[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87043068
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
390 نتیجه برای مو

دکتر عطیه مخلوق، دکتر وحید مخبری، دکتر امید صدیقی،
دوره 6، شماره 2 - ( 7-1383 )
چکیده

مقدمه و هدف: بیماری های قلبی و عروقی، مهم ترین علت مرگ و میر در بیماران همودیالیزی محسوب می شود. امروزه گزارشاتی وجود دارد که نشان می دهد کاهش غلظت کارنیتین در بافت ها سبب تشدید نارسایی قلبی در بیمارانی که به طور مرتب همودیالیز می شوند، می گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کارنیتین خوراکی بر عملکرد قلبی بیماران همودیالیزی بیمارستان های فاطمه الزهرا (س) و امام خمینی ساری و بیمارستان ولیعصر قائم شهر در سال 1382 انجام شد.مواد و روش ها: در این مطالعه، 20 بیمار که حداقل 3 ماه هفته ای سه نوبت تحت همودیالیز بوده اند و نارسایی قلبی داشته اند، انتخاب شده و پس از همسان سازی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. به گروه مورد قرص کارنیتین با دوز 1 گرم روزانه و به گروه شاهد پلاسبو تجویز شد. قبل از مطالعه و سپس 3 و 6 ماه پس از تجویز دارو، میزان کسر خروجی (E.F) و قطر پایان دیاستولی بطن چپ (LVEDD) بیماران با اکوکاردیوگرافی تعیین شد. نسبت قطر قلبی به قفسه سینه در گرافی سینه اندازه گیری شد و به طور هم زمان سطح هموگلوبین، کلسترول و تری گلیسرید پلاسما نیز تعیین گردید.یافته ها: شش ماه پس از درمان با کارنیتین1gr/day ، نسبت به گروه شاهد، هیچ گونه بهبود معنی داری در میزان کسر خروجی و قطر پایان دیاستولی بطن چپ و سطح لیپیدهای سرمی در بیماران مشاهده نگردید. در گروه مورد تنها میانگین درصد کسر خروجی بطن چپ به روش حجمی در ابتدای مطالعه و پس از 6 ماه تفاوت معنی داری داشته است. با این وجود، کارنیتین باعث بهبودی معنی داری بر آنمی در این بیماران گردید. (P<0.05).نتیجه گیری: کارنیتین روی عملکرد قلبی و لیپیدها اثر معنی داری ندارد ولی در بهبود آنمی این بیماران موثر است.
آسیه السادات بنی عقیل، حمیرا خدام،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب یک شیوه آموزشی مناسب در تشویق و ترغیب مردم برای بالا بردن کیفیت زندگی، ایجاد و حفظ رفتارهای بهداشتی از جمله تنظیم خانواده حایز اهمیت فراوانی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر دو شیوه آموزشی فردی و گروهی بر عملکرد تنظیم خانواده زنان صورت گرفت.روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در سال 1383 بر روی 218 نفر از زنان سنین باروری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی ـ درمانی 10 و 11 گرگان انجام گرفت. نمونه گیری به شیوه آسان و زنان مورد مطالعه به صورت تصادفی در دو گروه 109 نفری تحت آموزش گروهی (گروه مورد) و آموزش فردی قرار گرفتند. بلافاصله پس از آموزش تمایل شرکت کنندگان به استفاده از یکی از شیوه های آموزش داده شده مورد پرسش قرار گرفت. 3 و 6 ماه پس از آن نیز عملکرد آنان از نظر تداوم استفاده از شیوه های انتخاب شده بررسی شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: گروه مورد به طور معنی داری بیش از گروه شاهد به تغییر شیوه پیشگیری از بارداری خود از روش طبیعی به یکی از روش های آموزش داده شده تمایل نشان دادند (89.1 درصد در مقابل 69.1 درصد با P<0.05). نتایج بررسی 3 و 6 ماه پس از آموزش نیز نشان داد در هر دو زمان، میزان استفاده از شیوه های پیشگیری از بارداری (به جز روش طبیعی) در گروه مورد بیش از گروه شاهد بود (58.2 درصد و 72.7 درصد در مقابل 50 درصد و 56.4 درصد)، اما این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود.نتیجه گیری: از آنجایی که تفاوت آماری معنی داری در اثر بخشی دو شیوه آموزشی بر تداوم تغییر رفتار ایجاد شده در واحدهای مورد پژوهش مشاهده نشد، پیشنهاد می شود به منظور ارتقا و حفظ عملکرد تنظیم خانواده زنان و ثبات آن از شیوه آموزش گروهی استفاده شود.
معصومه مدانلو، دکتر صادق علی تازیکی، حمیرا خدام، ناصر بهنام پور،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان افسردگی و هزینه های مراقبت در بیماری های جسمی به خصوص نارسایی مزمن کلیه از افزایش چشمگیری برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف کلی تعیین میزان افسردگی در بیماران همودیالیزی و رابطه آن با عوامل مرتبط تدوین و اجرا گردید.روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی مقطعی بود. نمونه های پژوهش شامل کلیه بیماران تحت درمان با همودیالیز در استان گلستان (129 نفر با دامنه سنی 11 تا 77 سال) بود که به صورت سرشماری وارد مطالعه گردید. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه ای مشتمل بر دو بخش مشخصات فردی آزمودنی ها و مقیاس سنجش افسردگی بک انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار آماری SPSS-11 و نیز از آمار توصیفی و استنباطی (کای دو) استفاده شد.یافته ها: 37.2 درصد بیماران همودیالیزی از افسردگی خفیف و متوسط و 31 درصد از افسردگی شدید و بیش از حد رنج می برند. همچنین از بین متغیرهای مورد بررسی، افسردگی تنها با اتیولوژی نارسایی مزمن کلیه و قومیت ارتباط معنی داری وجود داشت(0.05 P<).نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که افسردگی در بیماران همودیالیزی خطری جدی محسوب می شود و می تواند سلامت بیماران را به مخاطره اندازد. بنابراین پیشنهاد می شود برای تشخیص به موقع و در نهایت درمان افسردگی در بیماران همودیالیزی معاینات دوره ای روانپزشکی صورت گیرد.
قنبر روحی، حسین رحمانی، علی اکبر عبداللهی، غلامرضا محمودی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: عمل جراحی یک عامل اضطراب آور است که باعث ایجاد واکنش فیزیولوژیک در بدن می شود. در نتیجه پاسخ فیزیولوژیکی بدن، تنفس، ضربان قلب و فشار خون افزایش می یابند. در این پژوهش، تاثیر موسیقی بر میزان اضطراب و برخی از شاخص های فیزیولوژیک بیماران قبل از عمل جراحی شکم در مرکز آموزشی - درمانی پنجم آذر گرگان بررسی شده است.روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی روی 134 بیمار کاندیدای عمل جراحی شکم که به طور تصادفی در دو گروه شاهد و مورد در سال 1383 در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان انجام گرفت. میزان اضطراب به وسیله پرسشنامه اسپیل برگر و متغیرهای فیزیولوژیک (فشار شریانی خون و تعداد نبض) از طریق فشارسنج الکترونیک و تعداد تنفس با شمارش در بالین بیمار قبل از پخش موسیقی کنترل گردید و سپس بیماران گروه مورد به مدت 20 دقیقه در یک محیط آرام به موسیقی هوان سباستین باخ گوش دادند و مجددا اضطراب و متغیرهای فیزیولوژیک اندازه گیری و برای گروه شاهد همین روش بدون پخش موسیقی انجام گردید.یافته ها: تفاوت میانگین میزان اضطراب و متغیرهای فیزیولوژیک قبل از پخش موسیقی در دو گروه معنی دار نبود. همچنین میزان اضطراب و متوسط فشار شریانی خون در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بعد از پخش موسیقی دارای تفاوت معنی داری بود (P<0.05) ولی تعداد ضربان قلب و تنفس در دقیقه در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.نتیجه گیری: استماع موسیقی باعث کاهش میزان اضطراب پاسخ های فیزیولوژیک بدن می شود. لذا پژوهشگر پیشنهاد می‌کند به منظور کاهش اضطراب و پاسخ های فیزیولوژیک بدن از موسیقی استفاده شود.
دکتر محمدعلی محسنی بندپی، معصومه باقری نسامی، مولود فخری، مرجان احمدشیروانی، دکتر علیرضا خلیلیان،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: کمردرد در بالغین و نوجوانان شایع می باشد، ولی در نوجوانان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تعداد زیادی از بزرگسالانی که دچار این عارضه هستند، اولین شروع آن آن را در اوایل سنین نوجوانی یا دهه 20 زندگی خود گزارش می کنند. با توجه به اهمیت موضوع مطالعه فوق طراحی شد تا به بررسی شیوع کمردرد و عوامل موثر بر آن در دانش آموزان مدارس مقطع راهنمایی استان مازندران بپردازد.روش بررسی: این تحقیق توصیفی - تحلیلی به روش مقطعی در سال 1383 روی 5000 نفر از دانش آموزان مدارس راهنمایی استان مازندران انجام گرفت. نمونه گیری از نوع تصادفی چند مرحله ای بوده است. از پرسشنامه برای بررسی عوامل فردی، عوامل مکانیکال، سبک زندگی، شیوع و خصوصیات کمردرد استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها:از 5000 دانش آموز مورد بررسی (4813 نفر) 2.‌96 درصد پرسشنامه را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که 15 درصد دانش آموزان در زمان، 4.‌14 درصد در طی یک ماه گذشته، 6.‌15 درصد و طی 6 ماه گذشته و 4.‌17 درصد و در طی یک سال گذشته از کمردرد شاکی بوده اند. کمردرد با سن و برخی از عوامل مکانیکال مانند بلند کردن بار سنگین رابطه داشته است (0.05 P<). نتایج ارتباط معنی داری بین کمردرد با عوامل سبک زندگی مانند وضعیت و مدت زمان تماشای تلویزیون، وضعیت و مدت زمان انجام تکالیف مدرسه نشان می‌دهد. (0.05 P<)نتیجه گیری: نتایج این مطالعه شیوع بالای کمردرد در این گروه و تاثیر عوامل مختلف را نشان می‌دهد. بنابراین مطالعه روی اثر اقدامات مختلف پیشگیرانه در این مقطع سنی ضروری به نظر می رسد.
دکتر وحیده کاظمی‌نژاد، دکتر رامین آذرهوش، دکتر علی‌اصغر مولانا، غلامرضا دهباشی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: مشاوره قبل از اهدا خون و انجام آزمایش ها غربالگری از نظر بیماری‌های منتقله شایع از طریق انتقال خون نظیر هپاتیت B و C و ایدز در تضمین سلامت خون از اهمیت به سزایی برخوردار است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی این بیماری ها نزد اهدا کنندگان خون با مراجعین سرپایی به آزمایشگاه انتقال خون و بررسی صحت روش های تشخیصی الیزا انجام گردید.روش بررسی: این مطالعه توصیفی روش آزمایش های HBSAg، HCV Ab و HIV Ab به روش الیزا روی کلیه نمونه خون های اهدا شده در پایگاه انتقال خون گرگان و بیماران مراجعه کننده به آزمایشگاه این مرکز در سال 1382 انجام گرفت و در صورت مثبت بودن آزمایش الیزا آزمایش های تاییدی نوترالیزاسیون برای HBSAg، RIBA برای HCV Ab و Western blot برای HIV Ab انجام گردید.یافته ها: 5.‌2 درصد اهدا کنندگان در مقایسه با 13 درصد بیماران از نظر HBS Ag و 3 درصد اهدا کنندگان در مقایسه با 8.3 درصد بیماران از نظر HCV ab و 35.‌0 درصد اهدا کنندگان در مقایسه با 04.2 درصد بیماران از نظر HIV مثبت بودند. همچنین در اهدا کنندگان 92 درصد موارد واکنش دار از نظر HBS Ag، 20.1 درصد از نظر HCV Ab و صفر درصد از نظر HIV به روشهای الیزا در روش های تاییدی نیز مثبت شدند. در حالی که در بیماران مراجعه کننده 97 درصد موارد واکنش دار از نظر HBS ag و 47 درصد از نظر HCV ab و 60 درصد از نظر HIV به روش الیزا در روش‌های تاییدی مثبت شدند.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد میزان فراوانی هپاتیت C، B و ایدز نزد بیماران سرپایی که به نحوی جز گروه های پر خطر محسوب می شوند، بیشتر از اهدا کنندگان بوده است و نیز آزمایش HBSAg در مقایسه با آزمون های HIV و HCV به روش الیزا از صحت بالاتری برخوردار است.
دکتر مهرداد روغنی، دکتر توراندخت بلوچ نژاد مجرد، دکتر فرشاد روغنی دهکردی،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: فراسیون سفید گیاهی است که دارای ترکیبات حفاظت کننده و آنتی اکسیدانت نظیر فلاونوئیدها می باشد و شواهدی مبنی بر اثرات هیپوگلیسمیک و هیپولیپیدمیک در صورت تجویز به صورت مکمل دارد. این مطالعه به منظور تحقیق اثر هیپوگلیسمیک و هیپولیپیدمیک تجویز خوراکی این گیاه در مدل تجربی دیابت قندی در موش های صحرایی نر مورد بررسی قرر گرفت.روش بررسی: موش های صحرایی نر به چهار گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با فراسیون، دیابتی، و دیابتی تحت درمان با فراسیون تقسیم بندی شدند. برای دیابتی شدن از داروی استرپتوزتوسین به میزان 60mg/kg به طور داخل صفاتی استفاده گردید. دو گروه تحت تیمار با فراسیون پودر این گیاه مخلوط شده با غذای استاندارد موش (6.25 درصد) را به مدت دو ماه دریافت نمودند.یافته ها: میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته هشتم در مقایسه با هفته قبل از آزمایش نشان داد (P<0.05)، در حالی که میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی تحت درمان با فراسیون کاهش معنی داری را در مقایسه با گروه دیابتی نشان نداد. آنالیز داده های تری گلیسیرید و کلسترول نشان داد که سطح تری گلیسیرید در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته هشتم نسبت به هفته قبل بررسی (P<0.05) نشان می دهد و سطح تری گلیسیرید در هفته هشتم در گروه دیابتی تحت درمان با فراسیون در مقایسه با گروه دیابتی به طور معنی دار پایین تر بود (P<0.05). به علاوه یک کاهش معنی دار در سطح کلسترول سرم در گروه دیابتی تحت درمان با فراسیون در هفته هشتم در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد (P<0.05).نتیجه گیری: تجویز خوراکی بخش هوایی فراسیون در مدل تجربی دیابت قندی فقط موجب کاهش معنی دار سطح تری گلیسیرید و کلسترول سرم می گردد.
دکتر حسن مفیدپور، دکتر سید حسن علوی، دکتر سید عباس طباطبائی یزدی، دکتر مختار جعفرپور،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: مرفین از دسته داروهای ضد درد مخدر علاوه بر خاصیت ضد دردی دارای اثراتی روی ساختار بدن است. این مطالعه به منظور بررسی مرفین روی ساختار کبد موش صحرایی انجام شد.روش بررسی: در این تحقیق تعداد 20 سر موش نر نژاد Balb/C در دو گروه ده تایی کنترل و آزمایش استفاده شد. به گروه آزمایش 15mg/kg مرفین به صورت داخل صفاتی روزانه یک نوبت به مدت 21 روز تزریق شد. به گروه کنترل به همان حجم روزانه نرمال سالین تزریق شد. در روز بیست و دوم کبد موش ها با استفاده از بیهوشی عمومی خارج و به روش معمولی هیستوپاتولوژیک لام تهیه و به طریقه H&E رنگ آمیزی و مورد مطالعه میکروسکوپی قرار گرفت.یافته ها: نکروز کانون های کوچک با انفیلتراسیون آماسی پلی مورف و هسته های نکروتیک نشان از بروز هپاتیت مزمن فعال در گروه های آزمونی دیده شد. همچنین تجمع قطرات ریز چربی در سیتوپلاسم هپاتوسیت ها بروز استئاتوزمیکرووزیکولار و همچنین التهاب در اطراف عروق و فضای پورت را نشان داد. هیچ گونه تغییری در نمونه های گروه شاهد دیده نشد.نتیجه گیری: مصرف مرفین می تواند اختلالات ساختاری در کبد ایجاد نماید.
دکتر میترا جبل عاملی، دکتر سیدجلال هاشمی، دکتر فرناز فاطمی،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: مانور سلیک به منظور جلوگیری از آسپراسیون محتویات معده حین القای بیهوشی به کار می رود. فشردن غضروف کریکویید در این مانور نسبتا دردناک بوده و ممکن است بیمار در سطحی از بیهوشی باشد که انجام این مانور موجب Awareness و Recall گردد. هدف از این مطالعه تعیین توزیع فراوانی Awareness و Recall بعد از اعمال مانور سلیک می باشد.روش بررسی: 100 بیمار کاندیدای اعمال جراحی ارتوپدی با کلاس ASA I , II انتخاب شدند. بعد از توضیح مانور و اخذ رضایت از بیماران به دنبال القای بیهوشی، مانور سلیک با فشار 4.5 کیلوگرم و به روش Single hand انجام شد. سپس علایم Awareness هنگام اعمال مانور و علایم Recall بعد از عمل مورد ارزیابی قرار گرفت. با استفاده از نرم افزار SPSS، توزیع فراوانی Awareness و Recall و آزمون آماری Spearman correlation ارتباط بین شدت آنها مورد ارزیابی قرار گرفت.یافته ها: Awareness در 45 درصد و Recall در 16 درصد موارد دیده شد. توزیع فراوانی شدت Awareness بر اساس گرید یک، دو و سه به ترتیب 16 درصد، 6 درصد و 1 درصد گزارش شد. توزیع فراوانی شدت Recall بر اساس Mild،Moderate و Severe به ترتیبصفر درصد، 15 و 1 درصد به دست آمد. بین شدت Awareness و شدت Recall ارتباط معنی داری به دست آمد (P<0.05).نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای Awareness و Recall متعاقب انجام مانور سلیک و عوارض ناشی از آن بهتر است در نحوه انجام این مانور به ویژه در زمان دقیق اعمال آن تجدید نظر نمود.
دکتر سپیده بخشنده نصرت، دکتر رامین آذرهوش،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1384 )
چکیده

وقوع حاملگی دو قلو که یک قل آن را مول هیداتیدیفرم و قل دیگر آن را جنین و جفت سالم تشکیل دهد، نادر و با شیوع 1 در 22000-100000 می باشد. مشخصه این بیماری وجود تظاهرات بالینی مدل هیداتیدیفرم همراه جنین سالم در کیسه آمینوتیک مجزا از حاملگی مولار است. در این گزارش خانمی با حاملگی اول معرفی می گردد که با خونریزی واژینال و تهوع و استفراغ شدید به کلینیک زنان مراجعه کرد و پس از معاینه بالینی و سونوگرافی تشخیص حاملگی دوقلو همراه با مول هیداتیدیفرم داده شد. اقدامات درمانی مناسب برای بیمار انجام شد و پس از ختم خودبخودی حاملگی تخلیه رحم و پیگیری های لازم به دلیل خطر بالای ایجاد تومور تروفوبلاستیک بارداری صورت گرفت.
دکتر محمد موجرلو، علیرضا شریعتی، غلامرضا محمودی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: در بیماران دیالیزی کاهش تولید اریتروپوئیتین از کلیه ها، عامل اصلی کم خونی به شمار می آید و تزریق اریتروپوئیتین درمان انتخابی رفع کم خونی محسوب می شود. کمبود نسبی یا مطلق آهن شایع ترین علت ایجاد پاسخ نامطلوب در افزایش هموگلوبین به شمار می آید. هدف مطالعه تاثیر آمپول ونوفر بر میزان پاسخ دهی به اریتروپوئیتین در افزایش هموگلوبین بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه تحت همودیالیز بود.روش بررسی: این پژوهش به صورت مقطعی و از نوع نیمه تجربی روی 48 بیماری که در هر هفته سه نوبت دیالیز می شدند و غلظت هموگلوبین سرمی آنها کمتر از 9 gr/dl بود، انجام گردید. به این بیماران به مدت 7 هفته در پایان هر جلسه دیالیز 2000 واحد آمپول اریتروپوئیتین به روش زیرجلدی تزریق شد. پس از پایان تزریق اریتروپوئیتین علاوه بر بررسی مجدد هموگلوبین، سطح سرمی فریتین بیماران نیز اندازه گیری شد. بیمارانی که همچنان هموگلوبین کمتر از 9 gr/dl و فریتین سرم کمتر از 200 ng/dl داشتند، انتخاب شدند 29) نفر(. در این بیماران علاوه بر ادامه تزریق اریتروپوئیتین، در 5 نوبت متوالی به هنگام دیالیز، 100 mg آمپول ونوفر به روش وریدی انفوزیون شد. پس از یک هفته از پایان آخرین دوز تزریق ونوفر، مجددا آزمایش هموگلوبین و فریتین سرم بررسی شد.یافته ها: میانگین هموگلوبین بیماران قبل از شروع تزریق اریتروپوئیتین 7.5 gr/dl و پس از 7 هفته تزریق اریتروپوئیتین 8.5 gr/dl جمع آوری شد. در ادامه مطالعه به دنبال تزریق دوره ای ونوفر میانگین هموگلوبین به 10.4 gr/dl افزایش یافت. میانگین فریتین سرم قبل از تزریق آمپول ونوفر 131 ng/dl و پس از یک هفته از آخرین دوز تزریق ونوفر 237 ng/dl تعیین شد.نتیجه گیری: کمبود آهن نقش کلیدی در پاسخ نامطلوب به تزریق اریتروپوئیتین در افزایش هموگلوبین بیماران همودیالیزی دارد. لذا ضروری است به منظور افزایش پاسخ به درمان با اریتروپوئیتین آهن سرم بیماران نیز سنجیده شود.
هاجر ضیایی هزارجریبی، دکتر محمد آزادبخت، فاطمه عبداللهی، بیژن شعبانخانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای واژینیت تریکومونایی و عوارض شناخته شده مترونیدازول، گیاه درمانی به منظور کاهش عوارض دارویی در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق با هدف تعیین تاثیر عصاره متانولی گیاهان درمنه کوهی (Artemisia aucheri Boiss)، آویشن شیرازی (Zataria multifolora Boiss) و مورد (Myrtus communis L.) بر عفونت تریکومونایی واژن در محیط In-vitro انجام شده است.روش بررسی: این مطالعه روی ترشحات تریکومونایی به دست آمده از 100 بیمار با علامت واژنیت با استفاده از عصاره متانولی گیاهان درمنه کوهی، آویشن شیرازی و مورد انجام شد. پس از نمونه گیری از ترشحات واژن بیماران و تائید انگل به روش مستقیم، انگل در لوله های پنج تایی حاوی محیط کشت در سه (Dorse)، مترونیدازول، دی متیل سولفوکساید (DMSO)، عصاره های 0.1 و 0.01 گیاهان درمنه کوهی، آویشن شیرازی و مورد در DMSO قرار داده شد و تاثیر آنها در زمان های متفاوت )از بدو کشت تا 72 ساعت( بر توقف رشد و از بین رفتن انگل بررسی شد.یافته ها: انگل تریکوموناس تا 72 ساعت در محیط کشت درسه زنده مانده و در مجاورت داروی مترونیدازول یک ساعت بعد و در محیط DMSO بعد از 6 ساعت از بین رفت. زمان تاثیر عصاره درمنه کوهی در غلظت 0.1 درصد یک ساعت و غلظت 0.01 درصد 4 ساعت بعد از کشت بود. زمان تاثیر عصاره آویشن شیرازی در غلظت های 0.1 و 0.01 درصد در بدو کشت بود. زمان تاثیر عصاره مورد در غلظت 0.1 درصد در بدو کشت و در غلظت 0.01 درصد یک ساعت بعد از کشت تعیین شد. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر قابل قبول عصاره گیاهان فوق بر تریکوموناس واژینالیس پیشنهاد می شود تاثیر مواد موثر گیاهان فوق به صورت جداگانه یا ترکیبی از سه گیاه به صورت In vivo بر روی انگل مورد بررسی قرار گیرد.
دکتر افسانه برقعی، دکتر سعیده قره‌جه،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان آلودگی به شپش سر در مناطق مختلف کشور از 0.9 درصد تا 20.5 درصد متغیر بوده و در مناطق روستایی شهرستان گرگان این میزان حدود 10.8 درصد به دست آمده است. با توجه به عوارض آلودگی به شپش در اطفال درمان آن اهمیت خاصی دارد. عوامل متعددی چون شکل دارو و طول دوره درمانی در پذیرش درمان نقش به سزایی دارد. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی دو رژیم درمانی پرمترین و کوتریموکسازول در درمان پدیکولوز سرانجام گرفت.روش بررسی: این مطالعه تجربی (RCT) روی دو گروه 100 نفره دانش آموز دختر مقطع ابتدایی شهرستان گرگان که مبتلا به شپش سر بودند، پس از همسان سازی متغیرهای زمینه ای انجام شد. به یک گروه کوتریموکسازول دو قرص دو بار در روز و به گروه دوم شامپوی پرمترین یک درصد داده شد.یافته ها: میزان بهبود با کوتریموکسازول 59 درصد و در مورد پرمترین 65 درصد بود. دسترسی و استفاده از حمام خانگی روی اثربخشی دارو تاثیر مثبت داشت. (0.05>P).نتیجه گیری: با توجه به میزان اثربخشی دو دارو و عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی موثر بر آن فعلا درمان با رژیم پرمترین نسبت به درمان خوراکی با کوتریموکسازول ارجح است.
دکتر مصطفی حسینی، دکتر داوود شجاعی‎زاده، مشرفه چالشگر، حمیده پیشوا،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: فقر آهن شایع تر ین مشکل تغذیه ای در جهان و یکی از عمده ترین علت های کم خونی می باشد. شیوع فقر آهن و کم خونی ناشی از آن در کشورهای در حال توسعه بیشتر از توسعه یافته است که در این میان بیشترین سهم از آن کودکان و زنان می باشد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر مداخله آموزشی بر آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی قائم شهر به منظور پیشگیری از کم خونی ناشی از فقر آهن انجام شد.روش بررسی: این مطالعه یک مداخله آموزشی بود که روی دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی قائم شهر در بهار 1384 در دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 300 نفر) انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای این مطالعه شامل اطلاعات دموگرافیک و پایه و سوالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد بود. در ابتدای مطاله میزان آگاهی، نگرش و عملکرد همه دانش آموزان به وسیله پرسشنامه ارزیابی شد. سپس برنامه های آموزشی برای گروه مداخله انجام گردید و پس از گذشت 1.5 ماه از مداخله، دو گروه مقایسه شدند. داده ها با استفاده از از نرم افزارهای آماری SPSS(11.5) و STATA(8.0) تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که قبل از آموزش اختلاف معنی داری بین گروه های مورد مطالعه از نظر آگاهی، نگرش و عملکرد وجود نداشت. اما بعد از انجام مداخله آموزشی، افزایش معنی داری در میانگین نمره آگاهی، نگرش و عملکرد گروه مداخله ملاحظه گردید(P < 0.05) . بدین صورت که مداخله آموزشی به اندازه 15 امتیاز در ارتقای آگاهی، 5 امتیاز در ارتقای نگرش و 1.6 امتیاز در بهبود عملکرد تاثیر داشت. هر چند در بین عوامل موثر متغیرهای تحصیلات مادر و شغل پدر بر آگاهی، پایه تحصیلی بر نگرش و تحصیلات مادر بر عملکرد دانش آموزان نیز موثر بود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مداخله آموزشی بر آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر در مورد فقر آهن و کم خونی ناشی از آن تاثیر دارد. بنابراین برنامه های آموزشی در این رابطه برای گروه های سنی نوجوان و جوان پیشنهاد می گردد.
محمدجواد هادیان فرد، محمود حصاریان،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم تونل کارپال شایع ترین گیرافتادگی اعصاب محیطی می باشد. یکی از درمان های متداول این عارضه تزریق کورتیکواستروئید در داخل تونل است. این تحقیق به منظور مقایسه تاثیر تزریق متیل پردنیزولون از طریق کف دست (روش جدید) نسبت به تزریق از پروگزیمال مچ (روش متداول) در درمان سندرم تونل کارپال انجام شد.روش بررسی: این مطالعه آینده نگر و دوسوکور روی 56 مچ دست بیمارانی که بر اساس معیارهای الکترودیاگنوستیک دارای سندرم تونل کارپال خفیف تا متوسط بودند، انجام شد. بیماران به صورت تصادفی دو گروه تقسیم شدند. در روش متداول تزریق از سطح قدامی و پروگزیمال مچ و از بین تاندون عضلات فلکسور کارپی رادیالیس و پالماریس لونگوس انجام می شود. در روش دیگر (روش نوین) سوزن از قسمت کف دست وارد می شود. انجام بررسی های الکترودیاگنوستیک به وسیله یک پزشک و تزریق ها به وسیله پزشک دیگر انجام گرفت، به نحوی که پزشک اول از نوع تزریق اطلاعی نداشت. هر دو گروه قبل از تزریق نمودارهای امتیاز بینایی را تکمیل کردند. گروه اول (کنترل) را با روش متداول و گروه دوم (مطالعه) را با روش جدید مورد تزریق قرار دادیم. بعد از یک ماه بیماران مجددا از نظر نمودارهای امتیاز بینایی و الکترودیاگنوستیک مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه کنترل (متداول) به طور متوسط 4.00 متر بر ثانیه بود. میزان افزایش سرعت هدایت عصبی در گروه مطالعه (روش نوین) به طور متوسط 12.03 متر بر ثانیه بود. میزان بهبودی درد بر اساس نمودار امتیاز بینایی در هر دو گروه تقریبا یکسان و دو واحد کاهش داشت.نتیجه گیری: در روش تزریق جدید میزان بهبودی بیماران از نظر مطالعات الکترودیاگنوستیک سه برابر روش تزریق متداول بود. بنابراین به نظر می رسد که روش تزریق نوین بتواند جایگزین مناسبی نسبت به روش تزریق متداول در درمان سندرم تونل کارپال باشد.
فوزیه بخشا، ناصر بهنام پور،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: احیای قلب و ریه (CPR) سلسله اعمالی است که به وسیله افراد آگاه و حاضر در صحنه برای بازگرداندن قلب و ریه انجام می شود. این مطالعه با هدف سنجش تاثیر آموزش CPR بر آگاهی پرستاران شاغل در مراکز درمانی نسبت به احیای قلبی - ریوی انجام شد.روش بررسی: این مطالعه به صورت کارآزمایی گروهی و به روش قبل و بعد از اجرا روی 26 نفر از پرستاران شاغل در دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد. ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه و شامل 43 پرسش آگاهی بود. به طوری که پاسخگویی به سوالات نیاز به آگاهی از اصول احیای مقدماتی و پیشرفته را داشت که بین شرکت کنندگان توزیع و در حضور محقق قبل و بعد از اتمام آموزش تکمیل و گردآوری گردید. شیوه آموزش به صورت سخنرانی و روش اجرای عملی بر روی مانکن طی 2 روز، هر روز 8 ساعت و به صورت کارگاهی در دو بخش پایه و پیشرفته انجام گرفت. با توجه به کیفی بودن داده ها، از آزمون ویلکاکسون استفاده شد. سطح معنی داری در کلیه آزمون ها a=0.01 در نظر گرفته شد.یافته ها: از 26 پرستار لیسانس انتخاب شده، 57.7 درصد مرد و 42.3 درصد زن با میانگین سنی 35.54±5.99 و با میانگین سابقه کار 10.35 بودند. آگاهی در مورد آریتمی های شایع منجر به مرگ و پروتکل های درمانی متداول قبل از آموزش بسیار پایین و نیز در مورد دارو درمانی چندان مناسب نبود. پس از آموزش میزان آگاهی به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافت. البته در بعضی موضوعات مانند علایم ایست قلبی، اقدامات اولیه در برخورد با بیمار دچار ایست قلبی- ریوی، مانورهای باز کردن راه هوایی و چگونگی انجام ماساژ افزایش آگاهی قابل ملاحظه نبود.نتیجه گیری: نتایج این تحقیق بیانگر آگاهی بسیار کم پرستاران در موردآریتمی های شایع منجر به مرگ، چگونگی برقراری گردش خون و داروهای مورد، مانور هایملیش و چگونگی انجام آن بود. همچنین این تحقیق نشان داد که دوره های آموزشی می تواند بر افزایش آگاهی پرستاران تاثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد.
عبدالرحمان چرکزی، قربان محمد کوچکی، محمدتقی بادله، شهربانو گزی، زلیخا اکرامی، فوزیه بخشا،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : فشارخون بالا یکی از مهم‌ترین عوامل خطر بروز بیماری‌های قلبی- عروقی و شایع‌ترین عامل بروز نارسایی قلبی و سکته مغزی در بسیاری از کشورها و شایع‌ترین عامل نارسایی کلیوی است. این مطالعه با هدف ارزشیابی تاثیر آموزش از طریق الگوی اعتقاد بهداشتی بر دانش، نگرش و عملکرد کادر پرستاری شهر گنبدکاووس درباره بیماری پرفشاری خون صورت گرفت. روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی روی 136 نفر از کادر پرستاری شهر گنبد در سال 1384 که به صورت تصادفی طبقه‌ای از میان 370 کارکنان شاغل انتخاب شدند، انجام گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه و چک لیست مشاهده بود. در ابتدا میزان دانش، نگرش و عملکرد افراد مورد مطالعه به وسیله این ابزار مورد بررسی قرار گرفت. سپس نیازهای آموزشی آنان مشخص و برنامه‌ای آموزشی بر مبنای الگوی اعتقاد بهداشتی طراحی، تدوین و اجرا گردید. سه ماه پس از اجرای برنامه آموزش میزان دانش، نگرش و عملکرد نمونه‌های مورد مطالعه از طریق همان پرسشنامه و چک لیست، تعیین و با یافته‌های به دست آمده از مرحله اولیه (pre-test) مقایسه گردید. برای دستیابی به میزان تاثیرآموزش از آزمون‌های آماری ویلکاکسون، تی مستقل، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته‌ها: میانگین نمرات دانش، منافع درک شده، موانع درک شده، تهدید درک شده، نگرش (مجموع اجزاء مدل اعتقاد بهداشتی) و عملکرد قبل از آموزش به ترتیب برابر با 68/9، 76/23، 63/25، 82/22، 99/71 و 55/4 بود که بعد از آموزش همه آنها افزایش نشان داده و به ترتیب به 66/16، 06/26، 94/28، 98/24، 08/80 و83/4 رسید. نتایج نشان داد که آموزش کادر پرستاری ازطریق الگوی اعتقاد بهداشتی سبب ارتقاء دانش و تغییر نگرش و همچنین سبب بهبود عملکرد آنان می‌شود (05/0P<). بین متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، سابقه کاری و زمینه خانوادگی مثبت با میزان دانش، نگرش و عملکرد ارتباط معنی‌دار مشاهده نشد. ولی بین متغیرهای رده شغلی، میزان تحصیلات و بخش کاری با دانش قبل از آموزش و عملکرد قبل از آموزش و همچنین بین متغیر واحد سازمانی با نگرش قبل از آموزش ارتباط معنی‌دار مشاهده شد (05/0P<). نتیجه‌گیری : این مطالعه نشان‌دهنده ضرورت آموزش دوره‌ای کادر پرستاری در خصوص پرفشاری خون با استفاده از یک مدل آموزشی مناسب و برنامه‌ریزی شده می‌باشد.
ندا مهرداد، دکتر مهوش صلصالی، دکتر انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : استفاده از تحقیقات در فعالیت‌های پرستاری مراقبتی با کیفیت و هزینه اثربخش را ایجاد، پیامد مراقبتی را ارتقاء می‌دهد و اعتبار حرفه‌ای پرستاران را موجب می‌گردد. علی‌رغم افزایش در کمیت و کیفیت تحقیقات پرستاری استفاده از یافته‌های تحقیق در عملکرد پرستاران ناچیز است. یکی از موانع انجام تحقیق در ایران به‌کارگیری نتایج تحقیق است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل تسهیل کننده و بازدارنده استفاده از یافته‌های تحقیق در عملکرد بالینی از نظر پرستاران انجام شد. روش بررسی : این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی بود. پرسشنامه مورد استفاده به دو بخش تقسیم گردید. بخش اول نمایی از اطلاعات علمی و حرفه‌ای پاسخ‌دهندگان را جویا شد و بخش دوم برگرفته از مقیاس موانع فانک بود. یک سوال باز پاسخ عوامل تسهیل کننده به‌کارگیری نتایج تحقیق در عملکرد بالینی را مورد بررسی قرار داد. برای کسب اعتبار پرسشنامه از روایی صوری و محتوا با نظر محققین پرستاری استفاده گردید. یافته‎ها : حاصل تحلیل عاملی چهار عامل شناسایی و تحت عناوین محدودیت‌های سازمان، کیفیت تحقیق، ارزش‌ها، مهارت و آگاهی پرستار و ارائه نتایج تحقیق نام‌گذاری شد. مانع «عدم آگاهی کافی پرستاران از روش تحقیق» تحت بارگذاری هیچ‌یک از عوامل قرار نگرفت. سه مانع اول «نداشتن وقت کافی برای پرستاران برای مطالعه تحقیقات انجام شده، نبودن تسهیلات کافی به منظور به‌کارگیری یافته‌های تحقیق و به عمل در آوردن آن، احساس عدم اختیار برای تغییر در روش‌های مراقبتی بیماران» گزارش شد. همه پاسخ‌دهندگان تسهیل کننده‌هایی را برای افزایش استفاده از تحقیق پیشنهاد نمودند که مهم‌ترین آنها منابع انسانی، عوامل سازمانی و فردی بود. نتیجه‎گیری : یافته برجسته این مطالعه اهمیتی بود که شرکت کنندگان به حمایت سازمان در استفاده از نتایج تحقیق می‌دادند. توجه به سه مانع اول بازتابی از عملکرد سنتی سازمان است. لازم است سازمان‌ها به پرستار اختیار و استقلال تغییر در روش‌های مراقبتی و درمانی بیماران را بدهند و تسهیلاتی را فراهم آورند که وی قادر باشد در جهت تغییر روش‌های مراقبتی براساس شواهد قدم بردارد.
دکتر سیدمهران حسینی، دکتر علیرضا عسگری، دکتر حسینعلی مهرانی، دکتر علی خوش باطن،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : سیناپتوزوم به عنوان مدلی In Vitro واجد خواص منحصر به فردی است. لذا روش کلی تهیه و کاربرد آن در مطالعه پروتئین‌های غشای پیش‌سیناپسی معرفی می‌گردد. روش بررسی: این مطالعه با استفاده از 5 سر موش انجام و در هر آزمایش سیناپتوزوم‌ها از مخچه یک موش تهیه شد. تایید سلامت نمونه‌ها به کمک شاخص‌های بیوشیمیایی و مورفولوژیک و فعالیت فیزیولوژیک آنها براساس پاسخ ترشحی به دپولاریزاسیون غشاء مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها: فعالیت آنزیم لاکتات دهیدروژناز (LDH) بعد از تخریب غشاء نسبت به نمونه‌های سالم افزایش داشت (8/19 ، 5=n). دپولاریزاسیون غشاء با غلظت 15 میلی‌مولار یون پتاسیم رهایش سیناپتوزومی میانجی عصبی اگزوژن را به‌طور معنی‌داری افزایش داد (76/03 برابر نسبت به حالت پایه ، 5=n). در میکروگراف‌های تهیه شده، غشای پلاسمایی، میتوکندری و وزیکول‌های سیناپسی مشاهده شدند. نتیجه‌گیری : رفتار ترشحی سیناپتوزوم به غلظت پتاسیم محیط وابسته بوده و بررسی مستقیم رهایش پایه و تحریک شده میانجی عصبی را فراهم می‌نماید. استفاده از سیناپتوزوم به دلیل سهولت، کارایی بالا و امکان تهیه از نمونه‌های انسانی رو به گسترش است.
محمدمهدی اصلانی، علی صادق شش پلی، سیاوش صادقیان، محمد یوسف علیخانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1386 )
چکیده

زمینه و هدف :  اشریشیاکلی‌های تولیدکننده شیگاتوکسین (STEC) به سروتایپ‌های مختلفO تعلق داشته و یکی از عوامل اتیولوژیک اسهال می‌باشند. سویه‌های STEC نه تنها به عنوان عامل انتریت همراه با سالمونلاهای غیرتیفوئیدی و کمپیلوباکتر مطرح می‌باشند، بلکه عامل ایجاد دو عارضه مهم سندرم اورمی همولیتیک و کولیت هموراژیک نیز هستند. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی اشریشیاکلی تولیدکننده شیگاتوکسین در بیماران با کولیت هموراژیک مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های تهران بود.

روش بررسی : در این پژوهش فراوانی اشریشیاکلی‌های تولیدکننده شیگاتوکسین (STEC) در افراد با کولیت هموراژیک در دو جمعیت انسانی شامل افراد مبتلا به کولیت هموراژیک (گروه بیماران 70 نمونه) و افراد دارای اسهال (گروه کنترل 70نمونه)در 6 ماه اول سال 1383 مورد بررسی قرار گرفت. برای جستجوی ژن stx و یافتن سویه‌های STEC از روش PCR و برای شناسایی سروگروپ‌های STEC از روش آگلوتیناسیون روی لام با استفاده از آنتی‌سرم‌های اختصاصی استفاده گردید. سپس با تکثیر ژن flic و برش محصول PCR با آنزیم HhaΙ و مقایسه با بانک اطلاعاتی ژن flic سروتیپ‌های سویه‌ها مشخص گردید.

یافتهها : 2 نمونه (9/2 درصد) از جمعیت بیماران مبتلا به کولیت هموراژیک و 12 نمونه (1/17 درصد) از جمعیت افراد اسهالی دارای STEC بودند. این یافته‌ها حاکی از آن است که بین جداسازی STEC و کولیت هموراژیک ارتباط معنی‌داری وجود نداشت. ولی بین اسهال و جداسازی STEC رابطه معنی‌داری وجود داشت(05/0P<). سروتیپ‌هایی که دراین مطالعه جدا شدند عبارتند از: O142:H48 در گروه بیماران و O111:H23,O26:H4,O126:H6,O126:H47 در گروه کنترل که در هیچ گزارشی از آنها به عنوان عامل کولیت هموراژیک یاد نشده است.

نتیجهگیری : با توجه به نتایج به دست آمده، رابطه مشخصی میان STEC و کولیت هموراژیک در جمعیت مورد مطالعه این تحقیق مشاهده نشد. عدم وجود ارتباط بین جداسازی  STEC و کولیت هموراژیک می‌تواند ناشی از عدم وجود سروتیپ‌های شایع در این عارضه مانند سروتیپO157:H7 در ایران باشد.



صفحه 3 از 20     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 2.28 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)