390 نتیجه برای مو
بابک رنجبر، فریدا عابسی، ثریا خفری،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: گسترش سینوس فرآیندی فیزیولوژیک است که در سلولهای رشدی سینوسهای پارانازال اتفاق افتاده و بهمرور سبب افزایش حجم آنها میشود که موجب ایجاد چالشهایی در فرآیند کاشت دندان و ایمپلنت میگردد. این مطالعه به منظور ارزیابی مورفومتریک سینوس ماگزیلاری توسط توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی تصاویر CBCT 100 فرد (52 مرد و 48 زن) با میانگین سنی 45.32±17.41 سال در محدوده سنی 27 تا 63 سال مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی تخصصی دهان و فک و صورت در شهر بابل طی سال 1398 انجام شد. میزان گسترش سینوس ماگزیلاری در نمای پانورامیک لایک بر اساس میزان اکستنشن آن بر حسب اولین دندان در قدام و آخرین دندان در خلف ثبت گردید. در نرمافزار NNT در قسمت ایجاد تصاویر پانورامیک لایک ابتدا در مقاطع اگزیال نقطه شروع سینوس ماگزیلاری از سمت اکلوزال مشخص شد و ابعاد مدیولترالی به فواصل ۳ میلیمتر بالاتر و 3 میلیمتر پایینتر اندازه گیری شد.
یافتهها: بیشترین میزان پیشروی سینوس در قدام سمت راست مربوط به مزیال دندان 5 (15 درصد) و بیشترین میزان پیشروی سینوس در قدام سمت چپ مربوط به دیستال دندان 3 (15 درصد) و مزیال دندان 4 (15 درصد) بودند که تفاوت آماری معنیداری نداشتند. بیشترین پیشروی در قدام به تفکیک مربوط به دیستال دندان کانین و مزیال پرمولار اول بود. میانگین پیشروی سینوس در جهت مدیولترال ۳ میلیمتر بالاتر از کف بینی راست در زنان بیشتر از مردان بود (P<0.05). جنسیت و سن با پیشروی سینوس ماگزیلاری ارتباط آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: پیشروی سینوس ماگزیلاری در راست و چپ و همچنین در مردان و زنان در سنین متفاوت به طور تقریبی برابر بود.
فرهاد پورفرضی، قاسم فتاح زاده اردلانی، مهدی عالی پور اردی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هلیکوباکترپیلوری یک عفونت باکتریایی مزمن در انسان است و ارتباط آن با بیماری صرع در مطالعاتی گزارش شده است. این مطالعه به منظور مقایسه فراوانی عفونت هلیکوباکترپیلوری در بیماران مبتلا و غیرمبتلا به صرع انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 234 بیمار مبتلا به صرع نوع فوکال و ژنرالیزه (گروه مورد شامل 88 مرد و 146 زن) مراجعه کننده به بیمارستان علوی شهر اردبیل و 234 فرد غیرمبتلا به بیماری صرع (گروه شاهد شامل 88 مرد و 146 زن) طی سال 1398 انجام شد. از آزمودنیها نمونه مدفوع برای بررسی آنتیژن مدفوعی هلیکوباکترپیلوری گرفته شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس و محل سکونت، مصرف الکل، سیگار، قلیان و اپیوم و همچنین نتیجه تست آنتیژن مدفوعی هیلکوباکترپیلوری در چک لیستی جمعآوری گردید.
یافتهها: فراوانی عفونت هیلکوباکترپیلوری در گروه مورد 67.2% و در گروه شاهد 71.1% تعیین شد و بین دو گروه مورد و شاهد تفاوت آماری معنیداری یافت نشد. مصرف سیگار و اپیوم ارتباط آماری معنیدار با صرع داشتند (P<0.05). همچنین افراد مصرف کننده اپیوم نسبت به سایر افراد 6.92 برابر شانس ابتلا بیشتری نسبت به عفونت هیلکوباکترپیلوری داشتند (CI95%=1.05-45, P<0.04, OR=6.92).
نتیجهگیری: بین ابتلا به عفونت هیلکوباکترپیلوری در بیماران صرعی با افراد غیرمبتلا به صرع در اردبیل، تفاوتی نبوده است.
آتنا مهرآرا، آرزو میرفاضلی، محمدجعفر گلعلی پور،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر مطالعاتی برای تعیین میزان شیوع ناهنجاریهای مادرزادی در نقاط مختلف ایران انجام شده که اغلب آنها روی موالید زنده صورت گرفته است. این مطالعه به منظور تعیین ناهنجاری جنینی در بارداریهای منجر به سقط قانونی استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 199 زن باردار با سن بارداری کمتر از 20 هفته دارای مجوز سقط جنین از پزشکی قانونی استان گلستان طی 9 ماه در سالهای 98-1397 انجام شد. مشخصات دموگرافیک شامل سن، قومیت و نسبت فامیلی والدین به همراه نوع ناهنجاری جنینی ثبت گردید.
یافتهها: با توجه به تعداد 29460 متولدین استان گلستان طی دوره 9 ماهه، شیوع ناهنجاریهای جنینی 6.75 در هزار تولد تعیین شد. میزان بروز ناهنجاری جنینی به ترتیب 6.78 ، 6.68 و 5.65 در هزار تولد در قومیتهای فارس بومی (80 مورد)، ترکمن (65 مورد)، سیستانی (34 مورد) و مابقی قومیتها (20 مورد) تعیین گردید. با توجه به نامشخص بودن جنسیت 80 جنین، میزان بروز ناهنجاری به ترتیب 4.36 و 3.72 در هزار تولد در جنینهای دختر (63 مورد) و جنینهای پسر (56 مورد) تعیین گردید. شایعترین ناهنجاری جنینی به ترتیب شامل دستگاه عصبی مرکزی (49 مورد، 24.62%)، ناهنجاری کروموزومی (47 مورد، 23.61%) و نقایص قلبی - عروقی (26 مورد، 13.06%) تعیین شدند. بین سن، قومیت و نسبت فامیلی والدین با شیوع ناهنجاری جنینی ارتباط آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: شایعترین ناهنجاری جنینی منجر به سقط مربوط به دستگاه عصبی تعیین شد. بین بروز ناهنجاری جنینی با سن، قومیت و نسبت فامیلی والدین ارتباطی وجود نداشت.
علی میکاییلی، سجاد ناصری، محمدمهدی حسینی، سیداحمد امامی، مهدی مجرب،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از بیماریهای مهم جلدی انسان و حیوانات، درماتوفیتوزیس است که مقاومت آن به درمانهای رایج رو به افزایش است. این مطالعه به منظور تعیین میزان فعالیت برونتنی ضدقارچی عصارههای اترنفت، دیکلرومتان، اتیلاستات، اتانول و هیدرواتانول اندام هوایی درمنههای خراسانی (Artemisia khorassanica)، شرقی (Artemisia scopari) و معمولی (Artemisia vulgaris) علیه قارچهای شایع عامل بیماری درماتوفیتوزیس شامل تریکوفیتون روبروم (Trichophyton rubrum)، تریکوفیتون وروکوزوم (Trichophyton verrucosum)، اپیدرموفیتون فلوکوزوم (Epidermophyton floccosum) و میکروسپوروم کانیس (Microsporum canis) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی عصارههای مختلف اندام هوایی درمنههای خراسانی، شرقی و معمولی علیه جدایههای قارچی Trichophyton rubrum، Trichophyton verrucosum، Microsporum canis و Epidermophyton floccosum انجام شد. اندامهای هوایی سه گونه درمنه خراسانی، درمنه شرقی و درمنه معمولی با استفاده از پنج حلال اتر نفت، دی کلرومتان، اتیل استات، اتانول و هیدرواتانول (50%) عصارهگیری و عصارههای حاصل برای اثرات ضددرماتوفیتی علیه Trichophyton rubrum، Trichophyton verrucosum، Microsporum canis و Epidermophyton floccosum غربالگری شدند. سپس آزمایش حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) براساس روش رقیقسازی در آگار انجام شد. فعالترین عصارهها در آزمونهای مقدماتی فیتوشیمیایی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در غربالگری اولیه، میکروسپوروم کانیس و تریکوفیتون وروکوزوم به ترتیب حساسیت (86.66%) و مقاومت (100%) بیشتری را به عصارههای مورد مطالعه نشان دادند. عصارههای حاصل از درمنه شرقی، از گستردهترین دامنه فعالیت برخوردار بودند. موثرترین عصارههای به کار رفته در آزمایشها نیز با MIC برابر با 78.12 میکروگرم بر میلیلیتر از همین گیاه بودند. عصارههای هیدرواتانولی تمام گونههای گیاهی کمترین فعالیت ضددرماتوفیتی را بروز دادند. نتایج مطالعات مقدماتی فیتوشیمیایی، حضور مشترک ترپنوییدها را در تمام عصارههای اتر نفتی و دی کلرومتانی گونههای گیاهی نشان داد.
نتیجهگیری: برخی ترکیبات چربی دوست موجود در عصارههای مختلف به ویژه عصارههای اتر نفتی و دی کلرومتانی درمنه شرقی فعالیت قابل توجه برونتنی ضددرماتوفیتی دارد.
سارا مقصودلو، سعید امیرخانلو، غلامرضا روشندل، پژمان خوارزم،
دوره 26، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مشکلات بیماران در مرحله پایانی نارسایی کلیه (End-Stage Renal Disease: ESRD) تامین دسترسی مناسب برای همودیالیز است که بتواند امکان دیالیز با کیفیت برای مدت طولانی را برای بیمار فراهم نماید. هر اقدامی برای حفظ عملکرد کاتترهای همودیالیز اهمیت دارد. این مطالعه به منظور تعیین عملکرد یکساله کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 99 بیمار (34 مرد و 65 زن) دچار ESRD کاندیدای شروع یا ادامه دیالیز با کاتتر در مراکز آموزشی درمانی استان گلستان به صورت سرشماری طی سالهای 1400 لغایت 1401 انجام شد. برای بیماران کاتتر ترانس - ژوگولار تعبیه شد و پس از گذشت یکسال متغیرهای سن، جنس، سابقه ابتلا به بیماری دیابت، سابقه ابتلا به بیماری پرفشاری خون، محل کاتتر (ژوگولار راست یا چپ) و مصرف داروی ضدپلاکت در عملکرد کاتترهای طولانی مدت برای تامین فلوی مناسب همودیالیز ارزیابی شدند.
یافتهها: در 91 نفر (91.9%) عملکرد یکساله کاتتر مناسب ارزیابی شد. سن 61.6% بیماران بیش از 60 سال بود. 69 نفر (69.7%) سابقه ابتلا به فشارخون بالا و 58 نفر (58.6%) سابقه ابتلا به دیابت داشتند. 57 نفر (57.6%) داروی ضد پلاکت دریافت کردند. کاتتر 82 نفر (82.8%) در سمت راست بود. عملکرد کاتتر در افراد با داروی ضدپلاکت به طور غیرمعنیداری بیشتر از افرادی بود که داروی ضدپلاکت مصرف نکردند.
نتیجهگیری: عملکرد کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن مرحله پایانی نارسایی کلیه با سن، جنس، دیابت، پرفشاری خون، مصرف داروی ضدپلاکت و سمت ورید ژوگولار کاتتر تعبیه شده، ارتباطی نشان نداد.
زلیخا قریشی، غلامرضا محمودی شن، علی اکبر عبداللهی، ناصر بهنام پور،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوامل مهم استمرار بیماریهای قلبی و عروقی و عوارض آن، عدم تبعیت از رژیم درمانی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر دو روش آموزش با و بدون پیامهای کوتاه یادآور بر تبعیت از رژیم درمانی بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 111 بیمار مبتلا به سندرم کرونری حاد در سه گروه 37 نفری شامل گروه کنترل (آموزشهای روتین)، گروه مداخله اول (آموزش و تحویل کتابچه) و گروه مداخله دوم (آموزش و تحویل کتابچه به همراه ارسال پیام کوتاه یادآور) در سال 1398 انجام شد. بیماران در بخشهای CCU و post CCU مراکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان، شهید صیاد شیرازی گرگان، امیرالمومنین کردکوی و آلجلیل آققلا بستری بودند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه تبعیت از درمان در سه حیطه رژیم غذایی، رژیم دارویی، ورزش و فعالیت بود که در روز ترخیص و دو ماه بعد تکمیل شد.
یافتهها: میانگین نمرات تبعیت از رژیم درمانی در بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد دو ماه بعد از ترخیص در سه حیطه رژیم غذایی، رژیم دارویی و ورزش و فعالیت در گروه آموزش به همراه ارسال پیام کوتاه یادآور (به ترتیب 105.54±75.8 و 16.00±2.71 و 23.67±3.85) بهطور معنیداری بیشتر از گروه آموزش (به ترتیب 84.73±5.02 و 11.05±1.69 و 17.45±2.48) تعیین شد (P<0.05). همچنین نمرات سهحیطه مورد مطالعه در هر دو گروه مداخله بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل (به ترتیب 82.68±13.54 و 11.40±1.96 و 17.67±5.04) تعیین گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: استفاده از روش آموزش و تحویل کتابچه به همراه ارسال پیام کوتاه یادآور به بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد ترخیص شده از بیمارستان، موجب افزایش پایبندی به تبعیت از درمان گردید و این پایبندی در گروه مداخله دریافت کننده پیام کوتاه یادآور بیشتر بود.
آتناسادات جمالی، فریدا عابسی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کانال اینفرااوربیتال (Infraorbital Canal: IOC) در کف اوربیت قرار دارد که به فورامن اینفرااوربیتال واقع در زیر ریم اوربیت خاتمه مییابد. IOC یک شاخص آناتومیک مهم برای بیحسیهای موفق در دندانپزشکی و نیز جراحیهای دهان و فک و صورت است. این مطالعه به منظور ارزیابی موقعیت و اندازههای IOC براساس توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی روی تصاویر CBCT 250 فرد (105 مرد و 145 زن) با میانگین سنی 36.14±17.7 سال مراجعه کننده به کلینیک رادیولوژی تخصصی دهان و فک و صورت در شهر بابل طی سالهای 1400 لغایت 1401 انجام شد. سه نوع مسیر مختلف IOC از سقف سینوس شامل قرارگیری کامل کانال در سقف سینوس ماگزیلا (نوع یک)، قرارگیری کانال در زیر سقف سینوس ماگزیلا (نوع دو) و معلق بودن کانال از سقف سینوس ماگزیلا در داخل سپتوم یا لاملای سلول اتموئید اینفرااوربیتال (نوع سه) اندازهگیری شدند. همچنین زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال با سقف سینوس ماگزیلا، زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال، طول کانال و گرو اینفرااوربیتال و فاصله IOC با نقاط آناتومیک مختلف اندازهگیری شدند. فواصل IOC (میلیمتر) به تفکیک جنسیت و گروههای سنی با سایر لندمارکهای آناتومیک مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: به طور کلی انواع مسیرهای مختلف IOC از سقف سینوس در نوع یک 39.4%، در نوع دو 53% و در نوع سه 7.6% تعیین شد. میانگین فاصله IOC تا ریم اینفرااوربیتال 8.58±1.30 و وسط ریشه کانین 10.16±0.81 میلیمتر، میانگین طول کانال 25.89±2.47 و گرو اینفرااوربیتال 5.06±0.58 و میانگین زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال 153.20±3.28 درجه تعیین گردید. به طور کلی فاصله IOC تا وسط ریشه کانین هر دو سمت چپ و راست در مردان بیشتر از زنان بود که این یافته در سمت چپ از نظر آماری معنیدار بود (P<0.05). بین طول IOC و زاویه بین کانال و گرو اینفرااوربیتال سمت چپ با گروههای سنی ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد (P<0.05). میانگین فاصله از فورامن تا ریم اینفرااوربیتال و طول IOC متناسب با درجه برآمدگی عصب به سینوس ماگزیلاری بیشتر بود؛ اما میان انواع کانال (درجه برآمدگی عصب) با جنسیت ارتباط آماری معنیداری یافت نشد.
نتیجهگیری: رایجترین مسیر کانال اینفرااوربیتال از سقف سینوس، نوع دو بود. اگرچه شیوع نوع سه کم بود؛ اما باتوجه به خطر بالای این نوع کانال، بایستی جراحان هنگام جراحی در منطقه سینوس و اوربیت برای کاهش آسیبهای احتمالی با مورفولوژی و موقعیت آناتومیک IOC آشنایی کامل داشته باشند.
علی شفیع زاده، فرهاد شوری، بهنام قاسمی، سجاد باقریان،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: محدودیتهای دوران پاندمی COVID-19 سبب کاهش سطح فعالیت بدنی در گروههای مختلف سنی به ویژه دانشآموزان گردید. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات اصلاحی بر میزان دردهای اسکلتی- عضلانی دانشآموزان 15-13 ساله انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 101 دانشآموز (44 دختر و 57 پسر) 13 تا 15 ساله دارای دردهای اسکلتی - عضلانی در اندامهای مختلف در بندر ماهشهر استان خوزستان طی نیمه دوم سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. نمونهها بر اساس پرسشنامه غربالگری اسکلتی - عضلانی نوردیک نوجوانان انتخاب شدند و فقط پرسش اول این پرسشنامه که مربوط به وجود یا عدم وجود درد در هر یک از 9 ناحیه از بدن (گردن، شانه، آرنج، دست، بالای کمر، پایین کمر، لگن، زانو و مچ پا) طی هفت روز گذشته بود؛ مورد بررسی قرار گرفت. به وجود درد امتیاز یک و به عدم وجود درد امتیاز صفر تعلق گرفت. آزمودنیها به صورت تصادفی در دو گروه 60 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت هشت هفته هر هفته سه جلسه و هر جلسه 40 دقیقه تمرینات اصلاحی را در منزل اجرا کردند و برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. سپس میزان درد اسکلتی - عضلانی در نواحی گردن، شانه، بالای کمر، آرنج – بازو، مچ دست، پایین کمر، زانو و مچ پا در پیشآزمون، پسآزمون و آزمون پیگیری مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره کلی درد گروه مداخله و کنترل به ترتیب در پیش آزمون 1.32±0.41 و 1.33±0.46 در پس آزمون 1.01±0.08 و 1.34±0.46 و در آزمون پیگیری 1.17±0.36 و 1.11±0.31 تعیین شد. نتایج نشان داد هشت هفته تمرینات اصلاحی بر دردهای اسکلتی – عضلانی نواحی گردن، شانه، بالا و پایین کمر، آرنج، زانو، مچ دست و پا و لگن و ران دانشآموزان کاهش آماری معنیداری نشان داد (P<0.05)؛ اما در آزمون پیگیری این بهبودی ماندگاری نداشت.
نتیجهگیری: انجام تمرینات اصلاحی سبب کاهش دردهای اسکلتی – عضلانی نواحی گردن، شانه، بالا و پایین کمر، آرنج، زانو، مچ دست و پا و لگن و ران دانشآموزان 15-13 ساله میگردد و با توقف تمرینات ماندگار نیست.
مریم ابوالقاضی، مجید شهبازی، محمدجعفر گلعلی پور،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ضایعات دمیلینه، آسیب بافتی منتشره و اختلالات اتصال عصبی در ماده سفید با کاهش زوال شناختی در بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) مرتبط است و این یافتهها در کارپوس کالوزوم (جسم پینهای) مغز بسیار برجسته است. اینترلوکین-10 جزء سایتوکاینهای ضدالتهابی است. IL-10 مترشحه از سلولهای T تنظیمی Treg ویژگیهای ضدالتهابی داشته و قادر است تا تولید سایتوکاینهای پیش التهابی تولید شده ماکروفاژها و سلولهای T را مهار کند. اینترلوکین-6 نوعی سایتوکاین چندعملکردی است که در سیستم دفاعی بیماریهای خودایمن وجود دارد. ژن IL-6 از 5 اگزون، 4 اینترون و یک منطقه پروگزیمال پروموتور است که واقع در لوکوس کروموزومی 7P21 در انسان است. این مطالعه به منظور تعیین اثر پلیمورفیسم ژنهای IL10 (-1082/-819) و IL6 (-174) بر تغییرات جسم پینهای در زنان مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 40 زن مبتلا به MS در محدوده سنی 40-20 سال مراجعه کننده به مرکز تصویربرداری MRI گلستان و کوثر گرگان و 20 زن غیرمبتلا به MS، بیماری اتوایمن و التهابی بالای 40 سال در سال 1394 انجام شد. به منظور انجام ژنوتایپینگ از آزمودنیها 10 میلیلیتر خون اخذ شد. استخراج DNA به روش فنل کلروفرم انجام شد و ژنوتایپینگ DNA ها به روش SSP-PCR صورت گرفت. از تصاویر MRI مغز آزمودنیها، به منظور اندازهگیری کارپوس کالوزوم و بررسی ارتباط با پلی مورفیسمهای مورد مطالعه استفاده گردید.
یافتهها: پس از انجام آزمایشات و به دست آوردن ژنوتایپهای مختلف IL-6 ، IL-10(-819) و IL10 (-1082) ، ارتباط آماری معنیداری بین ژنوتایپهای اینترلوکینها در دو گروه مورد و شاهد مشاهده نگردید. بین ژنوتایپهای مختلف IL-6 ، IL-10(-819) و IL10 (-1082) و تغییرات اندازه بخشهای مختلف کارپوس کالوزوم شامل پهنای رستروم، پهنای اسپلنیوم، پهنای تنه، نسبت طول تنه به طول قدامی خلفی و نسبت طول تنه به حداکثر ارتفاع بین گروه مورد و شاهد ارتباط معنیداری مشهود نبود. کاهش متغیرهای پهنای رستروم، پهنای اسپلنیوم، پهنای تنه، نسبت پهنای تنه به طول قدامی خلفی و نسبت پهنای تنه به حداکثر ارتفاع در گروه مورد و شاهد معنیدار بودند (P<0.05). تنها کاهش پهنای اسپلنیوم با وقوع بیماری MS ارتباط آماری معنیدار داشت (95%CI=4.51-1.22, OR=2.35, P<0.009).
نتیجهگیری: بین تغییرات مورفومتریک کاهش کارپوس کالوزوم و تغییرات ژنوتایپهای IL-6 ، IL-10(-819) و IL10 (-1082) در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ارتباطی وجود نداشت.
محسن یکرنگ، مهسا بشارت، سیما بشارت، جواد عنایت، خدیجه امجدی،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مسمومیت یکی از شایعترین دلایل مراجعه به بخش اورژانس در سراسر جهان است. آگاهی از الگوی مسمومیت به شناسایی عوامل خطر و امکان تشخیص زودهنگام کمک میکند. در ایران یکی از علل اصلی مسمومیت در اطفال، موادمخدر شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین ﻓﺮاواﻧﻲ ﻣﺴﻤﻮﻣﻴﺖ ﺑﺎ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر در ﻛﻮدﻛﺎن زﻳﺮ 18 ﺳﺎل ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﻪ ﻣﺮﻛﺰ آﻣﻮزﺷﻲ - درﻣﺎﻧﻲ آلجلیل آققلا، استان گلستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی گذشتهنگر روی 36 کودک یک ماهه تا 18 ساله (22 پسر و 14 دختر) با میانگین سنی 51.62±36.25 ماه مراجعه کننده بهدلیل مسمومیت با موادمخدر به مرکز آموزشی - درمانی آلجلیل آققلا طی سالهای 1399 لغایت 1401 انجام شد. نمونهها به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. سوابق پزشکی بیماران از پرونده بررسی و در چکلیست ثبت گردید.
یافتهها: بیشترین مسمومیت ناشی از مصرف ماده مخدر تریاک (69.4%) و سپس مصرف متادون (25%) تعیین گردید. کاهش سطح هوشیاری بدو مراجعه به بیمارستان 66.7% تعیین شد. فاصله مسمومیت تا مراجعه به بیمارستان 5.60±3.86 ساعت بود. میانگین مدت اقامت در بیمارستان 1.25±0.80 روز بود و هیچ بیماری فوت نشد. بیشتر کودکان پسر (61.1%)، از قومیت ترکمن (69.4%) و ساکن روستا (86.1%) بودند. بیشترین موارد مسمومیت در فصل تابستان (36.1%) تعیین شد. راه رایج تماس از طریق دهان (97.2%) بود.
نتیجهگیری: میزان مسمومیت با تریاک در مقایسه با سایر موادمخدر بالا ارزیابی شد. با اینحال، شواهد قوی مبنی بر افزایش مصرف تریاک در بین جوانان و برخی شواهد برای افزایش مصرف متادون وجود دارد.
سعید کوکلی، امید مومن، امید کر، سیدمحسن حسینی نژاد،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کپسولیت چسبنده (Adhesive capsulitis) جزء شایعترین اختلالات شانه بویژه در بیماران دیابتی بوده و درمان آن تاکنون مورد چالش است. کپسولیت چسبنده با افزایش تدریجی درد شانه و شروع خود به خودی و محدودیت حرکات فعال و غیرفعال مفصل گلنوهومورال در همه جهات شروع میشود. در ۹۰ درصد موارد به درمان محافظهکارانه جواب میدهد؛ اما اگر بهبودی علامتی بعد از ۶-۳ ماه به دنبال درمان محافظهکارانه حاصل نگردد؛ بایستی درمان جراحی شامل آزادسازی کپسول به صورت آرتروسکوپیک یا باز را در نظر گرفت. این مطالعه به منظور مقایسه اثربخشی روش درمانی غیرجراحی و روش آرتروسکوپیک بر عملکرد و درد شانه بیماران دیابتی مبتلا به کپسولیت چسبنده شانه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 48 بیمار دیابتی (16 مرد و 32 زن) با میانگین سنی 53.56±15.93 سال مبتلا به کپسولیت چسبنده شانه مراجعه کننده به درمانگاه ارتوپدی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر شهرستان گرگان طی سالهای 1401-1400 انجام شد. در ابتدا بیماران تحت نظارت فلوشیپ شانه تحت درمان محافظهکارانه به مدت ۳ ماه قرار گرفتند و بیمارانی با عدم بهبودی کلینیکی مقاوم به درمانهای محافظتی بعد از ۶ ماه، وارد مطالعه شدند. بیماران با انتخاب خود در یکی از دو گروه روش درمانی غیرجراحی (درمان محافظهکارانه) و گروه روش جراحی آرتروسکوپیک (آزادسازی آرتروسکوپیک شانه) قرار گرفتند. نتایج فانکشنال و محدودیت حرکت شانه بیماران بر اساس معیار DASH دو گروه در پیشآزمون و پس از گذشت 3 ماه و 6 ماه از انجام مداخله مورد مقایسه قرار گرفتند. دادهها با استفاده از شاخصهای آماری توصیفی ارایه شد. سپس نتایج فانکشنال و محدودیت حرکت شانه ارزیابی شدند.
یافتهها: میانگین نمره عملکرد شانه 3 ماه و 6 ماه پس از انجام مداخله در گروه عمل جراحی آزادسازی آرتروسکوپیک (45.80±19.32 و 43.10±14.12) کمتر از گروه درمان محافظهکارانه (67.89±17.46 و 72.10±15.16) تعیین شد (P<0.05). میانگین و انحراف معیار نمره علایم مانند درد، سوزش، ضعف و سفتی شانه 3 ماه و 6 ماه بعد از مداخله در گروه عمل جراحی آزادسازی آرتروسکوپیک (12.70±5.66 و 10.02±4.06) کمتر از گروه درمان محافظهکارانه (19.83±8.17 و 21.14±9.37) تعیین شد (P<0.05).
نتیجهگیری: کاهش میزان عملکرد و شدت علایم شانه بیماران در زمانهای 3 ماه و 6 ماه بعد از مداخله در گروه عمل جراحی آزادسازی آرتروسکوپیک موثرتر از گروه درمان محافظهکارانه ارزیابی شد.
لیلا صبوری، عباس معمارباشی، محسن برغمدی، زلجکو زیلیک، امیر فتح الهی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم درد پاتلوفمورال از جمله علل شایع درد قدامی زانو در نوجوانان و افراد زیر 60 سال است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات زنجیره جنبشی بسته بر تغییرات دینامیک فشار کف پای زنان مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 30 دانشجوی دختر در محدوده سنی 35-20 سال در دو گروه 15 نفری مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال و سالم در دانشگاه محقق اردبیلی طی سال 1402 انجام شد. گروه مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال دارای سابقه درد حداقل بیش از دوماه و حداکثر یک سال بودند. گروه تجربی تمرینات زنجیره جنبشی بسته را سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته اجرا کردند. اندازهگیری متغیرهای فشار کف پا با دستگاه فوت اسکنر فشاری (نمونهبرداری 300 هرتز) انجام شد.
یافتهها: اوج نیروها در انگشت اول در گروه سالم (64.91±28.69) و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (215.19±60.28) طی دویدن با سرعت آهسته کاهش آماری معنیداری داشت و زمان رسیدن به اوج نیروی عکسالعمل زمین در گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (49.65±44.332) طی پس آزمون در سرعت آهسته افزایش آماری معنیداری پیدا کرد (P<0.05). همچنین نیروی خارجی پاشنه (153.97±3.62) و پنجمین استخوان کف پایی (65.19±19.77) در گروه سالم طی پس آزمون کاهش آماری معنیداری در مقایسه با گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی دویدن با سرعت تند داشت (P<0.05). در گروه سالم و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی پس آزمون متغیرهای جابجایی مرکز فشار در ناحیه داخلی-خارجی و قدامی-خلفی در سرعت آهسته و تند طی دویدن کاهش آماری معنیداری یافتند (P<0.05). همچنین در گروه سالم جابجایی مرکز فشار در انگشت اول در مرحله پس آزمون (64.5±51.08) طی دویدن با سرعت تند کاهش آماری معنیداری پیدا کرد (P<0.05).
نتیجهگیری: تمرینات زنجیره جنبشی بسته باعث کاهش معنیدار در متغیرهای فشار کف پا در زنان مبتلا به سندرم پاتلوفمورال و زنان سالم میگردد.
آفاق ضامن قدیرلی، حسام الدین بابایی، مرضیه گودرزی، سهیل شهرامی راد، عارف آرمین فر، علیرضا عوض زاده، بهروز یحیایی، لیلا خجسته،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از کتامین به عنوان یکی از مشتقات فنسیکلیدینها به عنوان ماده بیهوشی در عملهای جراحی، همچون داروهای دیگر میتواند با عوارض متعددی بر اندامهای مختلف بدن همراه باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کتامین تزریقی بر تغییرات بافتشناسی کبد نوزادان متولد شده از موشهای صحرایی ماده باردار تحت بیهوشی کوتاه مدت و بلند مدت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 15 سر موش صحرایی ماده باردار از نژاد ویستار به صورت تصادفی به سه گروه پنج تایی شامل کنترل، بیهوشی کوتاه مدت (کتامین تزریقی mg/kg/bw 25 سه بار در هفته به مدت 4 هفته) و بیهوشی بلند مدت (کتامین تزریقی mg/kg/bw 75 یکبار در هفته به مدت 4 هفته) تقسیم شدند. پس از زایمان و طی دوره شیردهی هنگامی که سن نوزادان به دو هفته رسید؛ به منظور نمونهگیری بافتی ابتدا نوزادان موشهای صحرایی توسط 7 واحد کتامین و 3 واحد زایلازین بیهوش و قربانی شدند و نمونهگیری بافتی انجام شد. نمونههای بافتی با ضخامت ۵ تا ۶ میکرون جدا شده و پس از ثابتسازی در فرمالین توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند.
یافتهها: در گروه بیهوشی کوتاه مدت در وریدهای مرکز لوبولی متسع و تجمع مایع با نمره شدت تغییرات 2 و برخی از هپاتوسیتها دارای روند دژنراتیو نکروتیک و سیتوپلاسم اسیدوفیلیک و تیره با نمره شدت تغییرات 1 رویت شدند. در گروه بیهوشی بلند مدت بافت کبد تغییرات پرخونی در فضای پورت با نمره 1 و نیز افزایش اتساع فضاهای سینوزوئیدی و وریدهای مرکز لوبولی دارای اندازههای مختلف و بینظمی با شدت تغییرات 1 مشاهده شد که در برخی از آنها تجمع مایع و خون نیز دیده شد. در گروه کنترل ساختارهای سلولی به صورت کاملاً منظم حفظ شده بود و نمره شدت تغییرات صفر تعیین شد.
نتیجهگیری: مصرف کتامین در موشهای باردار میتواند سبب ایجاد تغییرات هیستوپاتولوژیک در بافت کبدی نوزادان آنها شود که در گروه بلندمدت نسبت به کوتاهمدت و کنترل، این تغییرات مخرب مشهودتر بود.
محبوبه زاهدی، کاظم شریعت نیا، افسانه خواجوند خوشلی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال مصرف مواد از جمله معضلات جمعیت جوان در دنیا و نیز در کشور ما محسوب میشود که علاوه بر مشکلات جسمی، عواقب روانی نیز به دنبال دارد. رفتارهای پرخاشگرانه از جمله عوارض رفتاری ناشی از سومصرف مواد هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر طرحواره درمانی گروهی بر رفتارهای پرخاشگرانه مبتلایان به اختلال مصرف مواد مخدر انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 42 مرد مبتلا به اختلال مصرف مواد مخدر مقیم در مرکز جامع درمان هیرکانیان در گرگان طی سال 1400 انجام شد. پروتکل طرحواره درمانی 8 جلسهای تلفیقی در گروه تجربی اجرا شد. پروتکل طرحواره درمانی شامل تکنیکهای شناختی (آزمون اعتبار طرحوارهها)، ارزیابی مزایا و معایب سبکهای مقابلهای، راهبردهای تجربی مانند تصویرسازی ذهنی و ایفای نقش در گروه، گفت و گوی ذهنیتها و بررسی و تمرین رفتارهای سالم به عنوان راهحل جایگزین در برابر مهمترین رفتارهای مشکلساز بود. نمره پرسشنامه رفتار پرخاشگری Buss و Perry سال 1992 در پیش آزمون و پس آزمون بین دو گروه کنترل و مداخله مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره پرخاشگری پس آزمون گروه مداخله (79.619±12.212) در مقایسه با گروه کنترل (107.476±7.890) بهطور معنیداری کاهش یافت (P<0.05).
نتیجهگیری: روش طرحواره درمانی در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مخدر، اثربخش ارزیابی شد.
محمد شکرزاده، محبوبه رحمتی کوکنده، محمد کرمی، سمانه سادات بشارت،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دوستاکسل یکی از داروهای شیمیدرمانی موثر برای درمان سرطان ریه است؛ اما اثرات جانبی و سمیت سلولی آن محدودیتهایی در کاربرد آن ایجاد کرده است. ترکیبات طبیعی مانند کارواکرول و تیمول به دلیل خواص ضدسرطانی و ضدالتهابی بهعنوان عوامل کمکی برای کاهش سمیت و افزایش اثربخشی داروهای شیمیدرمانی مورد توجه قرار گرفتهاند. این مطالعه به منظور تعیین اثر همافزایی کارواکرول و تیمول بر سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در رده سلولی A549 با ارزیابی حیات سلولی و استرس اکسیداتیو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی رده سلولی اپیتلیال مشتق شده از بافت سرطانی ریه (A549) در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران طی سال 1402 انجام شد. سلولهای A549 تحت پیش تیمار با غلظتهای مختلف کارواکرول و تیمول (5، 10، 20، 40، 80 ،100 و 200 میکروگرم بر میلیلیتر) با دوز آسیبزای دوستاکسل (8.92 میکروگرم بر میلیلیتر) در بازه زمانی 48 ساعت قرار گرفتند. سمیت سلولی توسط تست MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای سنجش میزان ROS سلول با معرف DA-DCFH و میزان MDA با استفاده از معرف تیوباربیتوریک اسید (TBA) انجام شد.
یافتهها: کارواکرول و تیمول اثرات سیتوتوکسیک دوستاکسل را در غلظتهای 5-200 میکروگرم بر میلیلیتر کاهش دادند (P<0.05). ارزیابی سمیت سلولی نشان داد که کارواکرول و تیمول در غلظت 200 میکروگرم بر میلیلیتر (1.64±98.11%) نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلیلیتر (2.03±54.64%) اثر افزایشی بارزتری از خود نشان دادند. از طرفی این دو ترکیب بهطور معنیدار استرس اکسیداتیو ناشی از دوستاکسل را از طریق کاهش تولید گونههای فعال اکسیژن (ROS) و مالوندیآلدهید (MDA) اعمال کردند. (P<0.05). بهطوری که در غلظت 200 میزان ROS و MDA به ترتیب 0.09±13.57% و 0.003±0.55% نسبت به غلظت 5 میکروگرم بر میلیلیتر به ترتیب 0.59±20.50% و 0.01±0.98% اثر مهاری بارزتری بر رشد سلولهای سرطانی از خود نشان دادند.
نتیجهگیری: کارواکرول و تیمول به عنوان ترکیبات پتانسیل بالا در بهبود عملکرد سلولی و کاهش سمیت سلولی ناشی از دوستاکسل در سلولهای سرطانی A549 موثر ارزیابی شدند.
مرضیه نوشیروانپور کوچکسرایی، حسین عرب زاده، معصومه حبیبیان،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامینD در افراد چاق بسیار شایع است و مکانیسمهای مختلفی میتواند در آن دخیل باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترکیبی تمرین تناوبی شدید و مصرف ویتامین D بر سطح مارکرهای التهابی TGF-β1 و TNF-α در زنان جوان با کمبود ویتامین D انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 39 زن کمتحرک با کمبود ویتامینD بهطور تصادفی در سه گروه کنترل، تمرین دویدن تناوبی شدید و ترکیبی (تمرین+ ویتامینD) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل 12 تکرار یک دقیقهای دویدن با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب حداکثر و یک دقیقه استراحت فعال با شدت 50 درصد ضربان قلب حداکثر و 3 جلسه در هفته بود. ویتامینD به صورت هفتگی با دوز 50000 واحد مصرف شد. سطح مارکرهای التهابیTGF-β1 و TNF-α قبل و بعد از مداخله اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: سطح هر دو مارکر التهابیTGF-β1 و TNF-α پس از 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید با و بدون مصرف ویتامین D در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنیداری یافت (P<0.05). میانگین درصد تغییرات TGF-β1 و TNF-α گروه ترکیبی در مقایسه با مداخله تمرینی بدون ویتامین D بهطور معنیداری بیشتر بود (P<0.05).
نتیجهگیری: هر دو مارکر التهابی TGF-β1و TNF-α متعاقب 8 هفته تمرین دویدن تناوبی شدید در آزمودنیهای مورد مطالعه کاهش یافت و این کاهش در گروه دریافت کننده ویتامین D بیشتر بود.
شمیم مسلمی، مقدسه جهانشاهی، فاطمه سادات حسینی، سمیه لیوانی، سیما بشارت،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت بارداری در زنان نابارور به عوامل متعددی از جمله کیفیت تخمک، عوامل ایمنی و میزان پذیرش اندومتر بستگی دارد. برای ارزیابی میزان ذخیره تخمدان به سن، هورمون محرک فولیکولی، هورمون آنتی-مولرین و تعداد فولیکولهای آنترال تخمدان توجه میشود. این مطالعه به منظور تعیین رابطه بین تعداد فولیکولهای آنترال (Antral Follicles Count: AFC) و هورمون آنتی-مولرین (Anti-Mullerian Hormone: AMH) با پاسخ تخمدانی در زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 50 زن (میانگین سنی 33.88±5.32 سال) کاندیدای روشهای کمک باروری (Assisted Reproductive Technology: ART) مراجعه کننده به مرکز ناباروری نهال مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی در سال 1399 انجام شد. سطح هورمون آنتی-مولرین، هورمون تحریک کننده فولیکول (FSH)، هورمون لوتئینیزه کننده (LH)، شمارش کامل سلولهای خونی (CBC)، آزمایشات عملکرد کبدی (LFT)، آزمایش عملکرد تیروئید (TFT)، میزان نیتروژن اوره خون (BUN)، کراتینین (Cr) و پرولاکتین (PRL) با روش ارزیابی جذب ایمنی با واسطه واکنش آنزیمی (ELISA) و FSH با روش رادیوایمونواسی (RIA) اندازهگیری شدند. سونوگرافی واژینال برای تعیین تعداد فولیکولهای آنترال (AFC) در روز سوم قاعدگی انجام شد.
یافتهها: میانگین مدت ناباروری 4.8±2.8 سال بود. تعداد 33 نفر (66 درصد) از زنان ناباروری اولیه داشتند. در 35 نفر (70 درصد) علت ناباروری عامل زنانه بود. میانگین و انحراف استاندارد سطح سرمی هورمون آنتی-مولرین ng/ml 4.8±4 و تعداد فولیکولهای آنترال ng/ml 9±5 بود. پاسخ ضعیف تخمدان به درمان در 8 درصد موارد مشاهده شد. پاسخ تخمدانی ارتباط آماری معنیداری با تعداد فولیکولهای آنترال داشت (P<0.05). بین شاخصهای AFC و AMH و پاسخ تخمدانی رابطه آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: شاخصهای AFC و AMH میتوانند برای پیشبینی پاسخ تخمدانی در نظر گرفته شوند.
محمد خواجه نوری، مسعود فریدونی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی یکی از عوامل اصلی مرگومیر و ناتوانی در سطح جهانی بهشمار میرود. مسمومیت ناشی از تحریک، التهاب عصبی، استرس اکسیداتیو و نیتروزاتیو ناشی از ایسکمی / رپرفیوژن مغزی منجر به مرگ سلولی، ادم مغزی و اختلالات شناختی-رفتاری مانند اختلال در حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت میشود. این مطالعه به منظور تعیین اثر مینوسایکلین بر اختلالات رفتاری-شناختی القا شده توسط ایسکمی سرتاسری مغزی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 56 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار 220-280 گرمی در دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. حیوانات بهطور تصادفی در گروه کنترل، گروه حلال، گروه جراحی، گروه جراحی + حلال + ایسکمی/ریپرفیوژن، گروه جراحی + ایسکمی/ریپرفیوژن و گروههای دریافت کننده مینوسایکلین (تجویز داخل صفاقی) در دوزهای 45 ، 22.50 و 11.25 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن تقسیم شدند. در زمانهای مشخص پس از جراحی القا ایسکمی / رپرفیوژن، به منظور القا ایسکمی/ ریپرفیوژن مغزی سرتاسری از روش جراحی و مسدودسازی شریانهای کاروتید به مدت زمان 20 دقیقه استفاده شد. سی دقیقه پس از اتمام این روش، تزریق داخل صفاقی دارو یا حلال در روز صفر انجام شد. این تزریقها به مدت هفت روز متوالی در یک ساعت خاص انجام شد. در روز هفتم، رفتار اضطراب با استفاده از Open-field سنجش شد. Y-Maze برای ارزیابی حافظه کوتاه مدت و Morris water maze برای ارزیابی حافظه بلند مدت فضایی و نیز ارزیابی حافظه معکوس در روزهای بعد استفاده شد.
یافتهها: در آزمون Y-maze، ایسکمی موجب کاهش 33 درصد عملکرد حافظه کوتاهمدت شد (P<0.05). مینوسایکلین با دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب باعث بهبود 20 درصد و 25 درصد حافظه کوتاه مدت نسبت به گروه ایسکمی شد (P<0.05). در آزمون فضای باز، ایسکمی موجب کاهش 66 درصد حضور در مرکز میدان و افزایش اضطراب شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین اضطراب را ۳۲درصد نسبت به گروه ایسکمی کاهش داد (P<0.05). در آزمون Morris Water Maze، ایسکمی موجب افزایش زمان یافتن سکو در روزهای ۲ تا ۴ شد (P<0.05).مینوسایکلین در دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، زمان یافتن سکو را بهطور معنیداری کاهش داد (P<0.05). در فاز معکوس آزمون Morris، ایسکمی موجب افت عملکرد حافظه بلندمدت شد (P<0.05). مینوسایکلین در دوزهای 11.25 ، 22.5 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عملکرد را بهطور معنیداری بهبود داد (P<0.05). در آزمونهای پروب، ایسکمی موجب کاهش حضور در ربع هدف به میزان 54 درصد در پروب 1 و 47 درصد در پروب ۲ شد (P<0.05). دوز mg/kg/bw 45 مینوسایکلین حضور در ربع هدف را در پروب ۱ به میزان 45 درصد و در پروب 2 به میزان 34 درصد افزایش داد (P<0.05). هیچگونه تغییر آماری معنیدار در فعالیتهای حرکتی بین گروهها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مینوسایکلین، بهویژه در دوزهای 22.5 و 45 میلیگرم بر کیلوگرم میتواند عملکرد شناختی، حافظه و اضطراب را بدون ایجاد اختلال در فعالیتهای حرکتی پس از ایسکمی مغزی بهبود بخشد.
سیدمحمد آریا، مریم زاهدی، فاطمه محمدزاده، علیرضا سیدی نیاکی، سمیه قربانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کم کاری تیروئید سندرم بالینی است که در نتیجه نقص در تولید هورمونهای تیروئید رخ میدهد. علیرغم طبیعی شدن سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) با درمان لووتیروکسین، بسیاری از بیماران همچنان علائم باقیمانده را تجربه میکنند که پرسشهایی را در مورد کفایت درمان استاندارد ایجاد میکند یا درمانهای دیگر مثل ترکیب لووتیروکسین همراه لووتیرونین ممکن است در بعضی کارایی بیشتری داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان علائم باقیمانده پس از طبیعی شدن TSH در بیماران هایپوتیروئیدی شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 بیمار (193 زن و 7 مرد) با میانگین سنی 41.81±12.25 سال مبتلا به کمکاری تیروئید تحت درمان منظم و TSH طبیعی شده مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی غدد درون ریز در شهر گرگان طی سال 1401 انجام شد. از افراد واجد شرایط خواسته شد تا چک لیستی را که علائم شایع کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، خشکی پوست، افزایش وزن، عدم تحمل سرما، یبوست، گرفتگی عضلانی، پف آلودگی پلکها و صورت و ریزش موها را ارزیابی میکند؛ تکمیل کنند. دادههای پاراکلینیکی شامل سطوح TSH و Anti-TPO نیز جمعآوری شدند.
یافتهها: شایعترین علائم باقیمانده کمکاری تیروئید خستگی (74.2%) ، عدم تحمل سرما (73.7%) و خشکی پوست (73.2%) بودند. بین شاخص توده بدنی (BMI) و خشکی پوست ارتباط آماری معنی داری یافت شد (P<0.05). با این حال، هیچ ارتباط معنیداری بین سطح TSH و تداوم علائم یافت نگردید.
نتیجهگیری: علیرغم TSH طبیعی، علائم کمکاری تیروئید شامل احساس خستگی، عدم تحمل سرما و خشکی پوست در بیش از 70 درصد موارد، باقی میماند.
سعید شهرانی کرانی، محمد ربیعی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین ناهنجاریها در نتیجه خارج شدن راستای زانو از وضعیت طبیعی، زانوی پرانتزی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر هشت هفته تمرینات اصلاحی رایج و بازیهای اصلاحی بر چابکی، توان و تعادل پویای دانشآموزان پسر با زانوی پرانتزی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 42 دانشآموز پسر 13-10 ساله دارای زانوی پرانتزی در شهرستان کوهرنگ از استان چهارمحال و بختیاری طی سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس بر اساس فاصله بین کندیلهای داخلی فمورال بیش از 2 سانتیمتر تشخیص داده شد. آزمودنیها با روش تخصیص تصادفی ساده در سه گروه 14 نفری شامل گروه کنترل (بدون مداخله)، گروه تمرینات اصلاحی رایج (برنامه تمرینی منتخب شامل 7 تمرین) و گروه بازیهای اصلاحی (برنامه بازیهای منتخب شامل 4 بازی) قرار گرفتند. ارزیابی متغیرهای چابکی، توان و تعادل پویا با استفاده از آزمونهای استاندارد 4×9 متر، پرش سارجنت و تعادل Y در مراحل پیشآزمون و پسآزمون انجام شد.
یافتهها: میزان اصلاح و بهبودی زانوی پرانتزی در گروه بازیهای اصلاحی (10.57±4.18 mm) به صورت معنیداری بیشتر از گروه تمرینات اصلاحی (5.43±2.65 mm) بود (P<0.05). شاخصهای چابکی، توان و تعادل پویای اندام تحتانی غالب گروه تمرینات اصلاحی رایج و گروه بازیهای اصلاحی در مقایسه با گروه کنترل، بهبود آماری معنیدار نشان دادند (P<0.05)؛ اما تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مداخله در میزان بهبود این شاخصها یافت نشد.
نتیجهگیری: هر دو روش تمرینی شامل تمرینات اصلاحی رایج و بازیهای اصلاحی سبب اصلاح نسبی زانوی پرانتزی شدند؛ اما میزان بهبودی اصلاح نسبی در گروه بازی اصلاحی بارزتر بود.