[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: معرفي مجله :: آخرين شماره :: آرشيو مقالات :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آرشیو مقالات::
در باره نشریه::
هیئت تحریریه::
اعضای دفتر مجله::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
ثبت نام::
راهنمای نگارش مقاله::
ارسال مقاله::
فرم تعهدنامه::
راهنما کار با وب سایت::
برای داوران::
پرسش‌های متداول::
فرایند ارزیابی و انتشار مقاله::
در باره کارآزمایی بالینی::
اخلاق در نشر::
در باره تخلفات پژوهشی::
اخبار::
لینکهای مفید::
تسهیلات پایگاه::
آشنایی با امور دفترمجله::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
Google Scholar

Citation Indices from GS

AllSince 2021
Citations87283077
h-index3617
i10-index25570
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
414 نتیجه برای رضا

سمانه برادران سلمانی، کیوان حجازی، وحیدرضا عسکری*، رویا عسکری، سیدمیلاد اسدی فریزی،
دوره 25، شماره 3 - ( پاییز 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سمیت پاراکوات با مکانیسم‌هایی که هنوز به‌طور کامل شناخته شده نیست؛ می‌تواند به ارگانیسم‌ها آسیب برساند. شواهد حاکی از آن است که به‌واسطه انجام تمرینات ورزشی منظم و استفاده از مکمل‌های آنتی‌اکسیدانی مناسب می‌توان به کاهش عوارض ناشی از سمیت پاراکوات کمک کرد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین هوازی به همراه مکمل پیپرین بر سطح کبدی فاکتور نکروزدهنده تومورآلفا (TNF-a) و اینترلوکین-10 (IL-10) موش‌های صحرایی القاء شده با پاراکوات انجام شد.


روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 5 گروه 8 تایی قرار گرفتند. گروه‌ها شامل: 1) شم، 2) کنترل منفی – پاراکوات، 3) پاراکوات + تمرین، 4) پاراکوات + تمرین + مکمل پیپرین و 5) پاراکوات + مکمل پیپرین بودند. تمرین هوازی به‌مدت 7 هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه به مدت 30 الی 40 دقیقه در روز با سرعت 10 تا 18 متر در دقیقه بود. سم پاراکوات به میزان 5 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن به‌صورت تزریق داخل صفاقی به موش‌های صحرایی القاء شد. مکمل پیپرین با دوز 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن روزانه گاواژ شد. غلظت TNF-a و IL-10 از بافت کبدی اندازه‌گیری شد.


یافته‌ها: بین گروه کنترل منفی - پاراکوات در مقایسه با گروه‌های شم، پاراکوات + تمرین، پاراکوات + پیپرین و پاراکوات + تمرین + پیپرین به‌ترتیب افزایش و کاهش معنی‌داری در غلظت IL-10 و TNF-a دیده شد (P<0.05). میانگین غلظت TNF-a بافت کبد در بین دو گروه کنترل منفی – پاراکوات با پاراکوات + مکمل پیپرین (P<0.05) و بین پاراکوات + تمرین + پیپرین (P<0.05)، پاراکوات + تمرین (P<0.05) و شم (P<0.05) تفاوت آماری معنی‌دار وجود داشت. بین میانگین‌های غلظت IL-10 بافت کبد در بین دو گروه کنترل منفی – پاراکوات با پاراکوات + مکمل پیپرین، پاراکوات + تمرین + پیپرین، پاراکوات + تمرین و شم تفاوت آماری معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: اجرای تمرین هوازی توام با مصرف مکمل پیپرین می‌تواند سبب کاهش التهاب ناشی از پاراکوات گردد.


نرگس امینی شیرازی، سعید رضایی، مریم اساسه، محمد پارسا عزیزی،
دوره 25، شماره 4 - ( زمستان 1402 )
چکیده

اختلال پردازش دیداری به صورت گسترده در میان افراد مبتلا به اتیسم دیده می‌شود. این مطالعه به منظور تدوین برنامه تلفیقی توانبخشی حسی مبتنی بر ویبرواکوستیک و واقعیت مجازی و بررسی اثربخشی آن بر پردازش دیداری کودکان اتیستیک انجام شد. این گزارش مورد از نوع آزمایشی با طرح ABC روی 5 کودک مبتلا به اختلال اتیسم مراجعه کننده به کلینیک توانبخشی ذهن‌آرا در نیمه دوم سال 1400 انجام شد. ابتدا برنامه تلفیقی طی 10 جلسه 30 دقیقه‌ای بر روی 2 آزمودنی که به صورت تصادفی از میان نمونه‌ها انتخاب شده بودند؛ اجرا شد. پس از مشخص شدن اعتبار برنامه، 3 آزمودنی دیگر وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه نیمرخ حسی2 استفاده شد. در مرحله خط پایه، پایان هر جلسه مداخله و پیگیری یک ماهه پرسشنامه‌ها تکمیل شد. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل دیداری، درصد بهبودی، درصد داده‌های همپوش و غیرهمپوش استفاده شد. مداخله انجام شده برای هر پنج آزمودنی اثربخش ارزیابی شد. به طوری که برای آزمودنی های شماره 1، 2، 3، 4 و 5 داده‌های غیرهمپوش به ترتیب 90 درصد، 90 درصد، 70 درصد، 100 درصد و 90 درصد حاصل شد. نتایج این مطالعه نشان داد که می‌توان از برنامه تلفیقی توانبخشی حسی برای بهبود پردازش دیداری افراد مبتلا به اتیسم استفاده نمود.


فاطمه آقایی، مجید وحیدیان رضازاده، کیوان حجازی*،
دوره 26، شماره 1 - ( بهار 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: استرس اکسیداتیو می‌تواند به سلول‌ها، پروتئین‌ها و DNA آسیب برساند و در فرایند پیری نقش داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر شش هفته تمرین پیلاتس و مکمل لیسیوم بارباروم بر شاخص‌های استرس اکسیداتیو بزاق و ترکیب بدن زنان سالمند غیرفعال انجام شد.


روش بررسی: این کارآزمایی میدانی روی 49 زن سالمند غیرفعال انجام شد. آزمودنی‌ها به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 4 گروه شامل کنترل، مکمل، تمرین و تمرین توام با مکمل تقسیم شدند. پروتکل برنامه تمرین طی شش هفته، هر هفته سه جلسه به مدت45 تا60 دقیقه با شدت 50 تا70 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه اجرا شد. گروه مکمل لیسیوم بارباروم به میزان ۱۴ گرم روزانه مصرف کردند. شاخص‌های استرس اکسیداتیو بزاق و ترکیب بدن مورد مقایسه قرار گرفت. سطح فعالیت جسمانی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی فعالیت جسمانی Kaiser (Kaiser physical activity survey) و وضعیت تندرستی نمونه‌ها با استفاده از پرسشنامه تعیین آمادگی برای فعالیت بدنی (Physical Activity Readiness Questionnaire: PAR-Q) تعیین شد.


یافته‌ها: میزان مالون‌دی‌آلدئید در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل، گروه تمرین و گروه مکمل کاهش آماری معنی‌داری داشت (P<0.05). میزان مالون‌دی‌آلدئید در گروه تمرین و گروه مکمل در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری معنی‌دار نبود. میزان کاتالاز بزاقی در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل، گروه تمرین و گروه مکمل از نظر آماری معنی‌دار نبود. میزان کاتالاز بزاقی در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل و نیز در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میزان گلوتاتیون پراکسیداز در گروه تمرین توام با مصرف مکمل در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنی‌داری نداشت؛ اما در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). میزان گلوتاتیون پراکسیداز در گروه تمرین در مقایسه با گروه مکمل افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: تمرین منظم با شدت متوسط و مکمل لیسیوم بارباروم منجربه بهبود عملکرد آنتی‌اکسیدانی و ترکیب بدن زنان سالمند غیرفعال گردید.


 


سارا مقصودلو، سعید امیرخانلو، غلامرضا روشندل، پژمان خوارزم،
دوره 26، شماره 2 - ( تابستان 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین مشکلات بیماران در مرحله پایانی نارسایی کلیه (End-Stage Renal Disease: ESRD) تامین دسترسی مناسب برای همودیالیز است که بتواند امکان دیالیز با کیفیت برای مدت طولانی را برای بیمار فراهم نماید. هر اقدامی برای حفظ عملکرد کاتترهای همودیالیز اهمیت دارد. این مطالعه به منظور تعیین عملکرد یک‌ساله کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن در استان گلستان انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 99 بیمار (34 مرد و 65 زن) دچار ESRD کاندیدای شروع یا ادامه دیالیز با کاتتر در مراکز آموزشی درمانی استان گلستان به صورت سرشماری طی سال‌های 1400 لغایت 1401 انجام شد. برای بیماران کاتتر ترانس - ژوگولار تعبیه شد و پس از گذشت یک‌سال متغیرهای سن، جنس، سابقه ابتلا به بیماری دیابت، سابقه ابتلا به بیماری پرفشاری خون، محل کاتتر (ژوگولار راست یا چپ) و مصرف داروی ضدپلاکت در عملکرد کاتترهای طولانی مدت برای تامین فلوی مناسب همودیالیز ارزیابی شدند.


یافته‌ها: در 91 نفر (91.9%) عملکرد یک‌ساله کاتتر مناسب ارزیابی شد. سن 61.6% بیماران بیش از 60 سال بود. 69 نفر (69.7%) سابقه ابتلا به فشارخون بالا و 58 نفر (58.6%) سابقه ابتلا به دیابت داشتند. 57 نفر (57.6%) داروی ضد پلاکت دریافت کردند. کاتتر 82 نفر (82.8%) در سمت راست بود. عملکرد کاتتر در افراد با داروی ضدپلاکت به طور غیرمعنی‌داری بیشتر از افرادی بود که داروی ضدپلاکت مصرف نکردند.


نتیجه‌گیری: عملکرد کاتترهای طولانی مدت در بیماران همودیالیزی مزمن مرحله پایانی نارسایی کلیه با سن، جنس، دیابت، پرفشاری خون، مصرف داروی ضدپلاکت و سمت ورید ژوگولار کاتتر تعبیه شده، ارتباطی نشان نداد.


عبدالرضا فاضل، سیدرضا خاندوزی، غلامرضا روشندل، فرزاد باقریان،
دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان در جهان و ایران شیوع بالایی داشته و با مرگ و میر بالایی همراه است. شیمی‌درمانی نئوادجوانت (Neoadjuvant Chemotherapy: NAC) یکی از روش‌های درمانی برای بهبود بقاء بیماران است. این مطالعه به منظور تعیین میزان پاسخ به NAC در مبتلایان به سرطان پستان پیشرفته موضعی براساس رسپتورهای شایع مولکولی انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 بیمار مبتلا به سرطان پستان (میانگین سنی 41.14±10.06 سال) مراجعه کننده به درمانگاه جراحی مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال‌های 1392 لغایت 1397 انجام شد. بیماران بدون متاستاز دوردست تحت رژیم درمانی NAC قرار گرفته و سپس جراحی شدند. مشخصات دموگرافیک، نوع داروها، مشخصات رسپتورهای مولکولی پاسخ به درمان آنها در چک لیستی ثبت شد. پاسخ به درمان و میزان بقاء کلی بیماران ارزیابی شد.


یافته‌ها: میانگین اندازه تومور قبل از کموتراپی NAC 3.01±2.47 سانتی‌متر (با دامنه 0-8 و میانه 2) بود و 16 درصد گرید 1، 52 درصد گرید 2 و 32 درصد گرید 3 تعیین شد.36 درصد از بیماران سابقه فامیلی مثبت داشتند. 46 درصد ER مثبت، 40 درصد PR مثبت، 22 درصد Her-2 مثبت و 78 درصد Her-2 منفی بودند. 36 درصد شاخص Ki-67 بیش از 30 درصد داشتند. 18 درصد بیماران پاسخ کامل پاتولوژیک داشتند و 82 درصد پاسخ ناکامل و یا منفی داشتند. از لحاظ سابقه فامیلی سرطان پستان وضعیت رسپتورهای Her2، ER، PR، Ki67، گرید هیستولوژیک، اندازه تومور و لنفودای آگزیلاری تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه با و بدون پاسخ پاتولوژیک کامل وجود داشت (P<0.05).


نتیجه‌گیری: میزان پاسخ کامل پاتولوژیک به کموتراپی نئوادجوانت در بیماران مبتلا به سرطان پستان پیشرفته موضعی در 18 درصد بیماران دیده شد.


زلیخا قریشی، غلامرضا محمودی شن، علی اکبر عبداللهی، ناصر بهنام پور،
دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوامل مهم استمرار بیماری‌های قلبی و عروقی و عوارض آن، عدم تبعیت از رژیم درمانی است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر دو روش آموزش با و بدون پیام‌های کوتاه یادآور بر تبعیت از رژیم درمانی بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد انجام شد.


روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی 111 بیمار مبتلا به سندرم کرونری حاد در سه گروه 37 نفری شامل گروه کنترل (آموزش‌های روتین)، گروه مداخله اول (آموزش و تحویل کتابچه) و گروه مداخله دوم (آموزش و تحویل کتابچه به همراه ارسال پیام کوتاه یادآور) در سال 1398 انجام شد. بیماران در بخش‌های CCU و post CCU مراکز آموزشی درمانی پنجم آذر گرگان، شهید صیاد شیرازی گرگان، امیرالمومنین کردکوی و آل‌جلیل آق‌قلا بستری بودند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه تبعیت از درمان در سه حیطه رژیم غذایی، رژیم دارویی، ورزش و فعالیت بود که در روز ترخیص و دو ماه بعد تکمیل شد.


یافته‌ها: میانگین نمرات تبعیت از رژیم درمانی در بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد دو ماه بعد از ترخیص در سه حیطه رژیم غذایی، رژیم دارویی و ورزش و فعالیت در گروه آموزش به همراه ارسال پیام کوتاه یادآور (به ترتیب 105.54±75.8 و 16.00±2.71 و 23.67±3.85) به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه آموزش (به ترتیب 84.73±5.02 و 11.05±1.69 و 17.45±2.48) تعیین شد (P<0.05). همچنین نمرات سه‌حیطه مورد مطالعه در هر دو گروه مداخله به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه کنترل (به ترتیب 82.68±13.54 و 11.40±1.96 و 17.67±5.04) تعیین گردید (P<0.05).


نتیجه‌گیری: استفاده از روش آموزش و تحویل کتابچه به همراه ارسال پیام کوتاه یادآور به بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد ترخیص شده از بیمارستان، موجب افزایش پایبندی به تبعیت از درمان گردید و این پایبندی در گروه مداخله دریافت کننده پیام کوتاه یادآور بیشتر بود.


مهنا یوسفی، محمدرفیع دمیرچی، علیرضا نوروزی،
دوره 26، شماره 3 - ( پاییز 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پاندمی COVID-19 باعث ایجاد تهدید اساسی در افراد سالم و افراد مبتلا به بیماری‌های مزمن از جمله سیروز کبدی شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی و نتایج درمانی بیماران دارای سیروز کبدی مبتلا به COVID-19 انجام شد.


روش بررسی: این مطالعه توصیفی گذشته‌نگر روی 9 بیمار (4 زن و 5 مرد) دارای سیروز کبدی مبتلا به COVID-19 بستری شده در مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی طی سال‌های 1398 لغایت 1399 انجام شد. ابتلا به COVID-19 با نتیجه تست PCR مثبت تشخیص داده شده بود. معیار بالینی Child-Pugh برای طبقه‌بندی شدت بیماری کبدی استفاده شد. اطلاعات دموگرافیک و بالینی، از جمله علائم اولیه و شکایات، نتایج آزمایشگاهی، نیاز به بستری در ICU، طول مدت بستری در بیمارستان و نتایج درمان از طریق مطالعه پرونده بستری بیماران، استخراج گردید.


یافته‌ها: شدت بیماری کبدی در 7 بیمار کلاس B تعیین شد. بیماری همراه شامل بیماری‌های قلبی عروقی و پرفشاری خون هرکدام در 2 بیمار، دیابت و آسم هر کدام در یک بیمار تعیین شد. تظاهرات بالینی در زمان تشخیص COVID-19 شامل آسیت در 6بیمار، تب در 5 بیمار، دیسترس تنفسی و بی‌اشتهایی هرکدام در 4 بیمار، سرفه، اشباع اکسیژن کمتر از 93 درصد و درد عضلانی هرکدام در 3 بیمار، تهوع و استفراغ در 2 بیمار و درد شکم و کاهش سطح هوشیاری هر کدام در یک بیمار بودند. سطح آلبومین همه بیماران کمتر از 4 گرم بر دسی‌لیتر بود. هموگلوبین کمتر از 12 گرم بر دسی‌لیتر در 7 بیمار تعیین شد. ترومبوسیتوپنی در 8 بیمار، لکوسیتوز در یک بیمار، لکوپنی و پانسیتوپنی هر کدام در 4 بیمار مشاهده شد. سطح آلانین ترانسفراز (AST) و آسپارتات ترانسفراز (ALT) بالاتر از 40 واحد بر لیتر به ترتیب در 6 بیمار و 5 بیمار تعیین شد. تنها یک بیمار فوت گردید که خانمی 60 ساله با سابقه بیماری کبدچرب و بیماری قلبی – عروقی و نیز سیروز کنترل نشده کلاس C بود.


نتیجه‌گیری: شایع‌ترین تظاهرات بالینی در بیماران دارای سیروز کبدی مبتلا به COVID-19 شامل آسیت، تب، دیسترس تنفسی و بی‌اشتهایی و شایع‌ترین تظاهرات آزمایشگاهی هیپوآلبومینی و ترومبوسیتوپنی تعیین شدند.


لیلا کاشانی، فاطمه سادات صمصام شریعت، نجمه شاهینی، غلامرضا وقاری، اعظم السادات حیدری یزدی،
دوره 26، شماره 4 - ( زمستان 1403 )
چکیده

 زمینه و هدف: در دوران پسا کرونا، پیام‌ها و تماس‌های ویدیویی با عزیزان، خانواده و دوستان، آنها را به هم نزدیک کرده و انزوای اجتماعی را قابل تحمل‌تر نموده است. هرچند به‌کارگیری و استفاده از این ابزارها دارای عناصر مثبت بسیاری است؛ اما موارد منفی نیز وجود دارند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع اعتیاد به اینترنت در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان و ارتباط آن با اختلالات روانپزشکی انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 189 (73 مذکر و 116 مؤنث) دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان با میانگین سنی 23.35±3.03 سال طی سال 1400 انجام شد. نمونه‌گیری از نوع در دسترس بود و تمامی دانشجویان به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ و فرم کوتاه شده پرسشنامه شخصیتی مینه‌سوتا (MMPI-2) بود که توسط دانشجویان تکمیل گردید.

یافته‌ها: 50 نفر از دانشجویان رشته پزشکی (26.45%) در معرض اعتیاد به اینترنت و 3 نفر (1.58%) دارای اعتیاد به اینترنت بودند. کمتر از 4 درصد دانشجویان اختلالات روانپزشکی شدید و 9.5% تا 19.6% دانشجویان اختلالات روانپزشکی مختلف را در حد متوسطی دارا بودند. به‌غیر از حیطه علایم هیپوکندریا، در سایر حیطه‌های اختلالات روانپزشکی شامل افسردگی (r=0.285, P<0.001)، هیستری (r=0.170, P<0.019)، سایکوپاتی (r=0.338, P<0.001)، پارانویا (r=0.384, P<0.001)، مانیا (r=0.336, P<0.001)، سایکواستنی (r=0.432, P<0.001) و اسکیزوفرنی (r=0.415, P<0.001)، بین اعتیاد به اینترنت و افزایش اختلالات روانپزشکی همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود داشت و با افزایش اعتیاد به اینترنت شدت اختلالات روانپزشکی افزایش یافت.

نتیجه‌گیری: اعتیاد به اینترنت در میان دانشجویان رشته پزشکی در سطح پایینی قرار داشته و با افزایش اعتیاد به اینترنت، شدت اختلالات روانپزشکی افزایش یافته است.


فهیمه ساجدی فر، پروین احتشام زاده، علیرضا حیدری، سحر صفرزاده،
دوره 27، شماره 1 - ( بهار 1404 )
چکیده

اوتیسم یک اختلال عصب تحولی است که نقص در مهارت‌های ارتباطی از بارزترین ملاک‌های آن است و شروع زودهنگام مداخلات فشرده یکی از عوامل تعیین کننده در پیش‌آگهی این اختلال و کاهش شدت آن است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مداخلات زودهنگام مدل دنور - والدین بر بهبود مهارت‌های ارتباطی و کاهش شدت علائم کودکان مبتلا به اوتیسم انجام شد. این گزارش مورد از نوع آزمایشی با طرح A-B روی 4 کودک (3 پسر و 1 دختر) مبتلا به اختلال اوتیسم با سن کمتر از 60 ماه مراجعه کننده به مرکز اوتیسم شکوفه‌ها شهرستان ماهشهر در سال 1400 انجام شد. در ابتدا والدین آنها در 12 جلسه انفرادی و یک‌ساعته در هفته مداخلات زودهنگام مدل دنور- والدین را آموزش دیدند. برای سنجش مهارت‌های ارتباطی از Autism Treatment Evaluation Checklist و برای سنجش شدت اوتیسم از Gilliam autism rating scale-2 استفاده شد. ارزیابی‌ها در 7 مرحله (2 ارزیابی پایه، 3 ارزیابی حین مداخله و 2 ارزیابی پیگیری) انجام گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی، تحلیل درون‌موقعیتی و بین‌موقعیتی با محاسبه درصد داده‌های ناهمپوش و همپوش انجام شد. استفاده از مداخلات زود هنگام مدل دنور- والدین باعث کاهش میانگین نمرات و بهبود چالش‌های ارتباطی و بهبود و کاهش نمرات شدت اوتیسم در هر 4 آزمودنی گردید. همچنین در تحلیل درون موقعیتی، نمرات چالش‌های ارتباطی و شدت اوتیسم آزمودنی‌ها روندی کاهشی و با ثبات داشت و در تحلیل بین موقعیتی، میزان ناهمپوشی بین داده‌ها در مراحل پایه و مداخله در بیشترین مقدار (100 درصد) و میزان همپوشی بین داده‌ها در کمترین میزان خود (صفر درصد) قرار داشت. همچنین تغییرات به‌دست آمده تا مرحله پیگیری پایدار بود. نتایج این مطالعه نشان داد که اجرای مداخلات زود هنگام مدل دنور- والدین می‌تواند باعث بهبود و کاهش چالش‌های ارتباطی و شدت علائم در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم شود.


آفاق ضامن قدیرلی، حسام الدین بابایی، مرضیه گودرزی، سهیل شهرامی راد، عارف آرمین فر، علیرضا عوض زاده، بهروز یحیایی، لیلا خجسته،
دوره 27، شماره 1 - ( بهار 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از کتامین به عنوان یکی از مشتقات فن‌سیکلیدین‌ها به عنوان ماده بیهوشی در عمل‌های جراحی، همچون داروهای دیگر می‌تواند با عوارض متعددی بر اندام‌های مختلف بدن همراه باشد. این مطالعه به منظور تعیین اثر کتامین تزریقی بر تغییرات بافت‌شناسی کبد نوزادان متولد شده از موش‌های صحرایی ماده باردار تحت بیهوشی کوتاه مدت و بلند مدت انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی 15 سر موش صحرایی ماده باردار از نژاد ویستار به صورت تصادفی به سه گروه پنج تایی شامل کنترل، بیهوشی کوتاه مدت (کتامین تزریقی mg/kg/bw 25 سه بار در هفته به مدت 4 هفته) و بیهوشی بلند مدت (کتامین تزریقی mg/kg/bw 75 یک‌بار در هفته به مدت 4 هفته) تقسیم شدند. پس از زایمان و طی دوره شیردهی هنگامی که سن نوزادان به دو هفته رسید؛ به منظور نمونه‌گیری بافتی ابتدا نوزادان موش‌های صحرایی توسط 7 واحد کتامین و 3 واحد زایلازین بیهوش و قربانی شدند و نمونه‌گیری بافتی انجام شد. نمونه‌های بافتی با ضخامت ۵ تا ۶ میکرون جدا شده و پس از ثابت‌سازی در فرمالین توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند.

یافته‌ها: در گروه بیهوشی کوتاه مدت در وریدهای مرکز لوبولی متسع و تجمع مایع با نمره شدت تغییرات 2 و برخی از هپاتوسیت‌ها دارای روند دژنراتیو نکروتیک و سیتوپلاسم اسیدوفیلیک و تیره با نمره شدت تغییرات 1 رویت شدند. در گروه بیهوشی بلند مدت بافت کبد تغییرات پرخونی در فضای پورت با نمره 1 و نیز افزایش اتساع فضاهای سینوزوئیدی و وریدهای مرکز لوبولی دارای اندازه‌های مختلف و بی‌نظمی با شدت تغییرات 1 مشاهده شد که در برخی از آنها تجمع مایع و خون نیز دیده شد. در گروه کنترل ساختارهای سلولی به صورت کاملاً منظم حفظ شده بود و نمره شدت تغییرات صفر تعیین شد.

نتیجه‌گیری: مصرف کتامین در موش‌های باردار می‌تواند سبب ایجاد تغییرات هیستوپاتولوژیک در بافت کبدی نوزادان آنها شود که در گروه بلندمدت نسبت به کوتاه‌مدت و کنترل، این تغییرات مخرب مشهودتر بود.


ناصر بهنام پور، زهرا رشیدیان، فرهاد لشکربلوکی، حمیده صادق زاده، مهناز شیخی، محمدرضا هنرور،
دوره 27، شماره 1 - ( بهار 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سوءتغذیه یکی از عوامل موثر بر تاخیر در بهبود یا شکست درمان سل است. یکی از راه‌های حمایت تغذیه‌ای ارائه سبد غذایی به بیماران مسلول در حین درمان سل است. این مطالعه به منظور تعیین اثر حمایت غذایی در نتایج درمان بیماران مبتلا به سل در استان گلستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مشاهده ای با رویکرد توصیفی - تحلیلی با ﺣﻤﺎیت دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت به صورت طولی و در دو گروه موازی در استان گلستان طی سال 1396 اجرا شد. گروه اول شامل 129 بیمار مبتلا به سل تحت درمان بودند که دو سبد حمایتی غذایی دریافت کرده و دوره درمان را تکمیل کرده بودند. گروه دوم شامل 399 بیمار مسلول فاقد دریافت سبدحمایتی غذایی بودند. نتایج شامل مرگ، غیبت از درمان، شکست درمان و بهبودی برای هر دو گروه از بیماران توسط سیستم بهداشتی پیگیری و اطلاعات مورد نیاز در پرونده بیماران ثبت و مقایسه شد.

یافته‌ها: در طی 8 ماه پیگیری از ماه دوم درمان، افزایش میانگین وزن بیماران دریافت کننده سبد حمایتی غذایی از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). بهبودی در بیماران دریافت کننده سبدحمایتی غذایی 94.6% و در بیماران با عدم دریافت سبدحمایتی غذایی 88.7% تعیین شد (P<0.05). خطر نسبی عدم بهبودی در گروه عدم دریافت سبد غذایی 2.078 برابر گروه دریافت کننده سبدحمایتی غذایی بود (95% CI: 0.961-4.494).

نتیجه‌گیری: دریافت سبد حمایتی تغذیه‌ای در اثربخشی درمان بیماران مبتلا به سل در استان گلستان موثر است.

کیمیا مرادیانی، وحیده مرادی، غلامرضا حسن زاده، حمیدرضا عسگری، اردلان شریعت،
دوره 27، شماره 2 - ( تابستان 1404 )
چکیده

 بیماران نجات یافته از سکته مغزی از عوارض متعدد حرکتی رنج می‌برند که لازمه بهبود این عوارض استمرار در درمان است. مداخله توانبخشی از راه دور با رویکرد بازی به نظر می‌رسد بتواند با فراهم کردن استمرار در درمان، موجب بهبود حرکتی در این بیماران شود. از این رو مطالعه حاضر به منظور ارزیابی توانبخشی از راه دور مبتنی بر بازی روی عملکرد حرکتی بیماران مبتلا به سکته مغزی انجام شد. مطالعه مروری نقلی، با جستجو کلیدواژه‌های «Game»، «Games»، «Serious games»، «Telerehabilitations» و «Stroke» به‌صورت تکی و ترکیبی در پایگاه داده PubMed تا اوت ۲۰۲۴ انجام شد و از ۱۱۸ مقاله یافت شده پس از حذف موارد تکراری و مقالات منتشر شده قبل از سال ۲۰۱۸ میلادی، ۹ مقاله که با معیارهای ورود و خروج مطالعه همراستا بودند؛ وارد مطالعه شدند. سپس متن مقالات انگلیسی از منظر طراحی مطالعه و نتایج حاصل از مداخله بر بهبود حرکت بررسی و مقایسه شد. از ۹ مطالعه مورد بررسی ۶ مطالعه به بهبود حرکت در اندام فوقانی، ۲ مطالعه به بهبود حرکت در اندام تحتانی و یک مطالعه به بهبود حرکت در هر دو اندام پرداخته ‌بودند. همه ۹ مطالعه مورد بررسی نتایج مثبتی بر بهبود حرکت اندام فوقانی و تحتانی با استفاده توانبخشی از راه دور مبتنی بر بازی گزارش کردند. حجم و تنوع نمونه مورد بررسی اکثر مطالعات کم بوده و در مورد میزان استفاده از بازی‌ها توافقی وجود نداشت. همچنین فناوری به‌کار رفته در بازی‌ها برای کشور‌های کمتر توسعه یافته گران بود. با توجه به نتایج مثبت این رویکرد بر بیماران سکته مغزی، طراحی بازی مقرون به صرفه بومی و گنجاندن آن در برنامه توانبخشی کشور می‌تواند برای بیماران و سیستم درمانی سودمند باشد.


شیرین رضائی، عبداله پوشانی، سیما بشارت، مهرانگیز پیچک، علیرضا نوروزی،
دوره 27، شماره 2 - ( تابستان 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان چهارگانه مبتنی بر کلاریترومایسین، درمان رایج برای ریشه‌کنی هلیکوباکترپیلوری در ایران است، اما به دلیل افزایش مقاومت آنتی بیوتیکی در سال های اخیر میزان موفقیت قابل قبولی نداشته است. این مطالعه به منظور مقایسه دو رژیم درمانی فورازولیدون و کلاریترومایسین در ریشه‌کنی هلیکوباکترپیلوری انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی گذشته‌نگر روی پرونده پزشکی 100 بیمار با میانگین سنی بیماران 11.97±45.86 سال (54 زن و 46 مرد) علامت‌دار مبتلا به عفونت هلیکوباکترپیلوری تایید شده توسط تست تنفسی اوره یا تست سریع اوره‌آز مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی گرگان به منظور انجام اندوسکوپی طی سال 1398 انجام شد. بیماران به مدت دو هفته تحت درمان با یکی از دو رژیم چهاردارویی خوراکی روتین مبتنی بر فورازولیدون و کلاریترومایسین قرار گرفته بودند. رژیم چهاردارویی اول ساب نیترات بیسموت ۲۴۰ میلی‌گرم 2 بار در روز، کلاریترومایسین ۵۰۰ میلی‌گرم 2 بار در روز، امپرازول ۲۰ میلی‌گرم یک‌بار در روز و آموکسی سیلین ۱۰۰۰ میلی‌گرم دو بار در روز دریافت نمودند. رژیم چهاردارویی دوم سابنیترات بیسموت ۲۴۰ میلی‌گرم 2 بار در روز، فورازولیدون ۲۰۰ میلی‌گرم 2 بار در روز، امپرازول ۲۰ میلی‌گرم یک‌بار در روز و آموکسی سیلین ۱۰۰۰ میلی‌گرم 2 بار در روز دریافت نمودند. میزان ریشه‌کنی هلیکوباکترپیلوری با استفاده از آزمایش آنتی‌ژن مدفوع در افراد کامل کننده کل دوره درمان (چهار هفته پس از پایان رژیم درمانی) تعیین گردید.

یافته‌ها: میزان ریشه‌کنی با درمان رژیم چهارگانه مبتنی بر فورازولیدون و کلاریترومایسین به ترتیب 98 درصد و 94 درصد تعیین شد که تفاوت آماری معنی‌داری نداشتند. نسبت شانس ریشه‌کنی هلیکوباکترپیلوری با متغیرهای سن و جنس و نوع رژیم درمانی ارتباط آماری معنی‌داری نداشت.

نتیجه‌گیری: هر دو رژیم درمانی دوهفته‌ای چهارگانه مبتنی بر فورازولیدون و کلاریترومایسین در ریشه‌کنی هلیکوباکترپیلوری موثر بوده و نسبت به هم برتری نداشتند.


عبدالرضا فاضل، سیدرضا خاندوزی، غلامرضا روشندل، عاشور کر،
دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در زنان است که هر ساله باعث مرگ بسیاری از زنان در دنیا می‌شود. باتوجه به اهمیت تعیین پروگنوز و نقش میزان بیومارکرها این مطالعه به منظور تعیین میزان بیان بیومارکر Ki-67 و ارتباط آن با زمان و محل متاستاز در مبتلایان سرطان پستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 154 زن مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی5 آذر گرگان طی سال‌های 98-1388 انجام شد. در بدو ورود میزان بیان Ki-67 در بافت با استفاده از روش IHC تعیین شد. سایر اطلاعات مورد نیاز از جمله مشخصات دموگرافیک، Stage بیماری، فاصله زمانی تشخیص بیماری تا متاستاز و محل متاستاز مشخص و مورد ارزیابی قرار گرفتند.

یافته‌ها: بیشترین درصد بیماران در گروه سنی 60-40 سال (63 درصد) بودند. سطح Ki-67 در 45 بیمار (29.2%) زیر 15درصد و در 109 بیمار (70.8%) بالای 15درصد تعیین شد. میان میزان بیان Ki-67 با فاصله زمانی بین تشخیص بیماری تا متاستاز رابطه آماری معنی‌داری مشاهده شد (P<0.05). بین میزان بیان Ki-67 با گروه سنی، محل متاستاز و stage بیماری رابطه آماری معنی‌داری یافت نشد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که افراد با سطح Ki-67 بافتی بالای 15درصد، در زمان کوتاه‌تری دچار متاستاز شدند.

 


بهینا بنی فاطمی، عزیزه کریمیان، امیررضا احمدی نیا،
دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مشکلات و چالش‌های مطرح در حرفه دندانپزشکی مسأله شکایت‌های دندانپزشکی است که بسیاری از این شکایت‌ها منجر به تعقیب جزایی و حقوقی می‌شود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی و علل شکایت بیماران از دندانپزشکان استان گلستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی 96 پرونده شکایات از دندانپزشکان استان گلستان به روش سرشماری بین سال‌های 1391 تا 1401 انجام شد. اطلاعات موردنیاز از پرونده‌ها استخراج و در فرم اطلاعاتی ثبت شد.

یافته‌ها: بیشترین شکایات به ترتیب در زمینه پروتز (29.2%) ، جراحی (26%) و اندو (18.8%) بود. دندانپزشکان مورد شکایت اغلب مرد (75%) و دارای مدرک دندانپزشکی عمومی (90.6%) بودند. 33درصد شکایات به محکومیت دندانپزشک انجامید. در هیچ‌یک از شکایات ثبت شده از متخصصان، درمانگر مقصر شناخته نشده بود.

نتیجه‌گیری: بیشترین موارد شکایت شامل پروتز، جراحی و اندو بود. دندانپزشکان اغلب مرد و دندانپزشک عمومی بودند. 33درصد شکایات به محکومیت دندانپزشک انجامید. شکایات پروتز و جراحی بیشتر در زمینه زیبایی و جراحی ایمپلنت بود که لزوم بازنگری کوریکولوم آموزشی دندانپزشکان عمومی احساس می‌شود.

 


دانیال کلاته میمری، مهدی رضائی، محمدرضا اصغرزاده،
دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کلامیدیا به عنوان یک عامل باکتریایی زئونوز، در بهداشت عمومی انسان و پرندگان دارای اهمیت است. این باکتری از خانواده کلامیدیاسه و در 11 گونه شناسایی شده است. گونه کلامیدیا پستاسی در میزبان‌های حیوانی و انسان مشترک است. از جمله میزبان‌های کلامیدیا پسیتاسی، پرندگان زینتی هستند. این باکتری در پرندگان زینتی باعث مشکلات تنفسی وگوارشی می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین آلودگی کلامیدیا در پرندگان زینتی شهرستان ارومیه انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی روی تعداد 60 سواب مدفوعی از ۶۰ پرنده زینتی در شهرستان ارومیه انجام شد. رنگ‌آمیزی گیمسا و تست مولکولی PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی جنس از نظر تکثیر قطعه 580 جفت بازی بر مبنای ژن ompA بر روی نمونه‌ها انجام شد.

یافته‌ها: در 11.7% از مرغ عشق‌های واجد علایم گوارشی و در 5.88% از مرغ عشق‌های به ظاهر سالم ملکول کلامیدیا ردیابی شد. علاوه بر آن در 11.11% عروس هلندی، 14.28% مرغ مینا، 20% قناری و 11.11% فنچ‌ها این آلودگی ردیابی شد و در سایر گونه‌ها ردیابی نشد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده وجود باکتری کلامیدیا در پرندگان زینتی شهرستان ارومیه بود که می‌تواند به عنوان منبع آلودگی در عفونت‌های گوارشی مطرح باشد.

 


بهمن آقچلی، هیلا معزز، علیجان تبرائی، علیرضا تهمتن،
دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1404 )
چکیده

ویروس آنفلوانزا که از دیرباز همراه بشر بوده؛ سالانه باعث بروز اپیدمی‌های فصلی و گاه همه‌گیری‌های جهانی می‌شود. این ویروس تنفسی بسیار مسری با چهار نوع A ، B ، C و D بوده و عمدتاً از طریق قطرات تنفسی منتقل می‌شود که در میان آنها انواع A و B بیشترین تهدید برای سلامت عمومی محسوب می‌شوند. ویروس آنفلوانزای نوع A به عنوان خطرناک‌ترین نوع، با قابلیت ایجاد علائم تنفسی از خفیف تا شدید و عوارض خطرناکی مانند پنومونی، نارسایی تنفسی و میوکاردیت شناخته می‌شود. همه‌گیری تاریخی ۱۹۱۸ با 100-50 میلیون قربانی و پاندمی ۲۰۰۹ (H1N1) با 400-100 هزار کشته، گواهی بر قدرت ویرانگر این ویروس است. گروه‌های پرخطر شامل سالمندان، کودکان، زنان باردار و افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای هستند که ۱۰درصد موارد بستری و ۳درصد مرگ‌ومیرها را تشکیل می‌دهند. علائم معمول شامل تب، سرفه، گلودرد و میالژی بوده و می‌تواند به عوارض جدی مانند سندرم زجر تنفسی شدید و تشدید بیماری‌های مزمن منجر شود. آنفلوانزا با درگیری هر دو بخش فوقانی و تحتانی دستگاه تنفسی و همراهی با علائم سیستمیک مانند تب، سردرد و میالژی شناخته می‌شود.
در این مطالعه مقطعی و گذشته‌نگر که روی 993 نمونه تهیه شده از بیماران (546 مرد و 447 زن) مشکوک به عفونت حاد تنفسی ویروسی بستری‌شده در بیمارستان‌های استان گلستان طی سال ۱۴۰۰ انجام شد؛ یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی بیماران مبتلا به آنفلوانزا ارزیابی گردید. مطالعه مورد تایید کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی گلستان (IR.GOUMS.REC.1401.383) قرار گرفت. نمونه‌ها با تست مولکولی Real-Time PCR برای آزمایشگاه تشخیص مولکولی استان ارسال شده بودند. تمامی این نمونه‌ها برای سارس کرونا ویروس 2 نیز مورد تست قرار گرفته بودند. نتایج آزمایشات به همراه داده‌های دموگرافیک، بالینی و آزمایشگاهی از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری و با نرم‌افزار آماری SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند.
از 993 نمونه تست انجام شده برای آنفلونزا، 174 آنفلونزا مثبت گزارش شدند که همگی غیر از یک مورد از نوع آنفلونزای A بودند. همچنین از 993 تست انجام شده برای سارس کرونا ویروس 2، تعداد 271 مورد مثبت گزارش گردید. همچنین 11 بیمار به عفونت همزمان (co-infection) آنفلونزا و سارس کرونا ویروس 2 مبتلا بودند. میانگین سنی بیماران آنفلونزا بستری در بخش مراقبت‌های ویژه 15.11±55.60 سال و در سایر بخش‌ها 12.1±37.51 سال تعیین شد (P<0.015). از لحاظ جنسیت، نسبت مردان به زنان بستری در بخش مراقبت‌های ویژه 3 برابر و در سایر بخش‌ها 1.35 برابر تعیین شد (P<0.031). در بیماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه، بالاترین درصد علامت بالینی مربوط به تب، سرفه، لرز و بی‌اشتهایی و در بیماران بستری در سایر بخش‌ها، تب و بعد از آن سرفه، درد در قفسه‌سینه و لرز تعیین شد. بین بیماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه با سایر بخش‌ها در علایمی از قبیل بی‌اشتهایی، آرترالژی، میالژی، گلودرد، سرفه، تهوع، سردرد و لرز، اختلاف آماری معنی‌دار بود (P<0.05). فاکتورهای خونی از قبیل گلبول سفید، درصد نوتروفیل و لنفوسیت، هموگلوبین، ESR و پلاکت مورد ارزیابی قرار گرفتند که در بین دو گروه بیماران اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده نشد. فاکتورهای بیوشمیایی از قبیل BUN، کراتینین، سدیم، پتاسیم، آنزیم‌های کبدی نظیر آلانین ترانس آمیناز، آسپارتات ترانس آمیناز، آلکالین فسفاتاز، لاکتات دهیدروژناز، کراتین فسفوکیناز بیلی‌روبین مستقیم و غیرمستقیم نیز مورد بررسی قرار گرفتند که در بین دو گروه بیماران اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید. همچنین سایر فاکتورهایی از قبیل درصد اشباع اکسیژن و دی‌اکسید کربن و بی‌کربنات و اسیدیته خون مورد ارزیابی قرار گرفتند که درصد اشباع اکسیژن و دی‌اکسیدکربن بین دو گروه از لحاظ آماری اختلاف معنی‌دار نشان داد (P<0.05).
با توجه به یافته‌های این مطالعه، سن و جنسیت از عوامل مؤثر در شدت بیماری آنفلوانزا هستند. به‌طوری که مردان و افراد مسن به‌ویژه در معرض خطر بستری در بخش مراقبت‌های ویژه قرار داشتند. همچنین شیوع بالای آنفلوانزای A و موارد هم‌زمان با سارس کروناویروس 2 اهمیت تشخیص دقیق و درمان مناسب را برجسته می‌سازد. با توجه به افزایش خطر ابتلا و شدت بیماری در سالمندان، اجرای برنامه‌های پیشگیرانه مانند واکسیناسیون سالانه آنفلوانزا و COVID-19 در این گروه ضروری است. همچنین، توجه به یافته‌های آزمایشگاهی مانند سطح اکسیژن خون، می‌تواند در شناسایی زودهنگام بیماران پرخطر مؤثر باشد.


سیدمحمد آریا، مریم زاهدی، فاطمه محمدزاده، علیرضا سیدی نیاکی، سمیه قربانی،
دوره 27، شماره 4 - ( زمستان 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کم کاری تیروئید سندرم بالینی است که در نتیجه نقص در تولید هورمون‌های تیروئید رخ می‌دهد. علیرغم طبیعی شدن سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) با درمان لووتیروکسین، بسیاری از بیماران همچنان علائم باقی‌مانده را تجربه می‌کنند که پرسش‌هایی را در مورد کفایت درمان استاندارد ایجاد می‌کند یا درمان‌های دیگر مثل ترکیب لووتیروکسین همراه لووتیرونین ممکن است در بعضی کارایی بیشتری داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان علائم باقی‌مانده پس از طبیعی شدن TSH در بیماران هایپوتیروئیدی شهر گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 200 بیمار (193 زن و 7 مرد) با میانگین سنی 41.81±12.25 سال مبتلا به کم‌کاری تیروئید تحت درمان منظم و TSH طبیعی شده مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی غدد درون ریز در شهر گرگان طی سال 1401 انجام شد. از افراد واجد شرایط خواسته شد تا چک لیستی را که علائم شایع کم‌کاری تیروئید شامل احساس خستگی، خشکی پوست، افزایش وزن، عدم تحمل سرما، یبوست، گرفتگی عضلانی، پف آلودگی پلک‌ها و صورت و ریزش موها را ارزیابی می‌کند؛ تکمیل کنند. داده‌های پاراکلینیکی شامل سطوح TSH و Anti-TPO نیز جمع‌آوری شدند.

یافته‌ها: شایع‌ترین علائم باقیمانده کم‌کاری تیروئید خستگی (74.2%) ، عدم تحمل سرما (73.7%) و خشکی پوست (73.2%) بودند. بین شاخص توده بدنی (BMI) و خشکی پوست ارتباط آماری معنی داری یافت شد (P<0.05). با این حال، هیچ ارتباط معنی‌داری بین سطح TSH و تداوم علائم یافت نگردید.

نتیجه‌گیری: علی‌رغم TSH طبیعی، علائم کم‌کاری تیروئید شامل احساس خستگی، عدم تحمل سرما و خشکی پوست در بیش از 70 درصد موارد، باقی می‌ماند.


محمدرضا هنرور، مهسا غفاری، ناصر بهنام پور،
دوره 27، شماره 4 - ( زمستان 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سل شایع‌ترین بیماری عفونی است که منجر به مرگ بیماران در دنیا می‌شود که عامل آن باکتری مایکوباکتریوم توبرکلوزیس است. کاهش وزن اغلب در بیماران مبتلا به سل هنگام تشخیص بیماری دیده می‌شود. تغییر وزن بدن بیماران به عنوان یک مارکر پیش‌بینی کننده بالقوه نتیجه درمان سل به‌ویژه در سل حساس به دارو شناسایی شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی تغییر وزن در طول درمان بیماری سل و عوامل مرتبط با آن در استان گلستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه کوهورت تاریخی روی 348 بیمار (178 مذکر و 170 مونث) مبتلا به سل مراجعه کننده به مراکز بهداشت استان گلستان در سال 1399 انجام شد. متغیرهای سن، جنسیت، نوع سل، وزن قبل و بعد از درمان، سکونت در شهر یا روستا و نتیجه درمان، از پرونده بیماران در سامانه TB Register استخراج شد. سپس وزن بیماران در سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی، قبل و بعد از درمان مقایسه گردید.

یافته‌ها: وزن بیماران بعد از درمان به طور متوسط 1.98 کیلوگرم افزایش آماری معنی‌داری یافت (P<0.05). افزایش وزن بعد از درمان بر اساس درجه مثبت بودن اسمیر خلط در بیماران ریوی (اسمیر مثبت و منفی) نسبت به بیماران خارج ریوی بیشتر بود و به‌طور کلی افزایش وزن در هر سه گروه ریوی اسمیر مثبت، ریوی اسمیر منفی و خارج ریوی از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افزایش وزن در هر سه گروه اسمیر خلط مثبت (یک تا سه مثبت)، از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). بیشترین تغییر وزن در بیماران دارای اسمیر خلط دو مثبت رخ داد. افزایش میانگین وزن هم در بیماران اسمیر خلط منفی و هم سایر حالات از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افراد دارای اسمیر خلط منفی نسبت به سایر حالات افزایش وزن بیشتری داشتند. هر چند افزایش وزن در مردان کمی بیشتر از زنان بود؛ اما در هر دو گروه مردان و زنان از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). افزایش میانگین وزن در بیماران ساکن شهر و روستا از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). به طوری که بیماران ساکن روستا نسبت به بیماران ساکن شهر افزایش وزن بیشتری داشتند. افزایش وزن بیماران در گروه سنی زیر 15 سال، 65-15 سال و نیز بالاتر از 65 سال از نظر آماری معنی‌دار بود (P<0.05). کمترین تغییر وزن در گروه سنی بیشتر از 65 سال و بیشترین تغییر در گروه سنی کمتر از 15 سال مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: نوع بیماری سل از جمله سل ریوی یا خارج ریوی، درجه مثبت بودن اسمیر خلط، نتایج نهایی درمان، جنسیت، محل سکونت و سن از عوامل مرتبط با تغییر وزن در بیماران مبتلا به سل بودند.


بهمن آقچلی، سیدامیررضا حجازیان، غزاله علیزاد، صادقعلی عظیمی، علیرضا تهمتن،
دوره 27، شماره 4 - ( زمستان 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: همه‌گیری COVID-19 تنوع قابل توجهی در پیامدهای بالینی ناشی از عوامل دموگرافیک، جغرافیایی و عوامل زمینه‌ای آشکار ساخته است که این امر لزوم درک بهتر از روند پیشرفت بیماری را برجسته می‌سازد. این مطالعه به منظور تعیین ویژگی‌های بالینی، پیامد و پیش‌بینی‌کننده‌های شدت بیماری در بیماران بستری COVID-19 در گرگان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش مقطعی روی داده‌های ۷۳۶ بیمار بستری مبتلا به COVID-19 (58.6% مذکر، میانگین سنی ۵۵ سال، بازه سنی 1 تا 94 سال) در مرکز آموزشی درمانی ۵ آذر گرگان در سال ۱۴۰۰ انجام شد. نمونه‌گیری به صورت در دسترس و انتخاب بیماران بر اساس تکمیل بودن پرونده‌های الکترونیک آنها بود. بیماران بر اساس پیامد بیماری (بهبودی/مرگ) و شدت بیماری (بستری در ICU/بستری عادی) طبقه‌بندی شدند. داده‌های دموگرافیک، علائم و بیماری‌های همراه از پرونده‌های الکترونیک سلامت استخراج شد. معیارهای ورود شامل تأیید تشخیص با RT-qPCR (Reverse transcription-quantitative PCR) و معیارهای خروج شامل نقص اطلاعات یا انتقال بیمار به مراکز دیگر بود.

یافته‌ها: میزان مرگ‌ومیر 31.3% درصد تعیین شد که عمدتاً در گروه سنی بزرگسالان مسن رخ داده بود (P<0.05). 21.2% از موارد به ‌دلیل شدت بیماری نیاز به بستری در بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) داشتند. تنگی نفس به‌طور معنی‌داری با هر دو پیامد (مرگ‌ومیر و شدت بیماری) مرتبط بود (P<0.05). میزان بیماران فوت شده با تنگی نفس 62.6% و بیماران بهبودیافته 37.4%  تعیین شد. بیماری‌های همراه مانند بیماری‌های قلبی و بیماری انسدادی مزمن ریه (COPD) با افزایش مرگ‌ و میر مرتبط بودند (P<0.05).

نتیجه‌گیری: سن بالا و بیماری‌های همراه خاص، پیش‌بینی کننده‌های کلیدی پیامدهای شدید بودند. شناسایی زودهنگام علائم، به‌ویژه تنگی‌نفس و مداخلات هدفمند برای گروه‌های پرخطر ضروری است.



صفحه 20 از 21     

مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان Journal of Gorgan University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.34 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4745
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)