[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87043068
h-index3617
i10-index25569
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
390 نتیجه برای مو

سعید کوکلی، امید مومن، امید کر، سیدمحسن حسینی نژاد،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کپسولیت چسبنده (Adhesive capsulitis) جزء شایع‌ترین اختلالات شانه بویژه در بیماران دیابتی بوده و درمان آن تاکنون مورد چالش است. کپسولیت چسبنده با افزایش تدریجی درد شانه و شروع خود به خودی و محدودیت حرکات فعال و غیرفعال مفصل گلنوهومورال در همه جهات شروع می‌شود. در ۹۰ درصد موارد به درمان محافظه‌کارانه جواب می‌دهد؛ اما اگر بهبودی علامتی بعد از ۶-۳ ماه به دنبال درمان محافظه‌کارانه حاصل نگردد؛ بایستی درمان جراحی شامل آزادسازی کپسول به صورت آرتروسکوپیک یا باز را در نظر گرفت. این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی روش درمانی غیرجراحی و روش آرتروسکوپیک بر عملکرد و درد شانه بیماران دیابتی مبتلا به کپسولیت چسبنده شانه انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 48 بیمار دیابتی (16 مرد و 32 زن) با میانگین سنی 53.56±15.93 سال مبتلا به کپسولیت چسبنده شانه مراجعه کننده به درمانگاه ارتوپدی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر شهرستان گرگان طی سال‌های 1401-1400 انجام شد. در ابتدا بیماران تحت نظارت فلوشیپ شانه تحت درمان محافظه‌کارانه به مدت ۳ ماه قرار گرفتند و بیمارانی با عدم بهبودی کلینیکی مقاوم به درمان‌های محافظتی بعد از ۶ ماه، وارد مطالعه شدند. بیماران با انتخاب خود در یکی از دو گروه روش درمانی غیرجراحی (درمان محافظه‌کارانه) و گروه روش جراحی آرتروسکوپیک (آزادسازی آرتروسکوپیک شانه) قرار گرفتند. نتایج فانکشنال و محدودیت حرکت شانه بیماران بر اساس معیار DASH دو گروه در پیش‌آزمون و پس از گذشت 3 ماه و 6 ماه از انجام مداخله مورد مقایسه قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آماری توصیفی ارایه شد. سپس نتایج فانکشنال و محدودیت حرکت شانه ارزیابی شدند.

یافته‌ها: میانگین نمره عملکرد شانه 3 ماه و 6 ماه پس از انجام مداخله در گروه عمل جراحی آزادسازی آرتروسکوپیک (45.80±19.32 و 43.10±14.12) کمتر از گروه درمان محافظه‌کارانه (67.89±17.46 و 72.10±15.16) تعیین شد (P<0.05). میانگین و انحراف معیار نمره علایم مانند درد، سوزش، ضعف و سفتی شانه 3 ماه و 6 ماه بعد از مداخله در گروه عمل جراحی آزادسازی آرتروسکوپیک (12.70±5.66 و 10.02±4.06)  کمتر از گروه درمان محافظه‌کارانه (19.83±8.17 و 21.14±9.37) تعیین شد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: کاهش میزان عملکرد و شدت علایم شانه بیماران در زمان‌های 3 ماه و 6 ماه بعد از مداخله در گروه عمل جراحی آزادسازی آرتروسکوپیک موثرتر از گروه درمان محافظه‌کارانه ارزیابی شد.


لیلا صبوری، عباس معمارباشی، محسن برغمدی، زلجکو زیلیک، امیر فتح الهی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم درد پاتلوفمورال از جمله علل شایع درد قدامی زانو در نوجوانان و افراد زیر 60 سال است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات زنجیره جنبشی بسته بر تغییرات دینامیک فشار کف پای زنان مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 30 دانشجوی دختر در محدوده سنی 35-20 سال در دو گروه 15 نفری مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال و سالم در دانشگاه محقق اردبیلی طی سال 1402 انجام شد. گروه مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال دارای سابقه درد حداقل بیش از دوماه و حداکثر یک سال بودند. گروه تجربی تمرینات زنجیره جنبشی بسته را سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته اجرا کردند. اندازه‌گیری متغیرهای فشار کف پا با دستگاه فوت اسکنر فشاری (نمونه‌برداری 300 هرتز) انجام شد.

یافته‌ها: اوج نیروها در انگشت اول در گروه سالم (64.91±28.69) و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (215.19±60.28) طی دویدن با سرعت آهسته کاهش آماری معنی‌داری داشت و زمان رسیدن به اوج نیروی عکس‌العمل زمین در گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (49.65±44.332) طی پس آزمون در سرعت آهسته افزایش آماری معنی‌داری پیدا کرد (P<0.05). همچنین نیروی خارجی پاشنه (153.97±3.62) و پنجمین استخوان کف پایی (65.19±19.77) در گروه سالم طی پس آزمون کاهش آماری معنی‌داری در مقایسه با گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی دویدن با سرعت تند داشت (P<0.05). در گروه سالم و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی پس آزمون متغیرهای جابجایی مرکز فشار در ناحیه داخلی-خارجی و قدامی-خلفی در سرعت آهسته و تند طی دویدن کاهش آماری معنی‌داری یافتند (P<0.05). همچنین در گروه سالم جابجایی مرکز فشار در انگشت اول در مرحله پس آزمون (64.5±51.08) طی دویدن با سرعت تند کاهش آماری معنی‌داری پیدا کرد (P<0.05).

نتیجه‌گیری: تمرینات زنجیره جنبشی بسته باعث کاهش معنی‌دار در متغیرهای فشار کف پا در زنان مبتلا به سندرم پاتلوفمورال و زنان سالم می‌گردد.


آفاق ضامن قدیرلی، حسام الدین بابایی، مرضیه گودرزی، سهیل شهرامی راد، عارف آرمین فر، علیرضا عوض زاده، بهروز یحیایی، لیلا خجسته،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از کتامین به عنوان یکی از مشتقات فن‌سیکلیدین‌ها به عنوان ماده بیهوشی در عمل‌های جراحی، همچون داروهای دیگر می‌تواند با عوارض متعددی بر اندام‌های مختلف بدن همراه باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کتامین تزریقی بر تغییرات بافت‌شناسی کبد نوزادان متولد شده از موش‌های صحرایی ماده باردار تحت بیهوشی کوتاه مدت و بلند مدت انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 15 سر موش صحرایی ماده باردار از نژاد ویستار به صورت تصادفی به سه گروه پنج تایی شامل کنترل، بیهوشی کوتاه مدت (کتامین تزریقی mg/kg/bw 25 سه بار در هفته به مدت 4 هفته) و بیهوشی بلند مدت (کتامین تزریقی mg/kg/bw 75 یک‌بار در هفته به مدت 4 هفته) تقسیم شدند. پس از زایمان و طی دوره شیردهی هنگامی که سن نوزادان به دو هفته رسید؛ به منظور نمونه‌گیری بافتی ابتدا نوزادان موش‌های صحرایی توسط 7 واحد کتامین و 3 واحد زایلازین بیهوش و قربانی شدند و نمونه‌گیری بافتی انجام شد. نمونه‌های بافتی با ضخامت ۵ تا ۶ میکرون جدا شده و پس از ثابت‌سازی در فرمالین توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند.

یافته‌ها: در گروه بیهوشی کوتاه مدت در وریدهای مرکز لوبولی متسع و تجمع مایع با نمره شدت تغییرات 2 و برخی از هپاتوسیت‌ها دارای روند دژنراتیو نکروتیک و سیتوپلاسم اسیدوفیلیک و تیره با نمره شدت تغییرات 1 رویت شدند. در گروه بیهوشی بلند مدت بافت کبد تغییرات پرخونی در فضای پورت با نمره 1 و نیز افزایش اتساع فضاهای سینوزوئیدی و وریدهای مرکز لوبولی دارای اندازه‌های مختلف و بی‌نظمی با شدت تغییرات 1 مشاهده شد که در برخی از آنها تجمع مایع و خون نیز دیده شد. در گروه کنترل ساختارهای سلولی به صورت کاملاً منظم حفظ شده بود و نمره شدت تغییرات صفر تعیین شد.

نتیجه‌گیری: مصرف کتامین در موش‌های باردار می‌تواند سبب ایجاد تغییرات هیستوپاتولوژیک در بافت کبدی نوزادان آنها شود که در گروه بلندمدت نسبت به کوتاه‌مدت و کنترل، این تغییرات مخرب مشهودتر بود.


محبوبه زاهدی، کاظم شریعت نیا، افسانه خواجوند خوشلی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال مصرف مواد از جمله معضلات جمعیت جوان در دنیا و نیز در کشور ما محسوب می‌شود که علاوه بر مشکلات جسمی، عواقب روانی نیز به دنبال دارد. رفتارهای پرخاشگرانه از جمله عوارض رفتاری ناشی از سومصرف مواد هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر طرحواره درمانی گروهی بر رفتارهای پرخاشگرانه مبتلایان به اختلال مصرف مواد مخدر انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌تجربی روی 42 مرد مبتلا به اختلال مصرف مواد مخدر مقیم در مرکز جامع درمان هیرکانیان در گرگان طی سال 1400 انجام شد. پروتکل طرحواره درمانی 8 جلسه‌ای تلفیقی در گروه تجربی اجرا شد. پروتکل طرحواره درمانی شامل تکنیک‌های شناختی (آزمون اعتبار طرحواره‌ها)، ارزیابی مزایا و معایب سبک‌های مقابله‌ای، راهبردهای تجربی مانند تصویرسازی ذهنی و ایفای نقش در گروه، گفت و گوی ذهنیت‌ها و بررسی و تمرین رفتارهای سالم به عنوان راه‌حل جایگزین در برابر مهم‌ترین رفتارهای مشکل‌ساز بود. نمره پرسشنامه رفتار پرخاشگری Buss و Perry سال 1992 در پیش آزمون و پس آزمون بین دو گروه کنترل و مداخله مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره پرخاشگری پس آزمون گروه مداخله (79.619±12.212) در مقایسه با گروه کنترل (107.476±7.890) به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: روش طرحواره درمانی در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مخدر، اثربخش ارزیابی شد.


محمد شکرزاده، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد کرمی، سمانه سادات بشارت،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دوستاکسل یکی از داروهای شیمی‌درمانی موثر برای درمان سرطان ریه است؛ اما اثرات جانبی و سمیت سلولی آن محدودیت‌هایی در کاربرد آن ایجاد کرده است. ترکیبات طبیعی مانند کارواکرول و تیمول به دلیل خواص ضدسرطانی و ضدالتهابی به‌عنوان عوامل کمکی برای کاهش سمیت و افزایش اثربخشی داروهای شیمی‌درمانی مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مطالعه به منظور تعیین اثر هم‌افزایی کارواکرول و تیمول بر سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در رده سلولی A549 با ارزیابی حیات سلولی و استرس اکسیداتیو انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی اپیتلیال مشتق شده از بافت سرطانی ریه (A549) در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران طی سال 1402 انجام شد. سلول‌های A549 تحت پیش تیمار با غلظت‌های مختلف کارواکرول و تیمول (5، 10، 20، 40، 80 ،100 و 200 میکروگرم بر میلی‌لیتر) با دوز آسیب‌زای دوستاکسل (8.92 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در بازه زمانی 48 ساعت قرار گرفتند. سمیت سلولی توسط تست MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای سنجش میزان ROS سلول با معرف DA-DCFH و میزان MDA با استفاده از معرف تیوباربیتوریک اسید (TBA) انجام شد.


یافته‌ها: کارواکرول و تیمول اثرات سیتوتوکسیک دوستاکسل را در غلظت‌های 5-200 میکروگرم بر میلی‌لیتر کاهش دادند (P<0.05). ارزیابی سمیت سلولی نشان داد که کارواکرول و تیمول در غلظت 200 میکروگرم بر میلی‌لیتر (1.64±98.11%) نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلی‌لیتر (2.03±54.64%) اثر افزایشی بارزتری از خود نشان دادند. از طرفی این دو ترکیب به‌طور معنی‌دار استرس اکسیداتیو ناشی از دوستاکسل را از طریق کاهش تولید گونه‌های فعال اکسیژن (ROS) و مالون‌دی‌آلدهید (MDA) اعمال کردند. (P<0.05). به‌طوری که در غلظت 200 میزان ROS و MDA به ترتیب 0.09±13.57% و 0.003±0.55% نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلی‌لیتر به ترتیب 0.59±20.50% و 0.01±0.98% اثر مهاری بارزتری بر رشد سلول‌های سرطانی از خود نشان دادند.

نتیجه‌گیری: کارواکرول و تیمول به عنوان ترکیبات پتانسیل بالا در بهبود عملکرد سلولی و کاهش سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در سلول‌های سرطانی A549 موثر ارزیابی شدند.


مرضیه نوشیروانپور کوچکسرایی، حسین عرب زاده، معصومه حبیبیان،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین‌D در افراد چاق بسیار شایع است و مکانیسم‌های مختلفی می‌تواند در آن دخیل باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی تمرین تناوبی شدید و مصرف ویتامین D بر سطح مارکرهای التهابی TGF-β1 و TNF-α در زنان جوان با کمبود ویتامین D انجام شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 39 زن کم‌تحرک با کمبود ویتامین‌D به‌طور تصادفی در سه گروه کنترل، تمرین دویدن تناوبی شدید و ترکیبی (تمرین+ ویتامین‌D) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 12 تکرار یک دقیقه‌ای دویدن با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب حداکثر و یک دقیقه استراحت فعال با شدت 50 درصد ضربان قلب حداکثر و 3 جلسه در هفته بود. ویتامین‌D به صورت هفتگی با دوز 50000 واحد مصرف شد. سطح مارکرهای التهابیTGF-β1  و TNF-α قبل و بعد از مداخله اندازه‌گیری و مقایسه گردید.

یافته‌ها: سطح هر دو مارکر التهابیTGF-β1  و TNF-α پس از 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید با و بدون مصرف ویتامین ‌D در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میانگین درصد تغییرات TGF-β1 و TNF-α گروه ترکیبی در مقایسه با مداخله تمرینی بدون ویتامین D به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P<0.05).

نتیجه‌گیری: هر دو مارکر التهابی  TGF-β1و TNF-α متعاقب 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید در آزمودنی‌های مورد مطالعه کاهش یافت و این کاهش در گروه دریافت کننده ویتامین D بیشتر بود.


شمیم مسلمی، مقدسه جهانشاهی، فاطمه سادات حسینی، سمیه لیوانی، سیما بشارت،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: موفقیت بارداری در زنان نابارور به عوامل متعددی از جمله کیفیت تخمک، عوامل ایمنی و میزان پذیرش اندومتر بستگی دارد. برای ارزیابی میزان ذخیره تخمدان به سن، هورمون محرک فولیکولی، هورمون آنتی‌-مولرین و تعداد فولیکول‌های آنترال تخمدان توجه می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین رابطه بین تعداد فولیکول‌های آنترال (Antral Follicles Count: AFC) و هورمون آنتی-مولرین (Anti-Mullerian Hormone: AMH) با پاسخ تخمدانی در زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 50 زن (میانگین سنی 33.88±5.32 سال) کاندیدای روش‌های کمک باروری (Assisted Reproductive Technology: ART) مراجعه کننده به مرکز ناباروری نهال مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی در سال 1399 انجام شد. سطح هورمون آنتی-مولرین، هورمون تحریک کننده فولیکول (FSH)، هورمون لوتئینیزه کننده (LHشمارش کامل سلول‌های خونی (CBC)، آزمایشات عملکرد کبدی (LFT)، آزمایش عملکرد تیروئید (TFT)، میزان نیتروژن اوره خون (BUN)، کراتینین (Cr) و پرولاکتین (PRL) با روش ارزیابی جذب ایمنی با واسطه واکنش آنزیمی (ELISA) و FSH با روش رادیوایمونواسی (RIA)  اندازه‌گیری شدند. سونوگرافی واژینال برای تعیین تعداد فولیکول‌های آنترال (AFC) در روز سوم قاعدگی انجام شد.

یافته‌ها: میانگین مدت ناباروری 4.8±2.8 سال بود. تعداد 33 نفر (66 درصد) از زنان ناباروری اولیه داشتند. در 35 نفر (70 درصد) علت ناباروری عامل زنانه بود. میانگین و انحراف استاندارد سطح سرمی هورمون آنتی-مولرین ng/ml 4.8±4 و تعداد فولیکول‌های آنترال ng/ml 9±5 بود. پاسخ ضعیف تخمدان به درمان در 8 درصد موارد مشاهده شد. پاسخ تخمدانی ارتباط آماری معنی‌داری با تعداد فولیکول‌های آنترال داشت (P<0.05). بین شاخص‌های AFC و AMH و پاسخ تخمدانی رابطه آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: شاخص‌های AFC و AMH می‌توانند برای پیش‌بینی پاسخ تخمدانی در نظر گرفته شوند.


محمد خواجه نوری، مسعود فریدونی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سکته مغزی یکی از عوامل اصلی مرگ‌ومیر و ناتوانی در سطح جهانی به‌شمار می‌رود. مسمومیت ناشی از تحریک، التهاب عصبی، استرس اکسیداتیو و نیتروزاتیو ناشی از ایسکمی / رپرفیوژن مغزی منجر به مرگ سلولی، ادم مغزی و اختلالات شناختی-رفتاری مانند اختلال در حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مینوسایکلین بر اختلالات رفتاری-شناختی القا شده توسط ایسکمی سرتاسری مغزی انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 56 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار 220-280 گرمی در دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. حیوانات به‌طور تصادفی در گروه کنترل، گروه حلال، گروه جراحی، گروه جراحی + حلال + ایسکمی/ریپرفیوژن، گروه جراحی + ایسکمی/ریپرفیوژن و گروه‌های دریافت کننده مینوسایکلین (تجویز داخل صفاقی) در دوزهای 45 ، 22.50 و 11.25 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن تقسیم شدند. در زمان‌های مشخص پس از جراحی القا ایسکمی / رپرفیوژن، به منظور القا ایسکمی/ ریپرفیوژن مغزی سرتاسری از روش جراحی و مسدودسازی شریان‌های کاروتید به مدت زمان 20 دقیقه استفاده شد. سی دقیقه پس از اتمام این روش، تزریق داخل صفاقی دارو یا حلال در روز صفر انجام شد. این تزریق‌ها به مدت هفت روز متوالی در یک ساعت خاص انجام شد. در روز هفتم، رفتار اضطراب با استفاده از Open-field سنجش شد. Y-Maze برای ارزیابی حافظه کوتاه مدت و Morris water maze برای ارزیابی حافظه بلند مدت فضایی و نیز ارزیابی حافظه معکوس در روزهای بعد استفاده شد.

یافته‌ها: در آزمون Y-maze، ایسکمی موجب کاهش 33 درصد عملکرد حافظه کوتاه‌مدت شد (P<0.05). مینوسایکلین با دوزهای 22.5 و 45 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب باعث بهبود 20 درصد و 25 درصد حافظه کوتاه مدت نسبت به گروه ایسکمی شد (P<0.05). در آزمون فضای باز، ایسکمی موجب کاهش 66 درصد حضور در مرکز میدان و افزایش اضطراب شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین اضطراب را ۳۲درصد نسبت به گروه ایسکمی کاهش داد (P<0.05). در آزمون Morris Water Maze، ایسکمی موجب افزایش زمان یافتن سکو در روزهای ۲ تا ۴ شد (P<0.05).مینوسایکلین در دوزهای 22.5 و 45 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن، زمان یافتن سکو را به‌طور معنی‌داری کاهش داد (P<0.05). در فاز معکوس آزمون Morris، ایسکمی موجب افت عملکرد حافظه بلندمدت شد (P<0.05). مینوسایکلین در دوزهای 11.25 ، 22.5 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عملکرد را به‌طور معنی‌داری بهبود داد (P<0.05). در آزمون‌های پروب، ایسکمی موجب کاهش حضور در ربع هدف به میزان 54 درصد در پروب 1 و 47 درصد در پروب ۲ شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین حضور در ربع هدف را در پروب ۱ به میزان 45 درصد و در پروب 2 به میزان 34 درصد افزایش داد (P<0.05). هیچگونه تغییر آماری معنی‌دار در فعالیت‌های حرکتی بین گروه‌ها مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: مینوسایکلین، به‌ویژه در دوزهای 22.5 و 45 میلی‌گرم بر کیلوگرم می‌تواند عملکرد شناختی، حافظه و اضطراب را بدون ایجاد اختلال در فعالیت‌های حرکتی پس از ایسکمی مغزی بهبود بخشد.


سیدمحمد آریا، مریم زاهدی، فاطمه محمدزاده، علیرضا سیدی نیاکی، سمیه قربانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کم کاری تیروئید سندرم بالینی است که در نتیجه نقص در تولید هورمون‌های تیروئید رخ می‌دهد. علیرغم طبیعی شدن سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) با درمان لووتیروکسین، بسیاری از بیماران همچنان علائم باقی‌مانده را تجربه می‌کنند که پرسش‌هایی را در مورد کفایت درمان استاندارد ایجاد می‌کند یا درمان‌های دیگر مثل ترکیب لووتیروکسین همراه لووتیرونین ممکن است در بعضی کارایی بیشتری داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان علائم باقی‌مانده پس از طبیعی شدن TSH در بیماران هایپوتیروئیدی شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 بیمار (193 زن و 7 مرد) با میانگین سنی 41.81±12.25 سال مبتلا به کم‌کاری تیروئید تحت درمان منظم و TSH طبیعی شده مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی غدد درون ریز در شهر گرگان طی سال 1401 انجام شد. از افراد واجد شرایط خواسته شد تا چک لیستی را که علائم شایع کم‌کاری تیروئید شامل احساس خستگی، خشکی پوست، افزایش وزن، عدم تحمل سرما، یبوست، گرفتگی عضلانی، پف آلودگی پلک‌ها و صورت و ریزش موها را ارزیابی می‌کند؛ تکمیل کنند. داده‌های پاراکلینیکی شامل سطوح TSH و Anti-TPO نیز جمع‌آوری شدند.

یافته‌ها: شایع‌ترین علائم باقیمانده کم‌کاری تیروئید خستگی (74.2%) ، عدم تحمل سرما (73.7%) و خشکی پوست (73.2%) بودند. بین شاخص توده بدنی (BMI) و خشکی پوست ارتباط آماری معنی داری یافت شد (P<0.05). با این حال، هیچ ارتباط معنی‌داری بین سطح TSH و تداوم علائم یافت نگردید.

نتیجه‌گیری: علی‌رغم TSH طبیعی، علائم کم‌کاری تیروئید شامل احساس خستگی، عدم تحمل سرما و خشکی پوست در بیش از 70 درصد موارد، باقی می‌ماند.


سعید شهرانی کرانی، محمد ربیعی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از شایع‌ترین ناهنجاری‌ها در نتیجه خارج شدن راستای زانو از وضعیت طبیعی، زانوی پرانتزی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات اصلاحی رایج و بازی‌های اصلاحی بر چابکی، توان و تعادل پویای دانش‌آموزان پسر با زانوی پرانتزی انجام شد.

روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 42 دانش‌آموز پسر 13-10 ساله دارای زانوی پرانتزی در شهرستان کوهرنگ از استان چهارمحال و بختیاری طی سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس بر اساس فاصله بین کندیل‌های داخلی فمورال بیش از 2 سانتی‌متر تشخیص داده شد. آزمودنی‌ها با روش تخصیص تصادفی ساده در سه گروه 14 نفری شامل گروه کنترل (بدون مداخله)، گروه تمرینات اصلاحی رایج (برنامه تمرینی منتخب شامل 7 تمرین) و گروه بازی‌های اصلاحی (برنامه بازی‌های منتخب شامل 4 بازی) قرار گرفتند. ارزیابی متغیرهای چابکی، توان و تعادل پویا با استفاده از آزمون‌های استاندارد 4×9 متر، پرش سارجنت و تعادل Y در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون انجام شد.

یافته‌ها: میزان اصلاح و بهبودی زانوی پرانتزی در گروه بازی‌های اصلاحی (10.57±4.18 mm) به صورت معنی‌داری بیشتر از گروه تمرینات اصلاحی (5.43±2.65 mm) بود (P<0.05). شاخص‌های چابکی، توان و تعادل پویای اندام تحتانی غالب گروه تمرینات اصلاحی رایج و گروه بازی‌های اصلاحی در مقایسه با گروه کنترل، بهبود آماری معنی‌دار نشان دادند (P<0.05)؛ اما تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه مداخله در میزان بهبود این شاخص‌ها یافت نشد.

نتیجه‌گیری: هر دو روش تمرینی شامل تمرینات اصلاحی رایج و بازی‌های اصلاحی سبب اصلاح نسبی زانوی پرانتزی شدند؛ اما میزان بهبودی اصلاح نسبی در گروه بازی اصلاحی بارزتر بود.



صفحه 20 از 20    
...
20
بعدی
آخرین
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.23 seconds with 33 queries by YEKTAWEB 4741
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)