حمیدرضا کمالی نیا،
دوره 19، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : سل با عامل مایکوباکتریوم توبرکلوزیس یکی از مرگبارترین بیماری‌های عفونی در جهان است. با شروع درمان مؤثر آنتی‌بیوتیکی، میزان باسیل سل به سرعت کاهش یافته و باسیل‌های باقیمانده در خلط، مقیاس اندازه‌گیری مهمی برای پاسخ به درمان است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل مرتبط با زمان منفی شدن اسمیر خلط در بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه‌ همگروهی گذشته‌نگر روی 2093 بیمار سل ریوی اسمیر مثبت جدید ثبت شده در استان گلستان از فروردین 1389 تا اسفند 1393 انجام شد. پیامد مطالعه تعیین زمان منفی شدن اولین اسمیر حین درمان و سنجش ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی، تراکم باسیل در اسمیر اولیه، نتیجه کشت، رادیوگرافی قفسه سینه، دیابت و HIV بود.

یافته‌ها : 67.5% بیماران تا پایان ماه دوم اسمیر منفی داشتند. بین متغیرهای جنس، سن، وزن، تراکم باسیل در اسمیر شروع درمان و نتیجه کشت با زمان منفی شدن اسمیر ارتباط آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). سن بالا، کم وزنی، بالا بودن تراکم باسیل در اسمیر شروع درمان و افزایش تعداد کلنی در کشت بیماران اسمیر مثبت به‌عنوان عوامل پیش‌بینی کننده در زمان منفی شدن اسمیر نقش داشتند.

نتیجه‌گیری : میزان منفی شدن اسمیر و موفقیت درمان در استان گلستان کمتر از حد انتظار تعیین شده بود.


مجتبی زارع ابراهیم اباد، حانیه تیموری، امیرهوشنگ پورخانی، ناصر بهنام پور، حمیدرضا جوشقانی،
دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : ترومبوآمبولی وریدی (Venous thromboembolism: VTE) یک وضعیت بالینی معمول با نرخ مرگ و میر 15-20% است. نسبت نوتروفیل به لنفوسیت (Neutrophil to lymphocyte ratio: NLR) به عنوان یک شاخص در پیش‌بینی نتایج بالینی در بیماران با بیماری‌ها و بدخیمی‌های مختلف شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین ارزش نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در پیش‌آگهی فوت بیماران دارای ترومبوآمبولی وریدی خود به خودی طی دوره زمانی کوتاه مدت انجام شد.

روش بررسی : این مطالعه همگروهی گذشته‌نگر روی 93 بیمار با ترومبوآمبولی وریدی خودبه‌خودی پذیرش شده در مراکز آموزشی درمانی شهیدصیاد شیرازی و پنجم آذر گرگان طی سال‌های 1391-94 انجام شد. پارامترهای دموگرافیک، خونی و بیوشیمیایی بیماران در پیش‌بینی رخداد فوت در پیگیری 30 روزه پس از مراجعه به بیمارستان ارزیابی شد.

یافته‌ها : 16 بیمار (17.2%) طی 30روز فوت نمودند. در متغیرهای سن، گلبول‌های سفید خون، نوتروفیل، NLR، کراتین کیناز نوع MB و لاکتات دهیدروژناز افزایش آماری معنی‌دار (P<0.05) و در متغیرهای لنفوسیت و پلاکت کاهش آماری معنی‌دار با وقوع مرگ طی دوره کوتاه 30 روزه مشاهده شد (P<0.05). نقطه برش NLR بیشتر یا مساوی 7.21 دارای حساسیت 56.3%، ویژگی 87%، ارزش پیش‌بینی مثبت 47.3% و ارزش پیش‌بینی منفی 90.5% تعیین گردید.

نتیجه‌گیری : نسبت نوتروفیل به لنفوسیت می‌تواند به عنوان یک متغیر سودمند در پیش‌بینی رخداد فوت طی دوره کوتاه پیگیری در بیماران VTE مورد استفاده قرار گیرد.


احسان الله کلته، ایوب صوفی زاده، عبدالحلیم یاپنگ غراوی، قربان محمد ازبکی، حمیدرضا کمالی نیا، علی باقری، جلال سارلی،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری لیشمانیوز یکی از مهم‌ترین بیماری‌های ناقل‌زاد است که توسط پشه خاکی‌ها به انسان و دیگر حیوانات منتقل می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر کنترل جوندگان صحرایی در کاهش لیشمانیوز جلدی نوع روستایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی، عملیات کنترل جوندگان با استفاده از سم فسفردوزنگ 2.5% در ماه‌های اردیبهشت، تیر و شهریور سال 1395 در 45 روستای شهرستان گنبدکاووس استان گلستان انجام گردید. مراحل اجرای عملیات در هر یک از روستاها امتیاز‌بندی شد. به طوری که به هر یک از مراحل لانه‌کوبی (یک مرحله) و طعمه‌گذاری (سه مرحله) 25 امتیاز در نظر گرفته شد. بروز بیماری گزارش شده در هر یک از روستاها نیز استخراج شد. در نهایت ارتباط بین امتیاز جونده‌کشی در هر یک از روستاها با بروز بیماری مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: لانه‌های فعال جوندگان در اطراف 45 روستا وجود داشت. پس از اتمام عملیات کنترل جوندگان، هفده روستا امتیاز صفر تا 25، هشت روستا امتیاز 26 تا 50، شانزده روستا امتیاز 51 تا 75 و چهار روستا امتیاز 76 تا 100 را کسب کردند. میانگین میزان بروز بیماری در این روستاها به ترتیب 3466.9±2473.5، 2828±1929.1، 4515.4±3478.4 و 636.3±546.6 تعیین شد. بین اجرای عملیات جونده‌کشی و بروز بیماری سالک ارتباط آماری معنی‌دار یافت شد. به‌طوری که بروز بیماری در روستاهای دارای امتیاز جونده‌کشی 76 تا 100 نسبت به روستاهای دارای امتیاز 51 تا 75 و 26 تا 50 کاهش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: با توجه به کاهش بروز بیماری لشمانیوز جلدی در روستاهای با امتیاز بالای جونده‌کشی در شهرستان گنبدکاووس، اجرای عملیات کنترل جوندگان صحرایی به صورت اصولی ضروری به‌نظر می‌رسد.


محمد نصرتی، حمید سپهری،
دوره 21، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: آتورواستاتین یک عضو چربی دوست خانواده استاتین است که جز داروهای ضدهیپرلیپیدمیک است. شواهد زیادی دال بر اثر محافظتی آتورواستاتین بر روی اعمال شناختی مغز وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر آتورواستاتین بر حافظه فضایی موش‌های دریافت کننده رژیم غذایی پرچرب انجام گردید.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (سن 2±60 هفته) انجام شد. موش‌ها در 5 گروه 7 تایی تقسیم شدند. گروه‌ها شامل کنترل، کنترل- آتورواستاتین و شم (دریافت رژیم غذایی پرچرب برای 8 هفته) و گروه‌های دریافت کننده رژیم پرچرب + آتورواستاتین (با دوزهای 10 و 50 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به مدت 4 هفته) بود. یادگیری و حافظه فضایی با استفاده از ماز آبی موریس در یک دوره شش روزه شامل 5 روز آموزش و روز آخر، روز آزمون (روز probe) اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: رژیم غذایی پرچرب باعث کاهش یادگیری و عملکرد ضعیف حافظه در دوره آموزش و probe نسبت به گروه کنترل گردید و همچنین در روز probe نیز گروه پرچرب مدت زمان کمتری را در ربع هدف سپری نمود (P<0.05). تیمار با آتورواستاتین بعد از دریافت رژیم غذایی پر چرب باعث بهبود حافظه نسبت به گروه پرچرب گردید (P<0.05).

نتیجه‌گیری: درمان کوتاه مدت (4 هفته) با آتورواستاتین در موش‌های صحرایی دریافت کننده رژیم غذایی پرچرب می‌تواند حافظه فضایی آنها را بهبود ببخشد.


حمیدرضا خورشیدی، سجاد دانشیار، زینب السادات اسلامی، عباس مرادی،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تروما سومین علت مرگ و عامل اصلی ناتوانی در کودکان ایرانی است. کودکان به‌علت شرایط فیزیولوژیک و فرآیند رشد بیشتر در معرض تروما هستند. شناسایی عوامل خطر می‌تواند از میزان بروز این حوادث و عواقب آنها بکاهد. این مطالعه به منظور ارزیابی ترومای کودکان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه‌ توصیفی - تحلیلی روی 482 کودک (330 پسر و 152 دختر) زیر 14 سال دچار تروما مراجعه کننده به بیمارستان بعثت شهر همدان در سال 1295 انجام شد. اپیدمیولوژی و عواقب تروما مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: بیشترین موارد تروما به ترتیب 195 مورد (40.5%) در محدوده سنی 7 تا 14 سال (دوران مدرسه)، 189 مورد (39.2%) در محدوده سنی 2 تا 7 سال (قبل از مدرسه) و 98 مورد (20.3%) در محدوده سنی صفر تا 2 سال (شیرخوارگی) رخ داده بود. وقوع تروما در دو گروه قبل از مدرسه (67.8%) و دوران مدرسه (75.4%) در پسران بیش از دختران بود (P<0.05). بیشترین شیوع در فصل تابستان (36.9%)، بیشترین مکان وقوع حادثه در منزل (44%)، بیشترین علت آسیب سقوط (53%)، بیشترین نوع آسیب شکستگی (35%) و بیشترین محل آسیب در ناحیه سر و صورت (41%) تعیین گردید. از نظر پیامد بعد از ترخیص، 10 مورد مرگ ناشی از تروما و 42 مورد ناتوانی بعد از تروما مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به این که بیشترین محل وقوع حادثه در منزل به علت سقوط و شکستگی بود؛ می‌توان با ایمن کردن بیشتر منازل و آگاهی بیشتر والدین از خطرهای پیش روی کودکان جلوگیری نمود.


زینب شکی، محمدرضا حیدری، محسن ناصری، انوشیروان کاظم نژاد، محمد کمالی نژاد، حمیدرضا رستمانی، فاطمه علیجانیها،
دوره 21، شماره 2 - ( تابستان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: خارش مزمن موجب کاهش کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر خارش مزمن بر کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی مقطعی 111 بیمار با میانگین سنی 12.7±58.36 سال به‌طور تصادفی در مراکز همودیالیز استان گلستان از اردیبهشت لغایت دی ماه سال 1396 ارزیابی شدند. اطلاعات دموگرافیک، کیفیت زندگی (پرسشنامه Itchy QOL)، خشکی پوست، شدت خارش (پرسشنامه Balaskas سال 1998) و تست‌های آزمایشگاهی (کلسـیم، فسفر، آلکالین فسفاتاز، هورمون پـاراتورمون، نیتـروژن اوره خـون، کراتینین، هموگلوبین و هماتوکریت) تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین نمره شدت خارش 7.46±29.27 و کیفیت زندگی کلی 10.04±50.41 تعیین شد. بین شدت خارش و نمره کل کیفیت زندگی بیماران همبستگی معنی‌دار یافت شد (P<0.05). همبستگی شدت خارش با علایم، عملکرد و احساسات معنی‌دار بود (P<0.05). همچنین، بین شدت خارش با میزان خشکی پوست و میزان کلسیم سرم خون همبستگی معنی‌دار و مثبت وجود داشت (P<0.05). بین متغیرهای خشکی پوست و کلسیم خون با افزایش خارش رابطه آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: خارش باعث کاهش کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز می‌گردد.


حمیدرضا ثامنی، افسانه طالبیان، عباسعلی وفایی، سام زربخش، زهرا یعقوبی، محمدرضا الداغی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آلزایمر شایع‌ترین شکل فراموشی در افراد مسن است. استرس اکسیداتیو یکی از عوامل پاتولوژیک مهم در بیماری آلزایمر است. این مطالعه به منظور تعیین اثر کروسین بر تغییرات بافتی هیپوکامپ و اختلال حافظه القا شده به وسیله اسکوپولامین در موش‌های صحرایی نر انجام گردید.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نر به‌صورت تصادفی به 3 گروه 10 تایی کنترل، دریافت کننده اسکوپولامین و دریافت کننده اسکوپولامین همراه با کروسین تقسیم شدند. اسکوپولامین با دوز mg/kg/bw3 به مدت یک هفته و کروسین با دوز mg/kg/bw30 به مدت دو هفته به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. پس از آن شاخصه‌های یادگیری و حافظه فضایی با استفاده از ماز آبی موریس ارزیابی گردید. سپس موش‌ها قربانی شده و بلافاصله هیپوکمپ آنها خارج و ارزیابی بافت‌شناسی انجام شد.

یافته‌ها: تزریق اسکوپولامین سبب افزایش معنی‌دار تعداد سلول‌های تیره در ناحیه CA1 هیپوکمپ نسبت به گروه کنترل گردید. (P<0.05). درمان با کروسین منجر به کاهش تعداد سلول‌های تیره و افزایش سلول‌های روشن در ناحیه CA1 هیپوکمپ گردید (P<0.05). همچنین درمان با کروسین اختلال حافظه القا شده به‌وسیله اسکوپولامین را در موش‌های صحرایی کاهش داد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد درمان با کروسین می‌تواند اثر محافظتی در برابر آسیب نورونی ناحیه CA1 هیپوکمپ و اختلال حافظه القا شده توسط اسکوپولامین داشته باشد.


سید حمیدرضا سیدمحمدی، پروین احتشام زاده، فریبا حافظی، رضا پاشا، بهنام مکوندی،
دوره 22، شماره 1 - ( بهار 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorder: ADHD) اختلالی عصبی - تحولی است که معمولاً به علت  نقص در کارکردهای اجرایی مغز به‌وجود آمده و باعث کم شدن میزان توجه و دقت و فزونکاری حرکتی و رفتارهای تکانشی در فرد می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی در مقایسه با توانبخشی شناختی پس از دارو درمانی بر کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 45 کودک مبتلا به اختلال ADHD به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره شامل یک گروه کنترل و دو گروه مداخله تحت نظر مرکز مشاوره آموزش و پرورش قرار گرفتند. گروه مداخله یک (توانبخشی شناختی) و گروه مداخله دو (توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی) 12 جلسه 45 دقیقه‌ای و هفته‌ای دوبار تحت مداخله درمانی موردنظر قرار گرفتند. برای گروه کنترل (تحت نظر مرکز مشاوره) در فاصله زمانی اجرای پژوهش، مداخله‌ای صورت نگرفت. پس از پایان آخرین جلسه مداخله درمانی، پس‌آزمون اجرا گردید. مرحله پیگیری 1.5 ماه پس از پایان آخرین جلسه مداخله انجام پذیرفت.

یافته‌ها: کارکردهای اجرایی مغز کودکان مبتلا به اختلال ADHD در گروه توانبخشی شناختی و گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی‌داری نشان داد (P<0.05). کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال ADHD پس از پیگیری 1.5 ماهه در گروه توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی به طور معنی‌داری در مقایسه با گروه توانبخشی شناختی بیشتر بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: روش درمانی توانبخشی شناختی پس از دارودرمانی در افزایش کارکردهای اجرایی مغز در میان کودکان دارای اختلال ADHD روشی موثرتر نسبت به درمان توانبخشی شناختی به تنهایی است.




صفحه 6 از 7     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.3 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)